این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
لطف بیکران خداوند بود که با سایت شما آشنا شدم. و اولین آشنایی من با شما یک فایلی که در مورد شرک نورزیدن به خدا منتشر شد. و صدای شما در گوش من بود. و زمان زیادی برد که به سمت شما و سایت کشیده شدم و قطعا حکمت خدا بوده . که من دورهامو بزنم و با اساتید دیگر کلاس بگذرونم و بعد به استاد بزرگ و بزرگوار هدایت بشوم. با خودم عهد بستم سالهای سال با دیدن فقط ویدیو های استاد عباس منش بگذرونم . که به حقیقت دریافتم راه نجاتم هستید. تقریبا همه ی فایل های رایگان را یک بار دیده ام اما دریافتم که با یک بار دیدن چیزی حل نمیشه شاید بارها و بارها باید گوش کنم تا بشود جزو باورهایم.
واقعا استاد در مغز من نمیگنجد حتی درآمد 100 میلیونی در ماه چه برسد به میلیارد. ولی همانطور که شما در این فایل ارزشمند گفتید سعی میکنم باور کنم. که میشود. که میشود. که میشود.
با گوش دادن بارها
با خواندن کامنت دوستان و…
پروردگارا سپاسگذارم برای مهربانی و محبتت که از طریق استاد عباس منش این راهنمایی ها و هدایت را به طرف من فرستادی. قطعا این خداوند هست که از طریق استاد با من صحبت میکند.
این اولین کامنت من هست.
نوشتن برای من سخت بود. و خیلی مقاومت داشتم.
خداوند را سپاسگذارم که لطف و رحمتش را شامل من کرد تا بتوانم بنویسم.
امیدوارم استاد وقتی یکبار سایت را باز میکنم و در قسمت نشانه من ویدیو نشانه روزم را میبینم زیرش بنویسم که استاد من به درآمد روزانه ثابت یا درآمد 100 میلیون ماهانه رسیده ام.
افسردگی یعنی نداشتن عزت نفس، افسردگی یعنی غرق شدن در ترس های احتمالی اینده و در اتفاقات منفی گذشته
واقعا تنها دلیلش همینه و هیچ دکتر و قرصی نمیتونه درمان کنه این موضوع رو…
تنها درمان افسردگی اینه که کم کم و آروم آروم شروع به تمرکز بر نکات مثبت کنیم، کسی که افسرده شده در مدار خیلی پایینی هست و خیلی زود نمیتونه مدارشو بالا بیاره… باید اروم اروم و قدم به قدم جلو بیاد…
به قول خانم شایسته در یک مقاله که در زمان افسردگی و حال خیلی بد حتی با خوردن غذاهای خوشمزه میتوتیم یک روزنه ای برای خروج از مدار منفی به مدار بهتر پیدا کنیم
چون کسی که افسرده شده تقریبا همه چی بی معنی و بی مزه شده براش و نمیتونه واقعا که احساس سپاسگزاری داشته باشه
اما این قانون جهانه که در هر شرایط راهش هست که کمی احساس بهتر کنیم… این احساس بهتر میتونه روزی 1 دقیقه باشه، باید از همون روزنه استفاده کنیم و انقدر تکرارش کنیم تا کم کم دلایل بیشتری برای سپاسگزاری واقعی داشته باشیم و پیدا کنیم…
فرد افسرده باید تکاملش رو در این مسیر طی کنه و بدونه که این مسیر نیازمند استمرار و تعهده و تنها راه درمان اینه که احساسش رو روز به روز بهتر کنه… همین وبس
و کم کم وقتی حالش بهتر شد شروع کنه به ترمیم عزت نفسش… شروع کنه به رفتن در دل ترساش و تقویت ایمانش… شروع کنه به تحسین خودش و دیدن توانایی هاش….
در کل توجه بر نکات مثبت، شاه کلید و درمان هرچیزیه….
ایمان و قدرت و شجاعت و هرچیزی که خوبه در مدار تمرکز روی زیبایی ها وجود داره…
تمرکز روی زیبایی ها و اعراض و بی توجهی از نازیبایی ها…
و مخصوووووووووصا صحبت کردن در مرد زیبایی ها و مخصووووووصا صحبت “نکردن” در مورد ناخواسته ها…. این کلیده
و اینو یادمون باشه در هر مداری که هستیم، هرچقدر بد و هرچقدر خوب، همیشه و همیشه و همیشه یک راهی هست برای رفتن به مدار بالاتر یا حتی پایینتر…
همیشه راه بین مدار ها وجود داره هرچند خیلی کوچیک اما هست…
و میشه هر روز بهتر کنیم خودمون رو….
وقتی اینکارو میکنیم جهان اروم اروم کمک میکنه به ما با اتفاقات و شرایط که قوی تر بشیم… این تجربه ی شخص خودمه واقعا…
کلیپ انگیزشی افسردگی چقدر عالی و با مفهوم خوبی بود و افسردگی چیزی است که انسان را بد خلق و منفی گرا و احساس بدی هر روز داریم تجربه میکنیم و این ضعف ما را از اجتماع و مردم دور میکنه اما در این سایت و ادامه دادن آن برای موفقیت باید از این ضعف دوری کنیم مثلا خجالتی و ترس از قضاوت دیگران و نباید داشته باشید
افرادی که درگیر سگ سیاه شدن در تمام جنبه های زندگی تاثیر بدی رو میذاره و باید با تمام قوا غمگین نباشیم و احساس خودمان را خوب نگه داریم تا ثروت و برکت وارد زندگیمان شود و این ما هستیم که می توانیم انتخاب کنیم که احساس خوبی داشته باشیم یا نه زندگی کردن با چیزهایی که میبینیم و لذت میبریم قطعاً جهانم اتفاقات خوب را برای ما به جا میذاره و سپاسگزاری تعهد ایمان و آگاهی به آرامش درونی خود باید برسیم تا بتوانیم سگ سیاه را شکست دهیم تا موفق شویم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
سلاااام به بهترین استاد دنیا سلام به خانم شایسته عزیز
سلام به همگی
قسمت بیست و چهارم روزشمار تحول زندگی من
خدایا وقتی که میخوای تغییر کنی ببین چقدر قشنگ کمکت میکنه هدایت میکنه
دیشب که نشانه ی امروز من رو نگاه کردم امروز خواستم فایل جدید ببینم چون 24 ساعت نگذشته همون فایل قبلی میومد که اومدم اینجا و همه چیز هماهنگ خدایا شکرت
استاد من میخوام ثروتمند بشم و خودم برای خودم لباس بخرم کتاب گوشی و همینطور 206آلبالویی بعد از اونجایی که تا حالا بیشترین پولی که ساختم 150هزار تومنه اصلا نمیتونستم قبول کنم که میتونم به خواسته هام برسم و چند روز پیش گفتم حداقلش بتونم بسته ی اینترنت بخرم برای خودم پس ادامه بدم کارمو
یعنی اومدم خواستمو کوچیک کردم تا دیشب که نشانه ی امروز رو دیدم و دوباره خواسته های بزرگمو مثل ماشین خواستم و میگفتم یعنی میشه تا 3ماه دیگه ماشین داشته باشم ؟ بله میشه اگه که باورش کنم !که سخته هنوز هم چون همش یه نجوایی میگه تکاملت رو طی کن اینجوری نمیشه تو نمیتونی فوقش تا 3ماه دیگه گوشیتو بخری ولی استاد اگه من همه ی تمرکزم رو بذارم برای ساختن باور ثروت آیا باز هم زیاد طول میکشه قطعاا نه شما کمتر از شش ماه بدون اینکه تجربه ای در اینترنت داشته باشید ساییتون اول شده این یعنی میشه تو کمتر از شش ماه به خواستم برسم
البته اینکه دارم تلاش میکنم تا باور کنم وذهنم قبول نمیکنه بهش حق میدم چون مثل شما قبلش که سمینار برگزار کرده بودید و به موفقیت های زیادی رسیدید و اون اعتماد به نفس رو داشتید من الان ندارم ولی ذهنمو اینجوری ساکت میکنم که حالا زمان برای رسیدن به خواستم تعیین نکنم فقط حرکت کنم و خیلیی زیاد روی باورهام کار کنم خیلی مواظب ورودی ها باشم شاید انقدر خوب کار کردم که کمتر از 3 ماه به خواستم برسم !
از امروز که آغاز روزه تا شب مراقب هستم تا به باورهام کمک کنم و من این خواستمو یعنی 206 آلبالویی رو اینجا مینویسم و هرروز برای به دست آوردن ثروت زیاد روی باورهام و مهارت کارم کار میکنم مثل شما که انقدر برای سایت زحمت کشیدید و هنوز هم ادامه میدید من اون فایل گفت وگو در مورد سایت رو گوش دادم اونجا شما از کارهایی که برای سایت کردید گفتید اینکه خانم شایسته تا 4صبح داره کار میکنه
خوب این حد از تمرکز روی کار و باور اینکه من میتوانم ،همچین نتیجه ی فوق العاده ای رو هم داره !!
استاد برای اینکه من هم مثل شما اعتماد به نفس داشته باشم که میشود باید یه سری کارها از قبل انجام داده باشم برای همین اومدم هدف کوتاه مدتم رو نوشتم و با رسیدن به اون ها اعتماد به نفس اینکه ببین تونستی پس ادامه بده میشود اون هدف ها( خرید کتاب های زیست دهم زیست یازدهم و جامع ریاضیات و ماگ هستش ) خواسته ی کوچیکیه که با رسیدن بهش باورپذیری در من راحت میشه
خدای من شکرت احساسم خیلی عالی میشه وقتی که دقیقا همون چیزی میخوام که میشه و انقدر خوب هدایت میشم راست میگید که خدا خودش درست میکنه براتون به راحتیییی اگه که باور کنید!!! نمیخواد که زجر بکشید اگه با تمام وجودتون ایمان داشته باشید شرایط ،آدمها ،اتفاق هایی رخ میده که شما به خواستتون برسید این پاداش ایمان آورندگانه این دستان خداوند هستش که به یاری ات اومده
خدایا هزاران بارشکرت
من تلاش میکنم به آدمی تبدیل بشم که دوست دارم با تمام وجودم روی باور هام کار میکنم
من متوجه نبودم که دلیل اصلی مشکلات من وجود همین سگ سیاهه.
اول بگم که من هیچوقت فکر نمیکردم، بتونم بیام و اینقدر شفاف از خودم بگم. اما من اینجا راحتم. و میدونم که نوشتن اینها باعث رشدم میشه.
من تا سه سال پیش یه دختر بسیار باهوش، شارپ، کنجکاو و بشدت باانگیزه و یادگیرنده بودم. حافظه ی بسیار خوبی داشتم، درحدی که تقریبا هر روز و هر لحظه ی زندگیم با دقت کامل یادم میموند و همیشه و همیشه خندون بودم و باعث خنده دیگران با شوخ طبعی های زیرکانه ام.
دوستای زیادی داشتم و ارتباط اجتماعی خوبی رو برای خودم خلق کرده بودم. بسیار دوست داشتنی بودم و بدون اینکه بدونم روی خودم کار میکردم و همیشه با خودم حرف میزدم.
درسم عالی بود همیشه جز 3 نفر برتر کلاس بودم و تصور crystal clear واضحی از آینده ام داشتم و سرشار از اعتماد به نفس بودم. و بسیار خودم رو باور داشتم.
تا اینکه پندمیک شد و من ایزوله شدم، ارتباطاتم با دوستام محدود شد و من خودمو به مرور گم کردم. همزمان با استاد هم آشنا شدم و جسته گریخته آموزشها رو دنبال میکردم. درسی که میخواستم بخونم، دندونپزشکی بود. با اینکه نسبتا دوستش داشتم به واسطه ی تصورات جذابی که با ذهن بینهایت خلاقم ساخته بودم، اما 90 درصد به خاطر اینکه شنیده هام راجب درآمد بسیار خوب دندونپزشکا رفته بودم سراغش. و توی برنامه ام دنبال مردن همزمان علایقم هم گذاشته بودم در سطح حرفه ای.(بازیگری)
وقتی با آموزشها جلو رفتم، متوجه این اصل شدم که شغل خاص دلیل بر ثروتمند شدن یا فقیر بودن افراد نیست و تو میتونی در هر شغلی بینهایت ثروت بسازی، همه ی معادلات ذهنی و حساب و کتاب هایی که کرده بودم به هم ریخت…
راجب بازیگری هم گفتم خب من ممکنه مجبور باشم نقش منفی بازی کنم و احساسم رو گونه های مختلف بد کنم و از اونجایی که میخوام توی این حوزه قوی باشم و حرفه ای عمل کنم، نمیتونم ادا دربیارم و باید خالصانه احساسم رو ایجاد کنم. و با آشنایی با قانون احساس خوب = اتفاقات خوب، گفتم خب پس اینم هیچی! چون اگه اینجوری باشه من باید زندگیام نابود بشه… (چون بیشتر هم نقشهایی که قدرت دارن رو تصور کرده بودم که خیلی موقع ها توی احساسات سخت قرار میگیرن و یا از جایی که فکرش رو نمیکنن ضربه میخورن و … .)
درنتیجه یه مدت سردرگم شدم.
هی دورم خودم میچرخیدم.
یه مدت رفته بودم توی خط آدمای سوپر موفق مثل ایلان ماسک و بیل گیتس و … و فکر میکردم که منم باید فیزیک، کامپیوتر، برنامه نویسی، هوش مصنوعی یا یه چیزی که توی این فضاهاست بخونم. و نمیفهمیدم اون باوره که شغل خاص دلیل ثروت افراد نیست، داره به شکل دیگه ای گریبانم رو میگیره.
پارسال همین موقع ها که امتحانات نهایی ام داشت تموم میشد و من هنوز نمیدونستم میخوام چی بخونم و اصلا چه آینده ای رو میتونم برای خودم متصور بشم (چون طبیعتا وسط این سردرگمی ها اعتماد به نفسم خیلی پایین اومده بود)، یک ترس و استرس وحشتناک افتاد به جونم.
آها این رو هم بگم که من باز هم بعد از آموزش ها تابوی ذهنیام نسبت به مهاجرت شکسته شد و این باور در من شکل گرفت که اصلا نمیشه من مهاجرت نکنم!
و در یک کلام کل کاری که کردم این بود که بدون اینکه دست به عمل بزنم افکارم رو هی بزرگ و بزرگتر کردم و به خیال خودم بالاتر رفتم.
اما غافل از اینکه من روی هوا داشتم میرفتم بالا و اینقدر کله ام داغ بود که فقط بالا رو میدیدم و اصلا ندیدم که خیلی وقته زیر پام خالیه.
و نتیجه ی این کمال گرایی و این فکر که اصلا دانشگاه های ایران بدرد نمیخورن و من میخوام فقط برم آمریکا یا کانادا با بورس درس بخونم توی لیسانس (توهم محض…)، اون رعب و وحشتی بود که به جان من افتاده بود و نذاشت توی اون مدت یه آب خوش از گلوم پایین بره و بشدت منو تضعیف کرد.
این فکر باعث شده بود که من دیگه برای آزمون سراسری هم آماده نشم و اینقدر به خودم اطمینان نداشته باشم، که حتی جرئت مواجه شدن با ضعف خودم رو هم نداشته باشم و کنکور هم ندم. همزمان چون باور نداشتم که میشه به غیر از زبان خوندن و مدرکش رو گرفتن، هیچ اقدام دیگه ای انجام ندادم و مهاجرت هم هیچ شد.
چون هنوز خودم رو پیدا نکرده بودم و طبیعتا هیچکس هم نمیتونه توی اون حالت ترس و استرس بسیار زیاد قدم از قدم برداره چه رسد به اینکه بخواد خودش رو کشف کنه، اون ترس ها بیشتر و بیشتر شد تا تقریبا میتونم بگم به افسردگی رسید.
مسیرم از دوستام هم جدا شده بود و دیگه دوستی هم آنچنان نداشتم.
این وسط با همون اوضاع روحی باز آموزشا رو دنبال میکردم اما ایمانم خیلی ضعیف شده بود.
ولی همون کورسوی امیدی شد تا خداوند هدایتم کنه و یه لول از اون شرایط بهتر بشم.
متوجه شدم میتونم با شرط معدل برم دانشگاه.
این وسط ها یه سری نشونه از معماری دیدم. البته قبل از دندونپزشکی هم به معماری علاقه داشتم و یه تجربه ی کوچیک هم داشتم و ازش خوشم اومده بود.
خداروشکر توی رشته در همین حوزه قبول شدم و تحصیلم رو شروع کردم.
اعتماد به نفس پایین همچنان همراه من بود. افسردگی هم همینطور. و احساس میکردم که اونجا جای من نیست.
یکم که جلو رفتم اوضاع بهتر شد. توی درسام بهتر عمل کردم، چند تا دوست پیدا کردم و درسا رو خیلی خوب میخوندم و تقریبا همه نمراتم 20 بود.
اما بازم ته قلبم راضی نبودم. میگفتم من باید توی یه دانشگاه بهتر درس بخونم.
خلاصه اش کنم،
کلی تکامل طی کردم تا الان به این رسیدم که بله معماری اون چیزیه که من میخوام یادش بگیرم و توش ماهر بشم. خداروشکر به الگوهای خیلی خوبی هم هدایت شدم توی این مسیر.
و برای معماری کجا بهتر از ایتالیا؟!
حالا،
بعد از پشت سر گذاشتن تمام این فراز و نشیب ها، هدفم رو گذاشتم برای قبولی توی دو دانشگاه برتر ایتالیا و تقریبا 2 ماه دیگه هم آزمون دارم.
و تمام تلاشم رو میکنم و دارم از وجودم مایه میذارم تا مطالب رو از بهر بشم و بالاخره بعد از 3 سال چیزی رو رقم بزنم که واقعا میخوام و یک قدم مهم اما طبق تکامل و رو به جلو بردارم.
خداوند خیلی خوب داره هدایتم میکنه و انصافا من هم دارم تمام سعی ام رو میکنم.
همزمان هم دارم عزت نفسم رو بازسازی میکنم. تا الان خیلی بهتر شدم اما باز هم خیلی راه دارم تا به سطح خوب و مطلوبی از عزت نفس برسم.
این کامنت رو خیلی با دقت نوشتم. دلیلش هم اینه که میخوام از خودم ردپا به جا بذارم و این لطف رو به خودم بکنم و جلوی بد شدن شرایط زندگیم رو بگیرم و به جاش فرمون رو به سمت زیبایی ها، هدایت ها و اتفاقات خوبی که میتونم تجربه کنم بچرخونم. دارم سعی میکنم درونم نهادینه کنم که این خداست که قدرت مطلق در این جهانه، و ازش ممنونم که داره من رو به سمت بهترینها هدایت میکنه به آسانی و زیبایی.
این تعهد به امید خدا ادامه داره…
برای همتون سلامتی، زیبایی، شادی، آرامش و ثروت و نعمت بیحساب رو آرزو میکنم.
امروز سومین روزی هست که به خودم تعهد دادم که کمتر به دیگران گله و شکایت کنم و در مورد هر نازیبایی که در زندگیم پیش میاد انگشت اشارم فقط به سمت خودم باشه به این نتیجه رسیدم که بیام از اول فایلهای مربوط به کنترل ذهن رو بصورت تمرکزی کار کنم استاد جونم البته اینو یادم هست که حتی در مورد کنترل ذهن هم قانون تکامل رو نباید فراموش کنم و یادم باشه من هر بار که روی این موضوع تلاش کنم حتی در روز 1ساعت کمتر بتونم دنبال مقصری بیرون از خودم بگردم من به مرور زمان کنترل ذهنم بهتر و بهتر میشه و نباید ناامید بشم
خب به طورتمرکزی بخوام رو این قضیه کار کنم باید بگم من اگر بخوام همسر فرزند پدر مادر دیگران جامعه سیاست دولت رهبر وغیره رو زندگیم موثر بدونم به جایی میرسم که انگار برگی در باد هستم و قطعا باعث میشه روز به روز ناامید تر باشم و فکر کنم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم و روز به روز وابسته تر میشم به آدمها چون اونها رو موثر در زندگیم میدونم روز به روز از قدرتی که خدا در خلق زندگیم داده غافل تر میشم ..خوب هر بار که به آدمها وابسته تر میشم هر بار که دست رد به سینم بزنن ناامیدتر میشم هر بار که با امید به اینکه من یه کاری کنم از خودم بزنم که اونها هم فلان کار رو برام انجام بدن وقتی اونها اون انتظاری که من دارم رو برآورده نکنن باعث میشه وجودم پر از نفرت و خشم و غضب میشه و نتیجه اینکه روز به روز این سگ سیاه در وجودم بزرگتر میشه و ناامیدتر میشم
خب راه حل چیه محبوبه
راه حل اینه که باورهای رو بسازم ..راه حل اینه من بفهمم من هستم که این آدمها رو دور خودم جمع کردم من هستم که کیفیت ارتباطات اطرافم رو تعیین میکنم .من هستم که ماشینی که سوار میشم رومشخص میکنم ومن هستم که محل زندگیم رومشخص میکنم من با قوانین ثابتی که خدا برام تعیین کرده میتونم بهشت رو بسازم یا یه جهنم برای خودم درست کنم …من وقتی بهشت رو برای خودم بسازم نه فقط خودم بلکه اطرافیانم هم از برکات این تمرکز ذهنی من و نتایج من لذت میبرن مثل استاد عزیزمون که برکات کنترل ذهنش الان به میلیون ها نفر رسیده و مهم تر از همه به خانواده ش ..مهمترینش اینه پدر و مادر استاد از داشتن فرزندی مثل استاد به خودشون افتخار میکنن و آرامش خاطر دارن و خیر و منفعت مالی فراوانی استاد برای عزیزانش داشته به غیر از باورهای درستی که استاد در اطرافیانش به وجود آورده که استاد تونسته پس ما هم میتونیم .پس یادت باشه محبوبه چقدر این کنترل ذهن مهمه چقدر مهمه که من دست از سر بقیه بردارم و برم تو لاک خودشناسی خودم و دنیامو ازیه نگاه بهتر ببینم ازاین نگاه که بدونم من خالقم چرا که روح خدا در وجود منه و من مثل خدای خودم خاصیت خلق کنندگی دارم
واقعا باید به تک تک جملات فایل استادخوب گوش داد تکرار کرد و دوباره گوش داد هر جمله پر از باور ،پر از نکات کلیدی که با عمل کردن به اون میشه زندگیتو متحول کنی
واقعا استاد حرف شما رو دارم در زندگی روزمره ام میبینم آدم هایی که به آنچه میخوان نمیرسن و کسانی رو میبینن که به اون خواسته ها رسیدن رو فقط تخریب میکنن و در مقابلش مقاومت دارن نمیخوان قبول کنن که باید فکرتو و راهتو عوض کنی .واقعا استاد تو مثال سایت ،نکات زیبایی اشاره کردن،وقتی حرف از تعداد کامنت بود در سمینار اعلام کردن میخوان بهترین سایت موفقیت در6ماه آینده در ایران باشن .خدای من این نشان از ایمان قوی و عالی استاد داره و این ایمان مثل دیواری است که خشت به خشتش رو استاد با تمرکز و تفکر و ساختن باور های درست بدست آورده .برام لذت بخشه وقتی استاد حتی به نوع کامنتها و افرادی که کامنت میزارم هم تمرکز میکنه و سایتی توحیدی همونطور که میخواد میسازه و حالا با کامنت دوست عزیزمون به مقیاس جهانی دست پیدا میکنه بهترین سایت موفقت در جهان. و این یعنی رشد استاد این یعنی ایمان استوار استاد که همیشه برای بچه های سایت قابل تحسین بوده
استاد عزیزم ،تعهد بدون مذاکرتون ،پایداریتون،تفکر عمیقتون به مسائل و شهودی زیستنتون رو هر لحظه تحسین میکنم و خدا رو شاکرم اینجام در این سایت توحیدی عالی که سوالتم جواب داده شد .تناقض ها از بین رفت ،راه واضح و مشخص شد و فقط میماند حرکت و عمل من .اگر قبلا هزار دلیل برای نرفتن داشتم الان هیچ دلیلی برای ماندن ندارم .فقط حرکت و حرکت و حرکت .
اینجا جای رشد است استادی که همراه شاگردانش در حال طی کردن این مسیر است میآموزد و آموزش میدهد و چه امانت دار خوبی برای الهام خداوند .چه انسان متعهدی برای انجام این رسالت و من میخواهم در این مسیر رشد کنم طوری که لحظه مرگ هم توقفی برای خودم نبینم و این مسیر را ابدی بدانم .
خداوندا تو را شکر برای نعمت زیبای زندگی ،برای قدرت خلق کردن ،نعمت زیبای شادی ،شاکر بودن و عاشق بودن
خدای مهربان و یاری رسانم سپاس برای هدایتم، برای تمام انسانهایی که وسیله شدن تا تو را بیابم .سپاس برای اینکه احساست میکنم .با تو حرف میزنم و باتو شادی را تجربه میکنم .
استادم سپاس گزارم از شما که دستی هستید برای بلند شدنم برای حرکت کردن و دویدنم
باور نکردن یک موفقیت و یک پیروزی در دیگران این سبب می شود که گاهی اوقات ما نتوانیم آن را باور کنیم و در این موقع شروع به انکار آن می کنیم و شروع به برچسب زدن به آن می کنیم
این فایل برای من این درس عالی را داشت که می توان به موفقیت های دیگران هم دست پیدا کرد
فقط کافی است که من به این فکر کنم که آن شخص چطور و چگونه به این خواسته دست پیدا کرده است
انکار کردن موفقیت ها و دستاورد های دیگران ناشی از عدم باورهای من است
ناشی از عدم شناخت من است
خوب این موقع من دیگر نمی توانم براحتی و آسانی به دستاورد های خوب خودم برسم
این صحبت های استاد حاکی از این است که هیچ چیز امکان ناپذیر نیست و هر چیزی را که بخواهم می توانم به دست بیاورم
نکته عالی دیگر این است که
وقتی که می خواهم کاری را انجام بدهم نیازی نیست به دیگران در آن مورد صحبت کنم و خودم قدم بردارم برای حرکت کردن
چرا که به علت باورهای محدود کننده خیلی از افراد هرگز نمی توانند آن ایده و هدف را قبول کنند
خودم برای خودم کافی هستم
وقتی که خودم ایمان داشته باشم که به هدف خودم دست پیدا می کنم همین کافی است و این یک انگیزه و یک سوخت عالی برای حرکت کردن است
نکته عالی دیگر
هر زمان که من کاری را انجام می دهم و دیگران از اتفاق افتادن آن هم باور ندارند نیازی نیست که هرگز در آن مورد با آنها بحث کرد و بخواهم که آنها را قانع کنم و فقط کافی است که من دنبال راه خودم بروم و تمام
چرا که من خودم خلق می کنم و وقتی که مدار من درست باشد جهان هم من را در همان مداری قرار می دهد که دیگران به آن نیاز دارند
یک درس عالی دیگر
هر اتفاقی که به برای دیگران می افتد آن اتفاق برای من هم می تواند بیفتد و من هم می توانم به آن دست پیدا کنم
اگر کسی به چیزی نرسیده است دلیل بر آن نیست که آن وجود ندارد بلکه دلیل بر آن است که او نتوانسته است و این نشان از عدم باورهای او می تواند باشد
پس بیایم باورهای خودم را تغییر بدهم و باورهای خودم را بزرگتر کنم
سلام استاد عجب کلیپی بود
خدااای من
چقد این داستان آشنا بود
مخصوصا اون تصویری ک آدم ها خیلی بزرگ بودن و شخصیت اصلی خیلی کوچیک کنار پای اونها وایساده بود
واندازه سگ سیاه هم خیلی بزرگ بود
این منو یاد زمانی از زندگیم انداخت ک واگویه های ذهنم اینقدر بلند بود ک گوشمو کر میکرد
و مدام منو سرزنش وتحقیر میکرد
و مدام منو بابقیه مقایسه میکرد
و میگفت تو لایق نیستی
ارزشی نداری
خدای من
این کلیپ تلنگر بزرگی بهم زد
ک کجا بودم قبلا
حتی نمیتونستم تصمیمی بگیرم برای خودم
و چقد خدا بهم لطف داشت و باتضادی ک سرراهم قرار داد
بیدارم کرد
و منو ب این مسیر
ب این سایت
ب این استاد توحیدی
ب این آموزش های الهی
ب قانون هدایت کرد
الهی صدهزاررر بارشکرت خدای مهربونم سپاسگزارم
مرررسی استاد چقد فوق العاده ای تو آخه
سپاسگزار خداوندم ک منو باشما اشنا کرد
و منو ب این کیپ هدایت
تا ب یاد بیارم نعمت هابی ک الان دارم
آرامشی ک الان دارم
واینکه خودم خالق زندگیم هستم
و
با سلا و احترام خدمت استاد عزیزم
لطف بیکران خداوند بود که با سایت شما آشنا شدم. و اولین آشنایی من با شما یک فایلی که در مورد شرک نورزیدن به خدا منتشر شد. و صدای شما در گوش من بود. و زمان زیادی برد که به سمت شما و سایت کشیده شدم و قطعا حکمت خدا بوده . که من دورهامو بزنم و با اساتید دیگر کلاس بگذرونم و بعد به استاد بزرگ و بزرگوار هدایت بشوم. با خودم عهد بستم سالهای سال با دیدن فقط ویدیو های استاد عباس منش بگذرونم . که به حقیقت دریافتم راه نجاتم هستید. تقریبا همه ی فایل های رایگان را یک بار دیده ام اما دریافتم که با یک بار دیدن چیزی حل نمیشه شاید بارها و بارها باید گوش کنم تا بشود جزو باورهایم.
واقعا استاد در مغز من نمیگنجد حتی درآمد 100 میلیونی در ماه چه برسد به میلیارد. ولی همانطور که شما در این فایل ارزشمند گفتید سعی میکنم باور کنم. که میشود. که میشود. که میشود.
با گوش دادن بارها
با خواندن کامنت دوستان و…
پروردگارا سپاسگذارم برای مهربانی و محبتت که از طریق استاد عباس منش این راهنمایی ها و هدایت را به طرف من فرستادی. قطعا این خداوند هست که از طریق استاد با من صحبت میکند.
این اولین کامنت من هست.
نوشتن برای من سخت بود. و خیلی مقاومت داشتم.
خداوند را سپاسگذارم که لطف و رحمتش را شامل من کرد تا بتوانم بنویسم.
امیدوارم استاد وقتی یکبار سایت را باز میکنم و در قسمت نشانه من ویدیو نشانه روزم را میبینم زیرش بنویسم که استاد من به درآمد روزانه ثابت یا درآمد 100 میلیون ماهانه رسیده ام.
سپاسگذارم از قسمت نشانه امروز من
با تشکر
به نام خدا
درمان سگ سیاه افسردگی
افسردگی یعنی نداشتن عزت نفس، افسردگی یعنی غرق شدن در ترس های احتمالی اینده و در اتفاقات منفی گذشته
واقعا تنها دلیلش همینه و هیچ دکتر و قرصی نمیتونه درمان کنه این موضوع رو…
تنها درمان افسردگی اینه که کم کم و آروم آروم شروع به تمرکز بر نکات مثبت کنیم، کسی که افسرده شده در مدار خیلی پایینی هست و خیلی زود نمیتونه مدارشو بالا بیاره… باید اروم اروم و قدم به قدم جلو بیاد…
به قول خانم شایسته در یک مقاله که در زمان افسردگی و حال خیلی بد حتی با خوردن غذاهای خوشمزه میتوتیم یک روزنه ای برای خروج از مدار منفی به مدار بهتر پیدا کنیم
چون کسی که افسرده شده تقریبا همه چی بی معنی و بی مزه شده براش و نمیتونه واقعا که احساس سپاسگزاری داشته باشه
اما این قانون جهانه که در هر شرایط راهش هست که کمی احساس بهتر کنیم… این احساس بهتر میتونه روزی 1 دقیقه باشه، باید از همون روزنه استفاده کنیم و انقدر تکرارش کنیم تا کم کم دلایل بیشتری برای سپاسگزاری واقعی داشته باشیم و پیدا کنیم…
فرد افسرده باید تکاملش رو در این مسیر طی کنه و بدونه که این مسیر نیازمند استمرار و تعهده و تنها راه درمان اینه که احساسش رو روز به روز بهتر کنه… همین وبس
و کم کم وقتی حالش بهتر شد شروع کنه به ترمیم عزت نفسش… شروع کنه به رفتن در دل ترساش و تقویت ایمانش… شروع کنه به تحسین خودش و دیدن توانایی هاش….
در کل توجه بر نکات مثبت، شاه کلید و درمان هرچیزیه….
ایمان و قدرت و شجاعت و هرچیزی که خوبه در مدار تمرکز روی زیبایی ها وجود داره…
تمرکز روی زیبایی ها و اعراض و بی توجهی از نازیبایی ها…
و مخصوووووووووصا صحبت کردن در مرد زیبایی ها و مخصووووووصا صحبت “نکردن” در مورد ناخواسته ها…. این کلیده
و اینو یادمون باشه در هر مداری که هستیم، هرچقدر بد و هرچقدر خوب، همیشه و همیشه و همیشه یک راهی هست برای رفتن به مدار بالاتر یا حتی پایینتر…
همیشه راه بین مدار ها وجود داره هرچند خیلی کوچیک اما هست…
و میشه هر روز بهتر کنیم خودمون رو….
وقتی اینکارو میکنیم جهان اروم اروم کمک میکنه به ما با اتفاقات و شرایط که قوی تر بشیم… این تجربه ی شخص خودمه واقعا…
من همچین تجربه ای رو داشتم…
تمرکز روی زیبایی ها همه چیزه….
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد وخانم شایسته وهمه دوستان خوبم
کلیپ انگیزشی افسردگی چقدر عالی و با مفهوم خوبی بود و افسردگی چیزی است که انسان را بد خلق و منفی گرا و احساس بدی هر روز داریم تجربه میکنیم و این ضعف ما را از اجتماع و مردم دور میکنه اما در این سایت و ادامه دادن آن برای موفقیت باید از این ضعف دوری کنیم مثلا خجالتی و ترس از قضاوت دیگران و نباید داشته باشید
افرادی که درگیر سگ سیاه شدن در تمام جنبه های زندگی تاثیر بدی رو میذاره و باید با تمام قوا غمگین نباشیم و احساس خودمان را خوب نگه داریم تا ثروت و برکت وارد زندگیمان شود و این ما هستیم که می توانیم انتخاب کنیم که احساس خوبی داشته باشیم یا نه زندگی کردن با چیزهایی که میبینیم و لذت میبریم قطعاً جهانم اتفاقات خوب را برای ما به جا میذاره و سپاسگزاری تعهد ایمان و آگاهی به آرامش درونی خود باید برسیم تا بتوانیم سگ سیاه را شکست دهیم تا موفق شویم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
خدااای من خدای من شکرت
سلاااام به بهترین استاد دنیا سلام به خانم شایسته عزیز
سلام به همگی
قسمت بیست و چهارم روزشمار تحول زندگی من
خدایا وقتی که میخوای تغییر کنی ببین چقدر قشنگ کمکت میکنه هدایت میکنه
دیشب که نشانه ی امروز من رو نگاه کردم امروز خواستم فایل جدید ببینم چون 24 ساعت نگذشته همون فایل قبلی میومد که اومدم اینجا و همه چیز هماهنگ خدایا شکرت
استاد من میخوام ثروتمند بشم و خودم برای خودم لباس بخرم کتاب گوشی و همینطور 206آلبالویی بعد از اونجایی که تا حالا بیشترین پولی که ساختم 150هزار تومنه اصلا نمیتونستم قبول کنم که میتونم به خواسته هام برسم و چند روز پیش گفتم حداقلش بتونم بسته ی اینترنت بخرم برای خودم پس ادامه بدم کارمو
یعنی اومدم خواستمو کوچیک کردم تا دیشب که نشانه ی امروز رو دیدم و دوباره خواسته های بزرگمو مثل ماشین خواستم و میگفتم یعنی میشه تا 3ماه دیگه ماشین داشته باشم ؟ بله میشه اگه که باورش کنم !که سخته هنوز هم چون همش یه نجوایی میگه تکاملت رو طی کن اینجوری نمیشه تو نمیتونی فوقش تا 3ماه دیگه گوشیتو بخری ولی استاد اگه من همه ی تمرکزم رو بذارم برای ساختن باور ثروت آیا باز هم زیاد طول میکشه قطعاا نه شما کمتر از شش ماه بدون اینکه تجربه ای در اینترنت داشته باشید ساییتون اول شده این یعنی میشه تو کمتر از شش ماه به خواستم برسم
البته اینکه دارم تلاش میکنم تا باور کنم وذهنم قبول نمیکنه بهش حق میدم چون مثل شما قبلش که سمینار برگزار کرده بودید و به موفقیت های زیادی رسیدید و اون اعتماد به نفس رو داشتید من الان ندارم ولی ذهنمو اینجوری ساکت میکنم که حالا زمان برای رسیدن به خواستم تعیین نکنم فقط حرکت کنم و خیلیی زیاد روی باورهام کار کنم خیلی مواظب ورودی ها باشم شاید انقدر خوب کار کردم که کمتر از 3 ماه به خواستم برسم !
از امروز که آغاز روزه تا شب مراقب هستم تا به باورهام کمک کنم و من این خواستمو یعنی 206 آلبالویی رو اینجا مینویسم و هرروز برای به دست آوردن ثروت زیاد روی باورهام و مهارت کارم کار میکنم مثل شما که انقدر برای سایت زحمت کشیدید و هنوز هم ادامه میدید من اون فایل گفت وگو در مورد سایت رو گوش دادم اونجا شما از کارهایی که برای سایت کردید گفتید اینکه خانم شایسته تا 4صبح داره کار میکنه
خوب این حد از تمرکز روی کار و باور اینکه من میتوانم ،همچین نتیجه ی فوق العاده ای رو هم داره !!
استاد برای اینکه من هم مثل شما اعتماد به نفس داشته باشم که میشود باید یه سری کارها از قبل انجام داده باشم برای همین اومدم هدف کوتاه مدتم رو نوشتم و با رسیدن به اون ها اعتماد به نفس اینکه ببین تونستی پس ادامه بده میشود اون هدف ها( خرید کتاب های زیست دهم زیست یازدهم و جامع ریاضیات و ماگ هستش ) خواسته ی کوچیکیه که با رسیدن بهش باورپذیری در من راحت میشه
خدای من شکرت احساسم خیلی عالی میشه وقتی که دقیقا همون چیزی میخوام که میشه و انقدر خوب هدایت میشم راست میگید که خدا خودش درست میکنه براتون به راحتیییی اگه که باور کنید!!! نمیخواد که زجر بکشید اگه با تمام وجودتون ایمان داشته باشید شرایط ،آدمها ،اتفاق هایی رخ میده که شما به خواستتون برسید این پاداش ایمان آورندگانه این دستان خداوند هستش که به یاری ات اومده
خدایا هزاران بارشکرت
من تلاش میکنم به آدمی تبدیل بشم که دوست دارم با تمام وجودم روی باور هام کار میکنم
سلام به دوستای عزیزم
روز دوم تعهدم
من متوجه نبودم که دلیل اصلی مشکلات من وجود همین سگ سیاهه.
اول بگم که من هیچوقت فکر نمیکردم، بتونم بیام و اینقدر شفاف از خودم بگم. اما من اینجا راحتم. و میدونم که نوشتن اینها باعث رشدم میشه.
من تا سه سال پیش یه دختر بسیار باهوش، شارپ، کنجکاو و بشدت باانگیزه و یادگیرنده بودم. حافظه ی بسیار خوبی داشتم، درحدی که تقریبا هر روز و هر لحظه ی زندگیم با دقت کامل یادم میموند و همیشه و همیشه خندون بودم و باعث خنده دیگران با شوخ طبعی های زیرکانه ام.
دوستای زیادی داشتم و ارتباط اجتماعی خوبی رو برای خودم خلق کرده بودم. بسیار دوست داشتنی بودم و بدون اینکه بدونم روی خودم کار میکردم و همیشه با خودم حرف میزدم.
درسم عالی بود همیشه جز 3 نفر برتر کلاس بودم و تصور crystal clear واضحی از آینده ام داشتم و سرشار از اعتماد به نفس بودم. و بسیار خودم رو باور داشتم.
تا اینکه پندمیک شد و من ایزوله شدم، ارتباطاتم با دوستام محدود شد و من خودمو به مرور گم کردم. همزمان با استاد هم آشنا شدم و جسته گریخته آموزشها رو دنبال میکردم. درسی که میخواستم بخونم، دندونپزشکی بود. با اینکه نسبتا دوستش داشتم به واسطه ی تصورات جذابی که با ذهن بینهایت خلاقم ساخته بودم، اما 90 درصد به خاطر اینکه شنیده هام راجب درآمد بسیار خوب دندونپزشکا رفته بودم سراغش. و توی برنامه ام دنبال مردن همزمان علایقم هم گذاشته بودم در سطح حرفه ای.(بازیگری)
وقتی با آموزشها جلو رفتم، متوجه این اصل شدم که شغل خاص دلیل بر ثروتمند شدن یا فقیر بودن افراد نیست و تو میتونی در هر شغلی بینهایت ثروت بسازی، همه ی معادلات ذهنی و حساب و کتاب هایی که کرده بودم به هم ریخت…
راجب بازیگری هم گفتم خب من ممکنه مجبور باشم نقش منفی بازی کنم و احساسم رو گونه های مختلف بد کنم و از اونجایی که میخوام توی این حوزه قوی باشم و حرفه ای عمل کنم، نمیتونم ادا دربیارم و باید خالصانه احساسم رو ایجاد کنم. و با آشنایی با قانون احساس خوب = اتفاقات خوب، گفتم خب پس اینم هیچی! چون اگه اینجوری باشه من باید زندگیام نابود بشه… (چون بیشتر هم نقشهایی که قدرت دارن رو تصور کرده بودم که خیلی موقع ها توی احساسات سخت قرار میگیرن و یا از جایی که فکرش رو نمیکنن ضربه میخورن و … .)
درنتیجه یه مدت سردرگم شدم.
هی دورم خودم میچرخیدم.
یه مدت رفته بودم توی خط آدمای سوپر موفق مثل ایلان ماسک و بیل گیتس و … و فکر میکردم که منم باید فیزیک، کامپیوتر، برنامه نویسی، هوش مصنوعی یا یه چیزی که توی این فضاهاست بخونم. و نمیفهمیدم اون باوره که شغل خاص دلیل ثروت افراد نیست، داره به شکل دیگه ای گریبانم رو میگیره.
پارسال همین موقع ها که امتحانات نهایی ام داشت تموم میشد و من هنوز نمیدونستم میخوام چی بخونم و اصلا چه آینده ای رو میتونم برای خودم متصور بشم (چون طبیعتا وسط این سردرگمی ها اعتماد به نفسم خیلی پایین اومده بود)، یک ترس و استرس وحشتناک افتاد به جونم.
آها این رو هم بگم که من باز هم بعد از آموزش ها تابوی ذهنیام نسبت به مهاجرت شکسته شد و این باور در من شکل گرفت که اصلا نمیشه من مهاجرت نکنم!
و در یک کلام کل کاری که کردم این بود که بدون اینکه دست به عمل بزنم افکارم رو هی بزرگ و بزرگتر کردم و به خیال خودم بالاتر رفتم.
اما غافل از اینکه من روی هوا داشتم میرفتم بالا و اینقدر کله ام داغ بود که فقط بالا رو میدیدم و اصلا ندیدم که خیلی وقته زیر پام خالیه.
و نتیجه ی این کمال گرایی و این فکر که اصلا دانشگاه های ایران بدرد نمیخورن و من میخوام فقط برم آمریکا یا کانادا با بورس درس بخونم توی لیسانس (توهم محض…)، اون رعب و وحشتی بود که به جان من افتاده بود و نذاشت توی اون مدت یه آب خوش از گلوم پایین بره و بشدت منو تضعیف کرد.
این فکر باعث شده بود که من دیگه برای آزمون سراسری هم آماده نشم و اینقدر به خودم اطمینان نداشته باشم، که حتی جرئت مواجه شدن با ضعف خودم رو هم نداشته باشم و کنکور هم ندم. همزمان چون باور نداشتم که میشه به غیر از زبان خوندن و مدرکش رو گرفتن، هیچ اقدام دیگه ای انجام ندادم و مهاجرت هم هیچ شد.
چون هنوز خودم رو پیدا نکرده بودم و طبیعتا هیچکس هم نمیتونه توی اون حالت ترس و استرس بسیار زیاد قدم از قدم برداره چه رسد به اینکه بخواد خودش رو کشف کنه، اون ترس ها بیشتر و بیشتر شد تا تقریبا میتونم بگم به افسردگی رسید.
مسیرم از دوستام هم جدا شده بود و دیگه دوستی هم آنچنان نداشتم.
این وسط با همون اوضاع روحی باز آموزشا رو دنبال میکردم اما ایمانم خیلی ضعیف شده بود.
ولی همون کورسوی امیدی شد تا خداوند هدایتم کنه و یه لول از اون شرایط بهتر بشم.
متوجه شدم میتونم با شرط معدل برم دانشگاه.
این وسط ها یه سری نشونه از معماری دیدم. البته قبل از دندونپزشکی هم به معماری علاقه داشتم و یه تجربه ی کوچیک هم داشتم و ازش خوشم اومده بود.
خداروشکر توی رشته در همین حوزه قبول شدم و تحصیلم رو شروع کردم.
اعتماد به نفس پایین همچنان همراه من بود. افسردگی هم همینطور. و احساس میکردم که اونجا جای من نیست.
یکم که جلو رفتم اوضاع بهتر شد. توی درسام بهتر عمل کردم، چند تا دوست پیدا کردم و درسا رو خیلی خوب میخوندم و تقریبا همه نمراتم 20 بود.
اما بازم ته قلبم راضی نبودم. میگفتم من باید توی یه دانشگاه بهتر درس بخونم.
خلاصه اش کنم،
کلی تکامل طی کردم تا الان به این رسیدم که بله معماری اون چیزیه که من میخوام یادش بگیرم و توش ماهر بشم. خداروشکر به الگوهای خیلی خوبی هم هدایت شدم توی این مسیر.
و برای معماری کجا بهتر از ایتالیا؟!
حالا،
بعد از پشت سر گذاشتن تمام این فراز و نشیب ها، هدفم رو گذاشتم برای قبولی توی دو دانشگاه برتر ایتالیا و تقریبا 2 ماه دیگه هم آزمون دارم.
و تمام تلاشم رو میکنم و دارم از وجودم مایه میذارم تا مطالب رو از بهر بشم و بالاخره بعد از 3 سال چیزی رو رقم بزنم که واقعا میخوام و یک قدم مهم اما طبق تکامل و رو به جلو بردارم.
خداوند خیلی خوب داره هدایتم میکنه و انصافا من هم دارم تمام سعی ام رو میکنم.
همزمان هم دارم عزت نفسم رو بازسازی میکنم. تا الان خیلی بهتر شدم اما باز هم خیلی راه دارم تا به سطح خوب و مطلوبی از عزت نفس برسم.
این کامنت رو خیلی با دقت نوشتم. دلیلش هم اینه که میخوام از خودم ردپا به جا بذارم و این لطف رو به خودم بکنم و جلوی بد شدن شرایط زندگیم رو بگیرم و به جاش فرمون رو به سمت زیبایی ها، هدایت ها و اتفاقات خوبی که میتونم تجربه کنم بچرخونم. دارم سعی میکنم درونم نهادینه کنم که این خداست که قدرت مطلق در این جهانه، و ازش ممنونم که داره من رو به سمت بهترینها هدایت میکنه به آسانی و زیبایی.
این تعهد به امید خدا ادامه داره…
برای همتون سلامتی، زیبایی، شادی، آرامش و ثروت و نعمت بیحساب رو آرزو میکنم.
خدایا شکرت
شاد و سلامت باشید؛)
سلام استاد خوبم
امروز سومین روزی هست که به خودم تعهد دادم که کمتر به دیگران گله و شکایت کنم و در مورد هر نازیبایی که در زندگیم پیش میاد انگشت اشارم فقط به سمت خودم باشه به این نتیجه رسیدم که بیام از اول فایلهای مربوط به کنترل ذهن رو بصورت تمرکزی کار کنم استاد جونم البته اینو یادم هست که حتی در مورد کنترل ذهن هم قانون تکامل رو نباید فراموش کنم و یادم باشه من هر بار که روی این موضوع تلاش کنم حتی در روز 1ساعت کمتر بتونم دنبال مقصری بیرون از خودم بگردم من به مرور زمان کنترل ذهنم بهتر و بهتر میشه و نباید ناامید بشم
خب به طورتمرکزی بخوام رو این قضیه کار کنم باید بگم من اگر بخوام همسر فرزند پدر مادر دیگران جامعه سیاست دولت رهبر وغیره رو زندگیم موثر بدونم به جایی میرسم که انگار برگی در باد هستم و قطعا باعث میشه روز به روز ناامید تر باشم و فکر کنم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم و روز به روز وابسته تر میشم به آدمها چون اونها رو موثر در زندگیم میدونم روز به روز از قدرتی که خدا در خلق زندگیم داده غافل تر میشم ..خوب هر بار که به آدمها وابسته تر میشم هر بار که دست رد به سینم بزنن ناامیدتر میشم هر بار که با امید به اینکه من یه کاری کنم از خودم بزنم که اونها هم فلان کار رو برام انجام بدن وقتی اونها اون انتظاری که من دارم رو برآورده نکنن باعث میشه وجودم پر از نفرت و خشم و غضب میشه و نتیجه اینکه روز به روز این سگ سیاه در وجودم بزرگتر میشه و ناامیدتر میشم
خب راه حل چیه محبوبه
راه حل اینه که باورهای رو بسازم ..راه حل اینه من بفهمم من هستم که این آدمها رو دور خودم جمع کردم من هستم که کیفیت ارتباطات اطرافم رو تعیین میکنم .من هستم که ماشینی که سوار میشم رومشخص میکنم ومن هستم که محل زندگیم رومشخص میکنم من با قوانین ثابتی که خدا برام تعیین کرده میتونم بهشت رو بسازم یا یه جهنم برای خودم درست کنم …من وقتی بهشت رو برای خودم بسازم نه فقط خودم بلکه اطرافیانم هم از برکات این تمرکز ذهنی من و نتایج من لذت میبرن مثل استاد عزیزمون که برکات کنترل ذهنش الان به میلیون ها نفر رسیده و مهم تر از همه به خانواده ش ..مهمترینش اینه پدر و مادر استاد از داشتن فرزندی مثل استاد به خودشون افتخار میکنن و آرامش خاطر دارن و خیر و منفعت مالی فراوانی استاد برای عزیزانش داشته به غیر از باورهای درستی که استاد در اطرافیانش به وجود آورده که استاد تونسته پس ما هم میتونیم .پس یادت باشه محبوبه چقدر این کنترل ذهن مهمه چقدر مهمه که من دست از سر بقیه بردارم و برم تو لاک خودشناسی خودم و دنیامو ازیه نگاه بهتر ببینم ازاین نگاه که بدونم من خالقم چرا که روح خدا در وجود منه و من مثل خدای خودم خاصیت خلق کنندگی دارم
ردپای روز ٢۴م
از دیروز نشستم و نت های جا مونده رو دارم کامل میکنم
الان ک این فایل مجدد گوش دادم یادم ب سال ٨٢ افتاد
اون زمان برای کنکور زبان میخوندم
صب میرفتم کتابخونه تا عصر
ی دختری اونجا بود که همیشه ب خاطر تیپ و طاهرش مورد توجهم بود ( من اجازه ارایش و پوشیدن لباس دلخواهم نداشتم)
خیلی پای کتاب نبود بیشتر حرف میزد
ی روز باهاش هم صحبت شدم که برای چ رشته ای میخونی
گفت زبان
گفتم فلان منبع خوندی
گفت من دیکشنری حفظم
و با شنیدن این جمله ی چیزی درونم فروریخت ی خس ترس، ناتوانی، سست شدم
اومدم سر میزم
دیکشنری باز کردم و ورق زدم دیدم
من خیلی از کلمات بلد نیستم
اون روز حالم گرفته شد
زد و هر دو تو یک دانشگاه پذیرفته شدیم
البته توی گروه من نبود و نمیدونستم که سطحش تو کلاس چطوره
چون پرداخت هزینه دانشگاه برای خانواده ام سخت بود، میخواستم هر طور شده حتی ی ترم زودتر تمام کنم تا کمکی ب خانواده ام کرده باشم
خوب درس میخوندم و تو دانشگاه کار هم میکردم که کمک هزینه باشه برای پرداخت شهریه ام
ی بار ترم ۵ بودم
اون دختر تو آموزش دیدم
و فهمیدم که داره درسهای ترم ٣ رو پاس میکنه
اون دختر که ادعای بلدی زبان داشت
تو درسهای ساده ترم های اول مونده بود
و من اون روز تو کتابخونه چ راحت گول حرفش خوردم
و خیلی خیلی وقتها ب خاطر زود باوریم ضربه دیدم
خودم تو مدار اشتباه بردم و نگه داشتم
( صداقت برای من خیلی مهم و تا سالها فکر میکردم ک این ی اصل همگانی و همه بهش پایبندن، )
اگر میفهمیدم ک کسی دروغ میگه باورش برام سخت بود که چطور این ادم با این سن، داشتن فلان موقعیت ، دروغگوِ، قبولش برام سخت بود
برا همین زودباوری هام، جهان چَکهایی ب من زد که ب خودم بیام
خداروشکر برای همین لحظه
خداروشکر دیشب ک دوستم اومد سر حرفی رو باز کنه که میدونستم شدیدا حال بد میکنه
بهش گفتم، ولش کن نگو، من ذهنم خیلی درگیر میسه و حالمون بد میشه
و ایشونم ادامه نداد ( قبلا ساعتها این موضوعات زیر و رو میکردیم
ولی الان میدونم توجه کنم میرم تو مداش
و من خواسته های دیگه ای دارم
باید کار کنم تا برم تو مدار خواسته هام نه ناخواسته ها
به نام مهربان ترین
سلام استاد عزیزم و مریم مهربان و دوستان همراهم
واقعا باید به تک تک جملات فایل استادخوب گوش داد تکرار کرد و دوباره گوش داد هر جمله پر از باور ،پر از نکات کلیدی که با عمل کردن به اون میشه زندگیتو متحول کنی
واقعا استاد حرف شما رو دارم در زندگی روزمره ام میبینم آدم هایی که به آنچه میخوان نمیرسن و کسانی رو میبینن که به اون خواسته ها رسیدن رو فقط تخریب میکنن و در مقابلش مقاومت دارن نمیخوان قبول کنن که باید فکرتو و راهتو عوض کنی .واقعا استاد تو مثال سایت ،نکات زیبایی اشاره کردن،وقتی حرف از تعداد کامنت بود در سمینار اعلام کردن میخوان بهترین سایت موفقیت در6ماه آینده در ایران باشن .خدای من این نشان از ایمان قوی و عالی استاد داره و این ایمان مثل دیواری است که خشت به خشتش رو استاد با تمرکز و تفکر و ساختن باور های درست بدست آورده .برام لذت بخشه وقتی استاد حتی به نوع کامنتها و افرادی که کامنت میزارم هم تمرکز میکنه و سایتی توحیدی همونطور که میخواد میسازه و حالا با کامنت دوست عزیزمون به مقیاس جهانی دست پیدا میکنه بهترین سایت موفقت در جهان. و این یعنی رشد استاد این یعنی ایمان استوار استاد که همیشه برای بچه های سایت قابل تحسین بوده
استاد عزیزم ،تعهد بدون مذاکرتون ،پایداریتون،تفکر عمیقتون به مسائل و شهودی زیستنتون رو هر لحظه تحسین میکنم و خدا رو شاکرم اینجام در این سایت توحیدی عالی که سوالتم جواب داده شد .تناقض ها از بین رفت ،راه واضح و مشخص شد و فقط میماند حرکت و عمل من .اگر قبلا هزار دلیل برای نرفتن داشتم الان هیچ دلیلی برای ماندن ندارم .فقط حرکت و حرکت و حرکت .
اینجا جای رشد است استادی که همراه شاگردانش در حال طی کردن این مسیر است میآموزد و آموزش میدهد و چه امانت دار خوبی برای الهام خداوند .چه انسان متعهدی برای انجام این رسالت و من میخواهم در این مسیر رشد کنم طوری که لحظه مرگ هم توقفی برای خودم نبینم و این مسیر را ابدی بدانم .
خداوندا تو را شکر برای نعمت زیبای زندگی ،برای قدرت خلق کردن ،نعمت زیبای شادی ،شاکر بودن و عاشق بودن
خدای مهربان و یاری رسانم سپاس برای هدایتم، برای تمام انسانهایی که وسیله شدن تا تو را بیابم .سپاس برای اینکه احساست میکنم .با تو حرف میزنم و باتو شادی را تجربه میکنم .
استادم سپاس گزارم از شما که دستی هستید برای بلند شدنم برای حرکت کردن و دویدنم
مریمم ممنون
دوستانم ممنون .
زهرای من ممنون .
سلام بر استاد مهربان
سلام بر دوستان عالی خوب خودم
باور نکردن یک موفقیت و یک پیروزی در دیگران این سبب می شود که گاهی اوقات ما نتوانیم آن را باور کنیم و در این موقع شروع به انکار آن می کنیم و شروع به برچسب زدن به آن می کنیم
این فایل برای من این درس عالی را داشت که می توان به موفقیت های دیگران هم دست پیدا کرد
فقط کافی است که من به این فکر کنم که آن شخص چطور و چگونه به این خواسته دست پیدا کرده است
انکار کردن موفقیت ها و دستاورد های دیگران ناشی از عدم باورهای من است
ناشی از عدم شناخت من است
خوب این موقع من دیگر نمی توانم براحتی و آسانی به دستاورد های خوب خودم برسم
این صحبت های استاد حاکی از این است که هیچ چیز امکان ناپذیر نیست و هر چیزی را که بخواهم می توانم به دست بیاورم
نکته عالی دیگر این است که
وقتی که می خواهم کاری را انجام بدهم نیازی نیست به دیگران در آن مورد صحبت کنم و خودم قدم بردارم برای حرکت کردن
چرا که به علت باورهای محدود کننده خیلی از افراد هرگز نمی توانند آن ایده و هدف را قبول کنند
خودم برای خودم کافی هستم
وقتی که خودم ایمان داشته باشم که به هدف خودم دست پیدا می کنم همین کافی است و این یک انگیزه و یک سوخت عالی برای حرکت کردن است
نکته عالی دیگر
هر زمان که من کاری را انجام می دهم و دیگران از اتفاق افتادن آن هم باور ندارند نیازی نیست که هرگز در آن مورد با آنها بحث کرد و بخواهم که آنها را قانع کنم و فقط کافی است که من دنبال راه خودم بروم و تمام
چرا که من خودم خلق می کنم و وقتی که مدار من درست باشد جهان هم من را در همان مداری قرار می دهد که دیگران به آن نیاز دارند
یک درس عالی دیگر
هر اتفاقی که به برای دیگران می افتد آن اتفاق برای من هم می تواند بیفتد و من هم می توانم به آن دست پیدا کنم
اگر کسی به چیزی نرسیده است دلیل بر آن نیست که آن وجود ندارد بلکه دلیل بر آن است که او نتوانسته است و این نشان از عدم باورهای او می تواند باشد
پس بیایم باورهای خودم را تغییر بدهم و باورهای خودم را بزرگتر کنم
این درس برای من امروز عالی و فوق العاده بود
ممنونم از استاد عزیز
ممنونم از خدای خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها