به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 91


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد نمازی گفته:
    مدت عضویت: 1093 روز

    سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

    ذهن ما همیشه مارو محدود میکنه همیشه نجواها و افکار منفی میان اما این سخنان استاده که جلوی افکار بد رو میگیره و ورودی های مناسب میفرسته

    ما باید فراوانی هارو باور کنیم ،اگر کسی به موفقیتی رسیده تحسین کنیم و بگیم این نشون میده که من هم میتونم

    فقط باید باور های درستی درموردش داشته باشیم

    اگر کسی به یه چیزی نرسیده به این معنا نیست که من نمیتونم برسم و اگر کسی به چیزی رسیده یعنی صدرصد من هم میتونم برسم

    من اونجایی نقش و اهمیت باور هارو درک کردم که با چشم های خودم دیدم

    ما یه مغازه داریم که خانوده ام با داییم شریک اند فروش مغازه ما زیاد جالب نیست با اینکه بهترین محصول و بهترین قیمت و با بهترین اخلاق به مشتری ها عرضه میکنیم

    اما مغازه کمی پایین تر از ما نه اخلاق درستی داره نه تمیزه نه قیمتهاش مناسبه اما همیشه خدا مشتری داره و اوضاع مالی خوبی دارن چون یک بار کارتخوانمون رو از داییم قرض گرفت برای یک ساعت بعد از یک ساعت که کارتخوان رو گرفتیم با اینکه مغازه سوپر مارکتی عادی بود اما اصلا اون مبلغ به یه همچین ادمی نمیخورد و من از اون به بعد نقش باورهارو درک کردم.جالب اینجاست که داییم میگه بعضی ها روزی دارند دیگه خدا برای بعضی ها میخواد دیگه .

    خداروشکر روز به روز اگاهی ها و درکم از قوانین بیشتر میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علی بهره ور گفته:
    مدت عضویت: 3492 روز

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز و همه دوستان

    نکته مهم که در کنترل سگ سیاه باید توجه کنیم این است که شما با شکرگزاری که فقط رفع تکلیف باشه نمیتونی احساس خوب رو در خودت ایجاد کنی و سگ سیاه رو کنترل کنی.شکرگزاری باید صادقانه باشد.

    شما با عزت نفس شاید به سختی بتونید سگ‌سیاه رو کنترل کنید و کوچیکش کنید ولی یک میانبر بزرگی که خداوند قرار داده شکرگزاری واقعی است.

    یعنی اگه شکرگزاری واقعی رو بجا بیارید و حالتون بهتر میشه و مرحله بعدی برا اینکه سگ سیاه رو به زانو در بیارین باید با خودتون مهربون باشید و هر کاری خواستین انجام بدین راحتی خودتون رو در نظر بگیرید و با خودتون رفیق بشید.

    و بعد روزی نیم ساعت ورزش کنید (در فضای باز در صورت امکان).

    بعد بیاید روی عزت نفس تون کار کنید و فایل های توحیدی رو گوش کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    وحید یونسی گفته:
    مدت عضویت: 993 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش گل

    سلام خدمت رفقای گلم

    خیلی دوستتون دارم و براتون آرزوی سلامتی دارم.

    اسم قشنگی گذاشتین (سگ سیاه)

    درسته دقیقا ذهن ما وقتی کوچیک باشه و افکار های منفی رو بزرگ که کنیم میشه همین

    یه سگ سیاه قول که همه جا کنارمون حس میشه

    رو ما سواره و اعتماد بنفس مارو سست می‌کنه.

    چقدر قشنگ و زیبا کلیپ طراحی شد اونجایی که

    انسان با افکار درست و آرامش کامل و کنترل کردن به ذهن خودش

    تونسته این سگ سیاه قول پیکر رو از سر راه خودش برداره و سگ عقب میمونه.

    استاد زمان زیادی با شما آشنا نشدم ولی 31سال سنم شده و کلا آدم اجتماعی و پر برخورد با افراد هستم و سعی کردم تو هر قشر از جامعه قدم بردارم ،

    چه خوبش ،چه بدش

    ولی خیلیا مثل این سگ سیاه بودن از نظر اخلاقی البته،چون دوست داشتن خوردم کنن و منم قدرت این رو نداشتم که بگم خودم از هرچی مهم ترم

    بگم من که کار بدی نکردم چرا باید اجازه بدم کسی شخصیت منو خورد کنه؟

    چرا وقتی این همه انرژی دارم و آدم شادی هستم باید انسانهای رو کنار خودم داشته باشم تا از تا زیباییها حرف بزنن،از بدیهای جامعه حرف بزنن از بدیهای…. حرف بزنن؟؟

    استاد الان خیلی خوشحالم و با کمک شما و لطف خدا باشگامم میرم و از اون وحیدی که اعتماد بنفس کوچیکی داشت رد شدم و خیلیییی از این آدما رو حذف کردم یا بقول شما خودشون حذف میشن.

    خواستم یه حرفی از بنده عضو جدید از شما دوستان بگم،

    بگم که هیچ چیزی و هیچ کسی نباید آرامش و سلامتی ذهن و سلامتی افکار شمارو خراب کنه،ماها هممون همچین آدمایی داریم از خدا میخوام هرچی این مدلی آدم تو زندگیتون (زندگیمون)هست رو حذف کنه و پر از آدمهای موفق و سلامت و با عشق بیاره تو زندگی شما️

    استاد عمری این سگ سیاه منو دیوانه کرد

    هر روز که بیدار میشدم اعصاب هیچ چیزی رو نداشتم انرژی زیادی که تو من بود رو نمی‌دونستم چطور خالی کنم،افکارهای سمی اذیت کننده بودن …

    ولی الان 90٪ذهنمو دارم کنترل میکنم

    گاهی هم این سگ پارس می‌کنه ولی دیگه من اون وحید سابق نیستم و قوی تر شدم

    میتونم مبارزه کنم ،میتونم برم باهاش تو رینگ و بجنگم تا پیروز بشم.

    وقتی که کنترل میکنم ذهنمو به زیبایی‌های زیادی توجه میکنم و اعتماد بنفس فوق العاده ای میگیرم و طرز صحبت کردنم،محبت کردنم و…خیلی چیزا دیگه من فرق میکنه،

    از این جهت بسیار خوشحال و سپاسگزارم

    خیلی دوستتون دارم رفقا

    در پناه خدا باشین پر انرژی و خندان

    ارادتمند شما وحید یونسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    سلام عزیزان

    وقت همگی بخیر و شادی

    روز 24ام سفرنامه ما

    سفری همراه با همسفران بی نظیر و لایق

    سفری همراه با لیدرهای قهار و قدرتمند همانند استاد و مریم بانو که این مسیر راه سالهاست طی میکنند،

    لیدرها و الگوهایی که با حوصله و عشق در تمام لحظات این سفر،تک تک خاطره ها را میگن و تمام جاهای زیبای این سفر رو با بیانی زیبا برای ما بازگو میکنند،تا ما دل توی دلمون نباشه برای دیدن مسیر زیبای پیش رو

    خداوندا از تو سپاسگزارم بابت این محفل زیبا و بابت داشتن استادان بی نظیرم

    برگردیم به مبحث این فایل

    ما همه در هر روز نتیجه فرکانس های چند روز یا چند مدت گذشته مان را تجربه میکنیم

    در این مسئله هم شکی نیست،

    چون اگر کسی شک داشته باشد قطعا از جمع ما رفته،

    حال،وقتی من میدونم که تمام دستاوردها و نتایج،چه خوب و یا چه به ظاهر بد،نتیجه فرکانس های چند وقت پیشمه،پس باید آگاهانه به خواسته هام و به زیبایی ها توجه کنم تا تجارب چند روز و چند ماه و چند سال آیندم طبق میل و خواسته هام باشه،

    من عاشق این کار خدا هستم که وقتی باور سازی میکنی و روی توحید و ایمان به خدا کار میکنم و به اون اعتماد میکنم،دقیقا خواسته رو مثل منو رستوران و چه بسا زیبا تر و بزرگتر تحویلم میده،

    آقا

    من این رو یاد آوری میکنم به خودم چون دارم الان نتیجه خوب میگیرم

    ،اگر امروز نتیجه مطلوبی به دست آوردیم و میدونیم که این نتیجه،دستاورد کدوم باورها و فرکانس های چند روز پیشمونه،باید همون رو دوباره تکرار کنیم،

    باید یادمون باشه چه گردیم،که امروز نتیجش این بوده،

    چه ترمزی رفع کردیم

    چه باوری ساختیم

    چه باوری تقویت کردیم،

    به چه چیزی توجه کردیم،

    من که دقیق میدونم،همین نهایتا دو هفته‌ای فهمیدم که توی باورهای توحیدی و احساس لیاقت ضعف دارم،بکوب باورهای درست رو تقویت کردم،و خدا شاهده که الان و امروز خداوند داره همینجوری برکت و پول رو وارد زندگیم میکنه

    پس لگد به خوشبختی نزنیم

    سرگیچه نگیرمون

    فراااااااااموش نکنیم،که کجا بودیم،چه کردیم و چه نتیجه ای حاصل شد

    خداوندا،از تو سپاسگزارم بابت تک تک نعمت های درون زندگیم

    خداوندا از تو سپاسگزارم بابت هر جیزی که امروز دارم

    خداوندا از تو سپاسگزارم که خیز و برکت و پول فراوان و پروژه های کاری پول ساز و ثروت ساز رو برام مهیا میکنی در هر روز،

    خداوندا از تو سپاسگزارم که لیاقتی به من دادی از جنس خودت

    خداوندا از تو سپاسگزارم که بی نهایت نعمت،ثروت و سلامتی و زیبایی آفریدی،و مرا شایسته به دست آوردن تمام نعمت ها و ثروت کردی

    خدایا سپاسگزارم ازت که کمکم کردی بیشتر درکت کنم

    کمکم کردی با نشانه ها و دیدن بهتر جهان و موجودات،بیشتر به قدرتت پی ببرم

    سپاسگزارم ازت پروردگارم که با بهترین ایده ها،موقعیت ها و انسان ها و شرایط،داری من رو به خواسته هام میرسونی،

    عاشقانه از تو سپاسگزارم پروردگارم

    عاشقتونم

    روز 25ام سفر نامه

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1268 روز

    به نام خدای مهربان

    تو این یک سال و نیمی که تو این مسیرم

    یه روزایی کم آوردم عصبی شدم ناامید شدم ولی ته دلم یه چیزی میگفت ادامه بده و من بهش گوش میکردم

    آنقدر ادامه دادم تا با استاد آشنا شدم .وقتی وارد این مسیر شدم سگ سیاه خیلی بزرگ بود خیلی قدرتمند بود

    تلاش میکردم برای تغییر ولی انگار سگ سیاه پاشو میزاشت روم و من سست و بی اراده دراز میکشیدم زمین

    باور کرده بودم این سرنوشت منه

    من باید تسلیم این سگ سیاه باشم

    باور کرده بودم اینم زندگی من

    اینم سهم من از این دنیا بود

    ولی ته دلم یه امیدی بود که نباید اینجوری باشه

    حتما راهی هست برای رهایی از دست این سگ سیاه

    آنقدر از این سگ میترسیدم که تلاشی برای رهایی نمیکردم

    آخه چند بار تلاش کرده بودم ولی جوابی نداشت زور این سگ بیشتر بود

    اما تلاش های من چی بود ؟

    همش عوامل بیرونی

    همش دنبال این بودم یکی از بیرون بیاد و منو از دست این سگ نجات بده

    یه ناجی

    اما خبری نبود

    تا اینکه فهمیدم اون ناجی تو درون خودمه

    من نمیدیدمش

    چون باور نداشتمش

    چون بهم گفته بودن سگ سیاه قدرت بگیره دیگه کاری ازت بر نمیاد

    دیگه کسی نجاتت نمیده

    ولی من فهمیدم نیاز به کسی نیست

    اونی که میتونه نجاتم بده نزدیکم از رگ گردن نزدیک تر

    تا چند روز اول هنگ بودم میگفتم یعنی چی

    یعنی اینهمه سال از عمرم رفت ولی من این قدرت رو کنارم داشتم

    یه جاهایی میدیم بازم میخام با زور بازوم با این سگ مبارزه کنم

    اما یادم می‌اومد من نباید باهاش بجنگم

    باید تربیتش کنم

    باید بهش یاد بوم اونی که قدرت داره منم

    اینم زمان میبره

    اون سالهاست قدرت دستشه

    یهو نمیتونم این قدرت رو ازش بگیرم

    روش های مختلف رو امتحان کردم تا ببینم چطوری میتونم قدرت رو به دست بگیرم

    تسلیم این نیروی درونم شد

    گگفت با آرامش

    سعی نکن اونو تغییر بدی

    سعی کن قدرت خودتو بیشتر کنی

    دوره عزت نفس رو تهیه کردم به لطف خدا

    بازم عجله داشتم دوست داشتم زودتر قدرتمند بشم

    فراموش کردم باید لذت ببرم حتی شده یک دقیقه بیشتر از دیروز

    دوباره خدا کمکم کرد

    یه جاهایی کم می‌آوردم صندلی رو برمیداشتم باز پرتاپ میکردم به سمت سگ سیاه

    که چرا توی زندگیم هستی

    که چرا باید برای کوچیک کردنت .گرفتن قدرت از تو آنقدر تلاش کنم

    دیدم من بازم زدم جاده خاکی

    من هنوز با خودم به صلح نرسیدم

    و خدا هدایتم کرد به این دسته بندی

    قبلا این فایل رو دیده بودم ولی میتونم به جرات بگم هیچیش نشنیدم

    مثل یه فیلم نگاش کردم و زدم بیرون از صفحه

    ولی اینبار همه روش ها رو رفتم و باز اومدم اینجا

    از اون دفعه هایی که میگی من که همه راه ها رورفتم بزار اینم برم

    وقتی دیدم راوی داستان آخر قصه سگ کنارش اوما کوچیک و گوش به فرمان

    گفتم یعنی آنقدر ساده بود مسیر

    یعنی با لذت بردن با عشق ورزیدن با شگر گزاری

    من سگ سیاه رو یه سد بزرگ تو مسیر موفقیتم میدونستم

    غافل از اینکه اون اومده قدرت هامو بهم یاد آوری کنه ولی من مسیر رو اشتباهی رفتم

    باهاش جنگیدم و با توجه ام به نازیبایی قدرت دادم بهش

    برای خودم دو تا مسیر مشخص کردم

    مسیر یک توجه به نازیبایی که قدرت میده به این سگ

    توجه به زیبایی ها که قدرت میده به من

    من کدوم رو میخام ؟

    چطوری میتونم برم تو اون مسیر

    با توجه ام به نکات مثبت

    حالا هر چی که میخاد باشه

    چقدر این کار مهم بود و من جدی نمیگرفتم

    یعنی آنقدر ساده !

    آنقدر قابل دسترس

    هیچی نمیخاد

    از داشته هات شروع کن

    سپاسگزاری با احساس خوب

    عشق ورزیدن بدون قید و شرط

    انتطار مثبت

    خوش خلقی

    عشق

    امید

    لذت بردن از تک تک لحظات

    تو این مسیر مدام خسته میشدم

    اما با یاد آوری موفقیت های قبلی دلم آروم میگرفتم

    با یادآوری قانون تکامل دلم آروم می‌گرفت

    همین که سگ سیاه دیگه کنارم پارس نمیکنه یعنی بهبود

    حالا ازش ممنونم کنارم هست چون باعث شد من قدرت هامو بشناسم و تلاش کنم شکوفاش کنم

    از این به بعد هر وقت حرف منفی بزنم

    یا عصبی بشم

    نا امید بشم یا مقایسه کنم

    حسادت کنم یا کینه بورزم

    عیبت کنم یا قضاوت

    یادم میافته دارم قدرت رو دست کی میدم

    من دلم چی میخاد؟

    دلم میخاد قدرت درست من باشه و این امکان پذیر و شدنی

    استاد هزاران بار سپاسگزارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1174 روز

    به نام خدایی که مرا آفرید و این توانایی رو به من داد تا خودم بتوانم با قدرت ذهنم زندگیمو هر طور که میخواهم شکل بدهم و بوجود بیارم

    خدایا من در تمام جنبه های زندگیم خیر و خوبی و ثروت و فراوانی میخواهم

    24 سفر نامه

    سلام به استاد خوش سخن سلام به مریم مثبت نگر و سلام به دوستان خوبم که اینقدر کامنتهای آموزنده میزارن امروز که نشونه رو زدم این فایل اومد به جای کوچک کردن خواسته هات باورهاتو بزرگ‌کن من قبلا همش از خدا کم میخواستم و چون باور کمبود هم فراوان داشتم میگفتم خدایا کمکم کن من این وسیله رو بخرم برام بسه بذار بقیه هم بتونن بخرن

    ولی الان به لطف خداوند و دستان بی نظریش استاد عزیز تونستم عالی بشم و همیشه از خدا زیاد میخواهم و بعد میگویم خودم میسازمش با باورهای درست چند روز پیش میخواستیم بریم موجهای آبی در مشهد اون چند نفری که با من بودن پول داشتن اما من موجودی نداشتم و روز قبل هر کی گفت میخوای من حساب میکنم بعدا دستت اومد بده گفتم نه خودم تونستم بسازم باهاتون میام و گرنه ان شالله به بار دیگه باهم میریم

    من چون لباس فروشی دارم و تازه برای مغازه جنس آورده بودم حسابم خالی بود

    و تا این رو گفتم و ایمان داشتم که خدا برام درست میکنه روز بعد ظهر یه مشتری اومد و از من خرید کرد کلی خوشحال شدم و به خودم گفتم کبری دیدی تونستی و از این موضوع خیلی خوشحال شدم که من تغییر کردم و با گوش دادن و کار کردن روی باورها نتیجه خوب گرفتم و بعد با ابن باور درست منم با اونها موجهای آبی رفتم

    برای من جالب بود این اتفاق گفتم با شما هم به اشتراک بزارم شاید کمکی تونسته باشم بکنم برای باورسازی درست

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علی بهره ور گفته:
    مدت عضویت: 3492 روز

    سلام و درود بر استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان .

    یک مطلبی رو اینجا خواستم عنوان کنم

    شما وقتی روی عزت نفست کار میکنی اون افسردگی به شدت کم میشه و دیگه زورش بهت نمیرسه.حالا در این بین ورزش کردن بصورت منظم کمک بسیار زیادی رو میتونه بکنه ولی راه حل اصلی نیست بلکه راه حل اصلی در تقویت باورهای عزت نفس و باور توحیدی هست همین دوتا.

    من خودم بخاطر کمبود عزت نفس در دانشگاه و حتی قبل تر در سنین پایین تر (ولی چون سنمون کم بود دلیل رو بر پایین بودن سن میدونستیم )این گوش گیر بودن رو احساس می‌کردم ولی نمیدونستم که اون سگ سیاه وجودم داره بزرگ میشه.بخاطر علاقه که به شنا داشتم این ورزش رو ادامه دادم. حالم خوب بود نجوای ذهنی نداشتم ولی چیزی که بود کمبود عزت نفس پاشنه آشیلم بود و من فک میکردم این خلا رو میتونم با ورزش شنا پر کنم و پر میشد ولی تو یک سری زمینه خیلی نمیتونست بطور کامل مشکل رو برطرف کند و اون عزت نفس رو بهم بده.شاید اون اعتماد بنفس رو میداد و عزت نفس رو خیر(این ها رو بعد اینکه چیزی نزدیک به 3 هفته هست بصورت تمرکزی فقط و فقط دارم جلسه 2 عزت نفس رو فقط کامنت میخونم و سعی در ایجاد کردنش در وجودم و اعمالم دارم فهمیدم و همچنین سوالات که در عقل کل کردم).

    تا اینکه شرایط بود تا اواخر سال 98 که پندمیک اومد و استخر ها تعطیل شد.و من که ورزش مورد علاقم دور شدم و ورزش شنا تعطیل شد و گاهی اوقات پیاده روی انجام میدم و این شد که با کمبود عزت نفس شرایط کمی سخت شد و اون خلا سرباز زد به اشکال مختلف بشکل غم ناراحتی اضطراب نگرانی. که به دیگر جنبه های مختلف زندگی سرایت کرد.

    آره دوستان عزت نفس و باور توحیدی(اون ارتباط با خالق حالا با نماز خوندن تامل در قرآن. شکرگزاری)رو باید در خودمون ایجاد کنیم تا واکسینه بشیم و شرایط رو خودمون برا خودمون تعیین کنیم و خلق کنیم تا محیط اطرافمون.و اینکه ورزش کمک خیلی خوبی هست ولی کافی نیست و باید روی باورهای عزت نفس و توحید بسیار بسیار کار بشه.

    و همه دوستان.

    استاد من موندم واقعا چطور قوانین رو اینقد عالی درک کردین و فهمیدین

    ممنون از استاد عزیزم و خانم شایسته بابت لطف و زحمات بی ادعایی که دارند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    روز بیست و‌چهار از سفرنامه من؛

    چطور تا قبل از یک سال پیش که با سایت استاد عباس منش عزیز آشنا بشم و قوانین رو درک کنم، میتونستم با دیدن انسانهای موفق و ثروتمند بهشون با نفرت نگاه کنم یا بگم خیلی خر شانسین، یا وقتی جوونهارو پشت ماشینهای مدل بالا میدیم اولین چیزی که به ذهنم میرسید این بود که با پول باباش چه کیفی میکنه!!!

    آخه چرااااااا؟!؟

    چقدر الان که به اون موقع هام فکر میکنم از خودم خجالت میکشم…

    از اینکه چقدر باورهای اشتباه و مخربی داشتمو روحمم خبر نداشت و چقدر خدارو شکر میکنم که با سایت استاد عزیزم آشنا شدمو تونستم خیلی چیزارو بشنومو یاد بگیرمو درک کنمو تو زندگیم اجرا کنم…

    “باورها” موضوع اصلی تمااااام دوره ها و فایلهای استاد عزیز، که به قول خو‌دشون تا تو مدارش نباشی نمیفهمی و هرگز برات تکراری نمیشه، مثل من که یک ساله پیش دوره روانشناسی ثروت یک رو که استاد سیر تا پیاز باورهارو توضیح دادن رو خریدم ولی بعد از گذشت شش هفت ماه دیدم هنوز هیچی نمیدونمو هیچ تغییری حاصل نشده، و وقتی دوباره از اول با تمرکز و تعهد بیشتر شروع کردم به گوش دادن تازه فهمیدم استاد چی میگن و مفهوم اصلی گفته هاشون چیه …

    من متعهدانه پذیرفتم که «تمام اتفاقات زندگیمو بلا استثنا خودم با کانون توجه و باورهام میسازم» و از وقتی این تعهد رو دادم کللللی اتفاقات قشنگ و باورنکردنی تو زندگیم داره میفته و چقدر برای تک‌تکشون ذوق میکنم چون میدونم این خودمم که دارم میسازمشون و اگه چیزی رو دوست ندارم یا اذیتم میکنه میتونم به راحتی با تغییر باورهام عوضش کنم…

    چقدر عاشق این قانون بی نقص و بدون تغییر خدا شدم،و چقدر شیرین و لذت بخشه…

    هر روز صبح که به صفحه گوشیم که تعهدم رو روی عکس ماشین مورد علاقم نوشتم،نگاه میکنمو احساس شادی و نشاط بهم دست میده و به خودم میگم بریم که یه روز جدید عالی رو بسازیم و لذت ببریمو یه قدم به خواستمون نزدیکتر بشیم…

    من دارم تلاش میکنم که در لحظه زندگی کنم، فقط برای امروز، و نگران فرداها نباشم و با ساختن باورهای جدید و قوی از زندگی بیشتر لذت ببرم و احساسات خوب بسازم…

    امید که به یاری الله یکتا و بی همتا همگی بتونیم با ساخت باورهای قدرتمند و مثبت، زندگی سرشار از شادی و سلامتی و فراوانی رو برای خودمون و اطرافیانمون خلق کنیم…

    در پناه خدای وهابم…

    یا حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    روز24مسیر

    چند تا قسمت صحبتها استاد مرا بفکر انداخت

    باورها به سایتشون بعد ثابت نکزد به استادش که بابا من دروغ نگفتم حالا من بودم میرفتم بهش ثابت میکردم تو داری اشتیاع میکنی و چقدر این اشتباه کردم حتی سر چیزای ساده هم میخواستم نشون بدم طرف مقابل داره اشتباه میکنه الان ارومتر قبلم میگم بزار اشتباه کنه اما الان یادگرفتم کلا وارد بحث نشم نزارم باورهای سمی اش وارد ذهنم بشه

    قبلا خیلی با ادمها بحث میکردم اما الان ارومترم بعد این فایل حتی نمیخوام بزارم که ذهنم تغییر بدن

    موضوع دومی که گفتن ایمان به شدنها و ادامه دادن ها نترسیدن و حتی مسول سایت عوض کردن خب ما تا کسی همراهمونه انقدر ازش قدردان میشیم که طرف هوا برش میداره دو تا هم میزنه تو سرمون ما هم میگیم خوب زدی دستت درد نکنه تو منو موفق کردی در صورتیکه خدا داره ما را هدایت میکنه و اینم که خب انجام میدادم به الحمدالله که امید است انجام ندم تشکر کنم اما دیگه نه انقدر

    خب دست خدا بوده دستش درد نکنه اما اصل مطلب دریابم

    بعد گفتید باورها مثبت بچسب متفی ها را بریز دور

    الان دارم همینکار میکنم تلاش برای ساختنشون و تلاش برای نشنیدن اخبار منفی،

    که این موضوع وقتی در جمع قرار میگیری سخت میشه اصلا گوش من تیز میشه برای شنیدن هر چی تلاش میکنم نشنوم بدتر میشه

    حالا تصمیم گرفتم جا به جا بشم یا موضوع عوض کنم چون نمیتونم خودمو به نشنیدن بزنم

    تا من میام یک باوری بسازم مثبت باشم باز اون حرفها بقیه شروع کننده میشه

    حالا ولی بهترم

    تونستم از دوستای منفی ام فاصله بگیرم و این فاصله خوبه

    فایل عالی بود امروز رفتم باورهای ثزوت که نوشتم خوندم و به خودم یاد اور شدم هدفم چیه

    حالا یکچیزی هم اون وسطا گفتید که قبل رسیدن به خواسته خواسته بزرکتر بزارید تا درجا نزنید اینم تجربه کردم اما من خواسته بزرکتر گذاشتم اما در واقع قانع بودم به حد درامدم بعد کم شد حالا فهمیدم خب اگه روی درامد یک حدی قانع میشم بیام خواسته های دیگهبزارم فکر کنم این بیشتر جواب بده چون مولا ذهن من میکه این مبلغ خوبه دیگه انقدر کار نکن بعد با اینکه عدد بالاتر هست دیگه درجا میزنم حالا تصمیم گرفتم وقتی به لین مرحله رسیدم خواسته غیر درامدی بزارم مثلا فلان سفر فلان وسیله بعد پول بیشتر میخواد همون میشه محرک، حالا اینم تست میکنم و فکر میکنم علت درجا زدنم همین بود چون من عالی داشتم پیش میرفتم اما تا رکورد که میخواستم زدم بعدش همه چیز کم و کم و کمتر شد

    حالا اینبار پر قدرت تر شروع کردم با تجزبه تر که رکورد زدم نزارم افت کنه بلکه عالی تربشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    معصومه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1848 روز

    سلام به استاد عباس منش گرامی و خانم شایسته عزیز و دوستان خوبم

    این فایل هم خیلی خوب بود و خیلی عالی ،دفعه اول که اونو گوش کردم یاد گرفتم که دیگه جز این دسته از ادما نباشم یعنی کسایی که اگه موفقیتی رو میبینند که باتجربیات خودشون جور در نمیاد اون رو دروغ و کلاهبرداری میدونند ،بلکه اونا رو تحسین کنم و قبول کنم که وجود دارند و خداروشکر از مدار فکرهایی که قبلا میکردم و ناخوش بودنند بیرون اومدم ،به لطف آگاهی هایی که توی سایت شنیدم و به کار بستم اما امروز یه چیز تازه هم شنیدم اینکه وقتی آدمهای موفق و ثروتمند رو میبینم دروغ نپندارمشون و تهمت نزنم بلکه با خودم بگم اگه اینا وجود دارند دلیل براینه که موفقیت وجود داره برای من هم ، وشاید اونا از راهی رفتن که من نمیدونم به یه شکلی که من درک نکردم این جمله آخر برای من پر رنگ شد

    قانون اینه که آدمهای موفق رو دروغ ندونم و اینکه همه از یک راه معمولی و تجربه شده و مثل هم به موفقیت نمیرسند.

    قبلا فکر میکردم که خوب باید باورهام رو قوی کنم واز همین راهی که همه دارن میرن من هم میرم وبه موفقیت میرسم اما باشنیدن این جمله با خودم گفتم شاید راهی هست که من نمیدونم و اون مختصه منه باید اون مسیر رو پیدا کنم .

    وقتی قدمها رو برداشتم و باورهای قوی ساختم و در مدار قرار گرفتم بهم گفته میشه که مسیر چیه و باید چی کار کنم.

    در بحث توحید و سلامتی و روابط و ثروت هم میشه راهایی رو من پیدا کنم که ازشون لذت ببرم و به موفقیت هم برسم خدایا هدایتم کن تا این آگاهی ها رو به کار بگیرم و در حد حرف برام باقی نمونه و به خواسته های بزرگم برسم و اونا رو کوچیک و محدود نکنم

    خیلی ممنونم از شما استاد عزیز سپاس و درود فراوان برشما ان شالله در پناه خداوند بزرگ سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت