«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه (به ترتیب امتیاز)


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


اکثر ما در کودکی، به‌خاطر سرزنش‌ها، تحقیرها و برچسب‌هایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست داده‌ایم. به همین دلیل نیز نقطه‌ی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزت‌نفس‌مان آغاز می‌شود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشه‌ایِ باورهای سمی و کشنده‌ای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بی‌ارزشی» است.

امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. هم‌نشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی می‌روند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بی‌ارزشی.

«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگ‌ترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسه‌ی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز می‌شود. و ساختن این باورها، مهم‌ترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.

«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیق‌تر بنگریم، درمی‌یابیم که آنچه ما به عنوان وجدان می‌شناسیم، محصول برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان می‌دهد که بسیاری از عذاب وجدان‌های ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبه‌پذیر و مهربان معرفی می‌کند و می‌فرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزش‌های کوچک شما درمی‌گذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریف‌شده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشه‌دار کند و اعتمادبه‌نفس ما را فروبریزد.

درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حق‌الناس» نیز دگرگون می‌کند. برخلاف باورهای رایج که انسان‌ها تصور می‌کنند می‌توانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان می‌کند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانه‌ی خداوند، هیچ‌کس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.

داستان‌های قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آن‌ها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما می‌توانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران می‌توانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربه‌ای که به دیگران می‌زنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کرده‌ایم و هر عشقی که می‌ورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان می‌شود.

این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها می‌کند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیک‌ترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانس‌ها عمل می‌کند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش هم‌جنس است و تنها با کسانی برخورد می‌کند که در همان مدار هستند.

اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمی‌دهد. ما تنها مسئول ورودی‌های ذهن و فرکانس‌های خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار می‌کنیم و در مدار درست قرار می‌گیریم، جهان به شکلی معجزه‌آسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد هم‌فرکانس را جایگزین می‌کند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آن‌ها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون می‌سازد.

خداوند هرگز مانند یک مأمور سخت‌گیر در کمین لغزش‌های ما نیست تا جریمه‌مان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که می‌داند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفت‌های بشری، از ایمنی کشتی‌ها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درس‌هایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسه‌ی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر می‌شود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.

کلید اصلی موفقیت و شاه‌کلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانه‌ای است که ریشه‌ی این خودارزشی را می‌جود و نابود می‌کند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمی‌تواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمت‌های بی‌پایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.

از آن‌جا که هیچ‌کدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی به‌نامِ عزت‌نفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را به‌دست بگیرد، ذهن آن‌چنان نجوایی به‌پا می‌کند و آن‌قدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه می‌دهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف می‌کند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی می‌سازد که باور می‌کنید از عهده‌ی انجام هیچ کاری برنمی‌آیید!

اینجاست که آن‌همه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین می‌رود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگ‌ها فاصله می‌بینید. فاصله‌ای که هیچ‌چیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیت‌های زندگی ما، روی پایه‌ای به‌نام عزت‌نفس بنا می‌شود.

آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی می‌توانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار می‌شود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه می‌آموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.

انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکننده‌ای در وجود شما می‌سازد و نتایجی را وارد زندگی‌تان می‌کند که ناکامی‌های تمامِ سال‌های گذشته، جبران می‌شود. آن‌وقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را به‌وضوح احساس خواهید کرد.

احساس لیاقت، انتخاب‌های آینده‌تان را در هر جنبه از زندگی تغییر می‌دهد؛ از رشته‌ای که برای تحصیل انتخاب می‌کنید، همسری که برمی‌گزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق می‌کند اهداف زندگی‌تان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!

تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش می‌کند و چاره‌ای جز آوردن بهترین‌ کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید تسلیمی گفته:
    مدت عضویت: 4332 روز

    اعتماد به نفس از دو کلمه اعتماد و نفس تشکیل شده است که به نظر من نفس مهم تر از اعتماد است و کسی که نفس خود را بشناسد یعنی به خودشناسی رسیده باشد باشد می توان گفت که دارای اعتماد به نفس بالائی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    خدیجه بخشی گفته:
    مدت عضویت: 4094 روز

    استادسلام

    به نظرم باید اول گفت ادم هایی که اعتماد به نفس پایینی دارن چطوری هستند؟

    به نظر من من توی این مسابقه قبول نمیشم .

    این یعنی نداشتن اعتماد به نفس یعنی رفتن شادی از زندگی

    راستش من خودم اعتماد به نفس پایینی دارم ولی درکنارم همسری هست که همه بهش میگن کپسول اعتمادبه نفس اون به خوبی بلده که با حضور ذهنش توی موقعیت های روزانه اش چطوری عمل کنه با اطلاعات جزئی وپیش پا افتاده اشکه البته از نظر من ودیگران بی اهمیت هس اون موفقیت کسب میکنه همه تجربه های از موفقیت به خاطر اعتماد به نفس رو دارند .حسی هست که هرگز فراموش نمیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      آینا راداکبری گفته:
      مدت عضویت: 3675 روز

      سلام

      ممنونم

      شما همیشه برنده اید در هر حالتی و هر کجا و هر شرایطی که باشید

      اعتماد به نفس: به چالش های جدید مشتاقانه رو می آورد : مشاغل نا آشنا، آموزش ها و فعالیت های جدید ، توجهش را جلب می کند و با اطمینان و اتکاء به نیروهای درونی ، خود را درگیر آنها می کند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    تکتم نیک فرجام گفته:
    مدت عضویت: 4071 روز

    با تقدیم احترام خدمت تمامی دوستان و آقای عباس منش گرامی

    سپاس از زحمات بی دریغ شما

    در خصوص فایل سوم اعتماد به نفس سوال داشتم و خیلی ممنون میشم پاسخ بدید مطمئن هستم سوال اکث دوستان هم هست.

    شما فرمودید هیچ کس بر زندگی و سرنوشت دیگری تاثیر ندارد مگر به خواست خودش. و هر اتفاقی که برای هرکس رخ میدهد بر اساس تفکر و فرکانسی است که ساطع میکند.

    آقای عباس منش کودکان ما چه برداشتی از خوب و بد دارند؟ همه معتقدیم و باور داریم بچه، فرشته س چون ضمیر پاک داره پس چطور میشه که بیمارستانها از کودکان سرطانی و مریض پر شده؟ چرا بچه ها بیمار میشوند و یا گرفتار حوادث تلخ میشوند؟ سیستم چجوری این مساله رو توجیه میکنه؟

    و اینکه وقتی کسی کشته میشه زندگیش تموم شده درسته در دنیای دیگری به حیات ادامه میده ولی حق حیات و پیشرفت در دنیای مادی را از دست میده . چطور میتونیم بگیم دعا بی تاثیره؟ پس شما چرا در یکی از فایل هاتون عنوان کردید که به مادر بزرگوار و گرامیتون گفتید اگه در گذشته اذیتت کردم الان کاری میکنم که کلی دعای خیر پشت سرتونه. کدوم دعا؟ دعا که بی تاثیره.

    چقدر خوب میشد فایلی رو اختصاص به این قضیه میدادید. متاسفانه انقدر مطلب برای اموزش هست و زمان محدود که در یک فایل امکان توضیح همه مسایل وجود نداره از طرفی نمیشه بحث رو نیمه رها کرد . شخصا علاقه شدیدی به دریافت نتیجه هستم و این میسر نیست مگر با تحقیق و پرسش.

    این سوال رو در قسمت vip مطرح نکردم چون عضو نیستم و خیلی از افراد هم عضو نیستند . لطف میکنید اینجا پاسخ بدید . بالاخره ما هم دل داریم دیگه

    با تشکر ویژه از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    امین غلامی گفته:
    مدت عضویت: 4157 روز

    ویژگی های فردی که اعتماد به نفس بالا دارد:

    1-تسلط کامل به نحوه بیان مطالب

    2-آرامش کامل دارد

    3-از چیزی نمیترسد

    4-کارها را به نفع خود پیش میبرد

    5-همیشه خندان است

    6-در یک زمینه خاص مهارت بالا دارد

    7-انسان بخشنده ای است

    8-ثروت مالی زیادی دارد

    9-از تمام لحضه های زندگی لذت میبرد

    10-خودش را دوست دارد

    11-اجازه نمیدهد چیزی اورا ناراحت کند

    12-موانع و مشکلات را به فرصت تبدیل می کند

    13-آمادگی جسمانی خوبی دارد

    14-انسان شادی است

    15-روابط اجتماعی بالایی دارد

    16-ایمان بالایی دارد

    17-دنیا را زیبا می بیند

    18-هدف دارد

    19-برنامه ریزی دارد

    20-صبح زود بلند می شود

    21-همیشه به دنبال پیشرفت است

    22-مسئولیت پذیر است

    23-به جای فرار از مشکلات با آنها روبه‌رو میشود

    24-همیشه مثبت اندیش است

    25-خلاق است

    26-با بزرگان ارتباط برقرار میکند

    27-بزرگ فکر میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    آرامش ميلياردر گفته:
    مدت عضویت: 4344 روز

    سلام

    چه ایده ای برای کسی که به خاطر خطاهای بسیار بزرگی دچار احساس گناه شده است دارید تا دیگر احساس گناه نداشته باشد؟

    کسی که احساس گناه زیادی رو در خودش احساس میکنه مطمئنا نه انسان رو به درستی شناخته و نه خدا رو. انسان موجودی هست قابل پیشرفت و اگر روی خودش کار کنه بعد از مدتی میتونه تبدیل بشه به کسی که اطرافیانش هم نتونن بشناسنش و ازین شوکه بشن که آیا واقعا این همون فردی بوده که تا حالا داشتن باهاش زندگی میکردن؟ خدا رو هم نشناخته بخاطر اینکه بارها و بارها خدا تو قرآن اشاره به توبه پذیر بودن و مهربونیش کرده و راه بازگشت رو باز گذاشته. اگر این احساس گناهش به خاطر ترس از عذاب و ترس از خداست چطور میشه که خدارو باور داشته باشه ولی هیچ اطلاعاتی در مورد خدا نداشته باشه؟ پس اگر خدا رو به عنوان آفریننده همه چی قبول داره جا داره که کمی در مورد شناختنش وقت بگذاره. اگه آدم شروع کنه به یک خود شناسی و خداشناسی میتونه از زاویه دیگه ای به این موضوع احساس گناه نگاه کنه و اون رو برطرف کنه. آیه های زیادی هست در مورد مهربانی خدا. باید تمرکزشو از مسائل منفی برداره و به خوبی ها توجه کنه. مثلا بارزترین آیه ها ایناست: و هرکس کار بدی کند یا بر خویش ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت (نساء 110). مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمى‌بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشاید، و هرکس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهى بزرگ بربافته است(نساء 48). بگو ای بندگانم که با گناه به نفس اسراف می ورزید از رحمت خدا مأیوس نباشید چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد (زمر 53) و… . و از همه بارزتر این آیه هست که خدا نه تنها گناهان رو میبخشه بلکه اونها رو هم به خوبی تبدیل میکنه: و کسانى‏اند که با خدا معبودى دیگر نمى‏خوانند؛ و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است، جز به حق نمى‏کشند؛ و زنا نمى‏کنند؛ و هر کس اینها را انجام دهد، سزایش را دریافت‏ خواهد کرد. براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‏شود و پیوسته در آن خوار مى‏ماند. مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل مى‏کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است(68 تا 70 فرقان). متأسفانه درک درستی از قرآن نداریم و اگر به آیات اون توجه کنیم می بینیم که این آیه بسیار جالبی هست و حقیقت. ولی ما هرگز به این حقیقت توجهی نمی کنیم که نه تنها خدا گناهان رو از بین می بره بلکه اونها رو به خوبی هم تبدیل میکنه. ما در عمل تو زندگیمون اینو باور نداریم چون با عقل و منطقمون جور در نمیاد. اگر در همین یک آیه تدبر کنیم جدا از هزاران آیه مثبت، می بینیم که چقدر بد فکر میکنیم و واقعیتهای جهان هستی رو نمی بینیم. چنین کسی نه تنها مجازات نمی شه بلکه به دلیل توبه و جبران پاداش هم می گیره. حتی این حدیث هم هست توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناهی ندارد. توبه و جبران باعث پاک شدن اثر گناه می شه ولی درک این مسأله برای ما راحت نیست. همون طور که خود خدا هم همیشه در قرآن از مثال استفاده میکنه برای درک کردن و پند گرفتن مردم، شاید بد نباشه ابتدا برای فرد مورد نظر مثال های واقعی بزنیم که انسانهایی بودن بعد از انجام گناهان وحشتناک یکی از اولیای الهی تبدیل شدن و ازین داستان ها زیاده و از بدو تاریخ بوده و بارها و بارها در طول تاریخ تکرار شده. مثل داستان توبه نصوح و … قرآن هم به بعضی از داستان ها اشاره میکنه که افرادی نافرمانی کردن ولی توبه کردن و خدا هم توبشون رو پذیرفته مثل حضرت آدم که از بهشت رانده شد یا بارزترین مثال همون ماجرای حضرت موسی هست که آیه صریح قرآن که میفرماید: روزى در هنگامى که مردم سرگرم بودند از کاخ فرعون که دور از شهر بود بیرون آمده داخل شهر شد، در شهر به دو نفر برخورد کرد که یکدیگر را کتک کارى مى کردند یکى از بنى اسرائیل بود و یکى دیگر از قبطیان، آنکه از پیروان موسى بود موسى را به کمک طلبید تا شر قبطى را از او بگرداند، موسى مرد قبطى را بزد اما زدن همان و افتادن و مردن قبطى همان. موسى با خود گفت : این از عمل شیطان بود که او دشمنى است گمراه کننده و آشکار گفت پروردگارا من به خود ستم کردم اثر این جرم را محو کن و خدا هم اثر آن را محو کرد آرى خدا آمرزنده مهربان است (قصص 15 تا 17). و تازه اینها شاگرد اول های بشریت بودن و وقتی یک شاگرد اول نمره کمی میاره بیشتر مجازات داره چون اون بلده درس بخونه. این نشون میده که واقعا خدا توبه پذیره و راه بازگشت رو باز گذاشته و گذشته هیچوقت با آینده برابر نیست. این حدیث قدسی هم خیلی برای رسیدن به باور بخشندگی خدا کمک میکنه: ای داود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان، مدارایم با آنان و اشتیاقم را به ترک معصیت هایشان می دانستند، بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بند بند وجودشان از محبت من می گسست. مسلما خارج شدن از احساس گناه یک شبه صورت نمیگیره و آدم باید رو خودش کار کنه و باورهای جدیدی رو برای خودش ایجاد کنه. باید هرچه زودتر خودشو ازین احساس گناهش بیرون بیاره چون در این وضعیت احساس میکنه که بی لیاقت هست و همین باعث میشه دوباره و دوباره به سمت خطاهای بزرگ و بزرگتر پیش بره. یکی از راه های تغییر باور همین توجه به آیه های قرآنه. شاید یکی از راهکارهای دیگه برای کسی که به گناهان بزرگ عادت کرده باشه و داره هر روز تو این زمینه جلوتر میره این باشه که اینطوری فکر کنه اگه همه گناهای دنیا رو تقسیم میکردن سهم گناه من بیشتر ازین نمیشد و حالا دیگه کافیه. این باور شاید حقیقت نیست ولی کمک میکنه همونجا که هست وایسته و از یه دید دیگه مسألرو بررسی کنه اینکه دیگه زمان برگشته و دیگه بسه هرچی گناه بزرگ کردی. اگه به گناهان بزرگ عادت کردی کافیه. حالا وقت اینه که سعی کنی با خوبی کردن اونها رو جبران کنی. شاید بتونه اینطوری به خودش بگه: من که دیگه سهمیه گناهم تموم شد، خب حالا ازین به بعد باید چیکار کنم؟ این سوال رو هم میتونه از خودش بپرسه که واقعا در هر دقیقه چند نفر روی کره زمین می میرن؟ اگه دقیقه بعدی قرار باشه من بمیرم آیا ضرر نمیکنم اگه با این احساس دنیا رو ترک کنم؟ آیا زنده بودنم دلیل این نیست که خدا داره بهم فرصت میده که باید یه کاری بکنم و دست رو دست نگذارم؟ آیا زنده بودن من دلیل بر این نیست که خدا هنوز بهم امیدواره که جبران کنم وگرنه ممکن بود فرصت زندگی کردنم تموم میشد؟ پس تا کی قراره به خاطر افکار اشتباهم خودمو نبخشم؟ خداوند هنوز بهم امیدواره منم باید به خودم امیدوار باشم. اقدام عملی خیلی مهمه. می تونه با یک لبخند کوچیک شروع کنه تصمیم بگیره اول به خودش بعد به دیگران لبخند بزنه و بعد هر روز این کارو تکرار کنه. و سعی کنه هر روز کارای خوب بیشتری رو انجام بده تا احساس خوب رفته رفته در اون شکل بگیره. به این نکته توجه کنه که تنها اون نیست که تو دنیا زندگی میکنه انسان های زیادی هستن که تو دنیا زندگی میکنن و این قدر تمرکزشو رو خودشو اشتباهات خودش نگذاره. خودشو جدی نگیره هزاران آدم هستن که دارن تو دنیا از گرسنگی می میرن اما اون نشسته و فقط خودشو سرزنش میکنه. خوبه هر شب یه درد دلی با خدا داشته باشه و این درد دل باعث میشه رفته رفته دلش صفا پیدا کنه و اینطوری باعث میشه بعد از مدتی احساس گناه ازش زدوده بشه و رغبتی به انجام گناه نداشته باشه. سعی کنه عضو جاهایی بشه که به دیگران به طور مستقیم خدمت میشه مثلا مثل پرورشگاه ها خانه ایتام و … و از نزدیک به دیگران کمک کنه تا احساس کنه اونم میتونه خوب باشه و باری رو از روی دوش دیگران برداره. به این باور خودشو برسونه که کارهای خوبش کارای بدشو پاک میکنن و سعی کنه کارای خوب بیشتری رو انجام بده. سعی کنه به طور آگاهانه شگفتی های دنیا رو دنبال کنه به زیبایی ها توجه کنه چون انسان ذاتا عاشق زیبایی هست و این باعث میشه از افکار منفی دور بشه. اگر جایی زندگی میکنه که عادت به گناه براش عادی شده میتونه اون محیط رو ترک کنه تا دوباره احساس گناه به سراغش نیاد. و باید سعی کنه هر روز و هرروز احساس ارزشمندی رو در خودش پرورش بده و رو اعتماد به نفسش کار کنه و اونو بالا ببره. البته خیلی کارای دیگه هم هست که میشه انجام داد ولی نکته اصلی برداشتن تمرکز از روی این احساس به طرق مختلف هست و جایگزین کردنش با یک احساس خوبه. و بر اثر اینها رفته رفته احساس گناهش از بین میره و احساس خوب جایگزین اون میشه.

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    احمد رضا گفته:
    مدت عضویت: 4066 روز

    سلام.منم بااین نظر شما خیلی موافقم اقای ملک. که استاد عزیز یه توضیح کاملی درباره روش مطالعه ی قران بهمون اموزش بدین تا به لطف خدا مامردم ایران هم مثل کشورهای عربی بیشتر اهل قران خوندن بشیم و علاقمندترشیم به خوندن این گنجینه (ناشناخته).البته اگه میشه خواهش میکنم تو vip نذارین تاهم تعدادبیشتری از دوستان استفاده ببرن هم اجرو پاداش بیشتری براخودتون وخانوادتون داشته باشه.

    ممنون از لطف شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مارال استار گفته:
    مدت عضویت: 4198 روز

    باعرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    من هنوز فایل را گوش نکردم ولی قبل از آن خواستم جواب سوال را داده باشم

    به نظر من اشخاصی که دارای ویژگی های ذیل باشند اعتماد به نفس بالایی دارند

    1- کسی که اعتماد به نفس دارد مثلا اگر در کلاس یا جلسه ای حاضر باشد و سوالی پرسیده شود دست خود را بالا برده و با صدای بلند و رسا پاسخ می گوید هرچند پاسخ او صحیح نباشد

    2- کسی که اعتماد به نفس دارد مثبت اندیش است به مسائل منفی توجه میکند ولی درباره اش صحبت نمیکند بیشتر درمورد مسائل مثبت صحبت میکند و سعی میکند از خودش واوضاع و احوالش موارد مثبت را بیان کند یا خاطره های خوبش را تعریف کند

    3- با صدای بلند می خندد و دوست دارد جلب توجه کند و بر دیگران تاثیر بگذارد

    4- هنگام صحبت کردن بیشتر از حرکات دست ها استفاد ه میکند و اغلب یک دست خود را در جیب خود میگذارند و دست دیگر در هنگام صحبت کردن در حال حرکت است و همچنین بین صحبت هایش سکوت های کوتاه و معناداری دارد

    5- این افراد هنگام نشستن دست های خود را روی دسته های صندلی قرار میدهند

    6- هنگام صحبت کردن با دیگران ارتباط چشمی برقرار میکنند

    7- این افراد احساس ترس ندارند

    8- خودشان را با دیگران مقایسه نمیکنند

    9- لوازم و اشیا شخصی خود را در دید دیگران قرار میدهند و یا سعی میکنند با حرکاتی آن را به دیگران نشان دهند

    10- خوش تیپ هستند

    11- این افراد مسئولیت اداره زندگی را به عهده میگیرند

    12- برای خود ارزش قائل هستند

    13- در برابر مسائل و مشکلات به راحتی تسلیم نمیشوند

    14- به تصمیم گیری ها و تواناییهای خود اعتماد دارند

    15- از اینکه دیگران در مورد آنها چه فکری میکنند ترس و نگرانی ندارند و به انتقاد دیگران گوش می دهند

    16- باورشان این است که از نظر دیگران فردی با ارزش و شایسته و توانا هستند.

    17- غرور ندارند و اشتباهات خود و دیگران را می بخشند

    البته همه ی این موارد وقتی به وجود می آید که شخص خودش را خوب بشناسد و برای خودش ارزش قائل باشد و خدا و قدرت بیکران خدا را خوب درک کند و بداند که قدرت خدا بر هر قدرتی برتری دارد و او میتواند با دوستی با خدا از قدرت او در هرکاری و هر لحظه استفاده کند و همین باعث می شود که اعتماد به نفس پیدا کند.

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: