باورهایی قدرتمندکننده درباره خداوند
یکی از مهم ترین دلایلی که افراد در برخورد با مسائل به این نتیجه می رسند که آن مسئله غیر قابل حل است، این است که:
آنها به جای اقدام با باور مناسب، شروع به بررسی تجارب افرادی می کنند که قبلاً آن مسئله را داشته اند. آنها می خواهند همان راهی را بروند که افراد زیادی قبلا از آن به نتیجه نرسیده اند یا آن روش، به سختی نتیجه ای نیمه کاره داشته است.
با این دلایل که:
“این حرف من نیست، بلکه حرف متخصصان و افراد با تجربه ای است که سالها در این کارند!
یا قانونی که برای این کار تعیین شده، فقط همین یک راه را دارد و این قانون هم غیر قابل تغییر است و…”
یعنی آنها از همان ابتدا تحقیق درباره مشکلاتی را شروع می کنند که ممکن است درباره این مسئله وجود داشته باشد یا دیگران قبلا با آن مواجه شده باشند. سپس بدترین سناریو ممکن را از قبل در ذهن خود نوشته و سرانجام به این نتیجه می رسند که راهی جز این نیست.
آنها همیشه به این شکل، این طرز فکرشان را توجیه می کنند که:
“ذهن منطقی من بسیار قوی است”
“تیپ شخصیتی من اینگونه است”
“متولدین فلان ماه، این ویژگی ها را دارند که تنها زمانی قدمی بر می دارند که از تمام روند مسیر اطلاع داشته باشند”…
سپس با این منطق که: این ذات من است، یا: اینها مرجع علمی دارد و من با تحقیقات بسیار، به چنین شناختی از خود رسیده ام، حتی نمی خواهند به این موضوع فکر کنند که این باوری است که باید تغییر کند.
به این شکل است که یک باور محدود کننده ساخته می شود و به وسیله چنین مرجع هایی در ذهن شما تثبیت می گردد.
وقتی به هر طریق و با هر عنوانی، خود را در یک قالب مشخص محدود نمایی، به شدت از الهامات، راهکارها و ایده هایی محروم می شوی که موجب پیشرفت تو و حل مسئله ات می شده است.
به وفور با آدمهایی که چنین نگاهی درباره مسائل شان و شیوه حل آن داشته اند، روبرو بوده ام. در حالیکه حقیقت این است که ما انسانهایی هستیم که با باورهامان زندگی خود را خلق می کنیم. راه حلهای ما همیشه هم به اندازه باورهای مان کارا یا ناکارآمد است. پس موجودی با چنین حدی از توانمندی، نمی تواند در هیچ قالبی محدود شود.
برای همین تصمیم به تولید محصولی گرفتم تا هر آنچه برای “شیوه برخورد با یک مسئله و حل آن” باید بدانید را توضیح دهم.
هدف این محصول پاسخ دادن به سوالات بسیاری است که همیشه در برخورد با مسائل ات داشته ای. پاسخ های واضح برای موضوعاتی چون: وقتی به مسئله ای برمی خوری، آیا باید به آن توجه کنی یا از آن اعراض نمایی؟
همچنین چگونگی “دسترسی به الهامات و چگونگی عمل به آنها برای حل مسائل” را مفصلاً توضیح خواهم داد زیرا خیلی مهم است با چه باوری به مسائل ات نگاه می کنی و از چه افرادی برای حل آن مسئله کمک و مشورت می طلبی!
مسائل، جزئی از زندگی ماست. موفقیت این نیست که مسئله ای در زندگی مان نباشد، بلکه قرار است تبدیل به افرادی شویم که بسیار از مسائل شان بزرگترند.
یک سوال به عنوان تمرینی برای تشخیص اصل از فرع
چه باوری درباره خداوند در ذهن مان بسازیم که بیشترین آرامش، انگیزه و ایمان را در ما برای اقدام برای تحقق خواسته هامان ایجاد نماید؟ به گونه ای که راحت تر و از مسیر آرامش بخش تری به خواسته هامان برسیم.
راه کارت را برای ایجاد این باورها بنویس.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری باورهایی قدرتمندکننده درباره خداوند433MB8 دقیقه
- فایل صوتی باورهایی قدرتمندکننده درباره خداوند8MB8 دقیقه














به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز خانوم شایسته و دوستان
ساخت باورها در مورد خدا یه مقوله سخت و خیلی جزئی نگره
وقتی از بچگی یه سری تعاریف و توصیف ها رو تو ذهن ما شکل دادن تسبت به خدا و یه حوری خدارو برامون معرفی کردن که خدا این مدلیه اون مدلیه سخت میگیره سخت عذاب میده و …خیلی از ارتباط هایی که ما با خدا ساختیم از روی ترس هستش اون رفیق بودن واقعی رو یادمون رفته
اون حسی که بخوایم روش حساب کنیم گم کردیم
برای همین هست که برای هر اقدامی اینقدر سخت میگیرم و میترسیم .نکنه فلان بشه خدا فلان بلا رو سرم بیاره
ما اول از همه باید ذهنمون رو پاگ از هر تعریف و باور اشتباه نسبت به خدا بعد بیایم اروم اروم و تکاملی با دید درست خدای درست رو تو ذهنمون شکل بدیم
اینکه خدا از رگگردن به ما نزدیکتر و خودش هم گفته
پس یعنی هر لحظه با ماست ما نباید احساس تنهایی و ضعف کنیم چون پروردگار عالم با ماست
یا اینکه گفته ما به مورچه وحی کردیم پس ماهم به عنوان انسان لایق دریافت الهامات و هدایت ها هستیم پس نباید از قدم برداشتن بترسیم باید قدم اول رو برداریم تا قدم بعدی بهمون گفته بشه
شایدم این فایل یه نشونه اس برای خود من
چون من تو شرایطی هستم که همه راه حل ها برای مسائل روبا ذهن استدلالی خودم نگاه نیکنیم
محدود شدم و قدرت از خدای خودم گرفتم که میتونه معجزه کنه برام خیلی راحت میتونه همه جیو حل کنه
من باید فقط روی خودش حساب کنم و ازخودش بخوام
ممنون از شما استاد عزیزم و همه ددستان شاد باشید و پرروزی🌹😘
به نام خداوند وهاب
سلام خدمت استاد جانم و خانم شایسته و تمامی دوستان عزیز
تمرین ساختن باور در مورد خداوند که بیشترین آرامش ،انگیزه،و ایمان در مورد برای تحقق خواسته هامون ایجاد نماید
به گونه ای که راحت تر و از مسیر آرامش بخش تر به خواسته هامون برسیم
باور( خدا همیشه کمکم میکنه برای رسیدن به خواستم)
سلام به استاد و دوستان عزیز همفرکانسی
استاد ممنون از شما بابت آگاهی هایی که من دادید و این آگاهی زندگی من در تمام ابعاد تغییر کرده
محدودیت فقط در ذهن انسانه در دنیا هیچ محدودیتی وجود نداره
یک زمانی یکی میخواست پرواز رو تجربه همه غیر ممکن میدونستن و میگفتن مگه پرنده که بخوای پرواز کنی اما ذهنش به حرف مردم محدود نشد و باور داشت که میشه و به راهکار ها هدایت شد و تکامل طی شد و الان کلی هواپیما ها بالگرد وغیره رو داریم
هزاران هزار مثال این وجود داره
تو دنیا روزمره خودم رو میگم چیزهایی که به کارم میاد و به بهبود زندگی من کمک میکنه
و بابتش سپاسگذارم آگاهی که تازه در وجود من داره ریشه میکنه
من یک نجوا ذهنی داشتم مدت ها که اگر فلانی اینکارو و بکنه اگه فلانی این کارو نکنه
اگه بیاد بگه من سهمم کم تره چیه این حرف ها در کارم که بخواد به نحوی ازش کارم زیر سوال بره و یا حقم پایمال بشه
چند روز پیش بود با خودم داشتم صحبت میکردم که انقدر فکر نکن بهش بخاطر 5 ٪ دریافتی بالا پایین تر کل کارو خراب نکن بهم نریز ذهنت رو این جور حرفا
یهو به خودم اومدم گفتم امیر اصلا چرا تو ذهنت به کسی جز خودت و خدایا خودت قدرت میدی
مگه من نیستم خالق صد در صد زندگی خودم
مگه من خلق نمیکنم زندگی یک دقیقه بعد خودم رو با افکارم
چرا اصلا من باید قبول کنم حرف بقیه رو وقتی من ذهنم با قدرت حق خودم دریافت کنم با قدرت و با فرکانس حرفم رو میزنم قبول نمیکنم یک ریالی از پولی که باید دریافت کنم کم بشه
وقتی اینو جدی در خودم ساختم رفتار دنیا با من تغییر کرد
دیگه نیازی به هیچ گفتنی هم وجود نداشت در مورد آخری که بوده
ایمانم قوی تر شد بیرون از من هیچ خبری نیست هر چی هست در درون من افکار من باورهای منه اگه یه چیزی بیرون مشکل داره بازتاب درون من هست
اگه یه سری خواسته دارم و وارد زندگی ام نشده هیچ ربطی به بیرون و دلار و شرایط بیرونی نداره درون من مشکل داره شاید احساس لیاقت باشه شاید ترسی تو ناخودآگاه من باشه اما ایمان دارم مشکل از منه نه دنیای بیرون .
یه چیز دیگه توجه من رو به خودش جلب کرد
اینه که چقدر همه چیز میتونه بهتر و بهتر بشه
استاد این فایل عالیه ممنون از شما اما الان با فایل های الان مقایسه میکنم بینهایت پیشرفت و بهبود در تولید محتوا به وجود اومده الان که سال هاست لطف میکنید اون محیطی که هستید رو از بدو ورود به مکان زیبا جدید فیلم برداری میکنید محیط رو نشون میدید توضیح میدید با دیتیل اگه نارگیلی باشه دروبین روی کل اون فضا و همه چیز کلی بهتر شده این به من میگه هیچ سقفی در هیچ زمینه ای وجود نداره چند سال بعد میگم الان چقدر محتوا ها بهتر شده در سایت
و این قانونه که هر جایی هستی در هر شرایطی که هستی از این بهتر هم میشه بشه از بهتر میتونه باشه شرایط و این هم شعار شماست من هم سعی میکنم در زندگیم در عمل ازش استفاده کنم
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته
چقدر دلم واستون تنگ شده امروز تجسم کردم استاد عزیزمو و یکم آرامش گرفتم
بعداز مدتی گفتم کامنت بزارم و این سوال با ارزش استاد و جواب بدم
اصلا ببینم من خودم خدارو چطوری ساختم تو ذهنم واقعا..
اما خب متاسفانه از بچگی خدای من خدای فقرا و بدبخت بیچاره ها بود خدای دلسوز و مهربانی ک اشتباه یادم دادن (اگر خدا بخشنده و مهربانه)چطور میشده ک فقرارو دوست داشته باشه کسی ک بخشندس خب ببخشه تا بندش مرفه باشه ولی نه خب خدا کلا فقرا و ژنده و ساده پوشارو دوست داره و خلاصه نگم بهتره..
حالا بعد از سالها ک ب لطف و هدایت پروردگارم با استادم آشنا شدم خدا در ذهنم هرروز تغییر کرده و ازش خدایی بخشنده ثروت سلامتی توانایی قدرت حمایتگر و هدایتگر صاحب عظمت و قدرت لطیف و ساده و پاسخگو دارم میسازم..
خدایی ک ب من در برابر همه مخلوقاتش برتری بخشید..
هرآنچه آفریده ک دیده میشه ولمس میشه برای من آفریده تا از فرصت زندگی کردن لذت ببرم
از نعماتش بهرهمند بشم.
خدایی ک هر لحظه حضور داره و از رگ گردن ب من نزدیکتره..
دیگه هرگز احساس تنهایی نمیکنم و خودم در حضور پاک و آرامش میبینم..
خدایی ک هر لحظه هدایتم میکنه و پاسخ میده ب نیازهای من باتوجه ب باورهای من..
خدایی ک یکتای بی همتاست..
خدایی ک هر لحظه در جریان همه امورم هست و ب من نفع و خیر میرسونه..
خدای بخشنده و مهربانی ک هر لحظه ب من آرامش خاطر میبخشه و با حضورش هیچ نگرانی و ترسی ندارم..
خدایی ک هر روز بهترینهارو برای من رقم میزنه..
و هر روز اعتمادو ایمانم بهش قویتر میشه..
الهی شکرت ک هدایت شدم ب نوشتن ب ورود ب سایت وکار کردن روی تو روی ریشه یابی جایگاه خدا در ذهنم..
درپناه خداباشید🙏🏻
با سلام خدمت استادان عزیزم قربونتون برم من عاشقتونم شما معجزه ی زندگی منید
سلام ب تمام دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی و خودسازی
دو روز دارم کامنت های این صفحه رو میخونم یاد ماهای اول میافتم ک با استاد و این سایت بهشتی آشنا شدم چقدر حس خوبی بود انگار گنج پیدا کرده بودم خدا رو پیدا کرده بودم وای وقتی فهمیدم خدا ب ما الهام میکنه اصلا ی حالی نگم براتون ک رو ابرها بودم هر چقدر میگزره انگار برای ذهن طبیعی میشه ناخودآگاه از خدا سوال میکنی و بعدش هدایت میشی عادی شده میدونید این چیزهایی ک من میگم درک العان م نسبت ب قبل هدایت ها هم برامون عادی و طبیعی شده دیگه اون شور و شوق نبود سپاسگزاری میکنم اما میخوام بگم اون ذوق اون شور ک وای خدا با من حرف میزنه خدا منو هدایت میکنه نبود وقتی این کامنت ها رو خوندم ب یاد اون روزها میافتم بیاختیار اشک میریزم ک خدایا چقدر وقتی مثلا ی چیزی برامون عادی میشه طبیعی میشه کم سپاسگزاری میکنم دیگه قلبی و عمیق نیست انگار خدا وظیفه شه دیگه دلم برای اون شکر گزاری های خالص اون هیجانات اون دیدن خدا تو زندگیم تنگ شده العان دوباره دارم ب اون حس ها بر میگردم ک واقعا با هیچی عوض نمیشه العان خیلی چیزها دارم ک اون موقع یک صدم ش نبود زندگی العانم آرزوی اون موقع م بود اما اون حس ها خالص خالص بود واقعا بدون هیچی میتونی با خدا عشق بازی کنی خالص بدون هیچی خیلی لذت بخش با خدا بودن و ببینی خدا رو ببینی تو لحظه لحظه زندگیت راحت نگزری از چیزی برای کوچکترین نشونه ها ذوق کنی خدای من چقدر عاشق خالص با خدا عشق بازی کردن هستم
حالا هدایت من برای نوشتن چی بود یکی از بچه نوشته بود باور ب اینکه خدا بیشتر از ما دوست داره ب خواسته هامون برسیم این باور ی زنگ زد تو گوش من گفتم خدایا من با این باور خیلی مقاومت دارم اخه از بچگی از زمانی ک فکر کنم اول من این باور ک خدا برای ما هیچی نمیخواد خدا با ما لج خدا برای ما نخواسته الا آخر بودم بعد دست پا دراوردم یعنی ببینید چقدر من با این باور مقاومت دارم بعد از سال ها ب خدا میگم خدایا من چطوری این و برای ذهنم منطقی کنم ک تو بیشتر دوست داری من و ب خواستهام برسونی یعنی دقیقا بر خلاف باور قبلی خدا گفت خب برو بنویس تا بهت بگم و من گفتم چشم سرورم و شروع کردم ب نوشتن ک خدا بهم منطق بده
خدا
تو از بچگی زیاد شنیدی و این طوری ساخته شده ولی خدا وکیلی تو طی کل زندگیت چقدر هر چی ک خواستی خدا بهت داده خیلی خیلی بارها جونم و نجات داده بارها ابرو مو خریده نعمت هایی ک میگفتن نمیشه بهم داده کی داده خدا من از خدا درخواست میکردم و خدا بهم میداد پس چطور میگی خدا برای ما نمیخواد
چون آدم هایی ک مسیولیت زندگی شونو نمیپذیرن و میخوان برگی در باد زندگی کنند یه کس دیگه براشون فکر کنه ی کس دیگه نون و آب بهشون بده چشم شون دنبال دست بقیه باشه کار و زجر میدونند هیچ کار نکردن براشون لذت بخش میخوان دنبال هر راه خلافی برن دست ب هر کاری بزنند مثلا برای رسیدن ب خواسته هاشون همه رو دور بزنند تا ب خواسته هاشون برسن و این چون با قوانین خدا هم راستا نیست نمیرسن ب هدف شون الکی ی مسیر و ی مدت بدون نتیجه ادامه میدن ب هیچی نمیرسن بعدش میان همه رو میندازن گردن خدا میگن خدا برای ما نخواسته ثروتمندان شانس دارند خدا دار هستن ما هیچی نیستیم ب همین دلیل ساده میشه منطقی کرد ک آقا جان ما مسیول زندگی مون هستیم حتی ما خودمون با اختیار خودمون تصمیم گرفتیم پا بزاریم تو این کره خاکی تا تجربه کنیم اما تا ب ی مسیله کوچیک برخوردن اصلا دنبال راه حل نبودن واقعا راست میگه خدا من العان ک فکر میکنم ب خانواده م چون تمام این باورها اول از خانواده شکل میگیرد میبینم همینه واقعا سریع جا میزدن مثلا مامان خودم فکر کنم چندین و چند بار مغازه های مختلف زد تو هیچ کدوم موفق نشد فقط ضرر رو ضرر بعد ب جای اینکه مسیله رو حل کنه میگفت این کار جواب نمیده میرفت تو ی کار دیگه و همچنان هم ادامه داره همش هم برمیگرده ب عوامل بیرونی فقط نمیخوان زیر بار مسیولیت برن میخوان بندازن گردن دولت نمیدونم خدا هر چیزی جز خودشون العان با همین نوشتن فهمیدم ریشش فقط ب کمبود عزت نفس برمیگرده چون خودت و کوچیک و کم و ناکافی میدونی میترسی چون میگی اگر ی مسیله پیش بیاد نتونم حل کنم چی پس نمیخوای مسیولیت بپذیری میای خودت و قربانی میکنی میگی خدا برای من نخواسته تو تمام این نوشته فهمیدم
چطور میشه این باور و برای ذهنم منطقی کنم چطور تو خیلی از خواسته هایی از خدا خواستم شد اما بعضی هاش ک از پس ذهن بر نمیای بخاطر اینکه ذهن زورش نیاد راحت میندازه گردن خدا
خدا بیشتر از من میخواد ب خواسته هام برسم در صورتی ک منم بخوام در صورتی ک هم جهت بشم با خدا باورهای هم جهت داشته باشم تمام اون آدم ها با هزار جور باور اشتباه اومدن انداختن گردن خدا حالا ک من خدا رو صدهزار مرتبه شکر آگاه تر شدم با هدایتم ب قوانین چرا من بپذیرم
مگه من خالق زندگیم نیستم خدا ک ی قدرتی ب من داده مثل ذهن ک من میتونم باهاش هر کاری کنم میتونم ازش سواری بگیرم میتونم سواری بدم ک منو بکشونه تا قعر جهنم خوب میام آگاهانه جوری باهاش کار میکنم ک هر چیزی ک خواستم و خلق کنم پس خدا بیشتر از من میخواد ب خواسته هام برسم فقط من باید ب قدرتی ک خدا بهم داده ایمان قلبی پیدا کنم و نپذیرم اره ربطی ب چندین و چند سال رو خودت کار کردن نداره ربط ب این داره ک تو میتونی همیشه بهتر و بهتر بشی ظرف وجودت و بزرگتر کنی تا بتونی کنترل این ذهن و ب دست بگیری و این مسیر تا زمانی ک فرصت زندگی کردن داری ادامه داره نمیتونی بگی این باور درست شد تموم شد یا چرا درست نمیشه میتونی بازم با منطقی هی بهتر و بهترش کنی
بهترین باوری ک من نسبت ب خدا دارم و از بچگی با من بوده اینه ک خدا هواسش ب من هست من چون تو بچگی تضاد زیاد داشتم و تنها بودم خدا رو شکر ناخودآگاه بیشتر ب سمت خدا میرفتم یعنی با خدا همیشه حرف میزدم و این دوست بودنم با خدا همیشه بود ک خدا هواسش ب من هست و البته نااگاه تر از العان یعنی ناخودآگاه بود اما هر چقدر بیشتر خودم و شناختم الهامات و درک کردم فهمیدم ک همیشه خدا با من بوده و همیشه کمکم کردن همیشه دست مو گرفته خب پس خدا بیشتر از من میخواد ب خواسته هام برسم
خدایا شکرت تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تو هر لحظه با منی در درون منی و هر لحظه داری با من حرف میزنی الهی شکرت عشقم ک هیچ وقت تنهام نزاشتی و رفیق نیمه راه نیستی تو تنها کسی هستی ک میشه بهت تا آخرش تکیه کرد تو کافی کافی هستی برای من این برام منطقی و ثابت شده خدایا هیچ وقت هیچ وقت منو ولم نکن دستم و محکم بگیر نزار از مسیر دور بشم من میخوام تا لحظه مرگم با تو باشم خدای من چطور سپاسگزار این همه عشق و مهربونی ت بشم ای رب قدرتمندم
عاشقتم استاد عزیزم شما خواستی من بودید ک خدا ب من داد بخاطر همین میگم من هر چی بخوام خدا بهم میده من از خدا از بچگی میخواستم ک کاشکی زمان پیامبر ها بودم و خدا در همین زمان من و ب پیامبر زمانه هدایتم کردم الهی شکرت از دور دست مهربونت و میبوسم و بینهایت ازتون سپاسگزارم از استاد شایسته عزیزم بینهایت سپاسگزارتون هستم با صمیم قلبم
سلام به خدای رب العالمین
امروز من گنج پیدا کردم
قبلاً این فایل رو گوش داده بودم ولی کامنت ها رو نخونده بودم
ولی امروز این فایل نشونه امروزم و گنج امروزم بود
از صبح تا حالا دارم تو صفحه های این فایل میچرخم
چهار هزار و خورده ای کامنت برای باور هابی که به خدا داریم
محشره
هزاران سپاس استاد با این طرح سوال
خدایا شکرت که هستی
و
به معنای واقعی گنج بزرگی پیدا کردم
تو ستاره قطبی ازش خواسته بودم
بیشتر درکش کنم و بهش نزدیک بشم
چقدر سریع پاسخ داد
خدایا چی بگم
یکی از باورهایی که بهم اضافه شد
این سریع پاسخ دادنشه
چقدر زود به خواستههای ما پاسخ میده
خدایا شکرت
چقدر نزدیکه
در وجود منه
لحظه ای از من دور نیست
دارم با بودنش عشق می کنم
امشب تو کافه فقط به دونه مشتری داشتم
باورتون میشه
ولی من خوشحالم
چرا
چون خدا با من بوده و هست
دلم با بودن اون توی این هوای سرد گرم بود
با حضور اونه که دیگه نه ترسی و نه غمی دارم
حالم خوبه خوبه
شاید اگه به کسی بگم که توی این وادی نیست
بهم بخنده
ولی من حالم خوبه
چون امشب کلی باور قدرتمند کننده درباره خدا به ذهنم دادم
خدایا شکرت
استاد با چه زبونی ازت می تونم تشکر کنم
قبلنا هر شب برای نماز مغرب می رفتم مسجد
ولی این مسجد و میعادگاهی که الان میام کجا و
اون مسجد کجا
این سایت از هر مسجدی برامون ارزشمندتره
توحیدی تره
داریم خدا رو بهتر و بیشتر میشناسیم و بهش نزدیک میشیم
سپاسگزارم استاد با این مسجدی که ساختی
در پناه نور و عشق خدا باشید
به نام خدای قادر مطلق
سلام عزیزان
نمیدونم از کدوم باوری که به خدا دارم بنویسم
فقط خواستم در این دریای باورهای که بنده هاش بهش دارن منم سهیم بشم
باور به قدرتمند بودنش همیشه به من قدرت داده تا
سخت ترین کارها برام آسون بشه و به راحتی همه چی برام جور بشه
روی قدرتش خیلی حساب کردم همیشه
وقتی دوقلوها رو بار دار بودم
وضعیت جسمی خوبی نداشتم و از ظاهرم و اون سنگینی باری که حمل می کردم همه دلشون برام می سوخت ولی من حالم با خودم خوب بود و
توی دلم بهشون می خندیدم
همیشه دلم به قدرت و توانایی خدا گرم بود
با خودم می گفتم اون قدرت توانا
به منم قدرت و توانایی این حمل رو داده و خودش نگه دار منو بچههای منه و
بچههام در سلامتی به دنیا اومدن و با وجود این که یه ماه زودتر به دنیا اومدن ولی با وزن نرمال و حال خوب که همه تعجب می کردن .
حالا ها خیلی روی بخشندگی و روزی ده بی حساب بودنش خیلی دارم روی خودم کار می کنم و از جاهایی که فکرش رو نمی کنم برام روزی میاد
امسال کاری رو شروع کردم و روی قدرتش خیلی حساب کردم
آنچنان دل ها رو برام نرم کرد که همه کارها برام به بهترین شکل پیش رفت
و حالا روی باور فراوانی دارم کار می کنم
خدایی که همه چی به وفور در جهان آفریده
و توی یکی از سوره های قرآن دیدم که گفته
ما همه چیز را در جهان به وفور قرار داده ایم.
خدایا شکرت از این فراوانی
منم از فراوانی هایت می خوام دریافت کنم
خودت راهش رو به من نشون بده
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
ای هدایت کننده
خدایا شکرت که هر لحظه با منی و نورت در قلبم روشنه
ای روشنی بخش قلب ها
در پناه نور و عشق خدا باشید