اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدایی که اگر روی قدرتش حساب کنیم آسان میکند برایمان آسانیها
اگر بین ذهن و روحمان هماهنگی ایجاد کنیم بواسطه کنترل ذهن الهامات رو متوجه میشویم
و هدایت میشیم به مسیر که راحتی و آسانی ست
مسیر نعمت و ثروت
فقط باید توکل کنیم و ظرف وجودمون رو بزرگتر کنیم هر روز و به خداوند نزدیکتر بشیم
تقوا داشته باشیم که تقوا همان کنترل ذهن ست
وقتی روی خودمون حساب میکنیم روی عقلمون حساب میکنیم عجله رو نگرانی و استرس میاد و کارها خوب پیش نمیره
ولی وقتی میایم آگاهانه روی قدرت خدا حساب میکنیم و به ندای قلبمون گوش میدیم اونوموقع ست که خداوند دستانشو میفرسته و از هزاران راه نعمت و ثروت رو وارد زندگیمون میکنه
خدایا به من قدرت بده تا هر روز به تو متوکلتر بشم
من از موقعی که روی خدا حساب کردم و قدرتشو باور کردم
اعتماد کردم بهش به این نیروی عظیم اعتماد کردم
نتایج متفاوت دارم میگیرم حضورشو حس میکنم
اینقدر این اعتماد داره در وجودم جای گرفته که وقتی مشتری وارد مغازه ام میشه خدا رو احساس میکنم تو یه ثانیه خدا رو میبینم واقعا همونجا اشک گوشه چشمم حلقه میزنه باور کنین باور کنین
به این اندازه حسش میکنم خیلی خوشحالم خیلی خیلی که بهش نزدیک شدم همه کارهامو داره انجام میده خیالم راحته قلبم آرومه
خدایا شکرت سپاسگزارتم
دوست داشتم بیام امروز براتون بنویسم این حس زیبای خودم و خدا رو
دو سه روزه حال روحیم اصلا جالب نیست. دو ماه و نیمه از ی رابطه احساسی خوب اومدم بیرون و هر چی داره بیشتر میگذره به این نتیجه میرسم که با باورهای اشتباه خودم همه چیزو خراب کردم .
من همیشه برای کوچکترین تصمیم کلی نظر دیگرانو در موردش میپرسیدم و بعد اگه همه تایید میکردن انجام میدادم اون کار. در همین رابطه ام هم از روزی که آشنا شدم به 5 6 تا از دوستانم گفتم موضوع رو و مدام از اونها نظر خواهی میکردم در کوچکترین موردها و ازشون راه کار میخواستم.اون موقع متوجه نبودم چه بر سر خودم دارم میارم.الان تازه متوجه شدم که چقدرررررررررررر وابسته به دیگران بودم و توانایی حل مسئله نداشتم و مستقل نتونستم عمل کنم .
دو روز پیش ی سیلی خیلی خیلی بزرگ از جهان خوردم که اصلا نمیتونم سرپا بایستم سر همین موضوع مهم بودن حرف دیگران و نظرشون.
خبر نامزدی دخترعموم شنیدم و وقتی فهمیدم 6 7 سال با اون فرد دوست بوده و به من که از بچگی با هم بزرگ شدیم و قبلاً همراز بودیم و اصلا از وجود این آقا به من چیزی نگفته حال خرابی دارم .بعد من پارتنرم و به همه نشون دادم و گفتم و نظرشون پرسیدم و بر اساس نظر اونها و تایید اونها اون آقا رو قبول کردم نه خودم. و نکته جالب اینکه مهمترین شخص از اطرافیان که نظرش برام مهم بود مادر همین دختر عموم بود که اگه این آقا رو به عنوان همسر من ببینه چی میگه ؟ تایید میکنه یا نه و چندباری این آقا رو خواستم باهاش قطع رابطه کنم چون از خونه زن عموم که اومدم حرفهاش در مورد ازدواج روم تاثیر منفی گذاشته بود. بعد جالب اینجاس که همین زن عموی من در مورد دخترش داره برخلاف تمام گفتههای این همه سالش که مدام به من میگفت در مورد کار و ازدواج داره عمل میکنه.
و من دو سه روزه متأسف هستم برای خودم که افسار و اختیار و ارادهام رو دادم دست دیگران مخصوصا همین زن عمو که از بچگی کلی حرف در مورد ازدواج و شغل و … به من میگفت. و به قول استاد عباسمنش حقمه و باید قشنگ کتک بخورم .
امیدم به خداست تنها چیزی که خیلی خوب و عمیق دارم وجودش درک میکنم.
اینکه استاد میگن وقتی احساست خوبه یعنی در مسیر درست هستی ، ی موقع ها که حالم خیلی خوبه انگار یکی از درون میگه الکی دلت خوش کردی و امید واهی داری و الکی امیدوار هستی.اینجور مواقع میگم این نجوای ذهن بیماره و بهش اهمیت نمیدم ولی میبینم بعد دو سه روز کار خودش کرده به خوبی و بعدش من چند روز حالم خرابه. قشنگ چند وقته حالم سینوسی شده . مخصوصا از شروع امسال و الان دارم متوجه میشم به خاطر بی ثباتی و عدم استقلال و مهم بودن حرف مردم و وابسته بودن خودم بوده.
و جالب اینکه من فکر میکردم اصلا وابسته نیستم و تازه خیلی هم دارم مستقل عمل میکنم.
مدام استاد داره میگه ببینید با کی در مورد چی دارید صحبت میکنید ولی من انگار در خواب خرگوشی بودم
انگیزه شرط لازم هست برای قدم برداشتن،اما بتنهایی کافی نیست.استاد توی جلسه هدفگذاری قدم اول میگن که اگر یه شخصی انگیزه داشته باشه برای حرکت کردن اما باورهای نادرست داشته باشه و باور نداشته باشه که میشود،این باعث ایجاد یک خشم میشه برای طرف.
یه نکته خیلی مهم که استاد توی این فایل اشاره کردن این بود که قبل از اینکه به هدف برسیم باید هدف بعدی رو مشخص کنیم که این به صراحت توی قرآن هم گفته شده.
چون به محض اینکه به هدف برسیم انگیزه از بین میره و اگر به فکر رشد نباشیم قطعا افت میکنیم. این فایل خیلی بهتر درک کردم که اهرم رنج و لذت چطور عمل میکنه و چرا استاد توی جلسه 4 ثروت 1 انقدر تاکید کردن که حتما اقدام عملی باید در کنار اهرم رنج و لذت داشته باشیم.چوناگر انگیزه باشه و اقدام نباشه هیچ نتیجه ای نخواهد بود.حالا اگر باورهای درست در جهت اقدام هم باشه که سرعت رسیدن به اهداف بشدت میره بالا و ما خیلی راحتر و با لذت بیشتر به خواسته هامون میرسیم.
استاد اینجا که نشستید من رو یاد اتاقی که توی بندرعباس زندگی میکردید انداخت.اول که کلی تحسینتون کردم.بعد هم کلی باورهام رو قویتر کرد که میشود و همین باعث شد انگیزه هام رو قویتر پیش ببرم و عملم رو با خیال راحتر انجام بدم.توی متن این فایل که نوشته بودید:
(هرچقدر هم شرایط ات سخت یا مسئله ات به نظر غیر قابل حل باشد، مطمئناً از آن شرایط سخت تر نیست.
از مسائل ات نترس. از آنها فرار نکن یا نخواه که هیچ مسئله ای نداشته باشی.
به جای تسلیم این شرایط شدن و پذیرفتن آن به عنوان یک واقعیت تلخ و غیر قابل تغییر، از این مسائل انرژی بگیر برای بیدار ساختن نیرویی که در وجودت هست و منتظرِ اینچنین فرصتی برای بروز خویشتن است
بنابراین به این نیروی درونی فرصت اظهار وجود بده؛
روی جریان هدایت حساب کن؛
روی وعده ی ان مع العسر یسری ی خداوند و انا علینا للهدی او که هرگز خلف وعده نمی کند، حساب کن؛)
سلام استاد عزیزم خدا رو شکر میکنم که با شما و خانواده بزرگ عباس منش هستم کم نظر میزارم خیلی استفاده میکنم از تجربیات دوستان عزیزم و زندگیم بسیار عالی شده در همه موارد. خدا رو صد هزار مرتبه شکر استاد ایده عالی هست جابجایی لوکیشن فیلم برادری من شخصا عاشق طبیعت و اون زمین همراه دریاچتون هستم تا حالا روی دریاچه و توی قایق فیلم نگرفتین که فکر کنم بسیار زیبا میشود سپاس از شما استاد عزیزم و این همه انرژیی که تو همه فایلاتون به من تزریق میشه ممنونم از همه اعضای خانواده با عشق عباس منش خدا رو صد هزار بار شکر برای اشنایی و همراهی با این همه خوبی یکجا دوستون دارم از صمیم قلب
من هم جوابم باور بود و اصلا به انگیزه فکر هم نکرده بودم
انگیزه به باور و باور به انگیزه ربط داره هر دو به هم مربوطن
وقتی انگیزه داشته باشم برای انجام کاری و باور داشته باشم که نتیجه میدهد حتما اون کار رو انجام میدهم
اگر یک فرد ورزشکار در سن 70 سالگی همون انگیزه داشته باشه که یک ورزشکار جوان داره برای موفقیت میتونه بهترین باشه امادگی جسمانی داشتن و توانایی داشتن به تنهایی کافی نیست وقتی انگیزه رو از دست بدی و اون شور و شوق رو از دست دادن دیگه نتیجه عالی به همراه نداره اما اگر باور و انگیزه با هم باشه واقعا محدودیت نیست ادما که میمیرن چون انگیزه رو برای زنده بودن از دست دادن ادمها از محدودیتها از بین نمیرن با انگیزه نداشتن از بین میرن
انگیزه از کجا تولید میشه؟ از باور وقتی باور کنیم که نتیجه داره ، گاهی انگیزه ها از کمبودها بوجود میاد مسایل ناخواسته میتونه باعث ایجاد انگیزه بشه میتونیم از دل تضادها انگیزه رو ایجاد کنیم
وقتی به تمام خواستها رسیدیم و انگیزه ای نداریم میتونیم قبل رسیدن به خواستهاخواسته های معنوی رو ایجاد کنیم چون دیگه ار مادی پر شدیم
خوب زندگی کنیم و کمک کنیم دنیا جای بهتری باشه برای دیگران
اگر من خوب زندگی کنم و خوب عمل کنم و خوشبخت و ثروتمند باشم همین باعث میشه تعداد زیادی از مردم جهان هم خوشبخت و ثروتمند و شادی زندگی کنن
خدایا من رو هدایت کن به راه کسانی که به انان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان امین یا رب العالمین
خدایا شکرت که این فایل پر بود از آگاهی نمیشد هیچ جاییشو ننویسم، چقدر قشنگ چقدر فوق العاده توضییح دادین استاد جان ، بهترین جواب رو دادین چقدر عالی از انگیزه گفتین، واقعا نیاز داشتم به این فایل اینکه ما باید انگیزه داشته باشیم تا موفق بشیم پشت انگیزه هم باور قوی باید باشه تا باورنداشته باشیم که میرسیم بهش اون شوروشوق و انگیزه رو نداریم، چقدر تحسینتون میکنم چقدر مثال های عالی زدید که کامل متوجه بشیم چقدر شما برای این کار عالی هستید، حس میکنم دقیقا شما سرجای خودتونید آگاهی دهنده به مردم.
وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم که اون زمانیکه درست و حسابی انگلیسی تمرین نمیکردم باور نداشتم که با تمرین بیشتر میتونم مسلط بشم و همش یه کمبودی در خودم میدیدم. دو روز پیش به یک مصاحبه ی کاری رفتم. شرکتی بسیار شیک ثروتمند. انسانهایی بسیار محترم و متواضع از نگهبان تا مدیر که واقعا کِیف کردم از دیدنشون. یک مرتبه مصاحبه کننده شروع کرد به انگلیسی سوال پرسیدن و من هم با اینکه کمی اولش هول کرده بودم از پسش بر اومدم و به خوبی به انگلیسی جوابشو دادم. خودم هم فکر نمیکردم بتونم. جالب اینجاست که از تقریبا دو ماه پیش تو ذهنم صحنه ای میومد که دارم به انگلیسی رزومه م رو میگم و این تجربه واقعا فوق العاده بود و بسیار اعتماد به نفسم رو بالا برد. مطمئنم هر چی پیش بیاد به نفع منه. از اون واقعا انگیزه م در یادگیری انگلیسی بسیار بالاتر رفته و جالب اینجاست که لذت میبرم از خوندن انگلیسی. این لذت بردن برام تازگی داره. و الان مطمئنم که روزبروز عالیتر میشم و میتونم مسلط بشم و این باور فوق العاده ست. خدای بزرگ ممنونم بخاطر این تجربه های عالی. بخاطر اینکه به جاهایی هدایت میشم که کلی انگیزه و حس خوب بهم میدم. استاد بزرگوارم واقعا ازتون ممنونم همه ی اینها از اثرات فایلهای شماست و من هر روز دارم با روزشمارتون قدمی به جلو بر میدارم و نشونه ها پدیدار شدن. مریم عزیزم ممنونم بخاطر این دوره ی فوق العاده ای که ترتیب دادی. همیشه سربلند باشید🍀🍀🍀🍀🍀💖💖💖💖💖🍀🍀🍀🍀🍀🍀🌷🌷🌷
فایلی که توش سوال پرسیده شده بود رو مدت ها پیش دیده بودم اما نمیدونستم از کجا بفهمم استاد تو کدوم فایل جواب داده به این سوال و امروز خدا رو شکر جوابش رو گرفتم
وقتی سوال رو استاد پرسیدن منم بلافاصله گفتم بخاطر باوراشونه
ولی وقتی استاد گفتن چون انگیزه ها کممیشه گفتم عجب نکته ای
انگیزه ها و باورا به هم ارتباط دارند مخصوصا با این مثال استاد که اگه باور کنم خود خدا گفته یه جایی تو عمق 10 متری گنج هست انگیزه میگیرم برای کندن
چند مدت پیش به خاطر یه اشتباه من یه ضرر مالی بهمون زده شد اولش ناراحت شدم ولی سریع گفتم باید زاویه دیدم رو تغییر بدم و گفتم این اتفاق اومده که منو هل بده سمت کار
من باید هزینه این ضرر رو خودم پرداخت کنم با درآمدی که به دست میارم ،حالا با مثال استاد بیشتر درک میکنم که انگیزه و باور کنار هم غوغا میکنه،من داشتم رو باورام کار میکردم که این اتفاق افتاد و شد برای من انگیزه یه انگیزه قوی
من الان مثل کسی میمونم که انگیزه رو دارم ولی هنوز باور نکردم آدرس این گنج رو خود خدا داره میگه ،اگر رو خودم بیشتر کار کنم و تکرار کنم این باورا رو اونموقع است که با انرژی چندین برابر شروع میکنم
اول فایل یه نکته ای گفتید که به درد این روزای من میخوره ،گفتید هر چیزی که راحت و لذت بخش و شادی آور مسیر درست
من یکم تو این مسیری که انتخاب کردم دارم اذیت میشم و امروز با خودم گفتم اگر مسیر درست رو برم باید فقط لذت ببرم پس یه جای کارم ایراد داره قانون اشتباه نمیکنه
از خداوند هدایت میخام برای قرار گرفتن تو مسیر درست
البته خودمم حس میکنم امروز دیدم چقدر اولش ویس و… میگذاشتم الان کمتر شده
انگار به ثبات در فروش رسیدم و اون ذوق اولیه نیست
خودکار میفروشم
حالا به این فکر کردم چرا انگیزم کم شده چون هدفم برام داره پوچ میشه چون حسم تغییر کرده
دلم میخواست بریم انتالیا حسم اینه خب پولش هم جمع کنم مهر سرد میشه و بعدش باید صبر کنم تا بهار
خوش نمیگذره در سرما
بعد دیدم حتی انگیزه پول دراوردن و جمع کردن هم ندارم
و اینکه کار همسرمم مرخصی نداره و چند ماه نتونستیم سفر بریم
اینکه هدفام بزرگ شدن و حس دست پیدا نکردن پیدا کردم مثلا میگم من چقدر کار کنم تا پول خونه ذلخواهم بیاد با ابن پولها که نمیشه
مثلا میگم اینهمه کار کردی تلاش کردی تهش چی
اصلا برای کی میخوای
یک حس ناامیدی در وجودم هست که الان صبحها مبخوابم و برام مهم نیست پاشم به کارهام برسم
این فایل اینجا لازم بود یادمبیاره انگیزم چی بود اصلا چرا کار میکنم
از وقتی گوشیم فروختم و طلاهامو فروختم ماشین عوض کردیم بعد پول ها خرج ماشین میشه پول میاد صرف بدهی میشه اصلا دیگه حس سابق ندارم افتادم در چرخفلکی که دور خودم میچرخم درامد در میارم تموم میشه
مثلا اوج اینکه خوشحال به پول رسیدم دندونم شکست
وقتی حقوق همسرم دادن کلی ماشین خرج برداشت و تمومی نداره
یک باور لیاقت باید بسازم یک انگیزه تا بتونم باز کار کنم
امشب بهش فکر میکنم
اون دوره را هم استقبال شد و رایگان گذاشتمش
نت خیلی اذیتم میکنه خیلی از زمان روزم برای لود شدن میگذره هر روز در ستاره قطبیم از سرعت اینترنت و فیلتر شکن عالیم مینویسم که حسم بهتر بشه
خب بعضی مواقع در اوج هیجان و موفقیت
دلت میخواد همه چیز رها کنی
الان اون حس داره زور میشه که با این فایل فهمیدم باید دوباره مثل قبل هدفهای کوچک بزارم بخرمشون تا لذت ببرم
اون شوقی که برای جمع کردن پولام داشتم تا گوشی بخرم اون علاقه و شور و شوق برای عروسیم و مراسم و کارهاش
تمام تلاشهام تمام پول جمع کردنها کار کردنهای پشت هم، پنج صبح بیدار شدنام،
باید دوباره بنویسم
الان فهمیدم خب اصلا انتالیا را ول کن ابنهمه کشور که در فصل زمستون میشه رفت مگه باید صبر کنی
پس بریز دور این باورهاتو
بجایذفکر گوشی دست دوم فکر گوشی عالی باش تو لایقشی
بجای اینکه انقدر قانع باشی دوباره شروع کن زیاد خواستن
به نام خداوند هدایتگرم به مسیر زیبایی و ثروتها
به نام خدایی که اگر روی قدرتش حساب کنیم آسان میکند برایمان آسانیها
اگر بین ذهن و روحمان هماهنگی ایجاد کنیم بواسطه کنترل ذهن الهامات رو متوجه میشویم
و هدایت میشیم به مسیر که راحتی و آسانی ست
مسیر نعمت و ثروت
فقط باید توکل کنیم و ظرف وجودمون رو بزرگتر کنیم هر روز و به خداوند نزدیکتر بشیم
تقوا داشته باشیم که تقوا همان کنترل ذهن ست
وقتی روی خودمون حساب میکنیم روی عقلمون حساب میکنیم عجله رو نگرانی و استرس میاد و کارها خوب پیش نمیره
ولی وقتی میایم آگاهانه روی قدرت خدا حساب میکنیم و به ندای قلبمون گوش میدیم اونوموقع ست که خداوند دستانشو میفرسته و از هزاران راه نعمت و ثروت رو وارد زندگیمون میکنه
خدایا به من قدرت بده تا هر روز به تو متوکلتر بشم
من از موقعی که روی خدا حساب کردم و قدرتشو باور کردم
اعتماد کردم بهش به این نیروی عظیم اعتماد کردم
نتایج متفاوت دارم میگیرم حضورشو حس میکنم
اینقدر این اعتماد داره در وجودم جای گرفته که وقتی مشتری وارد مغازه ام میشه خدا رو احساس میکنم تو یه ثانیه خدا رو میبینم واقعا همونجا اشک گوشه چشمم حلقه میزنه باور کنین باور کنین
به این اندازه حسش میکنم خیلی خوشحالم خیلی خیلی که بهش نزدیک شدم همه کارهامو داره انجام میده خیالم راحته قلبم آرومه
خدایا شکرت سپاسگزارتم
دوست داشتم بیام امروز براتون بنویسم این حس زیبای خودم و خدا رو
در پناه این خدای مهربان و بخشنده باشین
سلام به دوستان عزیز
این فایل نشانه امروز من بود.
دو سه روزه حال روحیم اصلا جالب نیست. دو ماه و نیمه از ی رابطه احساسی خوب اومدم بیرون و هر چی داره بیشتر میگذره به این نتیجه میرسم که با باورهای اشتباه خودم همه چیزو خراب کردم .
من همیشه برای کوچکترین تصمیم کلی نظر دیگرانو در موردش میپرسیدم و بعد اگه همه تایید میکردن انجام میدادم اون کار. در همین رابطه ام هم از روزی که آشنا شدم به 5 6 تا از دوستانم گفتم موضوع رو و مدام از اونها نظر خواهی میکردم در کوچکترین موردها و ازشون راه کار میخواستم.اون موقع متوجه نبودم چه بر سر خودم دارم میارم.الان تازه متوجه شدم که چقدرررررررررررر وابسته به دیگران بودم و توانایی حل مسئله نداشتم و مستقل نتونستم عمل کنم .
دو روز پیش ی سیلی خیلی خیلی بزرگ از جهان خوردم که اصلا نمیتونم سرپا بایستم سر همین موضوع مهم بودن حرف دیگران و نظرشون.
خبر نامزدی دخترعموم شنیدم و وقتی فهمیدم 6 7 سال با اون فرد دوست بوده و به من که از بچگی با هم بزرگ شدیم و قبلاً همراز بودیم و اصلا از وجود این آقا به من چیزی نگفته حال خرابی دارم .بعد من پارتنرم و به همه نشون دادم و گفتم و نظرشون پرسیدم و بر اساس نظر اونها و تایید اونها اون آقا رو قبول کردم نه خودم. و نکته جالب اینکه مهمترین شخص از اطرافیان که نظرش برام مهم بود مادر همین دختر عموم بود که اگه این آقا رو به عنوان همسر من ببینه چی میگه ؟ تایید میکنه یا نه و چندباری این آقا رو خواستم باهاش قطع رابطه کنم چون از خونه زن عموم که اومدم حرفهاش در مورد ازدواج روم تاثیر منفی گذاشته بود. بعد جالب اینجاس که همین زن عموی من در مورد دخترش داره برخلاف تمام گفتههای این همه سالش که مدام به من میگفت در مورد کار و ازدواج داره عمل میکنه.
و من دو سه روزه متأسف هستم برای خودم که افسار و اختیار و ارادهام رو دادم دست دیگران مخصوصا همین زن عمو که از بچگی کلی حرف در مورد ازدواج و شغل و … به من میگفت. و به قول استاد عباسمنش حقمه و باید قشنگ کتک بخورم .
امیدم به خداست تنها چیزی که خیلی خوب و عمیق دارم وجودش درک میکنم.
اینکه استاد میگن وقتی احساست خوبه یعنی در مسیر درست هستی ، ی موقع ها که حالم خیلی خوبه انگار یکی از درون میگه الکی دلت خوش کردی و امید واهی داری و الکی امیدوار هستی.اینجور مواقع میگم این نجوای ذهن بیماره و بهش اهمیت نمیدم ولی میبینم بعد دو سه روز کار خودش کرده به خوبی و بعدش من چند روز حالم خرابه. قشنگ چند وقته حالم سینوسی شده . مخصوصا از شروع امسال و الان دارم متوجه میشم به خاطر بی ثباتی و عدم استقلال و مهم بودن حرف مردم و وابسته بودن خودم بوده.
و جالب اینکه من فکر میکردم اصلا وابسته نیستم و تازه خیلی هم دارم مستقل عمل میکنم.
مدام استاد داره میگه ببینید با کی در مورد چی دارید صحبت میکنید ولی من انگار در خواب خرگوشی بودم
باشد که خدا رستگار کند من را
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
انگیزه شرط لازم هست برای قدم برداشتن،اما بتنهایی کافی نیست.استاد توی جلسه هدفگذاری قدم اول میگن که اگر یه شخصی انگیزه داشته باشه برای حرکت کردن اما باورهای نادرست داشته باشه و باور نداشته باشه که میشود،این باعث ایجاد یک خشم میشه برای طرف.
یه نکته خیلی مهم که استاد توی این فایل اشاره کردن این بود که قبل از اینکه به هدف برسیم باید هدف بعدی رو مشخص کنیم که این به صراحت توی قرآن هم گفته شده.
چون به محض اینکه به هدف برسیم انگیزه از بین میره و اگر به فکر رشد نباشیم قطعا افت میکنیم. این فایل خیلی بهتر درک کردم که اهرم رنج و لذت چطور عمل میکنه و چرا استاد توی جلسه 4 ثروت 1 انقدر تاکید کردن که حتما اقدام عملی باید در کنار اهرم رنج و لذت داشته باشیم.چوناگر انگیزه باشه و اقدام نباشه هیچ نتیجه ای نخواهد بود.حالا اگر باورهای درست در جهت اقدام هم باشه که سرعت رسیدن به اهداف بشدت میره بالا و ما خیلی راحتر و با لذت بیشتر به خواسته هامون میرسیم.
استاد اینجا که نشستید من رو یاد اتاقی که توی بندرعباس زندگی میکردید انداخت.اول که کلی تحسینتون کردم.بعد هم کلی باورهام رو قویتر کرد که میشود و همین باعث شد انگیزه هام رو قویتر پیش ببرم و عملم رو با خیال راحتر انجام بدم.توی متن این فایل که نوشته بودید:
(هرچقدر هم شرایط ات سخت یا مسئله ات به نظر غیر قابل حل باشد، مطمئناً از آن شرایط سخت تر نیست.
از مسائل ات نترس. از آنها فرار نکن یا نخواه که هیچ مسئله ای نداشته باشی.
به جای تسلیم این شرایط شدن و پذیرفتن آن به عنوان یک واقعیت تلخ و غیر قابل تغییر، از این مسائل انرژی بگیر برای بیدار ساختن نیرویی که در وجودت هست و منتظرِ اینچنین فرصتی برای بروز خویشتن است
بنابراین به این نیروی درونی فرصت اظهار وجود بده؛
روی جریان هدایت حساب کن؛
روی وعده ی ان مع العسر یسری ی خداوند و انا علینا للهدی او که هرگز خلف وعده نمی کند، حساب کن؛)
چندین بار این قسمت رو خوندم و خیلی عالی بود.
خدایا شکرت
سپاس از استاد عزیزم
شاد و خوشبخت باشید
سلام استاد عزیزم خدا رو شکر میکنم که با شما و خانواده بزرگ عباس منش هستم کم نظر میزارم خیلی استفاده میکنم از تجربیات دوستان عزیزم و زندگیم بسیار عالی شده در همه موارد. خدا رو صد هزار مرتبه شکر استاد ایده عالی هست جابجایی لوکیشن فیلم برادری من شخصا عاشق طبیعت و اون زمین همراه دریاچتون هستم تا حالا روی دریاچه و توی قایق فیلم نگرفتین که فکر کنم بسیار زیبا میشود سپاس از شما استاد عزیزم و این همه انرژیی که تو همه فایلاتون به من تزریق میشه ممنونم از همه اعضای خانواده با عشق عباس منش خدا رو صد هزار بار شکر برای اشنایی و همراهی با این همه خوبی یکجا دوستون دارم از صمیم قلب
به نام خدای هدایت کننده و مهربانم
سلام به همه عزیزانم
انگیزه داشتن
من هم جوابم باور بود و اصلا به انگیزه فکر هم نکرده بودم
انگیزه به باور و باور به انگیزه ربط داره هر دو به هم مربوطن
وقتی انگیزه داشته باشم برای انجام کاری و باور داشته باشم که نتیجه میدهد حتما اون کار رو انجام میدهم
اگر یک فرد ورزشکار در سن 70 سالگی همون انگیزه داشته باشه که یک ورزشکار جوان داره برای موفقیت میتونه بهترین باشه امادگی جسمانی داشتن و توانایی داشتن به تنهایی کافی نیست وقتی انگیزه رو از دست بدی و اون شور و شوق رو از دست دادن دیگه نتیجه عالی به همراه نداره اما اگر باور و انگیزه با هم باشه واقعا محدودیت نیست ادما که میمیرن چون انگیزه رو برای زنده بودن از دست دادن ادمها از محدودیتها از بین نمیرن با انگیزه نداشتن از بین میرن
انگیزه از کجا تولید میشه؟ از باور وقتی باور کنیم که نتیجه داره ، گاهی انگیزه ها از کمبودها بوجود میاد مسایل ناخواسته میتونه باعث ایجاد انگیزه بشه میتونیم از دل تضادها انگیزه رو ایجاد کنیم
وقتی به تمام خواستها رسیدیم و انگیزه ای نداریم میتونیم قبل رسیدن به خواستهاخواسته های معنوی رو ایجاد کنیم چون دیگه ار مادی پر شدیم
خوب زندگی کنیم و کمک کنیم دنیا جای بهتری باشه برای دیگران
اگر من خوب زندگی کنم و خوب عمل کنم و خوشبخت و ثروتمند باشم همین باعث میشه تعداد زیادی از مردم جهان هم خوشبخت و ثروتمند و شادی زندگی کنن
خدایا من رو هدایت کن به راه کسانی که به انان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان امین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
بنام خدا
سلام به همگی شما هدایت شدگان
روز ۸۹ از سفر فوق العاده عالی من فرارسید
خدایا سپاسگذارتم که امروزو بهم هدیه دادی
خدایا شکرت که این فایل پر بود از آگاهی نمیشد هیچ جاییشو ننویسم، چقدر قشنگ چقدر فوق العاده توضییح دادین استاد جان ، بهترین جواب رو دادین چقدر عالی از انگیزه گفتین، واقعا نیاز داشتم به این فایل اینکه ما باید انگیزه داشته باشیم تا موفق بشیم پشت انگیزه هم باور قوی باید باشه تا باورنداشته باشیم که میرسیم بهش اون شوروشوق و انگیزه رو نداریم، چقدر تحسینتون میکنم چقدر مثال های عالی زدید که کامل متوجه بشیم چقدر شما برای این کار عالی هستید، حس میکنم دقیقا شما سرجای خودتونید آگاهی دهنده به مردم.
خدایا بینهایت سپاسگذارتم
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
روز 89ام از روزشمار زیبای تحولم
وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم که اون زمانیکه درست و حسابی انگلیسی تمرین نمیکردم باور نداشتم که با تمرین بیشتر میتونم مسلط بشم و همش یه کمبودی در خودم میدیدم. دو روز پیش به یک مصاحبه ی کاری رفتم. شرکتی بسیار شیک ثروتمند. انسانهایی بسیار محترم و متواضع از نگهبان تا مدیر که واقعا کِیف کردم از دیدنشون. یک مرتبه مصاحبه کننده شروع کرد به انگلیسی سوال پرسیدن و من هم با اینکه کمی اولش هول کرده بودم از پسش بر اومدم و به خوبی به انگلیسی جوابشو دادم. خودم هم فکر نمیکردم بتونم. جالب اینجاست که از تقریبا دو ماه پیش تو ذهنم صحنه ای میومد که دارم به انگلیسی رزومه م رو میگم و این تجربه واقعا فوق العاده بود و بسیار اعتماد به نفسم رو بالا برد. مطمئنم هر چی پیش بیاد به نفع منه. از اون واقعا انگیزه م در یادگیری انگلیسی بسیار بالاتر رفته و جالب اینجاست که لذت میبرم از خوندن انگلیسی. این لذت بردن برام تازگی داره. و الان مطمئنم که روزبروز عالیتر میشم و میتونم مسلط بشم و این باور فوق العاده ست. خدای بزرگ ممنونم بخاطر این تجربه های عالی. بخاطر اینکه به جاهایی هدایت میشم که کلی انگیزه و حس خوب بهم میدم. استاد بزرگوارم واقعا ازتون ممنونم همه ی اینها از اثرات فایلهای شماست و من هر روز دارم با روزشمارتون قدمی به جلو بر میدارم و نشونه ها پدیدار شدن. مریم عزیزم ممنونم بخاطر این دوره ی فوق العاده ای که ترتیب دادی. همیشه سربلند باشید🍀🍀🍀🍀🍀💖💖💖💖💖🍀🍀🍀🍀🍀🍀🌷🌷🌷
به نام خداوند مهربان و بخشنده
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان گلم
روز 89
فایلی که توش سوال پرسیده شده بود رو مدت ها پیش دیده بودم اما نمیدونستم از کجا بفهمم استاد تو کدوم فایل جواب داده به این سوال و امروز خدا رو شکر جوابش رو گرفتم
وقتی سوال رو استاد پرسیدن منم بلافاصله گفتم بخاطر باوراشونه
ولی وقتی استاد گفتن چون انگیزه ها کممیشه گفتم عجب نکته ای
انگیزه ها و باورا به هم ارتباط دارند مخصوصا با این مثال استاد که اگه باور کنم خود خدا گفته یه جایی تو عمق 10 متری گنج هست انگیزه میگیرم برای کندن
چند مدت پیش به خاطر یه اشتباه من یه ضرر مالی بهمون زده شد اولش ناراحت شدم ولی سریع گفتم باید زاویه دیدم رو تغییر بدم و گفتم این اتفاق اومده که منو هل بده سمت کار
من باید هزینه این ضرر رو خودم پرداخت کنم با درآمدی که به دست میارم ،حالا با مثال استاد بیشتر درک میکنم که انگیزه و باور کنار هم غوغا میکنه،من داشتم رو باورام کار میکردم که این اتفاق افتاد و شد برای من انگیزه یه انگیزه قوی
من الان مثل کسی میمونم که انگیزه رو دارم ولی هنوز باور نکردم آدرس این گنج رو خود خدا داره میگه ،اگر رو خودم بیشتر کار کنم و تکرار کنم این باورا رو اونموقع است که با انرژی چندین برابر شروع میکنم
اول فایل یه نکته ای گفتید که به درد این روزای من میخوره ،گفتید هر چیزی که راحت و لذت بخش و شادی آور مسیر درست
من یکم تو این مسیری که انتخاب کردم دارم اذیت میشم و امروز با خودم گفتم اگر مسیر درست رو برم باید فقط لذت ببرم پس یه جای کارم ایراد داره قانون اشتباه نمیکنه
از خداوند هدایت میخام برای قرار گرفتن تو مسیر درست
استاد هزاران بار ازتون تشکر کنم کمه
ممنونم ممنونم مممنونم
سلام بر استاد مهربان
سلام بر دوستان خوبم
چه سوال عالی و چه جواب فوق العاده ای در این فایل فایل ها من یاد گرفتم
باور مهمترین بخش در زندگی هر کسی است
هیچ به نقش باورها اهمیت نمی دهم و حال با صحبت های استاد می فهمم که چقدر باور نقش اساسی در زندگی من را دارد
همیشه می توان زندگی را آسان دید
همیشه می توان به سادگی به همه اتفاقات زندگی خودم دست پیدا کنم
همیشه می توان به براحتی و آسانی به خواسته ها و اهداف خودم دست پیدا کنم
در این میان آن چیزی که باعث حرکت می شود داشتن انگیزه است
انگیزه به عنوان یک عامل رشد و پیشرفت در انجام همه امور زندگی بسیار مهم است
کاهش انگیزه این عامل را در خود به وجود می آورد که انسان دیگر حرکت نکند و متوقف بشود
نکته
به انگیزه های زندگی خودم اهمیت بدهم و آنها را ببینم و به دل آنها بروم
چرا که این انگیزه ها خودش باعث رشد و پیشرفت من خواهد بود
درست کردن انگیزه با باورهای درست
قبل از رسیدن به خواسته برای خودم خواسته بعدی را انتخاب کرده باشم
هدف داشته باشم
هدف های بلند مدت و طولانی را برای خودم انتخاب کنم
باور و انگیزه با هم در کنار هم باشند بی شک موفق خواهم بود
داشتن انگیزه مهمترین عامل حرکت در رشد و موفقیت و پیشرفت هر کس می تواند باشد که در کنار آن باور داشته باشیم که می توانم
ممنونم استاد عزیز از این فایل محشر و فوق العاده
ممنونم از خدای خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
مسیذ89
خب فکر کنم انگیرم کم شده که این فایل اومد
البته خودمم حس میکنم امروز دیدم چقدر اولش ویس و… میگذاشتم الان کمتر شده
انگار به ثبات در فروش رسیدم و اون ذوق اولیه نیست
خودکار میفروشم
حالا به این فکر کردم چرا انگیزم کم شده چون هدفم برام داره پوچ میشه چون حسم تغییر کرده
دلم میخواست بریم انتالیا حسم اینه خب پولش هم جمع کنم مهر سرد میشه و بعدش باید صبر کنم تا بهار
خوش نمیگذره در سرما
بعد دیدم حتی انگیزه پول دراوردن و جمع کردن هم ندارم
و اینکه کار همسرمم مرخصی نداره و چند ماه نتونستیم سفر بریم
اینکه هدفام بزرگ شدن و حس دست پیدا نکردن پیدا کردم مثلا میگم من چقدر کار کنم تا پول خونه ذلخواهم بیاد با ابن پولها که نمیشه
مثلا میگم اینهمه کار کردی تلاش کردی تهش چی
اصلا برای کی میخوای
یک حس ناامیدی در وجودم هست که الان صبحها مبخوابم و برام مهم نیست پاشم به کارهام برسم
این فایل اینجا لازم بود یادمبیاره انگیزم چی بود اصلا چرا کار میکنم
از وقتی گوشیم فروختم و طلاهامو فروختم ماشین عوض کردیم بعد پول ها خرج ماشین میشه پول میاد صرف بدهی میشه اصلا دیگه حس سابق ندارم افتادم در چرخفلکی که دور خودم میچرخم درامد در میارم تموم میشه
مثلا اوج اینکه خوشحال به پول رسیدم دندونم شکست
وقتی حقوق همسرم دادن کلی ماشین خرج برداشت و تمومی نداره
یک باور لیاقت باید بسازم یک انگیزه تا بتونم باز کار کنم
امشب بهش فکر میکنم
اون دوره را هم استقبال شد و رایگان گذاشتمش
نت خیلی اذیتم میکنه خیلی از زمان روزم برای لود شدن میگذره هر روز در ستاره قطبیم از سرعت اینترنت و فیلتر شکن عالیم مینویسم که حسم بهتر بشه
خب بعضی مواقع در اوج هیجان و موفقیت
دلت میخواد همه چیز رها کنی
الان اون حس داره زور میشه که با این فایل فهمیدم باید دوباره مثل قبل هدفهای کوچک بزارم بخرمشون تا لذت ببرم
اون شوقی که برای جمع کردن پولام داشتم تا گوشی بخرم اون علاقه و شور و شوق برای عروسیم و مراسم و کارهاش
تمام تلاشهام تمام پول جمع کردنها کار کردنهای پشت هم، پنج صبح بیدار شدنام،
باید دوباره بنویسم
الان فهمیدم خب اصلا انتالیا را ول کن ابنهمه کشور که در فصل زمستون میشه رفت مگه باید صبر کنی
پس بریز دور این باورهاتو
بجایذفکر گوشی دست دوم فکر گوشی عالی باش تو لایقشی
بجای اینکه انقدر قانع باشی دوباره شروع کن زیاد خواستن
الان حسم بهتره
هدفهام دوباره از اول مینویسم تا این حس تغییر کنه