نقش «باور و انگیزه» در بروز توانمندی ها - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

474 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز هشتاد ونهم

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استادعزیز خانم شایسته بحق و تمامی دوستان

    نقش باور و انگیزه

    همین که دارم متن مینویسم یعنی لا بقیه خیلی فرق دارم یعنی در مسیرم هستم هرچند ترمز داشته باشم هر چند فعلا نتایج ملموس نگرفته باشم

    آقای ملکی عزیز چقدر ریز و دقیق شدید در گفته های استاد عزیز

    که باور همون ایمان هست در واقع باور هس ک انگیزه رو دنبالش میاره

    بقول عزیزی صرفا داشتن انگیزه باعث میشه نهایتا ی فرد با انگیزه ایجاد شه میشه شبیه کسی ک فقط حرف زیبا میزنه از رسیدن به موفقیت از راه های انجامش ولی صرفا حرف هست عملی که منجر به اون انگیزه بشه در کار نیست

    امیدوارم در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    به نام خدا

    سلام

    عامل اصلی حرکت و موفقیت افراد؟

    عامل اصلی حرکت و موفقیت افراد داشتن شور و شوق

    شور و شوق چگونه در افراد ایجاد می شود؟

    از برخورد با ناخواسته ها،از فقر،از بیکاری،از اخراج،از حسادت،از نفرت،از شرایط بد،از گذشته

    انسان معمولا در تلاش هست که اون چیزی را که نداره بدست بیاره

    اونی که بی پول هست در تلاش هست تا پول بدست بیاره

    اونی که همسر نداره در تلاش هست تا همسر خوبی بدست بیاره

    اونی که بیکار هست در تلاش هست تا کار بدست بیاره

    ادب از که آموختی از بی ادبان

    نداشتن یک چیز در وجود ما باعث شعله ور شدن آتش رسیدن به اون چیز میشه

    غالبا به این شکل هست

    فردی که در یک خانواده فقیر و بی پول متولد و بزرگ میشه،تنها انگیزش برای زندگی بدست آوردن پول هست تا با اون بتونه اون خلا دوران کودکی و حسرت نداشته هاش را جبران کنه،و اگه تنها عامل زندگیش پول باشه و برای هدف دیگه ای برنامه ریزی نکرده باشه به محض رسیدن به پول،کل روحیه و انرژی را از دست میده و چه بسا دوباره پسرفت کنه،که همون مرحله فروکش کردن احساسات و انگیزه هست

    اصلا آدم با شور،شوق،امید و انگیزه زنده هست و همش در تلاش است تا چیزی را بدست بیاره و تجربه جدیدی را کسب کنه،تا با رسیدن به تجربه های جدید دنیا را بزرگتر کنه

    پس همیشه باید حس امیدوارانه نسبت به زندگی داشته باشیم و پیش بریم

    ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

    موجیم که آسودگی ما عدم ماست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    سلام با عشق

    خدایا شکرت من چقدر دنبال جواب این سوال گشتم

    امروز هی سوال داشتم میگفتم خدا چی برای امروز من هست که بهش عمل کنم و برام خوبه

    چند باری خواستم نشانه امروزمو بزنم تا ببینم چیه ولی هربار یه چیزی تو دلم گفت نه نرو نشانه ها

    تا اینکه اومدم قسمت جستجو گفتم خدا تو بگو چی بنویسم

    اول خودم آرام نوشتم بعد صادق راستگو

    بعد یهویی به نقاشیام نگاه میکردم نوشتم باور

    الان که دارم میگم یه حسی بهم میگه هیچ کدوم از کارایی که کردم به اختیار خودم نبود همه رو خدا بهم گفت و اراده مو گرفت دستش و منو هدایت کرد به اینجا

    وقتی باور نوشتم اومدم پایین یهویی دیدم یه متن توجهمو جلب کرد

    باور و انگیزه در بروز توانمندی

    اومدم گوش بدم دیدم راجع به جواب سوالیه که من چند وقته تو سایت دنبالش میگشتم که جوابو گوش بدم

    با اینکه رفتم قسمت نظرات رو خوندم ولی درست درک نکردم حتی چند پیام رو دیدم که نوشتن انگیزه هست ولی توجه نکردم به اینکه ممکنه جواب باشه

    الان که به جواب رسیدم خیلی خوشحالم و سعی میکنم بهش عمل کنم

    دقیقا من به یاد روزایی که انگیزه میگرفتم از یه سری چیزا که باعث شده بود من انگیزه بگیرم خیلی خوب عمل کردم و به اون چیزی که هدف داشتم رسیدم

    مثلا خود پا گذاشتن تو مسیر آگاهی برام انگیزه شد

    تا منی که اصلا تو عمرم کتاب خاصی نخونده بودم کتاب بخونم

    رفتارم با یه نفر که برام خیلی مهم بود و میخواستم نظرشو تغییر بدم و دیدم خجالت کشیدم حرفامو بزنم و مدام میگفتم چرا نتونستم حرفامو بگم

    این برام انگیزه شد تا بیام و بخونم در مورد ارتباط برقرار کردن و دیگه خدا منو تو این مسیر هدایت کرد و الان اینجام و هر روز دارم بیشتر یاد میگیرم و سعی میکنم عمل کنم

    مثلا من یه روز میخواستم دوچرخه سواری یاد بگیرم از بچگی بابام خیلی تلاش کرد تا یاد بگیریم من و آبجیم ولی با افتادن آبجیم من ترسیدم و تا این سنم یاد نگرفتم ولی پارسال من که عاشق موتور سواریم و البته از موتورم ترس داشتم

    چون یه بار افتادم و پام گیر کرده و هنوزم جای زخمش مونده ،از بچگی از دوچرخه و موتور ترس داشتم

    ولی شدید از موتور خوشم میاد و دوست دارم موتور سواری کنم

    بعد من به عموم گفتم بهم یاد میدی گفت تو اول دوچرخه باید یاد بگیری

    منم انگیزه ام بیشتر شد و خواستم یاد بگیرم

    ولی میگفتن الان نمیشه و مردم چی میگن که تو خیابون دوچرخه سواری کنی من که از پارسال مهر ماه 1402 پاتو مسیر آگاهی گذاشتم هنوز سایت استاد عباسمنش رو نمیدونستم

    ولی با کتابایی که خونده بودم سعی میکردم با ترسام رو برو بشم

    من تو اون یکسال مهم ترین ترسم خجالتی بودنم بود که نمیتونستم با آدما ارتباط برقرار کنم ، چیزی نمیتونستم بخورم بیرون از خونه هر وقت راه میرفتم احساس میکردم همه منو نگاه میکنن حتی یه سوپر مارکت هم نمیتونستم برم ،نون هم نمیگرفتم جوری بود که اطرافیان مسخره ام میکردن که تو چرا اینجوری هستی و منم بیشتر خجالتی تر میشدم

    خلاصه من تو اون یکسال که با گریه و نوشتن تو سر رسیدایی که داشتم همیشه از خدا میخواستم کمکم کنه

    مهر ماه که شروع کردم

    اول قصد و نیتم این بود تا با یاد گرفتن ارتباط برقرار کردن نظر یه نفرو تغییر بدم درمورد موضوعی که میگفت نمیشه

    بعد که پا تو مسیر آگاهی گذاشتم یهویی ورق برگشت دیدم دارم تغییر میکنم کم کم درمورد یه سری چیزا فهمیدم

    من چادری بودم و شدیدا به حرفایی که آدما گفته بودن تعصب داشتم درمورد حجاب و چادر و اینکه هرکس موش بیرون باشه گناه هست و شدید از بیرون موندن موهام میترسیدم که خدا از تار موهام آویزونم میکنه الان که میگم خندم میگیره

    خانواده مذهبی داشتم ولی بابام هیچ وقت بهمون اصرار نکرد تا چادر سر کنیم بچه که بودیم چون دایی و عموم شهید بودن و میرفتیم خونه فامیل نزدیکمون بهمون میگفت که چادر سر کنین مردم چی میگن ،میگن دایی و عموش شهیده چادر سر نمیکنه

    بعد ما به حرفش چادری شدیم بچه هم بودم و تاثیر میگرفتم از بقیه خوشمم میومد از چادر مثل بقیه بچه ها

    بعد من خواستم چادر سر کنم بابام گفت طیبه خودت داری انتخاب میکنی؟من با اون فکر بچگانه ام گفتم آره دوست دارم فک‌کنم سوم ابتدایی بودم یا چهارم

    بعد بابام گفت من اصلا اصراری ندارم چادر سرکنی اگه دوست داری باشه

    بعد به آبجی بزرگترم گفت که توام چادر سر کن خواهر کوچیکت تصمیم گرفته ،بعد از اون موقع همیشه آبجیم منو مقصر میدونست که تو باعث شدی چادری بشم و خلاصه وقتی بزرگ شدیم خواهرم بالاخره مانتویی شد و من هنوز چادری بودم و اینم‌میگفتم‌که اگه بشه من مانتویی بشم مشکلی ندارم و با کسی هم‌کاری نداشتم که مثلا مانتویی شده

    تا اینکه پارسال درمورد چادر یه متنی دیدم

    که اصلا چادر برای اسلام و مسلمونا نیست و حضرت فاطمه هم لباس محلی زمان خودشونو میپوشیده مثل لباس محلی هر شهری مثلا شمال که یه دامن بلند داره و لباس مخصوص خودش

    خلاصه من تصمیم گرفتم چادر سر نکنم و درست زمانی بود که افتاد سر قضیه اون اتفاقای جامعه ایران

    بعد من میگفتم مردم چی میگن من مانتویی بشم

    همه اش نگران حرف مردم بودم

    بعد یهویی یاد حرفای شمس تبریزی افتادم که تو اولین کتابی که شروع کردم مسیر آگاهی رو خوندم و نوشته بود در مورد نفس اماره و لوامه و راضیه و بقیه نفس ها

    و توضیحاتش

    من گفتم نه دیگه من آگاه شدم دیگه حرف مردم برام اهمیتی نداره خلاصه کم کم شروع شد و یکی یکی پیش رفتم خجالتمم کمتر شد و جسور تر شدم

    الان که فکر میکنم به فایل درمورد حجاب در قرآن که گوش دادم دیدم اصلا اصل دین حجاب نیست ،

    الان فقط همه تلاشم برای توحیدی عمل کردنم هست و قدرت رو به خدا بدم

    هی خواستم بیشتر بدونم هی سوالات زیاد میومد به سرم بعد که رسیدم به دوچرخه

    دیدم میگن مردم چی میگن یا نمیتونی دختری و دوچرخه سواری تو این سن نمیشه

    من انگیزه گرفتم براش که دوچرخه یاد بگیرم انگار برام یه هدف شد و انقدر انگیزه داشتم اولش قصد گرفتن دوچرخه نداشتم میخواستم با دوچرخه های پارک یاد بگیرم که کرایه میدادن

    ولی این انگیزه شد برام که خودم دوچرخه بگیرم

    شروع کردم تو پیج کاریم پشت سرهم وسیله هامو گذاشتم برای فروش اونموقع دوسالی بود قصد تغییر شغلمم داشتم که نقاشی ریز انجام میدادم ولی باز میترسیدم که این کارمو ول کنم چه کاری باید انجام بدم

    بعد خدا کمکم کرد و پشت سرهم فروختم و 11 میلیون با کمک خدا جور شد و بماند که با چه شرایط سختی من دوچرخه رو گرفتم و رفتم یاد گرفتم

    وقتی یاد گرفتم اولین رکابی که زدم و دیدم دوچرخه داره حرکت میکنه بدون افتادن و متوقف شدن چنان ذوقی داشتم که بلند میخندیدم و میگفتم خدایا شکرت تو کمکم کردی تو منو نگه داشتی

    الان این فایل رو که دیدم یاد دوچرخه سواری و یادگیریش افتادم

    و الان به خودم‌میگم طیبه خدا بهت کلید گنجو داد

    یاد آوری کرد بهت که برای بقیه کارات و اهدافت از این کلید استفاده کمی و به همه چی زود برسی مثل دوچرخه

    همه اینارو میدونم وقتی از خدا خواستم خدا یکی یکی کمکم کرد تا تو مسیرش باشم

    همیشه تو این یکسال به دوچرخه ام نگاه میکردم ومیگفتم خدایا چه چیزی تو این خواسته ام بود که من خیلی زود بهش رسیدم با وجود موانع زیادی که گواه بودن که تو نمیتونی دوچرخه داشته باشی یا حتی یاد بگیری

    تو این سوال فقط سوالم این بود از خودم و خدا

    وقتی با سایتتون امسال مهر ماه دیگه شروع کردم پشت سرهم هر روز صبح تا شب به گوش دادن فایلای رایگان هر بار سعی کردم عمل کنم و خیلی نتیجه فوق العاده گرفتم درسته نتیجه مالی هنوز برام رخ نداده

    ولی تکاملم طی بشه به اونم میرسم با باورای درست و قدرتمند و خدارو در همه کارام قدرتمند بدونم

    الان باز این تو خاطرم اومد که پر رنگ شد برام دقیقا انگیزه داشتی که تو یه هفته پول دوچرخه تو حسابت بود با انگیزه کار نقاشی رو انجام دادی فروش اسباب بازی هم داشتم کنارش

    یاد حرف استاد افتادم که میگفتن خواسته تو باعث میشه که تلاش کنی تا بهش برسی

    من تو این چند سال خواسته های زیادی داشتم و وقتی یادم میاد به خاطرشون انگیزه پیدا کردم تا کار کنم و با پول کار کردن خودم بگیرم و از خانواده ام نخوام خیلی بهم انگیزه بیشتر میده که ادامه بدم

    حتی سال 96 که شروع به فعالیت تو فروش نقاشی روی چوب کردم کارای ریز انجام دادم به خاطر خواسته هایی بود که داشتم و میخواستم خودم با پول خودم بگیرم و هی با خواسته های بیشترم به خانواده ام فشار نیارم

    چون بابام فوت کرده سال 88 خرداد ماه

    ما بعد فوت بابام فقط داداشم کار میکرد

    شهر خودمون خونه دتشتیم ولی داداشم دید اون کاری که میخواد نیست تصمیم گرفت که بیاد تهران و مهاجرت کنیم

    همیشه بابام دوست داشت بیاد تهران معلم زبان بود و مترجمی دوست داشت انجام بده ولی اطرافیان و خانواده اش نمیذاشتن بیاد تهران بارها برای خونه گرفتن اومد تهران خونه هارو دید ولی نذاشتن بگیره

    انگار آرزوی بابام در ما شکل گرفته بود که ما مهاجرت کنیم به تهران و زندگیمون رو بهتر کنیم

    ما وقتی اومدیم همه میگفتن چند ماه دیگه از گشنگی برمیگردین شهرستان

    داداشم با حرفای اطرافیان بیشتر انگیزه گرفت تا تو تهران کار پیدا کنه و موندگار بشه

    الان یکی یکی داره اون اتفاقایی که باعث انگیزه شد یادم میاد و از این به بعد تلاش میکنم با یاد آوری شون به خودم انگیزه بدم برای رسیدن به اهدافم در نقاشی و طراحی طلا و جواهرات

    حتی داداشم که علاقه اش خطاطی بود، تو زمان محدودیت بیماری همه گیر تصمیم گرفت علاقه شو پیدا کنه و خدا جوری سرراهش قرار داد که بره استادشو که شهرخودمون بچگی ازش خط یاد گرفته بود پیدا کنه تو تهران و الان چند ساله با تلاشش استاد شد و دو مرحله مونده تا به درجه استادی که بالاترین قسمت خطاطی هست برسه

    همه اینا انگیزه شد براش تا تلاش کنه و موفق بشه

    حتی همه آدمایی که میگفتن نمیتونید و برمیگردید دیگه هچ ارتباطی با الان ما ندارن

    مثلا دوست داشتم پیانو بگیرم ولی پیانو رولی گرفتم رفتم کلاس سنگ نوردی ثبتنام کردم رفتم کالیمبا گرفتم و کلی چیزای دیگه

    تو قسمت فایلی که سوال مطرح شد

    تو فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم

    من سوال و از خدا میپرسیدم و خیلی گشتم تو سایت تا ببینم جوتب شما چی بوده

    بعدش امروز که گفتم خدا چی لازمه تا بهش عمل کنم منو هدایت کرد به اینجا

    تا بهم بگه طیبه انگیزه رو یاد آور کن به خودت مثل دوچرخه که سوال داشتی دلیل رسیدن به دوچرخه چی بوده

    کنار باور هات انگیزه رو هم در خودت حفظ کن تا به خواسته ها‌و اهداف بزرگت در مسیر تکاملیت بهش برسی

    خداروشکر میکنم که منو هدایت کرد تا یاد بگیرم و عمل کنم خدایا بینهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علی ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 1715 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربون

    این فایل به طرز عجیبی داشت چشمک میزد و کنجکاو شدم که ببینم چجور فایلیه و استاد داره راجب چی صحبت میکنه که در نهایت فهمیدم و چقدر خندم گرفت از این همزمانی،که من دارم کتاب انسان در جستجوی معنارو میخونم و یک فایلی مرتبط بهش رو هدایت شدم که گوش بدم و بیشتر نقش این انگیزه،دلیل یا معنا توی زندگی و حرکت کردن رو درک کنم

    نیچه یک جمله داره که میگه هرکه چرایی زندگی را پیدا کند با هر چگونگی کنار می‌آید و همین چراییه یک انگیزه ای به آدم میده که اگر با یک باور درست ترکیب بشه مثل بمب میترکونه

    به شخصه یاد دوران دبستان و دبیرستان میوفتم که خودمو برای نمره خفه میکردم و به قول استاد اهل رقابت بودم و چقدر نمراتم بالا بود به جز درس عربی که باور داشتم توش خوب نیستم(یک بار هم نمره خوب گرفتم سر این باور که این معمله خوب درس میده من خوب‌ میفهمم چی میگه) اما بعد ها که انگیزم از بین رفت نمراتم همراه باهاش افت کرد و یا در بحث لاغر شدن که عملا هیچ باور منفی نداشتم + انگیزه زیادی که با همین موضوع ترکیب شده بود و به لطف خدا تونستم به هدفم برسم اونم دوبار و بار دوم بدون از دست دادن عضله!!

    یا تو کتاب انسان درجستجوی معنا نشون میده نویسنده کتاب از یک جایی به بعد دیگه از افکار بدش خسته میشه و میاد فضای اردوگاه رو به چشم یک فضایی میبینه که میتونه انسانهارو از نظر روانشناسی تحلیل و بررسی کنه و تحقیقاتی که قبل از جنگ داشته رو جلوتر ببره که در نهایت به این نتیجه میرسه که انسان در زندگیش نیاز به یک معنا یا دلیلی داره که بهش انگیزه ای برای زیستن رو بده و راجب این صحبت میکنه که اگرچه محیط اون اردوگاه تاثیر داشته و خیلی شرایط سختی بوده اما در نهایت این آدمها بودن که انتخاب میکردن امیدشون رو از دست بدن یا نه و همین باعث مرگ یا زندگیشون میشده!!! حالا جالبه خود نویسنده رفته رفته شرایطش بهتر میشه و بعد از جنگ پایه گذار یه مکتب روانشناسی میشه و تاثیرات زیادی روی خیلی از افراد میذاره و…..مثال ها فراوانه که چطور انسان توانایی‌هایی از خودش نشون میده و چطور خداوند هدایتش میکنه و همزمانی هایی براش بوجود میاره که وقتی به عقب برمیگرده و نگاه میکنه میگه پسرررر ببین من چیکارا کردما !!! اون موقع کلم داغ بود نمیدونستم چی به چیه ولی عجب حرکت خفنی زدم

    در نهایت به این نتیجه رسیدم که اون معنا یا دلیلی که باعث انگیزه میشه + باور مناسب میتونه در انسان قدرت عجیبی رو ایجاد کنه که سراغ اهدافش بره و به همین واسطه زندگی رو عمیقا و قشنگ زیست بکنه و این رو هم فهمیدم انسان هرچقدر به اهدافش میرسه هدف های بعدیش بزرگتر،معنوی تر و زیباتر و عمیق تر میشه،همه نه ولی اکثریت رو میشه گفت مثل کمک های بشر دوستانه و…که استاد اشاره کرد خیلیا انجام میدن

    استاد دمتون گرم که انقدر عالی بود این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 240 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ممنونم بابت این فایل ارزشمند و پر از آگاهی

    روزشمار تحول زندگی روز 89

    من یک هفته ای دور شدم از این فضا دلیلش هم نداشتن انگیزه بود فکر کردم اونقدر به خواسته هام چسبیدم که اصل رو از یاد بردم ، من داشتم روی خودم کار می‌کردم فایل هارو گوش میدادم و قدم دوم دوره 12 قدم بودم ولی از اینکه از ستاره قطبیم نتیجه خاصی نمیگرفتم خیلی نا امید شده بودم البته کلا هم بدون نتیجه نبود ولی در کل من انگار حالم خوب نبود ، من داشتم روی خودم کار می‌کردم و ولی اون شور و شوق و اون حال خوب رو نداشتم و تصمیم گرفتم یکم فاصله بگیرم و یکم رها کنم تا حالم بهتر شه و واقعا انگیزه داشتن خیلی خیلی مهم هست توی مسیری که داریم میریم و همچنین باور که مکمل اون هست برای همین تصمیم دارم یک بار دیگه از اهرم رنج و لذت استفاده کنم چون قبلن نوشته بودم راجب اهدافم و دوباره اون شور و شوق و انگیزه رو برگردونم و قوی تر از قبل روی هدفم کار کنم و در کنارش فراموش نکنم که نباید بچسبم به هدفم و اصل رو که لذت بردن از مسیر و داشتن حال خوب هست رو فراموش کنم.

    خدایا شکرت که تو این مسیر هستم ، خدایا از میخوام کمکم کنی که همواره در مسیر هدایت باشم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فاطمه جوکار گفته:
    مدت عضویت: 3449 روز

    سلام استاد عزیز

    لوکیشن فوق العاده بود. بسیار لذت بردم و همش حواسم به اشپزخانه بود و ذوق میکردم. خیلی شبیه خونه ی ارزوهام بود و کلی سر ذوق اومدم. بهتون تبریک میگم به خاطر این خونه ی خوشگل. اگه میشه از همه ی خونتون عکس و فیلم بزارید به خاطر اینکه خیلی انگیزه دهنده و امید بخش است که همه ترغیب بشیم تا از لحاظ مالی پیشرفت کنیم. شاد و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    بابک معینیان گفته:
    مدت عضویت: 3679 روز

    استاد عزیز سلام .

    ارزوی بهترینارو دارم برات و امیدوارم همیشه شادو سلامت باشی و سرت سلامت باشه همیشه .

    یکی از اهداف اصلی زندگیم اپلای کردن به امریکاس برای مقطع دکترا هر بار که ازین فایل هایی میذارید که جریان ثروت رو به من نشون میده بسیار هیجان زده میشم .ازت میخوام که استاد بیشتر طبیعت زیبای فلوریدا و امریکارو به ما نشون بدی بیشتر زیبایی ها رو نشونمون بدی جریان ثروت بیشتری نشون بچه ها بدی .

    استاد شما گفتین که اتاق کارتون بالاست توی اون اتاق محصولات فوق العاده ای تولید شده بنده ازتون میخوام درخواست کنم استاد که کمتر ازون اتاق استفاده کنید واقعا این لوکیشن ها برای من سوخت موتورم برای رسیدن به هدفم هستش .

    استاد بسیار دوست دارم چه با مو چه بی مو ? انقد حرفات به دل میشینه که دیروز که فایلو دیدم یه لحضه خواستم ماشینو بردارم و سرمو بتراشم و فراتر از افکار مردم زنگی کنم .

    پایدار باشی استاد عزیز به امید الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    منوچهر مردانی گفته:
    مدت عضویت: 3921 روز

    سلام استاد برای شما آرزوی موفقیت دارم من هم اخیرا دارم حرکت در جهت ایجاد کسب ثروت انجام میدهم وطبق مطالبی که در ثروت 3 گفتید کلمه به کلمه درک کردم وبا عمق وجود فهمیدم ونوشتم ودر نتیجه منجر به عمل وحرکت شد قبلل کسب وکاری (بازیهای کامپیوتری )داشتم که باورم بر این بود که دراین شغل نمیشود ثروتمند شد ولی با اموخته های جدیدم در ثروت 3 خیلی سریع باورم را عوض کردم که میشود در این شغل ثروتمند شد در ابتدا شریک داشتم وچون قوانین جهان هستی را میدانستم قوانین کیهانی من را از شریکم جدا کرد وقبلا نمیدانستم به چه کاری علاقه دارم ولی الان فهمیدم به بازیهای کامپیوتری علاقه مند شدچون ان منطقه ( مکان کسب وکارم)پتانسیل درامد بیشتری نداشت خداوند مرا به محیط وشهری که پنانسیل درامد بهتری دارد هدایت شدم وبه زودی مکانی را کرایه وکارم را تا قبل سال جدید حتما شروع میکنم وحتما امپراطوری ثروت را در ان کسب وکار شروع خواهم کردی نکته مهم در ابتدا به من مجوز نمیدادند ولی یهو وناگهانی خداوند کسانی را سر راهم قرار داد که تونستم مجوز کارم را بگیرم که برای خیلی ها تعجب داشت کارم را با امکاناتی و لوازم اندکی که فعلا دارم با انگیزه وفکر بزرگ ولی کم کم شروع میکنم وایمان دارم حتما موفق وثروتمند میشود در اینده نزدیک از موفقیت خودم (فایلی تهیه فایل انگیزشن )اماده میکنم وبرای استاد میفرستم من ی پیشنهادی دارم چون شما الان موفق هستید برای اینکه ی انگیزه جدیدی برای تمام اعضا باشد از ویلای خود یا باغ یا منزل شیبک خود واز اسباب وتجهیزات شیک خودی برنامه وکلیپ انگیزشی تهیه کنید ودر سایت بگذارید که حتما باعث انگیزه خوبی برای تمام اعضای سایت میشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3615 روز

    سلام

    هر چه که ساده تر باشیم راحتتر و بهتر هستیم خدایا شکرت که این اعتقاد همیشگی من بوده است

    وقتی به خواسته خود میرسیم که برای آن انگیزه کافی را داریم و وقتی که انگیزه بالایی را داشته باشیم که این خودش از تضادها بوجود می آید که همراه باور درست اگر باشد؛ خیلی خوب و راحت می توانیم به هدف خود برسیم.

    عالی است که قبل از رسیدن به هدف؛ هدف بعدی خود را انتخاب کرده باشیم و دوباره با انگیزه ای که داریم حرکت کنیم و امیدواری هم ایجاد میشود شور و شوق و اشتیاق همیشه در ما هست

    یادمان باشد که در هر کاری باید انگیزه و شور و شوق را در خود ایجاد کنیم و همیشه با انگیزه باشیم و برای رسیدن به هدف عمل کنیم یعنی وقتی باوردرست داریم و خوب عمل می کنیم انگیزه های خوبی هم داریم و انگیزه خوبی که داریم باور درست هم داریم؛ یعنی انگیزه و باور مثل این است که دو طرف معادله ای هستند که هر دو به هم قدرت میدهند و باهم دیگر هر کاری را میتوانند انجام دهند در صورتیکه ممکن است کسانی دیگر آن را مثبت و خوب ندادندو باور داشته باشند که نمی شود.

    حس رقابتی و پیروز شدن را همیشه برای خود داشته باشیم که می تواند با خودمان باشد ویعنی هر روز بهتر از دیروز باشیم و وقتی حس رقابتی و پیروزی در ما کمتر میشود، که فکر کنیم که به آن رسیدیم و همه چیز تمام شده است و آن شور و شوق را از دست بدهیم.

    باور و انگیزه را هر دو را مکمل هم بدانیم و کارهایی که به این صورت انجام میشود بهترین خواهد بود. این دو بسیار به هم کمک می کنند و کار را راحت وبا امیدواری و موفق جلو می برند.

    در این فایل بیشتر این را درک کردم که خودمان مرگ خودمان را انتخاب می کنیم . تشکر

    چند روز پیش کتابی را می خواندم که دقیقا اشاره شده بود که زندانیانی را امید به زندگی را در آنها کشته بودند در سالیان پیش و به عنوان آزمایش این کار را کرده بودند 35 درصد آنها خیلی زود جان خود را از دست داده بودند و اشاره می کرد که امید به زنده بودن و زندگی و کلا اینکه از این زندان اصلا بیرون نخواهید رفت و هر شور وشوقی را در آنها می کشند و از بین می برند و آنها یکی یکی بدون هیچ موردی خاص از بین می رفتند و به این نکته اشاره داشت که وقتی خودت خوب هستی چه در مورد ثروت و سلامتی و کار و موفقیت و وووو هم خودت اثر خوبی خواهی داشت هم به دیگران کمک می کنی که آنها هم از این مثبتها بیشتر دریافت کنند و بخواهند که این طوری باشند.

    موفقیت ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: