اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل برای من یک انگیزه عالی بود که بتوانم باز روی خودم کار کنم و به این منطق برسم که می توانم
باور داشته باشم که می توانم
به این باور برسم که هیچ وقت دیر نیست
همیشه در ته ذهن من این بود که نمی شود و زشت است و دیگر از من گذشته است که همه اینها ترمزها و محدودیت هایی است که در ذهن من جای گرفته است
و با این فایل و با این صحبت های استاد می توانم به این راز پی ببرم که می توانم و فقط باید به این باور برسم من هر کاری را که می خواهم می توانم انجام بدهم
یک نکته بسیار عالی که استاد گفتند و برای من خیلی باعث انگیزه بود این بود که
هر کاری که در آن با راحتی و آسانی باشد این کار درست است
نکته دیگر
انگیزه مهمترین عاملی است که سبب می شود من حرکت کنم
وقتی که انگیزه های من از بین برود بی شک من دیگر حرکت نخواهم کرد
پس باید به این باور برسم که همیشه برای خودم انگیزه داشته باشم و همیشه در حال تکاپو باشم
خدا را شاکرم که من را به این راه هدایت کرد
وقتی که با ساخت باورهای خوب و داشتن انگیزه برای رشد و موفق شدن سبب شد که من حرکت کنم و به جلو بروم
نداشتن درآمد کافی یکی از انگیزه های است که عامل حرکت من شده است و این برای من واقعا عالی است
من قبلا دوست نداشتم ساده باشم چون تجملات راهی بود برای اینکه به بقیه نشون بدم من چقدر پول دارم و یا مثلا وضعیت خانوادگیم این طوریه .. کلا هدف نشون دادن به بقیه بود نه اینکه خودم دوست داشتم اونقدر چیزی بخرم
اما کم کم متوجه شدم سبک شما چقدر جذاب تر هست .. سادگی
چقدر زمان آزاد رو بیشتر میکنه ، زندگی لذت بخش تر میشه و همه چیز راحتتر
وقتی هم ساده زیست بشی دیگه نظر بقیه برات اهمیتی نداره ، چون اولویت میشه «سبک شخصی»
«باور» و «انگیزه» … این دو تا در دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها بهش اشاره شده بود، چقدر من این دوره رو دوست دارم
واقعا میشه گفت مهم ترین عامل برای تکاپو و پیشرفت «انگیزه» هست
یکی رو می شناسم که سن بالاتری داره و قبلا هر زمان فایل براش می ذاشتم میگفت من که عمرم رو کردم و اینا برای شما جووناس که زندگیتون رو قراره بسازین، من دیگه چی رو می خوام بسازم…
این نشون میده انگیزه نداره برای زندگی بهتر .. برای تغییر.. برای اینکه داره زندگی میکنه و میتونه بهتر بشه
*این فایل این تلنگر رو داره میزنه که باید سعی کنیم «تمرکز» داشته باشیم روی «باور» های مناسب تا «انگیزه» رو پررنگ نگه دارم که هیچوقت ساکن نشم ، یعنی «شور و شوق» رو باید بالا نگه دارم
هدف های بلند مدت انتخاب کنیم
قبل رسیدن به هدف ، هدف بعدی رو مشخص کنیم
انگیزه های معنوی تعیین کنیم نه فقط مالی
انگیزه و شور و شوق رو شعله ور نگه داریم تا کمرنگ نشه
*«انگیزه و شور و شوق» وقتی با باورهای مناسب همراه میشن ، غوغا میکنن
دورود به استاد عباسمنش دوست داشتنی و دوستان بی نهایت عزیز
متاسفانه من موفق نشدم به سوال مسابقه پاسخ بدم چون روی پاسخ نه تحقیقی کردم و نه حتی فکری در مورد سوال ، اصلا هیچ جوابی هم به ذهنم نمیرسید که بنویسم در حالی که وقتی مشغول دیدن و گوش کردن این فایل بودم یاد الگوهایی افتادم که از سال 87 با اون اشخاص بسیار بسیار بسیار با اراده آشنا شده بودم و میشناسمشون ، افرادی که در واقع در عین سادگی و به دور از هر گونه مطرح شدن پاسخ مسابقه بودند و البته ترجیح میدم الان در موردشون بنویسم چون اینجا محیطیه که بعد از اعلام نتایج باز هم برنده ای و به عنوان برنده انتخاب میشی…
اول از لوکیشن اون محیط میگم : ایران ، مازندران ، بابلسر ، پارکینگ ساحلی که به دیدگاه من و دوستان ورزشی اسمش بلوار ورزشه البته بر خلاف اسم واقعی که الان داره و اسم یک شهیده و نزدیک به دریا که محیط عالی برای پیاده روی و دو هستش ، معمولا هر روز افراد در این مسیر ورزش میکنند که به طور کلی تعداد این افراد به بیش از 100 نفر میرسه و خیلی هم دوست داشتنی هستند و جالب اینه که الان که بیشتر توجه میکنم میانگین سن این دوستان ورزشکار حدود 40 تا 50 هستش که بیشترشون سن پایینی هم ندارن و جنسیت هم تقریبا غیر مهمه و حتی خانم هایی با سن حدود 60 هم دیدم که خیلی با انرژی و با انگیزه ورزش میکنند در واقع من جزو اون کم سن هاشون هستم ، در این جمع میخوام بیشتر زوم کنم به یک گروهی که خودم دو در این مسیر رو با اونها شروع کردم و الان هم با این افراد هستم و گاهی اوقات هم روزهای فرد خودم انفرادی مسیر رو طی میکنم که البته از این گروه بعضی از دوستان هم خارج از برنامه گروهی میان ، این مسیر 3٫5 کیلومتر هستش که رفت و برگشت میشه 7 کیلومتر ، به جرات میتونم بگم این مسیر فوق العاده اس چون دقیقا از یک متری دریای خزر و روی شن ها هم میشه مسیر رو طی کرد و لذت بردن از زیبایی های مسیر…
افراد مختلفی در این جمع ورزشی حضور دارند 25 ساله 32 ساله 40 ساله 50 ساله 60 ساله 70 ساله… مثلا یکی هست سنش اگر اشتباه نکنم حدود 75 هستش و در ظاهر 55 بنظر میرسه بسیار پر انرژی بسیار توانا و البته بسیار با انگیزه که حتی من به پای اون نمیرسم که این یک نمونه از اون افراده و دوستانی که خیلی با انگیزه تر و توانا تر که من اگر به خودم فشار هم بیارم در شرایط فعلی بتونم از نه پارکینگ (ورودی های به سمت دریا) تا پارکینگ شش با اونا برم در حالی که سنشون حدود 45 تا 55 هستش ، حتی جدیدا یک نفر به این گروه کاملا آزاد اضافه شده که داستانش خیلی جالب و شنیدنیه ، چند شب قبل که در یک مجتمع رفاهی یک دور همی دوستانه داشتیم من چون تنها بودم خود به خود به میزی هدایت شده بودم که اون دوستان هم تنها اومده بودن و همسر یا بچه هاشون جضور نداشتن ، به دلیل اینکه من چند وقتی مرتب ورزش نمیکردم این دوست رو ندیده بودم و اون شب باهاش آشنا شدم سر صحبت که باز شد گفت که در مدت جدود 4 تا 5 ماه 40 کیلو وزن کم کرده که وزن اولیه اش 122 کیلو گرم بوده و این نتیجه بسیار خوبیه و میگفت که قبلا به شدت ار مشروبات الکلی هم استفاده میکرده که با توجه به دردسرایی که کشید توبه کرد و مشروب رو به طور کل ترک کرد و با چیزایی که میگفت من متوجه شدم که وقتی اون ترک کرد وارد روابطی شد که اون رو به یک محیط ورزشی هدایت کرد تا ورزش کنه و البته انگیزه کاهش وزن هم بسیار موثر بوده و باور به اینکه میتواند، بعد از صحبت های این دوستمون من گفتم که تمام این افرادی که امشب اینجا حضور دارن بسیار انسانها با اراده ای هستند افرادی که با این سن و سال به راحتی مسیر 7 کیلومتری رو در زمان حدود 25 تا 35 دقیقه طی میکنند و حتی بعضی هاشون هم دو یا سه بار میرن و میان و از دیدگاه من این یعنی انگیزه این یعنی اراده این یعنی من میتوانم و این یعنی هماهنگی ذهن با جسم .
استاد حالا میخوام در مورد قسمت آخر این فایل بگم من در مدت دیدن این فایل بیشتر حواسم به طراحی کابینت و وسایل آشپزخونه بود تا حرفهای شما (خب چون کارم همینه) البته از صحبت های شما نت برداری کردم و نکاتی که دریافت کردم رو در دفتر خوشگلم یاداشت کردم ، این سری خیلی برای من جالب بود و در عین سادگی جلوی دوربین حاضر شدین و من کلی لذت بردم و با یک لوکیشن جدید مرسی ایده خوبی بود و لطفا از این ایده ها تکرار شود مثلا در جاهای مختلف خونه .
خدایا از اینکه اسفند را تجربه می کنم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه دوباره بمن فرصت دادی که بوی بهار را حس کنم و در این هوای نویدبخش نفس بکشم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه امروز صبح دستفروشی را دیدم که بساط عید و سفره هفت سین را پهن میکند و من با دیدن این صحنه سرشار از شادمانی شدم سپاسگزارم ، خدایا من فراوانی را در حجم بی شمار ماهی های قرمز کوچک که چند روز دیگر مهمان خانه های ما میشوند ، دیدم ،خدایا من فراوانی را در تعداد بی شمار دانه های عدس و گندم دیدم که خیس میشوند تا سبز شوند و طراوت و سرسبزی را به خانه های ما بیاورند ، خدایا از اینکه در زمستان هستم و بوی بهار را تنفس میکنم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه در این افکار غرق و مست و سرخوش از عید بودم و پسرم با بوی خمیر دندان و لبهای خیسش بوسه ای محکم بر گونه ام زد و شب بخیر گفت سپاسگزارم ، خدایا بخاطر اشک هایی که از سر شوق از چشمانم می ریزند سپاسگزارم ، خدایا نمیشود ….واقعا نمیشود که در سپاسگزاری هایم اسمی از استاد نباشد …آخه استاد من کسی ست که دستانم را در دست تو گذاشت ، پس بخاطر حضور این مرد بزرگ در زندگیم ، استاد عباس منش عزیزم ، سپاسگزارم….
دوستان این سپاسگزاری خیلی حال من را دگرگون کرد و دوست داشتم علاوه بر دفترم در اینجا هم بنویسمش
از شکل آشپزخانه جناب عباس منش خوشم امد . من هم دوست دارم آشپزخانه ام شیک و به روز باشد وسایلم جدید باشند و مرتب آنها را نو کنم و وسایل نو بخرم .
دوست دارم آپارتمانی شمال شهر زندگی کنم که نو ساز تک واحدی طبقه پنجم آخر و جای سکوتی باشد که پنجره هایش به جای ساکت فضای طبیعت و از طرف تراس به حیاطی که درختان زیبا دارد باز شود در آشپزخانه همه چیز هم رویش باشد مثلا ظرفشویی لباسشویی ماکرویو اجاق گاز همه را خودش داشته باشد . اتاق خوابش هم تلویزیون و کتابخانه بگذارم و تراس رو به حیاط داشته باشد و در تراس گلدان بگذارم . اتاق خواب بغلی هم کمد های جادار برای لباس داشته باشد. شکل کلی خانه را شبیه خانه عمه ام وفضایی که دارای حیاط و درختان زیبا است را از خانه خاله ام تجسم کرده ام . خانه بعدی ام دوست دارم ویلایی و دو طبقه باشد.این وقتی به ذهنم می آید که به سمت شهرک غرب که کارم آنجاست می روم و خانه های ویلایی می بینم .به نظرم در این خانه ها آسایش سکوت آرامش فضای زیبا و شخصی مناسب تری هست.
بهر حال زمانی خانه های لوکس و رویایی را در شبکه جم مرتب تماشا می کردم و لذت می بردم . اما حالا مدتی است قطع شده است اما خدا را شکر با دیدن ثروت فراوانی و زیبایی احساس خوبی بهم دست می دهد مثلا ماشین های زیبا و خانه های زیبا می بینم خوشم می آید و لذت می برم .
اول از خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد و و دوما از استاد عزیز سپاسگذارم بابت تک تک فایل های سایت ،که با هر بار گوش دادن و تمرکز کردن روی این آگاهی های نابی که انتقال میدین یک در معرفت جدید در قلبمون باز میشه و با یک جمله ای که شما بیان میکنین چندین یادآوری فوق العاده میاد تو قلبم و خرسند میشم که با تکرار این یاداوری ها به امید الله بتونم این آگاهی هارو درونی تر کنم و در زندگی به کار ببندمشون انشالله
هرچی ساده اس خیلی خوبه! هر چی که اسون و لذت بخش و شاد باشه یعنی در مسیر درسته، سفری که شروعش با سختی و غم باشه پایان خوبی نخواهد داشت.
انگیزه: دلیل اینکه انسان های موفق تو یه سنی به بعد دیگه اون نتیجه ها رو دوباره تکرار نمیکنن به خاطر نبود انگیزه اس
وقتی ادم به یه سری اهداف میرسه دیگه رسیده و انگیزش کمتر میشه برای رقابت و برای رکورد زدن و از یه جایی به بعد یه جور پختگی و فروکش کردن احساسات اتفاق میفته
اینکه انگیزه کم میشه خوب یا بد نیست مهم اینه طرف خودش انتخاب کنه که کدوم رو میخواد، اگه یه فردی در سن 70 سالگی همون انگیزه ای رو داشته باشه که یه جوان 20 ساله داره حالا تو هر هدفی ، میتونه به بالاترین سطح اون هدف برسه،
یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه همان باور هاست، وقتی رسیدن به خواسته ای رو باور کنیم انگیزه پیدا میکنیم که براش قدم برداریم و کاری انجام بدیم ،
خیلی از مواقع انگیزه هارو کمبودها به وجود میارن، به همین دلیل خیلی از موفقیت ها وقتی شکل گرفته که طرف تو کمبود بوده، انگیزه از تضادها و ناخواسته ها ایجاد میشه و بعدش باور اینکه میشه و میتونم ،مارو به حرکت وامیداره، هم نیاز دارم و هم میدونم که الماس کجاست اینحوری صد در صد عمل میکنم و میرم الماس رو از دل خاک میکشم بیرون
اگر انگیزه هارو بتونیم با باورهای درست ایجاد کنیم و هدف های بلند مدتی رو به تصویر بکشیم و قبل اینکه به خواسته ی اول برسیم خواسته ی بعدی رو مشخص کنیم و انگیزه های معنوی رو هم جز گزینه هامون انتخاب کنیم اونوقته که میتونیم انگیزه رو تقریبا همیشه حفظ کنیم و از یه جایی به بعد که به هدفمون رسیدیم بی انگیزه نشیم ، انگیزه ، شور و شوق ماست در زندگی
باور و انگیزه مکمل هم هستن ،
وقتی یه نفر انگیزه شو برای زندگی کردن از دست میده میمیره ، انگیزه زمانی از دست میره که طرف باور کنه دیگه کاری از دستش بر نمیاد یا دیگه کاری برای انجام دادن نداره
یه زندانی وقتی میتونه از زندان فرار کنه که اولا انگیزه داشته باشه برای ازاد شدن ، و اون بیرون یه چیزی هست که اونو واقعا میخواد و دوما باور کنه که میتونه از زندان فرار کنه و راهی هست برای این کار این موضوع رو تعمیم بدیم به زندگی خودمون ما برای اینکه پاشیم و یه کاری کنیم اولا باید یه انگیزه ای داشته باشیم ، یه تضادی اینقدر مارو اذیت میکنه که تحمل زندگی کردن در اون تضاد رو دیگه نداریم ( در کتاب مورون همسایه میاد میگه این سگ شما چرا اینقدر ناله میکنه طرف میگه یه میخی زیرشه که اذیتش میکنه ، میگه خب چرا بلند نمیشه بره اون طرف میگه حتما اونقدری اذیت نمیشه که از جاش بلند شه و حرکتی بکنه) و هرچقدر این تضاد برای ما دردناک تر باشه میتونه میزان انگیزه مارو بیشتر کنه و هر چه انگیزه ما بیشتر شه اقداممون جدی تر میشه ، چجوری میتونم از تضادهام برای افزایش انگیزه استفاده کنم؟ با اهرم رنج و لذت
مثلا در مورد اضافه وزن
من گفتم الان سی سالمه وضعیت سلامتیم به خطر افتاده ، 40 سالم بشه و بخوام همینحوری ادامه بدم تو اوج جوانی باید همش درگیر دکتر و بیمارستان بشم البته اگه زنده بمونم، هرچقدر هم وضع مالیم خوب باشه حال و سلامتی لازم برای استفاده از اون پول رو ندارم ، هزاران تفریح هستن که به خاطر وزن بالا و مریضی که داره با اون میاد ازش محرومم ، من میخوام توی 40 و 50 سالگی مثل یه جووون 25 ساله سرحال باشم ، زندکی رو خیلی دوست دارم چرا از الان به خاطر یه چیزی که همش دست خودمه خودمو از هزار تجربه هیجان انگیز محروم کنم و اینقدر اینارو با خودم مرور کردم تا خوردن بی مورد هر غذایی به جای لذت داشتن برام احساس بی نهایت بد ایجاد کرد و از غذاهای ناسالمی که سال ها لذت میبردم متفر شدم و به مرور و طبق قانون تکامل عادت های خیلی مناسب تری شکل گرفت و به خاطر همون تصمیم و موندن روی هدف خدا درهاشو برام باز کرد و با اطلاعات بی نظیر قانون سلامتی اشنا شدم و باورم رو بارها تقویت کرد که میشه و اون اضافه وزن وحشتناک تو مدت کوتاهی از بین رفت و سلامتی به بدن من برگشت . تضادی که سال ها درگیرش بودم با انگیزه دادن به خودم از طریق اهرم رنج و لذت و باور اینکه این بار دیگه میشه چون برای هزاران نفر از این طریق شده و منطق فوق العاده کارامد این روش ، از بین رفت و برای من سلامتی خیلی بیشتری اورد چون خیلیا که اضافه وزن ندارن ولی یه سری بیماری ها دارن و اصلا قانون سلامتی رو نمیشناسن شاید هیچوقت سراغش نرن ، من با شناختن این قانون که دلیلش چاقی من بود،نه تنها به وزن مناسبم رسیدم بلکه از الان که جوانم با خیال راحت و با رعایت این قانون اگه بخوام تا 120 سالگی هم میتونم در سلامت کامل زندگی کنم و به لطف الله و اموزه های استاد عزیز دیگه اصلا دغدغه سلامتی ندارم و چه چیزی مهم تر از نعمت سلامتی هست در دنیا.
بی نهایت سپاسگذارم از گروه مقدس عباسمنش برای تمام زحماتشون در انتقال این آگاهی های ناب به ما.
بنام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد که با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
خیلی برام جالب بود که این فایل دقیقا یکروز بعد از صحبت هایی که با دوستم داشتم روی سایت اومد .یعنی همون موضوعی که مرتبط بود با صحبت های ما .
جریان از این قرار بود که دوستم ی باوری توی ذهنش بود که میگفت آدم پا که توی چهل سالگی میزاره دیگه قوای جسمیش تحلیل میره اما چند لحظه از صحبت هاش نگذشته بود که به ی موردی اشاره کردن که کلا اون باور رو پودر میکرد و از بین میبرد.موضوع این بود که ایشون ی شوهر عمه دارن که 90 سالشه اما طبق گفته های این دوستم این آقای 90 ساله عین ی جوون 20 ساله میمونه از لحاظ کارهایی که انجام میده . از لحاظ سلامتی جسمی که داره . این آقای 90 ساله سالم سالم هست و هیچ مریضی نداره .اونقدر سالمه که با جوون های فامیل مسابقه میده از لحاظ خوردن گوشت کباب شده و کله پاچه و …..
اونجوری که دوستم میگفت ماهی ی گوسفند رو میزنه بر بدن با خانوادهو حتی توی ی وعده میتونه 20 سیخ کباب رو نوش جان کنه .وزن خیلی کم و بدن سرحال و قبراقی داره .آدم ثروتمندیه و ی خانواده 17 نفره رو سفرش میشینن. آدم شاد و سرزنده ای هستش
وقتی داشتم با دوست صحبت میکردم و می گفت چطور میشه که اینجوری میشه من تنها چیزی که به ذهنم اومد براش توضیح بدم نقش باورها در زندگی آدم بود
روز بعد که اومدم توی سایت دیدم این فایل اومده شروع کردم به گوش دادن و دقیقا جواب اون سوال دیروز دوستم بود و بعد که فکر کردم دیدم آره همینه داشتن انگیزه و شور و شوق میتونه ی آدم 90 ساله رو اینجوری زنده نگه داره
و نکته ی جالب ماجرا این بود که اون آقای 90 ساله خانمش کر و لاله .حسابش رو بکنید ی آدم 70 سال با ی نفر که نه میشنوه و نه میتونه صحبت کنه زندگی کنه ولی اونقدر بتونه ذهنش رو کنترل کنه و به خودش مسلط باشه که ی زندگی شاد و طولانی رو تجربه کنه وکم حرفی نیست 70 سال اینجوری زندگی کردن . پس بحث فقط پول و ثروت نیست بحث داشتن احاس خوب داشتن انگیزه و امید به زندگیه که میتونه ی آدم رو زنده نگه داره و بقول اسد آدمی که انگیزه نداشته باشه برای زندگی خیلی زود میمره از درون .
شنیدن این داستان و اومدن این فایل برای من ی نشونه بود که اگر میخوام موفق بشم باید انگیزه داشته باشم باید شور و شوق داشته باشم برای خلق کردن اتفاقات زندگیم .پیام این دو اتفاق این بود برای من
و اما نکات خلاصه شده فایل:
1. هر چی که ساده اس و راحته یعنی خوبه
2. قرار بر این نیست که زندگی سخت باشه
3. هرچی که لذت بخشه شادی آوره یعنی در مسیر درسته
4. سفری که شروعش با غم و ناراحتیه پایان خوبی هم نخواهد داشت
5. راحت گرفتن و لذت بردن اصلیه که باید در زندگی رعایت بشه
6. دلیل اینکه ورزشکارا از ی سنی به بعد اون کارایی رو ندران بحث انگیزه اس
7. در سن بالا انگیزه آدم هایی که به خیلی از خواسته هاشون رسیدن مممکنه کم بشه
8. در سن نوجوانی و جوانی انگیزه زیاده به این دلیل که هنوز به خواسته هامون نرسیدیم
9. یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه باور ه .اگر مای یچیزی رو باور کنیم انگیزه پیدا میکنم برای رسیدن بهش
10. نداشته ها و کمبودها هم میتونن باعث ایجاد انگیزه بشن
11. انگیزه بالا که از تضادها بوجود میاد بعلاوه باور درست میتونه ما رو به هر خواسته ای برسونه
12. ی مواقعی هست که فرد اونقدر به خواسته های مادیش میرسیم که دیگه انگزه هاش تغییر میکنن و مثلا وارد بعد معنوی میشه
13. وقتی شور و شوق زیاد باشه سن اصلا مهم نیست
14. اگر باور خوب و انگیزه با هم باشن هیچ محدودیتی در رسیدن به خواسته ها نیست
15. فرق میکنه ی فرد خودش بخواد بمیره یا انگیزش رو برای زنده موندن رو از دست بده
16. کسی که به خواسته هاش میرسیه و ثرومتمند و خشبخت میشه باعث خوشبختی افراد زیاد دیگه ای هم میشه مثل خود استاد
باور باعث میشه انگیزه پیدا کنیو انگیزه باعث میشه ادامه بدیو باورتو حفظ کنیو به خواسته هات برسی.
انگیزه خیلی مهمه .
در مسیر زندگی ، باورهای خوب با مکمل شوروشوق باعث میشه من به فراااتر از حدخواسته هام برسم و پس از مدتی که پرشدم ، اون خلاءها و کمبودها در ذهنم حل شد یه احساس پختگی/سیری بهم دست میده که اگه هدف های شورانگیز جدیدی واسه خودم تعریف نکنم کم کم اون انرژیو انگیزه ای که باعث شده بود به اون حداز موفقیت ها برسم از بین بره و همه چی واسم طبیعی بشه و بازنشسته کنم خودمو درنهایت دیگه رشدو تجربه و موفقیت های جدید کسب نکنم.
طبق راهنمایی استاد ؛ این قانون بازیه ، و من میخام و متعهد میشم شخصیتمو به شکلی بسازم که باز به خواسته ها و دستاورد های بزرگ”تر” و بیشتر و بهتر تر تر تر فکر کنمو و این شوروشوقی که در مسیر خلقورسیدن به خواسته هام تجربه میکنم واسم عادی نشه …
اقا من دلم میخاد مثه استاد هربار که دریا رو میبینم ذوق کنمو خداروشکرکنم بابت اینکه منو از یه شهر کویری هدایت کرد به یه جزیره زیبا که دور تا دورم آبه…
دلم میخاد هر بار به عزیزانم مثه استاد بگم عاشقتمو این کنارهم بودن واسم طبیعی نشه …
من میخااااااام بجای حرص رسیدن به هدف ازین پروسه وصال لذت ببرم …
– بهم گفته شد؛ خیلی قبلتر ازینا باید بخام و بپرسم:
چطور انگیزمو ببرم بالاترو این گنج و الماس های اگاهی که تو سایت هستو باور کنمو بیشتر بهشون عمل کنم؟
+ خوندن کامنتهای الگوهای موفق در خانواده عباسمنش و یاداوری اینکه اگه واسه اونا شده پس واسه منم میشه .
+ یاداوری موفقیت هایی که خودم بااستفاده از قانون خلق کردم
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
گزارش : اروم اروم دارم با سیستم سوال و جواب ارتباط برقرار میکنم…
اروم اروم دارم حس میکنم این جهان برمبنای یه اصولی داره کار میکنه ، دارم قانون مندیشو حس میکنم…
خیلی خوبمه.
خداروصدهزار مرتبه شکر این روزای زندگیم در حال تجربه اون آرزوهایی هستم که حدود یکسال قبل حتی فکرکردن بهش باعث میشد ناخوداگاه ذوق از چشام بزنه بیرون …
شیرجه زدن از ارتفاع بالا دور آب…
روزانه چند بار غواصی کردنو رقصیدن با ماهیها…
تجربه حدود یک سااااعت غواصی در شب و دید محدود…
دوتا دایو عمیق تا 44 متری تو دل دریا…
همش لذت ، ، هر روز برنامه کردنو تفریحو طبیعت کردیو ماجراجویی…
خدایاشکرت خدایا شکرت
اینا یه روزی واسم آرزوبودو من هر بارررر میدیدم دوستام از برنامه هاشون میگن یا ماشینای آفرود میدیدم تحسین میکردم میگفتم منم میخام
اما راستش فکر نمیکردم بشه یا بهتره بگم این چیزا رو خیلی بزرگو دور از دسترسو مال از ما بهترونا میدیدم
اما الان به خودم اومدم، دیدم اووووووو مهدی !!!!!!
تو شدی سوپراستار اونایی که فکر میکردی ستاره هستنو دور از دسترسنو حواستم نیس …
خدایا شکرت ازت ممنونم .
واقعا نمیشه احساسمو در قالب کلمات بنویسم …
من از خدا ممنونم که حمایت و هدایتم کرد که در مسیر تغییر باورهام حرکت کنم از استادعباسمنش و همه عوامل سایت ممنونم که دست خدا شدن واسم .
با این فایل من تنیجه گیری کردم که مبادا این خوشی ها واسم طبیعی بشه و قبل پر شدن هدف جدیدمو جدی بگیرمو دنبالش کنم…
این لحظه من متعهد میشم بازم بیشتر بخام بازم ناامید نشم بازم نگم اوووو فلان چیز که نمیشه و دیگه خیلی لقمه بزرگیه و…
از خدا میخام این شوروشوق خاصیت سیری ناپذیریمو در جهت مثبت افزایش بده تا بتونم با انگیزه و باورهای بهترترتر زیبا زندگی کنمو دنیا رو جای بهتری کنم برای زندگی کردن …
باور یکی از مهمترین ابزاری است که من تا بحال از آن غافل بودم
وقتی که باور کنم که می توانم به خواسته های خودم برسم
وقتی که باور کنم به اهداف خودم برسم
وقتی که باور کنم که می توانم
وقتی که باور کنم که خودم خالق زندگی خودم هستم
وقتی که خودم باور کنم که می توانم و به دست می آورم
وقتی که باور کنم که همیشه خداوند کنار من است
وقتی که باور کنم که حال خوب من برای من اتفاقات خوب را به ارمغان می آورد
وقتی که باور کنم که باورهای من است که برای من مهم است
این باور داشتن ها مثل یک سوخت جت است که من را به جلو می برد
در کنار همه اینها داشتن انگیزه هم بسیار مهم است
این انگیزه در کنار آن سوخت جت من را به هرکجا که بخواهم می برد
این انگیزه را من خودم خیلی اوقات در زندگی خودم تجربه کرده ام و سبب شده است که به خواسته های خودم برسم
باور کردن در کنار داشتن انگیزه این دو عامل واقعا مهم هستند برای رشد و پیشرفت
می دانم که خیلی اوقات من انگیزه نداشتم که سبب شده من درجا بزنم وبه جلو حرکت نکنم
وقتی که من انگیزه های درست را با باورهای خوب بسازم و برای خودم هدف های بزرگ را انتخاب کنم و تا به هدف خودم نرسیدم هدف بعدی را انتخاب کنم این سبب می شود که من همیشه در حال حرکت و تکاپو باشم و از یک جا ماندن و درجا زدن دوری کنم اینگونه به رشد و پیشرفت خودم کمک بزرگی خواهم کرد
سلام بر استاد مهربان
درود بر دوستان خوب خودم
این فایل برای من یک انگیزه عالی بود که بتوانم باز روی خودم کار کنم و به این منطق برسم که می توانم
باور داشته باشم که می توانم
به این باور برسم که هیچ وقت دیر نیست
همیشه در ته ذهن من این بود که نمی شود و زشت است و دیگر از من گذشته است که همه اینها ترمزها و محدودیت هایی است که در ذهن من جای گرفته است
و با این فایل و با این صحبت های استاد می توانم به این راز پی ببرم که می توانم و فقط باید به این باور برسم من هر کاری را که می خواهم می توانم انجام بدهم
یک نکته بسیار عالی که استاد گفتند و برای من خیلی باعث انگیزه بود این بود که
هر کاری که در آن با راحتی و آسانی باشد این کار درست است
نکته دیگر
انگیزه مهمترین عاملی است که سبب می شود من حرکت کنم
وقتی که انگیزه های من از بین برود بی شک من دیگر حرکت نخواهم کرد
پس باید به این باور برسم که همیشه برای خودم انگیزه داشته باشم و همیشه در حال تکاپو باشم
خدا را شاکرم که من را به این راه هدایت کرد
وقتی که با ساخت باورهای خوب و داشتن انگیزه برای رشد و موفق شدن سبب شد که من حرکت کنم و به جلو بروم
نداشتن درآمد کافی یکی از انگیزه های است که عامل حرکت من شده است و این برای من واقعا عالی است
خدا را شکر که پا در این مسیر زیبا گذاشتم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
من قبلا دوست نداشتم ساده باشم چون تجملات راهی بود برای اینکه به بقیه نشون بدم من چقدر پول دارم و یا مثلا وضعیت خانوادگیم این طوریه .. کلا هدف نشون دادن به بقیه بود نه اینکه خودم دوست داشتم اونقدر چیزی بخرم
اما کم کم متوجه شدم سبک شما چقدر جذاب تر هست .. سادگی
چقدر زمان آزاد رو بیشتر میکنه ، زندگی لذت بخش تر میشه و همه چیز راحتتر
وقتی هم ساده زیست بشی دیگه نظر بقیه برات اهمیتی نداره ، چون اولویت میشه «سبک شخصی»
«باور» و «انگیزه» … این دو تا در دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها بهش اشاره شده بود، چقدر من این دوره رو دوست دارم
واقعا میشه گفت مهم ترین عامل برای تکاپو و پیشرفت «انگیزه» هست
یکی رو می شناسم که سن بالاتری داره و قبلا هر زمان فایل براش می ذاشتم میگفت من که عمرم رو کردم و اینا برای شما جووناس که زندگیتون رو قراره بسازین، من دیگه چی رو می خوام بسازم…
این نشون میده انگیزه نداره برای زندگی بهتر .. برای تغییر.. برای اینکه داره زندگی میکنه و میتونه بهتر بشه
*این فایل این تلنگر رو داره میزنه که باید سعی کنیم «تمرکز» داشته باشیم روی «باور» های مناسب تا «انگیزه» رو پررنگ نگه دارم که هیچوقت ساکن نشم ، یعنی «شور و شوق» رو باید بالا نگه دارم
هدف های بلند مدت انتخاب کنیم
قبل رسیدن به هدف ، هدف بعدی رو مشخص کنیم
انگیزه های معنوی تعیین کنیم نه فقط مالی
انگیزه و شور و شوق رو شعله ور نگه داریم تا کمرنگ نشه
*«انگیزه و شور و شوق» وقتی با باورهای مناسب همراه میشن ، غوغا میکنن
در پناه الله یکتا
دورود به استاد عباسمنش دوست داشتنی و دوستان بی نهایت عزیز
متاسفانه من موفق نشدم به سوال مسابقه پاسخ بدم چون روی پاسخ نه تحقیقی کردم و نه حتی فکری در مورد سوال ، اصلا هیچ جوابی هم به ذهنم نمیرسید که بنویسم در حالی که وقتی مشغول دیدن و گوش کردن این فایل بودم یاد الگوهایی افتادم که از سال 87 با اون اشخاص بسیار بسیار بسیار با اراده آشنا شده بودم و میشناسمشون ، افرادی که در واقع در عین سادگی و به دور از هر گونه مطرح شدن پاسخ مسابقه بودند و البته ترجیح میدم الان در موردشون بنویسم چون اینجا محیطیه که بعد از اعلام نتایج باز هم برنده ای و به عنوان برنده انتخاب میشی…
اول از لوکیشن اون محیط میگم : ایران ، مازندران ، بابلسر ، پارکینگ ساحلی که به دیدگاه من و دوستان ورزشی اسمش بلوار ورزشه البته بر خلاف اسم واقعی که الان داره و اسم یک شهیده و نزدیک به دریا که محیط عالی برای پیاده روی و دو هستش ، معمولا هر روز افراد در این مسیر ورزش میکنند که به طور کلی تعداد این افراد به بیش از 100 نفر میرسه و خیلی هم دوست داشتنی هستند و جالب اینه که الان که بیشتر توجه میکنم میانگین سن این دوستان ورزشکار حدود 40 تا 50 هستش که بیشترشون سن پایینی هم ندارن و جنسیت هم تقریبا غیر مهمه و حتی خانم هایی با سن حدود 60 هم دیدم که خیلی با انرژی و با انگیزه ورزش میکنند در واقع من جزو اون کم سن هاشون هستم ، در این جمع میخوام بیشتر زوم کنم به یک گروهی که خودم دو در این مسیر رو با اونها شروع کردم و الان هم با این افراد هستم و گاهی اوقات هم روزهای فرد خودم انفرادی مسیر رو طی میکنم که البته از این گروه بعضی از دوستان هم خارج از برنامه گروهی میان ، این مسیر 3٫5 کیلومتر هستش که رفت و برگشت میشه 7 کیلومتر ، به جرات میتونم بگم این مسیر فوق العاده اس چون دقیقا از یک متری دریای خزر و روی شن ها هم میشه مسیر رو طی کرد و لذت بردن از زیبایی های مسیر…
افراد مختلفی در این جمع ورزشی حضور دارند 25 ساله 32 ساله 40 ساله 50 ساله 60 ساله 70 ساله… مثلا یکی هست سنش اگر اشتباه نکنم حدود 75 هستش و در ظاهر 55 بنظر میرسه بسیار پر انرژی بسیار توانا و البته بسیار با انگیزه که حتی من به پای اون نمیرسم که این یک نمونه از اون افراده و دوستانی که خیلی با انگیزه تر و توانا تر که من اگر به خودم فشار هم بیارم در شرایط فعلی بتونم از نه پارکینگ (ورودی های به سمت دریا) تا پارکینگ شش با اونا برم در حالی که سنشون حدود 45 تا 55 هستش ، حتی جدیدا یک نفر به این گروه کاملا آزاد اضافه شده که داستانش خیلی جالب و شنیدنیه ، چند شب قبل که در یک مجتمع رفاهی یک دور همی دوستانه داشتیم من چون تنها بودم خود به خود به میزی هدایت شده بودم که اون دوستان هم تنها اومده بودن و همسر یا بچه هاشون جضور نداشتن ، به دلیل اینکه من چند وقتی مرتب ورزش نمیکردم این دوست رو ندیده بودم و اون شب باهاش آشنا شدم سر صحبت که باز شد گفت که در مدت جدود 4 تا 5 ماه 40 کیلو وزن کم کرده که وزن اولیه اش 122 کیلو گرم بوده و این نتیجه بسیار خوبیه و میگفت که قبلا به شدت ار مشروبات الکلی هم استفاده میکرده که با توجه به دردسرایی که کشید توبه کرد و مشروب رو به طور کل ترک کرد و با چیزایی که میگفت من متوجه شدم که وقتی اون ترک کرد وارد روابطی شد که اون رو به یک محیط ورزشی هدایت کرد تا ورزش کنه و البته انگیزه کاهش وزن هم بسیار موثر بوده و باور به اینکه میتواند، بعد از صحبت های این دوستمون من گفتم که تمام این افرادی که امشب اینجا حضور دارن بسیار انسانها با اراده ای هستند افرادی که با این سن و سال به راحتی مسیر 7 کیلومتری رو در زمان حدود 25 تا 35 دقیقه طی میکنند و حتی بعضی هاشون هم دو یا سه بار میرن و میان و از دیدگاه من این یعنی انگیزه این یعنی اراده این یعنی من میتوانم و این یعنی هماهنگی ذهن با جسم .
استاد حالا میخوام در مورد قسمت آخر این فایل بگم من در مدت دیدن این فایل بیشتر حواسم به طراحی کابینت و وسایل آشپزخونه بود تا حرفهای شما (خب چون کارم همینه) البته از صحبت های شما نت برداری کردم و نکاتی که دریافت کردم رو در دفتر خوشگلم یاداشت کردم ، این سری خیلی برای من جالب بود و در عین سادگی جلوی دوربین حاضر شدین و من کلی لذت بردم و با یک لوکیشن جدید مرسی ایده خوبی بود و لطفا از این ایده ها تکرار شود مثلا در جاهای مختلف خونه .
سپاسگزارم
یکشنبه شب ، ششم اسفند ماه سال 1396
سپاسگزاری شبانه
خدایا از اینکه اسفند را تجربه می کنم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه دوباره بمن فرصت دادی که بوی بهار را حس کنم و در این هوای نویدبخش نفس بکشم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه امروز صبح دستفروشی را دیدم که بساط عید و سفره هفت سین را پهن میکند و من با دیدن این صحنه سرشار از شادمانی شدم سپاسگزارم ، خدایا من فراوانی را در حجم بی شمار ماهی های قرمز کوچک که چند روز دیگر مهمان خانه های ما میشوند ، دیدم ،خدایا من فراوانی را در تعداد بی شمار دانه های عدس و گندم دیدم که خیس میشوند تا سبز شوند و طراوت و سرسبزی را به خانه های ما بیاورند ، خدایا از اینکه در زمستان هستم و بوی بهار را تنفس میکنم سپاسگزارم ، خدایا از اینکه در این افکار غرق و مست و سرخوش از عید بودم و پسرم با بوی خمیر دندان و لبهای خیسش بوسه ای محکم بر گونه ام زد و شب بخیر گفت سپاسگزارم ، خدایا بخاطر اشک هایی که از سر شوق از چشمانم می ریزند سپاسگزارم ، خدایا نمیشود ….واقعا نمیشود که در سپاسگزاری هایم اسمی از استاد نباشد …آخه استاد من کسی ست که دستانم را در دست تو گذاشت ، پس بخاطر حضور این مرد بزرگ در زندگیم ، استاد عباس منش عزیزم ، سپاسگزارم….
دوستان این سپاسگزاری خیلی حال من را دگرگون کرد و دوست داشتم علاوه بر دفترم در اینجا هم بنویسمش
سلام دوست عزیز
از اینکه این حال خوبتون رو به اشتراک گذاشتین صمیمانه سپاسگزارم
در پناه خداوند بزرگ ثروتمند و سعادتمند باشید
از شکل آشپزخانه جناب عباس منش خوشم امد . من هم دوست دارم آشپزخانه ام شیک و به روز باشد وسایلم جدید باشند و مرتب آنها را نو کنم و وسایل نو بخرم .
دوست دارم آپارتمانی شمال شهر زندگی کنم که نو ساز تک واحدی طبقه پنجم آخر و جای سکوتی باشد که پنجره هایش به جای ساکت فضای طبیعت و از طرف تراس به حیاطی که درختان زیبا دارد باز شود در آشپزخانه همه چیز هم رویش باشد مثلا ظرفشویی لباسشویی ماکرویو اجاق گاز همه را خودش داشته باشد . اتاق خوابش هم تلویزیون و کتابخانه بگذارم و تراس رو به حیاط داشته باشد و در تراس گلدان بگذارم . اتاق خواب بغلی هم کمد های جادار برای لباس داشته باشد. شکل کلی خانه را شبیه خانه عمه ام وفضایی که دارای حیاط و درختان زیبا است را از خانه خاله ام تجسم کرده ام . خانه بعدی ام دوست دارم ویلایی و دو طبقه باشد.این وقتی به ذهنم می آید که به سمت شهرک غرب که کارم آنجاست می روم و خانه های ویلایی می بینم .به نظرم در این خانه ها آسایش سکوت آرامش فضای زیبا و شخصی مناسب تری هست.
بهر حال زمانی خانه های لوکس و رویایی را در شبکه جم مرتب تماشا می کردم و لذت می بردم . اما حالا مدتی است قطع شده است اما خدا را شکر با دیدن ثروت فراوانی و زیبایی احساس خوبی بهم دست می دهد مثلا ماشین های زیبا و خانه های زیبا می بینم خوشم می آید و لذت می برم .
سلام
اشتیاق خیلی خیلی مهم است اشتیاق است که آدم را جلو می برد و انگیزه به ما میدهد و خودش برایمان انگیزه میشود.
وقتی اشتیاق باشد آدم حاضر است که کوه را جابه جا کند.
دو نفر که می خواهندازدواج کننددیدیم آنها چه اشتیاق سوزانی دارند که زودتر عقد کنند و ازدواج کنند آن اشتیاق است که همه کاری برای ما میکند.
Passion آن هست که می تونه زندگی ما را تغییر دهد.
وقتی یک چیزی برایمان جذبه دارد و جاذبه دارد که ما می کشاند سمت خودش آن شور و اشتیاق درست را برایمان ایجاد می کند
چطوری است که دوست داریم دانشگاه برویم آن شور و اشتیاقه باعث میشود که بنشینیم حسابی بخوانیم
اشتیاق همان فکری است که باعث میشود ما یک کاری را انجام دهیم و ما را به فعالیت وا میدارد آن هم با خوشی
Just do it now
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام و احترام
اول از خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد و و دوما از استاد عزیز سپاسگذارم بابت تک تک فایل های سایت ،که با هر بار گوش دادن و تمرکز کردن روی این آگاهی های نابی که انتقال میدین یک در معرفت جدید در قلبمون باز میشه و با یک جمله ای که شما بیان میکنین چندین یادآوری فوق العاده میاد تو قلبم و خرسند میشم که با تکرار این یاداوری ها به امید الله بتونم این آگاهی هارو درونی تر کنم و در زندگی به کار ببندمشون انشالله
هرچی ساده اس خیلی خوبه! هر چی که اسون و لذت بخش و شاد باشه یعنی در مسیر درسته، سفری که شروعش با سختی و غم باشه پایان خوبی نخواهد داشت.
انگیزه: دلیل اینکه انسان های موفق تو یه سنی به بعد دیگه اون نتیجه ها رو دوباره تکرار نمیکنن به خاطر نبود انگیزه اس
وقتی ادم به یه سری اهداف میرسه دیگه رسیده و انگیزش کمتر میشه برای رقابت و برای رکورد زدن و از یه جایی به بعد یه جور پختگی و فروکش کردن احساسات اتفاق میفته
اینکه انگیزه کم میشه خوب یا بد نیست مهم اینه طرف خودش انتخاب کنه که کدوم رو میخواد، اگه یه فردی در سن 70 سالگی همون انگیزه ای رو داشته باشه که یه جوان 20 ساله داره حالا تو هر هدفی ، میتونه به بالاترین سطح اون هدف برسه،
یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه همان باور هاست، وقتی رسیدن به خواسته ای رو باور کنیم انگیزه پیدا میکنیم که براش قدم برداریم و کاری انجام بدیم ،
خیلی از مواقع انگیزه هارو کمبودها به وجود میارن، به همین دلیل خیلی از موفقیت ها وقتی شکل گرفته که طرف تو کمبود بوده، انگیزه از تضادها و ناخواسته ها ایجاد میشه و بعدش باور اینکه میشه و میتونم ،مارو به حرکت وامیداره، هم نیاز دارم و هم میدونم که الماس کجاست اینحوری صد در صد عمل میکنم و میرم الماس رو از دل خاک میکشم بیرون
اگر انگیزه هارو بتونیم با باورهای درست ایجاد کنیم و هدف های بلند مدتی رو به تصویر بکشیم و قبل اینکه به خواسته ی اول برسیم خواسته ی بعدی رو مشخص کنیم و انگیزه های معنوی رو هم جز گزینه هامون انتخاب کنیم اونوقته که میتونیم انگیزه رو تقریبا همیشه حفظ کنیم و از یه جایی به بعد که به هدفمون رسیدیم بی انگیزه نشیم ، انگیزه ، شور و شوق ماست در زندگی
باور و انگیزه مکمل هم هستن ،
وقتی یه نفر انگیزه شو برای زندگی کردن از دست میده میمیره ، انگیزه زمانی از دست میره که طرف باور کنه دیگه کاری از دستش بر نمیاد یا دیگه کاری برای انجام دادن نداره
یه زندانی وقتی میتونه از زندان فرار کنه که اولا انگیزه داشته باشه برای ازاد شدن ، و اون بیرون یه چیزی هست که اونو واقعا میخواد و دوما باور کنه که میتونه از زندان فرار کنه و راهی هست برای این کار این موضوع رو تعمیم بدیم به زندگی خودمون ما برای اینکه پاشیم و یه کاری کنیم اولا باید یه انگیزه ای داشته باشیم ، یه تضادی اینقدر مارو اذیت میکنه که تحمل زندگی کردن در اون تضاد رو دیگه نداریم ( در کتاب مورون همسایه میاد میگه این سگ شما چرا اینقدر ناله میکنه طرف میگه یه میخی زیرشه که اذیتش میکنه ، میگه خب چرا بلند نمیشه بره اون طرف میگه حتما اونقدری اذیت نمیشه که از جاش بلند شه و حرکتی بکنه) و هرچقدر این تضاد برای ما دردناک تر باشه میتونه میزان انگیزه مارو بیشتر کنه و هر چه انگیزه ما بیشتر شه اقداممون جدی تر میشه ، چجوری میتونم از تضادهام برای افزایش انگیزه استفاده کنم؟ با اهرم رنج و لذت
مثلا در مورد اضافه وزن
من گفتم الان سی سالمه وضعیت سلامتیم به خطر افتاده ، 40 سالم بشه و بخوام همینحوری ادامه بدم تو اوج جوانی باید همش درگیر دکتر و بیمارستان بشم البته اگه زنده بمونم، هرچقدر هم وضع مالیم خوب باشه حال و سلامتی لازم برای استفاده از اون پول رو ندارم ، هزاران تفریح هستن که به خاطر وزن بالا و مریضی که داره با اون میاد ازش محرومم ، من میخوام توی 40 و 50 سالگی مثل یه جووون 25 ساله سرحال باشم ، زندکی رو خیلی دوست دارم چرا از الان به خاطر یه چیزی که همش دست خودمه خودمو از هزار تجربه هیجان انگیز محروم کنم و اینقدر اینارو با خودم مرور کردم تا خوردن بی مورد هر غذایی به جای لذت داشتن برام احساس بی نهایت بد ایجاد کرد و از غذاهای ناسالمی که سال ها لذت میبردم متفر شدم و به مرور و طبق قانون تکامل عادت های خیلی مناسب تری شکل گرفت و به خاطر همون تصمیم و موندن روی هدف خدا درهاشو برام باز کرد و با اطلاعات بی نظیر قانون سلامتی اشنا شدم و باورم رو بارها تقویت کرد که میشه و اون اضافه وزن وحشتناک تو مدت کوتاهی از بین رفت و سلامتی به بدن من برگشت . تضادی که سال ها درگیرش بودم با انگیزه دادن به خودم از طریق اهرم رنج و لذت و باور اینکه این بار دیگه میشه چون برای هزاران نفر از این طریق شده و منطق فوق العاده کارامد این روش ، از بین رفت و برای من سلامتی خیلی بیشتری اورد چون خیلیا که اضافه وزن ندارن ولی یه سری بیماری ها دارن و اصلا قانون سلامتی رو نمیشناسن شاید هیچوقت سراغش نرن ، من با شناختن این قانون که دلیلش چاقی من بود،نه تنها به وزن مناسبم رسیدم بلکه از الان که جوانم با خیال راحت و با رعایت این قانون اگه بخوام تا 120 سالگی هم میتونم در سلامت کامل زندگی کنم و به لطف الله و اموزه های استاد عزیز دیگه اصلا دغدغه سلامتی ندارم و چه چیزی مهم تر از نعمت سلامتی هست در دنیا.
بی نهایت سپاسگذارم از گروه مقدس عباسمنش برای تمام زحماتشون در انتقال این آگاهی های ناب به ما.
یا حق
با سلام خدمت استاد عزیزم
بنام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد که با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
خیلی برام جالب بود که این فایل دقیقا یکروز بعد از صحبت هایی که با دوستم داشتم روی سایت اومد .یعنی همون موضوعی که مرتبط بود با صحبت های ما .
جریان از این قرار بود که دوستم ی باوری توی ذهنش بود که میگفت آدم پا که توی چهل سالگی میزاره دیگه قوای جسمیش تحلیل میره اما چند لحظه از صحبت هاش نگذشته بود که به ی موردی اشاره کردن که کلا اون باور رو پودر میکرد و از بین میبرد.موضوع این بود که ایشون ی شوهر عمه دارن که 90 سالشه اما طبق گفته های این دوستم این آقای 90 ساله عین ی جوون 20 ساله میمونه از لحاظ کارهایی که انجام میده . از لحاظ سلامتی جسمی که داره . این آقای 90 ساله سالم سالم هست و هیچ مریضی نداره .اونقدر سالمه که با جوون های فامیل مسابقه میده از لحاظ خوردن گوشت کباب شده و کله پاچه و …..
اونجوری که دوستم میگفت ماهی ی گوسفند رو میزنه بر بدن با خانوادهو حتی توی ی وعده میتونه 20 سیخ کباب رو نوش جان کنه .وزن خیلی کم و بدن سرحال و قبراقی داره .آدم ثروتمندیه و ی خانواده 17 نفره رو سفرش میشینن. آدم شاد و سرزنده ای هستش
وقتی داشتم با دوست صحبت میکردم و می گفت چطور میشه که اینجوری میشه من تنها چیزی که به ذهنم اومد براش توضیح بدم نقش باورها در زندگی آدم بود
روز بعد که اومدم توی سایت دیدم این فایل اومده شروع کردم به گوش دادن و دقیقا جواب اون سوال دیروز دوستم بود و بعد که فکر کردم دیدم آره همینه داشتن انگیزه و شور و شوق میتونه ی آدم 90 ساله رو اینجوری زنده نگه داره
و نکته ی جالب ماجرا این بود که اون آقای 90 ساله خانمش کر و لاله .حسابش رو بکنید ی آدم 70 سال با ی نفر که نه میشنوه و نه میتونه صحبت کنه زندگی کنه ولی اونقدر بتونه ذهنش رو کنترل کنه و به خودش مسلط باشه که ی زندگی شاد و طولانی رو تجربه کنه وکم حرفی نیست 70 سال اینجوری زندگی کردن . پس بحث فقط پول و ثروت نیست بحث داشتن احاس خوب داشتن انگیزه و امید به زندگیه که میتونه ی آدم رو زنده نگه داره و بقول اسد آدمی که انگیزه نداشته باشه برای زندگی خیلی زود میمره از درون .
شنیدن این داستان و اومدن این فایل برای من ی نشونه بود که اگر میخوام موفق بشم باید انگیزه داشته باشم باید شور و شوق داشته باشم برای خلق کردن اتفاقات زندگیم .پیام این دو اتفاق این بود برای من
و اما نکات خلاصه شده فایل:
1. هر چی که ساده اس و راحته یعنی خوبه
2. قرار بر این نیست که زندگی سخت باشه
3. هرچی که لذت بخشه شادی آوره یعنی در مسیر درسته
4. سفری که شروعش با غم و ناراحتیه پایان خوبی هم نخواهد داشت
5. راحت گرفتن و لذت بردن اصلیه که باید در زندگی رعایت بشه
6. دلیل اینکه ورزشکارا از ی سنی به بعد اون کارایی رو ندران بحث انگیزه اس
7. در سن بالا انگیزه آدم هایی که به خیلی از خواسته هاشون رسیدن مممکنه کم بشه
8. در سن نوجوانی و جوانی انگیزه زیاده به این دلیل که هنوز به خواسته هامون نرسیدیم
9. یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه باور ه .اگر مای یچیزی رو باور کنیم انگیزه پیدا میکنم برای رسیدن بهش
10. نداشته ها و کمبودها هم میتونن باعث ایجاد انگیزه بشن
11. انگیزه بالا که از تضادها بوجود میاد بعلاوه باور درست میتونه ما رو به هر خواسته ای برسونه
12. ی مواقعی هست که فرد اونقدر به خواسته های مادیش میرسیم که دیگه انگزه هاش تغییر میکنن و مثلا وارد بعد معنوی میشه
13. وقتی شور و شوق زیاد باشه سن اصلا مهم نیست
14. اگر باور خوب و انگیزه با هم باشن هیچ محدودیتی در رسیدن به خواسته ها نیست
15. فرق میکنه ی فرد خودش بخواد بمیره یا انگیزش رو برای زنده موندن رو از دست بده
16. کسی که به خواسته هاش میرسیه و ثرومتمند و خشبخت میشه باعث خوشبختی افراد زیاد دیگه ای هم میشه مثل خود استاد
سپاسگزارم به خاطر انتخاب این فایل
باور ، انگیزه .
باور باعث میشه انگیزه پیدا کنیو انگیزه باعث میشه ادامه بدیو باورتو حفظ کنیو به خواسته هات برسی.
انگیزه خیلی مهمه .
در مسیر زندگی ، باورهای خوب با مکمل شوروشوق باعث میشه من به فراااتر از حدخواسته هام برسم و پس از مدتی که پرشدم ، اون خلاءها و کمبودها در ذهنم حل شد یه احساس پختگی/سیری بهم دست میده که اگه هدف های شورانگیز جدیدی واسه خودم تعریف نکنم کم کم اون انرژیو انگیزه ای که باعث شده بود به اون حداز موفقیت ها برسم از بین بره و همه چی واسم طبیعی بشه و بازنشسته کنم خودمو درنهایت دیگه رشدو تجربه و موفقیت های جدید کسب نکنم.
طبق راهنمایی استاد ؛ این قانون بازیه ، و من میخام و متعهد میشم شخصیتمو به شکلی بسازم که باز به خواسته ها و دستاورد های بزرگ”تر” و بیشتر و بهتر تر تر تر فکر کنمو و این شوروشوقی که در مسیر خلقورسیدن به خواسته هام تجربه میکنم واسم عادی نشه …
اقا من دلم میخاد مثه استاد هربار که دریا رو میبینم ذوق کنمو خداروشکرکنم بابت اینکه منو از یه شهر کویری هدایت کرد به یه جزیره زیبا که دور تا دورم آبه…
دلم میخاد هر بار به عزیزانم مثه استاد بگم عاشقتمو این کنارهم بودن واسم طبیعی نشه …
من میخااااااام بجای حرص رسیدن به هدف ازین پروسه وصال لذت ببرم …
– بهم گفته شد؛ خیلی قبلتر ازینا باید بخام و بپرسم:
چطور انگیزمو ببرم بالاترو این گنج و الماس های اگاهی که تو سایت هستو باور کنمو بیشتر بهشون عمل کنم؟
+ همینکه اراده کنی، همینکه بخای انگیرتو ببری بالاترتر جهان کمکت میکنه
+ خوندن کامنتهای الگوهای موفق در خانواده عباسمنش و یاداوری اینکه اگه واسه اونا شده پس واسه منم میشه .
+ یاداوری موفقیت هایی که خودم بااستفاده از قانون خلق کردم
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
گزارش : اروم اروم دارم با سیستم سوال و جواب ارتباط برقرار میکنم…
اروم اروم دارم حس میکنم این جهان برمبنای یه اصولی داره کار میکنه ، دارم قانون مندیشو حس میکنم…
خیلی خوبمه.
خداروصدهزار مرتبه شکر این روزای زندگیم در حال تجربه اون آرزوهایی هستم که حدود یکسال قبل حتی فکرکردن بهش باعث میشد ناخوداگاه ذوق از چشام بزنه بیرون …
شیرجه زدن از ارتفاع بالا دور آب…
روزانه چند بار غواصی کردنو رقصیدن با ماهیها…
تجربه حدود یک سااااعت غواصی در شب و دید محدود…
دوتا دایو عمیق تا 44 متری تو دل دریا…
همش لذت ، ، هر روز برنامه کردنو تفریحو طبیعت کردیو ماجراجویی…
خدایاشکرت خدایا شکرت
اینا یه روزی واسم آرزوبودو من هر بارررر میدیدم دوستام از برنامه هاشون میگن یا ماشینای آفرود میدیدم تحسین میکردم میگفتم منم میخام
اما راستش فکر نمیکردم بشه یا بهتره بگم این چیزا رو خیلی بزرگو دور از دسترسو مال از ما بهترونا میدیدم
اما الان به خودم اومدم، دیدم اووووووو مهدی !!!!!!
تو شدی سوپراستار اونایی که فکر میکردی ستاره هستنو دور از دسترسنو حواستم نیس …
خدایا شکرت ازت ممنونم .
واقعا نمیشه احساسمو در قالب کلمات بنویسم …
من از خدا ممنونم که حمایت و هدایتم کرد که در مسیر تغییر باورهام حرکت کنم از استادعباسمنش و همه عوامل سایت ممنونم که دست خدا شدن واسم .
با این فایل من تنیجه گیری کردم که مبادا این خوشی ها واسم طبیعی بشه و قبل پر شدن هدف جدیدمو جدی بگیرمو دنبالش کنم…
این لحظه من متعهد میشم بازم بیشتر بخام بازم ناامید نشم بازم نگم اوووو فلان چیز که نمیشه و دیگه خیلی لقمه بزرگیه و…
از خدا میخام این شوروشوق خاصیت سیری ناپذیریمو در جهت مثبت افزایش بده تا بتونم با انگیزه و باورهای بهترترتر زیبا زندگی کنمو دنیا رو جای بهتری کنم برای زندگی کردن …
فعلا تامام!
+633
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
باور یکی از مهمترین ابزاری است که من تا بحال از آن غافل بودم
وقتی که باور کنم که می توانم به خواسته های خودم برسم
وقتی که باور کنم به اهداف خودم برسم
وقتی که باور کنم که می توانم
وقتی که باور کنم که خودم خالق زندگی خودم هستم
وقتی که خودم باور کنم که می توانم و به دست می آورم
وقتی که باور کنم که همیشه خداوند کنار من است
وقتی که باور کنم که حال خوب من برای من اتفاقات خوب را به ارمغان می آورد
وقتی که باور کنم که باورهای من است که برای من مهم است
این باور داشتن ها مثل یک سوخت جت است که من را به جلو می برد
در کنار همه اینها داشتن انگیزه هم بسیار مهم است
این انگیزه در کنار آن سوخت جت من را به هرکجا که بخواهم می برد
این انگیزه را من خودم خیلی اوقات در زندگی خودم تجربه کرده ام و سبب شده است که به خواسته های خودم برسم
باور کردن در کنار داشتن انگیزه این دو عامل واقعا مهم هستند برای رشد و پیشرفت
می دانم که خیلی اوقات من انگیزه نداشتم که سبب شده من درجا بزنم وبه جلو حرکت نکنم
وقتی که من انگیزه های درست را با باورهای خوب بسازم و برای خودم هدف های بزرگ را انتخاب کنم و تا به هدف خودم نرسیدم هدف بعدی را انتخاب کنم این سبب می شود که من همیشه در حال حرکت و تکاپو باشم و از یک جا ماندن و درجا زدن دوری کنم اینگونه به رشد و پیشرفت خودم کمک بزرگی خواهم کرد
ممنون استاد از این فایل عالی و ارزشمند
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها