نقش «باور و انگیزه» در بروز توانمندی ها - صفحه 31


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

474 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 161 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    داشتن انگیزه همراه با باور درست باعث میشه که ما بیشتر تلاش کنیم تا به موفقیت برسیم زمانی که ما انگیزه داشته باشیم اما با باوردرست نداشته باشیم باعث میشه بیشتر ناامید بشیم باید باورهای درست داشته باشیم که با انگیزه بتونیم به موفقیت برسیم من قبلاً انگیزه داشتم اما باورهای اشتباهی داشتم این باعث می‌شد که از مسیر دور بشم و خیلی آسیب خوردم اما الان یگانه هدفم اینه که روی باورهام تمرکز کنم و توجهمو بذارم رو باورهام تا باورهای بهتری بسازم نسبت به اون موضوعی که دوست دارم خلقش کنم و این فایل واقعن عالی بود به خصوص اون موضوع زندان و کار اجباری که بود من اون عکس‌ها رو نگاه کردم واقعاً وقتی اونا رو دیدم به خودم گفتم باید خیلی آدم باورهای خوبی داشته باشه و انگیزه عالی داشته باشه تا بتونه از همچین جایی واقعاً زنده بیرون بیاد که فقط گورستان بود تو زندگی هر حالتی را که ما برای خودمون ساده بگیریم زندگیم به همون روال با ما برخورد می‌کنه سپاسگزارم از استاد عزیزم که این موضوع به این زیبایی بیان کردند که آدم می‌تونه هر جورم که باشه درکش کنه در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مرضیه حسن ابادی گفته:
    مدت عضویت: 732 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم وهمه دوستان عزیزم

    روز شمار تحول زندگی من روز هشتادو نهم

    نقش « باور و انگیزه» در بروز توانمندی ها

    انگیزه هست که باعث ادامه زندگی کردن میشود اگر انگیزه نباشد که زندگی هم ادامه دار نمیشود با انگیزه داشتن هست که باعث شور و اشتیاق میشود باعث زندگی کردن و نفس کشیدنمان میشود اگر هیچ انگیزه ای نداشته باشیم هیچ امیدی برای زنده ماندنمان هم نیست با انگیزه داشتن هست که باور به وجود می آید و با باور داشتن هست که هدفمند میشویم و برای خودمون هدفی انتخاب میکنیم این باید کار هر روزه مان باشد

    من یه چند سالی پیش یکم چاق شده بودم و همین چاقی هم باعث کمر درد هم شده بود و یه روز که با پسرها رفتم سرزمین برای کاشت هندوانه کمرم بدجوری درد گرفت به طوری که اصلا نتونستم کار کنم و تا آخر فقط نشستم و نگاشون کردم وهمین انگیزه شد برای من که باید شروع کنم به ورزش کردن چون اگه شروع نمیکردم روز به روز بدتر میشدم واین تضاد اومد و من تغییر کردم حرکت کردم انگیزه گرفتم به طوری که امسال پونصد تا نهال پسته که چالهاش توسط پسرها آماده میشد و کاشتنش رو من به تنهایی انجام دادم بدون حتی یه ذره کمردرد به راحتی و آسانی کاری که همه تو چند روز انجامش میدادن من تو یک روز انجام دادم و اینه نتیجهٔ انگیزه داشتن و باور داشتن به این که میشود ‌‌‌‌، میشود روز به روز بهتر باشی حتی تو سن چهل و چهار سالگی زمانی که من کمردرد میگرفتم خیلی سنم کمتر بود و جوانتر بودم ولی تسلیم نشدم که تا آخر این درد با منه از اون انگیزه گرفتم برای سلامتی بیشتر برای ورزش کردن و همون نتیجه باعث شده که از تضادها انگیزه بگیرم برای شروع برای حرکت کردن برای ادامه دادن برای دوست داشتن خودم برای دوست داشتن لحظه به لحظه زندگی و باز الان که لاغر شدم یه چند نفری بهم گفتن خوب که چی این همه لاغر کردی صورتت خراب شده چروک شده پیر شده ولی باز هم این تحقیرها نیومد که من ناامید بشم و باز به من انگیزه داد که یوگای صورت انجام بدم والان تنها بعد سیزده چهارده روز یه عالمه صورتم جوانتر شده و هیچ توهین و تحقیری نباید مارو بکشه پایین باید پله ای بشه برای بالا رفتن برای بهتر شدن برای رشد کردن و ادامه دادن

    استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم بی نهایت سپاسگزارم

    دوستان عزیزم بی نهایت به خاطر کامنتهای پراز آگاهیتون سپاسگزارم که انگیزه ای میشه برای ادامه دادن به این مسیر

    خدایا شکرت برای یه روز دیگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    آرزو حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد

    سلام به همه

    بله من هم انگیزه های زیادی داشتم و باورهای نامناسبی هم داشتم وهیچ حرکتی نکردم از بچگی ترس های تو وجودم بود یعنی از مادرم به من مانده بودش که دختر هیچی حرکتی نداشته باشه هیچ معنی نداره من هم تمام انگیزه هایم در خودم زود خاموش کردم وقدرت رو به غیر خدا داده بودم وانگیزه ها در من خاموش شد العان به اون دوران فکر میکنم اگه اون انگیزه های قبلی رو داشتم می تونستم فردی بسیار موفقی باشم انگیزه ها حی در من به وجود میومد ومن به خاطر ترسام اقدامی نمی کردم توانایی خودم رو نمی دیدم واز اونجایی که از سمت اطرافیانم تغیر می شدم اقدامی نمی کردم حالا که استاد گرامی ام راجب انگیزه ها گفتن من خوب درک کردم وحی به خودم می گفتم راست می گی اگه فردی دیگه دلیلی انگیزه ای برای زند مانده نداشته باشه می میره گفتم درسته انگیزه از نداشته ها به وجود میاد از تضاد ها به وجود میاد واگه باور های مناسبی نداشته باشی مثل خود من زود از بین میره بدون که حرکتی بکنی خاموش میشه من اگه این آگاهی‌های که العان دارم در گذشته می داشتم خدا می دونست به کجا ها که رسیده بودم یک فردی توانا آگاه توحیدی بودم چون انگیزه در من بود ولی باورهای نامناسب جلوش رو گر فت و در من ته نشین شد حالا میخواهم به یاری الله انگیزه های که در گذشته داشتم دوباره زنده کنم و بهش برسم آره من لایقم لایق رسیدن به خواسته هایم به ماشین دل خوایم به گواهینامه ام به چیزی که حق طبیعی منه شادی سلامتی خوشبختی سعادت در دنیا وآخرت ورسیدن به رویایم متهد شدم نا به خواسته هایم نرسیم خاموش نشم و برسم واقعا برسم به ثروت من باید مولد ثروت باشم من باید آزادی مالی ازدای زمانی آزادی مکانی داشته باشم من انسانی توانایی هستم من انسانی ارزشمندی هستم من خلاق هستم من بیسار پر انرژی وبسیار با انگیزه هستم وخاموش ندارم تا به جهان خدمت کنم به خداوند خدمت ‌کنم هر گزه ننشینم من خواهان ثروتم وسعادت و خوشبختی. در دنیا وآخرت هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 392 روز

    سلام از دل

    باورِ انگیزه…

    اگه من باور داشته باشم که می‌تونم بهتر بشم،

    حتی ذره‌ذره، انگیزه خودش راهشو پیدا می‌کنه.

    به نظرم،

    باور، ریشه‌ست.

    انگیزه، شاخه‌ست.

    اگه ریشه قوی باشه،

    شاخه خودش رشد می‌کنه.

    باور :

    قرار نیست زندگی سخت باشه.

    هر چی مسیر ساده‌تر، آروم‌تر و لذت‌بخش‌تره،

    احتمالاً همون مسیر درسته.

    با گوش کردن این فایل یاد خودم افتادم .

    من یه زمانی یه کارهایی می‌کردم که الان دیگه اصلاً انجامشون نمی‌دم.

    مثلاً سرِ کار می‌رفتم، وسط روز یا آخرش اگه دوستام می‌گفتن بریم بیرون، رستوران، کافه، یا هر جای دیگه‌ای، بدون فکر می‌رفتم.

    دیر وقت می‌رسیدم خونه، خسته و کوفته…

    ولی بازم صبح زود پا می‌شدم می‌رفتم سرِ کار، انگار نه انگار.

    اما الان دیگه این‌طوری نیست.

    الان اگه بدونم فرداش باید صبح زود بیدار شم و برم سرِ کار، خیلی راحت به خودم می‌گم:

    نه، امشب بیرون نمی‌رم.

    وقتی اینو به دوستام می‌گم، معمولاً جوابشون اینه:

    «خب دیگه، سنت رفته بالا، آدم که سنش بیشتر می‌شه حوصله‌ی این چیزا رو نداره.»

    ولی واقعیتش من اصلاً فکر نمی‌کنم موضوع سن باشه.

    به نظرم این اسمش « پختگیه.»

    پختگی، یعنی یه جایی از زندگی، اولویت‌هات عوض می‌شن.

    چیزهایی که قبلاً مهم نبودن، الان برات مهم می‌شن.

    الان برای من آرامش، استراحت، و سالم بودن بدنم خیلی ارزشمنده.

    واقعاً از خودم می‌پرسم:

    چرا باید تا دیروقت بیرون بمونم، خسته بشم، دو سه ساعت بخوابم و بعد صبح دوباره برم سرِ کار؟

    این دیگه برام منطقی نیست.

    به نظرم این تصمیم‌ها از روی آگاهی‌ هستن ، نه از روی بالا رفتن سن‌ .

    یه جایی آدم یاد می‌گیره بیشتر هوای خودش رو داشته باشه… « و این، به نظرم، یه قدم رو به جلوئه.»

    بعضی از دوستا انگار دوست دارن حتماً بگن:

    «نه، سنه… سنه دیگه.»

    در حالی که من واقعاً به این باور دارم که سن فقط یه عدده. ( واقعاً فقط یه عدده.)

    آدم هر روز می‌تونه پیشرفت کنه.

    هر روز می‌تونه برای خودش هدف انتخاب کنه.

    حتی کوچیک‌ترین هدف.

    مثلاً اینکه بگی:

    من امروز می‌خوام از دیروزم بهتر باشم.

    بهتر توی رفتارم،

    بهتر توی حرف زدنم،

    بهتر توی کنترل ذهنم.

    اینکه بیشتر زیبایی‌ها رو ببینم.

    قضاوت و غیبت رو از خودم دور کنم.

    با خودم صادق باشم، با دیگران صادق باشم.

    دروغ نگم.

    و هزاران چیز دیگه…

    به نظرم اینا ربطی به سن ندارن.

    این‌ها انتخابن.

    انتخابِ آگاهانه برای بهتر زندگی کردن.

    اگه امروز فقط یه ذره از دیروز بهتر باشم،

    یعنی هنوز زنده‌ام،

    یعنی دارم رشد می‌کنم

    و در پایان،

    با تمام احترام و قدردانی،

    تشکر می‌کنم از استادم

    برای این آگاهی‌ها،

    برای نوری که توی مسیر فکر و زندگی‌مون روشن کرده.

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1656 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    باورها زیر بنا هستند

    هر باوری داشته باشید همون براتون اتفاق می افته

    باورها بر اساس تکرار فکر بوجود میان

    میخام خدمتتون بگم که ما چیزی جز باورهامون نیستیم

    دقیقا دنیای ما آیینه باورهای ماست.

    انگیزه،شور،شوق همیشه باید باشه

    فرض کنید شعله ای داریم خب باید همیشه اون انرژی روشن باشه و اون دلیل هم باید باشه

    دقیقا حرفهای استاد طلاست،باورها اصل هستند و شور و شوق سوخت هستند

    بعد از حسین رضا زاده جوونهای ما همیشه سنگین ترین وزنه ها رو بردن بالای سر

    حسین خودش رو باور کرد و بعدش دیگران بواسطه دیدن الگو براشون راحت شد چون تو ذهنشون باور کردن

    در مورد لوپز 48 ساله تو المپیک اول شد مگه قبلش داشتیم ولی حتما بعد از این تکرار میشه چون باورها فرق میکنه

    باورها حرف اول رو میزنن و بعد تعمیر اساسی ذهن ،یعنی موتور ذهنت رو بزار پایین ببین چرا داره باهات مخالفت میکنه ،ریشه یابی کن و الگو نشونش بده و متوجه اش کن با منطق که اونی که تو میگی درست نیست.

    آری متاسفانه ما خداهایی هستیم که باورهای نادرست ما رو کوچیک کرده و به مرور باید راه رو خودمون رو پیدا کنیم.

    به امید روزی که همه با هم جشن آزادی بگیریم و خلاص بشیم از دست شیطانها یی که ذهنمون رو تسخیر کردن.

    استاد عزیزم سپاسگزارم از این حجم آگاهی که به میدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 199 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    توی این مدتی که توی سایت بودم متوجه خیلی نکات درون خودم شدم و سعی کردم که با حرفهای استاد درون خودمو بیشتر کندوکاو کنم تا توانایی های بیشتری رو بشناسم.من انگار دوباره متولد شدم و به خودم و به بدنم باور بیشتری پیدا کردم من قدرت‌هایی رو درون خودم دارم پیدا میکنم که فکر میکردم با بالا رفتن سنم کمرنگ شدن و ممکنه چند ساله دیگه نباشن ولی آلان اینطوری فکر نمی‌کنم من دارم روی سلامتیم کار میکنم و باورهایی رو درونم ایجاد میکنم که بهم شور و شوق بیشتری میده که اهدافم رو بهتر دنبال کنم وقتی من از لحاظ سلامتی جسمی در تعادل و حال خوب باشم در کنارش موفقیت‌های بیشتری رو به دست میارم چون سلامت جسمم گرو در سلامت ذهنم هست و همینطور بالعکس. امیدوارم روز به روز بیشتر هدایت بشم برای اینکه جسم و ذهنم رو هماهنگ تر کنم.به امید خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    امیر حاجی صفی گفته:
    مدت عضویت: 945 روز

    به نام خداوند رب العالمین

    سلام به استاد عزیز و دوستان الهی

    الهی، ای عزیزترین، با هر شرایطی که مواجه می شوم می دانم این شرایط نشانگر گامی دیگر در جهت روشن شدن مطلبی برای من است. به همه آزمایشات الهی خوش آمد می گویم، زیرا می دانم در درونم هوشی نهفته است که همه چیز را در می یابد و قدرتی وجود دارد که بر همه چیز فائق می آید.و تو ای خدای مهربان مراقب برادرم باش

    در این لحظه که مینویسم برادرم که با هم هرروز با هم بودیم و کار می‌کردند رو از دست داده ام و خیلی تو این یک هفته با خود کلنجار رفتم که چرا من

    خدایا چرا با سه تا بچه بردی پیش خودت ،مگه 36 سال زیاد بود براش و از این جملات که شاید بارها موقع از دست دادن عزیزانمان به زبان میاوریم و با به آن فکر می‌کنیم تا یه جمله ای را خواندم که نوشته بود زور خدا از همه بیشتره ،من به عنوان یه نشانه بهش نگاه کردم و حال خودم را خوب کردم

    چون به من فهماند که مسیری بهتر بر سر راهم قرار داده که برادرم دعا کند و کارهایمان پیش برود

    زن و بچه برادرم هم خدایی دارن و من در مار خدا یاد گرفته ام دخالت نکنم

    مسئولیت من بیشتر شده و مطمین هستم که خدا در کنار من مثل همیشه قرار دارد

    خیلی وقت بود چیزی ننوشته بود و به دلم آمد بنویسم که نشانه های بیشتری برای ادامه راه و رسالت ام بهم نشان داده شود

    برای روح برادرم فاتحه ای ختم کنیم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 647 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    با سلام و احترام

    اول از خداوند که من رو به این مسیر هدایت کرد و و دوما از استاد عزیز سپاسگذارم بابت تک تک فایل های سایت ،که با هر بار گوش دادن و تمرکز کردن روی این آگاهی های نابی که انتقال میدین یک در معرفت جدید در قلبمون باز میشه و با یک جمله ای که شما بیان میکنین چندین یادآوری فوق العاده میاد تو قلبم و خرسند میشم که با تکرار این یاداوری ها به امید الله بتونم این آگاهی هارو درونی تر کنم و در زندگی به کار ببندمشون انشالله

    هرچی ساده اس خیلی خوبه! هر چی که اسون و لذت بخش و شاد باشه یعنی در مسیر درسته، سفری که شروعش با سختی و غم باشه پایان خوبی نخواهد داشت.

    انگیزه: دلیل اینکه انسان های موفق تو یه سنی به بعد دیگه اون نتیجه ها رو دوباره تکرار نمیکنن به خاطر نبود انگیزه اس

    وقتی ادم به یه سری اهداف میرسه دیگه رسیده و انگیزش کمتر میشه برای رقابت و برای رکورد زدن و از یه جایی به بعد یه جور پختگی و فروکش کردن احساسات اتفاق میفته

    اینکه انگیزه کم میشه خوب یا بد نیست مهم اینه طرف خودش انتخاب کنه که کدوم رو میخواد، اگه یه فردی در سن 70 سالگی همون انگیزه ای رو داشته باشه که یه جوان 20 ساله داره حالا تو هر هدفی ، میتونه به بالاترین سطح اون هدف برسه،

    یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه همان باور هاست، وقتی رسیدن به خواسته ای رو باور کنیم انگیزه پیدا میکنیم که براش قدم برداریم و کاری انجام بدیم ،

    خیلی از مواقع انگیزه هارو کمبودها به وجود میارن، به همین دلیل خیلی از موفقیت ها وقتی شکل گرفته که طرف تو کمبود بوده، انگیزه از تضادها و ناخواسته ها ایجاد میشه و بعدش باور اینکه میشه و میتونم ،مارو به حرکت وامیداره، هم نیاز دارم و هم میدونم که الماس کجاست اینحوری صد در صد عمل میکنم و میرم الماس رو از دل خاک میکشم بیرون

    اگر انگیزه هارو بتونیم با باورهای درست ایجاد کنیم و هدف های بلند مدتی رو به تصویر بکشیم و قبل اینکه به خواسته ی اول برسیم خواسته ی بعدی رو مشخص کنیم و انگیزه های معنوی رو هم جز گزینه هامون انتخاب کنیم اونوقته که میتونیم انگیزه رو تقریبا همیشه حفظ کنیم و از یه جایی به بعد که به هدفمون رسیدیم بی انگیزه نشیم ، انگیزه ، شور و شوق ماست در زندگی

    باور و انگیزه مکمل هم هستن ،

    وقتی یه نفر انگیزه شو برای زندگی کردن از دست میده میمیره ، انگیزه زمانی از دست میره که طرف باور کنه دیگه کاری از دستش بر نمیاد یا دیگه کاری برای انجام دادن نداره

    یه زندانی وقتی میتونه از زندان فرار کنه که اولا انگیزه داشته باشه برای ازاد شدن ، و اون بیرون یه چیزی هست که اونو واقعا میخواد و دوما باور کنه که میتونه از زندان فرار کنه و راهی هست برای این کار این موضوع رو تعمیم بدیم به زندگی خودمون ما برای اینکه پاشیم و یه کاری کنیم اولا باید یه انگیزه ای داشته باشیم ، یه تضادی اینقدر مارو اذیت میکنه که تحمل زندگی کردن در اون تضاد رو دیگه نداریم ( در کتاب مورون همسایه میاد میگه این سگ شما چرا اینقدر ناله میکنه طرف میگه یه میخی زیرشه که اذیتش میکنه ، میگه خب چرا بلند نمیشه بره اون طرف میگه حتما اونقدری اذیت نمیشه که از جاش بلند شه و حرکتی بکنه) و هرچقدر این تضاد برای ما دردناک تر باشه میتونه میزان انگیزه مارو بیشتر کنه و هر چه انگیزه ما بیشتر شه اقداممون جدی تر میشه ، چجوری میتونم از تضادهام برای افزایش انگیزه استفاده کنم؟ با اهرم رنج و لذت

    مثلا در مورد اضافه وزن

    من گفتم الان سی سالمه وضعیت سلامتیم به خطر افتاده ، 40 سالم بشه و بخوام همینحوری ادامه بدم تو اوج جوانی باید همش درگیر دکتر و بیمارستان بشم البته اگه زنده بمونم، هرچقدر هم وضع مالیم خوب باشه حال و سلامتی لازم برای استفاده از اون پول رو ندارم ، هزاران تفریح هستن که به خاطر وزن بالا و مریضی که داره با اون میاد ازش محرومم ، من میخوام توی 40 و 50 سالگی مثل یه جووون 25 ساله سرحال باشم ، زندکی رو خیلی دوست دارم چرا از الان به خاطر یه چیزی که همش دست خودمه خودمو از هزار تجربه هیجان انگیز محروم کنم و اینقدر اینارو با خودم مرور کردم تا خوردن بی مورد هر غذایی به جای لذت داشتن برام احساس بی نهایت بد ایجاد کرد و از غذاهای ناسالمی که سال ها لذت میبردم متفر شدم و به مرور و طبق قانون تکامل عادت های خیلی مناسب تری شکل گرفت و به خاطر همون تصمیم و موندن روی هدف خدا درهاشو برام باز کرد و با اطلاعات بی نظیر قانون سلامتی اشنا شدم و باورم رو بارها تقویت کرد که میشه و اون اضافه وزن وحشتناک تو مدت کوتاهی از بین رفت و سلامتی به بدن من برگشت . تضادی که سال ها درگیرش بودم با انگیزه دادن به خودم از طریق اهرم رنج و لذت و باور اینکه این بار دیگه میشه چون برای هزاران نفر از این طریق شده و منطق فوق العاده کارامد این روش ، از بین رفت و برای من سلامتی خیلی بیشتری اورد چون خیلیا که اضافه وزن ندارن ولی یه سری بیماری ها دارن و اصلا قانون سلامتی رو نمیشناسن شاید هیچوقت سراغش نرن ، من با شناختن این قانون که دلیلش چاقی من بود،نه تنها به وزن مناسبم رسیدم بلکه از الان که جوانم با خیال راحت و با رعایت این قانون اگه بخوام تا 120 سالگی هم میتونم در سلامت کامل زندگی کنم و به لطف الله و اموزه های استاد عزیز دیگه اصلا دغدغه سلامتی ندارم و چه چیزی مهم تر از نعمت سلامتی هست در دنیا.

    بی نهایت سپاسگذارم از گروه مقدس عباسمنش برای تمام زحماتشون در انتقال این آگاهی های ناب به ما.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 536 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 89 ام

    سلام به استاد عزیزم و دوستان محترم

    باور و انگیزه موضوع فایل امروز

    درسته ما باید هم انگیزه و شور و اشتیاق و باور های مناسب برای رسیدن به خواسته هامون داشته باشیم

    یه تجربه بگم از خودم که من در 18 سالگی که مستقل شدم خیلی دوست داشتم که مهاجرت کنم ولی باور مناسب نداشتم و وقتی باور مناسب ساختم طولی نکشید انگار جهان تسلیم من شد و سریع مهاجرتم انجام شد و بیشترین چیز از نظر من انگیزه و شور اشتیاق بود من اون موقع از این قانون چیزی نمی‌دونستم الان که فکر میکنم میبینم درسته من اون موقع خیلی شور و اشتیاق داشتم

    و برای هرکاری همینه وقتی انسان برای رسیدن به هرچیزی شور اشتیاق داشته باشه و باور های مناسب بسازه طولی نمی‌کشد به خواسته اش میرسه الان میخوام از این انگیزه و شور و اشتیاق برای ثروتمند شدنم کمک بگیرم و از این قانون استفاده کنم و یه چیز دیگه وقتی شور اشتیاق داشته باشی هر تضاد یا مشکلی سر راهت باشه برات اهمیت ندارد و یه جورایی تو را بزرگتر میکنه

    ممنونم از استاد که قانون را به ما یاد میدن

    یاحق ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان

    تهران تاریخ 1404/08/24 ساعت 19:34

    نشانه امروز من

    واقعا که امید و انگیزه و باور خیلی تاثیر در حرکت کردن و ادامه مسیر به سمت پیشرفت و حیات و ادامه روند زندگی رو به انسان میده…

    من واقعاً به زمانی کلا راکد و بی حرکت شده بودم و از اینکه حرکت و یا ایده جدیدی داشته باشم بلاتکلیف بودم و ترس داشتم ولی خدا را شکر با کتاب های الکترونیکی استاد و فایل عزت نفس مسیر جدیدی رو به سمت پیشرفت و ترقی و شکوفایی و ثروتمند و پولدار شدن آغاز کردم به لطف پروردگار یکتا خدایا شکرت سورپرایزم کن..

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: