همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این قسمت، استاد عباس منش درباره یکی از رایجترین دامهایی صحبت می کنند که آدمهای بسیاری به خاطر عدم درک قوانین جهان، بارها در آن گرفتار می شوند اما به راحتی درسهای خود را نمی گیرند: توهمِ توانایی تغییر سرنوشت دیگران.
بسیاری از ما تحت تأثیر باورهای سنتی و دلسوزیهای عاطفی، گمان میکنیم که مسئولیت داریم دست دیگران را بگیریم، آنها را از منجلاب مشکلاتشان بیرون بکشیم و به زور به سمت موفقیت هل دهیم. اما استاد عباس منش در این فایل با قاطعیتی برآمده از قوانین الهی، به ما میآموزد که هیچکس قدرت تغییر زندگی فرد دیگری را ندارد، مگر اینکه آن فرد خودش با تمام وجود بخواهد.
تلاش برای کمک کردن به کسی که در مدار نادرست است و هیچ اشتیاقی برای تغییر ندارد، نه تنها به او کمکی نمیکند، بلکه آرامش و انرژیِ کمککننده را میبلعد و گاهی ضربه های شدیدی نیز به او می زند. این درس به ما یادآوری میکند که جهان هستی بر پایه عدالت مطلق بنا شده است و هرکس دقیقاً در جایگاهی است، جای درستش است که هم اساس با باورها و فرکانسهای خودش است.
یکی از عمیقترین مفاهیم مطرح شده در این فایل، تشبیه نعمات خداوند به یک رستوران سلفسرویس (بوفه) است. استاد عباسمنش توضیح میدهند که همه ما به یک اندازه به منبع لایزال ثروت، سلامتی و خوشبختی دسترسی داریم. تفاوت تنها در این است که برخی با باورهای قدرتمندکننده، خود را لایق برداشتن از این خوانِ گسترده میدانند و برخی دیگر، با باورهای محدودکننده، تنها با حسرت نظارهگر هستند. در چنین شرایطی، دلسوزی کردن برای کسی که خودش حاضر نیست از جایش برخیزد و سهمش را بردارد، نه تنها فضیلت نیست، بلکه تلاش برای خدایی کردن است. ریشه این تلاش بیهوده، به احساس عدم لیاقت برمی گردد که فرد همواره لیاقت خود را در ناجی بودن برای دیگران می بیند و نتیجه آن برای فرد دلسوز، قطعا گمراه شدن از مسیر درست است.
درک این اصل که مفصلا در دوره احساس لیاقت آموزش داده شده است.به ما کمک میکند تا مرز باریک میان «خدمت به خلق» و «قربانی کردن خود» را تشخیص دهیم و بدانیم که گاهی بزرگترین لطف به خودمان و دیگران، رها کردن آنهاست تا با تضادهایشان روبرو شوند و انگیزه تغییر را در درون خود پیدا کنند؛ زیرا رنج و سختی، اغلب همان فشاری است که برای بیداری و رشدِ عضلات روحی انسان ضروری است. اما تا احساس لیاقت ما از درون به اندازه کافی ترمیم نشود، قادر به اجرای این قانون نخواهیم بود و مرتبا در تله دلسوزی های بیجا نسبت به عزیزمان گیر خواهم افتاد.
استاد عباسمنش تاکید میکنند که تنها راهِ کمک واقعی به جهان و اطرافیان، رشد شخصی و موفقیت خودِ ماست. شما نمیتوانید با فقیر ماندن به فقرا کمک کنید یا با غمگین بودن، کسی را شاد کنید. جهان به کلام شما گوش نمیدهد، بلکه به «نتایج» شما نگاه میکند. اگر میخواهید ایمان دیگران به خداوند را تقویت کنید یا مسیر موفقیت را به کسی نشان دهید، باید خودتان به الگویی زنده از ثروت، آرامش و توحید تبدیل شوید.
زمانی که شما با تمرکز بر خودسازی، در مدار درست قرار میگیرید و از نعمات الهی بهرهمند میشوید، خودبهخود تبدیل به فانوس دریایی میشوید که راه را برای گمشدگانِ مشتاق روشن میکند. بنابراین، پیام نهایی این است: به جای تلاش بیهوده برای تغییر دیگران، تمام انرژی خود را صرف تغییر و بهبود خود کن. با ساختن باورهای توحیدی، زندگی رویایی خود را خلق کن و انگیزه بخش دیگران باش.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD284MB24 دقیقه
- فایل صوتی همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم22MB24 دقیقه














سلام
من با گوش دادن به این فایل هم حسخوب دریافت کردم و هم حس بد و این احساس داره به من نشون میده یک جاهایی رو درست درک کردم و یک جایی درکم غلط هست و برداشتم درست نیست.
قسمتی که احساس خوب دریافت کردم این هست که ما توانایی تغییر سرنوشت کسی که خودش نمیخواهد را نداریم و با موفق شدن خودمون هست که میتونیم به دیگران کمک کنیم. موردی که احساس رو بد کرد این هست که ما نباید به دیگران کمک کنیم و هر کسی خودش به خدا وصله بره کمک بگیره از خدا و بره پیشرفت کنه و به من مربوط نیست و این احساس بد بهم میده و نشون میده برداشت غلطی وجود داره. چیزی که درککردم این هست که یکزمانی یک فردی میخواهد پیشرفت کنه و درخواست کمک داره، خب چه اشکالی داره کمکش میکنیم تا پیشرفت کنه و این کمک به خود ما هم کمکمیکنه اما یکزمانی هست که فرد یا افراد تمایلی برای پیشرفت ندارن و اگر من در چنین حالتی بخوام به زور به اونها کمک کنم دارم به خودم ظلم میکنم و در آخر هم آدم بده داستان میشم، عشق و مهربانی و کمک خوبه و باید به جهان داده بشه اما نه برای هر فردی و نه برای هر شرایطی، من اگه میخوام به جهان کمک کنم باید تمرکز بگذارم روی خودم و پیشرفت کنم و رشد کنم و به قول استاد غذا بردارم و شروع به خوردن کنم تا نوری باشم برای جهان برای پیشرفتش. اگه من بدبخت باشم، اگه من بی چاره باشم خب من چه تاثیری میتونم بگذارم و چطور میتونم نور خدا رو گسترش بدم؟ غیر از این هست که افراد بهم میگن کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی؟ افراد نمیگندکدوم خدا ؟ اون خدا چه کمکی بهت کرده؟
نکته اینجاست که همه ی انسان های جهان و حتی موجودات به یک اندازه به خداوند یعنی خان نعمت و ثروت و خوشبختی دسترسی دارن. اینطوری نیست یکی بیشتر دسترسی داشته باشه یکی کمتر دسترسی داشته باشه نه همه به یک اندازه دسترسی دارن به خداوند حالا یک عده از این دسترسی استفاده میکنن و پیشرفت میکنن و یک عده هم از این دسترسی استفاده نمیکنن و بهره نمیبرند و شاید با حسرت به دیگران نگاه میکنن که اونها رو باید بگذاریم درد و رنج بکشند تا آماده بشن ولی اگه همین افراد درخواست داشتن که بهمون بگو تویی که نتیجه گرفتی چطور میتونیم پیشرفت کنیم براشون با عشق زمان میگذاریم و اگه خودخواهی کنیم و زمان نگذاریم خداوند بی نهایت دست دارد که پاسخ رو به این افراد بده و باعث رشدشون شود.
موضوع بعدی هم در مورد زمان قرار گیری فایل روی سایت هست که استاد اجازه میده هدایت بشه توسط خدا و بعد فایل آماده کنه و همین باعث میشه تأثیرگذاری بالا داشته باشه و خودشونم دوست داره این ارتباط مثبت بیشتر باشه اما اجازه میده که توسط خدا هدایت بشه و مطلب تاثیرگذار و مفیدی رو ارائه کنه نه اینکه بیاد هر چیزی رو بگه که کمکی نمیکنه و خیلی معیارهای خدایی توش رعایت نشده. این خودش یک نکته مثبت هست که احازه بدیم تو کسب و کارمون هم خدا هدایتمون کنه و بر اساس هدایت اون عمل کنیم.
عاشقتونم.
سلام خدمت عزیزان
آنچه من از این قسمت درک کردم این هست که اگر فردی خودش بخواهد تغییر کند و ثروتمند شود و پیشرفت کند اگر ما نخواهیم او پیشرفت کند، نمیتوانیم جلوش رو بگیریم اما اگر فردی خودش نخواهد تغییر کند و خودش نخواهد پیشرفت کند اگر تمام جهان بخواهند او پیشرفت کند از انجامش ناتوان هستند.
این رو فهمیدم که درد و رنج و بیچارگی و بدبختی و بیماری نیاز هست برای بیدار شدن یک انسان و اگر ما بخواهیم جلوی این دردها و رنج ها و اتفاقات بد در زندگی دیگران را بگیریم و بخواهیم به افراد کمک کنیم باعث میشویم که هم خودمان ضربه بخوریم و هم به ان فرد ضربه بزنیم و بیدار شدنش را به تاخیر بیندازیم.
هر کس در یک زمانی بیدار خواهد شد، ما باید تسلیم باشیم در برابر این اتفاق
چطور میتوانیم به دیگران کمک کنیم؟ با پیشرفت خودمان با رشد خودمان با گرفتن نتیجه توسط خودمان میتوانیم باعث پیشرفت دیگران شویم. اگر زمانی که نتیجه گرفتیم کسی ازمون پرسید چطور نتیجه گرفتی و عطش یادگیری اش را داشت بهش بگوییم و حتی اگر ما بهش نگوییم خداوند از بی نهایت دستش او را راهنمایی خواهد کرد که پیشرفت کند.
افرادی که فکر میکنن ما برای خدمت به خلق آفریده شده ایم هنوز درست و حسابی خدمت نکرده و بلا سرشان نیامده است که اینطور فکر میکنند و یا قوانین را درست درک نکرده اند.
کمک کردن ما به دیگران به خودمان کمک میکند و در زندگی آن فرد تاثیری ندارد به این معنا که ما نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی ببریم و نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت بدی و بدبختی ببریم.. نه سرنوشت هر کس توسط خودش رقم میخورد
این رو باور کنیم که همهی ما دسترسی بی انتهایی به نعمت های خداوند داریم
همهی ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم و از این خان نعمت بهرمند هستیم
امروز یک نفر داشت پیش من در مورد این موضوع صحبت میکرد که قرآن هر چی گفته رو باید قبول کرد حتی گفته ذبح شرعی باید انجام شود باید انجام شود اگر گفته رو به قبله نماز بخوانید باید انجام بدهیم چون خدا به هزار و یک دلیلی که ما نمیدانیم این حرف را زده و باید قبول کنیم
من اصلا درمورد این موضوعات با کسی صحبت نمیکنم جز در سایت و نظرم را گفتم که من این را قبول دارم که قران کتابی عظیم و بزرگ است اما در مورد سخنانی که بیان میشود ما باید در خود قرآن تحقیق کنیم که ببینیم خداوند چه گفته است و شاید خیلی از صحبتها را افراد برداشت اشتباه خودشان از قران را بیان کرده اند و اصلا این موضوع اصل در قران نبوده است. مثلا در مورد قبله گفتم اگر این موضوع اصل بود خداوند در قران نمیگفت که به محمد و پیروانش نمیگفت مسجد الحرام قبله خودتان بگیرید و بحث قبله برای اتحاد مسلمانان بوده و چیز خیلی اصلی در قرآن نیست و اگر مهم بود میگفت باید الا و بلا سر همان قبله کعبه بمانید. و گفتم خیلی از افراد از این مباحث سواستفاده کرده اند و یک چیزهایی رو به عنوان اصل بیان کرده اند که اصلا جز محکمات قرآن نیست. گفتم مثلا حجاب همینطور هست، گفتن زینت یعنی موی زن و باید در مقابل یک سری افراد آزاد باشد اما برای دیگران پوشانده شود درصورتی که در قرآن زینت به عنوان موی زن بیان نشده است. نمیخواستم طرف را هدایت کنم و میخواستم نظرم را بیان کنم و انقدر فقط گوش دهنده و سکوت کننده نباشم. سپس احساس کردم که نکنه من دارم دیگران را تلاش میکنم که تغییر دهم اما اینکه همه اش بخواهم بشنوم افراد چیزهای کاملا اشتباه را بیان میکنند کمی بهم فشار وارد کرد که چرا باید این سخنان بیهوده را بشنوم و همهاش من سکوت کنم و هیچی نگویم، اما بعد از اینکه نظرم را گفتم دیگه ادامهاش ندادم و دیگه اصلا پیاش را نگرفتم و اصلا نخواستم که ثابت کنم من درست میگویم و از این بابت از خودم راضی هستم که نظرم را بیان کردم و از بحث بیهوده هم جلوگیری کردم.
کلا این موضوع تغییر دادن دیگران یک جورایی پاشنه آشیل هست و من باید تلاش بکنم که هیچگونه تلاشی برای اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم نداشته باشم و تمرکزم روی خودم باشد. اما آدم وقتی اینطوری میخواهد عمل کند همهاش سعی میکند که سکوت کند، ولی این سکوت هم یک جایی به من فشار وارد میکند که چرا همواره باید در مقابل مطالب اشتباه دیگران سکوت کنم؟ چرا نظرم را بدون اینکه قصد تغییر دیگران را داشته باشم بیان نکنم؟ دیگران هر فکری میخواهند بکنند بکنند. من آنچه اعتقاد دارم و به آن عمل میکنم را گاهی بیان میکنم. البته در مورد آینده ام امروز خیلی صحبت کردم و گفتم ایمان دارم که موفقیتهای بیشتر و بیشتر را در زندگی ام کسب خواهم کرد و همانطور که توانسته ام درامد را چند برابر کنم و ورودی مالی بزرگ تری نسبت به قبل داشته باشم میتوانم این روند صعودی را داشته باشم و برایش قدم برمیدارم و حرکت میکنم. امیدوارم در عمل و نتیجه هم همینطور باشد. از خداوند کمک میخواهم که هر روز بیشتر از دیروز پیشرفت کنم و در این مسیر یاری ام نماید.
عاشقتونم.
به نام خدای مهربان و هدایتگر
روز سینزدهم روزشمارت تحول زندگی من
خداروشکر میکنم که به من این فرصت رو داده در این مسیر بمونم و این توان و اراده و قدرت رو داشته باشم که بتونم این آگاهی ها رو گوش بدم، در موردش بنویسم و آنچه درک کردم رو به عمل برسونم.
امروز کمی برای انجام روزشمار تحول زندگی من احساس میکردم کنترل ذهن سخت شده و توانش نیست و آگاهیها به عمل شاید نرسه ولی با خودم گفتم وقتی شرایط اینجوری میشه اگر بتونم ذهنم رو کنترل کنم پاداش میگیرم. من باید ادامه بدم اگر میخوام نتایجم متفاوت بشه. اگر در این شرایط بتونم خودم رو در مسیر نگهدارم کارم برای روزهای بعدی راحتتر میشه و میتونم عادت کنم به تمرین کردن و ردپا گذاشتن. خداروشکر یک خواب خیلی خوب و انرژی بخش هم بعد از اینکه قسمت به این قسمت گوش دادم که هدایت الله بود انجام دادم و الان ذهنم و بدنم پر انرژی تر و خیلی آماده تر هست برای اینکه بتونم در مورد این فایل بنویسم.
نکته اولی که استاد در این فایل بهش اشاره کرد این بود که دلیل اینکه پشت سر هم فایل قرار داده نمیشه این هست که من سعی میکنم هدایت بشم و یک حسی من رو بیاره برای صحبت کردن، گاهی میشه هر روز این اتفاق میافته گاهی میشه روزی دو بار این اتفاق میافته و گاهی میشه هم یک هفته یکبار یا دو هفته و یک ماه یک بار این اتفاق میافته و پوینت مثبت این موضوع این هست که در مورد تهیه فایلها من اجازه میدم هدایت بشم و حرفی رو میزنم که سوالات زیادی رو پاسخ میده و تاثیرگذاره و دلیل اینکه خیلی از افراد میگن استاد دقیقا من به این آگاهی که شما گذاشتی احتیاج داشتم و میخواستم پاسخ این سوالم داده بشه و این آگاهی که شما گذاشتی دقیقا پاسخی بود که منتظرش بودم این هست که اجازه میدم هدایت بشم و حسم در موردش بهم بگه که انجامش بدم. من این برداشت رو دارم که استاد سعی میکنه به الهاماتش گوش بده و از اونها استفاده میکنه برای آماده سازی فایلها و یکی از دلایلی که انقدر این فایلها تاثیر گذار هست توجه به الهامات هست.
نکته بعدی که استاد در این فایل بهش اشاره کرد این بود که یک دوستی متوجه شد که پسر برادر شوهرش در شرایط مالی محیطی و اقتصادی بدی هست و بیکار هست و گفت من بهش کمک میکنم و دستش رو میگیرم میارمش پیش خودم بهش امکانات میدم تا این بره در یک جایی شروع به کار کنه و موفق بشه و این اتفاق نمیافته. و بعد این دوست عزیز متوجه میشه اون فرد که اومده پیششون و میخواسته بهش کمک کنه هیچ تمرکزی روی هدفش نداشته و هیچ درسی نخونده و هیچ تلاشی نکرده و هیچ تمرکزی نگذاشته و به همین دلیل هم نتیجه ای نگرفته و بعد باهاش اینطور صحبت میکنه که یک فکری به حال خودت بکن تو اصلا وقت و انرژی و تمرکزی نگذاشتی که موفق نشدی و اون بنده خدا هم ناراحت میشه و تصمیم میگیره برگرده. نکته این داستان این هست که این دوست عزیزمون این تفکر رو داشت که میتونه «دست کسی که خودش نمیخواد تغییر کنه رو بگیره و کمکش کنه که تغییر کنه» و به همین دلیل هم این کار رو انجام داد و از این موضوع ضربه خورد.
چیزی که از این داستان متوجه شدم این هست که «وقتی فردی خودش نمیخواهد تغییر کند اگر ما بخواهیم تغییرش بدیم ضربه میخوریم» چرا؟ چون ما با کمک کردن به فردی که خودش نمیخواد تغییر کنیم هم داریم به خودمون ضربه میزنیم (از نظر روانی، مالی، روابط و .. داریم براش هزینه بی فایده میکنیم) و همچنین داریم به اون فرد ضربه میزنیم. چرا که میخوایم درد و رنج و عذاب رو از اون فرد بگیریم و براش نتیجهای لذت بخش براش ایجاد کنیم درحالی که «درد و رنج و عذاب» برای «بیدار شدن» اون فرد ضروری هست. مثل دردی که یک کرم در پیلهای که درست کرده میکشه که پیله رو پاره کنه و بتونه بیاد بیرون و این درد و رنج باز کردن پیله قویاش میکنه که بتونه تبدیل به یک پروانه زیبا و قوی و قابل پرواز کردن بشه. اگر این درد و رنج رو حذف کنیم و به عنوان مثال پیله رو خودمون برای پروانه باز کنیم اون پروانه زودتر میمیره و شاید هرگز به پرواز کردن هم نرسه چون اون توانایی بدنی لازم و .. درش ایجاد نشده. بنابراین ما با کمک کردن به افرادی که خودشون نمیخواهند تغییر کنند داریم به خودمون و به اونها ضربه میزنیم.
نکته بعدی که استاد در این فایل بهش اشاره کرد و چقدر مهم و ارزشمند هست این هست که «ما نه میتوانیم زندگی کسی را به سمت خوبی تغییر بدهیم و نه میتوانیم زندگی کسی را به سمت بدی تغییر بدهیم» یعنی اگر کسی در مسیر نادرست هست ما نمیتونیم به مسیر درست ببریمش و اگر کسی در مسیر درست هست ما نمیتونیم اون رو به مسیر نادرست ببریمش و در هر دو صورت عاجز هستیم از انجام این کار. این موضوع چقدر برای خود من مقاومت ایجاد کرده و من چقدر فکر میکنم که با کمک کردن به دیگران دارم به اونها کمک میکنم و دارم به اونها خیر میرسونم و دارم باعث بهبود زندگیشون میشم و این در حالی هست که من هرگز نمیتونم این کار رو انجام بدم و من هرگز نمیتوانم به کسی خوبی کنم و از اون طرفش اگر من به کسی کمک نکنم یا دستش رو نگیرم یا حتی اگر بخوام آگاهانه کسی رو بدبخت کنم هم نمیتوانم به اون فرد ضربه ای بزنم و بدی بکنم و جهان راهی برای این موضوع پیدا میکنه
نکته بعدی ای که این فایل داشت که بسیار مهم هست اینه که «ما با کمک کردن به دیگران داریم به خودمون کمک میکنیم نه به اونها و ما با بدی کردن به دیگران داریم به خودمون ضربه میزنیم نه به اونها»
نکته دیگه این هست که افرادی که میگن ما برای خدمت به خلق آفریده شده ایم و مگر انسان جز خدمت به خلق برای چیز دیگه آفریده شده این هست که این افراد یا خیلی خوب خدمت نکردن و خیلی خوب بلا سرشون نیومده با این کار یا اینکه این افراد قوانین جهان هستی رو درک نکردن و نمیدونن ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم تا وقتی خودش نخواهد
نکته دیگهای که این فایل براش داشت درک این موضوع بود که تا خودم نخواهم تغییر کنم، اتفاق جدیدی تو زندگیم نمیافته و کسی نمیتونه بیاد دست من رو بگیره و خوشبختم کنه. وقتی استاد داشت شرایط اون فرد رو میگفت که یک عالمه امکانات براش فراهم کردن ولی هیچ تغییری نکرد به این فکر کردم که محمدصادق عزیزم، اگر تو خودت نخواهی تغییر کنی واقعا هیچ کس دیگه هم نمیتونه تغییرت بده و اگر نمیخواهی درد و رنج سراغت بیاد خودت حرکت کن و تغییر کن قبل از اینکه مجبور بشی. خودت بخواه که تغییر کنی.. منتظر کسی نباش که بیاد تغییرت بده که اصلا امکان پذیر نیست. واقعا من خیلی مطالب رو میدونم که باید تو زندگیم اجراشون کنم ولی خودم نمیخوام تغییر کنم و اجراشون نمیکنم یعنی تا خودم نخواهم خبری از تغییر و نتایج جدید نیست.
مثال جالبی که استاد در رابطه با کمک کردن به دیگران گفت مثال بافهها و رستورانهای سلف سرویس هست که تو پول دادی و رفتی تو بافه و کلی غذا برای خودت برداشتی و نشستی داری میخوری و بعد یکی دیگه هم پول داده اومده تو بافه نشسته رو صندلی و داره تو رو نگاه میکنه با حسرت.. واقعا واکنشی که تو این مواقع داریم چی هست؟ بهش بگیم من نمیخوام بخورم بیا تو غذا من رو بخور؟!! نه میگیم آقا جون بلند شو برو از تو بافه هر چی دلت میخواد بردار هم ظرف هست و هم غذا هست و هم نوشیدنی هست همه چیز هست چرا من رو با حسرت نگاه میکنی حالت خوبه؟ برو بردار بخور دیگه پسر. ما هرگز در این شرایط نمیگیم خب من غذا نمیخورم تو بیا بخور.. نه میگیم برو بردار همه چی هست.
نکته مهم این فایل این هست که همهی ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم دسترسی داریم. اینطور نیست که یک سری افراد به خداوند نزدیک تر باشند و یک سری افراد از خداوند دور تر باشند. همه به یک اندازه دسترسی دارند بنابراین همه میتوانند از خداوند بخواهند که کمکشون کنه و هدایتشون کنه و زندگیشون رو تغییر بدهند و لازم نیست که فکر کنیم یک عده رو که خودشون نمیخواهند تغییر کنند رو ما باید دست کنیم و تغییرشون بدیم تا زندگیشون بهتر بشه و اگر این کار رو انجام بدیم به خودمون و به اونها ضربه زدیم.
اگر با این نیت به کسی کمک میکنیم که من دارم زندگی اون رو تغییر میدم و بهبود میدم داریم اشتباه فکر میکنیم و ضربهاش رو میخوریم.
نیت باید این باشه که اگر کمکی داریم میکنیم داریم به خودمون کمک میکنیم. اگر عشقی میورزیم داریم به خودمون کمک میکنیم و ما نمیتونیم زندگی دیگران رو تغییر بدیم به سمت خوبی یا بدی.
عاشقتونم. بهترینها رو براتون میخوام.