این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-11-08 10:37:442025-12-03 03:40:35همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اونم از زمانی شروع شد که باورای منفی یکی از نزدیک ترین آدمای زندگیم رو دیدم ، و دوست داشتم بهش بگم که داری اشتباه میکنی..شانسی وجود نداره..همش خودتی ..علت تموم ناخواسته های زندگیت خودتی!!
ولی چطوریشو نمیدونستم..قبلا خیلی کوتاه در حد یه جمله خواستم بهش بگم.ولی دیدم چون تو مدارش نیست درک نمیکنه.ینی اصلا باورش نمیشه که یه همچین قانونی هست!
آیه ای که خانم شایسته نوشتن،باعث شد باورمو قوی تر کنه که(ما انت علیهم بوکیل).
فهمیدم که من نیومدم تا دیگران رو تغییر بدم.من هستم واسه ساختن زندگی خودم!
همونطوری که خدای من وسط اون همه ناامیدی دستمو گرفت و هدایت کرد،دیگران رو هم هدایت میکنه.
چند روزی بود که این سوال واسم پیش اومده بود که یعنی چی همه ی آدما توی جای درستشون قرار دارن؟!
فهمیدم که هر فردی در هر لحظه همان جایی قرار داره که نتیجه ی باورهای خودشه.
و هیچ آدمی هم به جز خودش توانایی تغییرش رو نداره…
چقد گوش دادن دوباره ی این فایل کمکم کرد..نوشته های خانم شایسته هم که عالیه.همیشه بعد از گوش دادن فایلای سفرنامه توضیحات خانم شایسته و استاد و کامنتای بی نظیرتون رو میخونم..وچقققدر آگاهی اینجاست..خدااای من دوست دارم همش به خوندنشون ادامه بدم.
چقد لذت بخشه وقتی آدم به جواب سوالاش میرسه..وقتی تغییر باورهاشو حس میکنه..
نمیدونم چجوری باید از همه تشکر کنم!
اول از همه از خداممم که بهتررررررین پناهه..بهترین هدایت گره..بی نظییییرهههه.
امروز به دلایلی به جدایی فکر میکردم شب که داشتیم میرفتیم رستوران همسرم تو ماشین خودش بدون اینکه من چیزی بگم گفت عزیزم هفته بعد میخوام برم مشاوره مسائلمو باهاش مطرح کنم و این واسه من به این معنیه که خدا میخواد کمک کنه مدار ما یکی بشه و با هم بمونیم که همسرم داوطلبانه میخواد تغییر کنه .از رستوران ک اومدیم بیرون کفش پسرم از پاش افتاد بخاطر بارون داشتیم میدویدیم که خانمه از پشت سر چند بار داد زد کفش پسرتون افتاده و برگشتم کفششو برداشتم و گم نشد بعد نزدیک خونه دنده عقب گرفتیم خورد به یک ۲۰۶ وایسادیم اونم اومد پایین سپر جمع شده بود و گفت این از قبل بوده .نزدیک سه هفته س واسه مثبت شدن تلاش میکنم و خدا رو شکر تغییراتی دیدم و اینم نشونه های امشبم بود
در پناه الله یکتا سالم شاد ثروتمند و سعادتمند باشیم در دنیا و آخرت
استاد عزیزم دقیقا من تجربه همین اتفاق رو داشتم. زمانی که با قوانین آشنا شدم سعی داشتم اون رو به اطرافیانم یاد بدم و زندگیشون رو تغییر بدم دلم میخاس اوناهم متوجه بشن قانون فرکانس و ارتعاش رو تا بتونن زندگیشون رو تغییر بدن ولی هیچ فایده ای نداشت حتی اونا میخاستن من رو از مسیر منحرف کنن چون مدام میگفتن پس کو جذبت پس چرا اتفاقی نمیفته اگه این چیزا راسته باید بتونی یه شبه پولدار شی باید یه اتفاق خیلی بزرگ رو جذب کنی و خلاصه آخر سرهم کلی طلبکار شدن که کو؟ پس چرا نتیجه نگرفتیم؟ چرا فلان نشد چرا بیسار نشد. اونجا بود که فهمیدم اصلا نباید به کسی بگم از قانون. چون نه تنها هیچ فایده ای براشون نداره بلکه انرژی خودم هم از بین میره. وقتم هدر میشه و کلی از مسیر دور میشم. این تجربه من بود که دوس داشتم باهاتون در میون بزارم.
گل گفتید چه روزهایی از عمر گرانبهای خودم را صرف کردم تا به دیگری کمک کنم و از خودم غافل شدم. باشد که بتوانم جبران کرده و با خوشبخت و شاد زندگی کردن الگوی راه دوستان باشم. سپاس
استاد از این فایلتان هم مثل دیگر فایلها لذت بردم عالی بود
حرفایی ک راجع ب کمک ب دیگران مطرح شد بله خب منطقیه ک اینطور باشه،با اینکه الان در خودآگاه اینو میپذیرم اما دوباره ی حرفایی از درونم میشنوم
استاد ی چند وقت پیش ک فایل گذاشتین و داشتین خلبانی میکردین من خیلی ب وجد اومده بودم ب مادرم ک فایل رو نشون دادم و خیلی راجع ب شما و دستاورداتون تو زندگی و اینکه از کجا ب کجا رسیدین با مامانم صحبت میکنم بعد دیدن اون فیلم گفتم مامان استاد عباسمنش الگومه و منم میخوام ی همچین دستاوردایی تو زندگی داشته باشم و ج مامانم این بود ک اون مرده و تو ی دختری و هیچ وقت خودتو با ی مرد مقایسه نکن و حرفش اینو رسوند ک من از خودم انتظار بی خودی دارم ک میخوام مثل ی مرد تو زندگی عمل کنم و نتیجه بگیرم
حالا استاد شما ک میگین همه ب یک اندازه ب خدا دسترسی داریم ولی خب استاد تصور کنین تو ی شهرستان کوچیک و بسته ی دختر ۱۵ یا ۱۶ ساله شوهرش میدن و میره سر خونه زندگیش و زندگیشم وفق مرادش نیست (ک ی تعداد خیلی بالایی رو هم ب زور شوهر میدن در حالی ک دختر خودش میخواد درس بخونه ولی خانوادش نمیزارن و میگن پول اضافی نداریم واسه یکی دیگه منظور شوهر آینده،زن با سواد پرورش بدیم)حالا این دختر چطوری واقعا بخواد برای خودش زندگی خلق کنه در حالی ک مرد بالا سرشه شوهر بالا سرشه و باید حتی برای رفتن ب خونه پدرشم برای چند ساعت از شوهر اجازه بگیره از طرفی هم پدری داره ک شدیدا اصرار میکنه ک باید ب حرف شوهر گوش کنه چون اگه شوهرش ولش کنه حاضر نیست نون خورشو برگردونه(یعنی میشه همون دخترش)
حالا استاد با این وضع این دختر بدبخت چطوری واسه خودش زندگی خلق کنه؟؟
خدا دخترا رو توی شرایطی خلق کرده ک زیر دسته مرد باشه مگه اینکه نخواد ازدواج کنه ک اون موقع هم باید ی حامی تو زندگیش داشته باشه پدری برادری
اینطور نیست ک سهم دختر و پسر از این خوان رحمت الهی یکی باشه همون طور ک آفرینششون فرق داره حتی این تفاوت رو خدا تو سهم ارث پدری هم گذاشته
وقتی من این شیوه های زندگی رو میبینم ک تو روستاها هم خیلی زیاده خب سخت میشه باور این موضوع ک همه ب یک اندازه سهم داریم،
خدا خودش مگه جای جای قرآن نگفته مرد از زن برتره و زن رو برای مرد خلق کرده،
زن رو ی طوری نیازمند حامی آفریده
ولی برای آقایون بله ی پسر ی مرد خیلی راحت میتونه زندگی خودش دقیقا اون طور ک بخواد خلق کنه فرقی هم نمیکنه ک تو شهر باشه یا روستا
سلام….شاید این فایلا من بتونم خیلی خوب درک کنم چون سالیان متمادی کسانی همسفر زندگی من بودند ک خودم را به درو دیوار زدم تا تغییرات دهم همیشه به در بسته برخوردم ولی حالا دیگر نه….حالا دست از تلاش بیخودی برداشته ام….به خاطر خود خود خودم…خیلی خوشحالم….استاد حرفهای شما لحن شما..همه مثل مشعلی در ظلمات تاریکی هستند چون حرفهایتان بوی خدا میدهد…دوست دارم برای همه ……که بیدار شوند و زندگی کنند
وای خدای من خیییلی خوشبختم که اینجام..
تویی که داری به تموم سوالای ذهنم پاسخ میدی..
چند روزی هست دارم به این مساله فکر میکنم!!!
اونم از زمانی شروع شد که باورای منفی یکی از نزدیک ترین آدمای زندگیم رو دیدم ، و دوست داشتم بهش بگم که داری اشتباه میکنی..شانسی وجود نداره..همش خودتی ..علت تموم ناخواسته های زندگیت خودتی!!
ولی چطوریشو نمیدونستم..قبلا خیلی کوتاه در حد یه جمله خواستم بهش بگم.ولی دیدم چون تو مدارش نیست درک نمیکنه.ینی اصلا باورش نمیشه که یه همچین قانونی هست!
آیه ای که خانم شایسته نوشتن،باعث شد باورمو قوی تر کنه که(ما انت علیهم بوکیل).
فهمیدم که من نیومدم تا دیگران رو تغییر بدم.من هستم واسه ساختن زندگی خودم!
همونطوری که خدای من وسط اون همه ناامیدی دستمو گرفت و هدایت کرد،دیگران رو هم هدایت میکنه.
چند روزی بود که این سوال واسم پیش اومده بود که یعنی چی همه ی آدما توی جای درستشون قرار دارن؟!
فهمیدم که هر فردی در هر لحظه همان جایی قرار داره که نتیجه ی باورهای خودشه.
و هیچ آدمی هم به جز خودش توانایی تغییرش رو نداره…
چقد گوش دادن دوباره ی این فایل کمکم کرد..نوشته های خانم شایسته هم که عالیه.همیشه بعد از گوش دادن فایلای سفرنامه توضیحات خانم شایسته و استاد و کامنتای بی نظیرتون رو میخونم..وچقققدر آگاهی اینجاست..خدااای من دوست دارم همش به خوندنشون ادامه بدم.
چقد لذت بخشه وقتی آدم به جواب سوالاش میرسه..وقتی تغییر باورهاشو حس میکنه..
نمیدونم چجوری باید از همه تشکر کنم!
اول از همه از خداممم که بهتررررررین پناهه..بهترین هدایت گره..بی نظییییرهههه.
بعدم از استاد خوبم
خانم شایسته ی عزیزم
و کامنتای عالی شما دوستای گلم..
دم همتون گرم
بنام خداوند بخشنده و مهربان و با سلام به استادعزیز و دوستان عزیز
بسیار زیبا و کارآمد به نظر میاد که ابتدا باید روی خودمون کار کنیم و نتیجه بگیریم و این خود به خود به دیگران کمک میکند که داستان چیست ؟
جهان به باورهای ما پاسخ میدهد و دیگران مجذوب این پاسخ ها میشوند و به این ترتیب دنبال چگونگی این موفقیت ما پیگیر میشوند و اونها هم موفق میشوند .
امروز به دلایلی به جدایی فکر میکردم شب که داشتیم میرفتیم رستوران همسرم تو ماشین خودش بدون اینکه من چیزی بگم گفت عزیزم هفته بعد میخوام برم مشاوره مسائلمو باهاش مطرح کنم و این واسه من به این معنیه که خدا میخواد کمک کنه مدار ما یکی بشه و با هم بمونیم که همسرم داوطلبانه میخواد تغییر کنه .از رستوران ک اومدیم بیرون کفش پسرم از پاش افتاد بخاطر بارون داشتیم میدویدیم که خانمه از پشت سر چند بار داد زد کفش پسرتون افتاده و برگشتم کفششو برداشتم و گم نشد بعد نزدیک خونه دنده عقب گرفتیم خورد به یک ۲۰۶ وایسادیم اونم اومد پایین سپر جمع شده بود و گفت این از قبل بوده .نزدیک سه هفته س واسه مثبت شدن تلاش میکنم و خدا رو شکر تغییراتی دیدم و اینم نشونه های امشبم بود
در پناه الله یکتا سالم شاد ثروتمند و سعادتمند باشیم در دنیا و آخرت
به نام خدای بی همتا
استاد عزیزم دقیقا من تجربه همین اتفاق رو داشتم. زمانی که با قوانین آشنا شدم سعی داشتم اون رو به اطرافیانم یاد بدم و زندگیشون رو تغییر بدم دلم میخاس اوناهم متوجه بشن قانون فرکانس و ارتعاش رو تا بتونن زندگیشون رو تغییر بدن ولی هیچ فایده ای نداشت حتی اونا میخاستن من رو از مسیر منحرف کنن چون مدام میگفتن پس کو جذبت پس چرا اتفاقی نمیفته اگه این چیزا راسته باید بتونی یه شبه پولدار شی باید یه اتفاق خیلی بزرگ رو جذب کنی و خلاصه آخر سرهم کلی طلبکار شدن که کو؟ پس چرا نتیجه نگرفتیم؟ چرا فلان نشد چرا بیسار نشد. اونجا بود که فهمیدم اصلا نباید به کسی بگم از قانون. چون نه تنها هیچ فایده ای براشون نداره بلکه انرژی خودم هم از بین میره. وقتم هدر میشه و کلی از مسیر دور میشم. این تجربه من بود که دوس داشتم باهاتون در میون بزارم.
در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشین
به نام یگانه بی همتا
سلام عزیزان
روز سیزدهم سفرنامه
گل گفتید چه روزهایی از عمر گرانبهای خودم را صرف کردم تا به دیگری کمک کنم و از خودم غافل شدم. باشد که بتوانم جبران کرده و با خوشبخت و شاد زندگی کردن الگوی راه دوستان باشم. سپاس
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد نازنینم سید حسین عباسمنش
استاد از این فایلتان هم مثل دیگر فایلها لذت بردم عالی بود
حرفایی ک راجع ب کمک ب دیگران مطرح شد بله خب منطقیه ک اینطور باشه،با اینکه الان در خودآگاه اینو میپذیرم اما دوباره ی حرفایی از درونم میشنوم
استاد ی چند وقت پیش ک فایل گذاشتین و داشتین خلبانی میکردین من خیلی ب وجد اومده بودم ب مادرم ک فایل رو نشون دادم و خیلی راجع ب شما و دستاورداتون تو زندگی و اینکه از کجا ب کجا رسیدین با مامانم صحبت میکنم بعد دیدن اون فیلم گفتم مامان استاد عباسمنش الگومه و منم میخوام ی همچین دستاوردایی تو زندگی داشته باشم و ج مامانم این بود ک اون مرده و تو ی دختری و هیچ وقت خودتو با ی مرد مقایسه نکن و حرفش اینو رسوند ک من از خودم انتظار بی خودی دارم ک میخوام مثل ی مرد تو زندگی عمل کنم و نتیجه بگیرم
حالا استاد شما ک میگین همه ب یک اندازه ب خدا دسترسی داریم ولی خب استاد تصور کنین تو ی شهرستان کوچیک و بسته ی دختر ۱۵ یا ۱۶ ساله شوهرش میدن و میره سر خونه زندگیش و زندگیشم وفق مرادش نیست (ک ی تعداد خیلی بالایی رو هم ب زور شوهر میدن در حالی ک دختر خودش میخواد درس بخونه ولی خانوادش نمیزارن و میگن پول اضافی نداریم واسه یکی دیگه منظور شوهر آینده،زن با سواد پرورش بدیم)حالا این دختر چطوری واقعا بخواد برای خودش زندگی خلق کنه در حالی ک مرد بالا سرشه شوهر بالا سرشه و باید حتی برای رفتن ب خونه پدرشم برای چند ساعت از شوهر اجازه بگیره از طرفی هم پدری داره ک شدیدا اصرار میکنه ک باید ب حرف شوهر گوش کنه چون اگه شوهرش ولش کنه حاضر نیست نون خورشو برگردونه(یعنی میشه همون دخترش)
حالا استاد با این وضع این دختر بدبخت چطوری واسه خودش زندگی خلق کنه؟؟
خدا دخترا رو توی شرایطی خلق کرده ک زیر دسته مرد باشه مگه اینکه نخواد ازدواج کنه ک اون موقع هم باید ی حامی تو زندگیش داشته باشه پدری برادری
اینطور نیست ک سهم دختر و پسر از این خوان رحمت الهی یکی باشه همون طور ک آفرینششون فرق داره حتی این تفاوت رو خدا تو سهم ارث پدری هم گذاشته
وقتی من این شیوه های زندگی رو میبینم ک تو روستاها هم خیلی زیاده خب سخت میشه باور این موضوع ک همه ب یک اندازه سهم داریم،
خدا خودش مگه جای جای قرآن نگفته مرد از زن برتره و زن رو برای مرد خلق کرده،
زن رو ی طوری نیازمند حامی آفریده
ولی برای آقایون بله ی پسر ی مرد خیلی راحت میتونه زندگی خودش دقیقا اون طور ک بخواد خلق کنه فرقی هم نمیکنه ک تو شهر باشه یا روستا
تشکر فراوان و ارادتمند استاد گلم
سلام استاد عزیز و بزرگوار
اگه کمک کردن بدون ربا باشه خدا سریع داداشش و میده..اگه ریا باشه پاداش ندارم که هیچ و…..
با عرض سلام و احترام ..از وقتی که با شما دوستان گرامی آشنا شدم زندگیم تغییر کرده و از زندگی لذت میبرم ….خدایا شکرت
سلام….شاید این فایلا من بتونم خیلی خوب درک کنم چون سالیان متمادی کسانی همسفر زندگی من بودند ک خودم را به درو دیوار زدم تا تغییرات دهم همیشه به در بسته برخوردم ولی حالا دیگر نه….حالا دست از تلاش بیخودی برداشته ام….به خاطر خود خود خودم…خیلی خوشحالم….استاد حرفهای شما لحن شما..همه مثل مشعلی در ظلمات تاریکی هستند چون حرفهایتان بوی خدا میدهد…دوست دارم برای همه ……که بیدار شوند و زندگی کنند
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی ،
سلام خیلی خوشحالم که الان و این لحظه روی این فرکانس قرار دارم ، که همچین مطالبی و میخونم و به صدای استاد گوش میدم ،
خدا رو بابت تمام لحظاتم شاکرم