همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1510 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    کسی که در مدار موفقیت نیست و خودش نمی خواهد موفق شود و حرکت کند ما و کل دنیا هم نمی توانیم به هیچ وجه کاری برای او انجام دهیم این موضوع در فرهنگ ما بسیار رایج است که ما زندگی خود را نابود کرده برای اینکه فکر می کنیم می توانیم به سایرین کمک کنیم.

    باید بپذیریم که نمی توانیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی یا بدی هدایت کنیم و نه قدرت ان را داریم تنها می توانیم زندگی خود را تغییر دهیم ما باید به حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران دست یابیم تا بتوانیم از زندگی لذت ببریم و خوشبختی را تجربه کنیم.

    ما نمی توانیم زندگی هیچ کسی را تغییر دهیم اگر شخصی خودش بخواهد ما چه بخواهیم چه نخواهیم نمی توانیم جلوی او را بگیریم اگر کسی بخواهد تغییر و پیشرفت کند و ثروتمند و موفق شود اگر ما به فرض نخواهیم او پیشرفت کند باز هم نمی توانیم کاری کنیم هر دو حالت همین گونه است بسیاری از مواقع افراد انرژی خود را بر روی دیگران می گذارند به این دلیل که فکر می کنند به آن ها کمک می کنند در صورتی که هم خود و هم دیگران را از هدف خود دور می کنند شاید این جمله خودخواهانه به نظر برسد اما حقیقت محض و قانون است

    قانون جهان را به درستی درک کنیم:

    تک تک ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم افرادی که خودشان به خودشان ظلم می کنند از نعمت ها محروم می شوند اگر خودشان بیدار شوند به تمام نعمت ها دسترسی داشته ولی اگر بیدار نشوند اگر ما به آن ها نعمت دهیم برخلاف قانون عمل کرده و به خود و آنها ضربه زده ایم .

    زمانی هر رنجی مانند درد غم گرسنگی و تشنگی در به دری و بیچارگی بی خانگی و …..برای بیداری افراد نیاز است و باید این مرحله طی شود اگر بخواهیم به آنها کمک کنیم باعث مردن انها خواهیم شد باید خودشان تلاش و حرکت کنند

    با توجه به قانون ما چگونه باید به افراد کمک کنیم؟

    پاسخ همواره این خواهد بود با پیشرفت رشد موفقیت و الگو سازی از خودمان می توانیم به دیگران کمک کنیم

    چه زمانی می توان ایمان افراد را به خداوند بیشتر کرد؟

    زمانی که خودمان نتیجه گرفته باشیم اگر انسان بدبخت و بیچاره ای باشیم نمی توانیم ایمانی در دیگران ایجاد کنیم

    کمک های ما به دیگران کمک کردن به خودمان است و ما به دیگران هیچ کمکی نمی کنیم

    اگر قوانین جهان و مدارها را به درستی فهمیده و خداوند عظمت مهربانی و بخشندگی او را به خوبی درک کنیم بسیار راحت شاد و طبیعی زندگی خواهیم کرد طبیعی به این معنا که زندگی سالم شاد پر از نعمت ثروت زیبایی آرامش روابط زیبا روحیه ی خوب عشق یکتاپزستی خوشبختی سعادت و نعمت. انسان باید به این شکل زندگی کند طبیعی این است که زندگی ما اینگونه باشد.

    هر چیزی غیر از این یعنی غیر طبیعی اگر قوانین جهان هستی را درک نکنیم زندگی ما غیر طبیعی خواهد شد رنج ها غم ها مشکلات خواهند آمد اما مشکلات می آیند برای اینکه ما قوانین را به خوبی درک کنیم برخی زودتر و برخی دیرتر خواهند فهمید اما هر کسی در زمان خودش خواهد فهمید ما نمی توانیم زمان فهمیدن هیچ کسی را زودتر یا دیرتر کنیم ما باید در مقابل تغییر دیگران تسلیم باشیم باید به این درک برسیم

    اجازه دهیم دیگران راه خود را پیدا کنند

    اگر می خواهیم به دیگران کمک کنیم مصداق کسی باشیم که به خوشبختی و سعادت و موفقیت رسیده و دیگران از ما سوال می پرسند و اگر عطش یادگیری را داشت برای او وقت گذاشته و به او بگوییم اگر برای او زمان نگذاریم خداوند از بی نهایت طریق به او پاسخ خواهد داد ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم بی نهایت به نعمت های خداوند متصل و دسترسی داریم اگر باور کنیم آسوده و تسلیم پروردگار باشیم اگر توکل کنیم و ایمان داشته باشیم آنها را دریافت خواهیم کرد به قدری راحت نعمت ها را دریافت خواهیم کرد که اصلا برای ما عادی است و انگار نه انگار معجزه ای رخ داده است .

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1712 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام ،

    روز 13 سفر

    خداروشکر برای این روز عالی ، این هوایی که تجربه کردم ، صدای پرنده ها و احساس عالی ام ،

    خداروشکر میکنم که این روز رو هم به این سفر متعهد بودم و شاهد تغییرات هستم و لذتهای بیشتری رو دارم تجربه میکنم .

    این فایل یک یاد اور عالی بود واسم ، هرچند که من بعد از شنیدن این فایل اگاهی هاش اکثرا تی ذهنم هست و در این مدت خیلی کم سعی کردم تا کسی رو تغییر بدم ولی خدایی خیلی وقتا هم یادم رفته و بعد از کلی که از وقت و انرژی ام کم شده هیچ نتیجه ای هم حاصل شده و بعدش دقیقا یاد همین فایل افتادم .

    و با خودم گفتم خدای من چقدر استاد دقیق گفتن این اتفاق چند بار رخ داده ،

    دقیقا بعدش یاد همین فایل و گفته ی شما افتادم و همین رو گفتم ،

    ولی از یجا به بعد که تعهدم روی فایلها بیشتر میشه دیگه اصلا هیچ کاری نمیکنم که بعدش دوباره بخوام بعد از اتلاف وقت برسم به همین نتیجه ،

    چون که واقعا این یک موضوعی است که خیلی زود فراموش میشه که ما با افکار خودمون دنیای خودمون رو میسازیم و هممون به یک اندازه به نعمتها دسترسی داریم ، این موضوع رو مدام باید یاد اوری کرد که به نظر من تنها راهه یاد اوری اش تعهد روزانه به تمارین استاد هست ، باید هر روز به فایلهای استاد گوش داد و این سایت سر زد تا همیشه در تمرین ها باشیم مثل باشگاهه باید هر روز اینجا باشیم تا همیشه بدن اماده ای داشته باشیم ،

    واقعا از مریم خانم عزیز بابت طراحی این سفر سپاسگزاری میکنم ،

    علت اینکه دوباره بعد از مدتها شروع کردم به انجام این دوره این بود که دیدم فصل 6 اش جدیدا اومد روی سایت ،

    توشرایط خاصی از زندگیم هستم ، گفتم به یاد دو سال پیش که کلی اتفاق عالی افتاد مجدد بیام شروع کنم ،

    واقعا تا همین اوایل اش کلی حال بهتر رو دارم تجربه میکنم ، دیروز هم یه نشونه ی عالی واسم رخ داد .

    خداروشکر میکنم برای این همه اتفاق عالی که دارم تجربه میکنم .

    از استاد عزیزم برای این فایل عالی و این اگاهی ها بسیار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1107 روز

    سلام خدمت همه‌ی دوستان هم فرکانسی :)

    ردپای من از روز سیزدهم سفرنامه

    همه به من میگن تو بی اندازه خودخواهی؛ ولی اگر این روش زندگی من اسمش خودخواهیه، من به اینکه خودخواهم میبالم.

    من بی نهایت خرسندم که تمام تمام زمانم رو صرف کار کردن روی خودم و مهارت هام می‌کنم.

    من بسیار خوشحالم که هر روز برای خودم برنامه دارم و قدمی کوچک برای رسیدن به خواسته هام برمیدارم.

    من بسیاااار حالم خوبه که انقدر سرم تو کار خودمه.

    همه‌ی اون کارهایی رو انجام میدم که بهش علاقه دارن.

    همه‌ی همه‌ی توجه و تمرکزم فقط و فقط روی خودمه.

    من بی نهایت خوشحالم که کوچکترین زمان رو صرف دیگران نمی‌کنم. نه میدونم چیکار می‌کنن، و نه میخوام بدونم.

    من به افراد کمک می‌کنم ولی نه جوری که از خودم بزنم تا بتونم به اونها کمک کنم. من به افراد کمک می‌کنم ولی ابدا فکر نمی‌کنم اگر یک روزی نتونستم کمک کنم بی ارزش میشم. من برای حال خوب خودم به دیگران کمک می‌کنم. و هروقت هم که نتونستم یا نخواستم، به راحتی دست می‌کشم.

    جامعه همیشه به ما یاد داده فداکاری = انسانیت

    ولی هیچوقت به این توجه نکرده که خیلی از آدم ها با فداکاری خودشون رو خراب کردن. خیلی از آدم ها از اینکه نتونن کمک کنن احساس گناه کردن. فکر کردن بویی از انسانیت نبردن و خداوند اونها رو نمیبخشه.

    درحالی که اینطور نیست. کمک کردن خیلی هم خوبه درحالی که اولویت اولمون خودمون باشیم.

    اگر کسی روی مدار رشد و پیشرفت باشه، چه ما باشیم چه نباشیم از هزاران دست خداوند پیشرفتش رو خواهد کرد. و اما اگر روی مدار رشد نباشه، هرچقدر هم که من و همه‌ی دنیا تلاش کنن بهش کمک کنن هیچ اتفاقی نمیفته.

    ما تنها زمانی میتونیم به دیگران کمک کنیم که اول از همه خودمون رو ساخته باشیم.

    اگر هرکس یاد بگیره که فقط روی خودش تمرکز کنه، جهان جای بسیار بسیار بهتری خواهد بود.

    خدایا شکرت.. شکرت که هر روز داریم خوشبختی و عشق و برکت و سلامتی و زندگی رو تجربه می‌کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    رضیه زارع خورمیزی گفته:
    مدت عضویت: 606 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ودوستان هم فرکانسی ام

    سفرنامه روز سیزدهم

    اینکه فکر کنیم می‌توانیم دیگران حتی همسر و فرزندان خود را تغییر دهیم توهمی بیش نیست فقط با اینکار خودمان را آزار می‌دهیم هر انسانی به یک اندازه به نعمت های خداوند دسترسی دارد آنکه دریافت نمی‌کند به خاطر ظرف ذهنی که دارد باران همواره داره میباره و همه می توانند از آب باران استفاده کنند هر کسی اندازه ظرفی که میبره میتونه آب جمع کنه وقتی میگیم هرکسی خالق زندگی خودشه یعنی نمی‌توانیم زندگی کسی را براش خلق کنیم چون هر کسی داره باورهای خودش را زندگی میکنه تا خودش هم نخواد نمیتونه شرایطش را عوض کنه ما فقط میتونیم شرایط خودمان را تغییر دهیم و الگو برای خانواده و دیگران باشیم

    سپاسگزارم از استاد عزیز که هرروز به نوعی پاسخ سوالاتی که در ذهن ماست را می‌دهند و این همان هدایت خدواند رحمان هستش

    سپاس از خانم شایسته عزیز که این سفر را شروع کردند تاآگاهی هایی را از سوی خداوند دریافت کنیم چراکه خداوند عاشق پیشرفت ماست.

    سپاس ازدوستانی که دراین سفرهستند باخواندن کامنت هاشون لذت می‌بریم.

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1145 روز

    استاد بارها این موضوع امورش دادین اما ما تا تجربه نکنیم درس نمیگیریم من خودم قبلا هم این صحبتها را شنیده بودم اما همش تلاش مبکردم بقیه را در راه درست هدایت کنم

    یادمه چقدر سر تفسیر قران و… بحث میکردم چقدر سر هدایت به مثبتها بحث میکردم

    اما الان یادگرفتم فقط توجه نکنم

    همسرم نزدیکترین فرد به من کلا در این فرکانس ها نیست چند بار بهش گفتم اما هیج تاثیری نداشت

    الانم کاری به کارش ندارم بااینکه وقتی فرکانساش بده روی منم تاثیر میزاره مثلا ماشینش خراب میشه تاثیرش برای منم هست اما من اعراض میکنم و جدیدا انقدر خوب شدم که حتی نمیپرسم

    چند وقت پیش اومد گفت ماشین خراب شده من شنیدم اما چیزی نگفتم کفت شنیدی گفتم اره ولی براش مهم نیست در موردش نمبخواد صحبت کنی

    چون میدونم فرکانس های خودشه و وقتی در موردش صحبت میکنه منم منفی میشم

    یا اوایل هر شخصی تو خیابون میدید میکفت معتاده دزده بده و… یکبار بهش کفتم برای من تعریف نکن بزار تو ذهن خودت باشه و تمام از اون موقع حداقل من فرکانسم منفی نمیشه

    و چون دید منفی داره من نمیتونم کاری کنم

    و انقدر خوب شدم الان میفهمم منفی ها چطور بودن مثلا امروز داخل باشکاه داشتن حرفای منفی از دزدی و… میزدن من توجهم برداشتم توی ذهنم داشتم میکفتم ببین همین حرفا رو هم تو هم میزدی ببین چقدر منفی شدی بهشون توجه نکن در بحثشون شریک نشو سریع لباس پوشیدم اومدم بیرون،

    خداروشکر دارم روزبروز بهتر میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سارا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 584 روز

    سلام و درود به همه دوستان خوبم

    همه‌ ما به یک اندازه به نعمت های خداوند دسترسی داریم .

    درک این موضوع با مثال خوبتون استاد عزیزم در مورد رستوران سلف سرویس واقعا عالی بود .

    در حال حاضر خانواده ام مادرم و برادرم واقعا تو شرایطی هستند که این نعمت ها رو دارند ولی استفاده نمیکنند ازش و با غم و غصه نارحتی زندگیشون سپری میشه همه اینها رو من می بینم و سعی و تلاشم اینه واکنش نشون ندم و اعراض کنم اگر بخوام من به اونها بگم و راه درست رو نشون بدم فایده ای نداره نه که نگفته باشم سعی مو کردم چن بار ولی اونها توی باورهای غلط خودشون هستند و اصلا قبول نمیکنند .

    مادر من با باورهای گذشته مذهبی قوی که داره همش در غم و اندوه و حرص و جوش خواهر و برادرمو بخوره هست انگار خدای اوناهست که از شکم خودش بزنه به اون ها بده .

    خواهر و برادرم از من 8 و7 بزرگترن ولی مادرم از بچگی طوری اونارو بزرگ کرده طوری که اونها فکر میکنن تمام مسئولیت زندگیشون به عهده مادرمونه .

    ولی انگار یه چیزی از بچگی درون من با بقیه فرق داشت من از سن 8 سالگی کار میکردم و اولین حقوقمو تو این سن گرفتم من تابستونها کار میکردم تا دفتر و وسایل مدرسمو خودم بخرم هیچ وقت دوست نداشتم که بار سنگینی روی دوش مادرم بزارم

    و وقتی بزرگتر شدم از یه جایی ک خودم مسئولیت کامل زندگیمو به عهده گرفتم و با قوانین خدا از طریق فایل های شما اشنا شدم ،

    دیه هیچ وقت یک ریال هم توقع از هیچ کسی نداشتم من برای زندگی خوب و عالی خودم تلاش کردم و رها کردم هر وابستگی به هر چیزی و هر کسی

    و الان به لطف خداوند زندگیم طوریه که خدا فقط روزی رسونه منه .

    مادرم هنوز با گذشت سالها طرز فکرش اینه باید این پولی ک دارم رو بدم به بقیه اولش به خواهر بزرگترم میداد ولی با ناسپاسی و توقع زیادیه خواهرم ،

    که مادرم واقعا در این مورد ناراحت شد تصمیم گرفت دیگه بهش کمک نکنه چون خود مادرم فهمید که اشتباه کرده و در اصل ب اون کمک نمیکرده٫

    خلاصه چند هفته پیش فهمیدم که پولی که هر ماه به خواهرم میداد الان داره به یک افراد دیگه از فامیل میده من دخالتی در این موضوع نمیکنم

    ولی یکبار بهش گفتم چرا خودت غذای خوب نمیخوری لباس خوب نمیخری نمیگردی و در صورتی این حقوق بازنشستگیته

    فقط ازین دارو ضد افسردگی میخری و میخوری و میخابی چرا اینو برای شادی و لذتت استفاده نمیکنی

    ولی حرفای من فایده نداره واقعا کاری در این مورد من نمیتونم

    مادرم خودش نمیخاد و منم نمیتونم تغییرش بدم .

    مادرم در مورد برادرم همینطور با خوبی بیش از حد و نگرانی که در موردش داره ،

    برادرم به بدترین شکل ممکن جوابشو میده و باز با اون هم قط ارتباط کرده چون واقعا جوی درست شده بود

    هر روز دعوا بود و با تمام نگرانی و تحت کنترل گرفتن برادرم ولی الان برادرم معتاد شده و این مادرمو بدتر اذیت میکنه .

    چون من با مادرم توی خونه زندگی میکنیم گاهی حال مادرم منو هم تحت تاثیر قرار میده ،

    واقعا نمیدونم گاهی چیکارکنم .دارم با تمام وجودم قوانین رو مرور میکنم و به دنبال ارامش درونی میگردم .

    تا فاصله بگیرم .

    از خدا میخام کمک کنه بهش و با این فایل فهمیدم من هیچ کاری جز روی خودم کار کنم ندارم

    و من فقط مسئول زندگی خودمم.

    خودخواهی نیست اگر من نگران مادرم نشم ک اصلا نمیخاد تغییر کنه

    اگر نگران بشم غصه بخورم منم هم وارد مدار اون میشم ک میخام از دلسوزی کمکش کنم و منم زندگی ک میتونم با شادی بگذرونم رو نابود میکنم .

    خداروشکر میکنم که این هدایت رو کرد این فایل رو بشنوم و راه درست رو انتخاب کنم .

    ممنونم از تون استاد و مریم جان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز سیزدهم از فصل اول

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم و خانم مریم شایسته نازنینم و دوستان هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم :

    خدایا شکرت بابت سلامتی امروزم‌

    خدایا شکرت بابت حال و احساس عالی امروزم

    خدایا شکرت ک امروز هم یک فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت اون همه برفی ک به شهر قشنگمون امروز بارید و اکثر ایران برف باریده ببین در عرض چن ساعت همه جا رو سفید پوش کرد خدای فراوانی ها اینا نشانه نعمت و فراوانیه خداونده اینا نشانه هستند تا نعمت های خداوند رو ببینیم و تایید کنیم ک بی انتهاست

    خدایا شکرت که 140 تومن امروز پول دریافت کردم بابت اینکه 7بسته پودر زعفران خواهرم فروخته بود

    امروز روز جمعه بود و کلی برف باریده بود ولی من پول دریافت کردم فروش داشتم پس عوامل بیرونی هیج ربطی نداره به کسب درآمد ک بگم برف باریده مشتری کجا بود بیاد و یا روز جمعه هست تعطیله پس با ذهنم نبندم راه ورود نعمت رو به زندگیم با قدرت دادن به عوامل بیرونی

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت ک خواهرم اومد خونمون و کلی خوش گذشت برام ناهار هم آورده بود

    خدایا شکرت ک دوستم برام شکلات خوشمزه خرید و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه ی لحظه میرم حیاط هوا سرده میام داخل خونه که گرمه خدایا شکرت بابت خونه ی گرممون و سقف بالا سرمون

    حالا بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:

    همه ما به یک اندازه به نعمت های خداوند دسترسی داریم

    همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیکیم

    همه ما از یک نوع سیستم عصبی استفاده می‌کنیم

    ما توانایی تغییر هیچ کسی رو نداریم

    باید ناتوانایی خود را در تغییر دیگران بپذیریم

    هر کس هر جایی هست جای درست خودشه

    چون ما با باورهامون خالق زندگیمون هستیم

    کسی که خودش نمیخواد تغییر کنه خودش نمیخواد مدارش عوض بشه موفق بشه کل دنیا هم اگر بخواد نمیشه

    آدم باید خودش بخواد

    چقدر ماها زندگی خودمونو نابود کردیم بخاطر اینکه به یکی ک وضعیتش مناسب نیست کمک کنیم تغییرش بدیم مثلا دست اونو بگیرم ب فلان کس کمک کنم فلان کسو بیارمش ب راه درست مثلا فلان کس معتاده من به زور بیام تغییرش بدم بگم ترک کن اون تا خودش نخواد نمیشه حالا هر چقدر تو میخوای که اون تغییر کنه نمیشه

    مثلا من گواهیناممو گرفتم چند ساله ماشین هم یکساله خریدم میرونم ی حس دلسوزی میاد به خواهرم انقدر میگم گواهینامتو بگیر من کمکت میکنم بخونی من رانندگی یادت میدم ولی من نمیتونم تغییرش بدم تا زمانیکه خودش بخواد 

    یا مثلا پدرم بیمار شده بود هرچقدر اطرافیان میخواستن تغییرش بدن نمیشد اصلا تو یه مدار دیگه بود بعدا به صورت تکاملی خودش تغییر کرد و خداروشکر سلامتیشو به دست آورد

    مثلا هرچی می‌گفتیم داروهاتو بخور نمیخورد

    بعدا خودش خواست و درست شد

    یا مثلا عموم چند سالشه میخواد پسرعموم رو تغییربده حتی به دعوا کشیده کارشون میگه مشروب نخور با فلان کس نگرد یا الان از سربازی فرار کرده هرچی میگن برو سربازیت تغییر نمیکنه پس نتیجه میگیریم ما نباید انرژیمونو صرف تغییر دیگران بذاریم ما ناتوانیم در تغییر دیگران

    شاید فکر میکنی که طرف تغییر کرده یا تو تغییرش دادی نه یا داره اون کارو ازت پنهون میکنه و کار خودشو میکنه یا اگر تغییر کرده عزیز من حتما خودش خواسته تغییر کنه

    ی مدتی قبلا درگیر رفتارهای دیگران بودم الانم نمیگم نیستم ولی انصافا کم شده

    که میگفتم چرا فلان رفتارو باهام کرد فلانی یا چرا این اخلاقو داره آدم باید اینجوری باشه و فلان در حالیکه رفتارها متفاوته ما اگه بیاییم انرژیمونو بذاریم به تغییر رفتار دیگران از خودمون غافل میشیم از مسیر دور میشیم هر کسی هر رفتاری ک داره قابل احترامه اینو بدونم که من توانایی تغییر رفتار اونو ندارم که خیلی وقتا این نگاه باعث دعوا های شدید و جر و بحث های طولانی شده که طرف میخواسته تغییرش بده نشده

    ما نمی‌توانیم سرنوشت کسی را ن به سمت خوبی نه به سمت بدی تغییر بدیم

    ما فقط میتونیم زندگی و سرنوشت خودمونو با افکار و باورهامون تغییر بدیم

    ما باید به حالت تسلیم بودن در مورد تغییر دیگران برسیم تا بتونیم خوشبختی رو تجربه کنیم

    اگر یکی خودش بخواد تغییر کنه هم ما نمیتونیم جلوشو بگیریم اگه کسی خودش بخواد ثروتمند بشه موفق بشه پیشرفت کنه یا معتاد بشه فقیر بشه بدبخت بشه در هر دو حالت ما نمیتونیم جلوشو بگیریم

    مثلا یکی میخواد خودشو بکشه حالا بریم بگیم نکش خودتو تلاش کنیم منصرف بشه ولی میبینیم خودشو کشت مثلا تشک اینا میارن ک اگه بیفته رو اون بیفته و اون نمیخواد ب زندگی برگرده و خودشو در نهایت میکشه

    یا کسی کار نمیکنه هی بهش گفتیم برو کار کن پول در بیار ولی نمیتونیم تغییرش بدیم

    من اگه انرژیمو میذارم رو تغییر دیگران هم خودمو از هدف دور میکنم هم اونو

    مثال رستوران سلف سرویس خیلی عالی بود

    ک جهان مثل رستوران سلف سرویسه که ورودی دادی و هر چی دلت میخواد میتونی برداری و یکی نشسته با حسرت نگات میکنه به اون نمیگی که آخی دلم سوخت بیا از غذای خودم بهت بدم

    میگی دوست عزیز میتونی هر چی ک دوس داری برداری بخوری

    خداوند قوانینی در جهان وضع کرده ک همه ما به یک اندازه به نعمت های خداوند دسترسی داریم

    اگه یکی فقیره ما نباید دلمون بسوزه اون خودش با باوراش خلق کرده دنیای خودشو

    یا کسی ثروتمنده حسودی نداره اون خودش خلق کرده دنیای خودشو

    این نیست ک بگیم ی آدم های خاصی هستند که بیشتر دسترسی دارن به نعمت های خداوند و کسایی هم هستند کمتر دسترسی دارند و باید اونیکه بیشتر دسترسی داره به اونیکه کمتر دسترسی داره کمک کنه این چه نگاهیه واقعا

    واااای چقدر خوب که من میتونم  با باورهام خلق کنم زندگیمو خدایا شکرت

    پس ما چطور میتونیم به دیگران کمک کنیم؟

    ما با پیشرفت و موفقیت و ثروتمند شدن خودمووووون به دیگران کمک میکنیم به جهان کمک میکنیم تا گسترش پیدا کنه نه با کمک ب دیگران

    اگه داریم به کسی کمک میکنیم ما نمیذاریم اون تکاملشو طی کنه انگار یه پروانه رو زود تر از پیلش میکشیم بیرون

    گاهی درد و رنج نیازه ب تغییر یک انسان

    باید اون رنجو بکشه تا بیدارشه خودش نه با کمک دیگران

    ما باید به این درک برسیم که ما توانایی تغییر دیگرانو نداریم اکر میخوای به دیگران کمک کنی خودت موفق شو اونوقت تو الگو میشی واسه دیگران

    پس تا آمادگی تغییر نداشته باشیم هرچقدر ب ما بگن تغییر کن ما ن میشنویم نه عمل می‌کنیم ولی به محض اینکه آمادگی تغییر رو داشته باشیم تغییر میکنیم

    چه دلیل و منطق قشنگی هست برای تغییر دیگران

     [مهم تر از همه، اگر بتوانیم افراد درگیر مشکلات را به عنوان افرادی ببینیم که در مرحله برخورد با تضاد و شناسایی خواسته های واقعی شان هستند، نه تنها به خودمان اجازه می دهیم تا شادتر زندگی کنیم، بلکه به آن افراد نیز اجازه می دهیم تا با برخورد با تضادها و تجربه تضادها، خیلی سریع تر، راهشان را پیدا و به سمت خواسته های شان هدایت بشوند]

    ما بی نهایت متصل هستیم و دسترسی داریم به نعمت های بی انتهای خداوند

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    عصمت دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1453 روز

    به نام خدای بزرگ خدایی که هیچوقت تنهام نمیزاره

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان

    این فایل این آموزشو به من داد که هیچوقت بدنبال تغییر دیگران نباشم چون تا خود اون نفر نخواد هیچ تغییری صورت نمیگیره

    اگر یک نفرنخواد تغییر کنه اگر کل دنیاهم بخوان جمع بشن نمیتونن اونو تغییر بدن و همینطور بر عکس اگر یک نفر بخواد تغییر کنه اگر کل دنیاهم جمع بشن نمیتونن اونو منصرف کنن

    ماهیچ تاثیری نمیتونیم روی زندگی کسی چه به سمت خوبی یا بدی بگذاریم مگر اون نفر خودش بخواد که تغییر کنه

    من خودم از اول ازدواج بدنبال تغییر همسرم بودم همیشه فکر میکردم اون مشکل داره و من هیچ مشکلی ندارم و همیشه بحثو و درگیری داشتیم و هرروز مشکلاتم بیشتر می‌شد و همیشه نکات منفی شو میدیدم برای همه میگفتم و طبق قانون چون به اونا توجه میکردم از همون رفتارا بیشتر وارد زندگیم میشد

    انقد داشتم تقلا میکردم با بحث و درگیری و مچ گیری تجسس و کنترل کردن شوهرمو تغییر بدم همه ی انرژی منو میگرفت و آخرش به حالت افسردگی می‌رسیدم و نتیجه ای حاصل نمیشد

    بعدها متوجه شدم من نمیتونم شوهرمو تغییر بدم من از تغییر دادن اون عاجزم تواناییشو ندارم تصمیم گرفتم همون انرژی رو روی خودم بذارم و خودمو تغییر بدم و توجه کنم روی نکات مثبت همسرم و به خاطرشون شکر گزاری کنم

    استاد از وقتی دست ازتلاش برای تغییر شوهرم برداشتم انگار آروم ترم شادترم اون تلاشو گذاشتم روی خودم تا خودم تغییر کنم

    چون اگه من تغییر کنم خود به خود جهان اطرافم تغییر میکنن حتی رفتار آدم ها نسبت به من یا اگر آدمی هم مدار بامن نباشه براحتی از مدارم خارج میشه باتشکراز استاد عزیزم به خاطر آموزه های گران بهاشون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2467 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    وَلِکُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿۴٧﴾

    و برای هر امتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان به سویشان آید، در میانشان به عدالت و انصاف داوری شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

    ظلم یعنی قرار دادن چیزى در غیر جایگاه اختصاصى و مناسب خودش است؛ به کم کردن باشد یا به زیاد کردن، به تغییر زمان باشد یا به تغییر مکان. ظلم به تجاوز از حقّى که به منزله نقطه مرکزى دایره است، گفته مى‌شود.

    معنای ظلم برای من خیلی روشن کننده بود. اینکه من وقتی ب خودم ظلم میکنم که چیزی رو در جایگاه غیر اختصاصی خودش قرار بدم . و اون چیز ارتعاش و فرکانس‌های من هست ک ب جای اینکه بر روی خداوند و انرژی منبع تنظیم شده باشه بر فقر و کمبود و نارضایتی و ناراحتی تنظیم بشه و من به این شکل بر خودم ظلم میکنم .

    جهان رستورانی هست که تو صرف حضور و ورودت به این جهان به تمام نعمتها و ثروت‌ها و رزق و روزی و برکت دسترسی داری. همه به یک اندازه دسترسی دارند . و تو میتونی با قرار گرفتن در مدار درست میتونی تمام نعمتها و ثروت‌ها رو دریافت کنی .

    کمک های ما به دیگران به خود ما کمک می‌کنه و ظلم و بدی ما به دیگران هم به خود ما ظلم و بدی می‌کنه . این جهان آیینه‌ی من هست .

    اگر من خداوند رو خوب درک کنم میتونم زندگی راحت و شادی رو به صورت طبیعی در زندگی تجربه کنم . زندگی که طبیعی ش این هست که شاد و زیبا باشه و سرشار از آرامش و یکتاپرستی و پر از سعادت و ثروت باشه و غیر از این غیرطبیعی هست .

    خدایا کمکم کن تا تو رو خوب درک کنم و بتونم طبیعی زندگی کنم . کمکم کن تا در برابر تو و قوانین تو تسلیم باشم و به تو اجازه بدم ک هدایتم کنی .

    اجازه بدم که من رو ببری به سمت همون جاده جنگلی آسفالتی که مسیرش از نعمتها می گذره و به نعمتها ختم میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 516 روز

    به نام خداوند مهربانم

    در خیلی مواقع از روی دلسوزی زمان زیادی رو صرف دلداری دادن، نصحیت کردن و تغییر آدم های اطرافم می کردم، ساعتها در مورد موضوعی صحبت میکردم و میخواستم طرف رو آروم کنم و به شدت حالم خراب میشد و افسرده و غمگین میشدم.

    قبل از آشنایی با استاد با دو استاد دیگه در این زمینه آشنا شدم ولی هیچکدوم این قانون رو آموزش ندادن برای همین وقتی یکسری موضوعات کلی رو که فهمیدم دوست داشتم عزیزانم بدونن و درموردش باهاشون صحبت میکردم فایل میفرستادم اما فایده نداشت. مادرم وقتی میفهمید خیلی دوست داشت و تأیید می کرد و فایل گوش میداد و اما در عمل مثل قبل بود. البته بگم مادرم فردی مذهبی و مهربانه اما بیش از حد از خودگذشتگی داره و میخواد همه رو راضی کنه با وجود اعتقاد به خداوند از آینده ایی که معلوم نیست اظهار نگرانی میکنه و در برخی موارد حرف مردم براش مهمه.

    خوب منم همینطور بودم و وقتی کمی تغییر کردم و دیگه زجر گذشته رو نداشتم میخواستم مادرم رو تغییر بدم اما نشد.

    من خواهرم سالی که کنکور میدادم در درس ریاضی تجدید شد، هر چی بهش میگفتم بیا بهت یاد بدم حیفه دیپلمت رو بگیر اما هیچوقت گوش نداد و دیپلم نگرفت. البته نمیخوام بگم درس نخوند کار بدی کرد منظورم اینه که تا کسی نخواد نمیشه تغییرش داد.

    خلاصه بعد از آشنایی با استاد در یکی از قدم ها استاد مفصل در این مورد صحبت کرد و متوجه شدم من نمیتونم کسی رو تغییر بدم و توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن کسی رو ندارم.

    اینقدر خوشحال شدم که انگار بار سنگین مسؤلیت دیگران از دوشم برداشته شد.

    من قبلا احساس می کردم اگر من خوشبخت باشم باید بقیه هم باشند.

    یا خیلی عذاب وجدان داشتم اگر دانش آموزانم تجدید میشدن و فکر میکردم مقصر من هستم هر سال با روشهای مختلف و دادن انگیزه و… میخواستم دانش اموزانم به درس علاقه مند شده و با بهترین نمره قبول بشن اما نمیشد و کلی ناراحت بودم و غصه میخوردم. وقتی نمره های افتضاحشون رو میدیدم نصحیتشون میکردم امید و انگیزه میدادم که درس بخونن اما هیچ فایده نداشت و در آخر معلم بدی بودم.(البته میدونم خوشبختی و موفقیت در درس خوندن نیست من فقط دوست داشتم ثمره تلاشم رو بعد نه ماه تدریس ببینم و در کلاس سی نفره معمولا ده دانش آموز این مدل دارم)

    بعد از شنیدن فایل استاد و تکرار این قانون خیالم راحت شد دیگه عذاب وجدان ندارم، ذهنم مشغول دیگران نیست و با خودم گفتم وظیفه من تدریس با عشقه و آینده دیگران دست من نیست.

    با شنیدن مثال رستوران با خودم گفتم عجب مثال قشنگی و خیلی این قانون بیشتر برام جا افتاد.

    سپاسگزار خداوند متعالم که من رو هر لحظه هدایت میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: