همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پوریا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2669 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام

    برگ نوشته روز سیزدهم سفرم

    این فایل منو یاد قبل از آشناییم با قوانین انداخت،

    اون وقتها که آگاهیم کمتر از الان بود فکر میکردم که میتونم رابین هودی عمل کنم،و من از همه لحاظ زور میزدم که دیگران رو تغییر بدم و ناجی شون بشم.

    این عجب مفهوم قشنگیه که استاد همیشه میگن در مورد هر چیزی باید طرف تو مدارش باشه،وگر نه هیچ قدرتی نمیتونه بصورت تزریقی و القایی اونو رو تغییر داد.

    واقعا اسم قوانین برازنده شه،

    به خودم قول میدم که با عملکردم الگویی باشم برای دیگران و از این به بعد من دیگه هیچ وقت دلسوزی بی مورد و اضافی و خارج از قوانین برای دیگران نمیکنم،اتفاقا بر عکس قبل خوشحالم میشم که طرف به تضاد برخورد کرده،چرا که به وضوح میتونه خواسته اش رو درک کنه،که اگر شایستگی داشت و مدارش اجازه داد،به خواسته اش میرسه،وگرنه انقدر دور خودش میگرده تا پایبند این قوانین خلل ناپذیر بشه.

    ممنونم آگاهی زیبایی بود.

    سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    نعمت اله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2885 روز

    سفرنامه روز سیزدهم

    13971128

    همیشه جمله طبیعی زندگی کردن را دوست داشتم و بر طبق آفرینش واقعی ام زندگی کنم و در تلاش بودم بک جواب صریح برای آن پیدا کنم که آن را امروز از زبان استاد در این فایل چگونه به دیگران کمک کنیم شنیدم و آن تیکه از صحبتش را برش زدم و امروز بارها و بارها خواهم شنید تا جزء سرشت تغییرناپذیر شود استاد عزیزم آقای عباس منش و خانم شایسته گرامی بسیار سپاسگزارم که دستی از دستان خدا شدید و جواب این سوالمم دادید

    چه جالب امروز عواملی را اطرافم دیدم که می‌خواست حلاجی ام بکند که می‌خواستند ببیند که من چقدر بر خدا توکل میکنم چقدر روی خدا حساب باز می کنم، چقدر خوب بود امروز برای من که فقط روی خدا حساب میکردم همش باهاش در حال صحبت باهاش هستم همش احساس می‌کردم که کنارمه داره منو نگاه میکنه همش داشت راهنماییم می‌کرد که فرکانس منفی نفرستم همش میگفت شاد باش بگو بخند خوشحال باش ریلکس باش آروم باش همه چیز را کوچک کن و فقط خدا را بزرگ کن چون نعمت خودشه خوشبختی خودشه و استاد چه جالب در مورد طبیعتمون صحبت می کنند و چقدر حرفاشون آرومم کرد که بی نهایت به نعمت دسترسی داریم چقدر راحت میشه خوشبخت باشیم و ثروت بیافرینیم

    خداوند بخشنده است خداوند عظیمه خداوند مهربان

    من فقط و فقط روی خدا حساب می کنم

    من باور دارم که در یک دنیای بزرگ و بی نهایت که هرچیزی بخواهم درآن فراوان است فقط کافیه بخواهی و دستم را دراز کنم و دریافت کنم امروز اتفاقات متعددی افتاد که با فشار هایی که به من وارد می‌کردند تا بیشتر روی خدا حساب بکنم، خدا باور دارم که فقط حساب کردن روی خداست که جواب میده و نباید حتی روی خودمون هم حساب کنیم فقط خداست که تواناست خدا مالک حقیقی دنیاست خدایا خدایا اون آگاهی از ملکوتی که به ابراهیم دادی به منم بده تا منم خلیلت بشم خدایا دوستت دارم من باور دارم که می‌توانم موفق شوم و به خداوند و نعمتهای بی نظیرش دسترسی پیدا کنم امروز یک درس بزرگ گرفتم که زندگی طبیعی یعنی خیلی شاد بودن، خیلی سالم و پر از نعمت و زیبایی بودن پر از عشق بودن پراز یکتاپرستی بودن پر از خوشبختی پر از محبت بودن و هر چیزی غیر از این بودن یعنی غیر طبیعی بودن و باور دارم که بی نهایت به خدا و نعمتهای بی نهایت دسترسی دارم که باید توکل داشته باشم ایمان داشته باشم تا به راحتی به راحتی دریافت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    🌹شقایق 🌹 گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    چقد جالب بود درست موقعی این فایلو گوش کردم که چند روز پیشش داشتم به خدا میگفتم خدایا اگه باورهای قدرتمند بسازمو پولدار بشم به همه بچه های کار کمک میکنم

    خداچقدر زود بهم گفت که این راه غلطه

    من و شما و اون بچه نداریم که٫هممون پیش خدا یک نفریم ٫هممون قسمتی از خداییم ٫ خدا هیچوقت فرق نزاشته بین کسی

    اگه من اگاه شدم ک فقط خودم میتونم جهانمو بسازم پس به اونم میگه

    منتها هنوز وقتش نرسیده

    تازه این شرکم میشه وقتی میگم من پولدار بشم که به اون کمک کنم

    یعنی تنها راه رسیدن اون بچه به پول منم

    و استعفرالله خدا هیچ راه دیگه ای بلد نیست

    یه کاری که من در مواجهه با این بچها انجام میدم اینکه در حد چند ثانیه تصور میکنم که این بچه بزرگ شده و از ماشین مدل بالاش پیاده میشه

    حالا چجوری و توسط چی به اون مرحله رسیده به من ربطی نداره

    من فقط بجای اینکه وقتی اون بچه رو میبینم نگاه ناظر بد بهش بندازم و دلم براش بسوزه و ترحم کنم که هم برای خودم بد مبشه هم برای اون عشق براش میفرستم و تمام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Bahary گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    با سلام به استاد به مریم بانو و همه ی همودانشگاهی های بینظیرم.

    قبل از گوش دادن به فایل خواستم این متن زیبایی که مریم بانو نوشتن رو برای خودم تکرار کنم محشر بود عزیزدلم.

    یادم باشد اولین قدم برای همراه شدن با قوانین زندگی، دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران است.

    یادم باشد که : ب بسم الله قوانین این است که:

    تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثناء، نتیجه ی باورها و فرکانس های خودم است.

    تا زمانی که این اصل را درک نکنم، راهی به مسیر هماهنگی با قوانین ندارم و وقتی این قانون را درک نمایم ، دیگر تلاشی برای تغییر دیگران انجام نمی دهم.زیرا میپذیرم که هر فردی هم اکنون در جای درستش است.

    همان باورهایی که هچ فردی به جز خود آن فرد، توانایی تغییرشان را ندارد.

    باید ناتوانی ام درباره تغییر فردی غیر از خودم را بپذیرم ، تا به آرامش برسم.

    باید دست از تلاش برای فرشته نجات دیگران شدن بردارم تا، نجات یابم.

    باید دست از نگرانی والدینم، همسرو فرزندوخواهر و برادر بردارم تا به خوشبختی، فرصت ورود به زندگی ام را بدهم!

    و مهمتر از همه باید به خاطر داشته باشم که همه ما به یک اندازه به منبع نعمت ها وثروت ها دسترسی داریم و به یک اندازه به نیروی هدایتگر الهی متصل هستیم.

    عزیزانِ من اکنون در هر وضعیتی که هستند، هرچقدر هم نادلخواه ، در جای درستی قرار دارندو حتی خود من، و به محض اینکه اراده کنیم و آماده شویم.میتوانیم با تغییر باورهایمان از این شرایط ، به سمت شرایط دلخواه حرکت کنیم.

    بنابراین به جای تلاش بیهوده برای تغییر دیگری ، این فرصت را به خودم میدهم.

    زیرا قانون خداوند( ماانت علیهم بوکیل)است.

    قانون خداوند( تا نگردی آشنازین پرده رمزی نشنوی) است.

    من نیامدم تا دیگری را تغییر دهم.من آفریده شدم تا عهده دار امور خودم باشم.

    پس با طبیعت خودم همراه میشوم.

    برای ساختن زندگی ام بهتر تلاش میکنم.

    برای درک بهتر قوانین تلاش میکنم.

    برای ساختن باورهای قدرتمندکننده تلاش میکنم.

    برای بیشتر ماندن در احساس بهتر تلاش میکنم.

    برای تجربه ی شادی بیشتر تلاش میکنم.

    طبیعی ترین و خداگونه ترین شیوه ی زندگی، شیوه ای است که به جای تمرکز بر تغییر دیگران، تلاش کنم تا با تمرکز بر آنچه که مرا در مدت زمان بیشتری در احساس بهتر نگه دارد، نسخه ی بهتری از خودم بسازم.

    تنها زمانی توانایی زیستن به این شیوه را دارم که، این عدل خداوند را باورکنم که به من توانایی خلق زندگی ام به وسیله باورهایم را بخشیده است.

    برگ امروز سفرنامه ام را مینویسم تا یادم باشد که اعجاز همین کار به ظاهر ساده ، چه قدرتی داردو چه نیروهایی نامرئی را در درونم بیدار میکندو چگونه ذهنم را با آگاهی های برگ برگ این سفرنامه برنامه ریزی میکند.

    ودر پایان سفر چه تحولی در تمام زندگی ام ایجاد کند و چه حجمی از نعمت و برکت را به زندگی ام آورد و چگونه غیرممکن های تمام جنبه های زندگی ام را ممکن سازد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سانیا رهبری گفته:
    مدت عضویت: 3477 روز

    سلام و درود بر استاد عزیزم و همسفران بی نظیرم

    نتایج ۱۳ امین روز سفرم

    یادم میاد روزایی رو که تازه با قوانین آشنا شده بودم و دلم میخواست به یه فرد بیماری که آشنای نزدیکمون بود کمک کنم تا بتونه به بیماریش غلبه کنه ، اینقدر ذوق داشتم تا حدی که میتونستم ببینمش که حالش خوب شده و به زندگی عادیش برگشته .

    این شور و شوق برای تغییر افراد تو وجودم بود تا اینکه به دلم افتاد که خونواده اش رو بررسی کنم و ببینم که اصلا اونا هم خواهان تغییر هستند یا نه ؟

    با یه شخصی از نزدیکانم که با هم خیلی عقاید مشترکی داریم در موردش مشورت کردم و نظر خواستم که این کار رو انجام بدم یا نه؟! به یاد دارم که به شدّت از انجام اینکار نفی شدم و حتی چقدر نصیحت و پند هم شنیدم که نباید اینکارو انجام بدم .!

    ولی من گوشم بدهکار این حرفا نبود ، باید سرم به سنگ میخورد تا می فهمیدم اینکارها بیهوده ست .

    این موضوع چند بار دیگه هم تکرار شد و من همچنان در تلاش برای تغییر شخصی در نزدیکی خودم بودم که کاملا در عدم هماهنگی با هم بودیم .

    به یاد دارم در پنجمین تلاشم برای تغییر این شخص از همه بریده و ملول شده بودم که به قرآن رجوع کردم ، آیه ای که به روم باز شد و منو مدتها متحیر کرده بود

    نحل:37

    إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَن یُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ

    هر قدر هم که تو حریص [=مشتاق و علاقمند] بر هدایت آنان باشی، [مادام که خودشان نخواسته باشند] خداوند گمراهان را [اجباراً به راه راست] رهبری نمی‌کند و برای آنان یاوری نخواهد بود.

    بعد دیدن این آیه مو به تنم سیخ شد از جوابی محکم و قاطعی که برای عملم گرفتم و بعد اون بود که به خودم اومدم و دیدم که چقدر بیهوده تلاش میکردم تا افراد رو شبیه خودم کنم تا من به آرامش برسم ، غافل از اینکه اونها تو یه فاز دیگه ای بودند و اصلا تو مخیلاتشون هم به تغییر فکر نمیکردند .

    هر چند که باورهام رو تو این زمینه بهتر کردم تا تونستم بپذیرم که من فقط میتونم خودم رو تغییر بدم .

    رفتارم برای تغییر دیگران نتیجه نداد ولی من نتایج خوبی گرفتم :

    اولین و بهترین نتیجه اش این بود که فهمیدم من فقط و فقط خالق زندگی خودم هستم .

    افراد رو تو هر جایگاهی که هستند بدون قضاوت بپذیرم .

    آرامش و حال خوبم فقط از درونم نشات میگیره و با تغییر زاویه دیدم بدست میاد و به هیچ عامل بیرونی ربط نداره .

    تا زمانی که من نخوام هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه تو زندگی من دخیل باشه و فقط این من هستم که اجازه میدم افراد رو اتفاقات زندگیم تاثیرگذار باشند .

    وابستگیم تو روابط خیلی کمتر شد و دونستم نباید رو هیچ کس حساب باز کنم .

    دونستم که انسانیت و خدمت به خلق به معنی دلسوزی کردن و فدا کردن خودم نیست بلکه با حال خوبم میتونم به افراد کمک کنم تا اونها هم باور کنند که میشه با حال خوب زندگی رو اونطور که دوست داری رقم بزنی .

    ( هر بار که من حالم از درون خوبه و احساس شادی مضاعف میکنم به وضوح میبینم که چقدر روی اطرافیانم تاثیرگذارم و حتی باعث خندیدن و حال خوب اونها میشم و این چقدر خوشحالم میکنه.)

    مهمتر از همه اینکه اجازه میدی همه چیز در جایگاه درست خودش روند تکاملی رو طی کنه تا به شرایط بهتری هدایت بشی و الان میتونم فریاد بزنم هیچ چیز قشنگتر از این نیست که خودت رو به ید قدرتمند خودش بسپری تا خواسته هات خلق بشند و سینه سپر کنی و ادعای بندگیش رو سر بدی .

    هر روز این نتایج رو با خودم مرور میکنم تا آرامش و شادیم بیشتر بشه و جهان اطرافم رو جای بهتری برای زندگی کنم .

    خداوند همه ما رو به راه کسایی که بهشون نعمت ایمان ، صبر و شکیبایی ، عمل صالح ، سپاس گزاری، تقوا ، تواضع ووو … عطا کرده ، هدایت کنه و ما را در این مسیر مستحکم و با اراده قرار بده .

    در پناه ربّ خوبیها شاد و سلامت و سعادتمند باشیم . ?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    نعمت اله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2885 روز

    هر فردی خودش است که می تواند حالو روزش را تغییر دهد تنها وتنها تنها با تغییر کانون توجه و تمرکز بر نکات مثبت و دیدن زیبایی های اطراف خود

    دیدن زیبایی ها سبزی ها و طراوت طبیعت بهاری…

    چه تمرین خوبیه این روزها که سراسر زیبایی و شادی و عشق است تا با تجربه بهار و زیبایی هاش به سوی زیبایی های بیشتری برویم

    مهم تر از همه، اگر بتوانیم افراد درگیر مشکلات را به عنوان افرادی ببینیم که در مرحله برخورد با تضاد و شناسایی خواسته های واقعی شان هستند، نه تنها به خودمان اجازه می دهیم تا شادتر زندگی کنیم، بلکه به آن افراد نیز اجازه می دهیم تا با برخورد با تضادها و تجربه تضادها، خیلی سریع تر، راهشان را پیدا و به سمت خواسته های شان هدایت بشوند

    استاد استاد من این تیکه از مطلبت را قبلا نخونده بودم یا اینکه شاید اصلا ندیده بودم ولی مطمئنم من این فایل را قبلا شنیده و مقدمه اش را خوانده بودم

    و الان با ذهنی باز به شرایط زیبای پیش را می رویم و خودمون را از این احساس مسئولیت در قبال اطرافیانمون حتی عزیز ترین کسانمون اعم از پدر مادر خواهر برادر و فرزند و همسر برداریم و به جاش از شرایط زندگی خودمون لذت می بریم و به اونها هم اجازه بدهیم که در سیطره عدالت الهی رشد کنند و خواسته های خود را اول در وجود و ذهنشان خلق کنندو سپس در جهان فیزیکیشان خلق نمایند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا مهدوی گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    بانام خدا

    سلام دوستای عزیزم

    درک این باور چقدر در وجودم شور و انگیزه ایجاد میکنه “همه ما به یک اندازه به خداوند و به نعمتها دسترسی داریم”

    هنوز خیلی مونده تا با عمق جان به این باور برسم ولی در حال حاضر فقط با گفتنش بقدری ارامش گرفتم که وجودم سرشارشد از محبت خداوند …یعنی من هستم و خداوند بدون هیچ واسطه ای

    و من هم دقیقا از نقطه ای پیشرفت هام سریع تر شد که تمرکزم رو از روی دیگران برداشتم از همون موقع باورهام شروع به ساختن کردن

    تا قبلش وقتی به صحبت های انگیزشی گوش میدادم اطرافیانم به ذهنم میومدن و با خودم میگفتم این فایل چقدر میتونه به زندگی هاشون تغییر بده و بلافاصله فایل رو براشون میفرستادم و همیشه با شور و هیجان از قانون ها براشون صحبت میکردم

    در اون لحظات حس خوب فرشته نجات بودن رو دوست داشتم اما بعدش وقتی به زندگی خودم نگاه میکردم و هیچ رنگ و بویی از اون صحبتهام در زندگی نمیدیدم نا امید و دلسرد میشدم و گاهی هم از اینکه من از قانون حرف زدم از خودم بدم میومد… همیشه با این چالش مواجه بودم که چرا من که مدام به این صحبتها گوش میکنم هنوز در زندگیم تفاوتی ایجاد نشده!! غافل از اینکه در ذهنم همه تلاشم برای نجات دادن زندگی مادرم و خواهرم و برادرم و همسرم بود

    حتی حرفهایی که برای پیشرفت کاری به همسرم میگفتم رو انگاری اصلا از من نمیشنید ولی همون حرفا رو از بقیه که میشنید تحت تاثیر قرار میگرفت…

    باهمین نشونه ها فهمیدم که دارم به بیراهه میرم و اگه طبیبم باید زندگی خودم رو درمان کنم …فقط خودم نه حتی بچه هام

    و جالب اینجا بود که از اون موقع به بعد تلاش هام به نتیجه نشست و خیلی راحت باورها و پاشنه اشیل های ذهنیم رو شناسایی میکنم و برای تغییر تلاش میکنم و نتیجه میگیرم بدون در نظر گرفتن حتی بچه هام و مادرم و همسرم

    و جالبتر اینکه بچه ها بدون هیچ تمرکز و تلاشی اونهاهم تغییر کردن و زندگی جوری داره رو غلطک میفته که طبق قانون باید بیفته

    خدارو شکر میکنم که پیامبر و معلم و هدایتگر و مهندس زندگی خودم شدم و ایمان دارم نتایجی برام رخ خواهد داد که کاملا طبیعی و مناسب فرکانس های ذهنیم هست و با همین روند تکامل و طبیعی طی شدن مسیر ایمان دارم که معجزه یعنی همین

    از استاد عزیزم هم تشکر میکنم که با ساختن زندگی خودشون الگوی بسیار موفق زندگی ما شدن

    وبجای گفتن اینکه نورهست چراغی شدن در دستان ما تا ماهم وجودمان را نورانی کنیم

    سیزدهمین روز سفر هیجانی ام به اعماق اگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2608 روز

    سلام به استاد عزیز ،خانم شایستههههه ( الحق که شایسته این همه نعمت و ثروت و زیبایی … هستید) و دوستانی که اینجا هستند و این پیام رو میخونن

    راستش دقیقا نمیدونم چی باید بنویسم اما از وقتی شروع کردم با حرفای استاد خودمو تغییر بدم همزمان میخواستم خانوادمم تغییر کنن ، تا همین الانم که این فایل رو گوش دادم بازم سعیمو میکردم تا دوباره فهمیدم که الهام داری اشتباه میری،

    البته که کسی رو هم نتونستم تغییر بدم چون خودم تغییر نکردم چوون از راه نادرست داشتم محصولاتو تا ۲ ،۳ ماه پیش گوش میکردم ، که جا داره ی عذر خواهی هم بکنم و فهمیدم اشتباهم رو منتظرم با فایلای رایگان مدارم تغییر کنه و انشالا با عزت نفس شروع کنم،

    همه ی دوستام بهم میگن که تو خوب صحبت میکنی و میتونی ی سخنران انگیزشی یا روانشناس خوبی بشی( که البته برای ارشد روانشناسی شرکت کردم)

    اما دیروز به یکی از دوستان داشتم میگفتم قشنگ صحبت کردن رو همه بلدن ولی وقتی من ثروتمند نیستم هیچ حتی شغل هم ندارم چطور به مردم میتونم بگم بیاید ثروتمند و شاد باشید ، حتی اگه نقشم بازی کنم مردم حس میکنند از قلبم نمیاد این حرفا…

    پس تا وقتی رابطه ی خوب ندارم

    تاروقتی آرامش ندارم، مثبت نگر نیستم

    تا وقتی شغلی ندارم چه برسه به ثروت

    بهتره سکوت کنم و فقط و فقط روی خودم کار کنم…

    البته که گفتن این حرفا راحته انشالا که خدا کمکم میکنه میتونم عمل کنم بهشون …

    در واقع من ی جورایی تازه از اول امسال که دارم یکم متعهدانه رو خودم کار میکنم…

    اینارو نوشتم تا هروقت دوباره خواستم کسی رو با حرفام تغییر بدم بیام این کامنت رو بخونمم بفهمم که نه تنها پیشرفت نمیکنم که به خودم ضرر میرسونم🌿🌱☘️🌳

    شب و روزتون پر از آرامش ,عشق, سلامتی ثروت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    آرام عباسی گفته:
    مدت عضویت: 4091 روز

    به نام خدا

    اولین کامنتم در سایت بعد از سالها آشنایی و جدایی

    وصل مجدد

    واقعااااا و جدا این فایل فوق العاده فوق العاده دیدمو عوض کرد و فوق العاده حس خوبی بهم داد یه انرژی وصف ناپذیر

    فقط میتونم بگم الهی شکر🙏الهی صدهزار مرتبه شکر💜

    ممنونم استاد عزیز💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3616 روز

    سلام

    برای من که همیشه فایلهای شما کاملا به موقع و عالی است خدایا شکرت و از شما هم تشکر

    در بین تمام آفریده‌های جهان،او را با کرامت خاص،مقام ویژه‌ای بخشیده و فرمود:و لقد کرّمنا بنی آدم.(اسراء،17/70)

    خدا خودش به تمان بندگانش کمک می کند و وقتی که فردی بخواهداین کار را انجام دهددر کار خدا دخالت کرده است و این به ضرر خود فرد است پس نیازی به این کار را در خود نمی بینم و ندارم.

    سالهای سال کمک کردم ونتیجه اش جز به هم خوردن زندگیم چیزی نبود پس برای همیشه فهمیدم که این کار را نکنم و از این کار برحذر هستم.

    سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود خویشتنِ سوخته ام تا به جهان بو برود

    سعدی

    وقتی کمک می کنیم یعنی خود را از دست میدهیم و مثل شمع می سوزیم نه روشنی برای خود داریم نه برای دیگری.

    وقتی به فکر خودمان هستیم یعنی داریم غیر مستقیم به دیگری هم کمک می کنیم وقتی خودمان پیشرفت کنیم باعث پیشرفت دیگری هم می شویم وقتی کمک کنیم خودمان را از بین می بریم و این طوری نه به خود کمک کرده نه به دگری پس لزومی به این کار نیست .

    این دلسوزیهای بی مورد را هم در زندگی خودم دیدم هم در زندگی مادرم که فقط حرص است و نگرانی و بدبختی پس چرا باید این کار را بکنیم.

    حجرات، آیه ۱۳؛ نساء، آیه ۳۲ در این دو آیه مشخص می شود که حقوق انسان برای همه یکی است و خداوند که قادر مطلق است برای همه ماهست نور خداوند برای همه بارش دارد وهمه از نور خدا بهره مند هستیم پس نیازی به کمک به دیگران نیست .

    کسی را مد نظر دارم همیشه که به جایی بلند مرتبه رسیده است از لحاظ مالی و یکسره در حال کمک به همه فامیل است مثل کسی که الان بیماری دارد که برای مداوایش پول زیادی لازم است و خودش ندارد پس وقتی خودمان رشد کنیم می توانیم دیگری را هم رشد دهیم و به او کمک کنیم .

    در پناه خدای بخشنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: