همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 54 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا چراغی گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و دوستان

    خیلی از ماها توی زندگیمون این تجربه‌ی رو داشتیم که می‌خواستیم بقیه رو تغییر بدیم و نه تنها اون افراد هیچ تغییری نکردن حتی گاهی اوقات باعث سوءتفاهم و یا مشکلات دیگه برای خودمون میشد و خودم چندبار این موضوع رو تجربه کردم و اوایل آشنایی با سایت هم به چندتا از دوستام درمورد این موضوع گفتم و براشون بی‌اهمیت بود و بعد از اون هیچ وقت دراین مورد با کسی صحبت نکردم.

    واقعا گاهی اوقات افراد باید توی زندگیشون به تضادها برخورد بکنن تا تغییر کنند اگه بخوایم کمکشون کنیم بیشتر داریم اونارو از هدف دور میکنیم.

    فهمیدن این قانون که همه‌ی ما به یک اندازه به خداوند و نعمت ها دسترسی داریم و نمی‌تونیم سرنوشت کسی رو تغییر بدیم باعث میشه که خودمون هم از مسیر دور نشیم.

    ما به دیگران کمک میکنیم اما زمانی که خودشون بخوان تغییر کنند و دنبال جواب باشن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    سلام به استادم مریم جان و دوستان نهایت عزیزم امروز روز سیزدهم سفر نامه من است.

    این هم خییلیی فایل فوق العاده عالی بود که خیییلی بر میخوره به باور های من. من هم مثل خانم همسایه آی شما میخواستم خیلی از دوستان و اقارب خود را تغییر دهم به آن ها انگیزه میدادم و در مار هایشان تشویق میکردم خلاصه به نحوه میخواستم آن ها را تغییر دهم و با وجود که استاد عزیزم چندین بار در فایل های مختلف به این موضوع تاکید کرده بود اما من باز هم این کار را می‌کردم. تا همین چند روز پیش. و من هم میخواهم که داستان یکی از دوست بسیار نزدیک ام را تعریف کنم. این دوست عزیزم حدود 12سال میشه با من دوست است و در این سال های اخیر. دوستی نان خییلیی زیاد شده بود و هر دو مان فایل شما را تعقیب میکردم اما این دوست عزیزم با وجود گوش گرفتن به فایل های شما هیچ عملی به آن نمیکرد و وختی من آنرا میدیدم همیشه به او از قانون صحبت میکردم و میخواستم به نحوه باور های او را تغییر دهم اما هیچ فایده آی نداشت جز اینکه وخت ام را تلف کردم و من آنقدر او گفتم و گفتم تا اینکه خودم خسته شدم و یاد حرف استاد که در فایل راجع به سقوط افغانستان ساخته بودم افتادم که در آن میگفت ما از تغییر دیگران ناتوانیم ما فقط زندهگی خود را خلق کرده و تغییر داده می‌توانیم بعد از روز من آن دوست ام را ترک کردم و رابطه بین مان کاملا کمرنگ شده بود و همین چند روز پیش دوباره رفتم آن دوستم را دیدم متأسفانه نه اینکه خوب نشده بود کاملا دلفون هم شده بود و همان لحظه به خودم گفتم نباید دیگر با این جور افراد هم کلام شوم و این جمله استاد را باید با طلا نوشت که ما از تغییر دیگران نا توانیم

    و سپاسگزار خداوندم که در این مسیر فوق العاده عالی قرار گرفتم

    در پناه الله یکتا شاد سالم و ثروتمند باشید 💚💚🥰🥰🥰💚☝️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    دنیا گفته:
    مدت عضویت: 1580 روز

    به نام خدای مهربان .

    سفرنامه قسمت _13

    این فایل منو متوجه یکی از اشتباهاتم کرد که لگد ها ازش خوردم ولی نفهمیدم چرا .

    من همیشه این خوی کمک کردن درونم بوده همیشه با خودم میگفتم چرا بعضیا دارا هستن بعضیا ندار .

    و همیشه با این دیدگاه هرچی داشتم و نداشتم میبخشیدم یا هر فقیری که توی خیابون می‌دیدم دلم براش میسوخت و میگفتم من منجی این شخصم و باید کمکش کنم .

    .

    میدونید با زدن این مثال سلف سرویس بهتر متوجه شدم . که همه به یک اندازه به خدا و نعمت ها دسترسی داریم .

    این چند وقت که دارم روی ترس هام کار میکنم از درخواست کردن . هر موردی که به طور بخوره درخواست میدادم حتی مادرم مثلا روش نمیشد درخواست کنه از کسی .

    من با چنان غروری میگفتم من انجام میدم برات درخواست میکنم از اون آدم.

    کسی روش نمیشد بره در خونه همسایه مون چیزی درخواست کنه من میگفتم من میرم کاری نداره که .

    اما من هم به خودم بد کردم هم به اون آدما چون من نگذاشتم اونا پا روی ترسشون بزارن من نگذاشتم درس این تضاد که باهاش بر خوردن رو یاد بگیرن .

    سپاس گزارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    مرضیه حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    سلام استاد عزیز و همراهان گرامی

    چقدر من از این قضیه کمک کردن لطمه دیدم وهمیشه آخر قصه من آدم بده بودم حتی در خانواده خودم همیشه فکر میکردم که چقدر خوبه کمک کنم با عشق و امید حتی از خودم میزدم کمک میکردم ولی همیشه دلم میشکست و خداروشکر یه روز تصمیم گرفتم دیگه این کارو انجام ندم حداقل دیگه بعدش اشکم درنمیاد استاد خیلی خوب توضیح دادن و من کامل پذیرفتم و دیگه خلاف قانون حرکت نمیکنم امیدوارم زندگیمو از غیر طبیعی بودن به روال طبیعی برگردونم خدایا سپاسگزارم بابت سایت استاد عباسمنش و شما دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سمیه خطیبی گفته:
    مدت عضویت: 2420 روز

    روز سیزدهم از سفر نامه ی من

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته‌ی مهربونم که این روزها سنگ صبورم شده اید

    خدایا بی نهایت از تو سپاسگزارم بابت وجودت وداشتن استاد عزیزم

    استاد من امروز که سفرنامه را دانلود کردم وشروع به گوش دادن ،نوشتن کردم به خودم گفتم این فایل و به شکل دیگه ای از استاد شنیدم فقط درباره‌ی تجربه‌ی خانم دکتر نبود وامروز خیلی کاری ندارم چون می‌دونم تا کسی از ما نخواسته نباید بهش کمک کرد تا از مشکلی که داره بیرون بیاد و فکر می‌کردم که این درس و خیلی عالی وصفر تا صدی بلدم ومن حتی فایلهای استاد را تا کسی نخواسته بهش معرفی نکردم ومن به خوبی این قانون را درک کردم ولی باز به خاطر تعهدی که به خودم اول سفرنامه دادم که تو باید جهاد اکبر راه بندازی

    گوش میدادم ،کامنتا را خوندم فایل رو تکرار بود تا نزدیک عصر

    استاد جان اینو هم بگم که چند روزی بود که همش سوال میکردم و دنبال ترمزهام و پاشنه آشیل خودم بودم

    بخدا باورتون نمیشه عصر طوری برای من آگاهی اومد و بارش فکری شدم که خودم باورم نمیشد

    بهم گفته شد فلانی تو یه سری چیزا مث معرفی استاد حواستو جمع کردی ولی یادته فلان جا تا درخواست نشد کار انجام دادی آسیب‌شو دیدی ،یادته فلان جا رودلسوزی داشتی محبت می‌کردی نزدیک بود چطوری گیر بیفتی یادته سر کارت به اون پیرمردی که اومده بود زیر بازارچه یه سکونت موقت داشته باشه محبت بیجا بدون درخواست وبیمورد کردی که همسایه اومد گفت اگه شما محبت نکنی اینا اینجاها جمع نمیشند واستاد آنقدر به یادم آورد که تازه من فهمیدم وای بر من بدترین پاشته آشیل من خدایی کردن برا آدم هاست یا حتی حیوانات شما یه فایل دارید درباره به کبوتر ها غذا ندهیم ما حتی برای حیوانات هم نمی‌تونیم دلسوزی بیجا کنیم بارها دیدم جلو بعضی مغازه ها یا خونه ها که اون پرنده یا گربه یا سگ اصلا تکون نمی‌خوره نمیره دنیای یه کوچه پایین ترو تجربه کنه و ما با دلسوزی بیجا که فکر می‌کنیم اگه به اون موجود غذا ندیدم از میمیره وباز میخواهیم خدایی کنیم ،

    وما می‌خواهیم دایه دلسوز تر از مادر باشیم نمی‌خوام گردن خانواده و جامعه بندازم ولی خانواده من به شدت درگیر این موضوع هستند همش خودشون را درگیر مشکلات مسائل بقیه می‌کنند و جواب قانع‌کننده‌ای دارند که ثواب داره به آدمها به حیوانات به درختان وبه همه می‌خواهند کمک کنند تا شخص از اون مشکل دربیاد و جالب اینکه اکثر وقتا حالشونم خوب نیست

    استاد اصلا شوکه شده بودم آنقدر ناخودآگاه به یاد من آورد تا بفهمم که یکسری مسائل و مشکلاتم به واسطه‌ی دلسوزی بیجا بوده چون خودم هنوز به اون پیشرفت لازم نرسیده بودم

    ودرک نکردن این قانون به این مهمی که تک تک ماها به یک اندازه به خان نعمت الهی دسترسی داریم

    و جالب اینکه اکثر افرادی که کمک کردیم بعد طلبکار شدند استاد نمی‌تونم حال درونی خودمو الان توصیف کنم فقط می‌دونم که هرروز داره مدارم بزرگتر میشه و چقدر عالی که فهمیدم از کجا آسیب می‌دیدم در جایی که اصلاً بهش فکرم نکرده بودم

    استاد خیلی‌ خیلی ازتون ممنونم استاد عاشقتونم این روزا حالم نوسان نداره این روزا حالم سینوسی نیست خیلی‌ از این بابت خوشحالم هر چند نجوا ها سر جاش ولی به لطف الله و کمک شما آنقدر سریع کات می‌کنم ومیفهم این نجوای شیطان یا میخواد بهم ترمزم را نشون بده همون اول صبح که این فایل را باز کردم این آگاهی رسید که اون رستورانی که مثال زدید بهم گفته شد مثل اینترنت به یک اندازه داره سرویس میده اون دریافت سرویس اینترنت بستگی به گوشی من بستگی به نوع مودم و وای فای و بسته ی من و محیطی که هستم که نقطه کور یا دریافت نت به خوبی اتفاق میفته یا اصلابسته به اینه که من آیا اصلا داده ی گوشیم و روشن کردم یا نه استفاده از اینترنت به من بستگی داره نه به فرستنده واستاد با این مثال ملموس تر شد برام

    استاد من برای رسیدن به این فایل و درک این آگاهی ودرک قانون به این مهمی بهای سنگینی دادم و روزگاربا چک و لگد بهم یاد داد

    ولی الان خیلی خوشحالم از درک این قانون خوشحالم از قدم گذاشتن تو این راه خوشحالم از تعهدی که اول سفرنامه دادم خوشحالم از پا گذاشتن تو این سفر همراه شما وخانم شایسته‌ی عزیزم

    استاد همیشه شما میگید باید بها پرداخت کنید شاید به ظاهر دریافت فایل سفرنامه رایگان باشه ولی ارزش آن را نمیشه تعیین کرد ومن بهای آن را با کار کردن گوش دادن و تجزیه و تحلیل دارم پرداخت میکنم و نتایج باورنکردنی دارم می‌گیرم

    استاد به قدری نوشتن کامنت بهم انرژی میده که لحظه شماری می‌کنم که آموزش اون روزم تموم بشه ومن بیام از نتیجه بنویسم چقدر نوشتن تو سایت داره کانون توجه منو به اتفاقات خوب بی اندازه جلب میکنه و چقدر شما می‌گفتید که بچه‌ها کامنت بخونید کامنت بذارید اصلا نمیتونم حالمو براتون بنویسم

    خیلی‌ از خدا وشما بابت درک این قانون به این مهمی خوشحال و سپاسگزارم

    چقدر خوبه شادی درونی

    خدایا شکرت استاد ممنونم خانم شایسته عزیز زنده باد

    براتون بهترین بهترینها را از خدا می‌خوام

    عاشقتونم بی اندازه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 3803 روز

    سلام به همه دوستان گلم. و استاد عزیزم

    چقدر ایناتفاق. واسه همه ما آشناست که. محبتی میکنی و از سر دلسوزی کاری برای کسی میکنی. و نتیجه. برعکسه

    خیلی. سعی میکنم همیشه. بخودم بگم دلسوزی نکن و هرکس. هرجا هست. لیاقتش همون بوده

    خیلی. سخته اما واقعا جزء قوانین تغییرناپذیره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حمید H گفته:
    مدت عضویت: 4020 روز

    سلام استاد عزیز

    یه سوال برام پیش اومده در باره تکامل و خلقت انسان

    اگه ویژگی های حال حاضر ما حاصل تکامل هست پس حضرت آدم و خلقتش چی میشه ؟از طرف دیگه آثار و اسکلت هایی که مربوط به چند میلیون سال پیشه و شبیه اسکلت انسانه قضیش چیه؟در حالی که میگن خلقت آدم از حدود 10یا9 هزار سال پیشه…

    ممنون از فایل زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فرامرز حسن پور گفته:
    مدت عضویت: 3062 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و مهربانم میخواستم بگم که من در زندگیم از موقعی که بچه بودم تا قبل از اینکه با شما وقوانین آشنا بشم همیشه یه حس کمبودی نسبت به این جهان و آدمها و همه چیز داشتم با اینکه از همون بچگی قرآن میخوندم.روزه میگرفتم ومرتب مسجد میرفتم حتی یک بار هم نشد که من این قوانین رو به این زیبایی که شما در فایل های زیباتون گفتید رو از زبان یه حاج آقا یی بشنوم و نخواهم شنید.بی‌نهایت خداوند رو سپاسگزارم که نیازم رو سر راهم قرار داد.وبی نهایت سپاسگزارم بخاطر وجود شما اعتراف میکنم که آشنایی من با شما موقعی شروع شد که یه روزی که خیلی ناراحت و عصبی بودم با موتورم بیرون رفتم به خداومردم هرچیزی سر راهم بود فوش میدادم به یه کوهی بیرون شهر رفتم واز شدت خشم و عقده های زیاد وبیش از حد اینقدر حرف بد به خدا گفتم که بی اختیار شروع به گریه کردم ساعت ها بدون اینکه بدونم واسه چی گریه میکنم یه حسی از درونم گفت که کمبودتو جبران کن و یواش یواش با پیاده که پیش موتورم برگشتم یه شهر مورچه زیبا رو دیدم که موتورم رو بغلش پارک کرده بودم صدها مورچه بدون اینکه حتی کوچکترین برخوردی با هم داشته باشند خار و خاشاک جمع میکردند همون جا گفتم خوش به حالتون.واسه نظم و یکپارچگی و تلاش وبی اختیار دوباره گریم گرفت.بعد چند روزی از این ماجرا با اینکه قبلا تو اینترنت فقط دنبال چیزهایه پوچ می گشتم دنبال روش هایی برای درمان خشم و عقده واز این قبیل فایلها بودم کم کم با اساتید مختلفی آشنا شدم بعد چند مدتی حالم کمی بهتر شده بود که اتفاقی فایل هاتون رو دانلود وگوش می کردم یه حسی بهم گفت این یکی یه کوچولو فرق داشت بیشتر و بیشتر تا اینکه کلا شما رو باور کردم

    خدا شاهده از اون موقه که با شما و فایل های رایگانتون آشنا شدم همه چیزم تغییر کرد.ایمانم قویتر شد احترامم بیشتر شد اعتماد به نفسم رفت بالا و…..به جایی رسیدم که به رفتارهای گذشتم خندم میگیره و این از لطف وبرکت پروردگارم و فایل های رایگان استاد عباس منش که نیاز رو برطرف کردی بزرگم کردی به لطف الله و بزرگتر هم خواهم شد( همین که نیاز بزرگ آدم ها رو برطرف خواهی کرد در پروازی)امیدوارم که موفق و سربلند باشی که هستی و خواهی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهره اخلی گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلااااام عالی بود استاد بسیار لذت بردم، کلام شما بسیار عالی و تاثیرگذار بود، واقعا موافقم که تا کسی از ما کمک نخواسته نباید کمکی کنیم ، یاد کلام بزرگوار عزیزی افتادم که می گفت به خیر و شر کسی کار نداشته باش حتی نزدیک ترین ها که دردسر میشه، هر کدون از ما باید روی خودمون کار کنیم که اگه این بشه دنیا گلستان میشه

    التماس دعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ونوس گفته:
    مدت عضویت: 2522 روز

    سلام‌ دوستان

    تورخداااا موضوع این فایل جدی بگیرین من خانواده درون قدر از این موضوع ضربه خوردیم که نگو

    ۲۶سال پیش پدر و‌مادر من یعنی پدرم مادرش وپدرش اورد پیش خودش‌ یعنی زمانی که همه‌بچه های پدربزرگ‌مادر بزرگم‌ رفتن‌سرخونه زندگی هاشون پدرم‌ به‌حرف اینکه دارم‌به پدر مادرم‌خدمت میکنم کمک میکنم اونارو اورد پیش خودشون باورتون نمیشه الان۲۶ساله شب روز تو‌خونه ما جنگه مادرم‌و مادر بزرگم‌ک میشه مادرش شوهرش‌ اصلا اخلاق هاشون باهم‌نمیخونه پدرم‌واقعا ذله شده‌میان دعواهای این دو‌تازه مادر بزرگم‌همیشه به مادرم‌میگه تو به من ظلم‌کردی بدیختم کردی میبینم از اون یکی بچه هاش بیشتر راضیه تاپدر من

    پدرم مدتهاس پی‌ب اشتباهش‌برده اما الان‌ب دلایل

    اینکه پیرن یا‌دورروبر چی میگه دیگ نمیتونه کوتاه بیاذ و‌اینگونس که عمر عزیز یه نفر بایه دلسوزی الکی تباه‌میشه

    وخونه همیشه جنگه‌ این مسله رو‌دست کم نگیریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: