همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 56 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2100 روز

    به نام نامی دوست که هرچه داریم از اوست سلام به همه عزیزای دلم به قول سعیده جون در غار حرا

    سلامی به زیبایی نور آسمان‌ها و زمین.

    خداجونم خوش حالم برای پیشرفت چشم گیرم در سلامتی در توکل و اعتماد به تو و تکیه کردن به‌تو

    رب العالمین جونم خوش حالم برای دیدن خنده‌های از ته دل مامانم و حال خوبش

    خوش حالم برای این که بهم گفتی از شادی اطرافیان خوش حال باش اما وقتی حالشان بد میشه ازشون اعراض کن سعی نکن حالشون را خوب کنی چون تو خدا نیستی بزار تکاملش را طی کند او هم به اندازه تو به نعمت و آگاهی دست رسی دارد. همان طور که تو را هدایت می‌کنم و کردم به سمت دیدن زیبایی‌ها ، بی‌خیال‌تر از قبل بودن، ایمان بیشتر به من داشتن او راهم به اندازه خودش هدایت می‌کنم .

    مریم به هیچ کس ظلم نمی‌شود هرکسی در هر جایگاهی هست در جای درست خودش هست‌. در مسیر رشد و پیشرفت همان جایی که باید باشه ، همان نقطه که یادمی‌گیره درس‌هایی که باید یادبگیره اگر تو بخوای بهش تقلب برسونی هم خودت تمرکزت از روی خودت و زندگیت برداشته می شه هم او آنچه که باید را دریافت نمی‌کند.

    سرت تو افکار و اعمال و باورهای خودت باشه‌ حواست باشه داری به چی فکر می‌کنی؟ چه احساسی داری؟ خوب یا بد؟ دلسوزی یا توکل و اعتماد به رب‌العالمین؟

    خیلی خیلی مهم هست دختر زیبا. مریم جان تو مسئول شادی و ناراحتی/ شکست و پیروزی زندگی هیچ کس نیستی و قدرت و توانایی برای تغییر زندگی و سرنوشت دیگران نداری همان طور که دیگران هیچ توانایی ندارند که در زندگی و سرنوشت تو در خوب و بد زندگی تو دخالت کنند. نمی‌توانند کاملا ناتوان هستند.

    چون این قانون جهان که هر انسانی مسئول زندگی خودش هست مسئول سرنوشت خودش هست چون خودش خالق اتفاقات زندگیش هست حتی کوچک ترین اتفاقات حتی اگر نداند از کجا و از کدام باورش آب می‌خوره. این سیستم این جهان هست و بوده و خواهد بود وسلام.

    مثال ساده اش ، همین تضادها در خود تو باعث شد کلت به سنگ بخوره و بفهمی حس قربانی بودن و دلسوزی کردن چه بلایی می‌تواند سرت بیاره و از روزی که فهمیدی و شروع کردی به تایید و تحسین و درک بهتر قانون و عمل بهش به لطف رب جونم تبدیل شد به فرصتی برای بهتر کارکردن روی خودت.

    حالا دنیایی با تو حرف می‌زدند هم، تو گوشت فرو نمی‌رفت که اگه می‌رفت الان به این تضاد نخورده بودی.

    در اطرافیانت چقدر از این مثال زیاد هست. مادری که تلاش کرد پسرش خوش بخت بشه، زمین و زمان رو بهم دوخت تا … اما نشد، چون خود بچه نخواست.

    برادری خونه و زندگی و ابرو خودش رو وسط گذاشت تا برادرش رو نجات بده از بدهی اما نتنها نشد بلکه خودش هم زندگیش به سمت خوبی پیش نرفت. و هزاران مثال دیگه

    خداجونم کمکم کن هدایتم کن در کوچک ترین چیزی که خواستم برای کسی دل بسوزانم یا دخالت کنم با نیت خیر ، قانون را همان لحظه به یادم بیار ، اعراض کردن را ، علیم و چیره بودن خودت بر جهانیان، وکیل و وصی بودنت محیط بودنت .

    هرچی که نیاز هست تا من عمل کنم به قانون و تمرکزم روی بهبود خودم باشه خدایا به هر خیری از جانب تو محتاجم.

    احساس عذاب وجدان الکی این مواقع را از وجودم بشور و ببر من نه در حق کسی می‌توانم کمک کنم و نه ظلم و کوتاهی چون تو خدایی و علیم و حکیم و همه به تو دسترسی دارند.

    خدایا مرا از این شرک رهایی بخش آمین یارب العالمین. دوست دارم رب عزیزم.

    چقدر این نگاه مهم هست یادت باشد اولین قدم برای همراه شدن با قوانین زندگی‌، دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران است.یادت باشد که: «ب» بسم‌الله قوانین این است که:

    تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء‌، نتیجه باورها و فرکانس‌های خودمان است. تا زمانی که این اصل را درک نکنی‌، راهی به مسیر هماهنگی با قوانین نداری و وقتی این قانون را درک نمایی‌، دیگر تلاشی برای تغییر دیگران انجام نمی‌دهی زیرا می‌پذیری که هر فردی هم اکنون در جای درستش است. همان جایی که نتیجه باورهای خودش است. همان باورهایی که هیچ فردی به جز خودِ آن فرد‌، توانایی تغییرشان را ندارد.

    تو نیامده‌ای تا دیگری را تغییر دهی. تو آفریده شده‌ای تا عهده‌دار امور خودت باشی.وقتی تلاش می‌کنند تا فرد دیگری را تغییر دهند‌، بیشتر از همیشه از مسیر رشد دور مانده‌اند.

    خیلی مهم که بیاد بیارم من خالق زندگی خودم هستم یعنی اگه روابطم مشکل دارد اگه بد رفتاری با من میشه اول از همه بیام ببینم چه باوری دارم که نتیجه‌ شده این رفتار نه که بخواهم فرد مقابلم را تغییر بدهم تا من رفتاری که می‌خواهم داشته باشه. خداییش هم خیلی سخته اما عمل بهش یعنی درک قانون و پذیرش قانون در غیر این صورت دارم از مسیر دور می‌شوم.

    در پناه رب العالمین شاد و پیروز در مسیر عمل به قوانین الهی باشید.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1343 روز

    به نام خدایی که هدایت می‌کند

    گام سیزده هم از پروژه گام به گام

    و خداوند سرگذشت هیچ قومی رو تغییر نمی دهد

    تا زمانی که بخواهند تغییر کنند

    و بزرگ ترین کمک ما به دیگران اینه که ما در مسیر درست باشیم

    و الگو ونشانه ای باشیم برای تغییر دیگران

    قُلْ یَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَکَانَتِکُمْ إِنِّی عَامِلٌ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣٩﴾

    بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل می کنم، سپس خواهید دانست، (39)

    40

    مَنْ یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخْزِیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ ﴿۴٠﴾

    چه کسی را [در دنیا] عذابی خوار کننده بیاید، و [در آخرت هم] عذابی جاودانه بر او فرود آید. (40)

    41

    إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ ﴿۴١﴾

    ما این کتاب را برای مردم به حقّ و راستی بر تو نازل کرده ایم؛ پس هر که هدایت یافت، به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شد، فقط به زیان خود گمراه می شود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نیستی، (41)

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    احمد پرندوار گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    با سلام به همه دوستان عزیزم

    خیلی از دوستان گفتن اینکه ما دلسوزی میکنیم در حق دیگران ریشه در این هست که عدل خداوند رو باور نداریم این بجای خودش واقعا درست هست

    اما من فکر میکنم اینکه میخوایم دیگران رو نجات بدیم دلیلش شاید این باشه که در کودکی کسی صدای فردی که دلسوزی افراط داره رو نشنیده بهش توجه نشده و حتی کمک نشده و مورد توجه واقع نشده ،،پس این خلأ های درونی ما هست که باعث میشن بخوایم امروز وقتی کسی داره از نگاه ما بد زندگی می‌کنه ما نجاتش بدیم احساس می‌کنیم داره غرق میشه ،نهه این کاملا غلطه همون آدم اگر بخواد تغییر کنه خودش رب داره و خودش می‌تونه درخواست بده تا اجابت شود

    پس بهتره ما باز بریم روی خودمون خلأ های درونی خودمون کار کنیم تا بفهمیم از روی چه خلأ درونی داریم چنین کاری می‌کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 907 روز

    قطعا خداوند وضعیت هیچ قومی را تعییر نمیدهد مگر اینکه خودشان (دروناً)تغییر کنند.

    (بخشی از آیه 11 سوره رعد)

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم ،

    خانم شایسته عزیز ،

    و همه دوستان و خانواده خودخواسته خودم در این سایت الهی.

    همه ما شنیدیم که میگن :

    بشکنه این دست که نمک نداره.

    فلانی خوبی بهش نیومده.

    یا بحث امر به معروف و نهی از منکر که واضح تره در این زمینه.

    استاد تو فایلای قبلی یه مثالی زدن در مورد پیامبر و خداوند (خداوند مدیر و پیامبر معلم مدرسه)

    وضعیت ما و استاد و خداوند هم همینه.

    فرض کنیم این جهان مثل دانشگاهه و ما با انتخاب درس و استادی که دوست داشتیم باهاش درسا رو بگیریم آشنا شدیم و ثبت نام کردیم و کلاسا شروع شده و در حال برگزاریه.اومدیم توی کلاس (سایت) و نشسیم پای صحبتای استاد .استاد یکسری مسائل اساسی و اصل و قانون جهان رو با مثال هایی از خودشون یا دوستانی ، بیان میکنه.

    ما چاره ای جز باور کردن و ایمان و درک این قوانین نداریم.استاد مطالب رو میگه و رد میشه ، اونی که لپ مطلب رو گرفته و درکش کرده که اونو بارها و بارها تمرین میکنه برای خودش ، توی زندگیش.

    اونی ام که فقط توی کلاس حضور فیزیکی داره ، یعنی نه درک میکنه و نه میگیره که استاد چی میگه ، در این حالت سوالی براش پیش نمیاد.

    در آخر هم وقتی شرایطش پیش اومد (امتحان) با خودش میگه ، این کجا بود؟

    یا اگرم نگه ، بنا بر تجربیات قبلی و یا دانسته های تئوری خودش ، جواب رو میده.

    ما باید بپذیریم و باور کنیم و ایمان داشته باشیم که هیچ گونه تاثیر و تغییری رو در دیگران نمیتونیم ایجاد کنیم.حتی اگر خودمونو بکشیم هم نمیتونیم.

    حالا یه مسئله ای که باید بهش توجه کنیم ، اینه که ، جهان ، جهان فرکانسیه و ما موجودات فرکانسی.

    یعنی چه؟

    مفهومش واضحه..جهان با روش کار ، کلمات ، رفتار ، بیان ما کاری نداره ، اصلا درکش نمیکنه.

    جهان فقط فرکانس ، احساس ، ارتعاش ، رو میشناسه.

    طبق همون پاسخ میده.

    حالا باز یعنی چه؟

    یعنی اینکه ، مجتبی حسنی ، که اومدی بارها و بارها فایلارو گوش دادی ، بالاخره یکسری مسائل رو یاد گرفتی ، فهمیدی چی به چیه…درسته؟ خب آره…

    حالا اگر توی عمل تمرینش نکنی و مواظب نباشی ، توی روند زندگی ، یکسری مسائل پیش میاد که تو هستی و ذهن نجواگرت.

    ذهن همون شیطانه…شیطان حضرت آدمو فریب داد توی لباس یه زاهد و عابد و مشاور و شخص خیرخواه.

    حالا تو هم انسانی ، شرایطی پیش اومده ،

    اولا که :

    تو ، توجه کردی بهش ،

    1-اگر موضوع ، موضوع مثبتیه ، که خداروشکر ، بازم بهش توجه کن ، اگر احساست خوبه..اگر تو هم میخوای تجربش کنی..

    2-اگر موضوع ، موضوع منفیه ، که تو با توجهت ، داری دعوتش میکنی به تجربیات زندگیت..

    3-توی شرایط دیگه ای ، نمیتونی تحلیل کنی که موضوع مثبته یا نه ، اون موقع سریع برو به احساست توجه کن ، باز اگه حست خنثی بود ، به این فکر کن که این مسئله که داری بهش با فکر کردن ، با شنیدن ، با دیدن ، با صحبت کردن ، توجه میکنی رو ، آیا دوست داری تو هم تجربه کنی ؟

    جواب اگر آره بود که بیشتر توجه کن و اصلا برو تو دل ماجرا و با طرف حرف بزن که چه باورا و شخصیتی در این خصوص داره ، و اگر جوابت نه بود که بکش کنار و اصلا نزدیکش نشو.

    توی مسئله دوم ، بعضی افراد ، مثل خودم ، با استفاده از دانسته های عمل نکردشون ، میشن تحلیلگر مسائل.

    این تحلیل ذهنی ، فرقی نداره با واقعیت.

    “جهان ، تفاوت واقعیت و تجسم ، تصور ، کار ذهنی رو درک نمیکنه ، جهان تنها و تنها با فرکانس ما کار داره.”

    حالا شروع میکنیم به تحلیل کردن مسائل دیگران ، که با توجه به این قانون جهان هستی ، طبق این روند اون شخص ، و طبق دانسته های من ، این مسئله براش پیش میاد.حالا نگاه کن.

    یا اینکه یه ناخواسته داری ، خواسته توئه ، ولی در حقیقت ناخواسته ست. (عجب!)

    بله ، خواسته توئه ، ولی برای جهان ناخواسته معنی میشه.چطور؟

    اینکه تو بخواهی ، دیگران رو تغییر بدی ، اصلا توی خواسته هات نوشتی خدایا من دوست دارم فلانی هم بیاد توی مسیر ، همراهم بشه ، گیر نده ، یا خدایا کمکش کن تا کج نره و بیاد توی راه راست.

    این خواسته ها ، در حقیقت ناخواسته های ماست.

    هر خواسته ای داریم ، باید بهش فکر کنیم ، که این خواسته از کجا نشات میگیره.

    مثلا من میگم خدایا دوست دارم ، امروز 4 تا مشتری داشته باشم.

    وقتی میخوام تجسمش کنم ، میبینم حسی ندارم در موردش ، دوست دارم برام اتفاق بیفته ها ، اصلا از خوشحالی بال درمیارم ، اما موقع گفتنش حسی ندارم ، بقول استاد احساس باز شدن قلبم رو حس نمیکنم‌.

    اینجا باید بگردم دنبال ترمز ، بگردم دنبال ریشه این خواسته (خواسته ای که در حقیقت ریشه در ناخواسته من داره )

    وقتی این خواسته ناخواسته رو مطرح میکنم ، شرایط به سمتی میره که ، من برای اینکه طرف رو مجاب کنم و بخوام روش تاثیر بزارم ، شروع کنم به صرف انرژی خودم ، شروع کنم خلاف مسیر قانون حرکت کردن.

    با این کار شروع میکنم با تبر ضربه میزنم به ریشه خودم.

    و آرام آرام شرایط به جایی کشیده میشه که نباید کشیده میشد ، من نمیخواستم که اینطور بشه ، که من بجای اینکه روی خودم کار کنم ، جهان خودم رو تغییر بدم تا جهان اطرافم تغییر کنه ، داشتم با جهان مقابله میکردم ، خواسته یا ناخواسته شم برای جهان فرقی نداره .

    بعد از مدتی باز شرایطش پیش میاد برات که تحلیل کنی ، یا نه ، شاید شرایطی پیش بیاد که بخوای عملی انجامش بدی.

    اینبار اگر از سری قبل تجربه شو گرفته باشی ، درسشو درک کرده باشی ، فهمیده باشی که این مسیر پره آتیشه ، نباید بری داخلش، باید به خودت تبریک بگی.

    وقتی برای بار دوم این مسئله میخواست برام اتفاق بیفته ، اولش نسنجیده گفتم باشه ، ولی عصرش با درک این موضوع ، به طرفم گفتم ،

    “من چیزی بلد نیستم ، اونا دوتا انسان بالغ و عاقلن و خودشون میتونن برای زندگیشون تصمیم بگیرن.”

    و براحتی مسیرم رو اصلاح کردم.

    الان دیگه اون خواسته ی ناخواسته رو نه دارم و نه مطرح میکنم.و اگر یه زمانهایی ذهنم شروع کنه به نجوا ، تو نطقه خفش میکنم و میگم اگر مردی ، اگر تحلیل گری ، خودتو تحلیل کن و با ارسال فرکانس مناسب ، زندگی خودتو پیشاپیش اونجور که دوست داری رقم بزن…اون موقع اتفاق که افتاد میگی خدایا شکرت که من اینو با قدرتی که بهم دادی خلق کردم تو جهان مجازیم و با حفظ احساس خوب و توکل و امید ، الان دارم تجربش میکنم.

    خدایا شکرت ، خدایا هزاران بار شکرت…

    در حمایت الله یکتایی که از رگ گردن به همه مون نزدیکتره ، شاد و سلامت و ثروتمند و متنعم از سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فروغ گفته:
    مدت عضویت: 772 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خداوندی را سپاس که رحمتش همه جا را فراگرفته است . خداوندا از تو درخواست هدایت میکنم .

    استاد جانم باز هم فایل توحیدی دیگر

    فایلی که اگر درک شود و عمل شود باعث سعادت در دنیا آخرتمان خواهد شد .

    به قول برادر عزیز آقای رضا احمدی

    در قران آمده است :

    إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

    خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد

    مگر اینکه

    آنان خود را تغییر دهند.

    یعنی خداوند هم در صدد تغییر به زور و اجباری هیچ کس نیست .

    استاد عزیزم . هر چقدر با آموزه های شما پیش میروم میبینم هنوز هم باید یادبگیرم . هنوز هم باید عمل کنم .

    این شعر بی نظیر مولانا که می فرمایند :

    اَنصِتوا را گوش کُن ، خاموش باش / چون زبانِ حق نگشتی ، گوش باش

    در واقع اعمال و رفتار من باید زبان بگشاید و سخن بگویید نه زبانم وگرنه دچار خسران در دنیا و عقبی خواهم شد و هیچ نتیجه ای برای هیچ کس و به خصوص خودم نخواهد داشت .

    باید تا میتوانم روی خودم ، روی تغییر باورهایم و کسب نتایج کار کنم و با نتایجم صحبت کنم .

    استاد جان سپاسگزارم ازتون بابت این آگاهی ها .

    برای خودم و همه ی عزیزانم قلب متذکر ( مرتب یادآوری و تذکر به خود ) آرزومندم .

    میبوسمتون . در پناه خداوند رحمن و رحیم باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    نیکا ... گفته:
    مدت عضویت: 2571 روز

    سلام

    روز سیزدهم سفرنامه

    من قبلا خیلی سعی میکنم دیگران رو تغییر بدم مثل یکی از دوستام که همیشه هر چی رو که بلد بودم بهش می گفتم و بعد میدیدم که هیچ تغییری نکرده ناراحت میشدم ولی باز هم ادامه میدادم هنوز این قانون رو نمیدونستم بعد که با اومدن به این مسیر زیبا متوجه شدم که افراد باید خودشون بخواهند که تغییر کنند وبه عجزشون برسن تا در مسیر تغییر قرار بگیرن و ما هیچ کاری برای دیگران نمیتونیم انجام بدیم بجز برای خودمون دست از این کار البته تا حدود هشتاد درصد برداشتم .امیدوارم که به صد برسه .

    خدایا شکرت به خاطر این مسیر زیبا .

    استاد واقعا ازتون متشکرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    MM گفته:
    مدت عضویت: 1899 روز

    سلام خداراشکر که۱۳روز سفرنامه را اغاز کردم

    چیزی که دراین فایل یاد گرفتم این بود که خداوندبین بندگانش فرق نمی گذارد وهمه می توانند ازاین سفره نعمات خدا به یک اندازه استفاده کنند فقط بر می گردد به گنجایش فکری هرفرد که چطور با کار کردن برروی ذهنش و ایجاد ایده های مفید از این نعمات بیشتر استفاده کند اگر بغیرازاین بود که عدالت خداوند زیر سوال می رفت

    باید باورفراوانی رادر خودمان افزایش دهیم باور لیاقت که مالایق بهر ه وری ازتمام نعمات را داریم

    استاد متشکرم از دریافت این همه آگاهی

    خدایا سپاسگزارم خدایاسپاسگزارم خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    نوید زاهدی گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    روز سیزدهم سفرنامه

    چقدر خوبه که این موضوع رو عمیق درک کنیم که همه ی ما آدما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم . چقدر مثال رستوران این موضوع رو شفاف کرد

    خدارو شاکرم بابت اینکه هر روز و به صورت منظم دارم رو باورهام کار میکنم

    یه جا خوندم نوشته بود زمانی که‌شکر گزاری میکنی زمانی که با خدای خودت ارتباط میگیری باید انقدر این حس عمیق باشه که موهای تنت سیخ شه و از درون یه حس آرامش عمیق داشته باشی ، امروز به شدت این رو لمس کردم

    از روزی که شروع کردم به نوشتن نشانه‌های هر روزم ، جهان قانع شده که باید هر روز نشانه هایی رو برام ایجاد کنه و این یعنی همون باورهایی که درست نهادینه شده در وجودم‌و پاسخ اون قرار دادن من در‌موقعیت مناسب و آرامش بخشه

    خداروسپاس برای نشانه های امروزم که از هر روز بیشتر بود و با نوشتنشون باعث شد حالم خیلی بهتر بشه و کاملا واضح ببینم که پاسخ فرکانس های درستم چه اتفاقاتی بوده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    میثم شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1577 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسیم

    رد پای سیزدهم رو براتون می نویسم .

    من تجربه خولی نسبت به صحبت های استاد تو این فایل فرمودن دارم .

    پدر من بعد ورشکستگی و مهاجرت مون از استان قم به تهران و با شرایط خیلی سخت زندگی مون رو دوباره شروع کردیم از صفر و بخاط اینکه مخارج بالا بود مادرم هم مشغول به کار شو و من سن زیادی نداشتم و پنج برادر بزرگ تر از خودم داشتم و همه مجرد بودیم با کلی دردسر و من از اون روز ها تنها خاطراتی که دارم فقط سختی کشیدن مادرم یادم میاد و همیشه ناراحت بودم که کاری از دستم بر نمیاد و همیشه شاهد سختی کشیدن و پدر و مادرم بودم .

    و همیشه آرزو می‌کردم روزی به ثروت برسم فقط نزارم مادرم پدرم سختی بکشن و از این شرایط نجاتشان بدم خداروشکر میکنم که الان به آرامش رسیدن همه برادرام ازدواج کردن .

    و خداروشاکرم که همچین پدر و مادر زحمتکشی دارم و سایفون بالای سرم هست .

    من با دیدن این فایل و فایل های قبلی استاد یاد گرفتم حس مسئولیتی که همیشه دنبال خودم میکشیدم اشتباه بوده که من باید از شرمندگی پدر مادرم در بیام باید یجوری یه راهی باید پیداکنم تا مادرم دیگه سر کار نره همش منتظر یه ثروت زیاد بودم یک شبه به من برسه تا نجاتشان بدم

    و چند سالی میشه که با قانون جذب آشنا شدم و روی باورم دست و پاشکسته سر در گم داشتم کار می‌کردم تا یا سایت استاد آشنا شدم و انقدر عالی دارم پیش میرم به لطف خدا که خودم با نتایجی که دارم میبینم مشتاق تر از همیشه دنبال هدایت های خدا توی زندگیم میگردم . و تا امروز فوقالعاده بوده برام .

    و تجربه جدیدم اینه وقتی با قوانین آشنا شدم و به درستی مطالب استاد ایمان آوردم خیلی دوست دارم همسرم هم با قوانین آشنا کنم و باهم تو ایم مسیر پیش بریم و با شناختی که از همسرم دارم و از شروع زندگی راهنمایی هایی که کرده و نتیجه هایی که دیدم مطمئن هستم خیلی خیلی زود میتونیم با درک قوانین به همه خواسته هامون برسیم که من خیلی تلاش می‌کنم همسرم رو با قوانین و باورهای مخربش آشنا کنم ولی متاسفانه هرچی تلاش می‌کنم انگار بدتر میشه . و از استاد یاد گرفتم رها کنم و روی خودم تمرکز کنم و خداروشکر خیلی آروم شدم و دیگه کاری به همسرم ندارم و یواش یواش شاهد این هستم که با من خیلی رفتارشون بهتر شده و من رو درک میکنه و ایمان دارم با کمک و هدایت خداوند مهربان و آموزش های استادم به این هدفم میرسم .

    خدای یکتا را شاکرم که با شما هم فرکانسیم و استاد عزیزم آشنا شدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: