همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم - صفحه 81 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1282 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد باقر حسن نژاد گلوسالاری گفته:
    مدت عضویت: 1085 روز

    با سلام و احترام

    چقدر جالبه که خودم این تجربه را دارم و بعدش پشت دستمو داغ کردم که محبت و کمک بیجا به کسی نکنم

    متوجه شدم تمام تمرکزم رو برای خودم بزارم.

    چون وقتی که موفق بشم . هر کسی که خواهان موفقیته میاد و ازم در موردش سوال میکنه.

    باور اشتباه : ما می‌توانیم دیگران را تغییر دهیم

    باور درست : ما توانایی تغییر هیچکس جز خودمون رو نداریم .

    این موضوع باعث شد تا قدر وقت و انرژی ام را بیشتر بدونم و به خودم بیشتر اهمیت بدم.

    همه یه روزی میرن . تنها کسی که باهامونه خودمونیم

    پس چقدر بهتره که اول از همه بذر آرامش رو توی وجود خودمون بکاریم .

    واقعا بعضی ها باید درد رو احساس کنن تا متوجه قانون جهان بشن .

    کمک بیجا گدا پروری میاره .

    بهترین راه رسیدن به آرامش و ثروت و عشق اینه که باور داشته باشیم و ایمانمون رو تقویت کنیم

    سپاسگزارم از استاد گرامی و خانم شایسته و بقیه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    کیمیا آدمپور گفته:
    مدت عضویت: 442 روز

    درود بر عزیزان هم مداری هم

    این فایل هم به مانند دیگر فایل ها ارزشی دارد که قیمت ندارد ممنونم و سپاسگزارم برای این آگاهی

    موضوع خیلی جالبی بود واقعا که برای اون خانوم و همسرشون و اون جوان 19 ساله که اتفاق افتاده بود و به قول خودتون واقعا با زندگی ما ایرانی ها ملموس تره و من خودم کلا یه جوری بودم که اگه یه حقوقی می گرفتم یا پولی فرق نداشت چه قدر ای به این کمک کنم به اون کمک کنم و تهش برای خودم نمی موند چیزی و خدای من آخه یکی بگه تو درست متوجه بشو موضوع رو بعد انجام بده و از موقعی که در این مسیر قرار گرفتم همش دلم می خواد هر کسی رو که می شناسم بیارم در این مدار اما غافل از این که تو نمی تونی به زور کسی رو بیاری در مدار درست تا زمانی که خودش نخواد و بخواه و ایمان داشته باشه به اونچه که می خوای میرسی و بعد خود افراد میان و میگن چیکار کنیم دقیقا این قضیه برای خودم پیش اومد می دونستم برادرم در این مسیرو مدار درست هست اما خب نمی شد و یا خودم نمی خواستم و میگم حتی من دو یا چند بار فایل های آقای عباسمنش رو گوش دادم و ارتباط برقرار نمی کردم لاکن وقتی دیدم برادرم یکی از موفق ترین مردان این کشور هست و قطعا تا چند وقت دیگر یکی از برترین مردان این جهان هم میشه رفتم سمتش گفتم چیکار کردی واقعا که به اینجا رسیدی و برادرم تا الان چیزی کم نگذاشته اول که سایت آقای عباسمنش بعد خرید کتاب های که خیلی به خودش کمک کرده و….

    و واقعا خدای من ممنونم و سپاسگزارم برای این اطلاعات و آگاهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    علی یکتاجو گفته:
    مدت عضویت: 1240 روز

    به نام خالق زمین واسمان ها

    سلام به همه افرادموفق وپرانرژی سایت زیبامون

    میخام تجربه خودم درزندگیم روازاین فایل بهتون بگم امیدوارم براتون مفیدباشه

    من توخانواده ای وطایفه ای بشدت درس خوان بزرگ شدم تقریبا90درصدفامیل هاواشناهاتوادارات مختلف کارمندهستند

    امامن پس ازمدتی تصمیم به ترک تحصیل کردم وادم ویاکسی نبودکه منوببینه ومنونصیحت نکنه درگیری باخانوادم زیادترشدو……

    بالاخره کاربجایی رسیدکه باپدرومادرم نشستم حرف زدم وگفتم من نمیخام درس بخونم واگرم تااخرعمرم ازشماپولی خاستم بگیرم بی عرضه هستم وطی مدتی کلاباهم قهربودیم امادست ازکارکردن برنداشتم هرچی روکه میخاستم باتلاش وحق الزحمه خودم میخریدم

    سیگاری بودم ادم هایی انقدمیومدن میگفتن نکش فلانه و…..درحالی که خودشان سیگاربدست منونصیحت میکردن وخندم میگرفت ازکاراشون

    درباره تصمیمم اصلادودل نبودم اصلاناراحت نبودم چون اینطوری هم شادبودم هم نقش بازی نمیکردم خودواقعیم بودم

    خلاصه بعدازگذشت مدتی کارگری بالاخره به لطف خداوندتوانستم کاری برای خودم بطورمستقل داشته باشم ومنتظرچندرقاز دولت نبودم ومدام روزبه روزافزایش درامددارم تااینکه تومراسمی کل پسرعموهام منودوره کرده بودن شایدباورتون نشه اماتک تکشکن کارمنوتحسین کردن ازکارشون گلایه مندبودن وازمن مشورت میگرفتن یعنی منی که بخاطرترک تحصیل بقول خودشون ابروی طایفه روزیرسوال برده بودم

    پدرومادرم تحسینم میکردن اماچه زمان بقول استادبزرگوارم زمانی که به درامدبالارسیدم زمانی که خودم باپول خودم رفتم سربازی زمانی که بدون گرفتن پول ازکسی کارخودموشروع کردم زمانی که باپول خودم زندگی تشکیل دادم زمانی که باپول خودم عروسی گرفتن خداروشکرمیکنم بخاطرنعمت های زندگیم خداروشکرمیکنم که لحظه ای منوازدادن ایده ونشانه دودل نکرد خداروهزاران بارشکرمیکنم که استادی همچون عباسمنش روواردزندگیم کردتاباقوانینش بهتروباسرعت تربتونم خواسته های دیگه ام رورقم بزنم خدایابازهم شکرت چون هرچقدرازت سپاسگزاری کنم بازهم کمه

    ممنونم ازهمتون دلتون شاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سحر دامن زن گفته:
    مدت عضویت: 2079 روز

    ,ردپای روز سیزدهم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    ودوستان ارزشمند

    امروز انگاراین فایل جواب من داد که ما توانایی تغییر هیچکس رو توی زندگی نداریم

    من مدت ها به جای تمرکز روی خودم تمام توان و انرژیم گذاشتم روی خانواده و همسرم

    تمام انرژیم رو گذاشتم دوستام

    ولی خدارو شکر از وقتی به صورت جدی اومدم دوره های استاد عزیزم گرفتم تمرکز روی خودم و سعی میکنم که خودم به شناختم خودم برسم

    و کاری به هیچکس نداشته باشم.

    چون تا من تغییر نکنم حرف زدن و. زمان گذاشتن در مورد دیگران فقط انرژیمان رو می خورد،،

    خدایا شکرت برای این آگاهی این فایل،,,،

    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    به نام الله یکتا

    استاد عزیزم ومریم جانم سلام

    چقدر من تلاش های بیجا برای بالا بردن فرکانس اطرافیانم کردم

    چقدر دستگیر بودم بعد طرف نه تنها فراموش کرده بلکه طلبکارم بوده

    مدتی بود درگیر بودم که خواهرم رو هم فرکانس با خودم بکنم تا بتونم دوره عزت نفس و بخرم

    مدتها تلاش کردم و دنبالش و گرفتم اما همه چیز بهم گره خورد

    ولی بعد فهمیدم دارم راه رو اشتباه میرم

    واسه همین رها کردم و بخدا سپردم

    مطمئنم در زمان درست دوره عزت نفس رو میخرم

    من تو این سفرنامه داریم ردپا میذارم که یادم بمونه چقدر تلاش کردم که تکاملم و طی کنم برای رسین به مدار بالا

    عاشقتونم

    درپناه الله یکتا شاد ثروتمند سلامت و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    آرزو گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    سلام به همه عزیزان ردپای سیزده

    خدای من چقدر این فایل قشنگ بود خدای من کمکم کن من به این باور برسم که نمیتونم به کسی کمک کنم تا خودش نخواد من خیلی سردرگمم در مورد پسرم که ۱۳ سالشه وقتی این فایل گوش کردم با خودم میگم ببین پس تو نمی تونی مجبور کنی درس بخون درس بنویس گوشی بازی نکن ولی نمیدونم چطور باید باهاش رفتار کنم همش فکر میکنم اگه من بهش تذکر ندم اون فراموش میکنه کارهاش انجام بده و گفتن من هم باعث این شده روابطمون بد بشه بحث ها مون بیشتر بشه نمیدونم چیکار کنم با خودم تصمیم میگیرم کاری نداشته باشم مسائل مربوط به مدرسه رو بسپارم به خودش اما یه چیزی میاد میگه اون هنوز بچه اس باید تو بهش بگی تا کارهاش و انجام بده اما وقتی میام میگم کارمان به بحث می کشه تا دیشب به من گفت بابا تو کارهای من دخالت نکن هم خودت راحت تری هم من خودم انجام میدم ولی آخه اگه من نگم اصلا حواسش نیست همش ید گوشی بازی پی اس میکنه یا توپ برمیداره تو خونه بازی میکنه همش میگم یه وقت اگه درس نخونه معلم دعواش میکنه و دیگه به این روند عادت میکنه نمیدونم چیکار کنم رها کنم چون طبق گفته ی استاد شاید بعضی از مسائل به ظاهر بد برای رسیدن به هدفش نیاره فقط از خدای مهربون میخوام به من اطمینان بده با قلبی آروم و مطمئن تصمیم بگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    رضا طحانی گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    روز سیزدهم تولدم

    خدایا شکرت که در تمام لحظاتم و در تمام مراحل زندگیم همواره مرا هدایت حمایت و حفاظت میکنی

    سلام به استاد و تمام دوستان عزیز

    چقدر زیبا و عالی و در زمان مناسب من این فایل را گوش کردم و چقدر تاثیر گذار بود برایم در صورتی که این فایل را قبلا گوش داده بودم و چون در فرکانسش نبودم بصورت یک داستان برام بود

    ما همه به یک اندازه به تمام نعت های خداوند دسترسی داریم ولی همیشه این خودمان هستیم که این نعمت ها را از خودمون محروم میکنیم و یا حتی وقتی هم بدست بیاریم قدردان نیستیم و چون بخاطر باورهای نامناسب باعث ناراحتی خودمان میشم که دقیقا من با خودم این کار را کرده بودم از در و دیوار برام همیشه نعمت و فراوانی و ثروت می بارید ولی چون ظرفم سوراخ بود نه اصلا ته نداشت هر لحظه خودم را زجر میدادم

    اما چطور

    هدایت و آگاهی فوق العاده و نابی که خدواند دیشب به من کرد و به زیبایی جوابم را داد

    از روزی که متعهد شدم که بر روی خودم کار کنم و با خودم گفتم یکبار برای همیشه از ریشه و پایه همه جیزم را درست کنم شروع شد

    و هر روز یکم بهتر شدم و خودم تغییرات را در خودم میدیدم چه چقدر دارم بهتر میشم و روند پیشرفتم چقدر عالی داره حرکت میکنهو هر لحظه مصمم تر میشدم و یک گزینه مرا محکم تر میکرد که راهم درسته اونم این بود که همه میگفتن چقدر تغییر کردی اما نه اون تغییری که از دید اونها خوش بیاید

    هر لحظه تو گوشم میخوندن باشه خوبه که میخواب خدای گونه رفتار کنی ولی فلان کار هم در کنارش انجام بده مثل این که با ابراز نارحتی شون میخواستم مجبورم کنن که افکار و عقایدشون را تایید کنم و یا گاهی حرف ها و اعمال خودم را به خودم باز میگردوندند

    ولی خدای قشنگم هر لحظه با من بود و هست و مرا قویتر میکرد

    هر روز که روی خودم کار میکردم و اولین کاری که کردم شناسایی باورهای مخربی بود که همه از طریق محافظت نکردن ورودیهام بود و چقدر زیبا خداوند هدایتم میکرد تا دیشب که اتفاق جالبی افتاد که فهمیدم چه کرده بودم با خودم و خودم دستی دستی نعمت ثروت فراوانی را از خودم دور میکردم نه دو دستی دورتادور خودم یک حصار برقی کشیده بودم که از طریقی ثروت نعمت و فراوانی های خداوند به من میرسید بجای اینکه ازش لذت ببرم باعث درد و ناراحتی ام میشد.

    که از خودم پرسیدم قوانین خداوند داره جواب میده دارم میبینم حسش میکنم ولی چرا در مورد پول نصف ونیمه جواب میده یه بار هست یه بار نیست

    و خداوند به زیبایی بهم جواب داد و بهم گفت بخاطر این باورهاست

    باوری که از روی فقر نتوانستن و احساس گناه و کمبود در من ایجاد شده بود

    که همیشه بهم میگفتن اگر کسی کمکت کرد ضعف در توانایی توست اجازه نده کسی کمکت کنه

    اگه کسی خواست بهت پولی بده ازش نگیر مگه تو فقیری و محتاجی و درمونده ایی

    اگه کسی خواست کاری برات انجام بده یه نقشه ای برات کشیده و میخواد یا سرت کلاه بذاره یا بلایی سرت بیاره

    اگه پولی یا چیزی سر راهت پیدا کردی اگه دست زدی و برداشتی که باید ده برابرش رو پس بدی و اگه استفاده کردی که دیگه نابود شدی

    و از این دست حرف ها و افکار که در من شکل گرفته بود که من خودم را از همه چیز محروم کرده بودم

    دیشب همسرم که که از خونه دوستش برگشت کلی با خوشحالی و ذوق بهم گفت که دوستش بهش یه تی شرت کادو داده و در لحظه مثل همیشه این حس ناراحتی در من ایجاد شد و با خدای خودم گفتم هر لحظه در زندگیم به هر طریقی ثروت و نعمت و فراواتی وارد میشه ولی چرا به اسم من نیست چرا هر کی هر کاری انجام میده به اسم همسرم هست (البته همیشه این سوال را میکردم ولی چون هنوز در فرکانسش نبودم جواب را متوجه نمشدم)

    که در لحظه زنگی در وجودم به صدا در اومد و جواب را شنیدم

    خدا به زیبایی بهم گفت پسرم همیشه برات هر انچه که خواستی بهت دادم و دستانم را برات فرستادم این خودت بودی که رد میکردی ولی بازهم من بهت دادم

    خدای قشنگم ازت ممنونم که همیشه همراهم بودی و دستم را گرفتی این من بودم که دستت را رها میکردم

    خدا را هر لحظه شاکرم که در تمام لحظاتم همواره مرا یاری کرده

    در این لحظه خدایا متعهد میشوم که با اغوش باز پذیرای تمام ان چیزی باشم که از تو به من میرسد

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    محمد دالوند گفته:
    مدت عضویت: 3796 روز

    سلام استاد عزز بسیار ممون و سپاسگذارم از فایل زیباتون من خودم هم تجربه مشابه را داشتم توی زندگیم به علت اگاه نبودن از قوانین فکر میکردم میتونم به دیگران کمک کنم و جهان هم هر بار به من ثابت میکرد که کارت اشتباست و تنها راه کمک کردن به دیگران کمک کردن به خودمون هست چرا که یک کور نمیتونه عصا کش کور دیگه ای باشه خوشحالم که با شما و گروه خوبتون در مسیر زیبایی هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سعید کریمی تکلو گفته:
    مدت عضویت: 3049 روز

    با سلام خدمت دوستان عزیز واستاد محترم،به نظرمن وبا تجربه ای که از کمک کردن دارم این ست که واقعا بر اساس درخواست طرف مقابل وکسی که واقعاخواهان تغییر هست تنها کمک کردن به دیگران صحیح هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: