این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-11-08 10:37:442025-12-03 03:40:35همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود بر استادان عزیز عباسمنش و شایسته و تمام اعضای خانواده بزرگ عباسمنشی
ردپای روز سیزدهم.
همه انسانها به یک اندازه به نعمتهای خداوند دسترسی دارند فقط کافیه باورهای درست رو در جهت رسیدن و هدایت شدن به سمت این نعمتها در خودمون ایجاد کنیم.
هیچکس توانایی تغییر و تاثیر در زندگی دیگری رو نداره و تنها کاری که از دست انسان برمیاد اینه که خودش و باورهاشو اصلاح کنه.
من یک زمانی بعد از فوت مادرم خیلی نگران برادر کوچیکم بودم و یکسره حواسم بهش بود که یکوقت اتفاقی واسش نیفته یا مشکل و دردسر واسه خودش درست نکنه.ولی غافل از اینکه من کوچکترین تاثیری تو زندگیش نداشتم و ندارم.
بالاخره بعداز گذشت یک مدت فهمیدم که من مسئول زندگی خودمم هستم و بقول استاد هرکس تو هر جایگاهی هست همون جای درستشه.
برادر من نتیجه باورهای خودشو میبینه و منم نتیجه باورهای خودمو.
از یکجایی به بعد دیگه بهش کاری نداشتم و دیگه هیچی نگفتم.ولی از خدا میخام اونو هدایت کنه به مسیری که به اصلاح خودش و باورهاش ختم بشه.
استاد من چند سال است که دارم روی خودم در رابطه با اینکه به زور به بقیه کمک نکنم کار میکنم وخیلی مواقع اگر که تمرکزم رو حفظ نکرده بودم داخل این دام می افتادم خیلی وقت ها است که میخواهم در رابطه با قوانین دوستانم را هدایت کنم ولی حرف های شما یادم می آید و خودم را کنترل میکنم البته من چند بار داخل این دام افتادم و به درستی حرف شما ایمان کامل پیدا کردم
ممنونم بابت این قوانین کامل و جامعی که استاد به ما می آموزید
روز 13/ همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
اکثر ما ها چوب تلاش کردن برای تغییر دیگران رو خوردیم و منم که زیاد این چوب رو خوردم و خب درس هام رو گرفتم و دیگه سعی کردم نخوام کسی رو تغییر بدم و ارشادگر کسی نباشم. هر چند که استاد عباس منش بارها تاکید دارن که نخواید دیگران رو تغییر بدید ولی خب من هم گوش ندادم و کلی بلا سرم اومد. بنابراین یادم باشه من تا وقتی کسی خودش نخواد تغییرکنه نمیتونم اون رو تغییر بدم . چون هر کسی در جای درستیه که با باورهاش انتخاب کرده و همه ی ما به یک اندازه به خداوند به عنوان منبع نعمت و ثروت نزدیکیم .. چون خداونده که منبعه نعمت و ثروته و شیطان منبع بدی ها و الودگی ها و فقره !!!
و زندگی طبیعی یعنی داشتن دوستان خوب ،، داشتن ثروت و نعمت و سلامتی و برکت.. و اگر کم کم دارم دوستای خوب پیدا میکنم یعنی یه ذره زندگیم داره به سمت طبیعی شدن پیش میزه .. چون احتمالا دارم روی اخساس لیاقتم کار میکنم ..
چون باور عدم لیاقت در ذهن فرد ،، با اون فرد کاری میکنه که مسیر زندگیش در یک مسیر کاملا سخت و ناهموار و تنهایی و مشقت و بی پولی و سختی پیش بره !!! و برعکس باور احساس لیاقت مسیر زندگی فرد رو هموار و اسون و لذت بخش میکنه !!!
پس من زمانی میتونم زندگی افراد رو تغییر بدم که یک الگویی باسم که خودم زندگی خوبی رو از جنبه های مختلف ثروت و سلامتی و روابط تجربه کنم و اگر من خودم ثروت نداشته باشم چطور میتونم راجب پول با دیگران حرف بزنم ؟؟؟ اگر من خودم روابط خوبی نداشته باشم چطور میتونم راجب تغییر رابطه ی دیگر افراد اظهار نظر کنم ؟؟
فرض کنید یکی معتاده و میاد دیگران رو ارشاد و نصیحت میکنه که مواد چقدر تاثیر بدی داره و مواد رو ترک کنید و مثلا سیگار نکشید ،، حالا این درحالیه که طرف خودش غرق درر اعتیاد شده !!! خب مشخصه که حرف ها و نصیحت هاش پوچ و بیهوده و واهیه !!! اتفاقا اگر یک معتاد بره راجب ترک مواد دیگران رو نصیحت کنه ،، اولین برداشتی که مخاطب میکنه اینه که این یااارو بدبخت احتمالا حشیشی چیزی زده دچار توهم شده بدبخت خخخخ !!!
حالا فرض کن ،، یک فرد فقیر بخواد راجب پول با دیگران صحبت کنه ،، خب مسلما اولین برداشتی که مخاطب میکنه اینه که طرف توهم زده و اوسکول شده !!!
و منم یه مدت همش دنبال تغییر و ارشاد دیگران بودم ،، عااای تی وی نگاه نکنید ،، عاااای توی شیکه های مجازی ترید ،، عاااای ثروتمندان چقدرررر انسان های درستکاری هستند ،، عاااای هر کی ثروتمند شده به خاطر باورهاش بوده نه به خاطر شغلش ووووو و این درحالی بودن که خودم نتیجه نداشتم و اولین برداشتی که مخاطب از حرف های من میکرد این بود که احتمالا دچار توهم شدم !!!
راستش حقیقتش من الان اگر یه ادم درب و داغون بخواد نصیحتم کنه و حرف های قشنگ و جالب بهم بزنه احتمالا کمترین کاری که میکنم اینه که بهش بگم متوهم و اوسکول !!!
خب اینم از رد پای من از روز 13 ،، خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم
خدایاسپاس گزارم، مارابه راه راست هدایت کن راه کسانی که به انهانعمت داده ای، نه کسانی که برانان غضب کرده ای ونه گمراهان
روزشمارتحول زندگی من روز پنجاه وسوم
همه مابه یک اندازه به منبع نعمت وثروت، به خداوند دسترسی داریم
این جهان، جهان مدارهاست وهرکس درمداری قرارداره که بوسیله باورهایش ساخته شده، اینکه مابخواهیم، وبتوانیم مدارکسی روعوض کنیم، محال وغیرممکنه که مابتوانیم زندگی کسی رابه سمت خوبی ویابدی هدایت کنیم، اگرکسی نخواهدتغییر ویارشدوپیشرفت کند اگه ماهرچی تلاش هم بکنیم نمی توانیم کمکش کنیم واگرکسی خودش بخواهد که تغییر ورشدکنداگه همه افراتلاش کنن که جلورشدش رابگیرن ناموفق خواهند بود، جونجهان این کاروانجام داد
مثالی که استاد اوردن که جهان روبه یک رستوران سلف سرویس تشبیه کردن واقعا بی نظیره ودقیقا همینه این جهان همه چی هست وهرکس بخواهد هرانچه راکه دوست داردمی تواند بردارد، اگه کسی خودش چیزی نمی خواهدنیازنیست ماخودمون رابرای دیگران به اب واتش بزنیم
بایداجازه بدیم تاخودشون درفرصت وموقعیتی که میخوان قراربکیرن اگه بخواهیم تلاش کنیم که دیگران راتغییردهیم هم خودمون وهم اونها راازمسیرخارج می کنیم، بزرگترین کمک به خودودیگران اینه که روی خودمون کارکنیم خودمون به موفقیت برسیم والگوشویم برای دیگران، وقتی که مابه یک فردموفق تبدیل شویم نیازبه فشارنیست که بخواهیم روی اطرافیانمون تاثیر بگذاریم. انها خودشون پیگیرماجراخواهندشد
شادوپیروز باشید
اول خودم، همین الان که هم این کامنتو نوشتم افرادی میومدن توذهنم که ای کاش بهشون کمک میکردم، باید به خودم تعهد بدم تاوقت وانرژی ام را بیهوده هدرندم وتمرکزم روی خودم باشه
ما نمیتونیم سرنوشت کسیو نه به سمت خوبی و نه به سمت بدی هدایت کنیم
همونطور که جلوی کسی رو هم نمیتونیم بگیریم که به سمت خوبی یا بدی بره
نه میتونیم کمک بشیم نه مانع
فقط میتونیم زندگی خودمون رو تغییر بدیم تا زندگی شاد و خوشبخت و سالمی رو تجربه کنیم
تک تک ما به طور مساوی به خدا نزدیک هستیم و اگر قرار باشه از نعمت ها استفاده کنن خدا براشون کافیه ولی گاهی سختیها برای بیدار شدن و پخته شدن آدمها لازمه همونطور که من رو بزرگ کردن و رشد دادن… پس فقط و فقط باید با پیشرفت خودم و الگوسازی از خودم به دیگران هم کمک کنم
رسیدم به فایل سیزدهم از فصل اول با موضوع همه ی ما به یک اندازه به نعمتها دسترسی داریم…
خداروشکر میکنم که در این مسیر تاحد زیادی استمرار دارم …
واقعا خود منم همینطور بودم خیلی دوست داشتم برای خواهر خودم ،برادر خودم یکاری بکنم که توی این مسیر بیفتند و تغییر کنند اما نتونستم،خواهرم خیلی نسبت به این موضوع مقاومت داره و هروقت که بحثش میومد وسط با دلایل به نظر منطقی خودش سعی داشت منم متقاعد کنه که اینا چرت و پرته… ومن دراین شرایط تنها کاری که میکردم اینه که حرفاش رو میشنیدم و بعد دیگه ادامه نمیدادم چون طبق قانون ما نمیتونیم کسیو تغییر بدیم مگر اینکه خودش بخاد…از اونور این حرفا که به برادرم زدم خیلی مقاومت نکرد و با من همراه شد و الان به جایی رسیده که خودش به دیگران پیشنهاد میده که رو این مباحث کارکنند ….
همه ب ما به یک اندازه میتونیم به خواسته هامون برسیم اما همه چیز ب خودمون بستگی داره و عملکردمون…..
خدایا شکرت بابت اینهمه فراوانی و دسترسی به نعمت …
خدایا شکرت به خاطر قوانین ثابت و بی نظیرت…
تشکر میکنم از همه کسانی که برای خواندن این کامنت وقت میگذارند…
آنچه من از این قسمت درک کردم این هست که اگر فردی خودش بخواهد تغییر کند و ثروتمند شود و پیشرفت کند اگر ما نخواهیم او پیشرفت کند، نمیتوانیم جلوش رو بگیریم اما اگر فردی خودش نخواهد تغییر کند و خودش نخواهد پیشرفت کند اگر تمام جهان بخواهند او پیشرفت کند از انجامش ناتوان هستند.
این رو فهمیدم که درد و رنج و بیچارگی و بدبختی و بیماری نیاز هست برای بیدار شدن یک انسان و اگر ما بخواهیم جلوی این دردها و رنج ها و اتفاقات بد در زندگی دیگران را بگیریم و بخواهیم به افراد کمک کنیم باعث میشویم که هم خودمان ضربه بخوریم و هم به ان فرد ضربه بزنیم و بیدار شدنش را به تاخیر بیندازیم.
هر کس در یک زمانی بیدار خواهد شد، ما باید تسلیم باشیم در برابر این اتفاق
چطور میتوانیم به دیگران کمک کنیم؟ با پیشرفت خودمان با رشد خودمان با گرفتن نتیجه توسط خودمان میتوانیم باعث پیشرفت دیگران شویم. اگر زمانی که نتیجه گرفتیم کسی ازمون پرسید چطور نتیجه گرفتی و عطش یادگیری اش را داشت بهش بگوییم و حتی اگر ما بهش نگوییم خداوند از بی نهایت دستش او را راهنمایی خواهد کرد که پیشرفت کند.
افرادی که فکر میکنن ما برای خدمت به خلق آفریده شده ایم هنوز درست و حسابی خدمت نکرده و بلا سرشان نیامده است که اینطور فکر میکنند و یا قوانین را درست درک نکرده اند.
کمک کردن ما به دیگران به خودمان کمک میکند و در زندگی آن فرد تاثیری ندارد به این معنا که ما نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی ببریم و نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت بدی و بدبختی ببریم.. نه سرنوشت هر کس توسط خودش رقم میخورد
این رو باور کنیم که همهی ما دسترسی بی انتهایی به نعمت های خداوند داریم
همهی ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم و از این خان نعمت بهرمند هستیم
امروز یک نفر داشت پیش من در مورد این موضوع صحبت میکرد که قرآن هر چی گفته رو باید قبول کرد حتی گفته ذبح شرعی باید انجام شود باید انجام شود اگر گفته رو به قبله نماز بخوانید باید انجام بدهیم چون خدا به هزار و یک دلیلی که ما نمیدانیم این حرف را زده و باید قبول کنیم
من اصلا درمورد این موضوعات با کسی صحبت نمیکنم جز در سایت و نظرم را گفتم که من این را قبول دارم که قران کتابی عظیم و بزرگ است اما در مورد سخنانی که بیان میشود ما باید در خود قرآن تحقیق کنیم که ببینیم خداوند چه گفته است و شاید خیلی از صحبتها را افراد برداشت اشتباه خودشان از قران را بیان کرده اند و اصلا این موضوع اصل در قران نبوده است. مثلا در مورد قبله گفتم اگر این موضوع اصل بود خداوند در قران نمیگفت که به محمد و پیروانش نمیگفت مسجد الحرام قبله خودتان بگیرید و بحث قبله برای اتحاد مسلمانان بوده و چیز خیلی اصلی در قرآن نیست و اگر مهم بود میگفت باید الا و بلا سر همان قبله کعبه بمانید. و گفتم خیلی از افراد از این مباحث سواستفاده کرده اند و یک چیزهایی رو به عنوان اصل بیان کرده اند که اصلا جز محکمات قرآن نیست. گفتم مثلا حجاب همینطور هست، گفتن زینت یعنی موی زن و باید در مقابل یک سری افراد آزاد باشد اما برای دیگران پوشانده شود درصورتی که در قرآن زینت به عنوان موی زن بیان نشده است. نمیخواستم طرف را هدایت کنم و میخواستم نظرم را بیان کنم و انقدر فقط گوش دهنده و سکوت کننده نباشم. سپس احساس کردم که نکنه من دارم دیگران را تلاش میکنم که تغییر دهم اما اینکه همه اش بخواهم بشنوم افراد چیزهای کاملا اشتباه را بیان میکنند کمی بهم فشار وارد کرد که چرا باید این سخنان بیهوده را بشنوم و همهاش من سکوت کنم و هیچی نگویم، اما بعد از اینکه نظرم را گفتم دیگه ادامهاش ندادم و دیگه اصلا پیاش را نگرفتم و اصلا نخواستم که ثابت کنم من درست میگویم و از این بابت از خودم راضی هستم که نظرم را بیان کردم و از بحث بیهوده هم جلوگیری کردم.
کلا این موضوع تغییر دادن دیگران یک جورایی پاشنه آشیل هست و من باید تلاش بکنم که هیچگونه تلاشی برای اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم نداشته باشم و تمرکزم روی خودم باشد. اما آدم وقتی اینطوری میخواهد عمل کند همهاش سعی میکند که سکوت کند، ولی این سکوت هم یک جایی به من فشار وارد میکند که چرا همواره باید در مقابل مطالب اشتباه دیگران سکوت کنم؟ چرا نظرم را بدون اینکه قصد تغییر دیگران را داشته باشم بیان نکنم؟ دیگران هر فکری میخواهند بکنند بکنند. من آنچه اعتقاد دارم و به آن عمل میکنم را گاهی بیان میکنم. البته در مورد آینده ام امروز خیلی صحبت کردم و گفتم ایمان دارم که موفقیتهای بیشتر و بیشتر را در زندگی ام کسب خواهم کرد و همانطور که توانسته ام درامد را چند برابر کنم و ورودی مالی بزرگ تری نسبت به قبل داشته باشم میتوانم این روند صعودی را داشته باشم و برایش قدم برمیدارم و حرکت میکنم. امیدوارم در عمل و نتیجه هم همینطور باشد. از خداوند کمک میخواهم که هر روز بیشتر از دیروز پیشرفت کنم و در این مسیر یاری ام نماید.
من همیشه قبل از اینکه با استاد آشنا بشم بر اساس باورهای خانوادگیم اولویتم مردم بودن،یعنی وقتی داشتم با ماشین رانندگی میکردم اگه توآینه میدیدم که یه ماشین پشت سرمه هرجوری بود راه رو باز میکردم تا اون ماشین رد بشه حتی اگه خودم تو ترافیک گیر می افتادم یا هر بلایی دیگه سرم میومد،اصلا هم نمیفهمم چرا اینجوری با خودم رفتار میکردم شاید خودم رو ارزشمند نمیدیدم
اما بلطف الله و آموزه های استاد عباسمنش عزیزم الان همانطوریرفتار میکنم که فکر میکنم درسته و اگه ما اینو باور کنیم که همه مون به یک اندازه به نعمت و ثروت و برکت دسترسی داریم و برای کسی غصه نخوریم،جهان بهمون کمک میکنه تا در مسیر درست قرار بگیریم و نتایج بهتری بگیریم
خیل ازتون ممنونم که هر روز آگاهی های نابی رو در اختیارمون میزارید امیدوارم روز به روز زندگیتون شادتر،سالمتر و زیباتر بشه
به نام خدای بینهایت بخشندهای که ما رو لحظهای تنها نمیذاره حتی وقتی فراموشش میکنیم
سلام به همهی دوستان همفرکانسی های عزیز و یه سلام پر از احترام به استاد گرامی که با کلامشون دل و ذهن ما رو به مسیر نور هدایت میکنن
فایل «همهی ما به یک اندازه به نعمتها دسترسی داریم» برای من خیلی جالب بود
استاد با اون صدای پر از یقینشون گفتن ما بینهایت نزدیک به خداوندیم بینهایت و همینقدر بینهایت به نعمتهاش هم دسترسی داریم
وای که این جمله مثل یه بیدارباش بود برام واقعاً اگه ما اینو باور کنیم زندگیمون از اینرو به اونرو میشه نعمتها دور نیستن خدا دور نیست درخواست ما احساس ما ارتعاش ما همه بهصورت لحظهای بهصورت دقیق و منظم داره جواب میگیره ولی ما بعضی وقتا نمیشنویم یا نمیبینیم چون هنوز توی مدار دریافت نیستیم
وقتی که تصمیم گرفتم فرکانسم رو تغییر بدم و به خودم ایمان داشته باشم دنیا به طور شگفتآوری شروع به پاسخ دادن به من کرد تمام اتفاقاتی که به نظر میرسید تصادفی باشند حالا به نظر میاد که نتیجهی ارتعاشات و باورهایی هستن که خودم انتخاب کردم
یه نکتهی طلایی دیگهای که استاد گفتن این بود که ما نمیتونیم کسی رو مجبور کنیم تغییر کنه حتی از سر محبت
بارها استاد تأکید کردن که این ما نیستیم که باید کسی رو بیدار کنیم وظیفه ما اینه که خودمون تغییر کنیم بدرخشیم و بقیه اگر آمادگی داشته باشن جذب این نور میشن
از تجربهی شخصی خودم بگم بعد از اینکه اون تغییرات عمیق رو توی ذهنم روحم و حتی توی شرایط بیرونیم دیدم دلم میخواست همهی اطرافیانم هم این حس رو تجربه کنن
بارها با عشق و اشتیاق خواستم براشون توضیح بدم براشون مثال زدم خواستم متقاعدشون کنم اما دیدم اصلاً صدامو نمیشنون انگار توی مدار من نبودن انگار حرفام براشون از یه دنیای دیگهست
من و همسر عزیزم بارها تلاش کردیم با نیت خالص با محبت ولی به قول استاد نباید دربارهی این مسائل با کسی صحبت کنیم مگر اینکه خودش بخواد و وقتی اون فرد آمادگی نداشته باشه صحبتهای ما براش هیچ تاثیری نداره اما وقتی از ته دل خودش کشیده میشه سمت این مسیر خدا از بینهایت راه پاسخ خواستهاش رو میفرسته
من و همسر مهربان باایمان و همفرکانسم الان فقط یک تصمیم مشترک داریم خودمون نور باشیم خودمون عشق باشیم خودمون شادی و نعمت رو زندگی کنیم تا اگر قراره کسی هم از این مسیر بهره ببره با دیدن نتیجهی زندگیمون ترغیب بشه نه با اجبار یا نصیحت
استاد گفتن هر کسی در زمان خودش از راه خودش میفهمه و این جمله بهم آرامش داد فهمیدم مسئولیت من فقط و فقط روی خودمه و خدا اونقدر مهربونه که هدایت هر کسی رو از راه درست خودش جلو میبره
خدای مهربونم شکرت بابت این آگاهی بابت این مسیر بابت این استاد و این آموزشها و شکرت بابت داشتن همسری که توی این راه نور باهام همقدم شده کسی که هر روز با ایمان و عشقش کنارم ایستاده باهام باور میسازه باهام تمرین میکنه باهام میدرخشه
من فاطمه با همهی وجودم خوشحالم که دیگه دنبال نعمت بیرون از خودم نیستم چون حالا میدونم همه چیز از درونه و حال خوب زندگی خوب نعمت و آرامش همهاش در منه و فقط باید از خدا بخوام باور کنم و بپذیرم
به امید روزی که همهمون نه از روی نیاز یا کمبود بلکه از سر آگاهی و عشق نعمتهامون رو از سرچشمهی الهی دریافت کنیم و زندگیمون بشه آینهای از آرامش و شکوه خدایی که همیشه بیوقفه در کنارمونه
بنام خالق یکتا
درود بر استادان عزیز عباسمنش و شایسته و تمام اعضای خانواده بزرگ عباسمنشی
ردپای روز سیزدهم.
همه انسانها به یک اندازه به نعمتهای خداوند دسترسی دارند فقط کافیه باورهای درست رو در جهت رسیدن و هدایت شدن به سمت این نعمتها در خودمون ایجاد کنیم.
هیچکس توانایی تغییر و تاثیر در زندگی دیگری رو نداره و تنها کاری که از دست انسان برمیاد اینه که خودش و باورهاشو اصلاح کنه.
من یک زمانی بعد از فوت مادرم خیلی نگران برادر کوچیکم بودم و یکسره حواسم بهش بود که یکوقت اتفاقی واسش نیفته یا مشکل و دردسر واسه خودش درست نکنه.ولی غافل از اینکه من کوچکترین تاثیری تو زندگیش نداشتم و ندارم.
بالاخره بعداز گذشت یک مدت فهمیدم که من مسئول زندگی خودمم هستم و بقول استاد هرکس تو هر جایگاهی هست همون جای درستشه.
برادر من نتیجه باورهای خودشو میبینه و منم نتیجه باورهای خودمو.
از یکجایی به بعد دیگه بهش کاری نداشتم و دیگه هیچی نگفتم.ولی از خدا میخام اونو هدایت کنه به مسیری که به اصلاح خودش و باورهاش ختم بشه.
انشالا خدا همه مارو به راه راست هدایت کنه.
خدایا شکرت
هرچه دارم از آن خداست
روز سیزدهم از تحول زندگی من
استاد من چند سال است که دارم روی خودم در رابطه با اینکه به زور به بقیه کمک نکنم کار میکنم وخیلی مواقع اگر که تمرکزم رو حفظ نکرده بودم داخل این دام می افتادم خیلی وقت ها است که میخواهم در رابطه با قوانین دوستانم را هدایت کنم ولی حرف های شما یادم می آید و خودم را کنترل میکنم البته من چند بار داخل این دام افتادم و به درستی حرف شما ایمان کامل پیدا کردم
ممنونم بابت این قوانین کامل و جامعی که استاد به ما می آموزید
به نام خدای مهربان
درود و احترام
روز 13/ همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
اکثر ما ها چوب تلاش کردن برای تغییر دیگران رو خوردیم و منم که زیاد این چوب رو خوردم و خب درس هام رو گرفتم و دیگه سعی کردم نخوام کسی رو تغییر بدم و ارشادگر کسی نباشم. هر چند که استاد عباس منش بارها تاکید دارن که نخواید دیگران رو تغییر بدید ولی خب من هم گوش ندادم و کلی بلا سرم اومد. بنابراین یادم باشه من تا وقتی کسی خودش نخواد تغییرکنه نمیتونم اون رو تغییر بدم . چون هر کسی در جای درستیه که با باورهاش انتخاب کرده و همه ی ما به یک اندازه به خداوند به عنوان منبع نعمت و ثروت نزدیکیم .. چون خداونده که منبعه نعمت و ثروته و شیطان منبع بدی ها و الودگی ها و فقره !!!
و زندگی طبیعی یعنی داشتن دوستان خوب ،، داشتن ثروت و نعمت و سلامتی و برکت.. و اگر کم کم دارم دوستای خوب پیدا میکنم یعنی یه ذره زندگیم داره به سمت طبیعی شدن پیش میزه .. چون احتمالا دارم روی اخساس لیاقتم کار میکنم ..
چون باور عدم لیاقت در ذهن فرد ،، با اون فرد کاری میکنه که مسیر زندگیش در یک مسیر کاملا سخت و ناهموار و تنهایی و مشقت و بی پولی و سختی پیش بره !!! و برعکس باور احساس لیاقت مسیر زندگی فرد رو هموار و اسون و لذت بخش میکنه !!!
پس من زمانی میتونم زندگی افراد رو تغییر بدم که یک الگویی باسم که خودم زندگی خوبی رو از جنبه های مختلف ثروت و سلامتی و روابط تجربه کنم و اگر من خودم ثروت نداشته باشم چطور میتونم راجب پول با دیگران حرف بزنم ؟؟؟ اگر من خودم روابط خوبی نداشته باشم چطور میتونم راجب تغییر رابطه ی دیگر افراد اظهار نظر کنم ؟؟
فرض کنید یکی معتاده و میاد دیگران رو ارشاد و نصیحت میکنه که مواد چقدر تاثیر بدی داره و مواد رو ترک کنید و مثلا سیگار نکشید ،، حالا این درحالیه که طرف خودش غرق درر اعتیاد شده !!! خب مشخصه که حرف ها و نصیحت هاش پوچ و بیهوده و واهیه !!! اتفاقا اگر یک معتاد بره راجب ترک مواد دیگران رو نصیحت کنه ،، اولین برداشتی که مخاطب میکنه اینه که این یااارو بدبخت احتمالا حشیشی چیزی زده دچار توهم شده بدبخت خخخخ !!!
حالا فرض کن ،، یک فرد فقیر بخواد راجب پول با دیگران صحبت کنه ،، خب مسلما اولین برداشتی که مخاطب میکنه اینه که طرف توهم زده و اوسکول شده !!!
و منم یه مدت همش دنبال تغییر و ارشاد دیگران بودم ،، عااای تی وی نگاه نکنید ،، عاااای توی شیکه های مجازی ترید ،، عاااای ثروتمندان چقدرررر انسان های درستکاری هستند ،، عاااای هر کی ثروتمند شده به خاطر باورهاش بوده نه به خاطر شغلش ووووو و این درحالی بودن که خودم نتیجه نداشتم و اولین برداشتی که مخاطب از حرف های من میکرد این بود که احتمالا دچار توهم شدم !!!
راستش حقیقتش من الان اگر یه ادم درب و داغون بخواد نصیحتم کنه و حرف های قشنگ و جالب بهم بزنه احتمالا کمترین کاری که میکنم اینه که بهش بگم متوهم و اوسکول !!!
خب اینم از رد پای من از روز 13 ،، خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم
خدایا شکرت
بنام الله یکتا
حمدوسپاس مخصوص خداونداست که پروردگارجهانیان است
خدایاسپاس گزارم، مارابه راه راست هدایت کن راه کسانی که به انهانعمت داده ای، نه کسانی که برانان غضب کرده ای ونه گمراهان
روزشمارتحول زندگی من روز پنجاه وسوم
همه مابه یک اندازه به منبع نعمت وثروت، به خداوند دسترسی داریم
این جهان، جهان مدارهاست وهرکس درمداری قرارداره که بوسیله باورهایش ساخته شده، اینکه مابخواهیم، وبتوانیم مدارکسی روعوض کنیم، محال وغیرممکنه که مابتوانیم زندگی کسی رابه سمت خوبی ویابدی هدایت کنیم، اگرکسی نخواهدتغییر ویارشدوپیشرفت کند اگه ماهرچی تلاش هم بکنیم نمی توانیم کمکش کنیم واگرکسی خودش بخواهد که تغییر ورشدکنداگه همه افراتلاش کنن که جلورشدش رابگیرن ناموفق خواهند بود، جونجهان این کاروانجام داد
مثالی که استاد اوردن که جهان روبه یک رستوران سلف سرویس تشبیه کردن واقعا بی نظیره ودقیقا همینه این جهان همه چی هست وهرکس بخواهد هرانچه راکه دوست داردمی تواند بردارد، اگه کسی خودش چیزی نمی خواهدنیازنیست ماخودمون رابرای دیگران به اب واتش بزنیم
بایداجازه بدیم تاخودشون درفرصت وموقعیتی که میخوان قراربکیرن اگه بخواهیم تلاش کنیم که دیگران راتغییردهیم هم خودمون وهم اونها راازمسیرخارج می کنیم، بزرگترین کمک به خودودیگران اینه که روی خودمون کارکنیم خودمون به موفقیت برسیم والگوشویم برای دیگران، وقتی که مابه یک فردموفق تبدیل شویم نیازبه فشارنیست که بخواهیم روی اطرافیانمون تاثیر بگذاریم. انها خودشون پیگیرماجراخواهندشد
شادوپیروز باشید
اول خودم، همین الان که هم این کامنتو نوشتم افرادی میومدن توذهنم که ای کاش بهشون کمک میکردم، باید به خودم تعهد بدم تاوقت وانرژی ام را بیهوده هدرندم وتمرکزم روی خودم باشه
شاد، سالم، ثروتمندوسعادتمند باشیددردنیا واخرت
بنام خداوند آرزوهای من
روزشمار تحول زندگی : تعهد سیزدهم
سلام
ما نمیتونیم سرنوشت کسیو نه به سمت خوبی و نه به سمت بدی هدایت کنیم
همونطور که جلوی کسی رو هم نمیتونیم بگیریم که به سمت خوبی یا بدی بره
نه میتونیم کمک بشیم نه مانع
فقط میتونیم زندگی خودمون رو تغییر بدیم تا زندگی شاد و خوشبخت و سالمی رو تجربه کنیم
تک تک ما به طور مساوی به خدا نزدیک هستیم و اگر قرار باشه از نعمت ها استفاده کنن خدا براشون کافیه ولی گاهی سختیها برای بیدار شدن و پخته شدن آدمها لازمه همونطور که من رو بزرگ کردن و رشد دادن… پس فقط و فقط باید با پیشرفت خودم و الگوسازی از خودم به دیگران هم کمک کنم
توکل توکل توکل ایمان ایمان ایمان = معجزه
خدایاشکرت برای این آگاهی
دوستت دارم خداجونم
به نام خداوند وهاب
خدایا شکرت هر آنچه که دارم از آن توست
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان
همه ما به یک اندازه به نعمتهای خداوند دسترسی داریم
هر کسی به اندازه ظرفش نعمت ثروت دریافت میکند
ما ناتوانیم در برابر تغییر دیگران و توانا هستیم در تغییر خودمون
خداوند با هزاران دستش از هزاران راه برامون پول
ثروت نعمت فراهم میکند فقط ما باید آماده
دریافت باشیم و در مدار خواسته هامون باشیم
این منم که با فرکانسهایم زندگیم رو خلق میکنم
خداوند یار یاور هدایتگر همگیمون باشه
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته ی عزیز…
رسیدم به فایل سیزدهم از فصل اول با موضوع همه ی ما به یک اندازه به نعمتها دسترسی داریم…
خداروشکر میکنم که در این مسیر تاحد زیادی استمرار دارم …
واقعا خود منم همینطور بودم خیلی دوست داشتم برای خواهر خودم ،برادر خودم یکاری بکنم که توی این مسیر بیفتند و تغییر کنند اما نتونستم،خواهرم خیلی نسبت به این موضوع مقاومت داره و هروقت که بحثش میومد وسط با دلایل به نظر منطقی خودش سعی داشت منم متقاعد کنه که اینا چرت و پرته… ومن دراین شرایط تنها کاری که میکردم اینه که حرفاش رو میشنیدم و بعد دیگه ادامه نمیدادم چون طبق قانون ما نمیتونیم کسیو تغییر بدیم مگر اینکه خودش بخاد…از اونور این حرفا که به برادرم زدم خیلی مقاومت نکرد و با من همراه شد و الان به جایی رسیده که خودش به دیگران پیشنهاد میده که رو این مباحث کارکنند ….
همه ب ما به یک اندازه میتونیم به خواسته هامون برسیم اما همه چیز ب خودمون بستگی داره و عملکردمون…..
خدایا شکرت بابت اینهمه فراوانی و دسترسی به نعمت …
خدایا شکرت به خاطر قوانین ثابت و بی نظیرت…
تشکر میکنم از همه کسانی که برای خواندن این کامنت وقت میگذارند…
سلام خدمت عزیزان
آنچه من از این قسمت درک کردم این هست که اگر فردی خودش بخواهد تغییر کند و ثروتمند شود و پیشرفت کند اگر ما نخواهیم او پیشرفت کند، نمیتوانیم جلوش رو بگیریم اما اگر فردی خودش نخواهد تغییر کند و خودش نخواهد پیشرفت کند اگر تمام جهان بخواهند او پیشرفت کند از انجامش ناتوان هستند.
این رو فهمیدم که درد و رنج و بیچارگی و بدبختی و بیماری نیاز هست برای بیدار شدن یک انسان و اگر ما بخواهیم جلوی این دردها و رنج ها و اتفاقات بد در زندگی دیگران را بگیریم و بخواهیم به افراد کمک کنیم باعث میشویم که هم خودمان ضربه بخوریم و هم به ان فرد ضربه بزنیم و بیدار شدنش را به تاخیر بیندازیم.
هر کس در یک زمانی بیدار خواهد شد، ما باید تسلیم باشیم در برابر این اتفاق
چطور میتوانیم به دیگران کمک کنیم؟ با پیشرفت خودمان با رشد خودمان با گرفتن نتیجه توسط خودمان میتوانیم باعث پیشرفت دیگران شویم. اگر زمانی که نتیجه گرفتیم کسی ازمون پرسید چطور نتیجه گرفتی و عطش یادگیری اش را داشت بهش بگوییم و حتی اگر ما بهش نگوییم خداوند از بی نهایت دستش او را راهنمایی خواهد کرد که پیشرفت کند.
افرادی که فکر میکنن ما برای خدمت به خلق آفریده شده ایم هنوز درست و حسابی خدمت نکرده و بلا سرشان نیامده است که اینطور فکر میکنند و یا قوانین را درست درک نکرده اند.
کمک کردن ما به دیگران به خودمان کمک میکند و در زندگی آن فرد تاثیری ندارد به این معنا که ما نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت خوبی ببریم و نه میتوانیم سرنوشت کسی را به سمت بدی و بدبختی ببریم.. نه سرنوشت هر کس توسط خودش رقم میخورد
این رو باور کنیم که همهی ما دسترسی بی انتهایی به نعمت های خداوند داریم
همهی ما بی اندازه به خداوند نزدیک هستیم و از این خان نعمت بهرمند هستیم
امروز یک نفر داشت پیش من در مورد این موضوع صحبت میکرد که قرآن هر چی گفته رو باید قبول کرد حتی گفته ذبح شرعی باید انجام شود باید انجام شود اگر گفته رو به قبله نماز بخوانید باید انجام بدهیم چون خدا به هزار و یک دلیلی که ما نمیدانیم این حرف را زده و باید قبول کنیم
من اصلا درمورد این موضوعات با کسی صحبت نمیکنم جز در سایت و نظرم را گفتم که من این را قبول دارم که قران کتابی عظیم و بزرگ است اما در مورد سخنانی که بیان میشود ما باید در خود قرآن تحقیق کنیم که ببینیم خداوند چه گفته است و شاید خیلی از صحبتها را افراد برداشت اشتباه خودشان از قران را بیان کرده اند و اصلا این موضوع اصل در قران نبوده است. مثلا در مورد قبله گفتم اگر این موضوع اصل بود خداوند در قران نمیگفت که به محمد و پیروانش نمیگفت مسجد الحرام قبله خودتان بگیرید و بحث قبله برای اتحاد مسلمانان بوده و چیز خیلی اصلی در قرآن نیست و اگر مهم بود میگفت باید الا و بلا سر همان قبله کعبه بمانید. و گفتم خیلی از افراد از این مباحث سواستفاده کرده اند و یک چیزهایی رو به عنوان اصل بیان کرده اند که اصلا جز محکمات قرآن نیست. گفتم مثلا حجاب همینطور هست، گفتن زینت یعنی موی زن و باید در مقابل یک سری افراد آزاد باشد اما برای دیگران پوشانده شود درصورتی که در قرآن زینت به عنوان موی زن بیان نشده است. نمیخواستم طرف را هدایت کنم و میخواستم نظرم را بیان کنم و انقدر فقط گوش دهنده و سکوت کننده نباشم. سپس احساس کردم که نکنه من دارم دیگران را تلاش میکنم که تغییر دهم اما اینکه همه اش بخواهم بشنوم افراد چیزهای کاملا اشتباه را بیان میکنند کمی بهم فشار وارد کرد که چرا باید این سخنان بیهوده را بشنوم و همهاش من سکوت کنم و هیچی نگویم، اما بعد از اینکه نظرم را گفتم دیگه ادامهاش ندادم و دیگه اصلا پیاش را نگرفتم و اصلا نخواستم که ثابت کنم من درست میگویم و از این بابت از خودم راضی هستم که نظرم را بیان کردم و از بحث بیهوده هم جلوگیری کردم.
کلا این موضوع تغییر دادن دیگران یک جورایی پاشنه آشیل هست و من باید تلاش بکنم که هیچگونه تلاشی برای اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم نداشته باشم و تمرکزم روی خودم باشد. اما آدم وقتی اینطوری میخواهد عمل کند همهاش سعی میکند که سکوت کند، ولی این سکوت هم یک جایی به من فشار وارد میکند که چرا همواره باید در مقابل مطالب اشتباه دیگران سکوت کنم؟ چرا نظرم را بدون اینکه قصد تغییر دیگران را داشته باشم بیان نکنم؟ دیگران هر فکری میخواهند بکنند بکنند. من آنچه اعتقاد دارم و به آن عمل میکنم را گاهی بیان میکنم. البته در مورد آینده ام امروز خیلی صحبت کردم و گفتم ایمان دارم که موفقیتهای بیشتر و بیشتر را در زندگی ام کسب خواهم کرد و همانطور که توانسته ام درامد را چند برابر کنم و ورودی مالی بزرگ تری نسبت به قبل داشته باشم میتوانم این روند صعودی را داشته باشم و برایش قدم برمیدارم و حرکت میکنم. امیدوارم در عمل و نتیجه هم همینطور باشد. از خداوند کمک میخواهم که هر روز بیشتر از دیروز پیشرفت کنم و در این مسیر یاری ام نماید.
عاشقتونم.
همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم
فصل اول
روز سیزدهم
.
.
بنام خدای عزیزم
استاد جان ،خانم شایسته و دوستان عزیزم سلام
برم سر اصل مطلب
من همیشه قبل از اینکه با استاد آشنا بشم بر اساس باورهای خانوادگیم اولویتم مردم بودن،یعنی وقتی داشتم با ماشین رانندگی میکردم اگه توآینه میدیدم که یه ماشین پشت سرمه هرجوری بود راه رو باز میکردم تا اون ماشین رد بشه حتی اگه خودم تو ترافیک گیر می افتادم یا هر بلایی دیگه سرم میومد،اصلا هم نمیفهمم چرا اینجوری با خودم رفتار میکردم شاید خودم رو ارزشمند نمیدیدم
اما بلطف الله و آموزه های استاد عباسمنش عزیزم الان همانطوریرفتار میکنم که فکر میکنم درسته و اگه ما اینو باور کنیم که همه مون به یک اندازه به نعمت و ثروت و برکت دسترسی داریم و برای کسی غصه نخوریم،جهان بهمون کمک میکنه تا در مسیر درست قرار بگیریم و نتایج بهتری بگیریم
خیل ازتون ممنونم که هر روز آگاهی های نابی رو در اختیارمون میزارید امیدوارم روز به روز زندگیتون شادتر،سالمتر و زیباتر بشه
دوستتون دارم
خدا نگهدار
.
به نام خدای بینهایت بخشندهای که ما رو لحظهای تنها نمیذاره حتی وقتی فراموشش میکنیم
سلام به همهی دوستان همفرکانسی های عزیز و یه سلام پر از احترام به استاد گرامی که با کلامشون دل و ذهن ما رو به مسیر نور هدایت میکنن
فایل «همهی ما به یک اندازه به نعمتها دسترسی داریم» برای من خیلی جالب بود
استاد با اون صدای پر از یقینشون گفتن ما بینهایت نزدیک به خداوندیم بینهایت و همینقدر بینهایت به نعمتهاش هم دسترسی داریم
وای که این جمله مثل یه بیدارباش بود برام واقعاً اگه ما اینو باور کنیم زندگیمون از اینرو به اونرو میشه نعمتها دور نیستن خدا دور نیست درخواست ما احساس ما ارتعاش ما همه بهصورت لحظهای بهصورت دقیق و منظم داره جواب میگیره ولی ما بعضی وقتا نمیشنویم یا نمیبینیم چون هنوز توی مدار دریافت نیستیم
وقتی که تصمیم گرفتم فرکانسم رو تغییر بدم و به خودم ایمان داشته باشم دنیا به طور شگفتآوری شروع به پاسخ دادن به من کرد تمام اتفاقاتی که به نظر میرسید تصادفی باشند حالا به نظر میاد که نتیجهی ارتعاشات و باورهایی هستن که خودم انتخاب کردم
یه نکتهی طلایی دیگهای که استاد گفتن این بود که ما نمیتونیم کسی رو مجبور کنیم تغییر کنه حتی از سر محبت
بارها استاد تأکید کردن که این ما نیستیم که باید کسی رو بیدار کنیم وظیفه ما اینه که خودمون تغییر کنیم بدرخشیم و بقیه اگر آمادگی داشته باشن جذب این نور میشن
از تجربهی شخصی خودم بگم بعد از اینکه اون تغییرات عمیق رو توی ذهنم روحم و حتی توی شرایط بیرونیم دیدم دلم میخواست همهی اطرافیانم هم این حس رو تجربه کنن
بارها با عشق و اشتیاق خواستم براشون توضیح بدم براشون مثال زدم خواستم متقاعدشون کنم اما دیدم اصلاً صدامو نمیشنون انگار توی مدار من نبودن انگار حرفام براشون از یه دنیای دیگهست
من و همسر عزیزم بارها تلاش کردیم با نیت خالص با محبت ولی به قول استاد نباید دربارهی این مسائل با کسی صحبت کنیم مگر اینکه خودش بخواد و وقتی اون فرد آمادگی نداشته باشه صحبتهای ما براش هیچ تاثیری نداره اما وقتی از ته دل خودش کشیده میشه سمت این مسیر خدا از بینهایت راه پاسخ خواستهاش رو میفرسته
من و همسر مهربان باایمان و همفرکانسم الان فقط یک تصمیم مشترک داریم خودمون نور باشیم خودمون عشق باشیم خودمون شادی و نعمت رو زندگی کنیم تا اگر قراره کسی هم از این مسیر بهره ببره با دیدن نتیجهی زندگیمون ترغیب بشه نه با اجبار یا نصیحت
استاد گفتن هر کسی در زمان خودش از راه خودش میفهمه و این جمله بهم آرامش داد فهمیدم مسئولیت من فقط و فقط روی خودمه و خدا اونقدر مهربونه که هدایت هر کسی رو از راه درست خودش جلو میبره
خدای مهربونم شکرت بابت این آگاهی بابت این مسیر بابت این استاد و این آموزشها و شکرت بابت داشتن همسری که توی این راه نور باهام همقدم شده کسی که هر روز با ایمان و عشقش کنارم ایستاده باهام باور میسازه باهام تمرین میکنه باهام میدرخشه
من فاطمه با همهی وجودم خوشحالم که دیگه دنبال نعمت بیرون از خودم نیستم چون حالا میدونم همه چیز از درونه و حال خوب زندگی خوب نعمت و آرامش همهاش در منه و فقط باید از خدا بخوام باور کنم و بپذیرم
به امید روزی که همهمون نه از روی نیاز یا کمبود بلکه از سر آگاهی و عشق نعمتهامون رو از سرچشمهی الهی دریافت کنیم و زندگیمون بشه آینهای از آرامش و شکوه خدایی که همیشه بیوقفه در کنارمونه
آیه روزم
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ
هنگامی که قرآن میخوانی، از شیطان راندهشده به خدا پناه ببر؛
نحل-98