این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
حالا که همچی خداست حالا که همجا هست ولی هیچ جا نیست. حالا که بد و خوب خودشه.
پس: درخواست من از دنیایی که توش هستم اینه:
ای خودم !!! بهترین خودم باش. ای آدمهایی که با من ارتباط هستین بهترین خودتون نشونم بدین. موتور سیکلت عزیزم بهترین سواری بهم بده. خیابون های شهر بهترین و صاف ترین مسیر باشین. عشقم بهترین رفتار خودتو با من داشته باش. ای اکسیژن بهترین ورژن به ریه هام بفرس. تمام موجودات و اشیا گیاهان و خاک و اب و آتش و هوا بهترین خودتون به من نشون بدین. من باورتون دارم من نگاهم به جهانم زیباست انرژی دارم. حرکت میکنم. مثبت فکر و عمل میکنم. باورتون دارم . قالب دوستی عشق مهربانی شکل دادم در ذهنم. خودتون بریزین تو قالبی که شکل دادم.
در مورد سوال استاد باید بگم چون الگو تکرار شده و برای ذهن منطقی شده که فرد 20 ساله از 35 ساله انرژی بیشتر داره و ذهن دوست نداره از منطقه امن بیرون بیاد میگه همین درسته ولش.
ولی تغییر باور با شکستن باور قبلی شروع میشه. با تغییر روش زندگی تحقیق و تغذیه مناسب. من 20 سالم بود میرفتم رزمی. رژیم غذایی نداشتم و هرچی بود میخوردم میرفتم باشگاه. انرژی زیاد بود الانم که 33 سالم هست چون همون باور 20 سالگی دارم و خودمو ادم جوان و شاداب میبینم هنوز. انرژی دارم و هیچ فرقی نکردم بلکه بهتر شدم . چون ذهنم نمیخاد باور کنه که سن مهمه. عضلاتم همین قبول میکنن
سلام خدمت استاد جانم و مریم جان شایسته و همه دوستان .
باران:
چه فایل بی نظیری خیلی لذت بردم از شنیدنش خیلی این فایلو دوست دارم چندین بار قبلا گوشش دادم هم نشانه روزانه م بوده هم هدایت شدم بهش .
خدا همه چیزه ،خدا همه وجود منه ،خدا همیشه مراقبم بوده همیشه حواسش بهم بوده از وقتی باهاش رفیق شدم از وقتی که من بندگی میکنم اونم برام خدایی میکنه ،خیلی وقتا من فراموش کردم ولی اون مراقبم بوده ،دقیقا یه هفته پیش من داشتم رانندگی میکردم شب بود داشتم باخدای خودم حرف میزدم، یه حرف خودم قشنگ یادمه گفتم خدایا ممنونم ازت همیشه مراقبمی یهو سر پیچ بود جاده خلوت ماشین تو لاین من از جلو با سرعت اومد سمتم به الله خودش قسم من نمیدونم چطور ماشین کنترل شد فقط میدونم خدا بود ،که سخت بود کنترل ماشین سر پیچ اونم ماشینی باسرعت بیاد وای خدای من فقط معجزه بود که ماشینم انداختم تو خاکی به لطف الله مهربان نه ماشینم خراب شد سرسوزنی نه خودم و تقریبا اگه کمتر از 50متر اونورتر میرفتم میوفتادم تو یه پرتگاه و اگه ماشین پشت سرم بود حتما الان اون دنیا بودم .و خدای قشنگ و مهربانم فرصت دوباره زندگی بهم داد من تا چند روز تو شوک بودم میگفتم فرصت زندگی دوباره بهم دادی شکر گزار بودم و الان که مینویسم بغض گلومو گرفته ،که خدا همیییشه مراقبم بوده همیشه دستامو گرفته ،همیشه بغلم کرده ،خدا همه چیزه ،خدا خیر مطلقه ،خدا معجزه س ،خدا عشقه ،عشقی که عاشقی باهاش پر از خیرو برکت و اتفاقات عالیه ،خدایا من عاشقانه دوستت دارم و عاشقانه میپرسمت .
استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل بی نظیر دمتون گرم .
با عرض سلام وادب واحترام خدمت شما استادتوحیدی عزیز ومریم جان وسایر دوستان.
خدا را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل.
واقعا که همه چیز باوره.
باور من در مورد خدا اینه که خدا معجزه است.
معجزه ای که خلق میشه. معجزه یعنی اتفاقی که میفته وتو رو شگفت زده می کنه.
وقتی امروز داشتم دفتر سپاس گزاری هام رو مرور می کردم یه نکته ای که خیلی توجهم را جلب کرد این درخواست بود…. خدایا ازت میخوام معجزاتت رو بهم نشون بدی وسورپرایزم کنی. منتظر معجزاتت هستم.
این درخواست تقریبا بعد از نوشتن سپاس گزاری های هر روزم آگاهانه یا ناآگاهانه تکرار شده بود. وامروز شاهد معجزاتی بودم که قبلا درخواست کرده بودم.
خدای من یه خدای معجزه گره. شگفت زده می کنه.
جالبه که در واقع هر موضوعی را که خودم میخوام معجزه وار درست میکنه. شکل ظرفی که خدایم را درش میبینم ظرف کن فیکونه.
خدای من خدایی ابراهیم است که آتش را بر او گلستان کرد.
خدای من خدای اسماعیل است وقتی گوسفندی را به جایش برای قربانی فرستاد.
خدای من خدای نوح است وقتی که کشتی را در طوفان به حرکت در آورد و در ساحل به آرامش رساند
خدای من خدای موسی است وقتی عصا را اژدها کرد وید بیضا آفرید.
خدای من خدای موسی است در کوه طور وصحرای سینا
خدای من خدای عیسی است در گهواره ودر شکم مادر
خدای من خدای یونس است در شکم نهنگ
خدای من خدای زکریاست در محراب عبادت
خدای من خدای مریم بن عمران است بر سر سفره های الهی
خدای من خدای مادر مریم است در دعا برای پسر دار شدن
خدای من خدای لوط است در دور شدن از اقوامش
خدای من خدای جبرئیل است در آوردن پیام های الهی
خدای من حتی خدای ابلیس است وقتی که از خدا مهلت خواست.
خدای من خدای دریا هاست. خدای آسمان ها و زمین است. خدای کوه ها وخشکی هاست. خدای ستاره هاو سیاره هاست.
خدای من خدای قادر است. رزاق است. وهاب است. خدای من علیم است. بصیر است. سمیع است. ستوده است وبی نیاز.
خدای من مهربان است ومنتقم
خدای من مکار است وشکست ناپذیر.
خدای من باور من است. بله دقیقا همینه. باور.
اعتقاد. عقیده. فکری که در موردش داریم. چیزی که ما رو به یادش میندازه.
خدای من یک لبخند شادی است.خدای من اشک شوق است. خدای من احساس نیاز است و رسیدن به نیاز.
خدای من وصل است وفصل.
هر جا بخواهم نزدیکم می کند وهر جا بخواهم دورم می کند.
خدای من خود منم وهمه حول یک محور می چرخیم. همه بر سر یک انگشت هدایت می شویم.
شعر فیل در تاریکی مولانا
پیل اندر خانهٔ تاریک بود
> عرضه را آورده بودندش هُنود
>
> از برای دیدنش مردم بسی
> اندر آن ظلمت همیشد هر کسی
>
> دیدنش با چشم چون ممکن نبود
> اندر آن تاریکیش کف میبِسود
>
> آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
> گفت همچون ناودانست این نهاد
>
> آن یکی را دست بر گوشش رسید
> آن برو چون بادبیزن شد پدید
>
> آن یکی را کف چو بر پایش بسود
> گفت شکل پیل دیدم چون عمود
>
> آن یکی بر پشت او بنهاد دست
> گفت خود این پیل چون تختی بدست
>
> همچنین هر یک به جزوی که رسید
> فهم آن میکرد هر جا میشنید
>
> از نظرگه گفتشان شد مختلف
> آن یکی دالش لقب داد این الف
>
> در کف هر کس اگر شمعی بدی
> اختلاف از گفتشان بیرون شدی
فیل نماد حقیقت مطلق (خداوند) است.
* خانهٔ تاریک نماد دنیای مادی و تاریکی نماد جهل، محدودیتهای بشری و حجابهای ادراکی است که مانع دیدن کامل حقیقت میشوند.
* افراد در تاریکی نماد انسانهایی هستند که تنها بخشی از حقیقت را با حواس ناقص خود درک میکنند و آن را تمام حقیقت میپندارند.
* شمع نماد نور معرفت، یقین و هدایت الهی است که اگر در دل انسان روشن شود، باعث زدوده شدن اختلاف نظرها و درک حقیقت یکپارچه میگردد.
این داستان به ما میآموزد که فهم های محدود و شخصی از حقیقت، همیشه ناقص است و برای رسیدن به شناخت کامل، باید از حواس ظاهری فراتر رفت و به دنبال نور حقیقت بود.
خدا را فقط بانشانه هایش می توان شناخت .
باید یه نگاهی به زندگی مون بندازیم تا بفهمیم خدامون چه شکلیه. اگر قشنگ نیست. تقصیر از خود ماست.
هر جا راحت نبودیم وحس خوبی نداشتیم باید باور مان را در مورد خدا تغییر بدهیم.
خدا هم مال فقیر هاست وهم مال ثروت مند ها. ولی خداشون با هم فرق می کنه. چون باورشان فرق داره.
خدای قوی داریم وخدای ضعیف.
خدای مهربان داریم وخدای ظالم
خدای ظاهر داریم وخدای باطن.
همه چیز اوست واو در همه چیز است.
در مورد جواب سؤال استاد به نظرم هر کسی نسبت به باوری که برای خودش ساخته سن پیر شدنش فرق میکنه.
اگر باورش این باشه که دود از کنده بلند میشه در پیری هم قوی خواهد بود.
اگر باورش این باشه سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا. در جوانی پیر وناتوان می شود.
چون جوانی وپیری مربوط به جسم است وگرنه روح که نه سن دارد ونه جنس. بلکه این باور ماست که جسم را می سازد.
هر کس باور قوی تری داشته باشد خدای قوی تری هم خواهد داشت.
از امروز تصمیم گرفتم باور های مربوط به خدا را در قرآن پیدا کنم وبرای خودم بنویسم. چندتاش رو می نویسم.
خدای مهربان وبخشنده
خدای صاحب همه چیز
خدای صاحب وسرور
خدای لایق بندگی
خدای کمک کننده
خدای هدایت کننده به راه راست
خدای هدایت کننده به هر راهی
خدای دور کننده از مسیر گمراهی
خدای هدایت گر پرهیز گاران
خدای آگاه به غیب وآخرت
خدای نهایت رستگاری….
به قول رضا مار مولک به اندازه ی تمام آدم ها راه هست برای رسیدن به خدا.
چقدر عالی گفتید چقدر تحسینتون کردم بابت این باور قدرتمند به خداوند و جریان هدایتش
استاد واقعا دوست دارم خالصانه باور کنم این انرژی بی نظیر رو
اینقدر مبحث امروز عالی بود که از صبح که وارد فروشگاه شدم و فایل رو شروع کردم به گوش دادن انگاری آرامش بود که به قلبم سرازیر شد و پشت بندش اینقدر اتفاقات عالی افتاد که الان بعد از گذشت شش ساعت وقت کردم بیام کامنت بذارم
چقدر این فایل برای زمان الان ما خوب بود،به موقع بود در زمانی که همه نگران اینده و اتفاقات هستند این فایل آرامشی میده از جنس امید و ایمان که فقط کافیه باور کنی تا هدایت بشی،باورکنی تا دراین شرایط به ظاهر ناجالب خداوند به راحتی درها رو باز کنه
خدایا سپاس.
ازتون ممنونم شما خیلییییییی عالی و روان ما رو به مسیر خداوند منتقل میکنید
واقعا خداروشکر بابت این آگاهی ها بابت بودن خداوند و حس کردنش
امیدوارم که در حد اعلا این نیرو رو باور کنم و خودم رو بهش بسپارم
بپذیر، ایمان بیاور که هیچ محدودیتی برای این خدا نیست. بدان خدا چیزی جدا از ما نیست و درگیر هیچ قالب و واژه ای نباش
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر همگی
این جمله بالا یک جورایی من بهش مقاومت دارم داشتم فکر میکردم با خودم گفتم از لحاظ منطقی این جمله باید درست باشه اما چرا من بهش مقاومت دارم یادم میاد موقع بچگی همش در مورد بلاهایی که سر حضرت زهرا اومد سر علی اومد سر امام حسن و امام حسین اومد و یلا هایی که سر امام اومد همیشه با خودم فکر میکردم این چه جور ی هست که بهترین بندگان خداوند توی این همه سختی بدبختی فشار زندان اسارت کشته شدن هستند مگه اینها همون بنده های برگزیده و معصوم نیستند و این جوری بود که من سختم بود با این خدا ارتباط خوبی داشته باشم و از هر کی هم میپرسیدم میگفتن که اینها همه امتحان الهی بوده و این باور در من ایجاد شد که هر چه به این خدا کمتر سر و کار داشته باشی دردسرت کمتر هست چون من فکر میکردم هر چه نزدیکتر امتحان ها هم سخت تر هست و این خدا خیلی کاری ازش ساخته نیست به طوری که این بندگان خویش همیشه در سختی و مصیبت بودند و البته این افکار بسیار احساسم رو بد میکرد و این شنیده ها و دیده ها این باور مخرب و شرک آلود رو در من ایجاد کرده بود به طوری که رسیدن به خوشبختی رو در صورتی میسر میدونستم که خدا راضی باشه عوامل بیرونی هم موافق باشه و. اینجوری هست که من خواسته هام خالص نیست مثلاً اگر من یک موفقیت شغلی رو در یک زمینه ای میخام حالا توی اون زمینه افراد قدرتمندی دارن کار میکنند و من اون خواسته رو دارم و از خداوند این خواسته رو میخام ولی ته ذهنم اینجوری هست که مگه فلانی که غول این صنعت هست مگه میزاره من به این موفقیت برسم اون الان برای خودش یک مافیا هست و من در مقابل اون یک پشه هم نیستم اونوقت دیگه خدا برای من قدرتش رو از دست میده و من بسیار احساسم بد میشه اونوقت حتی نمیتونم خواسته ام رو هم تجسم کنم تا حالا بیام براش برنامه بریزم حالا سوال اصلی این هست من چه جوری این باورم رو بشکنم چه جوری این فراوانی رو باور کنم که برای من هم میتونه اندازه اون غول جا باز بشه
خیلی باورهای ایراد داره خیلی مگه خدا خودش کمکم کنه تا از این شرک بیام بیرون تا از این قدرت دادن به دیگران بیام بیرون یادمه همین چند روز کاری داشتم و رفتم کارخانه اش رو از نزدیک دیدم و خیلی تحسینش کردم ولی هر چه توی کارخانه قدم میزدم و بررسی میکردم بیشتر توی ذهنم بزرگ میشد و فهمیدم که چه باورهای مخربی دارم یعنی شما حساب کنید من دایم دارم به اهدافم فکر میکنم ولی این باور مخرب هم با من هست و دایم من دارم فرکانسهای منفی در باره اهدافم میفرستم و اینجوری هستند باورها اینجوری کار میکنند و این طوری میشه که من از خواسته هام دورتر میشم خدایا خودت منو هدایت و حمایت کن
خدایا شکرت که به من مفهوم باور رو فهماندی خدایا شکرت که همه چیز توحید هست و از روی همین مثالی که من زدم همه باید بفهمیم که چقدر شرک خانمان برانداز هست و برای همین هست که خداوند این گناه رو به هیچ عنوان نمیبخشد
رب بی همتای من که فضل ورحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست.
سلام به استادعزیزم،بانوی شایسته این سایت و دوستان بهشتیم
کامنتمو با یه خاطره شروع میکنم
یادم حدود 14 سالم که بود پسر عموم که تقریبا سه سالش بود ازم پرسید آرزو خدا چقدر بزرگه؟؟
منم گفتم خیلی بزرگه
یکم فکر کرد و پرسید،یعنی هر لنگه کفشش اندازه خونه ی ما میشه؟؟
من هم خنده ام گرفته بود هم واقعا نمیدونستم چی جوابش رو بدم چون خودمم درکی نداشتم از خدا، خودمم اون موقع خدا رو مثل یه انسان میدیدم که خیلی خیلی بزرگتر از انسان های دیگه اس، و بهش گفتم نمیدونم چقدر بزرگه ولی شاید یه لنگه کفشش اندازه خونه شما باشه، شایدم بزرگتر باشه نمیدونم.
وبعد از اون بعضی وقتا این سوال تو ذهنم میومد که خدا چیه واقعا؟
اینکه میگن خدا نه زاده شده نه میزاید ینی چی؟
پس خدا چطوری به وجود اومده؟
این سوالا تو مغزم بود وهیچ وقت هم جوابی براشون پیدا نمیکردم و بی خیالش میشدم،
تا اینکه آشنا شدم با سایت استاد عزیزم و با فایل های توحیدیشون.
اون جا بود که فهمیدم خدا همه چیه، خدا نه به وجود میاد نه از بین میره.
به نام خدایی ک نور آسمانها و زمینِ
سلام ب استاد گرانقدرم و تمام همسفران مسیر توحید
همزمانی های قشنگ این روزهام و گوش دادن ب این فایل نورانی
نتیجه اش عشق هایی شد ک تو این صفحه جاری میشه::
تو یه حال و هوای بینظیر تو یه پارک زیبا اول صبح
شنیدن یه جمله از مکالمه ی دونفر باعث شد تا بعد از اومدنم ب سایت و دیدن اسم فایل چشم هام برق بزنه از خوشحالی و همزمانی خداوند
اون جمله این بود: من نمیدونم خدا چیه خدا کیه
فقط میدونم یه نیروی برتری هست ک داره همه کارارو انجام میده من میدونم باید ب اون توکل کنم””
خدا همه چیزه آره الان میتونم با تمام وجودم فریاد بزنم خدا همه چیزه
وقتی هرشب میام تمرین ستاره قطبی رو انجام بدم میبینم خدا برام همه چیز شده
انرژی شده توی بدنم
حرفهای خوب شده توی ذهنم
امید شده برای آیندم
رفیق شده برای لحظه های دلتنگیم
عشق شده تو رابطه ام
نگاه و حرف های قشنگ شده از زبون پسر شیرینم
غذای خوشمزه شده از دستپخت مامانم
خدا برام تجربه ی موتور سواری شده با برادرم
خدا برام سفر شده
پول شده تو کسب و کارم
خدا هرروز برام مشتری میشه
برای رفتار خوب میشه
برام عزت میشه
احترام میشه
خدا هرروز برام خوبی میشه
چجوری نبینم اینو ک خدایا تو برای من همه چیز میشه
تو همه ی رنگهایی تو زیبایی تو حس نابی تو الماسی نهههه تو از همه ی اینا باارزش تری
خدایا نمیتونم بگم تو چی هستی
اما همه چی هستی
من بی تو هیچی نیستم
همه چیز تویی
ظاهر تویی باطن تویی
اول تویی آخر تویی
شادی تویی غم هم تویی
یار تویی تنها تویی
امروز تویی فردا هم تویی
تو همه چیزی
تو همه چیز منی
تو این احساس خوب در لحظه ی منی
تو اشک های رو گونه ی منی
تو قلب آروم منی
تو نابی
تو همه چیزی
تو آرامش منی
دلها فقط با یاد خدا آرام میگیرد
فقططططططط
فقطططططططط
فقطططططططططط
الهی شکرررررت برای این حال خوب
استاد چجوری سپاسگزار این همهههه گنج هایی باشم ک انقدر عاشقانه انقدر سخاوتمندانه در اختیارمون میزاری
بقول خودت استاد : خدا من خدا تو خدا ما”
عاشقتونم خیلی زیاد
زیاده زیاده زیاد
با کلی قلب با اون آدمکِ با چشم های پر از اشک شوق
سلام به استاد و بچه ها.
حالا که همچی خداست حالا که همجا هست ولی هیچ جا نیست. حالا که بد و خوب خودشه.
پس: درخواست من از دنیایی که توش هستم اینه:
ای خودم !!! بهترین خودم باش. ای آدمهایی که با من ارتباط هستین بهترین خودتون نشونم بدین. موتور سیکلت عزیزم بهترین سواری بهم بده. خیابون های شهر بهترین و صاف ترین مسیر باشین. عشقم بهترین رفتار خودتو با من داشته باش. ای اکسیژن بهترین ورژن به ریه هام بفرس. تمام موجودات و اشیا گیاهان و خاک و اب و آتش و هوا بهترین خودتون به من نشون بدین. من باورتون دارم من نگاهم به جهانم زیباست انرژی دارم. حرکت میکنم. مثبت فکر و عمل میکنم. باورتون دارم . قالب دوستی عشق مهربانی شکل دادم در ذهنم. خودتون بریزین تو قالبی که شکل دادم.
در مورد سوال استاد باید بگم چون الگو تکرار شده و برای ذهن منطقی شده که فرد 20 ساله از 35 ساله انرژی بیشتر داره و ذهن دوست نداره از منطقه امن بیرون بیاد میگه همین درسته ولش.
ولی تغییر باور با شکستن باور قبلی شروع میشه. با تغییر روش زندگی تحقیق و تغذیه مناسب. من 20 سالم بود میرفتم رزمی. رژیم غذایی نداشتم و هرچی بود میخوردم میرفتم باشگاه. انرژی زیاد بود الانم که 33 سالم هست چون همون باور 20 سالگی دارم و خودمو ادم جوان و شاداب میبینم هنوز. انرژی دارم و هیچ فرقی نکردم بلکه بهتر شدم . چون ذهنم نمیخاد باور کنه که سن مهمه. عضلاتم همین قبول میکنن
سپاسگزارم از انرژی به نام رب.
دوستتون دارم…
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
رابطه من با خدا قبلا در نهایت خجالت و شرمساری بود
در نهایت از اینکه از او چیزی بخواهم احساس خوبی نداشتم
فکر می کردم که هر چه متواضع تر باشم و کمتر خواسته داشته باشم نزد خدای خودم عزیزتر خواهم بود
همیشه درگیر این بودم که کاری نکنم که خدای من از من ناراحت بشود
کاری انجام ندهم که شرمنده خدای خودم بشوم
اما اکنون به این فهم و درک رسیده ام که خدای من آنقدر بزرگ و مهربان و خوب است که بی هیچ چشم داشتی به من کمک می کند
کارهای من را جلو می برد
قدم به قدم من را کمک می کند
هر وقت از او کمک بخواهم او بی هیچ کم و زیادی به من کمک می کند
دستهای من را می گیرد و من را هدایت می کند
این خدا آنقدر بزرگ و بخشنده است که هر چه از او بیشتر بخواهم او بیشتر از خواسته من به من می دهد
هر چه از او فراوان تر بخواهم او من را برتر و برتر کمک می کند
خدای من خدایی است که سالها خدایی کردن را بلد است و یاد دارد
خدای من کسی یا چیزی یا نور و یا انرژی است که که در وصف من نمی گنجد
هر چه بیشتر او را ببینم بی شک او هم بیشتر و بیشتر به من حال می دهد
هر چه بیشتر این فایل و صحبت های استاد عزیز را گوش بدهم آرامش درونی من بیشتر و بیشتر خواهد شد
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به دوست عزیزم
آقای سعید صادق زاده
چقدر من با کامنت های شما جون می گیرم
چقدر شما مثه من بودی و
خدایا شکرت که چقدر مدارت بالا رفته
البته من هم مدتیست
خیلی تغییر کردم
قبلاً برای دیگران خیلی از خدا میخواستم و
جالب بود که به زودی اجابت میشد
ولی برای خودم نه
اولا خجالت میکشیدم ازش چیزی بخوام
بعدش هم فکر میکردم هر چقدر کمتر بخوام بنده قانع و بهتری برای خدا هستم خواسته های دنیایی رو
واجب نمیدونستم
خصوصا پول و ثروت را
و
با خودم میگفتم این دو روز دنیا میگذره به فکر اخرتم باید باشم
غافل از این که اخرتم از همین دنیا
میگذره
و
باید اینجا حالم خوب باشه تا اونجا خوب بشه
و
معنی دنیا مزرعه آخرته رو بد معنی کرده بودن و
کلی باور محدود کننده دیگه
که الان به لطف خدای مهربان و
بودن در این سایت الهی و
بودن شما دوستان عزیز
چقدر عوض شدم در این زمینه و
شناخت واقعی خدای خودم را.
و
خودم را و
مفهوم خالق بودن خودم را
اگه بخوام بنویسم تا صبح باید بنویسم و
الان چقدر کامنتت هاتون به من کمک کرده
خدایا شکرت از بودن دوستان مثل شما
امروز یه پاسخ دیگه هم یه جای دیگه بهتون دادم
با خودم فکر میکردم
آدما در عین حالی که متفاوتن
چقدر هم به هم شبیهن
خدایا شکرت از این تغییر مسیر
در پناه نور و عشق خدا باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد جانم و مریم جان شایسته و همه دوستان .
باران:
چه فایل بی نظیری خیلی لذت بردم از شنیدنش خیلی این فایلو دوست دارم چندین بار قبلا گوشش دادم هم نشانه روزانه م بوده هم هدایت شدم بهش .
خدا همه چیزه ،خدا همه وجود منه ،خدا همیشه مراقبم بوده همیشه حواسش بهم بوده از وقتی باهاش رفیق شدم از وقتی که من بندگی میکنم اونم برام خدایی میکنه ،خیلی وقتا من فراموش کردم ولی اون مراقبم بوده ،دقیقا یه هفته پیش من داشتم رانندگی میکردم شب بود داشتم باخدای خودم حرف میزدم، یه حرف خودم قشنگ یادمه گفتم خدایا ممنونم ازت همیشه مراقبمی یهو سر پیچ بود جاده خلوت ماشین تو لاین من از جلو با سرعت اومد سمتم به الله خودش قسم من نمیدونم چطور ماشین کنترل شد فقط میدونم خدا بود ،که سخت بود کنترل ماشین سر پیچ اونم ماشینی باسرعت بیاد وای خدای من فقط معجزه بود که ماشینم انداختم تو خاکی به لطف الله مهربان نه ماشینم خراب شد سرسوزنی نه خودم و تقریبا اگه کمتر از 50متر اونورتر میرفتم میوفتادم تو یه پرتگاه و اگه ماشین پشت سرم بود حتما الان اون دنیا بودم .و خدای قشنگ و مهربانم فرصت دوباره زندگی بهم داد من تا چند روز تو شوک بودم میگفتم فرصت زندگی دوباره بهم دادی شکر گزار بودم و الان که مینویسم بغض گلومو گرفته ،که خدا همیییشه مراقبم بوده همیشه دستامو گرفته ،همیشه بغلم کرده ،خدا همه چیزه ،خدا خیر مطلقه ،خدا معجزه س ،خدا عشقه ،عشقی که عاشقی باهاش پر از خیرو برکت و اتفاقات عالیه ،خدایا من عاشقانه دوستت دارم و عاشقانه میپرسمت .
استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل بی نظیر دمتون گرم .
در پناه خدای مهربان باشید.
خدا نگهدار.
با عرض سلام وادب واحترام خدمت شما استادتوحیدی عزیز ومریم جان وسایر دوستان.
خدا را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل.
واقعا که همه چیز باوره.
باور من در مورد خدا اینه که خدا معجزه است.
معجزه ای که خلق میشه. معجزه یعنی اتفاقی که میفته وتو رو شگفت زده می کنه.
وقتی امروز داشتم دفتر سپاس گزاری هام رو مرور می کردم یه نکته ای که خیلی توجهم را جلب کرد این درخواست بود…. خدایا ازت میخوام معجزاتت رو بهم نشون بدی وسورپرایزم کنی. منتظر معجزاتت هستم.
این درخواست تقریبا بعد از نوشتن سپاس گزاری های هر روزم آگاهانه یا ناآگاهانه تکرار شده بود. وامروز شاهد معجزاتی بودم که قبلا درخواست کرده بودم.
خدای من یه خدای معجزه گره. شگفت زده می کنه.
جالبه که در واقع هر موضوعی را که خودم میخوام معجزه وار درست میکنه. شکل ظرفی که خدایم را درش میبینم ظرف کن فیکونه.
خدای من خدایی ابراهیم است که آتش را بر او گلستان کرد.
خدای من خدای اسماعیل است وقتی گوسفندی را به جایش برای قربانی فرستاد.
خدای من خدای نوح است وقتی که کشتی را در طوفان به حرکت در آورد و در ساحل به آرامش رساند
خدای من خدای موسی است وقتی عصا را اژدها کرد وید بیضا آفرید.
خدای من خدای موسی است در کوه طور وصحرای سینا
خدای من خدای عیسی است در گهواره ودر شکم مادر
خدای من خدای یونس است در شکم نهنگ
خدای من خدای زکریاست در محراب عبادت
خدای من خدای مریم بن عمران است بر سر سفره های الهی
خدای من خدای مادر مریم است در دعا برای پسر دار شدن
خدای من خدای لوط است در دور شدن از اقوامش
خدای من خدای جبرئیل است در آوردن پیام های الهی
خدای من حتی خدای ابلیس است وقتی که از خدا مهلت خواست.
خدای من خدای دریا هاست. خدای آسمان ها و زمین است. خدای کوه ها وخشکی هاست. خدای ستاره هاو سیاره هاست.
خدای محمد است در بین اعراب بنی هاشم.
خدای خدیجه است در کنار محمد
خدای علی است در کنار پیامبر وووووو
خدای من همه چیز است. همه کس است.
الحدید
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
ﺍﻭﺳﺖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺑﺎﻃﻦ ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(٣)
الحدید
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﭼﻴﺮﻩ ﻭ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ . ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺮﻭ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ . ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﻴﺪ ، ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ .(۴)
الحدید
لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
ﻣﺎﻟﻜﻴّﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﻴﻄﺮﻩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(۵)
الحدید
یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
ﺷﺐ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻧﻴّﺎﺕ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(۶)
خدای من خدای قادر است. رزاق است. وهاب است. خدای من علیم است. بصیر است. سمیع است. ستوده است وبی نیاز.
خدای من مهربان است ومنتقم
خدای من مکار است وشکست ناپذیر.
خدای من باور من است. بله دقیقا همینه. باور.
اعتقاد. عقیده. فکری که در موردش داریم. چیزی که ما رو به یادش میندازه.
خدای من یک لبخند شادی است.خدای من اشک شوق است. خدای من احساس نیاز است و رسیدن به نیاز.
خدای من وصل است وفصل.
هر جا بخواهم نزدیکم می کند وهر جا بخواهم دورم می کند.
خدای من خود منم وهمه حول یک محور می چرخیم. همه بر سر یک انگشت هدایت می شویم.
شعر فیل در تاریکی مولانا
پیل اندر خانهٔ تاریک بود
> عرضه را آورده بودندش هُنود
>
> از برای دیدنش مردم بسی
> اندر آن ظلمت همیشد هر کسی
>
> دیدنش با چشم چون ممکن نبود
> اندر آن تاریکیش کف میبِسود
>
> آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
> گفت همچون ناودانست این نهاد
>
> آن یکی را دست بر گوشش رسید
> آن برو چون بادبیزن شد پدید
>
> آن یکی را کف چو بر پایش بسود
> گفت شکل پیل دیدم چون عمود
>
> آن یکی بر پشت او بنهاد دست
> گفت خود این پیل چون تختی بدست
>
> همچنین هر یک به جزوی که رسید
> فهم آن میکرد هر جا میشنید
>
> از نظرگه گفتشان شد مختلف
> آن یکی دالش لقب داد این الف
>
> در کف هر کس اگر شمعی بدی
> اختلاف از گفتشان بیرون شدی
فیل نماد حقیقت مطلق (خداوند) است.
* خانهٔ تاریک نماد دنیای مادی و تاریکی نماد جهل، محدودیتهای بشری و حجابهای ادراکی است که مانع دیدن کامل حقیقت میشوند.
* افراد در تاریکی نماد انسانهایی هستند که تنها بخشی از حقیقت را با حواس ناقص خود درک میکنند و آن را تمام حقیقت میپندارند.
* شمع نماد نور معرفت، یقین و هدایت الهی است که اگر در دل انسان روشن شود، باعث زدوده شدن اختلاف نظرها و درک حقیقت یکپارچه میگردد.
این داستان به ما میآموزد که فهم های محدود و شخصی از حقیقت، همیشه ناقص است و برای رسیدن به شناخت کامل، باید از حواس ظاهری فراتر رفت و به دنبال نور حقیقت بود.
خدا را فقط بانشانه هایش می توان شناخت .
باید یه نگاهی به زندگی مون بندازیم تا بفهمیم خدامون چه شکلیه. اگر قشنگ نیست. تقصیر از خود ماست.
هر جا راحت نبودیم وحس خوبی نداشتیم باید باور مان را در مورد خدا تغییر بدهیم.
خدا هم مال فقیر هاست وهم مال ثروت مند ها. ولی خداشون با هم فرق می کنه. چون باورشان فرق داره.
خدای قوی داریم وخدای ضعیف.
خدای مهربان داریم وخدای ظالم
خدای ظاهر داریم وخدای باطن.
همه چیز اوست واو در همه چیز است.
در مورد جواب سؤال استاد به نظرم هر کسی نسبت به باوری که برای خودش ساخته سن پیر شدنش فرق میکنه.
اگر باورش این باشه که دود از کنده بلند میشه در پیری هم قوی خواهد بود.
اگر باورش این باشه سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا. در جوانی پیر وناتوان می شود.
چون جوانی وپیری مربوط به جسم است وگرنه روح که نه سن دارد ونه جنس. بلکه این باور ماست که جسم را می سازد.
هر کس باور قوی تری داشته باشد خدای قوی تری هم خواهد داشت.
از امروز تصمیم گرفتم باور های مربوط به خدا را در قرآن پیدا کنم وبرای خودم بنویسم. چندتاش رو می نویسم.
خدای مهربان وبخشنده
خدای صاحب همه چیز
خدای صاحب وسرور
خدای لایق بندگی
خدای کمک کننده
خدای هدایت کننده به راه راست
خدای هدایت کننده به هر راهی
خدای دور کننده از مسیر گمراهی
خدای هدایت گر پرهیز گاران
خدای آگاه به غیب وآخرت
خدای نهایت رستگاری….
به قول رضا مار مولک به اندازه ی تمام آدم ها راه هست برای رسیدن به خدا.
ودر نهایت خدای سپاس گزاران صبور.
تا کامنت دیگر ورد پایی دیگر درود ودو صد بدرود.
در پناه خدا باشید
سلام خدمت معصومه خانم
خوشحالم که با چنین گوهرهایی مثل شما توی این مسیر زیبا هستم
چقدر کلام متنی زیبا
وزیبا تر از اون اگاهی های فوقالعاده
که
با این شعر زیبا درآمیختید
خوشحالم برای این همه زیبایی
این همه آگاهی
مسرور شدم
زیباترین ها رو برای شما آرزومندم
سلااااام استاد
چقدر عالی گفتید چقدر تحسینتون کردم بابت این باور قدرتمند به خداوند و جریان هدایتش
استاد واقعا دوست دارم خالصانه باور کنم این انرژی بی نظیر رو
اینقدر مبحث امروز عالی بود که از صبح که وارد فروشگاه شدم و فایل رو شروع کردم به گوش دادن انگاری آرامش بود که به قلبم سرازیر شد و پشت بندش اینقدر اتفاقات عالی افتاد که الان بعد از گذشت شش ساعت وقت کردم بیام کامنت بذارم
چقدر این فایل برای زمان الان ما خوب بود،به موقع بود در زمانی که همه نگران اینده و اتفاقات هستند این فایل آرامشی میده از جنس امید و ایمان که فقط کافیه باور کنی تا هدایت بشی،باورکنی تا دراین شرایط به ظاهر ناجالب خداوند به راحتی درها رو باز کنه
خدایا سپاس.
ازتون ممنونم شما خیلییییییی عالی و روان ما رو به مسیر خداوند منتقل میکنید
واقعا خداروشکر بابت این آگاهی ها بابت بودن خداوند و حس کردنش
امیدوارم که در حد اعلا این نیرو رو باور کنم و خودم رو بهش بسپارم
ممنووونم استاد
سلام به استاد نازنینم .
سلام به دوستان گلم
به به صبح به چه فایلی هدایت شدم
خدا برای ما همه چیه
خدا امیده
خدا نوره .
خدا انرژیه
از نگاه احساسی: خدا مثل نوریه که هیچوقت خاموش نمیشه،
مثل مهریه که تمومی نداره و مثل پناهیه که هیچوقت تنها نمیذاره.
خدا یعنی آرامش وقتی دلت بیقرار میشه.
خدا یعنی امید وقتی همهچیز تیره و تار میشه.
خدا یعنی دوستی که هیچوقت دستتو رها نمیکنه.
خدایا شکرت که مسیر موفقیت رو هموار کردی.
به نام خدایی که همه چیز هست.
همه چیزمی شود برای من.
خالقِ من است وبه من هم قدرت خلقِ زندگی دلخواهم را داده است.
به نام خدای بخشنده ی فراوانی،مهربان وعاشق
سلام به استاد جانم وخانمِ شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این سایت توحیدی ومقدس.
تمرینِ این جلسه:
چه باورهایی بسازم که من در هر سن وسالی باشم همیشه جوان وسالم وپرانرژی وبا آرامش ونهایت ثروتمندی بمانم وزندگی کنم واز زندگی ام لذت ببرم؟
من خودم هیچ وقت باور نکردم که چند سال دارم وهمیشه هر وقت هرکسی من را دید ابتدا فکر کرد نهایت 25 سال دارم چرا؟
چون من سن وسالم را باور نکردم وروی سلامتی وتغذیه ی خودم کار کردم.
پیاده روی کردم.
آب نوشیدم.
غذای سالم خوردم.
با هرشخصی دوست نشدم.
با هر شخصی بیرون نرفتم.
با هر شخصی حرف نزدم.
چون هر شخصی باورهای خودش رابه من قالب می کرد.
همیشه به فکر اصلاح وبهترشدن خودم بودم.
حاضر بودم تنها باشم تا چند نفر با افکار منفی با من باشند.
اکثر مواقع زود از خواب بلند می شوم به غیر از روزهایی که خیلی خسته هستم وپیاده روی طولانی انجام دادم.
خیلی خودم را دوست دارم.
خیلی به خودم احترام می گذارم.
تلاش می کنم با هیچ کس بحث نکنم،جواب ندهم.
تلاش می کنم به انسان ها احترام بگذارم
ودوستشان بدارم وبرایشان ارزش قائل شوم.
آنچه که دارم در زندگی ام،هدیه ی اطرافیان وخانواده ام بوده است .
اهل قرض وقسط و وام وحرص وطمع نیستم چرا؟
چون دارم روی باور فراوانی کار می کنم.
از خداوند بابت ظاهر وباطنِ قشنگی که به من داده شکرگذاری می کنم.
تلاش می کنم که همیشه نعمت هایی که خدا به من داده ببینم از کوچک تا بزرگ وشکرگذار باشم.
روی آرامشِ خودم کار می کنم قبل خواب تنفس عمیق انجام می دهم.
هرروز فایل های استاد را گوش می کنم تلاش می کنم که عمل کنم.
تلاش می کنم که کارها را به خدا بسپارم نگران چیزی نباشم.
هرروز یک قدم ساده ومتوالی برای اهداف وبرنامه هایم برمی دارم.
خدایا شکرت که من هرروز از هرلحاظ بهتر وبهتر می شوم وبه تو نزدیکتر.
بپذیر، ایمان بیاور که هیچ محدودیتی برای این خدا نیست. بدان خدا چیزی جدا از ما نیست و درگیر هیچ قالب و واژه ای نباش
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر همگی
این جمله بالا یک جورایی من بهش مقاومت دارم داشتم فکر میکردم با خودم گفتم از لحاظ منطقی این جمله باید درست باشه اما چرا من بهش مقاومت دارم یادم میاد موقع بچگی همش در مورد بلاهایی که سر حضرت زهرا اومد سر علی اومد سر امام حسن و امام حسین اومد و یلا هایی که سر امام اومد همیشه با خودم فکر میکردم این چه جور ی هست که بهترین بندگان خداوند توی این همه سختی بدبختی فشار زندان اسارت کشته شدن هستند مگه اینها همون بنده های برگزیده و معصوم نیستند و این جوری بود که من سختم بود با این خدا ارتباط خوبی داشته باشم و از هر کی هم میپرسیدم میگفتن که اینها همه امتحان الهی بوده و این باور در من ایجاد شد که هر چه به این خدا کمتر سر و کار داشته باشی دردسرت کمتر هست چون من فکر میکردم هر چه نزدیکتر امتحان ها هم سخت تر هست و این خدا خیلی کاری ازش ساخته نیست به طوری که این بندگان خویش همیشه در سختی و مصیبت بودند و البته این افکار بسیار احساسم رو بد میکرد و این شنیده ها و دیده ها این باور مخرب و شرک آلود رو در من ایجاد کرده بود به طوری که رسیدن به خوشبختی رو در صورتی میسر میدونستم که خدا راضی باشه عوامل بیرونی هم موافق باشه و. اینجوری هست که من خواسته هام خالص نیست مثلاً اگر من یک موفقیت شغلی رو در یک زمینه ای میخام حالا توی اون زمینه افراد قدرتمندی دارن کار میکنند و من اون خواسته رو دارم و از خداوند این خواسته رو میخام ولی ته ذهنم اینجوری هست که مگه فلانی که غول این صنعت هست مگه میزاره من به این موفقیت برسم اون الان برای خودش یک مافیا هست و من در مقابل اون یک پشه هم نیستم اونوقت دیگه خدا برای من قدرتش رو از دست میده و من بسیار احساسم بد میشه اونوقت حتی نمیتونم خواسته ام رو هم تجسم کنم تا حالا بیام براش برنامه بریزم حالا سوال اصلی این هست من چه جوری این باورم رو بشکنم چه جوری این فراوانی رو باور کنم که برای من هم میتونه اندازه اون غول جا باز بشه
خیلی باورهای ایراد داره خیلی مگه خدا خودش کمکم کنه تا از این شرک بیام بیرون تا از این قدرت دادن به دیگران بیام بیرون یادمه همین چند روز کاری داشتم و رفتم کارخانه اش رو از نزدیک دیدم و خیلی تحسینش کردم ولی هر چه توی کارخانه قدم میزدم و بررسی میکردم بیشتر توی ذهنم بزرگ میشد و فهمیدم که چه باورهای مخربی دارم یعنی شما حساب کنید من دایم دارم به اهدافم فکر میکنم ولی این باور مخرب هم با من هست و دایم من دارم فرکانسهای منفی در باره اهدافم میفرستم و اینجوری هستند باورها اینجوری کار میکنند و این طوری میشه که من از خواسته هام دورتر میشم خدایا خودت منو هدایت و حمایت کن
خدایا شکرت که به من مفهوم باور رو فهماندی خدایا شکرت که همه چیز توحید هست و از روی همین مثالی که من زدم همه باید بفهمیم که چقدر شرک خانمان برانداز هست و برای همین هست که خداوند این گناه رو به هیچ عنوان نمیبخشد
خدایا شکرت برای این اگاهی ها
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
رب بی همتای من که فضل ورحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست.
سلام به استادعزیزم،بانوی شایسته این سایت و دوستان بهشتیم
کامنتمو با یه خاطره شروع میکنم
یادم حدود 14 سالم که بود پسر عموم که تقریبا سه سالش بود ازم پرسید آرزو خدا چقدر بزرگه؟؟
منم گفتم خیلی بزرگه
یکم فکر کرد و پرسید،یعنی هر لنگه کفشش اندازه خونه ی ما میشه؟؟
من هم خنده ام گرفته بود هم واقعا نمیدونستم چی جوابش رو بدم چون خودمم درکی نداشتم از خدا، خودمم اون موقع خدا رو مثل یه انسان میدیدم که خیلی خیلی بزرگتر از انسان های دیگه اس، و بهش گفتم نمیدونم چقدر بزرگه ولی شاید یه لنگه کفشش اندازه خونه شما باشه، شایدم بزرگتر باشه نمیدونم.
وبعد از اون بعضی وقتا این سوال تو ذهنم میومد که خدا چیه واقعا؟
اینکه میگن خدا نه زاده شده نه میزاید ینی چی؟
پس خدا چطوری به وجود اومده؟
این سوالا تو مغزم بود وهیچ وقت هم جوابی براشون پیدا نمیکردم و بی خیالش میشدم،
تا اینکه آشنا شدم با سایت استاد عزیزم و با فایل های توحیدیشون.
اون جا بود که فهمیدم خدا همه چیه، خدا نه به وجود میاد نه از بین میره.
خدا
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ
خدا یه انرژیه که اصلا نمیشه توصیفش کرد.
خدا نه جسمِ ،نه محدود به مکان و زمانِ.
خدا
لَیسَ کمِثلِهِ شَی ء
خدا
هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُۖ
خدا، وجود مطلق.
خدا، سرچشمه ی همه چیزه.
خدا،فراتر از تصور ذهنه.
خدا،نزدیکتر از هر چیزه، اما با چشم دیده نمیشه.
خدا
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
خدا، منم ،خدا تویی. همه ما جزئی از خدا هستیم.
اصلا قابل توصیف نیست چون همه چیز خودشه.
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
همه چیز خودشه، حتی این نوشته رو هم خودش داره مینویسه.
خدا مثل یه دریای بیکرانه، اما هر کس به اندازه ظرف خودش ازش آب برمیداره.
خدا رو هر طور ببینی همون رو تجربه میکنی
رحمان ببینی،
غفور ببینی،
وهاب ببینی،
خدا روسخت گیر وقهرآلود ببینی،همون جلوه اش رو تجربه میکنی.
چند روزه که بنر های سایت همه از توحید میگن،و حتی نشانه های روزانه ام،کامنت دوستان همه وهمه از توحید میگن.
واینها نشانه اس برای من.
امشب ای دلدار مهمان توییم
شب چه باشد روز و شب آن توییم
هر کجا باشیم و هر جا که رویم
حاضران کاسه و خوان توییم
نقشهای صنعت دست توییم
پروریده نعمت و نان توییم
خدای من هدایتم کن که هر لحظه توحیدی تر باشم.
خدای من ظرف آگاهیم بزرگ و بزرگتر کن.
دوستتون دارم استاد
دوستتون دارم دوستان بهشتیم