رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرید ارشاد گفته:
    مدت عضویت: 3332 روز

    بنام خدای مهربان

    آدم ها تحت دیدن یک سری الگو ها تصمیمات که میگیرند رو عملی میکنند. مثلا وقتی یه نفر یه کاری رو انجام میده بعدا خیلی ها که قبلا این کاری که حتی تو ذهن شون بود رو انجام نمیدادند بعد این آدم رو که میبینند باور میکنند که میشود بعد شروع به انجام اون کار میکنند دقت کنید اون الگو رو که دیدند باور کردند که میشود موفق شد یا میشود این کار رو انجام داد بعد شروع به انجام این کار میکنند.

    آدم واقعا وقتی به تبدیل شدن آتش به گلستان تفکر میکنه واقعا چی کسی اینو توضیح میده؟

    حالا که آدم آگاهی اش بالا میره

    خدا رو بهتر میشناسه

    قوانین رو بهتر میفهمه

    دیگه میفهمه که اون معجزه نبوده که خدا مثلا چون ابراهیم پیامبرش بوده گرفته آتش رو به گلستان تبدیل کرده..

    میفهمه که ابراهیم باوری داشته که باعث شده حتی آتش رو به گلستان تبدیل کنه (یا بهتره بگم خدا رو به شکل گلستان تجربه میکنه)

    بنظر من انجام شدن و نشدن تمام کارا ریشه در اعتماد بنفس دارد.

    من خودم همین الان مثلا خیلی موقع ها که یکم ایمانم ضعیف میشه بعد دفترم رو که باز میکنم یه سری چیزای خوب که بعد از کار کردن رو خودم اتفاق افتاده رو میخونم اصلا یه قدرت درونی رو در خودم احساس میکنم که بله من میتونم واقعا به این هدف بعدی هم برسم. یعنی هرچه این کار رو میکنم بیشتر محدودیت های که قبلا جامعه تحویلم داده بود شکسته میشه.

    حتی زمانی که اونارو میخونم مثلا قبلا نمیتونستم جلوی بقیه صحبت کنم گرفتم تمرین کردم الان راحت میتونم مثلا چند رو پیش یه شی با ارزشم گم شده بود چون خیلی داشتم رو خودم کار میکردم یک دقیقه حتی شاید یک ثانیه هم حالم بد نشد گفتم هر اتفاقی بیفتد بنفع من است و لحظه لحظه رو با لذت سپری کردم فردای همون روز اون شی با ارزشم به صورت اتفاقی پیدا شد که اونم تو یکی از خیابونا گم شده بود

    وقتی اینارو بیاد میارم هی ایمانم قوی میشه که بله من میتونم به هرچه که بخواهم برسم.

    یا در رابطه با ثروت یا رابطه…

    یا هرچیزی حتی کوچیک رو که بیاد میارم یا قبلا که نوشتم رو میخونم اصلا اون لحظه اگه حتی هر آدمی به من بگه تو نمیتونی به فلان هدف برسی من هرگز حرف شو باور نخواهم کرد چون اون قدرت اون حس تو درونم زنده میشه که نه من میتونم واقعا میتونم.

    در مورد ورزشکارا هم این موضوع کاملا صادق است چون همه ی ما طبق شنیده ها و دیده هامون باورهامون ساخته میشه اونا هم میشوند میبینند بعد باور میکنند که فقط تا این سن خاص میتونند تمرین کنند ولی وقتی یه اتفاقی میوفته یه سری الگو میبینند یه سری چیزا رو مطالعه میکنند یا وقتی موفقیت هاشونو بیاد میارند یا وقتی چون عاشق کار شون هستند خیلی با ذوق و شوق تمرین میکنند و آروم آروم تو درون شون باورشون میشه که بله میشود از این به بعد هم موفق شد و تمرین کرد.

    بعد این اتفاق پیش میاد.

    و موضوع دیگه ی که بنظرم خیلی مهم است.

    هر آدمی که هی موفقیت های پشت سرهم رو تجربه میکنه بنظرم در یک مقطع سنی به یک سری نتیجه های توی ذهنش میرسه که نه بازی این نیست که من نتونم یا فلان کار انجام پذیر نیست. حالا اگر آدمی باشه که قوانین رو بفهمه که خیلی خیلی نامحدود فکر میکنه و اصلا چیزی رو سد راهش نمیبینه ولی حتی اگر آدم های که موفقیت های رو بدست میارند و با قوانین آشنا نباشند خیلی اعتماد بنفس شون بالا میره و از یه جایی به بعد دیگه به گفته ها و شنیده های که منفی و محدود کننده است توجه نمیکنند و انقد رو توانایی شون حساب میکنند که این باور درشون ایجاد میشه که بله بیشتر از اینها هم میشود موفق شد یا تو این سن خاص هم میشود تمرین کرد و اون باورهای قبلی شکسته میشه و اتفاقاتی جدید پیش میاد.

    ممنون از اینکه نظرم رو خوندید

    برید بقیه نظرات رو هم بخونید.

    در پناه الله یکتا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    صبا جووون گفته:
    مدت عضویت: 1127 روز

    سلام به استاد نازنینم .

    سلام به دوستان گلم

    به به صبح به چه فایلی هدایت شدم

    خدا برای ما همه چیه

    خدا امیده

    خدا نوره .

    خدا انرژیه

    از نگاه احساسی: خدا مثل نوریه که هیچ‌وقت خاموش نمیشه،

    مثل مهریه که تمومی نداره و مثل پناهیه که هیچ‌وقت تنها نمیذاره.

    خدا یعنی آرامش وقتی دلت بی‌قرار میشه.

    خدا یعنی امید وقتی همه‌چیز تیره و تار میشه.

    خدا یعنی دوستی که هیچ‌وقت دستتو رها نمی‌کنه.

    خدایا شکرت که مسیر موفقیت رو هموار کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    صادق * فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام الله یکتا

    خدایی که هرچه بیشتر روی خودم کار میکنم و باورهای گذشته خودم رو میشناسم و در تلاش برای تغییر اونها هستم اون رو نزدیک و نزدیک تر به خودم حس میکنم.

    سلام به شما استاد عزیز

    صادق

    خدا همه چیه ،خدا آرامش، نور ، امید ،سلامتی، ثروت، زیبایی، احساس عالی هست ، خدا در درون من هست.

    این فایل رو استاد حس میکنم برای من گفته شده

    درست زمانی این فایل بی‌نظیر رو گوش دادم که به خاطر باورهای گذشته و چالش‌هایی که الان دارم در دادگاهی حاظر شدم برای پاسخ به سوالاتی در خصوص مسائل مالی که موقع ورود آرامشی داشتم که یکی به من هی میگفتم قدرت مطلق خداست اینها قدرتی ندارن و فقط خدا ، و تو صادق اگر اشتباهاتی داشتی الان می‌دونی که باید به زیبایی های این جلسه توجه کنی الان وقت اینه که خودتو و باورهای که داری رو نشون بدید که کجای کار هستی و نتیجه دلخواه رو تصور کنی و الان میفهمم که همه چیز خداست و اینکه ما باید تسلیم باشیم و خدا با قانون بدون تغییر که قرارداده و جهان اونجوری که ما باورش کنیم برای ما هست و به خواسته های خودمون میرسیم و خود خدا مارو هدایت کنه که هر لحظه قوی و قویتر و ثابت قدم در این مسیر باشیم و حرکت کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    ایرج علی پور گفته:
    مدت عضویت: 4069 روز

    باسلام

    به نظر من فقط یک دلیل وجود دارد که ورزشکاران فقط در این سن خاص میتوانند بدرخشند و آنهم باور به اینکه فقط در این سن میتوان موفق شد و با بالا رفتن سن قابلیتها و ظرفیت های بدن کاهش میابد و البته این بسیار نیرومند است زیرا پزشکان، مربیان، مردم و متخصصان بشدت بر آن تاکید می کنند.

    سپاس از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  5. -
    شهلا شمس گفته:
    مدت عضویت: 3278 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه همراهان استاد

    راستش استاد من امده بودم به سایت که فایل جدیدتون رو دانلود کنم و نظر نفر اول رو بخونم خلاصه موندگار شدم و کلی چیز دیگه خوندم و یهو اینجا وقتی نظر یه دوست رو خوندم، گفتم بزار منم نظرم رو بنویسم. من نه ورزشکار حرفه ای هستم و نه ازین چیزا خیلی سردر میارم. نه اهل فوتبالم نه … . اما یه چیزی میخوام بگم، در مورد بدن، یه پیرمرد چینی 80 ساله که الان یه مدل لباس خیلی معروف شده، ایشون فکر کنم از 70یا 75 سالگی شروع کرده و خیلی اتفاقی، قابلیت های خودشو کشف کرده، و بعد شروع به ورزش سنگین میکنه، شنا یاد میگیره، حتی شروع میکنه زبان انگلیسی یاد میگیره و حالا امده به امریکا در جهت فعالیت های خودش. خلاصه واس خودش یه تیپیییی شده! حالا انگار یه اقا 40 سالس فقط موهاش سفید وقتی فعالیت هاشو میبینی. یا من یکی از قسمت های داستان خدا با آقای مورگان فریمن، رفت سراغ یه زاهد تبتی که یه فضایی رو برای خودش درست کرده بود حدودا -45تا -50 درجه بود، فکرکنیید یک سردخانه صنعتی، و ان آقا مینشست انجا با یک پیراهن معمولی و مراقبه میکرد و اصلا سرمایی نمیفهمید. خوب دیگه داستان مرتازها رو هم که شنیدید. میخوام بگم بقول استاد و دیگر دوستان سن یه عدد، و به توانایی فرد ربطی نداره. فقط کافی گوش ندی به حرفای دیگران و روی خودت و باورهات به خداوند کار کنی، انوقت همه کاری امکان پذیره.

    در پناه خداوند باشید قوییییی ادامه بدید هدف هاتون رو و رویاهاتون رو. فقط کافیه یه الگو موفق پیدا کنی و بگی حالا که ان تونسته فلان کارو بکنه منم میتونم.

    طبیعتی که خداوند به وجود اورده و خود انسان واقعا موجود عجیب غریبی، هیچ حساب کتابی نداره، آدم سالم یهو یه بیماری پیدا میکنه دوسه روزه میمیره، بیمار سرطانی هم که امیدی بهش نیست از نظر پزشکی، خوب میشه. فقط قدرت خداوند در درون خودمون رو باید پیدا کنیم و بریم جلو. ما بی نهایت هستیم چون خداوند از روح خودش که بینهایت بود در درون ما دمید. ما شااااااهکاریییییییم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    محمد باباعلی گفته:
    مدت عضویت: 3553 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    با سلام خدمت شما استاد عباسمنش و دوستان گرامی

    دوستان ما در این دنیا در حال تجسم و غرق در تخیل و ساختن زندگیمان در زمین هستیم و چیزی جز این نیست مثل خوابی که سالها در اون خواب زندگی میکنیم ولی وقتی بیدار میشویم میبینیم چند ساعت گذشته.همان طور که در قرآن آمده: یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایى است که شما می شمارید! (47)سوره محمد.

    و خداوند متعال بعنوان اشرف میخلوقات که روح خدا در ما هم دمیده شده این اجازه رو بما داده همانند خودش به خلق دنیای خود بپردازیم با این تفاوت که خلق و تخیل ما محدود و خلق خداوند نامحدود است.

    تمام دنیای ما تخیل و رویاپردازی در چهارچوب تخیل و مخلوقات بی نهایت خداوندیست.ما فقط اندیشه ای هوشمند هستیم(ای برادر تو همان اندیشه ای>>>مولانا) که در حال رویاپردازی در روی زمین هستیم.و تمام شرایط حتی فیزیک بدنمون رو با رویا پردازی و تخیل میسازیم.و ناخودآگاه ما با سرعت باور نکردی با توجه به تخیل ما در آن لحظه محیط رو برای ما مهیا میکند.حالا اگر باورهای غلط(اختلال در آگاهی ناخودآگاه و هم سطح نبودن بخشی از ارتعاش ما با ارتعاش جهان هستی) در ما ایجاد شود ما اون مسیری که با باور غلط مسدود کردیم نخواهیم پیمود.

    مثلا به یک مهمانی برویدو یک نوشیدنی خوش رنگ و بو روی میزی قرار داده باشند و بشما بگویند این نوشیدنی سم کشنده است.شما اگر باور کنید>>>(واقعیت برای شما) که آن نوشیدنی سم است آنرا نخواهید خورد.در صورتی که شاید آن نوشیدنی در >>>حقیقت بی ضرر باشد.

    حالا در مثال استاد باور غلط به سه زمان گذشته و حال و آینده وجود دارد (در حقیقت فقط زمان حال وجود دارد )و باور به اینکه با گذشت زمان طبیعی است که انسان ضعیف تر شود و انرژیش تحلیل رود که اگر این رو باور کنیم شیوه تخیلمان را عوض خواهیم کرد یعنی مثلا وقتی به 40 رسیدیم خود را انسانی تصور میکنیم که بخاطر گذشت زمان باید تحلیل رود و اصلا مسیرهایی که انسان در آن پرانژری و قوی هست رو هیچگاه تخیل نمیکنیم چون فکر میکنیم این مسیر وجود ندارد.در صورتی که در این دنیا آزادیم تا پایان زندگی و انرژیمون در زمین آزادانه به تخیل بپردازیم.و در 50 سالگی شخص دلخواه رو برای خودمون تخیل کنیم و نه شکلی که بما تلقین شده.

    اما بدلیل وجود 99٫9999999 در صد از افراد که سه زمان گذشته و حال و آینده رو بعنوان یک باور انتخاب کرده اند (اجداد و اطرافیان ما) و پیر شدن آنها را شاهدیم تغییر این باور در ما مشکل است.

    موفق و پیروز و برنده باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  7. -
    حامد میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 3763 روز

    سلام به همه همراهان گرامی خانواده صمیمی عباسمنش

    خدا را شاکر هستم که در چنین جمع صمیمی،آگاه و پر انرژی ای هستم که به لطف خدا روز به روز با کمک همدیگر دست به هم آفرینی میزنیم و به قول استاد،سطوح آگاهی جهان را بالاتر و بالاتر میبریم. ممنونم از همه سروران عزیز

    اما جواب سوال:

    خیلی خیلی جواب های عالی و دقیقی دوستان به سوال داده بودند و تمرکز زیادی روی باور داشتن و عده زیادی با راهنمایی که استاد در باره تاثیر باور در این روند افت بدن بعد از یک مدت معین دارد،بحث و گفتگو کرده اند و اثتنبات های بسیار عالی از نظرات دوستان به چشمم خورد.

    بنده مدتی هست که یوگا کار میکنم و اطلاعات مختصری در باره فیزیک کوانتوم دارم و دوست داشتم این سوال رو از منظر فیزیک کوانتوم و یوگا و تاثیر تمرکز و باورها بر بدن انسان توضیح دهم:

    همونطور که میدونین و استاد هم تو یکی از فایل های آرامش اشاره داشتند،بدن انسان به طور منظم در حال تکثیر سلول های جدید و جایگزینی آن با سلول های قبلی هست،و تقریبا در طول یک سال 98 درصد سلول های یک انسان،با سلولول های سال قبل او تعویض شده اند و همان سلول ها نیستند.پس بدن امسال ما،بدن سال قبل ما نیست.

    در این بین دی ان ای انسان با تکیه بر اصل حافظه سلولی و بحث های ژنتیک و وراثت (که مجال بحث در اینجا نیست) کلیه خصویات فیزیکی و کوانتومی سلول قبل را به سلول جدید انتقال میدهد.حال این میتواند اطلاعاتی ناشی از وجود بیماری ها،ناهماهنگی ها و سایر اختلالات جسمانی همچون وجود تومورهای سرطانی و سایر بیماری ها باشد که دقیقا سلول جدید را با همان بیماری ها ،متولد میکند و این امر ادامه و رشد پیدا میکند و یا میتواند انتقال دهنده حافظه روی مثبت قضیه باشد که در بر دارنده انرژی،قدرت،سلامتی و عاری بودن از هر نوع عیب و نقص در سلول باشد که در هر دو صورت،دقیقا به سلول تازه متولد شده به ارث خواهد رسید و او نیز آن را در همان شرایط رشد و گسترش میدهد و به سلول بعد از خود انتقال میدهد و این روند میشود روند رو به رشد بیماری یا سلامتی.

    حال از نظر کوانتومی موضوع را بررسی کنیم:

    کوانتوم یعنی دنیای زیر اتم که همه چیز در آن ارتعاش (فرکانس ) هست و مستقیما با فرکانسهایی که دریافت میکنند،کار میکنند و به آنها متقابلا جواب میدهند.

    کلیه حالات و خصویات یک ماده،مستقیما به نحوه ارتعاش ذرات ریز تشکیل دهنده آن بستگی دارد و نحوه این ارتعاش و تناسب آن با بٌعد زمان مکان،شکل جامعی از آن ماده را به ما میدهد.

    جالب است بدانید که مغز ما بزرگترین و قویترین منبع ارسال کننده فرکانس در جهان هست که میتواند بر همه فرکانسهای عالم اثر بگذارد و در آنها تغییر فرکانسی در ذرات داخلی ایجاد نماید که در نهایت این تغیرات داخلی به بیرون بروز میدهد و میشود تغییرماهیت خارجی آن ماده.

    بحث ثابت کردن این نظریه رو میتونین در گوگل سرچ کنین و با آزمایشات زیادی به اثبات رسیده که مشهورترین آنها نقش (کیبورد سرچ آن) آزمایش مشاهده گر در فیزیک کوانتوم هست.

    حال بعد این توضیحات که زیاد هم شد،برسیم به بحث اصلی که اکثر دوستان با اشاره ای که استاد از باور داشتن،به اون پرداختن.

    {گفتیم مغر ما فرستنده و گیرنده فرکانسی قدرتمندی هست و این فرکانس از افکار ما تولید میشود}

    هر فکری که ما میکنیم و از ذهن میگذرونیم،با توجه به بار احساسی که داره،طول موج و شدت خاصی از فرکانس رو به جهان ساطع میکنه که به سرعت در جهان پخش میشه و فرکانس همسان خود رو مجددا جذب میکنه و به ما برمیگردونه که این فرکانس برگشتی همون طور که اشاره شد در فرکانس و ارتعاش داخلی اتم های ما و جهان پیرامون ما اثر میذاره و بعد به نحوی که ما برنامه ریزیش کردیم جهانی جدید متناسب با همون فرکانس رو برای ما خلق میکنه

    حال نکته اینجاست که هسته اصلی افکار ما،باورهای ماست

    باورهای ما هستند که مشخص میکنند فرکانس ارسالی با چه خصوصیاتی ارسال شود.

    پس باور ما از شرایط و تجزیه و تحلیل ها و برداشتی که داریم،میشود فکری که به جهان ارسال میکنیم.

    در همین اصل زاد و ولد سلولی اگه باور فرد به این باشه که بیمار هست ،فرکانس ارسالی فرکانس بیماری هست و سلول جدید را هم بر پایه بیماری برنامه ریزی میکند،شاید ما ناآگاهانه این کار را بکنیم،ولی ساز و کار جهان این چنین است.هر فرکانسی بفرستی،فرکانس مشابه جذب خواهد شد.

    در زمینه عکس آن نیز صادق هست. کسانی هستند مثل دکتر دیباک چوبرای مشهور که از این اصل برای درمان بیماریهای سخت همچون ایدز،انواع سرطانها،آسم و … استفاده میکند و با باور سازی و تلقین شدید،طوری فرکانس ارسال میکنند که گویی سلول بیمار فعلی سالم هست و این تلقین و فرکانس،در سلول جدید،سلولی سالم را متولد میکند واطلاعاتی ناشی از سالم بودن سلول قدیم را ،به سلول جدید ارسال میکند و سلول جدید بر پایه همین فرکانس متولد میشود و این امر در چند چرخه زاد و ولد سلولی،بیماری را کاملا از حافظه سلولی حذف میکند و سلول های تازه متولد شده،کاملا سالم به وجود میآیند و بیماری به طور کامل محو میشود.

    این امر بارها در پلاسیبو ها و نوسیبوها که در داروها استفاده شده اند،به اثبات رسیده است میتوانین سرچ کنین.

    در باره ورزشکار ما هم این چنین باید گفت:

    باور عمومی مردم و اون چیزی که تو جامعه جا افتاده اینه که بعد از یه سن مشخصی،مثلا 30 سالگی بدن افت میکنه و رو به اوفول میرود.شنیدن پی در پی این حرف از مردم و جامعه تبدیل به باوری میشود که در ورزشکار ایجاد شده که بدن رو به پیر شدن هست و به پایان دوران اوج خود میرسد.

    در حالت عادی این ورزشکار همان باور را در قالب افکار به فرکانس تبدیل میکند و به سلول های تازه متولد شده ارسال میکند.

    سلول جدید در میابد که باید از سلول قبلی خود ضعیف تر و ناکارآمد تر باشد و این سلول با این باور و خصوصیات متولد میشود.این امر به سلول بعد او هم انتقال میابد و به همین منوال در طی چند زاد و ولد سلولی،بدن همانی میشود که در باور فرد بوده است.

    این در حالی هست که عده کمی از ورزشکاران که دوستان مثال زده اند،بر این باور هستند که همیشه جوان و قدرتمند و رو به پیشرفت هستند و این باور،سلول هایی با این خصویات در آنها متولد میکند و آنها بیشتر جوان و قدرتنمند خواهند بود.

    همه چیز به قول استاد به باور و نوع فرکانس ارسالی بستگی دارد.

    بدانیم روی چه چیز تمرکز میکنیم،چون روی هر چیز تمرکز کنیم،میشود واقعیت و باور ذهنی ما و این میشود فرکانس ارسالی ما و در نهایت با فرکانسی که هم تراز با آن دریافت میشود،دنیای ما میشود همان

    بقیه توضیحات باور رو دوستان خیلی عالی بیان فرمودند و من نمیخوام ادامه بدم.

    من فقط خواستم از نظر فیزیک کوانتومی این مورد رو شرح داده باشم.امیدوارم تونسته باشم مطلب رو ارائه بدم و منظورم رو برسونم خدمتتون

    شاد،تندرست و ثروتمند باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2177 روز

    به نام الله یکتا

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و همه بچه های نازنین سایت عباسمنش

    خدارو شکر که باز دارم به تعهدی که به خودم دادم عمل میکنم امروز سراسر احساس خوب بودم و اتفاقات جالب و خوبی رو دیدم و سپاسگذارم که هیچ عامل بیرونی دخل و تسرفی در شرایط زندگی من نداره بغیر از باور بغیر از کنترل ورودی های ذهنم

    اما چه عاملی باعث میشه که مثلا ی بازیکن در یک سن خاص تواناییهاش رو نشون میده در صورتی که اکثریت بر این باورن که دیگه پیر شده دیگه سنش رفته بالا و از این قبیل حرف ها ؟

    همین پریروز بود که توی یک بارون شدید و زیبا راهی سفری زیبا در دل کوه های زاگرس زیبا شدم اولین مسافرتم توی بارون بود چقدر باور محدود کننده داشتم که مثلا توی بارون جاده صابون میشه و سر میشه و گریه روز خوش

    اما من نگاهم طوری دیگه بود اولش ی مقدار ترس داشتم ولی بعدش با دیدن دو تا ابشار زیبای فصلی به خودم گفتم کسی که میخواد ابشار های فصلی رو ببینه و لذت ببره باید توی جاده خیس رانندگی کنه کسی که میخواد طراوت و کوه های خیس و شسته و تمیز رو ببینه باید توی بارون حرکت کنه و بره تا ببینه این ها رو گفتم که اینو بگم کسی که تجربه یکبار رانندگی با لذت در بارون رو داره توی بارون ابشار های فصلی رو دیده و شکر گفته لذت برده سری بعد زیبایی های بیشتری میبینه چون که باور داره توی بارون میشه ابشارهای فصلی رو دید

    کسی مثل راجر فدرر که لذت اول شدن مطرح شدن و بردن جام قهرمانی رو روی سرش داشته و برده میدونه که سن ی عدده و میتونه بهتر از این عمل کنه

    خود ماه گذشته درامدی که مشتری هام کارت کشیده بودن توی مغازم مثلا 100 ملیون بود البته این صد ملیون رو هم صد ملیون نبوده از وقتی با استاد اشنا شدم و تکرار کردم هر ماه بیشتر شده این ماه به خودم گفتم که میخوام صدو پنجاه ملیون باشه و داره میشه و شده و ممکنه مگه نشه چون به قول استاد خدا منم خدا اجناس مغازه من خدا مشتری های من خدا انرزی من خدا برخورد من خدا ایمان و خدا همه چیز منه خیلی این ایه حضرت ابراهیم رو دوست دارم که اتش گلستان شد و راست میگه استاد عامل بیرونی در کار نیست خود اتش سرد شده چون خود اتش یعنی خدا یعنی اون کسی که میبینه میداند حضور داره میبخشع مهربانه نوره سلامتی ثروته همه جا هست و همه چیز وجود داره

    درکم رو بهتر کردی استاد نصبت به خدا کتاب معجزه سپاسگذاری وقتی سپاسگذاری کردم به خاطر حضور چند نفری که در زندگی من بودن فردا دیدم رفتارشون بهتر شد و باز هم بهتر میشه اصلا خواستم شاخ در بیارم امروز پیش دوستی بودم اسم دوستی دیگه رو اورد بلافاصله دیدم تماس گرفت با این دوستم به خودم گفتم ببین چطور جواب میده قانون

    مرسی از استاد عزیز سپاسگذارم از شما که ندای زیبای درونت رو با ما به اشتراک میزارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    وحید خزایی گفته:
    مدت عضویت: 2985 روز

    سلام به استاد عباس منش وهمه شاگردان مؤمنش.

    همه انسانها بر اساس داده هایی که توسط حواس پنج گانه ای که دارند دریافت میکنند دنیای خود را میسازند

    وقتی باور سن پیش میاد تمام داده هایی که درمورد سن دریافت کرده ای شرایط اکنون وآینده تورا رغم میزند

    وقتی یک ورزشکار داده های شرایط سنی وباافزایش سن توان کم میشود،جوان یا نوجوان تجربه نداردو…..

    همین داده ها در دنیای او حکمفرما میشود وچیزی بجز

    این داده های تأیید شده وتکرار شده را نخواهد دید

    به قول استاد عباسمنش ما خالق تمام شرایطی هستیم که الان داریم لمسش میکنیم ما همه چیز را داریم بوجود میاوریم چه میخواهد جهنم باشد چه میخواهد بهشت باشد خودتونو باور کنید خدای نهفته در درونتونو باور کنید

    من تقریبا 1٫5ساله که با استاد آشنا شدم با همین قانونی که به هرطریقی میخواد به همه بفهمونه جواب تمام سوالهای زندگیمو گرفتم همه جنبه های زندگیم برعکس شد ازجهنم اومدم بیرون و وارد بهشت شدم (خودتونو باور کنید که خالق همه چیز هستید) به امید رسیدن به طبقه های بالای بهشت از همتون سپاسگذارم مخصوصأ استاد عباسمنش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  10. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    به نام خدا

    سلام و درود تقدیم با عشق به اساتید و دوستان عزیزم

    امروز صبح نوتیفکیشن نرم افزار گزارش هفتگی گوشی برام اومد و بازش کردم ببینم در هفته گذشته من اغلب از گوشی برای چه چیزی استفاده کردم و گزارش به این شرح بود

    گوگل = 82 ساعت و 39 دقیقه

    واتس آپ = 10 دقیقه

    پیامک = 6 دقیقه

    البته بگم که در طول این یک هفته اخیر گوشیم اکثرا رو حالت پرواز بوده تا کسی زنگ نزنه تا بتونم راحتر کار کنم،در ضمن امروز 9 روز هست که از خونه بیرون نرفتنم و فقط دارم روی فایل های استاد کار میکنم،این به خودم گفتم که اگه میخوام نتایج فوق العاده بگیرم باید کار فوق العاده کنم.اگه میخوام نتایج چشمگیر بگیرم باید کار چشمگیر کنم

    چه باورهایی باعث می‌شه که دیگه افراد در سنین بالا موفق نشن؟

    باور به اینکه دیگه با بالا رفتن سن عضلات ضعیف میشه

    با بالا رفتن سن آدم دیگه انرژی جوانی را نداره

    و این باور را دیگران برای ما خلق کردن نه خودمون ما اگه در یک محیط ایزوله بزرگ می‌شدیم با باورهای درست تا سن 100 سالگی پر انرژی و با روحیه بودیم،ولی چون در محیط هایی بزرگ میشیم که باورها محدود هست ناچارا ما هم محدود میشیم،وقتی در ذهن محدود بشیم در همه ی ابعاد دیگر انسانی هم محدود خواهیم شد،برای موفقیت بیشتر و بهتر باید از سد این محدودیت ها گذشت و شکست این تابوها را

    خدا چیست؟

    خدا همه چیزه

    هر آنچه ما می‌بینیم و نمی بینیم

    هر آنچه درک می کنیم و درک نمی کنیم

    هر آنچه تصور می‌کنیم و تصور نمی کنیم

    خدا به همون شکل درمیاد که ما تصور میکنیم،اگر خدا خوبی ببینیم به شکل خوبی برای ما میشه و در زندگیمون جریان پیدا میکنه،اگه بدی ببینیم به شکل بدی برای ما میشه و در زندگیمون جریان پیدا میکنه،اگه عشق ببینیم به صورت عشق جاری میشه، اگه نفرت ببینیم به شکل نفرت جاری میشه،اگه به شکل پول ببینیم به شکل پول در زندگی ما جاری میشه،اگه به شکل فقر ببینیم به شکل فقر در زندگی ما جاری میشه

    خدا همه چیز هست زمان،مکان،تصویر،من،تو،حشره،درخت،خاک،سنگ،ستاره،ابر،خورشید، حس،قلب،خون،پدر،مادر،فرزند،ماشین،همسر،پلیس،دکتر و همه و همه

    ….

    هر چقدر علم پیشرفت میکنه و ناشناخته های بیشتری را کشف میکنه میفهمه که هنوز خدا را درست درک نکرده و نمیدونه خدا چیه

    ولی درک الان من از خدا یک نور و انرژی هست که به هر شکل،فرم،قالبی که من تصور می‌کنم ظاهر می‌شود برای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: