رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدامین خدادادگان گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    با سلام و آرزوی سلامتی وخوشحالی برای همه دوستان.

    خواستم در لحظات آخر نظرم رو درباره سوال این دفعه بگم.به قول استاد به صورت یه الهام ،یه لحظه به ذهنم رسید که این موضوع رو بگم.

    به نظرم تاثیر باور بر جسم مرتبط با سوال استاد باشه.

    من در متن زیر فقط میخوام تاثیر باور بر ذهن رو بهتون بگم.و متن رو تا پایان بخونید.این متن فکر یا باور منفی به شما القا نخواهد کرد بلکه ،باور هاتون رو قوی تر میکنه که به قول استاد عباس منش قانون داره کار میکنه.

    من دانشجوی سال 5 پزشکی هستم.با توجه به چیز هایی که تو این مدت از بیماران چه در بیمارستان و چه درمانگاه، و همچنین در مورد شفای معجزه وار افرادی بگم که با باور های دینیشون جسمشون رو متحول کردن.

    فروید روانپزشک معروف اولین بار که پدیده سایکوسوماتیک رو برو میشه این طوری بوده که یه خانم جوانی رو میارن پیشش که این خانم یک ناهان دستش کامل فلج شده بوده ،در حالیکه تمام آزمایشات عصب و عضله و عکس هایی که از مغزش گرفته بودن هیچ گونه نقص و بیماری رو نشون نمیداده. از پدرش نگه داری می کرده و در واقع یه روز که میخواسته به خونه دوستش بره ،و پدرش هم همون روز شدیدا به مراقبت نیاز داشته ،این خانم بین دو حس و گرایش میمونه.یکی این که دوست داشته بره خونه دوستش و تو جشنی که دوستش داشته باشه و دیگری هم احساس گناهی که در اون لحظه داشته.ناگهان زمانی که داشته برای پدرش آب میبرده میفته زمین و لیوان آب میشکنه .اما دستش آسیب چندانی در این به زمین خوردن نمیبینه.اما دستش به طور کامل فلج میشه.بعد که میارنش پیش فروید شک میکنه به این موضوع که نکنه واقعا مغز در ضمیر ناخوداگاه برای این که توجیهی بیاره برای این موضوع نرفتن به جشن ،تظاهرات یک دست فلج رو در شخص بوجود آورده.و در واقع همینطور هم بوده.یعنی ذهن برای این که بیشتر از این بین دو تمایل رفتن به جشن برای شادی و احساس گناه باقی نمونه و زجر نکشه ،این طور وانمود میکنه به شخص که دستش واقعا فلج شده.اما شخص خودش از این موضوع اصلا آگاه نیست.و هیچ عمدی در کار نیست.

    و البته بعد اون فروید رو به هیپنوتراپی و این چیز ها میاره و کتاب هایی در ارتباط با قدرت ضمیر ناخواگاه و این چیزا مینویسه.

    این رو گفتم بابت این که بدونید قدرت ذهن چقدر هست.

    البته من باید بگم که از نزدیک بیماران این چینینی تا حالا زیاد دیدم.مثلا یه بیماری داریم به نام سودو سیژر .یعنی تشنج کاذب.مثلا موردش رو من خودم از نزدیک دیدم که طرف اومده بود درمانگاه و شخصی بود کلا به شدت ناراحت!!!! و این تمرکز طولانی مدت بر این ناراحتی و غصه و چیز هایی که خودش تعریف میکرد،باعث شده بود ذهن برای این که احساس ترحم و جلب توجه دیگران رو به خودش جلب کنه در زمانی که طرف به اوج ناراحتی خودش میرسه شروع میکنه به تشنج دروغین.در حالیکه خود طرف هم اصلا نمیدونه که این تشنج نیست و ذهنش فقط داره فقیلم بازی میکنه.و اطافیانش باور میکنن که تشنج داره میکنه که بیمارشون رو به پیش متخصص مغز و اعصاب آورده بودن.در حالیکه تشنج یک سری علایمی در نوار مغز داره که در این فرد به هیچ وجه نداشت.

    و در مورد سن و تاثیر باور ها.بیماری رو داشتیم که 37 سالش بود.یعنی در واقع متلود 59 بود.میشه گفت در اکثر سیستم های بدنش درد داشت به جز کلیه.

    این شخص به خاطر تمرکزی که مدت ها بر ناخاسته هاش داشت،که خودش میگفت بعد فوت شوهرش ،خیلی دچار افسردگی و … شده بوده،اینقدر از لحاظ چهره پیر شده بود که در واقع من دیدم توی پرنده بیمار حتی یه صفحه به اشتباه نوشته بودن 59 ساله!حتی که فلوشیپ بخش هم به اشتباه فکر کرده بود طرف 59 سالشه!که وقتی بهش گفتم باورش نمیشد.در واقع هیچ ارگانی در بدن این شخص مشکل خاصی نداشت ولی ناراحتی هایی که مدت زیادی روش تمرکز کرده بود،بیماری به نام فیبرومیالژی در اون شخص بوجود آورده بود که در واقع یه سری نقاط درد در بدنش بوجود میاره ،در حالیکه وقعا چیزی در اشکال ارگانیکی در اون عضو وجود نداره.

    و البته خیلی دیگر از افراد که با فکر و باورهاشون ،بیماری رو به در جسمشون به وجود آورده بودن،که واقعا اون عضو رو درگیر کرده بود و نه فقط این که یه اختلال روانپزشکی باشه،مثل آقای 30 ساله جوانی که با تمرکز بر مسائل سیاسی ناتخواستش باعث شده بود بیماری میاستنی گراویس که یه بیماری عصبی عضلانی هست رو ایجاد کرده بود که خودش هم پشیمون بود که واقعا این افکار ارزشش رو نداشت که این سرانجام رو براش داشته باشه…

    و در مورد افرادی که احتمالا شنیدید که در حرم های ائمه یا امامزاده و …. شفا پیدا کردن.

    در مورد این افراد دوستی رو داشتم که مدرس موفقیت در مشهد بود.ایشون اعتقاد داشت که فکر و باور و انرژی که خود شخص به این موضع میده باعث میشه که در واقع خودش خودش رو شفا بده.من فقط دارم باور این دوستمون رو میگم و مقصودم از این حرف به این معنا نیست که من باهاش موافقم یا مخالف.

    ایشون میگفت باوری که اون بیمار از اون شخص معنوی داره که این مثلا شخصیت معنوی میتونه شفاش بده ،زمانی که در اوج احساسات قرار بگیره و حالا به عنوان نمونه دخیل بشه و این موارد مشابه این،باعث میشه که انرژی که خود شخص داره به این موضع میده و انتظار بهبودی رو در آینده نزدیک داره ،این انرژی به خودش برمیگرده و در حقیقت اون خود شخص هست که خودش رو درمان میکنه.

    بعد این دوستمون تعریف میکرد یه روز یه نفری در یه همایشی که این رو میگفته ،بهش گفته من میتونم خلاف حرفتون رو ثابت کنم.و از یک بیماری صحبت کرده که هیچ اعتقادی به اسلام ،خدا و هیچ چیز دیگری نداشته ولی با بیماری سطرطان خون از آلمان میارنش مشهد که شفا بگیره.این دوست مدرسمون این شخص رو پیدا میکنه و وقتی ازش یه چند تا سوال میپرسه متوجه موضع میشه که این بنده خدا مادری داشته ،به شدت مذهبی که اعتقاد شدیدی به این مسائل داشته و اینطور توجیه میکنه که در زمانی که شخص دخیل شده بوده مادرش ،مدام اونجا بهش روحیه میداده و دعا میکرده و اینطور میشه انرژی از مادره شروع میشه.

    در عین حال افراد زیادی هستن که به صورت ناگهانی در این حرم درمان شدن و اسناد و مدارک پزشکیشون موجوده.

    اگر بخوایم این موضوع شفا بخشی توسط خود شخص و بیمار شدن توسط خود شخص(البته به جز بیماری های مادرزادی) رو بپذیریم،با موضوع تاثیر فکر،ذهن و باورها بر جسم روبرو میشیم.

    که خودتون احتمالا میتونید حدس بزنید که باور های خودش شخص چقد میتونه رو این باور تاثیر بذاره که بهترین سن برای ورزشکار چه سنی هست.

    جواب این سوال میتونست زمانی به صورت قطع مشخص بشه که اگر شخصی رو داشیتم که از اول تا آخر عمرش به تنهایی زندگی میکرد و تاثیر باور های اطرافیان بر ذهنش وجود نمیداشت،آیا بازهم بهترین سن برای ورزش حرفه ای در این شخص همین سن 20 تا 25 میبود،آیا اصلا شخص تا سن 75 ،80 سالگی پیر میشد؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 2992 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

    وخداروشکر میکنم بخاطر اینکه از خداوند خواستم دوست خوبی بهم بده و الان اینجا …کنار شما دوستان خوب…که بی شک این لطف خداوند به من هستش

    خب سوال استاد عزیز

    این سوال به نظرم سوال خیلی خوبیه و من چندین سال درگیرش بودم

    معلم ورزش مدرسمون 14سالم که بود بهم گفت تو دیگه قدت ازین بلند تر نمیشه و دلایلی هم آورد که من باور کردم و من دیگه بلند تر نشدم…

    در صورتی که الان متوجه شدم

    1صفحات رشدمن تا18سالگی باز بوده و هورمون رشد در حالت طبیعی ترشح میشده

    2 تغذیه بسیار مناسبی داشتم پس حتی بدون ورزش هم امکان بلند شدنم بوده

    پس یه باور نادرست تا این حد میتونه مخرب باشه جوری که رشد بدن انسان،ترشح طبیعی هورمون و….محدود کنه

    به نظر من مهم ترین عامل که باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند فقط و فقط باور محدود کننده است

    باید باورشون تغیر کنه

    اگه اون ورزشکار باور کنه تا 90 سالگی هم همون قدرت بدنی داره باور کنید این اتفاق میوفته

    من الان باوجود اینکه سنم بالاتر رفته ولی باور دارم تا هروقت که بخوام میتونم بلند تر بشم و الان بدون حتی تغذیه مناسب یا ورزش های سنگین دارم حسش میکنم

    درسته انسان باید همونطور که هست خودش دوست داشته باشه ولی

    براااای تغیییر هیییچ وقت دیر نیست

    کافیه باورش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    بنیامین غلام نیا گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    انگار همیشه در بهترین زمان و مکان اطلاعات و اگاهی هایی رو که باید کسب کنم و بهترین امادگی برای درکشو دارم بهم داده میشه و از وقتی این باور را ایجاد کردم واقعا هم اینگونه شده.

    ممنونم استاد با این سخنان تاییدی بر باور های تازه ساختم شد که نهال بود و ضعیف ولی با وصف به این خوبی خدا به درختی تنومند تبدیل شد و الان برداشت میکنم که من مسئول 100 درصد تمام تجربه هام هستم و حتی رفتار دیگران در قبال خودم را مسئولم و تمام زندگیم چه در روابط و چه زمینه شخصیتی و ثروتی به طور کامل تحت کنترل خودمه و با باورهام بهش شکل میدم.

    استاد دیروز با یکی از دوستانم بعد 2 سال دیدمش و من از 2 سال قبل دارم روی باور هام کار میکنم و خیلی جالب بود واقعا تغییر مدار رو در خودم حس میکردم که نگرشم نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و اصلا خیلی از درگیری های ذهنی ام حل شده ولی برای دوستم که روی خودش کار نکرده بزرگ تر و بیشترم شده و خیلی به مسیر امیدوار تر شدن مسیر مسیر زندگیه و پیش میرمو لذت میبرم اتفاقا این چمد هفته گذشته چند باور در خودپ درباره خدا ساختم که میخواستم بگم.

    1. خداوند همه چیز را برایم راحت میخواهد.

    2.خداوند بهترین راه حل برای مشائلم را دارد و به من میگوید.

    3.خداوند در زمان و مکان مناسب بهترین اگاهی ها را به من میدهد.

    4.خداوند با توسعه من موافق است چون جهانش رشد میکند.

    5.خداوند همه چیزه و هر طور باور کنم برایم تغییر شکل میدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3037 روز

      سلام دوست عزیزم بنیامین غلام نیا امیدوارم که حالت عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا که باورهام درمورد خداوند قوی‌تر شد سپاسگزارم دوست خوبم.

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        بنیامین غلام نیا گفته:
        مدت عضویت: 3280 روز

        سلام به دوست خوبم اقای اشرفی

        چقدر جالب شما معمولا روی نظرات من نظر میگذارید انگار قراره از همدیگر چیز ها یاد بگیریم و خیلی خوشحالم در فضایی هستیم که همه از هم یاد میگیرند.

        متشکرم و امیدوارم که شما هم هر روز بهتر خدا رو درک کنید.چند وقت پیش از خدا خواستم بهم ایده جدید درامد زایی بده و باورت نمیشه ایده داد شد و حتی چطور انجام شدنش رو بهم گفت و تعجب میکردم و هیجان داشتم که چقدر باور های خوب درباره خداوند کمک کننده و هدایت کننده هر انسانی میتونه باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          ابوالفضل اشرفی گفته:
          مدت عضویت: 3037 روز

          سلام دوست عزیزم بنیامین جان امیدوارم که حالت عااالی باشه

          سپاسگزار خداوندم که آگاهی در هر لحظه بیشتر میکنه.

          بله قراره چیزها یاد بگیریم و یکی از جاهایی که میتونیم ورودی های

          ذهنمون و آموزش های لازم برای سعادت ببینیم همین‌جاست و این از لطف خدای مهربونه و از خدای خوبمان سپاسگزارم.

          درمورد ایده ای که بهتون گفته شده هم چرا باورم نشه وقتی خودم نتیجه باور به خداوند رو دیدم از این بیشتر هم میشه مطمئنم.

          آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

          ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3734 روز

    سلام به همه ی عزیزان سپاسگزار خداوند هستم که( به قول آقای شرفی عزیز) آگاهی مرا نسبت به خودش هر لحظه زیادتر میکند

    شما عزیزان عشقید شما چقدر خوبید چه زیباییهایی دارید وقتی آدم نظرات شما را میخواند چقدر حالش خوب میشود هدف قبلی چقدر قشنگ بود (خدا).من از کامنتهای عزیزان درک میگردم واین حس به من انتقال پیدا میکرد که چقدر شما عین خداوند هستید .با این کامنتها یتان پی میبردم که چه زیباییهایی در قلبتان است فلاح عزیز؛ شب خیز –رهام . حسینی .ستاره آسمان و…. چقدر بچه ها؛ شما خوبید این آگاهیها را همه کس ندارد قدر خود را بدانید .

    واما در مورد سوال :

    باز هم مشکل برمیکرده به باورهای ما(همه چیز باوره ) . خوب متاسفانه اگثر آدمها باورهای نادرست دارند . مثلا از یک شخصی میپرسی چند سال داری میگه من 30 سال دارم میگی فلان کار انجام بده .یا مثلا فلان درس یا مدرک بگیر .و…. میگه آقای سپهوند دیگه از ما گذشته .!!!!!

    این خود ما هستیم که با باورهای نادرست خودمان را محدود کرده ایم

    من این باور را برای خودم ساخته ام : هیچ محدودیتی نیست فقط خودت محدویتی ( چه باوری داری )

    ومن به سن وسال اعتقاد ندارم من به انرِژی باور دارم

    من وقتی دیدم که تائویونچون مربی 97 ساله یوکا عین ببر از درخت بالا میرود وسخنش را الهه ذهنم کردم که : من به سن اعتقادندارم من به انرژی معتقدم .اجازه ندهید سنتان به شما دیکته شود که چه چیزی را میتوانید انجام دهید وچه چیزی را نمی توانید و هزاران نمونه دیگر

    یا مثلا یک جراح بالای 90 سال در چین یا ژاپنه : با دستاش عمل جراحی مغز انجام میدهد واینها همه نشان میدهد که قدرت خداوند در درون ماست وما هم یک انرزی هستیم از او . هر چه بیشتربا این انرژی هماهنگ تر شوید تواناتر وقدرتمندتر هستید

    واقعا انسانها نمیدانند که چقدر توانا هستند علی ع میگوید : آیا میپنداری که جسمی صغیر هستی دنیایی در درون شما نهفته است

    ای نسخه ی نامه الهی که تویی ——— ای آیینه ی جمال شاهی که تویی

    بیرون زتو نیییییییییییییست آنچه درعالم است –از خود بخواه ؛ هر آنچه خواهی که توییییییییییییییییییی

    خوب کسانی که باور کرده اند که اوج کاری وفعالیت در 20-30 سال است اینها خودشان ؛ خودشان را محدود کرده اند (باباورهایشان)وآدم نباید اینهارا باور کند ما ازیک انرژی بینهایت قدرتمند هستیم وتا زنده ایم توانایی انجام هر کاری را داریم فقط باید خواست وعمل کرد

    داریم آدمهایی هنوز بالای 40 سال دارند وباتمام وجود ورزش میکنند وهنوز هم موفقند

    ریشه تمام این مشکلات در باورهای انسانها است که این باورها از : اجتماع ، خانواده ، اطرافیان ، دین ومذهب، آدمها و… از هر جایی میتواند باشد

    من در زندگیم یک اساس قرار داده ام که : اگردرهرهدفی وخواسته ای وهر مشکلی درزندگی ، آگاهی درست همراه باورهای درست داشت 90٪ آن کار را میتوانی انجام دهی و10٪ باقیمانده هم الهام میشود

    موفق باشید – خداوند باهمه مهربان است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3037 روز

      سلام دوست عزیزم آقای سپهوند امیدوارم که سرشار از انرژی مثبت باشید

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      سپاسگزار خداوندم که دوستانی چون شما به من عطا کرده.

      بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا از شعر زیبایی که بیان کننده ی قدرتی قدرتی است که خداوند جبار به اشرف مخلوقاتش عطا کرده.

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید. ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        رحیم خان گفته:
        مدت عضویت: 3734 روز

        سلام آقای اشرفی عزیز که من در کانتم گفتم شرفی عذر میخواهم چقدر سخن وباور زیبایی در اول سخنان شماست .سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

        قربان آن صورت ناز والهی شما برم به خدایی که جانم در دست اوست اینجا تنها جایی است که من حالم عالی میشود اولین برخوردی که به صورت اتفاقی بااین سایت داشتم این بود که دیدم کسی پیدا شده واز قرآن وخدا حرف میزنه وآن لحظه بود که این راه را پیدا کردم واین هفته که همش از خدا حرف میزدیم سراسر وجودم غرق در شادی وقدرت بود من امروز دوبار خدا را پیش چشمانم دیدم وغرق گریه شدم که یک مورد میگم :

        موضوع (خیلی خلاصه ) این بود که همسرم بیدارم کرد وکفت خواهرم کسی پیشش نیست وحالش خراب است زود رفتیم وبردیمش بیمارستان . خوب چون من احساس میکردم که یک خیری در این موضوع نهفته است .هزینه با دفترچه 30 هزار دادیم آمپول وسرنک .و…….

        همیکه از بیمارستان بیرون آمدم زنگ ورود پول به حسابم زده شد نگاه کردم دیدم 300 هزارتومان بود(ده برابر) نتونستم خودمو کنترل کنم گریه گریه ( اگر شما یک نیکی انجام بدید ما ده برابرش به شما میدیم ) خدایا این پول دراین لحظه درست در لحظه تمام شدن ……اینو برادرم برام فرستاده بود برقهای خونش خراب بودند ومن درستش کردم واصلا ما این حرفها نداشتیم وظیفه بود که برای خانوادت کاری انجام بدی اصلا چنین چیزی سابقه نداشت.پول از خانواده خودت بگیری اون هم هفته ها گذشته . دست خداوند بود . خداوند هر لحظه باماست من اینو باتمام وجودم دیدم وحس کردم ودیدم (دیدن کی بود مانند شنیدن ) فهمیدم که استاد چقدر درست میکویند که : خداوند میلیاردها دست دارد واگر با او هماهنگ شوید از راهی به شما کمک میکند که نمیدانید وبه ذهنتان نمی آید

        دومی هم در همین مایه ها بود . هروقت هر لحظه حضورش را حس کردی وبه یادش بودی 100% یاریش می آید خداوندباهمه مهربان است ودوستت دارد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
        • -
          ابوالفضل اشرفی گفته:
          مدت عضویت: 3037 روز

          سلام دوست عزیزم آقای سپهوند امیدوارم که همیشه حالت عااالی باشه

          سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه. بله من اینگونه باور می‌سازم در هر لحظه و در هر مکان باورهایی که لازم است را در جملات بیان میکنم و از وقتی این ایده از طرف خداوند به من الهام شده من به سرعت باورهای قدرتمند رو دارم جایگزین باورهای محدود کننده میکنم و این از لطف خدای مهربونه.

          چشمان زیبا و نازی دارید که دیگران رو زیبا و ناز می‌بینید از محبت شما سپاسگزارم و از خوندن جریانی که برام تعریف کردید خیلی خوشحال شدم و آرزومه که همیشه اتفاقات خوب رو به لطف خدا جذب کنید.

          آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

          ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 3188 روز

    به نام خدا

    سلام عرض میکنم به تمام دوستان وهمچنین استاد عزیز

    به نظر من….

    همه ی ما انسان ها از بدو تولد باور هایمان شکل میگیرند وهمان باور ها زندگی مارا در هرلحظه شکل می دهند به نظر من اصلی ترین باور در مورد این موضوع این است که ما محدود شده ایم به زمان ما از بچگی این باور درما شکل گرفته است که سن جوانی و میانسالی و پیری وزمان مرگ چقدر است مثلا یک مرد 80ساله دیگر باید بمیرد یا منتظر مرگ باشد چون سنش زیاد است من میگوییم حتی سفید شدن موهایمان در یک زمان و سن سال مشخص یا چروک شدن پوستمان یا آمادگی جسمانیمان همه وهمه برمیگردد به باور های قدیمی که حتی یادمان رفته روی آن ها کار کنیم برای همین است که همه ی مادر یک سن خاصی موهایمان سفید میشود پیر میشویم خسته میشویم یا حتی خیلی ها میگوییند سنمان بالا رفته و مغزمان درست کار نمیکند این ها همه یک باورند اگر یک ورزشگار پادر یک سنی که میگذرد همان باور های قدیمی که رشد کرده است یه سراغش می آید و گوشزد میکند که دیگر تو توان جوانی را نداری تو الان باید بازنشسته شوی درصورتی که من حتی با خود بازنشستگی هم مخالفم ما خودمان خودمان رابا باور هایمان خسته میکنیم پیر و ناتوان میکنیم مگر کم است انسان هایی که در سن های بالا ورزشکارند موفق هستند مگر ما خودمان توان خلق زندگیمان رانداریم پس تا آخرین لحظه عمرمان هم میتوانیم یک ورزشکار موفق باشیم که همیشه قهرمان است پس ما باید ذهنمان را ازقفس باور های محدود کننده رها سازیم باید بشکنیم دیوار های محدودیت را .ما خودمان برا خود قانون هایی تعیین میکنیم که عمر حرفه ایمان در ورزش و در کار چقدر باشد

    همیشه من با خودم میگویم چرا همه انسان ها عمر زندگی زمینیشان باید تا یک سن خاص باشد پس چرا نوح 1000سال عمر کرد چون هدف داشت پس اگر نوح توانسته بقیه انسان ها هم میتوانند چرا یوسف همیشه زیبارو بود پس اگر یوسف توانسته بقیه انسان ها هم میتوانند یا چطور آتش برای ابراهیم گلستان شد یا یک مثال امروزی تر که خود استاد گفتند ان دونده ای که توانست زیر4مایل بدود و رکورد زد و زمانی که اوتوانست وموفق شدزنجیر های محدود کننده ذهنی بقیه دونده ها پاره شد و انها هم توانستند زیر4مایل بدوند پس این یعنی ما خودمان با باور های محدود کننده ذهنمان خود را و تمام جهان را برای خود محدود میکنیم پس ما اگر احساس و باور جوانی و نیرو مندی کنیم قطعا همیشه پابرجا هستیم

    سپاس ازهمه ی شما عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    سید محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3056 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان و استاد عزیزم در مورد سئوال مطرح شده،فقط باور نادرسته که میتونه مانع پیشرفت آدم بشه،یه شخص ورزشکار وقتی به قهرمانهای قبل از خودش نگاه میکنه و می بینه که تا سن 30 سالگی توی اوج بودن و بعد از اون از ورزش حرفه ای کنار رفتن باور میکنه که نمیشه و همین باور کافیه که احساس ضعف در عضلات و تحلیل قوای جسمانی را در پی داشته باشد.هر آنچه که مانع پیشرفت ما میشه ناشی از باورهای ما و دور شدن از الوهیت و نیروی لایزال خداوند است.چه بسا معتادانی که در بدترین وضعیت با تغییر باورهایشان و تکیه به نیروی خداوند بعد از مدت کوتاهی به اوج رسیده اند،یا کسانیکه سرطان داشته اند و دکتر به آنها گفته که تا چند ماه دیگر زنده نیستند ولی با تغییر باور و امید به زندگی سالهای سال زندگی کرده اند و حتی قهرمان مسابقات ورزشی شده اند.خدایا ممنونم به خاطر حضورت و حضور من در این جمع و استفاده از نظر تمام دوستان و استاد عزیزم،سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2234 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به اساتید عزیزم و همه بچه های عشق سایت

    یا أیها الذین امنوا،امنوا

    ای کسانی که ایمان آورده اید ،ایمان بیاورید.

    همیشه با خودم میگفتم این ایه چه معنی میده .

    تا اینکه دیروز بواسطه گوش دادن به این فایل عالی دیدم که شما میگین فرق هست بین ایمان آوردن و اسلام آوردن .

    آره من فقط ایمان دارم به خدا ،به اینکه خدایی هست و من مخلوق این خدام .

    ولی هییییچ اثری از اسلام آوردن توی من نبود .

    من هیچ وقت توی زندگیم تسلیم نبودم همیشه میخواستم با عقل منطقی خودم کارها رو انجام بدم و اگر خوب میشد میگفتم آره خودممممم کردم ولی اگر نتیجه خوب نبود میگفتم تقصیر فلانی بود .اگه فلانی فلان کار رو نمی‌کرد درست میشد .

    اگر بخوام مثال بزنم از وقتایی که فکر کردم خودم میتونم هزاران مورد هست ولی اگر بخوام مثال بزنم به وقتایی که بخدا سپردم خیلی کم هستن انصافا .

    ولی با همه این حرفا خدا هوامو داشته و من همیشه از یک زندگی نسبتا خوب بهره مند بودم

    اصلا همین که من هدایت شدم به این مسیر الهی ،هدایت شدم به این سایت توحیدی ،یعنی خدا هوامو داشته یعنی یه جاهایی با همه شرک و بی ایمانی هام راه رو درست رفتم که گوشم محرم اسرار شده .

    و من چقدر خوشحالم که اینجا هستم .

    چقدر خوشحالم که بیشترین صدایی که می‌شنوم صدای شماست .

    استاد شاید بعضی روزها پیش بیاد که من حتی صدای عزیزترین افراد زندگی مو نشنوم ولی از وقتی با شما آشنا شدم کم بوده روزهایی که صدای شما رو نشنوم .

    و این بزرگترین سپاسگزاری من از خداست که منو با شما آشنا کرد .

    استاد جانم تمام فایلهای شما روی چند تا اصل استواره.

    ولی اجرا کردن همون چند تا اصل ساده نمیدونم چرا اینقدر برای من بنده سخته .

    اولین اصل احساس خوبه

    دومیش دیدن نکات مثبت

    سومیش اعراض از نازیبایی ها

    که من تو همین چند تا لنگم واقعا لنگم هااا .

    یه روز که خیلی حالم خوبه میگم فهمیدم دیگه از این به بعد فقط حالم باید خوب باشه و به نکات مثبت خودم و اطرافیانم و محیطم توجه کنم .

    بعد از چند ساعت میبینم دارم تو ذهنم ایرادای همسرم رو در میارم .

    از گرمای هوا مینالم

    از کارای بچه هام ایراد میگیرم

    بعد همیشه با خودم میگم من که درست عمل کردم چرا نتیجه اون چیزی که من میخواستم نشد .

    غافل از اینکه من ایمان نداشتم ،من درست عمل نکردم ،من تسلیم امر پروردگارم نبودم .

    ولی به همون اندازه که من هدایت رو شنیدم و عمل کردم نتیجه گرفتم نتیجه های خوب .

    که هر کدومش رو حتی توی خواب هم تصور نمی‌کردم .

    یادمه اون اوایل که فایلهای چند دقیقه ای شما رو از یک کانال تلگرام می‌شنیدم به تکه هایی از این فایل هم بود اونجاش که میگین

    خدا یه حشره است ،خدایه ستاره است ،خدا یه نظمه ،خدا یه تعادله .

    با خودم میگفتم این آدم چی داره میگه ،چجوری می‌تونه یه حشره رو نسبت بده به خدا .

    ولی از طرفی هم نمیتونستم که گوش نکنم به فایلهاتون .

    با خیلی از حرفاتون مقاومت داشتم ولی یک کشش عجیبی هم بود که اجازه نمی‌داد که قطع کنم این ارتباط رو .

    و الان که برای بار صدم گوش دادم به این فایل .یکم بهتر درک میکنم که چی میگین .

    آخه مگه میشه این فایل رو گوش داد و اشک نریخت .

    مگه میشه این صحبتهایی که از جان براومده بر قلب و روحت نشینه.

    و هر روز و هر روز تشنه تر نشی برای جرعه جرعه نوشیدنشون .

    استاد جانم هر چقدر که فایل توحیدی بزاری باز ما تشنه تر میشیم .

    هرچقدر از خدا بگی باز ما تشنه تریم .

    آخه درک خدا که یه ذره نیست که بگی تا اینجا فهمیدم دیگه بسه نه هرچی بیشتر گوش می‌کنی ،هرچقدر بیشتر درکش می‌کنی تازه میفهمی هیچی ازش نفهمیدی .فهمیدنای قبلیت هم سوتفاهم بوده .

    استاد جانم جایی که دارم این کامنت رو می‌نویسم یه باغ قشنگه پر از درختان سبز با یک باد بی نهایت خنک و عالی که میوزه و موهای منو نوازش می‌کنه .

    انگار که تو بهشتم .

    باد میاد

    برگ درختا توی باد می‌رقصه.

    صدای قارقار کلاغها میاد

    خدا میگه و منم می‌نویسم .

    مگه داریم از این تجربه قشنگتر !!!!

    خدا جونم ممنونتم برای همه تجربه های قشنگ این روزهام

    ممنونم برای همه تجربه های عالی این روزهام.

    استاد جانم ممنونم ازت بی نهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      عبد الرضا افسائی گفته:
      مدت عضویت: 2186 روز

      بنام خداوند روزی ده و رهنما

      سلام به استاد راهنمای زیباییها

      سلام به خانم شریعتی بزرگوار

      ممنونتون هستم بخاطر این کامنت عالی و پر از درک زیباییها و تفسیر خارق العاده شما و برداشت‌هایی که از فرمایشات استاد دارید و ماهم از این همه کلمات زیبا که جملات عالی رو تشکیل دادند و حس داشتن خداوند را در وجودمان بیدار می‌کند رو تحسین میکنم.

      خدا را صد هزاران مرتبه شکرت که با همه شما عزیزان هم فرکانس و این نشانه ای در مسیر معنویت بودن هستم خدا را شکر.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        صدیقه شریعتی گفته:
        مدت عضویت: 2234 روز

        سلام آقای افسایی عزیز

        ممنونم که وقت گذاشتین و کامنت منو خوندین.

        ممنونم که نسبت به من لطف داشتین و برام نوشتین .

        امروز صبح یه صدایی بهم گفت برو تو سایت و من خواب‌آلود بودم و اصلا حال نداشتم .

        ولی اومدم و وقتی دیدم نقطه آبی دارم کلی ذوق کردم .

        میدونین چقدر لذت بخشه که دوستات برات پیغام داشته باشند

        این یه نشونه است که راهت درسته باید همین مسیر رو بری.

        و من واقعا صبحم رو با انرژی قشنگی که از کامنت شما گرفتم شروع کردم .

        ممنون که نگاه زیبایی به کامنت من داشتین .و مطمئنا انرژی خوبی که به من دادین چننننند برابرش بهتون برمیگرده .

        در پناه خدا باشید .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      به نام خدای دهنده ی نعمتها بی منت و همیشگی

      صدیقه جان سلام

      همیشه از دیدن اسمت و اینکه قراره یه کامنت عالی بخونم، ذهنم ذوق میکنه

      صدیقه ی عزیز، خوشحالم کلی دوستان ارزشمند که آگاهانه میخوان زندگیشون رو زیبا بسازن در تمام ابعاد، اینجا دارم و ازشون درس خوب زندگی کردن یاد میگیرم

      یا ایها الذین امنوا، امنوا

      ای کسانی که ایمان اوردید، میگید ایمان اوردیم، ایمان واقعی بیارید

      کسی که ایمان واقعی داره، یعنی خداوند رو قدرتمندترین نیروی حاکم بر کل جهان میدونه

      فرمانروایی که عادله، مدیر و مدبر و حکیم و علیمه

      و از همه چیز و همه کس و از درون سینه ها آگاه است

      تسلیم این نیروی شکست ناپذیر، ابدی و عادل باشیم در هر لحظه از زندگیمون

      تقوا پیشه کنیم اگاهانه

      یعنی تمرکز کنیم اگاهانه که زیبایی ها و خوبی ها رو ببینیم، نعمت ها رو ببینیم و سپاسگزاری کنیم بابتشون

      لئن شکرتم، لازیدنکم

      اگر شکر گزاری کنید، اگه توجهتون روی زیبایی ها و نعمتها باشه، من بیشتر و بیشتر از همون چیزای خوب بهتون میدم، این قانون بدون تغییر منه و برای همه، هر کسی که عمل کنه، یکسان عمل میکنه

      من خداوند عادلی هستم و هرگز به کسی ستم نمیکنم، ادما خودشون به خودشون ستم میکنن با مخالف قوانین بدون تغییری که وضع کردم، عمل کردنشون، با عملکرد خودشون به خودشون ستم میکنن

      میخوایی قوانین رو بدونی چیان؟

      قران رو بخون، نه با زبانت، با قلبت

      فهم و درکش رو برات اسان میکنم تا بفهمی

      من تو را اسان میگردانم، برای آسانی ها

      به شرطی که خودتم بخوایی

      خدای هدایتگرم

      سپاسگزارم به خاطر تمام رحمتها و نعمتهای بی پایانت که همواره و هر لحظه بر من جاری و ساریه

      سپاسگزارم صدیقه ی عزیز

      دست مهربان و آگاهی بخش و سخاوتمند خدا

      برات بهترینها رو ارزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمد احمدی گفته:
    مدت عضویت: 882 روز

    سلام به همه

    خدا قوت به استاد عباس منش و همکارانش

    دوستان عزیز یه مطلبی راجع به خودم بگم

    اینکه من چندین سال هست که

    سر درد میگرنی دارم

    یه مدتی مسکن های قوی می خوردم

    از طب سنتی استفاده کردم و حجامت و.. انجام دادم

    این کارها اثر داشتند ولی موقت و کم بود

    با وجود اینکه می دانستم این درد منشاء روانی دارد

    اما دلیل مشخص آنرا پیدا نمی کردم

    تا اینکه 2 سال پیش تو کتاب شفای زندگی

    اثر لوئیز ال هی نکته جالبی دریافتم

    و این بود که:

    “هر مسئله و مشکلی که پیش میاد نیازی نیست کاری بکنی بلکه

    باید چیزی را بدانی”

    و به خود اومدم که این سردرد هر باری که

    پیش میاد می خواد چیزی را به من بگه،

    یا یه آگاهی به من بده

    یا یه عیب و نقصی را به من گوشزد کنه

    پس فهمیدم دنبال رفع و از بین بردن این هشدار نباشم

    بلکه از خدا بخواهم که این درد چه آگاهی را

    میخواد به من بده؟

    و اون روزیکه اون تغییرات لازم در من ایجاد شد

    و آگاهی های لازم را دریافتم ، این سردرد هم تمام میشه

    به عبارتی ماموریتش تمام میشه.

    امروز هم که این سردرد را دارم دنبال اون آگاهی بودم

    که قرار است بهم بده

    که به طور اتفاقی به این فایل صوتی استاد عباس منش

    رسیدم که بسیار برام جالب بود

    و خیلی از چیز های که قبلا از عرفا خوانده بودم را مجددا برام یاد آوری کرد

    و خیلی نکات دیگه ای هم به قلبم خطور کرد

    نکاتی فراتر از اون چیزایی که خوانده یا شنیده بودم

    که مقداری از اونها را تو دفتری نوشتم (حدود 3 صفحه شد )

    امیدوارم سر یه فرصت مناسب بتونم مقداری از اونها را

    با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

    شاد و سالم و بی نیاز و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      طیبه گفته:
      مدت عضویت: 964 روز

      و باز هم خدا قدرتشو داره نشونم میده چه حس خوبیه خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی

      سلام

      متن نوشته تونو نگم اتفاقی،چون هیچی اتفاقی نیست خدا منو هدایت کرد تا حرفاتونو بخونم آخه من تقریبا نیم ساعت پیش در مورد سلامتی با خدا حرف زدم در مورد موضوعی که شروع کردم سپاسگزاری کردم ازش بابت سلامتی و الان که هدایتم کرد اینجا میخواد بهم بگه که دوباره به آگاهی های این قسمت توجه کن

      به این قسمت از حرفتون که رسیدم نوشتین :

      هر مسئله و مشکلی که پیش میاد نیازی نیست کاری بکنی بلکه

      باید چیزی را بدانی

      بلافاصله یاد حرفم با خدا افتادم که بینمون بود

      و اینکه اینو درک کردم که باز هم قدرت رو خدا بدون و اینکه همه چیز خودش هست و طبق گفته استاد

      جوری به این انرژی شکل بده که به تو کمک میکنه مثلا

      این بود درک من که در هنگام درد در بدن بلافاصله بگم خدا تو نمایی از سلامتی کاملی ، تو قدرت اینو داری که در لحظه سلامتم کنی

      و من لحظه هایی که احساس درد میکنم در بدنم بلافاصله به زیبایی ها توجهمو میبرم و این حرف ها رو تکرار میکنم

      به خودم جدیدا تکرار میکنم همه چیز خودشه سلامتی میخوام خودشه و زود سپاسگزاری هامو شروع میکنم و به خودم یاد آوری میکنم که قدرت اینو داره که در لحظه سلامتی بده بهم

      و بلافاصله احساس سلامتی میکنم و باهاش حرف میزنم به کل از بین میره دردی که در قسمتی از بدن هست

      سلامتی باشه براتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        فهیمه زارع گفته:
        مدت عضویت: 3242 روز

        بنام ویاد الله

        سلام به دوست عزیز وارزشمندم

        طیبه جان همانطور که خودت اشاره کردی لحظه ای که داشتم کلید برگشت را میزدم تا از این صفحه خارج بشم هدایت شدم به کامنت دوست عزیزمون آقا محمد وبعد از آن پاسخ شما به دیدگاه ایشون که در اصل من هدایت شدم به دیدگاه شما چون دقیق عین چیزی که شما مکتوب کردید من امروز تجربه کردم

        وبعدازظهر قبل از اینکه وارد سایت بشم از خدا سپاسگزاری کردم

        ازت بی نهایت سپاسگزارم که نشانه ای شدی برامن از سمت معبودم ودلیلی شدی که دوباره آن احساس ناب را تجربه کنم

        دوستت دارم

        بهترینها نصیب قلب مهربانت

        وجودت وزندگی ات سرشار از عشق ونور الهی

        یا حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          طیبه گفته:
          مدت عضویت: 964 روز

          سلام فهیمه جان

          خداروشکر که حالتون خوبه و حس خوبی رو از کامنتا گرفتین

          همین پیام شما باعث شد دوباره مرور کنم و یادآوری کنم به خودم قدرت خدارو

          خیلی ممنونم بابت این همه دعای قشنگتون

          شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت باشه براتون

          یه لحظه دوستت دارم و دیدم

          یه صدایی بهم گفت ببین دوستت دارم خداست که از طریق فهیمه خانم بهت گفته شده

          توجه کن که عشق خواستی ازم به راه های مختلف این عشق رو بهت میدم

          منم دوستتون دارم و برای شما بهترین رو از خدا میخوام

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مریم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 3180 روز

    بپذیر، ایمان بیاور که هیچ محدودیتی برای این خدا نیست. بدان خدا چیزی جدا از ما نیست و درگیر هیچ قالب و واژه ای نباش

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام بر همگی

    این جمله بالا یک جورایی من بهش مقاومت دارم داشتم فکر میکردم با خودم گفتم از لحاظ منطقی این جمله باید درست باشه اما چرا من بهش مقاومت دارم یادم میاد موقع بچگی همش در مورد بلاهایی که سر حضرت زهرا اومد سر علی اومد سر امام حسن و امام حسین اومد و یلا هایی که سر امام اومد همیشه با خودم فکر میکردم این چه جور ی هست که بهترین بندگان خداوند توی این همه سختی بدبختی فشار زندان اسارت کشته شدن هستند مگه اینها همون بنده های برگزیده و معصوم نیستند و این جوری بود که من سختم بود با این خدا ارتباط خوبی داشته باشم و از هر کی هم می‌پرسیدم میگفتن که اینها همه امتحان الهی بوده و این باور در من ایجاد شد که هر چه به این خدا کمتر سر و کار داشته باشی دردسرت کمتر هست چون من فکر میکردم هر چه نزدیکتر امتحان ها هم سخت تر هست و این خدا خیلی کاری ازش ساخته نیست به طوری که این بندگان خویش همیشه در سختی و مصیبت بودند و البته این افکار بسیار احساسم رو بد میکرد و این شنیده ها و دیده ها این باور مخرب و شرک آلود رو در من ایجاد کرده بود به طوری که رسیدن به خوشبختی رو در صورتی میسر میدونستم که خدا راضی باشه عوامل بیرونی هم موافق باشه و. اینجوری هست که من خواسته هام خالص نیست مثلاً اگر من یک موفقیت شغلی رو در یک زمینه ای میخام حالا توی اون زمینه افراد قدرتمندی دارن کار میکنند و من اون خواسته رو دارم و از خداوند این خواسته رو میخام ولی ته ذهنم اینجوری هست که مگه فلانی که غول این صنعت هست مگه می‌زاره من به این موفقیت برسم اون الان برای خودش یک مافیا هست و من در مقابل اون یک پشه هم نیستم اونوقت دیگه خدا برای من قدرتش رو از دست میده و من بسیار احساسم بد میشه اونوقت حتی نمیتونم خواسته ام رو هم تجسم کنم تا حالا بیام براش برنامه بریزم حالا سوال اصلی این هست من چه جوری این باورم رو بشکنم چه جوری این فراوانی رو باور کنم که برای من هم می‌تونه اندازه اون غول جا باز بشه

    خیلی باورهای ایراد داره خیلی مگه خدا خودش کمکم کنه تا از این شرک بیام بیرون تا از این قدرت دادن به دیگران بیام بیرون یادمه همین چند روز کاری داشتم و رفتم کارخانه اش رو از نزدیک دیدم و خیلی تحسینش کردم ولی هر چه توی کارخانه قدم میزدم و بررسی میکردم بیشتر توی ذهنم بزرگ میشد و فهمیدم که چه باورهای مخربی دارم یعنی شما حساب کنید من دایم دارم به اهدافم فکر میکنم ولی این باور مخرب هم با من هست و دایم من دارم فرکانسهای منفی در باره اهدافم می‌فرستم و اینجوری هستند باورها اینجوری کار میکنند و این طوری میشه که من از خواسته هام دورتر میشم خدایا خودت منو هدایت و حمایت کن

    خدایا شکرت که به من مفهوم باور رو فهماندی خدایا شکرت که همه چیز توحید هست و از روی همین مثالی که من زدم همه باید بفهمیم که چقدر شرک خانمان برانداز هست و برای همین هست که خداوند این گناه رو به هیچ عنوان نمی‌بخشد

    خدایا شکرت برای این اگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    محمد حیدری گفته:
    مدت عضویت: 3774 روز

    سلام به دوستان عزیز و دوست داشتنی که با فضای گرمی که ایجاد میکنید احساس و انرژی فوق العاده ای به همه میدید

    و یک سلام ویژه خدمت استاد عزیزم و وااااقعا عاشقتم. دوستت دارم که اینقدر رکی و واضحی و راحتی. خیلی با این شیوت حال میکنم. رسمی نستی. به سبک خودت دوره برگذار میکنی و به سبک خودت فایل آماده میکنی و من عاشق سبکتم.

    خب بریم سراغ پاسخ به سوالی که استاد مطرح کردن:

    چی میشه که یک ورزشکار از یک سن خاص مثلا از 35 یا 38 سالگی یا 40 سالگی دیگه منتظره که همه چیز تموم بشه و میگه که بدنه دیگه جواب نمیده جوون نیست. چه عاملی باعث میشه که این اتفاق بیفته.آیا عامل فیزیکیه و عضلات توی اون سن قدرتشون رو از دست میدن؟ آیا عامل باوره؟ اگر باورهست چه باورهایی؟

    اول از همه ببینیم که این عامل یک عامل فیزیکیه؟

    اگر قرار بود که یک عامل فیزیکی باشه که باید برای همه انسان ها به وجود میومد. که از یک سن خاصی دیگه عضلاتمون قدرتش رو از دست بده.

    اگر قرار باشه یک عامل فیزیکی باشه برای ورزشکارا که باید برای همه ورزشکارا این اتفاق بیفته. اما میبینیم که ورزشکارایی هم هستن که سنشون بالاست و قدرت بدنی بالایی هم دارن و همچنان دارن حرفه ای ورزش میکنن.

    اگر قرار باشه که عامل فیزیکی باشه که داریوش فرهنگ که توی سن 70 سالگی مثل 40 ساله ها میمونه و یک عاملش رو ورزش میدونه اینجوری نبود. پس چرا ورزش عضلات ایشون رو ضعیف نکرده که هیچ باعث شده عملکرد بهتری هم داشته باشن؟

    اگر قرار باشه که عامل فیزیکی باشه که پیرمرد 80 ساله ای توی ایران هست که جوری حرکات رزمی رو میزنه و قدرتی داره از خیلی از جوونا بالاتر و بهتر.و وقتی ازش میپرسی چن سالته میگه من 18 سالمه

    اگر قرار باشه عامل فیزیکی و سن و سال باشه که این همه ورزش کار توی سن های بالای 40 سال نبودن که موفق باشن و مدال بیارن و رکورد گینس بزنن.که میتونید با یک سرچ کوچیک بشناسیدشون.

    اگر قرار بود عامل فیزیکی و سن و سال بود که پیرمردی اگر اشتباه نکنم توی چین 90 سالشه و بدنسازی میکنه و حرکات زمی رو فوق العاده انجام میده و میگه هیچ وقت دیر نیست.

    اگر قرار بود عامل فیزیکی باشه که آرنولد دیگه الان نباید ورزش کنه. این فرد از 13 سالگی شروع کرده ورزشو و الان که 71 سالشه همچنان داره بدنسازی رو حرفه ای کار میکنه.

    اگر قرار بود عامل فیزیکی باشه که این همه آدم کار بدنی سنگین میکنن و سنشونم بالاست و سالمن.

    بدن ما طوری خلق شده که هر چی بیشتر از یک ماهیچه یا عضله یا یک قسمتی از بدنمون استفاده کنیم اون قسمت قوی تر میشه تا خودشو برای کاری که ما باهاش انجام میدیم آماده کنه. یعنی متناسب با کاری که انجام میدی با اون قسمت، اون قسمت با توجه به کاری که ازش میکشی تغییر میکنه و قوی تر میشه. مثلا اگر شما روی پنجه پات زیاد بشینی پنجه پات پهن تر میشه چون داری از این قسمت کار میکشی و متناسب اون کار تغییر میکنه و قدرتمند تر میشه.

    یا مثلا شما اگر دمبل بزنی بعد از یک مدت بازوت قوی میشه و میتونی دمبل های سنگین تری بزنی. و در واقع بازوهای تو متناسب با کاری که ازش میکشی قوی تر میشه.

    پس عاملی مثل عامل فیزیکی نمیتونه دخیلی باشه. چون مثال های نقضی وجود داره.پس یک چیزی فراتر از عامل فیزیکی وجود داره که اون باوره.

    باورها قدرتی دارن که مارو تا آخرین لحظه عمرمون سالم نگه دارن یا این که هر روز مریض تر بشیم.

    باورها قدرتی دارن که میتونن کاری کنن که بدن یک انسان 70 ساله مثل یک انسان 18 ساله کار کنه و بدن یک انسان 18 ساله مثل یک انسان 70 ساله کار کنه.

    باورها قدرتی دارن که میتونن یک عضو ناقص بدن رو سالم کنن (مثل کودکی که توی ویدئو های سایت تد آورده بودن و پدر مادرش روی باورهاش کار کرده بودن و یک نیمکره مغز اون پسر که کار نمیکرد رو فعال کرده بودن) و یا این که یک عضو سالم بدن ما رو ناقص کنن. مثل من که با باورهای بیماریزای قدیمم اعضای سالم بدنمو ناقص کرده بودم.

    پس عامل باوره.

    یکسری از افراد باور دارن که هر عضله یک عمر مفید داره و هر چقدر که ما از عضلمون بیشتر کار بکشیم باعث میشه که این عضله فرسوده بشه و دیگه کارایی قبلی خودشو نداشته باشه و نمیتونیم مثل قبل ازش استفاده کنیم. مثل قطعات ماشین که بعد از مدتی فرسوده میشن و باید عوض بشن. که اگ این باور رو داشته باشیم همینو تجربه میکنیم.و رفته رفته حس میکنیم که دیگه عضلاتمون مثل سابق قدرت ندارن و نمیتونیم کارایی که قبلا میتونیم انجام بدیم رو انجام بدیم.

    همونطور که خودتونم گفتید یک سری افراد باور دارن که بدن ما تا یک سنی جواب میده برای ورزش کردن بعد از اون جواب نمیده و قدرت سابق رو ندارن. و چون این باور رو دارن همین رو تجربه میکنن. و افراد بیشتری رو میبینن که این اتفاق براشون افتاده.

    این باورهم توسط افراد مختلف در وجود ورزشکاران قرار میگیره.مثل مربی ها. که اینو تکرارش میکنن و اون ورزشکار باور میکنه و همین اتفاق براش میفته که تا سن 35-38 و نهایتا 40 بیشتر نمیتونه ورزش کنه. و وقتی این اتفاق برای ورزشکارای مختلف میفته باقی ورزشکاران هم اینو میبینن و براشون تکرار میشه و همین تکرار باعث میشه که اون ها هم باور کنن که بدن ما تا یک سنی برای ورزش جواب میده و همون رو تجربه کنن و این سیکل ادامه داره.

    خیلی ها هم باور دارن که اگر بیشتر از یک حدی از بدنت کار بکشی ماهیچه هات میسوزه و برای این که این مورد رو تجربه نکنن توی اون سن دست از ورزش میکشن و دیگه به ورزش کردن ادامه نمیدن.

    و این باورها قدرتی دارن که میتونن این نتایج رو برای افراد به وجود بیارن.

    باور باور باور باور

    باور همه چیزه.

    استاد گفت نیاین بگین باور همه چیزه و توضیح بدین

    استاد من هم گفتم باور همه چیزه هم توضیح دادم :)

    مممنووووونم ازت استاد

    خدایا سپاسگذارتم بابت بودن در این مسیر

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: