رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نصرالله منوچهری گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    سلام دوستان خوب و مهربونم درود استاد عزیزم خداوند بی همتا رو بینهایت سپاسگذارم که میتونم این مطلب رو باهاتون درمیون بزارم . والا من و دوستم مدتهاست دنبال توحید واقعی و حقیقی هستیم با فایلهای استاد و توجه درست به نظرات ارزنده و سازنده شما دوستان گلم و مرور دقیق اتفاقات زندگیمون راه رو پیدا کردیم و خدا رو شکر همین ساعت همین الان یک شعر گفتم من که اصلا تخصص و تجربه ای در گفتن شعر ندارم چند بیت شعر راجع به توحید گفتم دوست داشتم همتون ببینید و حتما استاد گلم ببینن و بخونن و لذت ببرن . شاید قوانین ادبیات و شعر رو رعایت نکرده باشم چون میگم اصلا متخصص این کار نیستم . اعتراف میکنم فقط اشک ریختم و دلم میلرزید و جاری میشد به زبانم و دست خودم نبود. اول خدای بی همتا بعد سید عباسمنش عزیز و شما دوستان دم همتون گرم بینهایت دوستتون دارم و سپاسگذارم از خداوند. شکر

    از روز ازل ، او بودم و ندانستم حال فهمیدم همه اویم و بسویش روانه ام

    طفلی بودم ، صدایش در صدایم بود و دستش بر سرم

    بالغ شدم و سر در دامنش میگذارم

    خود میداند که نمیدانستم چه بخوانمش

    حال فهمیدم که همه خدا بود و نمیدانستم

    هر لحظه مدحش گویم و ستایشش کنم که این بندگی مطلقست و الله یکتا ، خدای من است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 3356 روز

    سلام به استاد عزیزم

    خیلی ازتون ممنونم که چشم من رو به روی تنها قدرت مطلق جهان باز کردین . انشاءالله خدا هر روز بیشتر هواتون و داشته باشه.

    در پاسخ به سوال :

    یاد آیه ای افتادم که مهمانانی برای حضرت ابراهیم میان و خبر فرزندی شایسته رو به او میدن در حالی زنش پیر بوده.

    در واقع ذهن ما هر چیزی رو ی جورخاص برای خودش تعریف میکنه که تعریفش براساس چیزهایی که میبینه و تجربه میکنه و میشنوه خودش رو محدود میکنه و براساس ذهن استدلالی و منطق این محدودیت رو برای خودش توجیه میکنه. و دیگه ما تلاشی نمیکنیم چرا که پذیرفتیم سن ما از سن ستاره شدن گذشته و دیگه نمیتونیم. وباور میکنیم که نمیتونیم و عضلات شروع به تحلیل رفتن میکنند و ثابت میکنن که سن تو داره بالا میره پس دیگه نمیتونی مثل قبل باشی. و اون شخص در انتظار ضعف بدنش هست تا بهش ثابت کنه سن اش بالا رفته .

    برای همه دوستانم آرزوی بهترینها رو می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    رسول شاطری گفته:
    مدت عضویت: 3429 روز

    سلام بر استاد عزیزم و تمام هم فرکانسیهای خوبم

    در مورد سوال این مسابقه میخواستم نظر خودم رو بگم:

    به نظر من بخاطر این ورزشکاران بعد از یه سنی دیگه منتظر بازنشسته شدن هستن که قبل از خودشون هیچ الگویی نداشتند که بیشتر از این سن فعالیت ورزشی خودشون رو ادامه بدن.

    بعنوان مثال تا قبل از راجر بنیستر هیچکس باور نداشت که فیزیک بدن انسان بتواند یک مایل رو کمتر از 4 دقیقه بدود ولی وقتی بنیستر این کار رو کرد صدها نفر دیگر باور کردند که بدن انسان این قابلیت رو داره و این رکورد بارها شکسته شد.

    در مورد بقیه ورزشکاران هم همینطور است که باور ندارند که بشه بعد از یه سنی مثلا 40 سال میشه فعالیت ورزشی خودشون رو ادامه بدن و هیچ الگویی هم تا بحال نداشته اند و گرنه به نظر من دلیل فیزیکی وجود نداره و همش به باورشون بستگی داره.

    این نظر من بود در مورد جواب سوال این مسابقه.

    ممنون از تمام زحماتی که استاد برامون میکشه

    از همه هم فرکانسی های عزیز هم که به یکدیگر کمک می کنند سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    سيد مجتبي حسيني گفته:
    مدت عضویت: 3161 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم جناب عباسمنش و خانواده بزرگ موفقیت

    راستش اولین باره که دارم نظر میدم و دلیلش هم این بود که فکر میکردم کسانی میتونن نظر بدن که تو چندتا از دوره ها شرکت کرده باشن و کلی اطلاعات داشته باشن تا برا بقیه هم مفید باشه ولی این دفعه یه خرده سوال مسابقه برام جالب بود چون با توجه به چیزایی که از استاد یاد گرفتم این یک باور اشتباه برای من بود که فکر میکردم تا توی چندتا از دوره ها شرکت نکنم و کلی چیز یاد نگیرم نمیتونم راجبه سوال ها نظرم رو بگم با اینکه شاید توی خیلی از سوال ها حرفی برای گفتن داشتم ولی چون فکر میکردم که همه میدونن اینارو چیزی نمیگفتم تا اینکه به این دقت کردم که توی همه سوال ها استاد میگفت که نظرهایی که توی سایت هستش از صدتا کتاب خیلی خوب هم بهتره و این دفه خاستم به نحوی توی این حرفای خوب شریک باشم.

    به نظر من برای هیچ کاری توی دنیا زود نیست و حتی دیر هم نیست به خصوص توی ورزش که توی هر سن و شرایطی میتونه برای آدما مفید باشه فقط مهم اینکه هر کسی ورزش رو دوست داشته باشه و یا هدفی داشته باشه که ورزش بتونه توی اون بهش کمک بکنه،من خودم به بدنسازی علاقه مندم و سعی میکنم آدم های موفق رو پیدا کنم و توجهم رو روی اونا متمرکز کنم و در این بین افرادی رو دیدم که با سن خیلی بالا وارد این رشته شدن و بعداز مدتی به تناسب اندام خیلی عالی رسیدن و حتی به حرفه مدلینگ روی آوردن و درآمد های میلیونی بدست آوردن و مطمعنم و به باور دارم که توی هیچ سنی برای ورزش دیر نیست فقط باید باورش رو بدست بیاریم و برای این کار میتونیم نمونه هاش رو پیدا کنیم تا دیگه هـیچ بهونه ای رو از خودمون قبول نکنیم.

    امیدوارم که از نظرم خوشتون بیاد و واقعا براتون مفید واقع بشه،با تشکر از استاد عزیزم که راه موفقیت و خوشبختی رو به همه اونایی که هدفشون اینه نشون میده برای همه مردم دنیا آرزوی خوشحالی و ثروت بینهایت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      صنوبر یوسف زهی گفته:
      مدت عضویت: 4097 روز

      سیدمجتبی حسینی عزیز،خیلی عالی بود،نکته خوبی داشت،درواقع هرکاری رو درهرزمانی میشه انجام داد،بدون توجه به باوردیگران ومحدودکردن خودمون،هیچ وقت برای هیچ کاری دیرنیست.این دیروزود،سن بالا و پایین،وهمه محدودیت ها حاصل باورهای اهالی زمین سیاره مون وباورهای جمعی سیاره مونه،که فقط باوره وساخته شده انسانها ونه درستن ونه اشتباه،میشه فراترازاینها باجسارت حرکت کردوبه هرهدفی که لازمه رسید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      خانم نورایی گفته:
      مدت عضویت: 3283 روز

      سلام آقای حسینی ، دقیقا منم همین ذهنیت شمارو داشتم ، که من که فعلا نمی تونم پاسخی برای سوالات استاد داشته باشم ، خودم رو در این حد نمی دیدم ؛

      ولی این چندتا سوال آخری که زود زود پرسیدن استاد گفتم شاید بتونم ، و برای خودم نوشتم نظرمو ، خواستم تو سایت تایپ کنم ، یعنی شروع کردم ، فقط زمان پاسخ دادن به پایان رسید .

      خب دیر اقدام کردم دیگه.ولی مثل یکی از دوستامون که نوشته بودن نتونستن نظرشونو بفرستن ، برای منم تو تایپ کردن مشکل برام پیش اومد بعدش شارژ گوشیم تموم شد :-)

      از این اتفاق به یه نتایجی رسیدم ، اینکه باورهای اشتباهی که در این زمینه داشتم رو هنوز نتونستم درست کنم .

      از الان تصمیم گرفتم بیشتر رو باورام کار کنم برای دفعات بعد .

      حالا اگه تونستم تایپ کنم و مشکلم برطرف شد حتما نظرمو می‌فرستم ،.

      از تمام دوستانی که نظرات خودشون رو ارسال کردن سپاسگزارم :-)

      در پناه خدا شاد و موفق باشید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    رابطه ما با انرژی ای که خدا نامیده ایم

    لپ مطلب این است که استاد از ما می خواهد بهترین باورها را درباره خداوند برای خودمان بسازیم. به این فکر کنیم که چطور می توانیم باورهای مناسبی را برای خودمان درباره خدا بسازیم، به جای اینکه باورهای گذشتگان را چشم بسته قبول کنیم.

    استاد می گوید ” هر آنچه در جهان هست، خداست. تمام انسانها، همه چیز، جسم پاک و مطهر من و حتی روحم خداست.” از طرفی می دانیم که همه چیز از انرژی تشکیل شده است. پس نتیجه می گیریم خدا همان انرژی است. انرژی نه از بین می رود و نه به وجود می آید. بلکه از حالتی به حالتی دیگر تبدیل می شود.

    حالا این انرژی چگونه شکل می گیرد؟

    خداوند زمین و آسمانها و هر آنچه بین آنهاست و حتی جسم ما را مسخر ما کرد. همه چیز تحت سلطه ماست.

    این باورهای ما است که به آنها شکل می دهد. ما با باورهای مان به همه چیز، به این انرژی، به خدا شکل می دهیم.

    این قدرت فقط برای زندگی خود ما صدق می کند. یعنی تمام رفتار و اعمال انسانها، حیوانات و اجسام و … و وضعیت جسم ما تحت تاثیر مستقیم باورهای ما کار می کند.

    هیچ اتفاقی نمی افتد، جز همان که در باورماست. هیچ برگی بدون اذن خداوند به زمین نمی افتد. پس با باورم همه چیز حتی جسم خودم را تحت کنترل دارم.

    حالا چرا باورهایی نسازم در تمام ابعاد زندگی ام، خصوصا برای رابطه ام با خداوند، که ثروت، آرامش، رفاه، آسایش، سلامتی و عشق را برایم به ارمغان بیاورد؟

    تنها در اینصورت است که پادشاه این جهان و زندگی خودم خواهم شد و وظیفه خلیفه الهی ام را به انجام می رسانم.

    برای همین است که خداوند، همان انرژی وظیفه خود می داند که مرا به خواسته ام برساند. چون با توجه به قوانین کیهانی هر باوری که داشته باشم، اجابت می شود.

    استاد می گوید ” چون نمی شود خدا را توصیف کرد، هر شکلی (باوری) که به آن بدهی همان طور برایت کار می کند.”

    می خواهی مهربان ترین باشد؟ مهربان ترین می شود.

    می خواهی بخشنده ترین باشد؟ بخشنده ترین می شود.

    می خواهی حماتت کند؟ حمایت می کند.

    می خواهی ثروتمندترین باشد و از ثروتش به تو بدهد؟ او ثروتمندترین می شود و از ثروتش به تو بی حساب می بخشد.

    می پنداری کلید گنجینه های ثروت جهان در دستان اوست؟ نگران نباش. کلید تمام گنجینه های ثروت جهان در دستانش است.

    می خواهی عاشق تو باشد؟ عاشق تو می شود.

    می خواهی همراه تو باشد؟ همراه تو می شود و تنهایت نمی گذارد.

    می پنداری قدرتمندترین است؟ قدرتمندترین فرد زندگی ات می شود.

    می خواهی قدرتش در خدمت تو باشد؟ قدرتش به خدمت تو در می آید.

    استاد می گوید ” دعاهای پیامبران مهم نیست. باورهایی که آنها داشته اند نسبت به خدا مهم است. باوری که نسبت به خدا یا اشخاص داریم، به آن شکل داده است.”

    اگر باور داریم که خدا به ما پول نمی دهد، پول نمی دهد. اگر باور داریم پدرمان اجازه فلان کار را نمی دهد، پدرمان اجازه فلان کار را نمی دهد. این ما هستیم که تعیین میکنیم چه بشود و چه نشود.

    استاد می گوید ” آن تصویری که از پدرمان می سازیم و یکسری خط قرمزهایی که برایش درست می کنیم، باعث می شود که اصلا یکسری درخواست ها را نکنیم و یا اگر درخواستی کنیم جواب نگیریم. درباره همسر همینطور است. درباره فرزند همینطور است. درباره کارفرما همینطور است. درباره خدا هم همینطور است. حالا که همه چیز همینطور است (باور ماست)، هر چقدر بتوانیم بزرگتر فکر کنیم (باورهای بهتری بسازیم، باورهای قدرتمندکننده تری بسازیم)، به همان نسبت می توانیم بیشتر داشته باشیم، بهتر زندگی گنیم و آرام تر باشیم.”

    استاد سپاسگزارم بخاطر این فایلو واقعا آرامش فوق العاده و امید بزرگی را در قلبم ایجاد کرد. چقدر مطمئن تر شدم به مسیرم و اینکه تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل باورهای ماست.

    و تکاملی روز به روز دارد باورم بیشتر و بیشتر می شود.

    سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    sara گفته:
    مدت عضویت: 2115 روز

    میدونی چیه استاد؟

    حتما قابلیت کامنت صوتی و به سایت اضافه کنید اگ براتون کامنت صوتی بزارم صد در صد کامنتم میشه طلایی ترین کامنت سایت

    چون دقیقا موقع صحبت کردن بهم گفته میشه چی بگم و تحلیلم و خاطرات و تجربیاتم و صدها چیز دیگ اینقدددددر قشنگ باهم هماهنگ میشه تو کلامم ک تاثیرگذاریش ۱۰۰ در میلیارد میشه موقع نوشتن نمیتونم با کلمات ارتباط برقرار کنم اما خب سعی میکنم بتونم یک درصد چیزی ک تو ذهنم هست رو بنویسم

    گفتی انرژی انرژی همه چی انرژیه

    حتی شخص غریبه ای ک باتو برخورد محترمانه یا نامناسب داره اونم انرژیه اونم خداست

    صداهایی ک تو محیطت همین الان داری میشنوی انرژیه ، خودشه

    گیاهای تو اتاقت جریان هوا چشمایی ک داره این متن و میخونه

    نفس هات صداش گرماش جریانش دستام ک داره مینویسه

    انرژی به هر شکلی ک من باور کنم تو زندگیم نمود پیدا میکنه

    اصلا میدونی اصل باور سازی چیه؟؟؟

    از خیلیا شنیدم تکرار تکرار یه فکر یه حرف یه ورودی

    ولی پروسه اش پیچیده تره

    فک کن من یه جمله ای ک متضادش بازها تو زندگیم تجربه کردم تکرار کنم نتیجه اش چی میشه؟

    احساسم بدتر میشه

    چرا

    چون جریان مقاومت ذهنم شروع میشه

    تجربیات گذشته اتفاقات و میاره تجسم میشه تو ذهنت بلند فریاد میزنه و باگفتن هربار اون جمله ها احساست بدتر میشه

    مثلا تو تکرار میکنی من با هرکسی ک دوست داشته باشم به راحتی و اب خوردن وارد رابطه میشم و تست میکنم افراد و

    ذهنت شروع میکنه تجربیات گذشته رو به یادت میاره

    باورسازی چیه؟

    چجوری این انرژی و به شکلی ک میخوام درش بیارم؟؟

    مثل این میمونه ک تو قبلا نااگاهانه شکل آب تو لوزی شده تو لوزی دوست نداشتی دایره دوست داشتی اما نمیدونستی برای گرفتن نتیجه دلخواهت باید ظرف دایره رو برمیداشتی حالا اگاه شدی و میتونی اگاهانه ظرف دایره رو برداری حالا ذهنت بهت میگه ‌پس چطور آب تو تاالان لوزی شده؟؟ نه نمیتونی دایره بدست بیاری چون قبلا لوزی و بدست اومده

    حتی اینجاها یه نجواهای دیگه ام میکنه بهت میگه

    حتی اگ ظرف دایره رو برداری بازم نتیجه لوزی میشه

    چون تو تااابد قراره نتیجه لوزی و بگیری

    چرا

    چون تاالان این بوده نتیجه انتخاب هاتت این بوده نتیجه تصمیماتت این بوده نتیجه اعمالت افکارت باورهات فرکانست لوزی بوده به محض تغییر اونها نتیجه تغییر میکنه

    راحته؟

    نه

    سریع اتفاق میوفته؟ یه روزه؟

    بحث متافیزیک با زمان درک نمیشه ولی تکامل میخواد حتی مراحل شکسته شدن باورهای قدیمی و کم شدن مقاومت ذهنت باید طی شه

    مثل سیم برقی ک توش جریان الکتریکی جاریه

    مقاومت هست

    اگر فرای قوانین فیزیک شرایطی ایجاد کنیم ک مقاومت کم شه یا ازبین بره میدونی چقددددر تاثیر این جریان بیشتر میشه؟؟؟؟

    پس مقاومت و کم کن

    یکی از بزرگترین عوامل کاهنده مقاومت ذهن ، باور همین انرژی و شکل دادن دلخواه انرژی با فرکانس و افکار غالبته با باورهاته

    اینو بپذیر

    بخودم میگم بپذیر

    اینکه قبلا نااگاهانه این انرژی و به شکل روابط نادلخواه و تجربه های نادلخواه دراوردی دلیل نمیشه الان اگاهانه نتونی شکل انرژی و تو روابطتت تغییر بدی

    دلیل نمیشه نتونی قانون و میدونی میدونی ام ک ثابته میدونی ام ک برای همه ثابته ببین دور و بریاتو ببین چه ظرفایی برداشتن ک شکل آب شون اینقدر خوشگل شده

    روابط شون زندگی شون شکل فرکانس ها و باورهاشونو گرفته

    ببین چ فرکانسی دارن چ باوری دارن

    نکنه باور غلطی ک این شکل و به رابطه ام داده همون باوریه همون متد و روشیه تو زندگیم ک حتی بهش افتخارم میکنم؟؟!

    نکنه اونقدر به شکل موجه و افتخار کننده ای دراومده ک حتی حاضر نیستم بهش شک کنم چه برسه بپذیرم ک همین عامل منو دور کرده از تجربه های دلخوام

    میدونین تو این برهه تو این تاریخ خیلی ذهنم درگیر روابطه

    عزت نفس عشق و مودت دارم میگذرونم اما ذهنم بیشتر نیاز به فکر کردن داره نیاز به تحلیل داره نیاز به ارتباط دادن داره تا بفهمم تا بیشتر درک کنم

    بر خلاف درخواست های زیاد موقعیت های زیاد واسه رابطه ، رابطه دلخواهم شکل نمیگیره‌

    انگار از چشم من همه اونی نیستن ک من میخوام

    انگار همه نقص دارن

    اره شاید همین ترمزمه

    شاید کمالگرایی نمیذاره ویژگی های خوب ادم هایی ک سمتم میان رو ببینم

    شاید برمیگرده به کارکردن بیشتر رو عزت نفس

    شاید من درونا تمایل دارم با کسی باشم ک نیاز کامل شدن منو رفع کنه درحالیکه این نیاز و فقط منبع میتونه رفع کنه

    فقط با هماهنگی با منبع با درون میتونم احساس اطمینان احساس ارامش رو داشته باشم

    قطعا هر ادمی نقص داره زیادم داره اونم کم میاره اونم اشتباه میکنه منم میکنم منم اشتباه میکنم چرا میخوام کامل و بی عیب باشیم

    .

    .

    .

    دوستتون دارم در پناه خدایی ک به زیباترین شکل دلخواه تو زندگیتون نمود پیدا کنه⭐️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2466 روز

    84 روز از سفرنامه

    رابطه ی ما با انرژی ای که خدا نامیده ایم

    سلام به یگانه خالق جهان هستی

    سلام به نور و عشق الهی

    سلام به یگانه معبود الهی

    سلام به استادان عزیزم

    سلام به دوستان عزیزم

    امروز هشتاد و چهارمین 84 برگ از فصل سوم روزشمار تحول زندگی من در این سفرنامه و خودشناسی و خدا شناسی من است

    یکتا پرست به معنای داشتن دین نیست

    یکتا پرست بمعنای مذهبی بودن نیست

    یکتا پرست یعنی وجودم رو متعالی بدانم

    و این متعالی بودن یعنی شرک نورزیدن .. یعنی به عواملی بیرون از خودم قدرت ندادن .. یعنی دست گدایی رو بسمت دیگران دراز نکردن …. یعنی محبت را گدایی نکردن .. یعنی چشم طمع به عوامل بیرونی نداشتن ..

    وقتی خداوند قدرت خلق خواسته هام رو بمن داده .. پس باید گوش بزنگ هدایت های الهی ام باشم .. چطوری !

    من چطوری می تونم صدای خدای درونم رو بشنوم !!

    با یکتا پرست بودن .. از تو می خوام آسان کنی آسانی های نعمت هایت را بر من .. پس بخودش میگم…

    خدایااا من از درک همزمانی ها و هماهنگی هایت عاجزم

    خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت

    خدایاااا خودت هدایتی کن که نه فقط با دو چشم جسم و جانم بلکه با چشم شهود و الهام و آگاهی درونی ام آن دور دست های جهان هستی ترا بوضوح و به روشنی ببینم..و درک کنم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم

    خدایااا خودت هدایتم کن و با من حرف بزن

    با بهترینع بهترین هدایت هایت و صدای بلند الهام و شهود و خواب و رویا .. چشم و دل من رو روشن کن تا بتوانم نشانه های واضح و آشکار پر رنگ ترا ببینم و بشنوم و بفهمم و درک کنم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم

    خدایا ابراهیم چگونه به این هدایت های الهی تو هدایت شد؟؟؟

    خدایااا ابراهیم فرق بین هدایت و نجواهای ذهنی خود را چگونه تشخیص داد؟؟؟

    چگونه به این افکار اعتماد کرد؟؟

    ابراهیم چگونه یقین داشت که این درخواست نجوای ذهنی نیست؟؟

    واقعا الان اگر کسی اینکار رو انجام بده ما انسان ها چطور می توانیم همچین حرکتی رو بپذیریم؟؟

    خداوند مثل آبی است که به شکل ظرف باورهای تو در می آید. باید ببینی چه ظرفی برای او ساخته ای؟!

    خداوند یک انرژی است و این انرژی قابل تبدیل شدن به هر آنچه که در ذهنم بسازم شکل میدهد و تبدیل به واقعیت و تجربه ی زندگیم می شود

    زیرا می تواند ظرفی باشد در قالب خانه ای زیبا، سفری رویایی به زیباترین نقاط دنیا، خودرویی با امکانات عالی، رابطه ای توام با عشق و مودت، سرمایه گذاری هایی سود آور، سلامتی و آرامش و همه چیزهای خوب باشد

    اگر آگاهی خداوند در وجودم جاری شود دیگر هیچ محدودیتی در مورد خواسته ها و هدف های مقدس الهی ام ندارم چون منبع این موهبت ها خودش نامحدود است

    خدایی که انقدر به حضرت سلیمان ثروت داد به من هم میدهد اگر مانند حضرت سلیمان باور داشته باشم که خداوند وهاب است

    وقتی به ابراهیم فکر می کنم میپرسم . آخه چطور امکان دارد که یک پدر بتواند فرزند دو سه ساله اش رو به همراه زن جوانش رو بدون هیچ آب و دونی و بدون هیچ امکاناتی در بیابان های بی آب و علف عربستان رها کند و تنهایشان بگذارد و ب خداوند بسپارد و برود دنبال کارش؟؟؟؟

    و تازه از خداوند هم می خواهد و می گویید … حالا که اینقدر قدرت داری و بهم گفتی اینها رو بدون یار و یاور و بی پناه ببرم توی بیابان رها کنم پس خودت هم افراد رو دورشون جمع کن .. خودت تنهاشون نذار

    البته من در این رابطه فکرم به گونه ی دیگری است انگار بجای اینکه خداوند ایمان و یقین ابراهیم رو به چالش بکشه بعلعکس ابراهیم قدرت خداوند رو به چالش کشیده بود..

    اینکه خواست قدرت خداوند رو ببینه .. یعنی ی چیزهایی رو از این قوانین جهان هستی درک کرده بود که بیان و توضیحش آسان نیست….ولی برای ایمان و یقین و اعتماد بیشتر این کارها رو انجام داده بود.. اتفاقا خیلی هم اعتماد داشت . خیلی هم ایمان داشت ولی سوال اینجاست چطوری به این حد از ایمان و اعتماد و یقین رسیده بود که دست به چنین عملی بزنه؟؟ بنظر من با کارش قدرت خداوند رو می خواست ثابت کنه

    واقعا در آن بیابانی که پرنده ای پر نمی‌زد ابراهیم چطوری همچین درخواستی رو از خداوند کرد ؟؟؟

    در جایی که بظاهر نور و روشنایی و امیدی نیست( اینجا دیگه واقعا برام یک درس بزرگ داشت )) و تا چشم کار می کنه در آن بیابانی های سوزان عربستان تازه از خداوند درخواست هم می کنه و میگه خدایاااا خودت افراد رو دور این فرزند و همسرم جمع کن

    یعنی حتی یک درصد هم فکر نکرد که ممکنه راهزنی و دزدی و یا حیوان و مار و عقربی به اینها حمله کنه؟؟؟؟

    واقعا آیا ما همچین جرعتی رو داریم که هیچ نور و روشنایی رو با چشم ظاهر مون نبینیم و آنوقت انتظار داشته باشیم همه جا نورانی و درخشان و تابان بشه ؟؟؟

    یوقتایی از خودم می پرسم خب مثلا این خواسته رو از خداوند دارم … آخه چطوری .. اینجا که هیچ نوری نیست هیچ ایده و راهکاری با عقل محدود ام نمی‌بینم آخع چطوری به این خواسته ام میرسم؟؟ یعنی باید آنقدر توقع ام رو از خداوند بالا ببرم که منتظر جوابش باشم و چشمانم خیره به قدرت خداوند باشه

    یعنی چه چیزهایی برای ابراهیم در طول مدت زندگیش پیش اومده بود که توانست در این حد از خداوند توقع داشته باشه ؟؟ یعنی توقعش از خداوند فوق العاده زیاد بود . بنظر من الان وقتی با این آگاهی هایم به این موضوع توجه و فکر می کنم ابراهیم خیلی خیلی درک زیادی از این نیروی برتر جهان و سیستمی بودن و قدرتمندی این جهان رو دریافت کرده بود … یعنی پا فراتر گذاشته بود و چیزهایی رو از خداوند درخواست کرده بود که ظاهراااا غیر ممکن بود..

    بقول استاد .. باید توکل کرد و قدم ها را  برداشت. هدایت به موقع می آید و قدم های بعدی گفته می شود.

    وقتی به این فایل های توحیدی میرسم دوباره بخودم فکر می کنم و میگم رویاااا ببین چطوری خداوند کارها رو خودش هندل می‌کنه … ببین از جاهایی که اصلا این عقل محدود ما نمی تونن تشخیص بده خداوند خودش مقصدمون رو برامون قابل دسترسی می‌کنه .. پس همه چی رو بخودش بسپار و برو دنبال کارت و از این موقعیت هات لذت ببر..

    از تو می خوام آسان کنی آسانی های نعمت هایت را بر من

    از تو می خوام آسان کنی راحتی های زندگی ام را بر من ….

    خدایا من هیچ ایده ای ندارم ..

    هیچی نمی‌دونم … من بلدش نیستم .. خودت دستمو محکم توی دستان خودت گره بزن … خودت برام بفرست .. خودت دستمو بذار توی جیب خزانه ی الهی خودت.. من مرغ تخم طلا مو می خوام

    خودت بدون واسطه منو ببر به منبع خزانه ی الهی پول و ثروت این جهان هستی ..

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    خدایا بغیرالحساب شکرت که هر چقدر شکرگذارت باشم زره ای نتوانستم شکرت رو بجا بیارم .

    هرگز ! از دست و زبانٍ که بر آید کز عهده ی شٌکر حقیقی او به در آید؟؟؟؟؟؟؟

    خدایاااا شکرت

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

    بنظر من …. ابراهیم یک جور دیگه ای اعتماد به خداوند رو داشت اصلا قدرت ماورایی خداوند رو یک جور دیگه ای درک کرده بود.. و یک جور دیگه ای عظمت و قدرت خداوند رو فهمیده بود و درک کرده بود

    یعنی اعتماد داشتتتتتتتت ااااا ولی می خواست بیشتر از اینها به قدرت خداوند یقین بیاره … ولی ابراهیم پا رو فراتر از تمام قوانین فیزیک و متافیزیک و کوانتوم گذاشته بود و خواست قدرت خداوند رو ببینه بخاطر درک بالایی که پیدا کرده بود ..

    .. بنظرم فرازمینی بود .. فراتر از حد یک افکار بشر روی زمین بود… چیزهایی رو اون درک کرده بود که صد سال دیگه محال است کسی به افکار چنین شخصیتی پی ببره ..

    بخدا ابراهیم خیلی خیلی زود تمام این جهان هستی رو درک کرده بود . خیلی خیلی بیشتر از زمان خودش و زمان ما و زمان های آینده و فرا زمینی ها قادر به درک این جهان هستی شده بود و این حد از ایمان و یقین و اعتماد به قدرت و عظمت خداوند کار هر کسی نیست.تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است چه آگاهانه و چه ناآگاهانه

    به  هر  آنچه  که  توجه  می کنیم  از  ریشه  و  اساس  همون  موضوع  وارد  زندگی مون میشه

    پس طبق این قانون ما در هر لحظه داریم اتفاقات مون رو خلق می‌کنیم، بنابراین اگر می‌خواهیم نتایج نتایج پایداری باشه باید همیشه روی خودمون کار کنیم

    خدایاااااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 964 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 25 فروردین رو باعشق مینویسم

    خدایا شکرت به خاطر همه داشته هام

    به خاطر اینکه دارمت ربّ دل انگیز و ماچ ماچی من

    چقدر سپاسگزاری حال آدمو خوب میکنه

    خدایا شکرت

    و یک آرزوی دیگه ام رخ داد

    این رد پام یه بووووووم

    یه هوررررررا

    یه ربّ من ،بی نهایت سپاسگزارم

    یه ربّ ماچ ماچی من دوستت دارم

    و یه سپاسگزاری بینهایت داره

    آرزویی که هر بار و هر سال ، که برای عید و فروردین ماه برای خیابونای شهر تهران ، المان های نوروزی میذاشتن و تخم مرغ رنگ میکردن و من همیشه از کنار تخم مرغایی که تو خیابونا و محله و پارک های تهران بود رد میشدم و دستمو میکشیدم روشون و میگفتم چقدر دوست دارم منم یه روز یکی از این تخم مرغا رو رنگ کنم

    نمیدونم چرا همین الان به شدت گریم گرفت و سپاسگزاری کردم

    شاید رنگ کردن یه تخم مرغ المان شهری که آرزوی من بود برای شما و یا هر کس دیگه که بشنوه ،بگه ببین چه چیزی رو آرزو داشته

    اما من آرزو داشتم چون عاشقانه عاشق نقاشی کشیدن بودم و سال ها این آرزو رو داشتم که رو دیوار و یا هرچیز دیگه ای کار کنم و البته برای درآمد داشتن هم دوست داشتم و هم لذت بردن از کارم

    خدا شاهده ، من از سالی که مهاجرت کردیم و اومدیم تهران 1394 تا به الان 1404 وای خدای من 10 سال شده

    من هر سال تخم مرغای رنگی رو میدیدم و یا دیوارای رنگی و نقاشایی که رو دیوارا کار میکردن و یا تخم مرغ رنگ میکردن رو میدیدم ،میگفتم کاش منم رنگ کنم

    امروز آرزوی 10 ساله من رخ داد و شب آقای نقاش خداگونه زنگ زد و گفت قراره فردا برم پارک بانوان در منطقه ای از تهران و دو تا تخم مرغ رنگ کنم و اولین روز کاری من برای کار در سال جدید فرداست 26 فروردین ماه

    وقتی زنگ زد و گفت و خوشحال بودم و سپاسگزاری میکردم به خودم گفتم ببین طیبه ، رخ داد چقدر راحت

    من سال ها تقلا میکردم

    سال ها باورهای محدود داشتم

    سال ها به خدا اعتماد نداشتم که حرکت کنم و یا اینکه بخوام رها باشم

    سال ها داشته هامو نمیدیدم و به خاطرشون سپاسگزار نبودم

    اما از وقتی تصمیم گرفتم رها بودن رو یاد بگیرم ،و کمک خواستم و خدا در زندگیم وارد شد همه چی تغییر کرد

    چقدر سپاسگزاری سریعتر از نوشتن خواسته ها ،جواب میده

    قشنگ‌هم جهتت میکنه با جریان خداوند طبق گفته های استاد در دوره من این روزا سعی میکردم بیشتر از قبل سپاسگزاری کنم و نوع تمریناتم برای ستاره قطبیم هم تغییر کرد و نوع نوشتنم تغییر کرد و الان سپاسگزارم بابت تک تک اتفاقات امروزم و تک تک داشته هام و هر روز دارم میشمرم و میبینم که چقدر من ثروتمندم

    سپاسگزارم از خدا که ریز به ریز داره هدایتم میکنه و ریز به ریز داره میچینه و رشدم میده

    چقدر زیباست و زیباتر از همیشه و هر لحظه داره زیباتر از لحظه قبل میشه

    امروز صبح من رفتم‌بانک چقدر برخورد خوبی از کارمند بانک دیدم

    وقتی شماره برداشتم خلوت بود و شماره مو گفت و رفتم باجه

    بهم گفت پول میخوای و جوابمو که دادم با خنده و شوخی گفت برای چه کاری میخوای و خندید و منم خندیدم و گفتم لازمش دارم

    و گفتم کارت ملیمو بدم بهتون ؟ چون همیشه برای مبلغ میلیون کارت ملی میخواین

    خندید و گفت نه خانم مزرعه لی ،نیاز نیست

    شما جزء مشتری های خاص ما هستید و فامیلیتونم که خاصه. فامیل بروس لی هستین

    مگه میشه از شما کارت ملی بگیرم

    شناخته شده اید تو این بانک

    من فقط داشتم میخندیدم تو دلم ، همیشه آدما منو فامیل بروسلی میبینن

    خلاصه بسیار برخورد خوب و مودبانه ای داشت و به قدری با احترام کارهامو انجام داد که من فقط خداروشکر میکردم که انسان های خداگونه اطرافم هستن و با احترامن

    رفتم نون بخرم و از کنار مدرسه پسرونه رد میشدم که دیدم نوشته

    فرصت ها را قدر بدانید

    تعجب کردم ندیده بودم این نوشته رو و یا اگر دیده بودم توجه نکرده بودم و امروز دیدم و باز هم یه نشونه از خدا که از لحظه لحظه اکتونت لذت ببر و نه به گذشته و نه به آینده هیچ فکری نکن و فقط سپاسگزاری رو تمرین کن

    وقتی رسیدم خونه نشسته بودم رد پاهامو در سایت مینوشتم که

    یهویی یاد یه چرخ گوشت یک دو سه که داشتم افتادم و برای جهیزیه ام مادرم گرفته بود

    من داشتم درمورد فایل جلسه 8 مینوشتم نمیدونم چی شد یهو اون یادم اومد که بلند بشم و بدمش به مادرم و بگم استفاده کن

    بهش گفتم نمیدونم چرا یادم اومد اما اینو نداری و یه مدت زیادیه هی میگی یک دو سه بخرم

    اینو بیا استفاده کن

    و مادرم متعجب شد

    من اصلا به اون فکر نمیکردم و وقتی یهویی به قلبم افتاد، گفتم حتما نشونه هست که من درمورد بخشیدن و باور فراوانی رو داشته باشم

    و اینکه متوجه شدم خود جهیزیه جمع کردن برای دخترا و پسرا نشونه کمبود هست که از بچگی میگفتن باید جهیزیه دختر رو از بچگی جمع کنی وگرنه وقتی بزرگ بشه نمیتونی بخری

    و این تمرین اوله

    من تو این سه روز چند تا کار عملی کردم که میدونم باید باز هم با دقت به فایل گوش بدم

    من تمرین رنگ روغن کلاسیم رو انجام دادم و اینستاگرام پیج کاریم رو رفتم ببینم ، دیدم از پاساژی که برای ورکشاپ رایگان هر هفته میریم ، فیلم دیروز رو گذاشته

    تو دلم‌گفتم حتما بازم‌مثل همیشه از نقاشی من عکس و فیلم نگرفته و نمیذاره تو استوری پاساژ

    اما سریع گفتم‌دیگه برام‌مهم نیست ،من تصمیم گرفتم روی پیشرفت خودم تلاش کنم و مهارتمو بیشتر کنم

    که یهویی دیدم تو فیلم 3 بار ازم فیلم گرفته و استوریای بعدی دو بار عکس گرفته از زاویه مختلف و عکس کارمو گذاشته

    اشک تو چشمام جمع شد و گفتم ببین طیبه پارسال هی میگفتی چرا عکس نمیگیره از کارم و چسبیده بودی ، اما وقتی امسال تمرکز گذاشتی روی تمرین نقاشی

    هم از پیجت سفارش طراحی چشم گرفتی و امروز مبلغش رو واریز کرد و اولین سفارشت از پیج کاریت بود ، هم الان استوری کارت رو گذاشت

    این میگه که طیبه روی یادگیری خودت تمرکز کن و لذت ببر و سپاسگزار باش

    ساعت نزدیک 9 شب ،مهمون داشتیم مادرم گفت برم خرید کنم

    وقتی خرید کردم و داشتم با خدا عاشقانه صحبت میکردم و هوا بارونی بود و رو به آسمون آهنگ میخوندم و کیف میکردم که دیدم تلفنم زنگ خورد و آقای نقاش خداگونه بهم زنگ زد و گفت ، فردا برم برای کار نقاشی و باید تخم مرغ بزرگ برای یه پارک بانوان رنگ کنم

    وقتی صحبت کردم و تلفن رو قطع کردم خداروشکر کردم و خنده ام میگرفت چون من همیشه دوست داشتم یکی از تخم مرغایی که تو المان شهر تهران میذارن رو ، منم برم رنگ کنم

    وای خدای من دقیقا رخ داد

    گفتم ببین طیبه تصمیم گرفتی رها باشی و طبق گفته استاد دیگه فقط سپاسگزاری کنی

    خود به خود خودشون زنگ میزنن

    خود به خود همه چی به وقتش ،در زمان و مکان مناسبش رخ میده

    از این به بعد دیگه کلید رو خدا بهت داده ، حالا دیگه تویی که باید درست اجرا کنی

    و با لذت سعی داشتم فقط سپاسگزاری کنم و حالم خیلی خوب بود

    خدایا شکرت

    امروز هم کلی درس های ناب بهم یاد دادی و ریز به ریز داری هدایتم میکنی و بی نهایت دوستت دارم ربّ دل انگیزم

    نور خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت در زندگیتون جاری باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 242 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته چقدر این فایل احساس خوبی به من داد و چقدر حس شما رو تو فایل دوست داشتم بنظر خیلی خالص بود

    روزشمار تحول زندگی روز هشتاد و چهار

    خداوند در واقع اون چیزهایی هست که ما راجبش باور کردیم و هزاران و هزاران و هزاران باور راجب خداوند هست به اندازه همه انسان ها پس خداوند همه چیز هست ، خداوند همه رنگ هاست ، همه ستاره هاست ، همه اقیانوس هاست ، همه کهکشان هاست ، خداوند آبی بی کران آسمان هاست ، خورشید روشنی هاست ، جریان آب هاست ، تغییر فصل هاست ، بارش برف ها و باران هاست ، استواری کوه هاست ،پرواز پرنده هاست ، شکوفه درخت هاست ، خدای روز ها و ماه ها و سال ها و قرن هاست ، خدای بالاها و پایین ها ، خدای هستی ها و نیستی ها ، خدای خوبی ها و بدی ها ، خدایی که خالق انسان هاست ، خالق سادگی ها و پیچیدگی ها و معجزه ها و همه چیز و همه چیز ، هر چیزی که ما راجب خداوند باور کنیم همونه ، هر چقدر بیشتر روی خودمون کار کنیم و در مسیر آرامش بخش هدایت قدم برداریم و نتایج حرکت کردن رو ببینیم خدارو بیشتر باور میکنیم ، درواقع رحیم بودنش رو بخشنده بودنش رو عظیم بودنش رو و توانا بودنش بر هر کاری و هر اتفاقی و قدرت مطلق بودنش رو بیشتر باور میکنیم.

    امیدوارم همگی ، همواره در مسیر هدایت باشیم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    نصرالله منوچهری گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    درود و رحمت و برکت و نعمت و ثروت بی پایان خداوند به شما دوستان و سیدعباسمنش عزیزم . سپاسگذارم بینهایت رب یکتا رو بخاطر این همه خوبی و اینکه میتونم مطلبم رو بنویسم شما دوستان استفاده کنید و من هم از مطالب ارزشمند شما بهره کافی رو ببرم . در مورد باور باید بگم دقیقا همونطور که عباسمنش عزیز قبلا هم در فایلهاشون گفتند خصوصا روانشناسی ثروت 1 سرچشمه میگیره از : تکرار مداوم یک فکر . حالا این تکرار وقتی بیشتر میشه که توی اون موقعیتی قرار بگیریم و اون فکر رو به یادمون بندازه و اون فکر به ذهن ناخودآگاه ما خطور میکنه و تکرار میشه بعد دیگه شکل میگیره و تبدیل به باور میشه و قبول کردن خلاف واقع اون برامون سخت میشه و ذهن و فکر درگیر میشه تا بخوایم دست از باورمون بکشیم و باور دیگه ای رو جایگزین کنیم . مثلا میگیم طرف خیلی خوش شانس بود اینجوری شد براش این اتفاق افتاد دیگه نمیبینیم چیکار کرده تحقیقی نمیکنیم فکر نمیکنیم فقط وقتی کسی رو ببینیم به جایی رسیده که تا دیروز نسبت به جایگاه الانش زیر صفر بوده و باور کردیم که خیلی سخته و خیلی زمانبر هست اصلا غیر ممکنه از اون جایگاه و موقعیت اجتماعی پایین با این اوضاع اجتماع به اینجا رسیده باشه به این باور میرسیم که پس حتما یا پارتی داشته یا شانس داشته یا ارث رسیده یا کلاه برداری کرده به همین راحتی حرف میزنیم قضاوت میکنیم و غیبت میکنیم و ذهن منفی و افکار ناخودآگاه ما باورهای منفی رو تکرار میکنه این میشه باور غلط پس باید تمرین کنیم نیاز به تحقیق نیست و قضاوت نکنیم خودمون رو به طور آگاهانه عادت بدیم به مثبت اندیشی درست به اینکه باورمون اشتباهه و در مورد همه صدق نمیکنه بیایم باور کنیم و تکرار کنیم تمام کسانیکه به جایی میرسن تو زمینه ای که راهش رو پیدا کردن و درست هست قدم گذاشتن و مسیر رو طی کردن اون سیر تکاملی رو و الان در جایگاه مناسب خودشون هستند و ساده است ما هم اگر از جایگاهمون ناراضی هستیم و دوست داریم به جایگاه بالاتری برسیم باید افکار غلط ،پوچ و بیهوده و وقت گیر رو دور بریزیم و به طور آگاهانه مثبت بیاندیشیم تکرار کنیم و باور درست رو بچینیم در ذهنمون و البته باید در کنارش متوکل باشیم به الله یکتا درست و صحیح سپاسگذاری کنیم و اون چیزی که فکر میکنیم درسته و بهمون گفته میشه با توکل به خدا آغاز کنیم ایمان داشته یاشیم خداوند راه رو نشون میده پس میشه و این قانون دنیا از ازل تا ابد هست اونجاست که مدارمون تغییر میکنه لیاقت پیدا میکنیم و رویاهامون رنگ واقعیت به خودش میگیره . ببخشید اگر من خیلی توضیح میدم چون این حرفها برای خودمم تکرار میشه و تمرین به حساب میاد و تقویت میکنم خودمو . ممنون از صبوری شما دوستان و استاد عزیزم . برای بحثی که یک ورزشکار درسن پایین میتونه پیشرفت کنه و با افزایش سن دیگه بدن جواب نمیده در حقیقت بنده اولا اطلاعات زیادی از قیمت و میزان دقیق حرفه ای بودن یک فوتبالیت که مثال زدن استاد و ورزشکار خاص ندارم ولی بیشتر ورزشکاران خصوصا ورزشکاران حرفه ای طبق برنامه پیش میرن زیر نظر دکتر خودشون رژیم غذایی خاص خودشون و خیلی چیزهای دیگه اونهایی هم که میخوان حرفه ای بشن مشاوره میگیرن از این و اون یا بالاخره تو مسیر که قرار میگیرن به طور ناخودآگاه با چند نفر حرفه ای تو اون ورزش مورد نظرشون آشنا میشن و از اونها مشاوره و راهنمایی میگیرن مسلما اون افراد حرفه ای میپرسن شما چند سالتونه مثلا میگید بیست سال میگن عالیه برای شروع باید سریعا تمرینتو شروع کنی که دو سال دیگه بتونی به بهترین جاها برسی و راهکار و مشاوره میدن من خودم جودو کار میکردم و قوزک پای چپم دو تا پیچ پلاتین داره البته اون موقع سنم کمتر بود اون موقع بیست و دو سال داشتم و الان سی و سه سالمه با پای پلاتینی جودو کار میکردم ورزش سنگینی هست بدنسازی خسته کننده ای داره کسانیکه اول کارشون بود ببخشید بالا میاوردند وسط کارشون از فشار تمرین اما من عادت کرده بودم با پاییه که دکتر بمن گفته بود تو داغون میشی این پا برات پا نمیشه نکن اینکار رو اما من علاقه شدید داشتم بینهایت فیلمهای رزمی رو دنبال میکردم همش یاد سوباسا بودم با پای داغون و شانه مصدومش بازم طاقت میاورد و بازی میکرد تازشم میبردن از حریف من مرور میکردم و دنبال خواستم بودم البته به دلیل کار و درس رها کردم جودو رو ولی میخوام بگم اون موقع با اون شرایط که اصلا فایلی هم در جهت موفقیت گوش نمیدادم باز هم چون خواستم بود و اصلا حرف دکتر و خانواده تو کتم نمیرفت که جودو رو بزارم کنار باز کار میکردم علاقه داشتم و احساس شادی میکردم خودم رو تخلیه میکردم تو ذهنم میگفتم باید آرش میراسماعیلی دیگه ای بشم متفاوت باشم آرش میر اسماعیلی نشدم ولی تو خدمت دیدمش من خدمتم یگان تربیت بدنی کل ستاد ناجا بود در میدان عطار تهران که آرش میراسماعیلی اومده بود برای تمرین اونجا بعد اعزام بشن برای مسابقه جهانی . فقط میخوام بگم باور داشتم به چیزهایی رسیدم و گوشم بدهکار حرف دکتر و خانواده ام نبود ضرر نکردم الان پام خیلی قوی شده و خدا رو شکر مشکلی ندارم بعدش رفتم بدنسازی و الان تنها حرکات رو انجام میدم نه مربی دارم نه مشاوره و بدنم داره رو فرم میاد و نه مکملی استفاده میکنم خلاصه اینکه دوستان باید اول یک نفر بخواد کاری رو انجام بده ذهنش رو آماده کنه هدف گذاری کنه بعد تلاش کنه و باور مثبت داشته باشه . سریال پایتخت درسته طنز بود ولی این باور رو داشت میگفت که نقی معمولی با سن بالاش نسبت به ورزش کشتی این کار رو انجام داد اول شکست خورد بعد قاطعانه باور کرد باید ببره و برد حالا درسته طنز بود ولی این باور رو که سن و قد کار نداره به این چیزها و همش عدده رو نشون داد . یا اینکه باور کثیر مردم وقتی سن بالا میره و بازنشست میشه میرن پارک شروع به ورزش میکنن بعد بعضیها میگن نگاه کن پیرمرده رو با این سنش اونجوری میدوه کسی نیست بهش بگه بابا اصلا از سنت گذشته نکن این کارها رو این باور غلطه یا اینکه از نظر پزشکی میگن فلانی که حرفه ای بازی میکنه الان باید کناره گیری کنه از بازی حرفه ای چون بدنش جواب نمیده فقط بازی رو خراب میکنه و حضورش روند بازی رو کند میکنه باید بره کنار و جوانترها بیان جاش بازی کنن . بنظر من اینها همش باور و افکار عموم مردمه و بس کسی بخواد به خاطر سن و حرف دیگران کاری رو بکنه یا نکنه تصمیم گیرنده خوبی نیست در زندگیش و اصلا از زندگیش لذت کافی نمیبره . اون ورزشکاری که سنش بالاست با تمرین بیشتر بازم به اوج میرسه و بدنش اینقدر رو فرم میاد که همه رو متعجب کنه فقط باید فکر منفی دیگران در ذهنش نفوذ نکنه و بهشون نه بگه و کار خودش رو بکنه و ذهنش رو بطور آگاهانه به سمت باورهای صحیح هدایت کنه و اونجاست که با تمرین این روش عادت میشه براش و دیگه به طور ناخودآگاه مثبت اندیش تر میشه و هدفمند عمل میکنه و متوکل تر میشه بعد از یک برد انگیزه بیشتر میگیره و باز هم در اوج میدرخشه . منتظر نظرات ارزنده و سازنده شما دوستان گلم و استاد مهربونم هستم . این نظرات شما و کلا این سایت قشنگ همش برای من هدیه ای از طرف خدادبوده و هست و خواهد بود خدا رو شاکرم و بسیار سپاسگذارم از بودن در کنار شما . همیشه شاد سلامت موفق خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید . در پناه همیشگی االه یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: