رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رعنا گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 3246 روز

    سلام به دوستان خوبم واستادعباس منش؛

    باور افکاری است درطول حیاط مادروجودمانهادینه

    شده مثالی میزنم این مثال علمی هست:یک آکواریوم درنظربگیریدچندتاماهی درون ان هستند.

    وسطآکواریوم شیشه ای میگذارندوبه دوقسمت

    میشودماهیها یک مدت به همین صورت درآکواریوم هستند.بعدازیک مدت شیشه را

    برمیدارند ومیبینن که ماهیها اینطرف آکواریوم

    نمی آیند چون باورکردن همین محدوده را

    میتوانن شنا کنن .افراد ورزشکار هم همین باور

    را دارند چون اززمانی که شروع میکنن به ورزش

    ازهمان ابتدا تمرکز خودشان راروی موفقیت

    میگذارند تابهترین باشند موفق هم میشوند.

    اما این باورراهم دارن که تاسن سی سالگی

    میتوانند بدرخشن برای همین کم کم به ان سن

    میرسند دیگر آن توانایی را ندارند وقدرت بدنی

    آنهاکم میشود.ولی اگر ازهمان ابتدا این باور

    را داشته باشن همیشه جسم من قوی هست

    ومیتوانم همیشه ورزش خودرا ادامه دهم به

    شرط آنکه باورمحدودکننده نداشته باشد.

    یک ویدئو نگاه میکردم خانم هفتاد ساله ای

    بود ژیمیناستیک کارمیکرد پس او به خودش

    فهمانده بودسن مطرح نیست.موفق وپیروز

    باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    سید علی جلال الدینی گفته:
    مدت عضویت: 3263 روز

    با سلام به همه دوستان عزیز در خانواده بزرگ و صمیمی گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش

    مطالب بسیار پر معنی ؛ عالمانه ؛ همراه با تمثیل های بسیار زیبای دوستان را در خصوص سوال استاد که چرا ورزشکاران این باور را دارند که بعد از سن 25 الی 30 سالگی دیگر بدن تحلیل میرود را خواندم . می توان درک بالای دوستان را از قوانین در تک تک کلمات و جملات مشاهده کرد ؛ خیلی لذت بردم و براستی ( فتبارک الله احسن الخالقین )

    نمیخواهم گفته های دوستان را تکرار کنم فقط چند نکته به ذهنم رسید که میخواهم برایتان عنوان کنم :

    *دقت کردید یک فرد دیوانه چه قدرت بالایی دارد

    یک فرد معمولی در مبارزه قدرت خود را تقسیم بندی میکند چون این باور را دارد که توانایی هایش محدود است و اگر کل توان خود را در لحظات اول مبارزه بکار ببرد در انتهای کار کم می آورد . ولی یک فرد دیوانه این باور را ندارد و یا لااقل به این فکر نمی کند و جالبست بدانید نه تنها در ادامه از نظر قدرت بدنی کم نمی آورد بلکه به همان میزان اولیه ادامه می دهد .

    استاد در بحث تضاد ها از جهان دو قطبی صحبت می کنند ؛ سلامتی در مقابل بیماری ؛ جوانی در مقابل پیری ؛ نیکی در مقابل شر ؛ و …..

    ما نمی توانیم پیری و یا شر را از بین ببریم ولی این ناخواسته ها به ما این را نشان می دهند که ما چه خواسته ای داریم و بنابر این ما می توانیم بیشتر در سلامتی باشیم تا در بیماری و یا می توانیم روحیه و بدنی همچون یک جوان داشته باشیم تا پیری را باور کنیم .

    * در دوره قانون آفرینش استاد مطلب جالبی از زندگی پدر چند شهید ذکر کردند : ایشان با توجه به مصائبی که داشتند ولی با باورهای درست زندگی بسیار خوبی داشتند و همچنین بسیار سلامت بودند و تا 90 و چند سال عمر کردند . و در آنجا استاد به این نکته اشاره داشتند که انسان می تواند تا هر زمان که بخواهد بدن خود را در حالت جوانی و سلامت نگه دارد . و نکته جالبتر که استاد گفتند این بود که وقتی فرد با سن بسیار بالا و با بدنی سالم ، دیگر از این دنیا خسته می شود در این زمان بدن به تحلیل رفته و پس از مدت کوتاهی فرد فوت می کند . پس این بدن چقدر تابع افکار و باور های ماست .

    در کل همه صحبتهای دوستان و نکته هایی که من عنوان کردم نشان دهنده اینست که ما اختیار زندگیمان را با باورهایی که کسب میکنیم ( بما کسبت ایدیهم ) و یا باور هایی که از گذشته و والدین و جامعه بما رسیده ( بما قدمت ایدیهم ) در دست داریم .

    خداوندا ؛ پروردگارا ، توانی به من و دوستانم عطا کن که اختیار زندگیمان را در دست بگیریم و در مسیر صحیح قدم برداریم و فقط گوینده و شنونده و نویسنده این مطالب نباشیم .

    الهی آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    مهدی بیگی گفته:
    مدت عضویت: 4027 روز

    سلام

    هرکس به اندازه مدارش از فایل ها میفهمه ،میشنوه اما فهمیدن کجاست

    این فایل بهترین باور درمورد خدا را بهمن ماه شنیدم بخداقسم یک صدم ازاین ازاین آگاهی های این فایل رادرک نکردم

    امروز روی باور لیاقت مندی کارمیکردم گفتم بهترین باورلیاقت مندی من داشتن خداست اشرف مخلوقات بودنم هست تسلیم بودن زمین آسمان برای من .جلوه ای از خدا بودنم هی شمردم وبه حال خوب رسیدم

    به طرز معجزه آسایی به این فایل هدایت شدم

    خدا یک پرده ای را از چشمان وگوش هام برداشت واین فایل را بادرک عمیق گوش دادم واقعا مادر هرلحظه درحال هدایتیم مالایق هم صحبتی باخدایم خدا درزمان مناسب هدایت میکند امشب بعد از چهار سال عضویت درسایت فهمیدم همچی باور یعنی چی! قشنگ حس کردم

    من ته قلبم قبول نمیکردم که همچی باوره تا اینکه خدا رابا این مفهوم درکش کردم که خدا خودشه خداهمه چیزه خدا پوله خدابی پولیه خدا فروانیه خدافقره خدا رکوده خدا رونقه خداهمه چیزه همه چیزه و تنها راه ارتباطمون ودریافت هامون باورهاست امشب یه جور دیگه درک کردم که میگن مشتری خداست یعنی چی!یعنی تو اون لحظه اون ادم به دلش میوفته که ازتوخرید کنه اره اون ادم تو اون لحظه خداست خودشه وقتی میگیم پول راارزشمند بدان یعنی اینکه اونم خودشه توچه باوری نسبت بهش داری سلامتی خودشه مریضی خودشه چه طور باورکنیم چه باوری نسبت بهش داری وقتی باوری نسبت به فروانی نعمت میسازی جلوه فروانی خدا رامیسازی وقتی مشتری واسه من زیاد میاد اونم خودشه اون مشتری ها هم خداهستند که شکل مشتری میگیرند به دلشون میفته ازمن خرید کنندوسیله نشان دادن رزقشه .اره خودشه

    هدایت میشویم هدایت هم خودشه به هرنسبتی که باورها را تغییر بدیم همون طور درکش میکنیم

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی اینقدر برام شیرینه که قابل توصیف نیست

    ممنونم ازتو عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    به نام خدایی که ارامش قلبهاست❤

    سلام به استاد عزیز

    خداروهزاران بار شکر میکنم که هدایت شدم به این فایل فوق العاده

    دیشب باهمسرم درمورد خدا و رسیدن به خاسته صحبت میکردم و ایشون بهم گفتن برو و پیدا کن فایل استادو گوش کن چند بارو چندبار که خدا چیه و چجوری باید درکش کنی.

    خداروشکر میکنم برای داشتن همسرم که یکی از دستان توشد برای شناخت بیشترت

    و امروز اومدم و گشتم این فایل زیبارو یافتم و هنوز چند خط خونده بودم بهم گفته شد بنویسم و شرو کردم به یادداشت این مطالب زندگی ساز و هنوز گوش نکردم فایل رو و گفتم این حال عالی رو باشما اشتراک بزارم🌷

    با تموم وجودم میخام که تسلیم پروردگارم باشم تا هدایتم کنه تا باورهای قدرتمند بسازم و موانع و مقاومتهام از بین ببرم تا شناختم روز بروز بیشتر بیشتر بشه به نیرویی که در هیچ واژه ای نمیگنجه.

    🌷خداروشکر خداروشکر خدارشکر🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    اقای پاشا گفته:
    مدت عضویت: 3277 روز

    سلام .

    این یکی از بهترین صحبت هایی بود که تو عمرم شنیدم و واقعا احساس خوشبختی میکنم از اینکه خداوند منو به استوارترین راهها هدایت کرده و بدون شک من و همه دوستانی که به سایت استاد عزیز هدایت شدیم جز افرادی هستم که راه سعادت با سرعت بسیار بالا در حال طی کردن هستیم و بارها خدارو شکر کردم که اینجا هستم و وقتی حالم بد میشه یا وقتی که نا امید میشم اینجا جایی هست که حالم عالی میشه با حرف های استاد و دوستای خوبم شارژ میشم . من از وقتی امدم به سایت خیلی رشد کردم خیلی بزرگ تر شدم و زندگی برام ساده تر و زیباتر و راحت تر شده .

    از صمیم قلبم از خدای مهربون از استاد عزیزم و دوستای خوبم تشکر میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    عظیم وستایی گفته:
    مدت عضویت: 4265 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان که در این سایت هم به خود و هم به دیگران کمک میکنید تا زندگی بهتر را تجربه کنیم.

    به نظر من مهمترین مشکلی که باعث میشه یک ورزشکار نمونه بعد25 سالگی نتونه حرفه ایی به کارش ادامه بده اینه که به تجربیات دیگران نگاه میکنه

    یعنی میبینه هزاران ورزشکار در رشته های مختلف فقط در بین بازه سنی20تا25 سال توانستند بدرخشند و بعد از رشته خودشون کنار رفتن و مثلا حتی شما میبینید که یک ورزشکار از دوران کودکی و نوجوانی به فوتبال علاقه دارد و شدیدا باهاش کار میکنن و این باور در او نهادینه میشه که تا قبل از 30 سالگی میتواند تمام تلاشش را بکند و اسطوره شود در غیر اینصورت بعد 30 سالگی عملا نمی تواند زیاد خودنمایی کند.

    آدمهای دنیا بر اساس باورهای بسیار غلطی که دارند متاسفانه مثل آدم آهنی هایی رفتار میکنند که انگار اختیاری از خود ندارند و تو را هم مجبور میکنند طبق برنامه عمل کنی در غیر اینصورت تو تنها میشوی.

    بزرگی گفته:

    اگر کاری را خواستی انجامدهی و آن کار را 100 نفر انجام دادند و 99 نفر شکست خوردند و 1 نفر موفق شد سراغ آن یک نفر برو و همان کارها را انجام بده تا موفق شوی.

    «با آرزوی موفقیت برای همه»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    علی رضا مهربان و شاد گفته:
    مدت عضویت: 3765 روز

    سلام

    به همه دوستان و استاد عزیز و همکاران محترمشون

    استاد عزیز سلام

    من یک سوالی داشتم ازتون که شاید سوال خیلی از دوستان باشه

    من حدود دو سال هست با سایت بی نظیر شما اشنا شدم و چندتا از محصولاتتون رو هم تهیه کردم

    ??????????????????

    سوالم از شما این هست که از نظر شما این کلمات چه جایگاهی یا چه الویتی نسبت به هم دارن

    1قدرت باور

    2قدرت سپاسگزاری

    3قدرت احساسات

    4قدرت تجسم

    5قدرت توجه به نکات مثبت

    و غیر مثل بخشش 10 درصدی لذت بردن از زمان حال و خیلی از کلمات دیگه

    خوب چیزی که من از شما و محصولات شما اموختم

    پایه و احساس همه چیز باور هست

    یعنی وقت سپاسگزاری میکنیم باید باور داشته باشیم که سپاسگزاری جواب میدهد

    وقتی احساسات ما خوب میشه یا ارامش پیدا میکنیم که روی باورهامون کار میکنیم

    وقتی تجسم ما خوب جواب میده که روی باورهامون کار کرده باشیم

    وقتی ناخوداگاه کانون توجه ما روی نکات مثبت میره که روی باورهامون کار کرده باشیم

    من تو یکی از فایل های شما گوش کردم خودتون گفتین که من زمانی بود تجسم میکردم ولی جواب نمیگرفتم بعد ها متوجه شدم که باورهام ایراد داشته تا باورت درست نباشه تجسم هات هم جواب نمیده

    و سوال دیگه هم این هست که بهترین روش کار کردن روی باورها از نظر شما چیه یعنی عبارت تاکیدی ضبظ کنیم با صدای خودمون تاثیر بیشتری داره یا اینکه مثلا روزی یک ساعت با صدای بلند تو پارک عبارت تکرار کنیم

    و البته اینو میدونم که هر دو تاش بهتر که انجام بشه ولی منظورم اینکه سرعت کدوم یکی بیشتر چون من خودم موقعی که روی باورم کار میکنم میرم تو پارک 1 ساعت باصدای بلند تکرار میکنم بعد یک هفته نشونه های قوی میبینم و حالم عالی میشه و ارامش عجیبی پیدا میکنم

    ولی با ضبظ صدا شای 2 ماه طول بکشه که این نشونه های که تو یک هفته دیدمو ببینم

    چون توی یکی از فایهاتون گفتین وقتی من خودم تصمیم میگیرم روی باورم کار کنم و این کار خیلی خوب انجام میدم بعد 3 ماه جریانی از ثروت به زندگیم وارد میشه که فیزیکی شاید سالها باید کار کنم که نتیجه این 3 ماه رو بگیرم

    و سوال اینجاست که شما چه جوری روی باور هاتون کار میکنین ایا کلامی یا ظبط جملات یا نوشتن یا توی فکرتون از نظر شما کدوم قدرتش بیشتره

    ??????????????????

    جهت اطلاع دوستان عزیز من قبلا توی صفهای قبلی نظرمون ثبت کردم و این کامنت جنبه سوال از استاد رو داره

    اگر این مطالبی که نوشتم سوال شما عزیزان هم هست لطفا به این کامنت رای بدین که استاد سوال ما رو جواب بدن

    باسپاس از همه شما عزیزان

    پس سوال اول اینکه

    از نظر شما که حدود 20 سال تو این مسر قرار دارین و نتیجه های عالی گرفتین الویت و جایگاهای این کلمات نسبت به هم کجا قرار دارن

    1قدرت باور

    2 قدرت سپاسگزاری

    3 قدرت احساسات

    4قدرت تجسم

    5 قدرت توجه به نکات مثبت

    جایگاه این کلمات رو به چه صورت تو ذهنمون تنظیم کنیم که زوتر به نتیجه دلخواه برسیم

    درسته که همه اینها باید باشن و مکمل هم هستن ولی به چه ترتیبی

    سوال بعدی اینکه از نظر شما چه جوری روی باورهامون کار کنیم زوتر به نتیجه میرسیم

    ایا صدای خودمونو ظبط کنیم یا عبارت تاکیدی رو با صدای بلند تو پارک بگیم بنویسیم یا تو فکر یا دنبال نمونه عملی بگردیم وووو غیره

    پیشاپیش از اینکه به این سوالها جواب میدین سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      آرمان صالحی گفته:
      مدت عضویت: 3484 روز

      سلام بر دوست عزیزم علیرضا

      امیدوارم که همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشی

      به نظر من آنچه که بیشتر از هرچیزی تاثیر دارد باور است

      به نظرم باورها مثل ریل قطار میمونند که اکرجهت مناسبی داشته باشند ما رو به مقصد مورد نظر میرسونند و اگر نه نمیرسونند

      اما برای حرکت غیر از ریل به لوکوموتیو هم نیاز داریم حالا این موتور محرک چیه ؟

      احساسات موتور محرک است

      حالا این موتور به سوخت احتیاج دارد !و اون سوخت چیه ؟

      سپاس گزاری ،توجه به نکات مثبت ،تجسم و هرچیز دیگری که حالمون رو خوب میکند

      اما برداشت من راجع به قسمت دوم سوال شما که چه روشی باورهای قویتر میسازه

      به تظرم کاملا شخصیه و از فردی به فرد دیگر فرق دارد ممکنه کسی لمسی باشه یا بصری باشد یا سمعی باشه (توضیح کاملش در بسته تند خوانی گمانم باشد که ن تهیه نکردم ) و برای هرکسی به شیوه خودش بستگی دارد

      استاد در یکی از فایلهاشون(فکر کنم شیوه باور سازی به روش زبان آموزی )اشاره میکنند که وقتی نیخواید باور بسازید وقتی که خوابش رو ببینید یعنی دیگر خوب کار میکنید مثل وقتیکه خیلی خوب زبان میخونیم که در خواب مثلا انگلیسی صحبت میکنیم باید اینطور کار کرد

      به نظرم شاید بهترین راه باور سازی اینه که

      مثل ایمان آوردن در زمان پیامبر که با گفتن شهادتین مسلم میشدند و بر اثر عمل کردن مومن میشدند

      یعنی خود راه باورها رو قویتر میکند مثلا در جنگ بدر غلبه تعداد اندکی مسلم بر تعداد زیادی مشرک قطعا ایمان رو زیاد تر میکند

      پس ما هم با باورسازی اولیه و تایید کردن اتفاقات ساده تر مومن تر و باورمند ار میشیم

      امیدوارم بتونم به گفته هم عمل کنم

      در پناه خدا یکتا شاد و ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    نورا گفته:
    مدت عضویت: 3459 روز

    سلام به همه جویندگان حال خوب

    برای اینکه همواره باورهای مثبت و خوب داشته باشیم در مرحله اول باید باورهای مثبت را در ذهن ایجاد و جایگزین باورهای منفی نموده و در مرحله بعد که بسیار بسیار مهم است، حتما و باید بطور دائم از این باورهای مثبت مراقبت نماییم همانند درختی که کاشته ایم و باید همواره از آن مراقبت نماییم تا دچار آفت نشود.

    بسیاری از دانشمندان تحقیقات خود را (و البته بر اساس معیارهایی که خود تعیین می نمایند) به این نتیجه ختم نموده اند که افراد از سن 25 سالگی به بعد بیشتر منطقی فکر می کنند تا احساسی . استناد برخی از آنها این است که افرادی که در سن های بالاتر از 25 سالگی ازدواج می کنند طبق آمار ازدواجشان کمتر منجر به طلاق می شود. برخی دیگر سن بین 28 تا 32 سالگی را مناسب ازدواج می دانند و دلیل آن را همین منطقی شدن افراد در این سنین عنوان می کنند. برخی دیگر سئوالاتی را طرح نموده و با نمره دادن به هر سوال طبق معیاری خاص (که بیشتر باورهای عموم مردم را تداعی می کند) میزان منطقی یا احساسی بودن افراد را تعیین می نمایند و با استناد به آن می گویند افراد بالای 25 سال منطقی تر فکر و رفتار می کنند.

    به نظر من همین منطقی فکر کردن است که ریشه و آغازگر ایجاد محدودیت در تمامی افراد مخصوصا ورزشکاران است چرا که منطق شکل گرفته در انسانها معمولا حاصل باورهای محدود کننده ای* است که دیگران و اطرافیان و محیط پیرامون به صورت (( تجربی)) در آنها ایجاد می کند. متاسفانه در ورزشکاران این مربیان هستند که با صحبتها و گاهی رفتار خود تاثیر بسیاری در منطقی فکر کردن و البته محدود نمودن ورزشکاران دارند.

    مثلا تفکر منطقی می گوید رکورد فلان ورزش ایکس است و کسی تا به حال نتوانسته آنرا بشکند زیرا طبق فلان معادلات فیزیولوژیک کاری بسیار سخت و یا حتی نا ممکن است بنابراین تو هم نمی توانی آن رگورد را بشکنی

    و همچنین ممکن است تفکر منطقی بگوید فلان رقیب شما که در رشته ورزشی شما نفر اول است روزی فلان ساعت تمرین می کند و فلان نوع تغزیه دارد و فلان مربی حرفه ای را دارد پس من که این امکانات را ندارم هرگز نمی توانم به او برسم

    و یا اینکه رشد طولی استخوانهای انسان تا سن 25 سالگی است و از آن به بعد رشد عرضی استخوانها شروع می شود بنابراین انسان سنگین تر می شود و از چابکی اش کاسته می شود.

    و هزاران صحبت های علمی گونه ای که می خواهد با ابزار منطق ثابت کند از فلان سن به بعد انسان باید افت نماید.

    بنده یک مطلبی را در یکی از سایتها مطالعه می کردم که در مورد ورزشکارانی بود که در سنین بالاتر از 50 سالگی شروع به ورزش نموده اند و به مقامات جهانی خوبی رسیده اند . مطمئنن این افراد نخواسته اند که باور کنند سن آنها سن ناتوانی است و بر باورهای محدود کننده ی خود به نوعی غلبه نموده اند.

    نتیجه اینکه منطقی فکر نمودن تولید کننده و سازنده ی باورهای محدود کننده در انسانها می باشد و جلوی خیلی از بلند پروازی ها و رویا پردازی ها را می گیرد . بلند پروازی و رویا پردازی بیشترین انگیزش را در یک ورزشکار ایجاد می کند تا برای رسیدن به رویاهایش حداکثر توان خود را بکار گیرد . منطق می گوید هر آنچه که تا به حال شده است چارچوبی است برای آنچه که از این به بعد احتمالا خواهد شدو در خارج از این چارچوب غیر ممکن است.

    از آنجا که ورزشکاران از سن 25 سالگی به بعد جنس فکر کردنشان از احساسی به منطقی به مرور تغییر خواهد نمود بنابراین به مرور نیز باورهای محدود کننده بر ورزشکاران غلبه خواهد نمود و موجب افت آنها خواهد شد.

    امید اینکه هیچ کس در تله ی منطقی فکر نمودن نیافتد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    علی صیفی گفته:
    مدت عضویت: 3277 روز

    سلام چه زیباست سوال و این سخترین سوال است چون من 99% ورزش کارهایا آدم ها رو که میشناسم راجبه سن که حرف میزنن و بزرگترین مانه برای پیشرفت در هر چیز میبینن و الان هم میدونم شاید همه اعضایه گروه چند نمونه مثال مثل ، بوفون دروازبان یونتوس و ایتالیا یا روماریو یا توتی اینها مثال هستن، از نظره من برای این دوستان باورشون بیش از اندازه قوی هست چون شما زمانی که از 99% ورودیهایت بهت میگه نه ،،و تو ادامه میدی فقط میتونی یک باور داشته باشی اون هم باوره رسالت اینکه بی دلیل به این دنیا نیومدی اینکه جوری زندگی کنی که تا چندین نسله بد راجبت حرف بززنن باوره رسالت باوریه که وقتی بهش میرسی میشی استاد عباس منش که قایق میخری تا ثابت کنی میشه تا رسالتتو نشون بدی و به 99% افکاره ضعیف و منفی بگی که میشه بگی که بابا خدا هست منم نشونیش منم اون کسی ک خدا آفرید، به نظرم فقط تو ورزش نیست در کل زندگی زیباس داشتنه رسالت، رسالتی که انیشتن داشت رسالتی که ماردونا داشت و بگردیم دمباله رسالتمون ما همه یک رسالت داریم ما همه باید یک تثیری از خود تو این دنیا بذاریم ما از خدایم …

    یه چیزه دیگه هم بگم شاید جالب باشه،

    من یکی از دوستانم تو دوران دبیرستان بود آقا ما هر کاریرو به این میگفتیم نمیشه نکن اصلا انگار مغزش قاطی میکر هی میگفتیم نمیتونی این دیونه میشود تا اون کارو انجام نمیداد دست ور نمیداشت، تا به ما ثابت کنه که میتونه، از اون ماجرا الان 13 سال میگزره

    اون دوستم الان به هرچی خواسته رسیده به من میگفت یاد بگیر هرکی میگه نه نمیتونی ،

    تو انجام بدی بزار این نه ها برات انگیزه بشه تا مانه،

    اگر یک بار این نه هارو باور کنی در این دنیا پوچی من از اون یاد گرفتم که هرکی بهم میگه تو این بازار نمیتونی تو این بازار ریسک نکن منم برام انگیزه بشه و به رسالتم برسم چون دوست دارم انسانی با ارزش و تثیرگذار در این دنیا باشم مانند تمام آدم ها چه در ورزش چه در کار های دیگر پیش به سوی زندگی زیباتر خدارو شکر که تو این جمع زیبا حظور دارم ،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    معصومه سادات ناجی پارسانیان گفته:
    مدت عضویت: 3057 روز

    با سلام خدمت استاد بسیار گرامی و دوستان عزیز

    دانشمندان میگویند از هر لحظه ای که باور کنی داری پیر میشی از

    همان لحظه سلولها شروع به پیر شدن می کنند.

    در واقع قبول پیری یعنی فرمان ما به سلولها که پیر شو

    بعبارتی این اراده ماست که باعث میشه روند پیر شدن آغاز بشه

    در حقیقت این دستور ماست که وقایع رو بوجود میاورد .

    دانشمندان سن واقعی افراد رو سن شناسنامه ایی نمیدانند

    بلکه سن واقعی افراد رو بر اساس سلامت جسم و روح شخص محاسبه میکنند

    شخصی که از بابت سن شناسنامه ایی 60 ساله بوده تست گرفتند وسن واقعی

    او را 30ساله تخمین زدند چون از بابت سلامت جسمی مانند یک 30 ساله عمل کرده

    و از بابت روحی شادابی یک جوان 30 ساله رادارد.

    و بالعکس این قضیه رو هم ثابت کردن

    بودن افراد جوانی که بسیار افسرده ازبابت روحی و خیلی ضعیف به لحاظ جسمی بودند

    به این نتیجه میرسیم که سن فقط یه عدد هست ،فقط همین

    در انتها از استاد عزیز و گرامی بخاطر کلبپ شادی که گذاشتند ممنونم بسیار عالی بود

    پر از حس شادی محبت و شور هیجان جوانی که این ثابت میکنه شما یک مومن و بنده خوب خدا هستید

    که شادی رو به همگان انتقال میدهید.

    همیشه پاینده باشید.???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: