رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد علی رجبی گفته:
    مدت عضویت: 3374 روز

    به نام خدایی که نام و یاد او آرامش دهنده قلب هاست

    جدا سوال سختی پرسیده شده :

    بسیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است. به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟

    از دیدگاه من یک سری از موارد قوانین طبیعی و الهی هستند که زیبایی این قوانین به تغییر ناپذیر بودن آنها می باشد

    قوانینی چون نیروی جاذبه زمین – تغییر شیمیایی بین مولکول های واکنش داده شده – تغییرات فیزیکی اجسام – پیری – سفیدی مو در سنین بالا – کچلی در مردان با افزایش سن و وراثت – یائسگی در زنان با افزایش سن – کاهش قدرت بدنی و جتسی در سنین پیری و ………

    اصلا زیبایی قوانین در تغییر نکردن آنهاست . اگه قراربود خدا تاس بندازه و یک نفر را پیر کنه و دیگری را جوان نگه داره که این با روند خدایی خدا سازگار نمی شد .

    اصلا باید یکی اسطوره بشه و سپس او پیر بشه تا دیگران او را الگو قرار بدهند تا به حدو قد و قامت و رکورد او برسند .

    اگر قرار بود همه اسطوره ها همانطور باقی بمانند ، جوان ها جوان و ورزشکاران همیشه باشند پس چه کسی می تونست جای پیشرفت داشته باشه؟

    باید پدری پیر بشه تا فرزندی پدر گردد . این قوانین تغییر ناپذیر و زیبای الهی است .

    ولی می توان با باور های صحیح ، تغذیه صحیح ، ورزش و افکار سالم جلوی تغییرات ناخوشایند را به عنوان یک مهار کننده ( اینهیبیتور ) بگیریم همانگونه که می توان پیری زودرس و از کارافتادگی را با افکار ناسالم و اعتیاد و خیلی از موارد دیگر ( کاتالیزور) سرعت ببخشیم .

    نمی توان جلوی کاهش قدرت بدنی و تحلیل عضله را گرفت ولی می توان با افکار و باورهای سالم دوران طلایی ورزشکاران را افزایش داد مانند « سام برایانت » که الان در سنی حدود 74 سالگی از قهرمانان بدنسازی می باشد .

    من اگه هیچی ندونم یه چیز را خوب میدونم و اون اینه که انسان موجودی ناشناخته است که به هرچه بخواهد می تواند برسد . فقط باید بخواهیم و به آنچه می خواهیم باور داشنه باشیم و عمل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3038 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استاد ثروتمند و خوشتیپ و دوستای دوست داشتنی خودم. آقا من اعتراف میکنم که به انگیزه جایزه مینویسم چرا که نه؟! چه اشکالی داره؟! چی از این جایزه با ارزش تر؟! جایزه¬ای که میتونه به من کمک کنه تا زندگیمو متحول کنم! من باورم نسبت به این قضیه کاملا مثبته. البته چون این سوال با رشته تحصیلیم مرتبط هست بیشتر انگیزه پیدا کردم. من دانشجوی مقطع دکتری تربیت بدنی هستم. تابحال هیچوقت این مبحث سن رو انقدر دقیق و با ذهن باز نخونده بودم. یه سری مطلب از یه کتاب که یکی از منابع اصلی و جزو کتابهای برتر رشته تربیت بدنی هست و چند تا منبع دیگه براتون جمع آوری و خلاصه کردم و هر بخش از اون رو با باورهای خودم مطابقت دادم. خیلی سعی کردم مفاهیم تخصصی رو ساده بیان کنم که برای خوندنش اشتیاق داشته باشین. مطمئنم اینجا خیلی ها دوست دارن اطلاعاتشون بالا بره. خداییش دستمم خیلی درد میکنه ولی با عشق نوشتم. امیدوارم خوشتون بیاد!

    اول خوبه که با دوتا مفهوم آشنا بشین:

    سن تقویمی یا سن شناسنامه ای یا سن واقعی: همون سنیه که روز و ماه و سال دقیق تولد شمارو توی شناسنامه نشون میده.

    سن بیولوژیکی: سنی هست که بدن شما واقعا در اون قرار گرفته. یه پرسش نامه یا نرم افزار معتبری جدیدا تولید شده که یه سری سوالات رو در مورد سبک زندگی شما میپرسه در عرض 5 دقیقه میتونین سن بیولوژیکی تون رو محاسبه کنید. مثلا افرادی که از نظر بدنی فعالند و تغذیه مناسبی دارند، سن بیولوژیکی اونها کمتر از سن شناسنامه ای شون درمیاد و برعکس افراد کم تحرک با عادات غذایی غلط ممکنه سن بیولوژیکیشون چند سال پیرتر از سن شناسنامه ایشون باشه. به عنوان مثال اگر شما الان 20 سال سن داشته باشید و این نرم افزار عدد 30 سال رو برای شما محاسبه کنه این نشان از پیری زودرس در شماست و باید برای بهتر زندگی کردن و نشاط بیشتر برنامه ریزی نمائید. مثلا یکی از سوالاتش این هست:

    هر چند وقت از غذاهای سرخ کردنی یا کباب استفاده میکنید؟

    همیشه و زیاد یک بار در روز چند بار در هفته هر هفته یک بار خیلی کم و به ندرت

    از لحاظ علمی با پژوهش های بسیار زیادی کاملا ثابت شده که سبک زندگی درست چون احتمال بروز چاقی و بیماری های مرتبط با اون مثل فشار خون و دیابت رو کاهش میده میتونه میزان مرگ و میر رو پایین بیاره و برعکس.

    خب حالا ما که با قانون آشنا هستیم بعنوان یک صاحب نظر میتونیم اینطور فرض کنیم کسی که سبک زندگی درستی داره و به سلامت خودش اهمیت میده انتظار داریم که روحیات و باورهای بهتری هم داشته باشه و در نتیجه از لحاظ جسمی هم جوانتر و سالمتره.

    حالا در مورد سن رسیدن به اوج عملکرد که سوال اصلی ما هست:

    یکی از منابع اینطور گفته: یکى از روش‌هاى مطالعه اجراء مهارت‌ها در بزرگسالان، ثبت سنین قهرمانان نخبه در مسابقات هست. ورزشکاران نخبه با توجه به نوع مهارت و جنسیت بسیار باهم تفاوت دارند؛ براى مثال در یک پژوهش دامنه سنى مردان بین 14 تا 49 سالگى بود؛ شناگران و شیرجه‌روها جوان‌ترین و وزنه‌‌برداران، شمشیربازها و کشتى‌گیران مسن‌ترین قهرمانان بودند. دامنه سنى زنان بین 12 تا 38 سالگى بود؛ ژیمناست‌ها و شناگران جوان‌ترین و شیرجه‌روها و قایق‌رانان مسن‌ترین افراد این گروه بودند.

    بعضی از ورزش‌ها مانند وزنه‌بردارى براى اوج اجراء نیاز به رسیدن به اوج قدرت دارد. چون افراد در سنین 20 تا 30 سالگى به اوج قدرت مى‌رسند انتظار داریم که رسیدن به اوج اجراء در وزنه‌بردارى در سن 20 سالگى تا اوایل 30 سالگى اتفاق بیفته. در مقابل، اجراء فعالیت‌هایى مثل تیراندازى با تفنگ و تپانچه که به قدرت کمترى نیاز دارد و سال‌ها تمرین و تجربه مى‌طلبد در سنین بالاتر بهترین عملکردها بدست اومده. احتمالا قهرمانان ورزش‌هایى که نیاز به فعالیت‌هاى بدنى شدید و سرعتی دارن، از قهرمانان شرکت‌کننده در ورزش‌هایى که نیاز کمترى به فعالیت‌هاى بدنى شدید دارد جوان‌تر باشن.

    عوامل اجتماعى و فرهنگى هم احتمالاً در اجراء الگوهاى حرکتى بزرگسالان نقش دارد. بزرگسالان احتمالاً با هنجارهاى اجتماعى انطباق پیدا کردند. از جمله این هنجارها که غالباً شامل کناره‌گیرى از ورزش‌ و بازى‌ در میانسالى به‌ویژه در زنان. خب اینجا هم ما میتونیم اهمیت نقش باورها رو در گرایش این افراد به تمرین در نظر بگیریم. یعنی افراد چون باور داشتند که سنشون بالا رفته و دیگه نمیتونن مثل سابق تمرین کنن بخاطر همین هم تمریناتشون کم شده و در نتیجه نتایج ضعیفتری هم گرفتن. حالا اگه یه نفر مثل استاد عباس منش میومد و به اونها ثابت میکرد که افزایش سن برعملکرد اونها تاثیر نداره آیا واقعا باز هم تمریناتشون رو کم میکردند؟ مسلما نه.

    مطالعه قهرمانان المپیک یا قهرمانان ورزش‌هاى مختلف بر اجراءهاى حرکتى نخبگان متمرکز هست. بسیارى از قهرمانان میانسال در مسابقات رقابتى زیر سطح ملى و بین‌المللى برترى دارند و حتى بسیارى از آنها از بزرگسالان جوان بهتر هستند. کاهش میانگین اجراء در افراد میانسال و بزرگسال غالباً خیلى کم است و این افراد گاهى بهترین رکوردهاى خود را در این سال‌ها به‌دست میارن.

    یکی دیگه از منابع اینطور بیان کرده: رکوردهای ثبت شده در رشته های دو، شنا، دوچرخه سواری و وزنه برداری نشون میده که بهترین وضعیت در اواخر دهه 20 یا اوایل دهه 30 هست. هر چهار رشته رو جداگانه توضیح دادم.

    1) دویدن: عملکرد دویدن با گذشت سن کم میشه. مثلا یک آزمون دوی سرعت در 560 زن 30 تا 70 ساله نشون داده که حداکثر سرعت دویدن 5/8% در هر دهه کم میشه.

    2) شنا کردن: چون موفقیت در شنا به جز قدرت و استقامت به مهارت خیلی وابسته است، بعضی از شناگران پیشکسوت بهترین عملکرد خودشون رو در دهه چهارم و پنجم عمر خود یعنی سن 45 تا 50 سالگی نشون میدن. مثلا یک شناگر مرد در سن 20 و 50 سالگی بهترین عملکرد خودش رو بدست آورد. یعنی با وجود گذشت 30 سال به دلیل ادامه تمرینات تونست بهترین عملکرد خودش رو دوباره کسب کنه.

    کتاب اینجا نمیتونه توضیحی برای این پدیده داشته باشه و فقط میگه: اگرچه علت دقیق این پیشرفت ناشناخته است، اما میتوانیم به طور منطقی فرض کنیم که دلیل آن ترکیبی از پیشرفت در تکنیک شنا، روش ¬های تمرینی و امکانات شنا، همراه با تغییرات اندک در ظرفیت های فیزیولوژیکی او باشد.

    خب در اینجا هم نقش باور اینه که ورزشکارانی که که سنشون بالا رفته ولی روحیه ورزشی خودشونو حفظ کردن چون باور دارند که بازهم میتونن مثل سنین جوانی خودشون تمرین کنند و مسابقه بدن و قهرمان بشن دقیقا همین نتایج رو کسب میکنن و اونایی که باورشون اینه که دیگه عمر ورزشیشون تموم شده ناخوداگاه دیگه تمرین نمیکنند و نتیجه هم نمیگیرن.

    3) دوچرخه سواری: مانند سایر ورزش های قدرتی و استقامتی بهترین رکوردها در این رشته هم در سن 25 تا 35 سالگی به دست اومده. زمان اجرا از سن 20 تا 65 سالگی حدود 12 ثانیه یعنی 7/0 ثانیه در سال افزایش پیدا کرده.

    4) وزنه برداری: قدرت عضلانی بیشینه بین 25 تا 35 سالگی بدست میاد و بعد از این دوران هر سال کم میشه. اینجا کتاب اذعان میکنه که: البته مانند سایر اندازه گیریها در مورد انسان، عملکردهای قدرتی هر شخص کاملا با دیگران متفاوته. مثلا بعضی از افراد در سن 60 سالگی، قدرت بیشتری نسبت به افراد 30 ساله دارند. ولی علتش رو نتونستن پیدا کنن که ما حالا پیدا کردیم!

    بیشتر عملکردهای ورزشی به میزان یکنواختی در دوران میانسالی و کهنسالی کاهش پیدا میکنن که به خاطر کاهش استقامت و قدرت قلبی عروقی و عضلانی هست. علت تغییرات اسقامت قلبی عروقی: کاهش گردش خون محیطی و مرکزی یا کاهش حداکثر اکسیژن مصرفیه. این ها هرچقدر بالاتر باشه یعنی فرد آمادگی جسمانی بالاتر و بدن سالمتری داره. حداکثر اکسیژن مصرفی هر دهه 10% کاهش پیدا میکنه. اما مطالعه افرادی که فعالیت طبیعی داشتند نشون داده که سالمندی الزاما نمیتونه ظرفیت هوازی رو کاهش بده. وقتی شدت و حجم تمرین در سطح بالا نگه داشته بشه حداکثر اکسیژن مصرفی در سطح بالا باقی میمونه. مثلا ورزشکاران سالمندی که برنامه تمرینی خیلی شدید خودشون رو ادامه دادن و در رقابت های سطح بالا شرکت کردن، کاهش حداکثر اکسیژن مصرفی خیلی کم بوده.

    یک پژوهش دیگه هم یک گروه دونده با دامنه سنی 18 تا 25 سال یک تست اولیه دادند. 25 سال بعد هم دوباره یک تست ثانویه دادند. در این مدت 25 سال مشابه با شدت دوران جوانی تمرین کرده بودن. مقدار حداکثر اکسیژن مصرفی اونها نسبتا ثابت باقی مونده بود.

    تغییرات قلبی عروقی با افزایش سن:

    با افزایش سن حداکثر ضربان قلب و میزان پمپاژ خون از قلب کاهش پیدا میکنه که علتش سخت شدن رگهاست. یعنی رگها حالت ارتجاعی خودشون رو از دست میدن و کمتر میتونن گشاد بشن بخاطر همین فشار خون بالا میره. البته باید بگم که در این مورد هم جالبه که فشارخون ورزشکاران سالمند از مردان غیر فعال نه تنها بیشتر نیست بلکه یه مقدار کمتر هم هست.

    تشخیص اینکه آیا کاهش پمپاژ خون ناشی از افزایش سنه یا علت اون کمبود آمادگی قلبی عروقی بر اثر بی تحرکیه کار مشکلی هست. اما معمولا ورزشکاران پیشکسوت کمتر از ورزشکاران جوان مثلا 20 ساله تمرین و تحرک دارند و احتمالا این عامل بی تحرکی خیلی مهمتر از عامل سنه. که حالا ما کشف کردیم که علت این بی تحرکی هم چیزی جز باور نیست. یعنی ورزشکار چون از قبل باور داشته که اگه سنش بره بالا دیگه نمیتونه مثل جوونیاش تمرین کنه طبق همین باور رفتار کرده و نتیجه گرفته.

    سوالی که کتاب اینجا مطرح کرده اینه که آیا همه ورزشکاران میتونن با ادامه تمرینات شدید ، اثرات حاصل از سالمندی بر استقامت رو کاهش بدن؟ و این محققان گفتند که پاسخ به این سوال به وراثت و برنامه های تمرینی ورزشکار بستگی داره. البته من به عنوان کسی که با قانون آشناس، نقش باور رو مهمتر میدونم. چیزی که این محققان حتی بهش یه اشاره هم نکردند.

    تغییرات قدرت با سالمندی: قدرت با افزایش سن کاهش پیدا میکنه این به دلیل کاهش فعالیت بدنی و توده عضلانیه. همچنین ظرفیت دستگاه عصبی هم برای پردازش اطلاعات و فعال کردن عضلات کم میشه. این تغییرات عصبی- عضلانی فقط مسئول بخشی از کاهش قدرت و استقامت عضلانی هست و مشارکت فعالانه در فعالیت های ورزشی اثر منفی سالمندی بر عمکرد ورزشی رو کم میکنه. البته این به این معنا نیست که پیری بیولوژیک میتونه با فعالیت بدنی کاملا متوقف بشه بلکه نشون میده که بسیاری از اختلالات در ظرفیت کار جسمانی میتونه از طریق شیوه زندگی پرتحرک به طور قابل ملاحظه ای کم بشه.

    فشارهای محیطی و سالمندی: فعالیت بدنی در ارتفاع فشار زیادی رو بر بدن تحمیل میکنه در نتیجه ممکنه فکر کنید ورزشکارای سالمند در شرایط کم فشار ارتفاع که اکسیژن کم هست دچار مشکل بشن ولی به طور تعجب آوری دقیقا برعکسه. روایتهای بسیار زیادی از صعود موفقیت آمیز کوهنوردان سنین 70 تا 90 سال وجود داره. مثلا یک آمریکایی 52 ساله موفق شد به قله اورست با ارتفاع 8848 متر صعود کنه. درواقع سالمندی میتونه یک سری مکانیزم های حفاظتی برای جلوگیری از بیماری کوه گرفتگی حاد و خیز ریوی ایجاد کنه. جالبه که این دو تا بیماری در افراد جوان بیشتر رخ میده تا افراد مسن. ولی محققان نتونستند علت ایجاد این مکانیزم ها رو کشف کنن. شما هم مثل من معتقدید که روحیات و باورهای متفاوت کوهنوردان پیشکسوت باعث ایجاد این نتایج متفاوت در اونها شده؟

    ترکیب بدن و سالمندی: مقدار تجمع چربی با افزایش سن (معمولا از 30 سالگی به بعد) زیاد میشه در حالی که همزمان توده عضلانی و استخوانی بدن کم میشه. این موضوع تا حد بسیار زیادی مربوط به کاهش فعالیت بدنی هست نه صرفا به دلیل افزایش سن. یعنی تغییر ترکیب بدن به رژیم غذایی، عادتهای ورزشی و همچنین تا حدی به وراثت ارتباط داره. که ما الان متوجه شدیم که حتی ژن ها هم زیاد تاثیر ندارن و مهمترین عامل باوری هست که یک فرد رو به ادامه دادن یا ندادن به تمرین وامیداره.

    تمرین پذیری ورزشکاران سالمند: برخلاف این تصور که توانایی سازگاری با تمرین با افزایش سن کم میشه، اما پژوهشهای جدید خلاف این رو نشون دادند. مثلا نتایج یک پژوهش نشون داد بهبود ظرفیت قلبی عروقی در اثر تمرین در آزمودنی های مسن (60 تا 70 سال) مشابه با آزمودنی های جوان (20 تا 25 سال) بود.

    همچنین کتاب خودش گفته که به نظر نمیرسه سن بتونه بر عضله سازی و افزایش قدرت تاثیر منفی بگذاره. مثلا در یک پژوهش مردان مسن (60 تا 72 سال) به مدت 12 هفته تمرین قدرتی انجام دادند و قدرت اونها به میزان بالای 100 درصد افزایش یافت. این افزایش قدرت به دلیل افزایش توده عضلانی اونها بود. که مقدار اون مشابه با افراد جوان بود.

    کتاب در اینجا اشاره میکنه که مکانیزم های دقیقی که سبب سازگاری بدن با تمرین در در سنین مختلف میشه به طور کامل شناخته نشده اند. ولی ما کشف کردیم که فقط باورهای متفاوت این افراد باعث ایجاد این نتایج بسیار متفاوت شده.

    فعالیت بدنی منظم سهم مهمی در تندرستی افراد داره بنابراین میتونیم این پرسش رو مطرح کنیم که آیا فعالیت بدنی در سراسر دوران بزرگسالی بر طول عمر افراد اثر گذار هست یا نه؟ کتاب اعتراف میکنه که گرچه تمرین استقامتی میتونه عوامل خطرزای بیماری قلبی عروقی رو کاهش بده اما فقط اطلاعات محدودی در تایید این ادعا وجود داره که اگر میخواین عمر طولانی داشته باشین فعالیت بدنی منظم انجام بدین. پس ما الان میتونیم ادعا کنیم که این باورهای ما و در نتیجه سبک زندگی ماست که سلامتی و طول عمر ما رو تعیین میکنه. همونطور که ادعا کردیم این باورهای یک ورزشکاره که طول عمر ورزشی اونو تعیین میکنه. فقط باورها و لاغیر.

    ببخشید طولانی شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    محمد حسن شب خان گفته:
    مدت عضویت: 3676 روز

    با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز

    ابتدا به استاد تبریک می گم برای اینکه الهام شما بر سوال باور در مورد خداوند و بعد تراشیدن سر توسط شما بی حکمت نیست

    استاد حج شما مقبول خداوند واقع شد و به این موضوعاتی که در سایت بین عزیزان و سروران رد و بدل شد باعث استحکام ایمان و باور قدرت مند کننده در مورد خداوند شد.

    و شما دوباره پاک ومطهر و مانند ابراهیم به ندای خداوند لبیک و به شیطان درون لعنت فرستادید.

    استاد حج شما مقبول خداوند واقع شد

    خدا رو شاکرم برای دوستان خوبی مانند شما که بذر های مهر و محبت ویکتا پرستی را در دل مومنان کاشتید

    احسنت و تبارک ا… احسن الخالقین

    در مورد مسابقه

    آقای استیفن هاپکین فیزیک دان برجسته یک پژوهشی دارد که در آپارات هم هست در مورد فلسفه زندگی بسیار جالب است

    من فهوای کلام رو به شما می گویم

    او معتقد است هر انچه در جهان اتفاق می افتد ناشی از واقعیت نیست و ناشی از باور های ماست

    مثال می زند یک میز در یک اتاق در بسته

    و سوال می پرسد

    آیا این میز در اتاق در بسته هست یا اینکه از پنجره حرکت کرده و به کرات دیگر رفت………… یا اینکه……..

    اما چون انسان دوست دارد بعد از اینکه درب را باز کرد دوباره میز را در سر جای خود ببیند به همین دلیل میز را می بیند

    و مثال های مختلف دیگر از روابط انسانی و قس علی هاذا…..

    او معتقد است بر اساس علم فیزیک چشم انسان نقطه کور دارد وتا دو متر بیشتر نمی بیند و مغز انسان که میلیاد ها سلول فوق هوشمند دارد این تصاویر را در درون چشم ما می سازد و این نظریه را مطرح می کند

    آیااینها که در جهان می بینیم واقعی هستن؟؟؟؟؟؟؟ یا ناشی از ذهن ما هستن……………..

    او معتقد است جسم مادی و روح یا همان ذهن ما دو معقوله جدا از هم هستن

    و هر آنچه در جهان می بینیم چون من انسان دوست دارم ببینم می بینم و اصلا واقعییت ندارد

    او معتقد است باور های انسان بر این است که مثلا این میز در جای خودش در اتاق در بسته می ماند و هیچ حرکتی نمی کند .چون دوست دارد این چنین باشد

    باور باور باور

    دانشمندان و علم بر اساس باور ها شکل می گیرد چون اون دانشمند دوست دارد چنین موضوعی اتفاق بیفتد

    پس چنین می شود.

    همون نگاه ناظر در پدیده مثل نور در فیزیک کوانتوم

    جواب مسابقه

    باور انسان بر این است چون علم که بر اساس باور ( غلط & غلط) انسان نمی تواند در سن 30 سالگی به پیشرفت های زیادی در ورزش دست پیدا کند چون ما دوست داریم این موضوع را ببینیم و جهان در اثبات آن بر می آید.

    فکر کنید اگر این باور را در ذهن خود ایجاد کنیم که هر چه بیشتر از عمر ما می گذرد قوی تر می شویم و اصلا پیر نمی شویم و از قدرت و قوت زیاد می میریم چی میشد؟؟؟؟؟؟؟؟

    فدااااااااااااااتون

    از اینکه وقت گذاشتید ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    کیوان تیرگر گفته:
    مدت عضویت: 3324 روز

    با عرض ادب واحترام خدمت همه دوستان وگروه محترم عباسمنش و استاد عزیز من تازه شروع بنوشتن اتفاقاتی که در زندگیم میفته هستم که خواستم برای شما بازگو کنم و واقعا خیلی خدای مهربان را سپاس گزارم که راه هر چیزی را خودش بمن نشان میدهد واقعا چقدر به خودمون ایمان داریم آیا واقعا همه پیامبران الهی را آنطور که هستند میشناسیم من به نتیجه عالی رسیدم که به شما میگویم برای هر چیزی انبیائ الهی را واسطه قرار دهید.واقعا یعنی چی ،اگر دقت کنید خداوند هر پیامبری را که برای نجات بشرییت فرستاد در کتابهای آسمانی همان رسالت حقایق جهان آفرینش را نیز بگونهای دقیقا بیان کرده است حال اگر پیدا شدن که این حقایق را بر مردم پوشیده داشتند امروزه بر حسب گذشت زمان خداوند میخواهد همه رموز کتب آسمانی بر جهانیان آشکار گردد تا حقایق بسیاری از ادیان آشکار گردد.هرکس به هر اعتقاد مذهبی که ایمان دارد میتواند سریعتر از هرچیزی با کمک از پیامبر الهی خود به اهدافش برسد اگر کسی به حضرت موسی ایمان دارد میتواند از یاری گرفتن از او اما من کار دیگری انجام میدهم من میگویم خدا شکر میکنم برای اینکه پیامبرانی برای رسالت و نجات بشرییت آمدند خوشا بحال نفوسی که به حقیقت امر حق پی بردند و خود را بسعات عالم جسمانی و روحانی یاندنپ آنوقت همه انبیا ،جهان هستی و خداوند مهربان باتو خواهند بود دیشب از حق و پبامبرش خواستم تا راهی را برایم باز کند وقتی مشغول با انجام رانندگی بودم افکاری در ذهن من وارد شد و من را به مسیر که اصلا باور نمیکردم رساند اعلام کردن من هما پاسخ بعد از دوازده ساعت همان،استاد و هم گروه عزیز دل و جان من افکار ما دارای بزرگترین پتانسیل انرژی میباشد اگر واقعا به توانائی های خود ایمان،ایقان،و اطمینان داشته باشیم شک نکنید به هرچه که اراده کنیم خواهیم رسید دختر بچه ای در دوران کودکی وقتی شبها به آسمان نگاه میکرد خود را میدید که در حال راه رفتن بر روی کره ماه است و آخرش هم شد خانم انوشه انصاری بیائیم دنیایمان را بزگ کنیم نه ایکه افکارمان کوچک بیائیم واقعییات را ببینیم در هر موردی انسان میتوان هرکه میخواهد بشود حتی فوتبالیست معروف مسی .حالا فوتبال بازی نکرد مهم نیست مهم اینست مثل مسی فکر کند و ثروتمند باشد آیا بزرگ بودن بهتر است یا در کوچکی تگنا زندگی کردن بدنبال واقعییتها باشیم نه بدنبال ایرادها چون از مسیر الهی دور میشویم در خاتمه برای تک تک شما بهترینهای این عالم هستی را خواستارم خدایا به کسانی که چیزی رامیبخشند بی آنکه آن رابه خاطر بسپارند و چیزی را میگیرند بی آنکه آن را فراموش کنند،خیر و برکت عطا فرما،،،،،الیزابت بیسکو ‌ پایدار .سلامت،ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 3809 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه دوستان واستاد بزرگوار جتاب اقای عباس منش

    دیدگاه من در مورد این سوال باتوجه به آموزه ای استاد عباس منش و دیگران

    من بصورت کلی به این سوال پاسخ میدهم با کمک آیات قرآن کتاب ایمان ساز و باور شکن(هر باوری که قدرت خداوند را محدود میکنه هر باوری که قدرت انسان خلیفه خدا رو محدود میکنه)

    خداوند در سوره ذاریات بشارت فرزند را به حضرت ابراهیم میدهد و همسر ابراهیم به صورت خود میزند و میگویند من عقیم و پیر ونازا هستم

    آری اینهاست که خداوند باور های اشتباه را در مورد فرزند دارشدن در هر سنی میشکنه

    وحتی میگه که یائسگی زتان هم یه باوره اشتباهه اماابراهیم که خود را وخدای خود را محدود نساخته فرزند دار میشود

    باوراشتباه اینکه نوزادنمیتونه صحبت کنه را بانوزادی مثل حضرت عیسی در گهواره

    باور اینکه مریم بدون همسر با قدرت خداوند حامله میشود را نشان میدهد

    به مادر حضرت موسی ایمان وباوری قدرت خود را نشان میدهد به این صورت که هر کس توکل بر من کند یاری اش میدم ….چه جالب است این که فرعون که تمامی کودکان ونوزادان پسر را میکشد تا موسی را کشته باشدخودش میشود حافظ و نگهبان موسی ودر خانه خودش او را بزرگ میکند

    آری ما اسم این ها ومثال های دیگر قرآنی را معجزه میخوانیم چرا واقعا چرا ؟؟؟؟؟

    چون ما خداوند را محدود به آنچه میبینیم و میشنویم و کرده ایم اما این ها معجزه نیستند اینها ذره ای از قدرت بی انتهای خداوند هستند

    بله اینها میزان باور اشخاص وبندگان خداوند به این نیرو بی نهایت وبی پایان است که نتیجه حاصله از بسته به میزان محدود ساختن این نیروی بی پایان رخ میدهد به قول استاد انرژی است که به شکل ظرف باور اشخاص شکل میگیره

    چه زیباست

    سحان الله

    معنی منزه است خدا از هر اندیشه من

    چه زیباست

    الله اکبر

    این انرژی بزرگتر از ان است که وصف شود

    خدایا تو ما را به جهان مادی آوردی تا بهره ببریم از

    از وجود بی نهایت تو

    و باور کنیم بی نهایت بودن خودمان را چون که فرمودی نفخته فیه من روحی

    شاد شاد شاد شاد باشیییییییییید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی وخانم شایسته . وسلام شاد باش خدمت شما دوستان عزیز. در مورد سوال فایل که استاد فرمودن که برای یک ورزشکار چه عاملی باعث میشه که بعد از مدتی ورزشکار به خاطر بالا رفتن سن از ورزش کنار میره یا اون انرژی قبل ونداره. من فکر میکنم که بدن انسان دائماً در حال باز سازی خودش هست یعنی روزانه چند هزار سلول از بین میره وجاش سلولهای جدیدی جایگزین میشه واین روند در طول عمرمان دائماً تکرار وتکرار میشه یعنی انسان در طول چند سال بدنی تازه با سلولهای جوان داره واین روند در طول عمرمون تکرار میشه مثلا سلولهای قلبمون شاید چهار سال طول بکشه بازسازی شه ولی سلولهای چشممون یک سال طول بکشه به همین روش سلولهای دستمون وپاهامون یا هر کدوم از اعضاء بدنمون یه مدتی طول میکشه تا.روند بازسازی به اتمام برسه یعنی در طول چند سال کل اعضاء بدن دوره تکامل یا همون بازسازی انجام میشه آگه ما پانصد سالهم عمر کنیم همین روند ادامه داره حالا چرا ما بعد از چند سال بدنمون افت میکنه من میگم به خاطر باورای منفی که این اتفاق میفته ما با افکار منفی روی هر کدوم از اعضاء بدن متمرکز کنیم اون قسمت افت میکنه یا همون پیر شدن بهش میگیم. ولی بدن داره کار خودشو انجام میده این مایئم که با باورهای نادرستمون باعث میشیم تا بدنمون افت پیدا کنه وپیر بشه، پس برای اینکه بخواهیم بدنمون همیشه رو روال باشه اولا ورزش کنیم ثانیاً این باور واطمینانو تو خودمون ایجاد کنیم که بدن ما خودش خودشو ترمیم میکنه با ایمان کامل به این نتیجه برسیم من مطمئن هستم که ما همیشه سرحال وشادوقبراق هستیم حالا یکی از دوستانی که این اکانت منو میخونه شاید این فکر تو ذهنش برسه که چرا پس بدن وقتی خودشو باز سازی میکنه چرا یکی که مثلا کلیش درد میکنه این بعد چند مدت خوب نمیشه مگه نه اینکه بدن خودش اعضاء خودشو درست میکنه پس چرا اینجوری، جواب بازم برمیگرده به باورای غلطمون وباعث میشه که کلیه خوب نشه این حس بیماری هستش که مارو بیمار میکنه وگرنه همه چیز راه خودشو درست داره طی میکنه. یادم تو یه برنامه‌ای بود تو آمریکا که با ورزش کردن افراد پیر ومیان سال در یک دوره زمانی که انجام دادن وبعدش آمدن تست ورزش ازشون گرفتن. در حدود 15سال سن همشون رو تست ورزش جوانتر اعلام میکرد یعنی اگه طرف 60 ساله بود 45نشونش میداد اینم برمیگرده به شاد زندگی کردن واینکه آگه به بدنمون برسیم و خوب فکر کنیم بدنم سر حال میشه و هیچ وقت تاکید میکنم هیچ وقت بیمار نمیشه. ممنون که وقت گذاشتید وتحمل کردید. با سپاس فراوان از استاد عزیز که این سوال را مطرح کردن منم هر چی تو نوشتن متن به ذهنم میومد انشا میکردم. در هر کجا هستین شاد و سلامت. ثروتمند قدرتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1569 روز

    سلام به استاد عزیز وتشکراز از خانم شایسته

    بهترین باور در مورد خداوند متعال چیست که ما بتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم وقتی که ما باور داشته باشیم که خداوند در هر لحظه ما را هدایت می‌کند و مدد می‌کند ویاری می‌رساند و همواره با ماست با ایمان وتوکل حرکت کنیم وباور داشته باشیم که خداوند مارا رهنمایی می‌کند

    وقتی که ما ارام باشیم و لذت ببریم و باور خوب داشته باشیم که خداوند همواره ما را هدایت می‌کند به راه راست

    بهترین نگاه به خداوند نگاه ابراهیمی است نگاه یکتا پرستی و توحیدی است

    خداوند همه چیز است خدا زمانه خدا مکان خدا حس خداوند یی انرژی است که همه چیز را در بر

    گرفته خداوند یی جریان نوره

    مهم اون باوری است که ما درباره خداوند ساختیم

    چه باورهای بسازیم که به ما کمک کند

    ۰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1441 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوبم

    روزشمار تحول زندگی من امروز جوری رقم که خورد که صبح از خدای خودم یک خواسته داشتم و اول آن کمی شک داشتم از درخواست خودم اما بعد باز مصمم شدم و خواستم از خدای خودم

    و جالب دو ساعت از آن نگذشته بود که خدای عزیز و مهربان خواسته من رو بهم داد

    و به خودم آفرین گفتم که شک نکردم و دنبال دلم رفتم

    چقدر نکات خوبی استاد در این فایل به من متذکر شدند

    باور داشته باشم که من لایق هستم

    باور داشته باشم که خداوند من را هدایت می کند

    باور داشته باشم که خداوند برای من بهترین را می خواهد

    اینگونه که باشد خداوند الهامات خودش را به من می گوید و من باید به آنها توجه کنم

    این بزرگترین درس امروز من در روزشمار تح.ل زندگی خودم بود

    حرکت کنم و شروع کنم و آرام باشم و ایمان داشته باشم و خداوند در زمان مناسب الهامات خودش را به من می گوید فقط با ایمان داشته باشم به او

    اینقدر این فایل نکاتی مهم و اساسی دارد که تصمیم گرفتم برای خودم تک تک این نکات را بنویسم که بارهای بار که خواستم این نوشته ها در دسترس من باشد

    1- اسلام به معنی تسلیم بودن است

    2- ایمان داشته باشم به هدایت خداوند و در کمال آرامش به سمت هدف خودم حرکت کنم

    3- باز خداوند هدایت بخواهم و ب الهامات او به قلب خودم توجه داشته باشم

    4-نگاه توحیدی به خداوند داشته باشم واو یگانه است و شرک به او نداشته باشم

    5-خدا یک انرژی است او همه چیز است رنگ است ، نور است ، خدا زمان است ، مکان است ، و و و خدا آن چیزی است که در وصف می توان آنرا گنجاند و قابل توصیف است

    6-بهترین راه برای شناخت خداوند این است که باورهای مناسب در مورد او ساخت که بتواند به ما کمک کند

    7-باور بسیار بسیار مهم است در زندگی ما و زندگی ما شکل می دهد و من باور دارم که خداوند من را ثروتمند می کند آنهم ثروتی با آرامش و حال خوب بدون دردسر

    8-هرچی بتوانم بزرگتر در مورد خدای خودم فکر کنم بیشتر می توانم داشته باشم بیشتر می توانم داراتر باشم و دنیای بهتری را برای خودم خلق کنم

    9- هیچ کاری به دیگران نداشته باشم ممکن است طرف مقابل در مدار و فرکانس من نباشد و باید او تکامل خودش را طی کند بنابراین جایی برای اصرار کردن به طرف مقابل برای تغییر کردن و بهتر شدن او نیست

    10-هرچه بیشتر به خدای خودم قدرت بدهم من قدرتمند تر خواهم شد

    خوشحالم از اینکه هر روز که می گذرد راهم و مدارم و فرکامس من بهتر از قبل می شود و نتیجه آن را در زندگی خودم می بینم

    ممنون از خدای من که قدرتمند است و داری بهترین الهامات خوبی که من را همیشه پشت و پناه بوده و است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 775 روز

    بیرون زتو نیست آنچه در عالم است

    از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی

    ●توحید توحید توحید●

    عه دخترررررر به کجا رسیدی ؛

    خدای من ؛من امروز به چه نکته ای رسیدم خدایا؛

    به اینکه آره دقیقا صد در صد من با احساسم خالق

    زندگیمم خداوند یه حسه یه حس خوب یه ناب

    یه حس آرامش آره همون احساس خوب

    که پشت بندش اتفاقات خوب میفته

    انگار بهم گفت احساس خوب همون خداست ؛

    آره احساس بد همون شیطانه

    خب چطور میشه من خالق زندگیمم ؟؟؟

    با احساس خوب و احساس بد

    عاقاااااااا بخدا همین لحظه داره میفته انگار

    رو ابرام الله اکبر (خدایا کمکم کن این حس خوبم بمونه)

    حسم خوب باشه لاجرم جهان اتفاقات خوب رو برام رخ

    میده و بالعکس

    حالا انتخابت چیه ؟؟؟؟آرزو جانم

    که درسته توی سایتی اما خیلی جاها حست بده

    نمیتونی که سر خودتو کلاه بزاری بیا رو راست باشیم

    امروز حالم خوب نبود بعد از ظهر رفتم

    (هدایت شدم) سراغ

    کامنتهای خودم و واقعا بعضی جاها حس آرامش

    توحیدی نوشته هام حال منو حس منو عالی کرد

    امروز کاملا واضح بهم گفت تا کی میخوای درصدد تغییر دیگران دربیای هان

    من واقعا ساکت بودم دیدم درسته سایتم ولییییییییی این همه مدت شنیدم من از تغییر دیگران عاجزم اما هنوز نمیخوام باورش کنم

    من زمانی میتونم بگم آرزوی توحیدی هستم

    که تحت هر شرایطی احساسم خوب باشه

    عههههههه چی فهمیدم امروز عجب روزی”

    تو بیمارستانم همراه مریض در سکوت و آرامش تمام

    برای این آگاهی که بهم داده شد و وارد مغز و تن و روحم شد میخندم شور وشوقم بینهایته

    پس خداوند یه حسه کدوم حس ؟؟؟

    همون حسه خوبه !!! که اگه من و تو هممون

    به هماهنگی با همین حس خوب برسیم ؛

    استاد عباسمنشم میزنیم جلو خخخخ

    خدای مننننننن یا خدااااااا از گوش دادن فایلهای

    توحیدی منو کشوند اینجا و بهم گفت که خودش چیه*

    عجبببببب خدایی دارم مننننن

    اونجا که میگه زندگیت برحسب آنچه که از

    پیش فرستادی رقم میخوره

    میفههمممم همون احساسه آره

    حالا من اتفاقات خوب میخام باید احساسم خوب باشه

    (همون خدا)

    اتفاقات بد میخوام احساسم بد باشع(شیطان)

    خب سوال؟؟

    در هر روز چقدر حس خوب داری؟؟

    هان !!! نمیشنوم بلند بگو خجالت نکش بگووووووو

    چشششم من تسلیمم من عاجزم در مقابلت یا رب

    العالمین

    اما من باید خودمو بشناسم تا تو رو هم بشناسم …

    معمولا حسم بده میخوام توضیح بدم

    1.همش دونبال ایراد گرفتنم

    بالاخص از همسرم و فرزندانم ؛چرا؟؟؟

    چون هنوز باورم نشده که من عاجز از تغییر دیگران

    میگم و میدونم که من مسول صددرصد زندگی خودم

    هستم اما در عمل ضعیفم

    (الان خودش گفت: در مسیر باش اما قانون تکامل هم

    یادت نره)

    غیبت بعضی جاها عجیب میچسبه

    همش دوس دارم به همسرم و دوستانم حس گناه بدم

    حس قربانی شدن

    حس تنفر از بعضی افراد عجیب لحظاتم خراب می‌کنه

    اون احساس حسادت خیلی جاها کارمو لنگ میکنه ؛خیلی

    جاها صداقت رو رعایت نمیکنم…

    به اکثر تعهداتی که میدم پایبند نیستم

    اما اما اما من دیگه راهشو بهتر از قبل

    پیدا کردم ارررررره من یافتمممممم

    من میتونم میگی چطورییییی؟؟

    اینطوری که من ذره از اون حس خوبم

    (من از خدام )پس من لایقم لایق بهترین

    زندگی بهترین تفریحات و همه چیزهای

    خوب جهان من میتونم عوض بشم

    و دقیقا مثل همون حس خوب (خدا) بشم با تمرکز بر زیبایی ها با اعراض از شرک، غیبت،حسادت،ناشکری،حس قربانی شدن؛تنفر؛عدم صداقت و تمام هر آنچه که پیامبر زمانه ام استاد عباسمنش میگه انجامش نده ،هر چند برام سخت باشه اما با عمل کردن به آموزه هاش

    جهان پاسخ میده بهم لاجرم وظیفه اشع

    پس من آرزو از امشب که حس میکنم وارد یه لول دیگه شدم ؛باید روی نوع احساسم حساس باشم و و احاطه اش کنم تا باورهای توحیدیم شکل بگیره ریشه بدوونه و منو بکشه به اوج آسمون به اونجایی

    که دیگه صاحب اراده کن فیکونی

    پروردگارم بشم

    با این باور که:

    خداوند همواره در حال هدایت بندگانشه

    به چه سمتی؟اون سمتی که خودشون بخوان

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدناالصراط

    المستقیم صراط الذین انعمت علیهم

    غیر المغضوب علیهم والضالین

    برای تک تکتون یه عالمه حس ناب ارزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    نجمه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3808 روز

    سلام

    یاد داستان اصحاب کهف افتادم..300سال توی غار به اذن خداوند خوابیدند وبعد از گذشت 300سال ظاهرشون،توانایی هاشون و…هیچ تغییری نکرده بود..به دلیل اینکه اونها گذر زمان رو حس نکرده بودند واطرافیان وجامعه ای وجود نداشت که روشون تاثیر بزاره..

    در مورد این سوال هم که چرا سن طلایی ورزشکاران 20 تا 25 سال عنوان میشه وبعد از این سن اونها نمیتونن توانایی هاشون رو بروز بدند هم همینه..

    چون قوانین واصولی که پیشکسوت ها وریش سفید های حوزه ی ورزش براشون گذاشتند رو باور کردن وخودشون رو در چهارچوب اون قوانین محدود کردند…

    چون به ندای درونشون اعتماد نکردند که توانایی ربطی به عامل بیرونی مثل گذر زمان نداره..توانایی وقدرت درونیه ..همون چیزیه که درونت احساسش میکنی

    مثل راجر بنیستر دونده که قوانین واصولی که علم پایه گذارش بود رو باور نکرد وتونست 1مایل رو زیر 4دقیقه بدود…تا قبل از اون علم به این نتیجه رسیده بود که فیزیک واناتومی بدن انسان طوری هست که نمیتونه 1مایل رو زیر 4دقیقه بدود…

    مثل خیلی های دیگه در حوزه ی ورزش..که قانونی رو که از تجربه ی دیگران به دست میاد رو به عنوان قانون خودشون نپذیرفتن

    خیلی لذت بردم از این حرف استاد در قانون افرینش که چیزهایی رو که بقیه به عنوان قانونمی نویسند وعنوان می کنند قانون نیست یک باوره…

    اگر تو بپذیریش میشه واقعیت زندگی تو..اگر نه قبول نکنی ،تو واقعیت خودت رو میسازی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: