این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد خوبم و دوستان گرامی و هم فرکانسی عزیزم
به نظر من باز هم حتما قضیه باورهاست و اینکه یک قاب فکری ایجاد شده برای ورزشکاراست و این فکر روی باور اونها همچین اثری داره .
اما اینجا میخوام از استاد برای همین فایل تشکر کنم .بابت احساسی که درباره خدا به من داد. و چقدر این حس درباره خدا لذت بخش بود و میتونم بگم حس عالی معنوی و خاصی داشتم. که تا الان هرگز اینطوری به خدا فکر نکرده بودم. استاد خوبم بی نهایت ممنونتم و از خداوند برات بهترین ها رو میخوام.
ی نگاهی ب لیست ثروتمند ترین ورزشکاران جهان انداختم
من فکر میکردم کریس رونالود باشه
امل با تعجب نفر اول
فلوید می ودر بود. اسطوره بوکس سبک وزن جهان
سیاه پوست اهل امریکا اخرین مسابقه و پنجاهمین مسابقش رو شهریور ماه امسال داده
با اقای مک گرگور
فلوید در 50 مسابقه 50 برد داشته متوجه میشید 50 مسابقه 50 برد
فلوید گرانقیمت ترین خودروها رو خریده ی جت شخصی بسیار گران قمیت ..دستبند تمام الماس
ساعت 1.4 میلیون دلاری
خیلی ازش خوشم اومد
حریف ایرلندیش در مصاحبه بزرگ مقابل 5000 هزار نفر از هموطنانش
فلوید و سیاه پوستان را میمون و کثیف خطاب کرد این حرکت نژاد پرستانه مک گرگور
فلوید رو مسمم کرد ک باید در مسابقه برند باشد
در مصاحبه ای در امریکا گفت فقط برای برد در رینگ حاضر میشوم و فقط حمله میکنم
مسایقه بوکسش رو از اپارات دیدم
مرد تمام عیار با غیرت جنگید و در ده راند برنده مسابقه شد
دوستان این قهرمان در سن 40 سالگی شهریور امسال رکورد قهرمانی پیاپی را شکست و در 50 مسابقه 50 برد در اول جدول قهرمانن ایستاد
فلوید در مصاحبه اخر مسابقه گفت مک ب خواهر مادر من توهین گرد او خانواده من و سیاه پوستها رو میمون و کثیف خطاب کرد
ولی من ب خانواده او احترام میزارم خوشحالم براش ک خانواده خوبی دارد
دوستان این گزارش رو برای این فرستادم ک متوجه باشیم اگر باورهای زیبا داشته باشی در سن 40 سالگی میتوانیم حریف جوانت رو از پا در بیاری فلوید یک الگو برای من شده چند روزی هست ک هر روز ب عکسش نگاه میکنم ..و برخلاف خیلی ها ک اون رو پول دوست و پر فیس عدا میدانن ازش الگو میگیرم مهم اینه ک اون باورهای زیبا داره مهم این ک اون با عکس انداختن با هواپیمایش و ماشینهایش با پولها دسبند تمام الماس و ساعت 1.4 میلیون دلاریش
ب من میگه تو هم میتونی دنیا پر از برکت نعمت و فراوانیست ..
سلام خدمت استاد عزیز و تمامی اعضای خانواده ی صمیمی عباسمنش
مدتهاست دارم به این موضوع فکر میکنم . در چند ماهه ی اخیر بیشتر از همیشه به این موضوع فکر کردم و شاید بهتره بگم خیلی عمیقتر به صحبتهای شما در مورد باور فکر میکنم . کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و گفتگو با خدا رو چندین بار خوندم و خیلی سعی کردم خدای سیستمی رو بشناسم که خیلی متفاوت از خدایی بوده که توی ذهنم بوده و نکته ی جالب اینجاست که وقتی با این دیدگاه در مورد خدا آشنا شدم تازه متوجه شدم چه خدایی توی ذهنم بوده ، چون تا قبل از این فکر میکردم هیچوقت نتوستم از خدا تصویری توی ذهنم داشته باشم و وقتی صحبتهای فایل قبلی شما رو در مورد خدا شنیدم و سوالتون رو مطرح کردید این موضوع برام خیلی عمیقتر شد. سعی کردم براش تصویری پیدا کنم . بنظرم رسید باید اول بدونم باور دقیقا یعنی چی ، اونوقت میتونم به نقشش در زندگی پی ببرم . باور در واقع از نظر من یک الگو هستش یا قالب . اگه به کار خیاطها . آشپزها . راننده ها . نجارها و هر کار دیگه ای نگاه کنیم می بینیم که همه ی اونها ممکنه یک چیز مشابه رو درست کنند ولی به شکلهای مختلف و با نقشه ها و الگوهای مختلف . اگه اونا الگوشون رو عوض کنن شاید بتونن در مدت زمان کوتاهتری همون کار رو انجام بدن . حالا برگردیم به تاثیر باور در جوان موندن یا هر چیز دیگه ای . اگه ما قبول کنیم که باورها قالبهای ذهنی هستند نه ظرفیت ذهنی اونوقت کافیه تمرکز و تمرین کنیم برای ایجاد یک قالب جدید نه عوض کردن قالب قبلی . اونوقت قالب و الگوی جدید مثل برنامه ی کامپیوتری عمل میکنه . سوال شما در مورد ورزشکاران و سن ورزشی اونا بود ولی من این مسئله رو به جاهای دیگه هم بردم . شما بارها میگید در جهانی که انرژی حاکمه غیرممکنی وجود نداره . الان میشنویم که میگن خانومها تا 40 سالگی میتونن باردار بشن . یا بچه ها از فلان سن میتونن سواد یاد بگیرند و نمونه های اندکی که متفاوت با این الگوها وجود دارند رو بعنوان استثناء یاد میکنند . در حالیکه اگه اونها رو بعنوان اینکه این ها برای همه قابل انجام هست معرفی کنند اونوقت ما شاهد تغییر خیلی چیزها خواهیم بود مثل اون دونده ای که تونست رکورد دو ماراتن رو بشکنه و بعدها این رکورد توسط بچه های دبیرستانی هم شکسته شد .
من دیشب داشتم به حضرت مریم و باردار شدنش در حالیکه مجرد بود فکر میکردم . واقعا باور حضرت مریم چی بوده که تونست اینکارو انجام بده و چه بسا اگه روی این باور تمرکز بشه افراد دیگه ای هم به همین صورت بتونن صاحب فرزند بشند
در جهانی که انرژی بر اون حاکمه هیچ چیز محال نیست . انسان زمانی توی غار زندگی میکرد اونوقت چه اتفاقاتی افتاد تا انسان به این نقطه و این تمدن و پیشرفت فعلی برسه و خیلی بامزه است که ما داریم باور میکنیم در اینده این رباتها هستند که جهان رو تسخیر میکنند . خیلی جالبه که ما انسانها به ساخته ی دست انسان قدرت نامحدود میدیم و براش قدرت مافوق طبیعت متصور میشیم اونوقت به باوری که تونسته همچین تکنولوژی ای رو بسازه ایمان و باور نداریم و اون رو محدود به اندک افرادی که دانشمند میدونیم کردیم و از حالا داریم باور سازی میکنیم برای محدود شدن انسانها توسط رباتهایی که کنترلشون تماما دست خود انسانه.
استاد ازتون ممنونم که با این سوالات باعث میشید به تک تک کلماتتون و آموزشهاتون با دقت گوش کنیم و عمیقتر بهش فکر کنیم و سپاس از تمام دوستانی که این مطلب رو میخونن.
برای همگی آرزوی ثروت ، خوشبختی، سلامت و سعادت در دنیا و آخرت رو دارم .
اگر ورزشکاران می توانند دریک سن خاص بهترین باشند این باورهای ماست چون باورکرده ایم که این سن است که شرایط رابرای انسان رقم میزند.
– باورداریم که درسن های جوانی انرژی فرد زیادتر، بااستعدادتر، باانگیزه تر ، واز شرایط جسمانی بهتری برخوردار است و تا زمانی که فرد جوانتر است می تواند افتخار بیافریند ولی در سن های بالاتر ورزشکار از این ویژگی ها کمتر برخوردار است که اینها باورهای محدود کنندست.
وقتی ما باور کنیم که خداوند انرژی است منظور انرژی فیزیکی نیست.انرژی است که منشاء آن در انسان باعث قدرت ، استعداد ، انگیزه ، سلامت ، … میشود.
-این انرژی درون همه انسانهاست وهمان روحی است که خداوند از خودش در ما دمیده.
– روحی که ماباورداریم قسمتی از خداست
– وباوری که ارتباط بین ما وخداست
پس وقتی خدا در قرآن می فرماید که فقط شما درخواست کنید تا اجابت کنم شمارا، هیچموقع انسان را به سنی خاص ، شرایط ، جنسیت ، یا در زمینه ای خاص محدود نکرده که این قدرت نامحدود انسان را میرساند.
این انرژی (خداوند درون) درهمه انسانها نسبت به باورهایشان و در راستای اهدافشان در حرکت است.
پس ما میتوانیم با این انرژی نامحدود به هرآنچه که میخواهیم و در هر شرایطی برسیم.
این فایل خیلی خیلی فوق العادست به جرات میتونم بگم که تغییر نگاه بزرگ برای کسایی مثل من هست که فکر میکردم خدا فقط خوندن نماز و قران هست و ادم با خدا یعنی اینجوری،با اینکه اصلا ادم مذهبی نبودم و از بچگی اصلا خوشم نمیومد از این چیزا ولی تازه فهمیدم که ذهن ناخوداگاه رفتار جامعه رو دیده بود و در لایه های زیرینش اینجوری باور داشت،این چند روز که دارم سعی میکنم تقویت کنم این باور رو و نگاهم رو به جهان درست کنم و واقعیت جهان رو درک کنم حتی خوابهای من هم شده داستانهای مربوط به این فضا،خوابم رو تعریف میکنم که با مثال خیلی بهتر بتونیم درک کنیم این قضیه باورها رو، من هر روز ظهر باشگاه میرم دو سه روز پیش از مغازه اومدم که باشگاه برم سر راه توی یه کافی نت کار داشتم،همینجور که توی کافی نت رو صندلی نشسته بودم حس کردم خوابم میاد دو دل بودم که برم امروز رو بخوابم یا برم باشگاه که تصمیم گرفتم بخوابم(اینو هم بگم زمانهایی بوده که حتی احساس کسل بودن داشتم ولی گفتم این این تنبلی ذهنه و میرم باشگاه و رفتم باشگاه ولی اون روز دلم خواست بخوابم)خوابیدم و خواب دیدم انگار یه جعبه بزرگ هست که ازش نور بیرون میاد همه اطراف جعبه محصوره فقط از جلوش نور بیرون میاد و روی یک دیوار میندازه اون نور رو مثل یک پروژکتور ،جلوی اون قسمتی که نور از جعبه بیرون میزنه یه چیزی شبیه یه شابلون هست که انگار با چهار دکمه شبیه دکمه های فلزی پیراهن که توی هم چفت میشه به جلوی جعبه وصل بوده و الان کنده شده و فقط با یه دونه چفت وصله و داره میره و کنده میشه،و جلوی جعبه باز بود و نور بدون هیچ چیزی شفاف بیرون میرفت،یه چیزی توی خواب یه صدایی گفت که این شبیه یه باور قدیمی بوده که داره کنده میشه،دوباره همون حس اینو گفت که ببین این نور تویی و افکارته و فک کن این شابلون مثلا عکس یک خرسه(حالا چرا خرس نمیدونم)و نا خوداگاه این نور که از پشت این شابلن بیرون میاد عکس یک خرس رو روی دیوار میندازه،این شابلن باورهای تو هست و تو مثل این نوری و هر شابلنی با هر طرحی بذاری عکس اون طرح روی دیوار میفته،و گرنه اصل تو اون نوره نه شابلن ها،شابلن دقیقا باورهای ماست هر شابلنی بذاریم با هر طرحی که باشه نور درون ما اون طرح رو روی دیوار میندازه،به قول استاد توی این فایل من میلیاردها صفحه درباره این خواب بنویسم شاید هنوز نتونم برای شما این خواب رو طوری تعریف کنم که همون درک من رو از خواب داشته باشید،و خدا دقیقا همینه،خدا همه چیزه و هیچ چیز نیست،خدا همه چیزه یک انرژی که ما به هر شکلی بخوایم میتونیم درش بیاریم،من مثالهای دیگه از درک این روزای خودم میگم که هم برای خودم تکرار بشه و بهتر درک کنم هم برای کسانی که در این مدار هستند،انقدر شوق دارم برای نوشتن این اگاهی هل و مثال ها نمیدونم کدوم مثال رو اول بنویسم 🤩🤩🤩
امروز توجاده داشتم رانندگی میکردم و چشمم به یه دشت افتاد بعد گفتم که ببین اصغر عزیزم اینجا الان به چشم من دشت هست و انسانها اسم دشت رو روش گذاشتن ولی واقعیتش چیه؟واقعیتش اینه که اگر بخوای از بالا به کره زمین نگاه کنی دقیقا اینجا در قسمت منحنی زمینه و یه تیکه از زمین دایره شکله و از اونجا که نگاه کنی دیگه بهش نمیگن دشت،از اینجا زمین صافه و دشت دیده میشه و از بالا دایره،باورهای ما هم همینه هر انسانی باورهای کاملا جداگونه نسبت به هر مسئله ای داره و در واقع این انرژی رو به این شکل در اورده چون اگر من از بیرون کهکشان راه شیری به زمین نگاه کنم که نقطه حساب میشه،نه دایره نه دشت،حالا با مثال بعدی بیشتر توضیح میدم،دیروز رفته بودم بانک و دیدم کارمند بانک از این روپوش ابی ها پوشیده ماسک زده دستکش گذاشته از این شیلد ها هم زده الکل دستش هر چیزی که دسترسش بود رو داشت الکل میزد و دستمال میکشید بعد من تا حالا از اول اومدن این ویروس یه بار هم ماسک نزدم و اهمیت ندادم به این موضوع و زندگی عادی خودم رو داشتم و سالن سالم زندگی کردم ،بعد گفتم ببین اصغر الان تو این انرژی رو به این شکل در اوردی که در هر شرایطی سالمی و اون کارمند اون انرژی رو به این شکل در اورده که کلی چیزا رو باید ضدعفونی کنم و تمیز کنم، جهان یه جهانه موضوع یه موضوعه ولی باور من و باور اون خانم فرق داره و هر کدوم نتایج مختلف میگیریم و به دو روش مختلف زندگی میکنیم،این باور من خداست باور اون کارمند هم خداست در واقع انرژی هست که هر کی به یه شکل درش اورده،موضوع به همین سادگیه فقط باور کردنش مهمه حالا این موضوع برای ثروت هم هست و هر کسی این انرژی رو برای ثروت به یه شکل در اورده یکی اسون پول زیاد به دست میاره یکی سخت پول کم به دست میاره،هر دو دارن از این انرژی که بهش میگیم خدا یه جوری متفاوت استفاده میکنن و نتایج مختلف میگیرن،الان از کنار یه رودخونه رد شدم و به خودم گفتم ببین الان اب به چه شکل در اومده یه جاهایی عرض رودخونه کمه یه جاهایی زیاده یه جاهایی پیچ داره رودخونه یه جاهایی مستقیم یه جاهایی عمق کم داره یه جاهایی عمق زیاد،این انرژی که ذر اخیار ماست عین همین اب میمونه که الان به شکل این رودخونه در اومده من میتونم باور کنم که این اب(انرژی)همینقدره و بزرگتر نیست و خودم رو باور اینکه دریا هست محروم کنم یا میتونم این اب رو بذارم توی یه کاسه و به شکل یه کاسه درش بیارم و بگم اب این شکلیه،میتونم باور کنم که به قول استاد ما در اقیانوسی از انرژی هستیم و به هر شکلی بخوایم میتونیم درش بیاریم،اولین قدم اینه که باورهای قدیمی رو بشکونیم و فضا باز کنیم برای اگاهی و باورهای درست اول باید بپذیریم که من اشتباه فکر میکردیم و خدا واقعی و واقعیت جهان چیز دیگست،و مثل عموی ابراهیم خلیل الله نگیم که ما خود را بر ایین پدرانمان یافتیم،دقیقا مثل یک معتاد که به جلسات ترک اعتیاد میره اصلا چرا راه دور برم مثل خودم که روز اول رفتم نشستم سر جلسه ترک اعتیاد و گفتم اصغر هستم یک معتاد الان اینجا هم میگم اصغر هستم و میپذیرم تا الان اشتباه فکر میکردم و میخوام برسم به نقطه ای که درک کنم زمین و اسمان مسخر منه
بنظرم باید بنویسم، اونقدر بنویسم و فکر کنم و فکر کنم تا برام خیلی چیزها واضح بشه.
واضح و باور پذیر بشه که خدا یه انرژیه. خدا همه چیزه. خدا به شکل فرکانس های من درمیاد. که من خدام.
که خدا همه کس هست، همه چیز هست. در همه جاری و ساری هست. خدا…. خدا…. خدا….. خودآ
خدایا شکرت. من، تو، ما، همه و همه، تمام هستی، تمام آنچه می بینیم و نمی بینیم از یه منبع انرژی سرچشمه گرفتن.
از یه منبع لایزال هستی بخش.
یکی که نه زاده شده و نه می زاید.
از حالتی به حالتی تغییر شکل می ده.
مثل زمانی که من روی زیبایی های یک انسان توجه می کنم و از اون شخص زیبایی هاشو می بینم.
مثل وقتی که من روی زیبایی های خودم و جهان اطرافم توجه می کنم و جهان فقط زیبایی هاش رو پیش چشمانم به رقص درمیاره.
مثل وقتی که من خودآگاه باورهای زیبا می سازم و توی زندگیم جریانی از اتفاقات برابر با احساسی که داشتم، با باورها و فرکانس های پرتکراری که فرستادم رو برام نمایان می کنه.
مثل زمانی که خودم رو مرکز عالم می دونم و فارغ از اینکه بیرون چه خبر هست، مشغول خودم می شم. مشغول باور سازی و احساس لیاقت و باور فرارانی روی خودم می شم و اتفاقات از همون لحظه شروع می شن.
من در جهانی شعورمند زندگی می کنم، در جهانی زنده، پویا و در حـــــال هدایت با خیری که در تمامش جاری هست.
من در خدا زندگی می کنم. خدایی که در من هست. خدایی که با من هست، خدایی که همه چیز هست.
واقعا نمی شه گفتش، چون هر چی بگی ممکنه کامل نباشه، خدا اول و آخره. ظاهر و باطنه.
خدا راهنماس در قالب استادهایی که تا به حال داشتم با توجه به نیازم در هر زمینه.
خدا برام آب می شه وقتی توی کوه احساس تشنگی می کنم و بدون اینکه حرفی بزنم، بطری آب همنوردیم بهم داده می شه،
خدا همون آتشی هست که برای ابراهیم تهیه شده که بر اون سرد و سلامت شد.
گفت این بت ها قدرتی ندارن، گفتن نابودت می کنیم.
گفت شما منتظر باشین، من هم منتظرم.
و یاری خدا نزدیکه، از رگ گردن……. .
آتش بر ابراهیم سرد و سلامت می شه چون خود خداست. چون همه چیز اونه.
خدا همونیه که صبح زود بیدارم می کنه بدون اینکه ساعت کوک کرده باشم برای اون ساعت خاص.
خدا سلامتیه، خدا شادیه، خدا عشقه. خدا نفرت هم می شه
خدا همونیه که وقتی بهش ایمان اوردم و فقط روی اون حساس باز کردم، برام مصداق مثال: عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد و بعد از چندی همون آدما به شکل آدم های خوب و خیر خواهم وارد تجربه م شدن. من کاری نکردم، من فقط روی خودم کار کردم.
خدا همونیه که برام زمین شد وقتی خواسته ش در من شکل گرفت.
خدا همونیه که من رو وادار به نوشتن این مطالب کرد بعد از سه سال مقاومت…
خدا همونیه که وقتی می گم دوست دارم خلوت عاشقانه باهات داشته باشم، توی زیباترین سکوت شب بیدارم می کنه و منو به تراس می خونه و می گه بسم الله و بعد که صحبتام تمام می شه، صدای اذون بلند می شه که بگه ببین، خواستی، رهاش کردی، شد.
همین.
برای من مادرم شد. اعضای خانواده م شد که بزرگ بشم و آگاهی هارو درک کنم. رشد کنم و یادبگیرم.
برای من دوستانِ خوب شد.
برای من مسیر زیبا منتهی به عاقبت خوب در هر روز و هر لحظه و هر دو دنیا شد به شرط باور کردنش. به شرط عمل به الهاماتش.
خدا برای من یه جریان زیبا شد که خودم رو بهش بسپارم که هر وقت سپردم، با لذت و شادی با جریان همراه شدم و چه نعمت ها، چه احساس های خوب. چه درهایی که باز شد…. خدایا شکرت.
خدا برای من باور خلق کنندگی شد وقت هایی که با قدرت باورش کردم، خواسته م رو واضح نوشتم و درخواستش دادم و گفتم حتما می شه، شک ندارم و به الله قسم، اتفاق افتاد…..
خدا برای من باران تو فصل گرم و روز آفتابی شد وقتی گفتم باران رحمت الهی داره می باره، همواره در حال باریدنه…. و هر بار که میام روی باور فراوانی نعمت هاش کار می کنم، محاله تجربه ی لمس و درک فراوانی رو نداشته باشم که این عدل خداونده که هر آن چیزی که من فرکانسش رو بفرستم رو وارد تجربه م می کنه.
وقت هایی بوده که روی فراوانی کار کردم و باورم روی درک باران رحمت الهی از لحاظ تمام نعمت ها بوده ولی من همون زمان ها بارون رو تو دل تابستونم دیدم اونم توی شهری که هواش گرم و خشکه…. . خدا همه چیز می شود، همه کس را به شرط باور.
من بیشتر از هر چیزی باید روی باور درک خدا کار کنم و کار کنم…… خدایا خودت مارو به راه راست نعمت داده شدگان هدایت کن.
خدا برای من عذاب شد زمان هایی که از قوانین پیروی نکردم، گاهی دلسوزی، گاهی ظلم به خود، گاهی غم و ترس و ناامیدی، گاهی شرک، شک و تردید ولی بازم خدا خدایی کرد، تا خواسته ی هدایتم رو دید، بلافاصله به مسیر درست رحمت و نعمت، به مسیر درست درک از قوانین ثابت الهی، به مسیر درست و زیبای یکتاپرستی هدایتم کرد چون تنها جریان جاری در هستی، جریان خیر هست. ربنا لاتزغ قلوبنا، بعد اد هدیتنا
گفتم خدایا زمان می خوام تا بیشتر روی آگاهی ها وقت بذارم، برام زمان شد، برام وقت آزاد شد.
گفتم خدایا دوست دارم من باشم و تو. من باشم و فقط آدم های درستی که توی مسیر هستن، و خدا دورم رو خلوت کرد و عجیب من رو به مطالعه ی اگاهی های سایت هدایت کرد. چنان شوقی در من به وجود آورد که هر روز شعله ورتر می شه.
آدم های درست سر راهم قرار داد اما به فراخور مدار و باورم.
نیمه های شب بود، گفتم خدایا شرح صدر می خوام، می خوام بشناسمت. خدایا نمی دونم چه باورهایی راجع به تو بسازم، هنوز گاهی سردرگمم…. گوشی رو دستم داد گفت تایپ کن. بنویس ایمان. ایمان یعنی چه و بعد از چند دقیقه کتابی رو به دستم داد که خیلی از باورهای درستم رو از اون پیدا کردم و بعد از اون تازه فهمیدم باور چی هست. تازه فهمیدم که: حالا که نمیشه بفهمیش، پس چه باورهایی راجع بهش بسازیم تا بتونه به ما کمک کنه.
زنجیره وار به آگاهی ها وصل شدم. قدم به قدم وصل شدم تا مدارم هر بار بالاتر رفت و این مسیر انتهایی نداره.
خدا برای من احساس آرامش شد، ایمان شد وقتی گفتم من قدم اول رو بردارم، خدا قبل من اونجاست. خدا قبل من اونجاست. همیشه همینطوره فقط باید هر بار یادآور بشم به خودم که، قدم اول رو بردار، خدا هست هر لحظه، همیشه، همه جا، قبل از تو اونجاست، قدم های بعد رو یکی یکی بهت می گه. مهم اینه اول قدم هارو یکی یکی برداری.
مهم اینه ایمانت رو نشون بدی، با احساس خوب.
توی قرآنش می گه: فاستقم کما اُمِرت. استقامت کن همونطور که بهت امر شده.
می گه پاداش به صابرین داده می شه.
می گه شیطان به شما وعده فقر و فحشا و نامیدی و حزن می ده، شما رو محزون می کنه و من به شما وعده فزونی و رحمت می دم و اگر به من ایمان داشته باشین، نه ترسی دارین، نه غمی.
و اینجاست که مشخص می شه این دنیا یه بازیه، یه بازی با قوانین ثابت الهی. همه چیز خیره. شیطان همون نجواهای منه، همونوشرک و شک و تردید های من.. همون مرز بین کافران، مشرکان و مؤمنین. ایمان آورندگان.
تاریکی انرژی نیست، در نبود نوره که تاریکی به وجود میاد و وقتی من از خودم یعنی از خدای خودم، از اون نیروی لایزال هستی بخشی که توی وجودم به ودیعه نهاده شده فاصله می گیرم، تاریکی جهل و ناآگاهی، تاریکیِ فراموشی، نسیان به من غلبه می کنه و تنها راهش اینه که همواره و همواره سعی کنم آگاهی هارو به یاد بیارم. همواره منیت های بیشتری رو از بین ببرم. اصلاح مسیر کنم. در واقع به خودم بیام تا خدا رو توی وجود خودم، همون حوالی نزدیک تر از رگ گردن پیداش کنم. هر لحظه باهاش عهد ببندم. پیمان ببندم. صلاه اون رو به جا بیارم. ذکرش رو بگم..تسبیحش کنم، با اون دم خور بشم، الهامات و هدایت های اون رو دریافت و اجرا کنم و روی دوش اون بشینم تــــــا بهشت وعده داده شده ش، تا نعمت هایی که وعده ش رو داده به صورت کاملا طبیعی وارد زندگیم بشه و این قانونه. این از قوانین ثابت جهانشه که اگه من متمرکز بشم روی خودم و دنیای خودم، اگه من باورهای بهتری بسازم به مراتب دنیای بهتری رو تجربه می کنم و نعمت، ثروت، باران رحمت الهی، سلامتی، روابط فوق العاده و هر آن چیزی که خوبه و احساس خوب به من می ده، به صورت کاملا طبیعی وارد زندگیم می شه. چون این عدله خداونده. و این رو باید از اصلی ترین باورها قرار داد که تو روی خودت کار کن، رو احساس لیاقتت، روی درکت از خدا، روی وعده هایی که خدا داده، روی توحــــید کار کن، همه چیز میاد، به صورت کاملا طبیعی.
به نام خدایی که من رو به بهترین مسیر هدایت می کنه بدونه اینکه من کار خاصی بکنم
……………………………
هر طور که خدا را ببینم اون هم من رو می بینه
اگر بزرگ ببینمش خودش رو به من بزرگ نشون میده
رزاق ببینمش اونقدر رزق و روزی بهم میده که نتونم بشمرمش
تواب
رحیم
بخشنده
رحمان
کریم
رحیم
وووووو………………………………….
خدا بینهایته و انتهایی نداره
پس من وقتی این خدا را دارم چرا نگران باشم
چرا بترسم
چرا غمگین باشم
چرا به بنده روی بیارم که خودش هم محتاجه خود رب هست
وقتی قانون روی توکله
وقتی قانون روی ایمانه
وقتی قانون روی لذت و شادی و خنده هست
لاجرم باید اتفاقات خوب برامون بیفته
نباید بگیم چرا اینجور یشد چرا اونجوری شد هر موقع قانون رعایت شد بهش عمل شد اتفاقات عالی صداش در میاد و برامون میفته اما واگر هم دیگه نداره چون جزیی از قانون بدون تغییر خداونده
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم.
تعریف خداوند هم خیلی سادهاس هم خیلی پیچیده.
جهان هستی از انرژی بوجود اومده واحد سازنده همه چیز انرژیه هر چیزی. چه با چشم انسانی ما دیده بشه چه نشه. میشه گفت جهان هستی = انرژی = خداوند
ما انسانها هم از انرژی بوجود اومدیم تک تک سلولهای بدن ما و حتی افکار و باورهای ما که دیده نمیشن از انرژی هستن.
اما درسته افکار و باورهای ما دیده نمیشن ولی اثر و نتیجه اونها به وضوح در زندگیمون دیده میشه.
یعنی نتایج زندگی ما دقیقا حاصل افکار و باورهای ما هستن.
مثل امواج رادیویی که دیده نمیشن ولی اثر اونها دیده میشه. یعنی وقتی رادیو رو تنظیم میکنیم روی یک فرکانس مورد نظر اون برنامه پخش میشه.
پس با نگاه کردن به نتایج زندگیمون در هر موردی میتونیم بفهمیم چه باورایی در اون مورد داریم.
اگر نتایج در یک موردی مناسب نیست یعنی باورهای ما در اون مورد مناسب نیست.
پس ما باید روی اون باورهای نامناسب کار کنیم تا اونها رو تغییر بدیم.
ما با باورهامون نتایج زندگی خودمون رو رقم میزنیم یعنی اون انرژی رو با باورهامون داریم بهش شکل میدیم.
اون انرژی به شکل باورهای ما درمیاد.
مثل آب که به شکل ظرفی که در اون ریخته میشه درمیاد.
همینطور که ما میتونیم ظرفمون رو تغییر بدیم تا آب به شکل جدید دربیاد میتونیم باورهامون رو هم تغییر بدیم تا انرژی به شکل جدید وارد زندگی ما بشه.
اگر قبلا با باورهامون این انرژی رو به شکل بیماری درآوردیم میتونیم با باورهای جدید انرژی رو به شکل سلامتی دربیاریم.
اگر به شکل فقر بهش شکل دادیم میتونیم اونو بشکل ثروت تغییر بدیم.
اگر بصورت روابط نامناسب درش آوردیم میشود و امکان پذیر هست به شکل روابط عالی بهش شکل بدیم.
همونطور که تونستیم اونو بشکل بدبختی و بیچارگی و شکست و ناراحتی و مشکلات این انرژی رو وارد زندگیمون کردیم به همین شکل حالا میتونیم اونو به شکل زیبایی ثروت نعمت فراونی شادی عشق و موفقیت و خوشبختی تغییرش بدیم و اینها رو تجربه کنیم.
ما خالق هستیم. یعنی حتی ما این انرژی که خداوند مینامیم رو هم به شکلی که خودمون میخوایم میتونیم وارد زندگیمون کنیم.
یعنی هم خداوند خالق ماست و هم ما خالق خداوند در زندگی خودمون هستیم.
برای اینکه گیج نشیم بنظرم بهتره خودمون و خداوند رو یکی بدونیم.
ما ذره ای از وجود خداوند هستیم و ویژگی های خداوند رو در ابعاد کوچکتر داریم. مثل یک قطره از اقیانوس که دقیقا ویژگی آب اقیانوس رو داره.
خداوند به شکل ما دراومده و داره خودش رو به شکل هر کدوم از ما تجربه میکنه. همه ما خدایانی هستیم که داریم زندگی خودمون رو با باورهامون خلق میکنیم.
یعنی خداوند و یا انرژی هم میتونه به شکل نتایج منفی مثل فقر توی زندگی ما دربیاد هم به شکل نتایج مثبت مثل ثروت.
بخاطر همین میگیم خداوند همه چیزه. یعنی تو این دنیا چیزی نیست که جزئی از خدا یا انرژی نباشه.
و اما باورها بصورت تکاملی و تدریجی بوجود اومدن و حاصل بارها و باوها تکرار هستن. بخاطر همین تغییر اونها هم بصورت تکاملی اتفاق میفته. باید باورهای قدرتمند کننده ثروت آفرین رو هزاران بار میلیون ها بار تکرار کنیم. به اضافه اینکه به الهاماتی که در این مسیر به ما میشه عمل کنیم تا قدم به قدم هدایت بشیم و هم باورهامون بهبود پیدا کنه و هم نتایج زندگیمون.
به نظر من بهترین باور و تصویر در مورد خدا شبیه چیزیه که من دارم….خدایی که من میشناسم بینهایت فهمیده و باشعور و درکه…دنبال سوتی و نقطه ضعف گرفتن از بنده هاش نیست و فرصت امتحان و تغییر رو به بنده هاش میده…اگه یک قدم بردارم اون ده قدم بر میداره و عاشق خوشحال کردن و سورپرایز کردن من با نتایج عالی و درخشانه بعد از اینکه فقط به خودش توکل کردم و از خودش کمک خواستم
سلام خدمت استاد خوبم و دوستان گرامی و هم فرکانسی عزیزم
به نظر من باز هم حتما قضیه باورهاست و اینکه یک قاب فکری ایجاد شده برای ورزشکاراست و این فکر روی باور اونها همچین اثری داره .
اما اینجا میخوام از استاد برای همین فایل تشکر کنم .بابت احساسی که درباره خدا به من داد. و چقدر این حس درباره خدا لذت بخش بود و میتونم بگم حس عالی معنوی و خاصی داشتم. که تا الان هرگز اینطوری به خدا فکر نکرده بودم. استاد خوبم بی نهایت ممنونتم و از خداوند برات بهترین ها رو میخوام.
همیشه شاد و سلامت باشید. ممنونم
درود بیکران ب همه دوستان هم مدارم
و تیم تحقیقاتی عباسمنش داد کام.
ی نگاهی ب لیست ثروتمند ترین ورزشکاران جهان انداختم
من فکر میکردم کریس رونالود باشه
امل با تعجب نفر اول
فلوید می ودر بود. اسطوره بوکس سبک وزن جهان
سیاه پوست اهل امریکا اخرین مسابقه و پنجاهمین مسابقش رو شهریور ماه امسال داده
با اقای مک گرگور
فلوید در 50 مسابقه 50 برد داشته متوجه میشید 50 مسابقه 50 برد
فلوید گرانقیمت ترین خودروها رو خریده ی جت شخصی بسیار گران قمیت ..دستبند تمام الماس
ساعت 1.4 میلیون دلاری
خیلی ازش خوشم اومد
حریف ایرلندیش در مصاحبه بزرگ مقابل 5000 هزار نفر از هموطنانش
فلوید و سیاه پوستان را میمون و کثیف خطاب کرد این حرکت نژاد پرستانه مک گرگور
فلوید رو مسمم کرد ک باید در مسابقه برند باشد
در مصاحبه ای در امریکا گفت فقط برای برد در رینگ حاضر میشوم و فقط حمله میکنم
مسایقه بوکسش رو از اپارات دیدم
مرد تمام عیار با غیرت جنگید و در ده راند برنده مسابقه شد
دوستان این قهرمان در سن 40 سالگی شهریور امسال رکورد قهرمانی پیاپی را شکست و در 50 مسابقه 50 برد در اول جدول قهرمانن ایستاد
فلوید در مصاحبه اخر مسابقه گفت مک ب خواهر مادر من توهین گرد او خانواده من و سیاه پوستها رو میمون و کثیف خطاب کرد
ولی من ب خانواده او احترام میزارم خوشحالم براش ک خانواده خوبی دارد
دوستان این گزارش رو برای این فرستادم ک متوجه باشیم اگر باورهای زیبا داشته باشی در سن 40 سالگی میتوانیم حریف جوانت رو از پا در بیاری فلوید یک الگو برای من شده چند روزی هست ک هر روز ب عکسش نگاه میکنم ..و برخلاف خیلی ها ک اون رو پول دوست و پر فیس عدا میدانن ازش الگو میگیرم مهم اینه ک اون باورهای زیبا داره مهم این ک اون با عکس انداختن با هواپیمایش و ماشینهایش با پولها دسبند تمام الماس و ساعت 1.4 میلیون دلاریش
ب من میگه تو هم میتونی دنیا پر از برکت نعمت و فراوانیست ..
سلام خیلی مثال خوبی رو گفتین 50 مسابقه 50 برد … هرکسی بخواد میتونه توی کل زندگیش اینگونه رفتار کنه … استفاده کردم ممنونم از نطرتون موفق باشید
سلام
دیدگاهتون رو خوندم
و مثالی از رشته بوکس
جالب بود
موفق و موید باشید
سلام خدمت استاد عزیز و تمامی اعضای خانواده ی صمیمی عباسمنش
مدتهاست دارم به این موضوع فکر میکنم . در چند ماهه ی اخیر بیشتر از همیشه به این موضوع فکر کردم و شاید بهتره بگم خیلی عمیقتر به صحبتهای شما در مورد باور فکر میکنم . کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و گفتگو با خدا رو چندین بار خوندم و خیلی سعی کردم خدای سیستمی رو بشناسم که خیلی متفاوت از خدایی بوده که توی ذهنم بوده و نکته ی جالب اینجاست که وقتی با این دیدگاه در مورد خدا آشنا شدم تازه متوجه شدم چه خدایی توی ذهنم بوده ، چون تا قبل از این فکر میکردم هیچوقت نتوستم از خدا تصویری توی ذهنم داشته باشم و وقتی صحبتهای فایل قبلی شما رو در مورد خدا شنیدم و سوالتون رو مطرح کردید این موضوع برام خیلی عمیقتر شد. سعی کردم براش تصویری پیدا کنم . بنظرم رسید باید اول بدونم باور دقیقا یعنی چی ، اونوقت میتونم به نقشش در زندگی پی ببرم . باور در واقع از نظر من یک الگو هستش یا قالب . اگه به کار خیاطها . آشپزها . راننده ها . نجارها و هر کار دیگه ای نگاه کنیم می بینیم که همه ی اونها ممکنه یک چیز مشابه رو درست کنند ولی به شکلهای مختلف و با نقشه ها و الگوهای مختلف . اگه اونا الگوشون رو عوض کنن شاید بتونن در مدت زمان کوتاهتری همون کار رو انجام بدن . حالا برگردیم به تاثیر باور در جوان موندن یا هر چیز دیگه ای . اگه ما قبول کنیم که باورها قالبهای ذهنی هستند نه ظرفیت ذهنی اونوقت کافیه تمرکز و تمرین کنیم برای ایجاد یک قالب جدید نه عوض کردن قالب قبلی . اونوقت قالب و الگوی جدید مثل برنامه ی کامپیوتری عمل میکنه . سوال شما در مورد ورزشکاران و سن ورزشی اونا بود ولی من این مسئله رو به جاهای دیگه هم بردم . شما بارها میگید در جهانی که انرژی حاکمه غیرممکنی وجود نداره . الان میشنویم که میگن خانومها تا 40 سالگی میتونن باردار بشن . یا بچه ها از فلان سن میتونن سواد یاد بگیرند و نمونه های اندکی که متفاوت با این الگوها وجود دارند رو بعنوان استثناء یاد میکنند . در حالیکه اگه اونها رو بعنوان اینکه این ها برای همه قابل انجام هست معرفی کنند اونوقت ما شاهد تغییر خیلی چیزها خواهیم بود مثل اون دونده ای که تونست رکورد دو ماراتن رو بشکنه و بعدها این رکورد توسط بچه های دبیرستانی هم شکسته شد .
من دیشب داشتم به حضرت مریم و باردار شدنش در حالیکه مجرد بود فکر میکردم . واقعا باور حضرت مریم چی بوده که تونست اینکارو انجام بده و چه بسا اگه روی این باور تمرکز بشه افراد دیگه ای هم به همین صورت بتونن صاحب فرزند بشند
در جهانی که انرژی بر اون حاکمه هیچ چیز محال نیست . انسان زمانی توی غار زندگی میکرد اونوقت چه اتفاقاتی افتاد تا انسان به این نقطه و این تمدن و پیشرفت فعلی برسه و خیلی بامزه است که ما داریم باور میکنیم در اینده این رباتها هستند که جهان رو تسخیر میکنند . خیلی جالبه که ما انسانها به ساخته ی دست انسان قدرت نامحدود میدیم و براش قدرت مافوق طبیعت متصور میشیم اونوقت به باوری که تونسته همچین تکنولوژی ای رو بسازه ایمان و باور نداریم و اون رو محدود به اندک افرادی که دانشمند میدونیم کردیم و از حالا داریم باور سازی میکنیم برای محدود شدن انسانها توسط رباتهایی که کنترلشون تماما دست خود انسانه.
استاد ازتون ممنونم که با این سوالات باعث میشید به تک تک کلماتتون و آموزشهاتون با دقت گوش کنیم و عمیقتر بهش فکر کنیم و سپاس از تمام دوستانی که این مطلب رو میخونن.
برای همگی آرزوی ثروت ، خوشبختی، سلامت و سعادت در دنیا و آخرت رو دارم .
در پناه خدای یکتا شاد باشید و پاینده
سلام
دیدگاهتون خوندم
به الگوها و باورها افراد اشاره کردید
موفق و موید باشید
سلام
دیدگاهتون خوندم
جالب بود
موفق و موید باشید
سپاسگزارم
به نام خدا
باسلام به همه دوستان عزیزم
اگر ورزشکاران می توانند دریک سن خاص بهترین باشند این باورهای ماست چون باورکرده ایم که این سن است که شرایط رابرای انسان رقم میزند.
– باورداریم که درسن های جوانی انرژی فرد زیادتر، بااستعدادتر، باانگیزه تر ، واز شرایط جسمانی بهتری برخوردار است و تا زمانی که فرد جوانتر است می تواند افتخار بیافریند ولی در سن های بالاتر ورزشکار از این ویژگی ها کمتر برخوردار است که اینها باورهای محدود کنندست.
وقتی ما باور کنیم که خداوند انرژی است منظور انرژی فیزیکی نیست.انرژی است که منشاء آن در انسان باعث قدرت ، استعداد ، انگیزه ، سلامت ، … میشود.
-این انرژی درون همه انسانهاست وهمان روحی است که خداوند از خودش در ما دمیده.
– روحی که ماباورداریم قسمتی از خداست
– وباوری که ارتباط بین ما وخداست
پس وقتی خدا در قرآن می فرماید که فقط شما درخواست کنید تا اجابت کنم شمارا، هیچموقع انسان را به سنی خاص ، شرایط ، جنسیت ، یا در زمینه ای خاص محدود نکرده که این قدرت نامحدود انسان را میرساند.
این انرژی (خداوند درون) درهمه انسانها نسبت به باورهایشان و در راستای اهدافشان در حرکت است.
پس ما میتوانیم با این انرژی نامحدود به هرآنچه که میخواهیم و در هر شرایطی برسیم.
ممنون وسپاسگذارم.
سلام دوباره خدمت استاد عباسمنش و همه بچه های سایت
این فایل خیلی خیلی فوق العادست به جرات میتونم بگم که تغییر نگاه بزرگ برای کسایی مثل من هست که فکر میکردم خدا فقط خوندن نماز و قران هست و ادم با خدا یعنی اینجوری،با اینکه اصلا ادم مذهبی نبودم و از بچگی اصلا خوشم نمیومد از این چیزا ولی تازه فهمیدم که ذهن ناخوداگاه رفتار جامعه رو دیده بود و در لایه های زیرینش اینجوری باور داشت،این چند روز که دارم سعی میکنم تقویت کنم این باور رو و نگاهم رو به جهان درست کنم و واقعیت جهان رو درک کنم حتی خوابهای من هم شده داستانهای مربوط به این فضا،خوابم رو تعریف میکنم که با مثال خیلی بهتر بتونیم درک کنیم این قضیه باورها رو، من هر روز ظهر باشگاه میرم دو سه روز پیش از مغازه اومدم که باشگاه برم سر راه توی یه کافی نت کار داشتم،همینجور که توی کافی نت رو صندلی نشسته بودم حس کردم خوابم میاد دو دل بودم که برم امروز رو بخوابم یا برم باشگاه که تصمیم گرفتم بخوابم(اینو هم بگم زمانهایی بوده که حتی احساس کسل بودن داشتم ولی گفتم این این تنبلی ذهنه و میرم باشگاه و رفتم باشگاه ولی اون روز دلم خواست بخوابم)خوابیدم و خواب دیدم انگار یه جعبه بزرگ هست که ازش نور بیرون میاد همه اطراف جعبه محصوره فقط از جلوش نور بیرون میاد و روی یک دیوار میندازه اون نور رو مثل یک پروژکتور ،جلوی اون قسمتی که نور از جعبه بیرون میزنه یه چیزی شبیه یه شابلون هست که انگار با چهار دکمه شبیه دکمه های فلزی پیراهن که توی هم چفت میشه به جلوی جعبه وصل بوده و الان کنده شده و فقط با یه دونه چفت وصله و داره میره و کنده میشه،و جلوی جعبه باز بود و نور بدون هیچ چیزی شفاف بیرون میرفت،یه چیزی توی خواب یه صدایی گفت که این شبیه یه باور قدیمی بوده که داره کنده میشه،دوباره همون حس اینو گفت که ببین این نور تویی و افکارته و فک کن این شابلون مثلا عکس یک خرسه(حالا چرا خرس نمیدونم)و نا خوداگاه این نور که از پشت این شابلن بیرون میاد عکس یک خرس رو روی دیوار میندازه،این شابلن باورهای تو هست و تو مثل این نوری و هر شابلنی با هر طرحی بذاری عکس اون طرح روی دیوار میفته،و گرنه اصل تو اون نوره نه شابلن ها،شابلن دقیقا باورهای ماست هر شابلنی بذاریم با هر طرحی که باشه نور درون ما اون طرح رو روی دیوار میندازه،به قول استاد توی این فایل من میلیاردها صفحه درباره این خواب بنویسم شاید هنوز نتونم برای شما این خواب رو طوری تعریف کنم که همون درک من رو از خواب داشته باشید،و خدا دقیقا همینه،خدا همه چیزه و هیچ چیز نیست،خدا همه چیزه یک انرژی که ما به هر شکلی بخوایم میتونیم درش بیاریم،من مثالهای دیگه از درک این روزای خودم میگم که هم برای خودم تکرار بشه و بهتر درک کنم هم برای کسانی که در این مدار هستند،انقدر شوق دارم برای نوشتن این اگاهی هل و مثال ها نمیدونم کدوم مثال رو اول بنویسم 🤩🤩🤩
امروز توجاده داشتم رانندگی میکردم و چشمم به یه دشت افتاد بعد گفتم که ببین اصغر عزیزم اینجا الان به چشم من دشت هست و انسانها اسم دشت رو روش گذاشتن ولی واقعیتش چیه؟واقعیتش اینه که اگر بخوای از بالا به کره زمین نگاه کنی دقیقا اینجا در قسمت منحنی زمینه و یه تیکه از زمین دایره شکله و از اونجا که نگاه کنی دیگه بهش نمیگن دشت،از اینجا زمین صافه و دشت دیده میشه و از بالا دایره،باورهای ما هم همینه هر انسانی باورهای کاملا جداگونه نسبت به هر مسئله ای داره و در واقع این انرژی رو به این شکل در اورده چون اگر من از بیرون کهکشان راه شیری به زمین نگاه کنم که نقطه حساب میشه،نه دایره نه دشت،حالا با مثال بعدی بیشتر توضیح میدم،دیروز رفته بودم بانک و دیدم کارمند بانک از این روپوش ابی ها پوشیده ماسک زده دستکش گذاشته از این شیلد ها هم زده الکل دستش هر چیزی که دسترسش بود رو داشت الکل میزد و دستمال میکشید بعد من تا حالا از اول اومدن این ویروس یه بار هم ماسک نزدم و اهمیت ندادم به این موضوع و زندگی عادی خودم رو داشتم و سالن سالم زندگی کردم ،بعد گفتم ببین اصغر الان تو این انرژی رو به این شکل در اوردی که در هر شرایطی سالمی و اون کارمند اون انرژی رو به این شکل در اورده که کلی چیزا رو باید ضدعفونی کنم و تمیز کنم، جهان یه جهانه موضوع یه موضوعه ولی باور من و باور اون خانم فرق داره و هر کدوم نتایج مختلف میگیریم و به دو روش مختلف زندگی میکنیم،این باور من خداست باور اون کارمند هم خداست در واقع انرژی هست که هر کی به یه شکل درش اورده،موضوع به همین سادگیه فقط باور کردنش مهمه حالا این موضوع برای ثروت هم هست و هر کسی این انرژی رو برای ثروت به یه شکل در اورده یکی اسون پول زیاد به دست میاره یکی سخت پول کم به دست میاره،هر دو دارن از این انرژی که بهش میگیم خدا یه جوری متفاوت استفاده میکنن و نتایج مختلف میگیرن،الان از کنار یه رودخونه رد شدم و به خودم گفتم ببین الان اب به چه شکل در اومده یه جاهایی عرض رودخونه کمه یه جاهایی زیاده یه جاهایی پیچ داره رودخونه یه جاهایی مستقیم یه جاهایی عمق کم داره یه جاهایی عمق زیاد،این انرژی که ذر اخیار ماست عین همین اب میمونه که الان به شکل این رودخونه در اومده من میتونم باور کنم که این اب(انرژی)همینقدره و بزرگتر نیست و خودم رو باور اینکه دریا هست محروم کنم یا میتونم این اب رو بذارم توی یه کاسه و به شکل یه کاسه درش بیارم و بگم اب این شکلیه،میتونم باور کنم که به قول استاد ما در اقیانوسی از انرژی هستیم و به هر شکلی بخوایم میتونیم درش بیاریم،اولین قدم اینه که باورهای قدیمی رو بشکونیم و فضا باز کنیم برای اگاهی و باورهای درست اول باید بپذیریم که من اشتباه فکر میکردیم و خدا واقعی و واقعیت جهان چیز دیگست،و مثل عموی ابراهیم خلیل الله نگیم که ما خود را بر ایین پدرانمان یافتیم،دقیقا مثل یک معتاد که به جلسات ترک اعتیاد میره اصلا چرا راه دور برم مثل خودم که روز اول رفتم نشستم سر جلسه ترک اعتیاد و گفتم اصغر هستم یک معتاد الان اینجا هم میگم اصغر هستم و میپذیرم تا الان اشتباه فکر میکردم و میخوام برسم به نقطه ای که درک کنم زمین و اسمان مسخر منه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به همه ی شما عزیزان
بنظرم باید بنویسم، اونقدر بنویسم و فکر کنم و فکر کنم تا برام خیلی چیزها واضح بشه.
واضح و باور پذیر بشه که خدا یه انرژیه. خدا همه چیزه. خدا به شکل فرکانس های من درمیاد. که من خدام.
که خدا همه کس هست، همه چیز هست. در همه جاری و ساری هست. خدا…. خدا…. خدا….. خودآ
خدایا شکرت. من، تو، ما، همه و همه، تمام هستی، تمام آنچه می بینیم و نمی بینیم از یه منبع انرژی سرچشمه گرفتن.
از یه منبع لایزال هستی بخش.
یکی که نه زاده شده و نه می زاید.
از حالتی به حالتی تغییر شکل می ده.
مثل زمانی که من روی زیبایی های یک انسان توجه می کنم و از اون شخص زیبایی هاشو می بینم.
مثل وقتی که من روی زیبایی های خودم و جهان اطرافم توجه می کنم و جهان فقط زیبایی هاش رو پیش چشمانم به رقص درمیاره.
مثل وقتی که من خودآگاه باورهای زیبا می سازم و توی زندگیم جریانی از اتفاقات برابر با احساسی که داشتم، با باورها و فرکانس های پرتکراری که فرستادم رو برام نمایان می کنه.
مثل زمانی که خودم رو مرکز عالم می دونم و فارغ از اینکه بیرون چه خبر هست، مشغول خودم می شم. مشغول باور سازی و احساس لیاقت و باور فرارانی روی خودم می شم و اتفاقات از همون لحظه شروع می شن.
من در جهانی شعورمند زندگی می کنم، در جهانی زنده، پویا و در حـــــال هدایت با خیری که در تمامش جاری هست.
من در خدا زندگی می کنم. خدایی که در من هست. خدایی که با من هست، خدایی که همه چیز هست.
واقعا نمی شه گفتش، چون هر چی بگی ممکنه کامل نباشه، خدا اول و آخره. ظاهر و باطنه.
خدا راهنماس در قالب استادهایی که تا به حال داشتم با توجه به نیازم در هر زمینه.
خدا برام آب می شه وقتی توی کوه احساس تشنگی می کنم و بدون اینکه حرفی بزنم، بطری آب همنوردیم بهم داده می شه،
خدا همون آتشی هست که برای ابراهیم تهیه شده که بر اون سرد و سلامت شد.
گفت این بت ها قدرتی ندارن، گفتن نابودت می کنیم.
گفت شما منتظر باشین، من هم منتظرم.
و یاری خدا نزدیکه، از رگ گردن……. .
آتش بر ابراهیم سرد و سلامت می شه چون خود خداست. چون همه چیز اونه.
خدا همونیه که صبح زود بیدارم می کنه بدون اینکه ساعت کوک کرده باشم برای اون ساعت خاص.
خدا سلامتیه، خدا شادیه، خدا عشقه. خدا نفرت هم می شه
خدا همونیه که وقتی بهش ایمان اوردم و فقط روی اون حساس باز کردم، برام مصداق مثال: عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد و بعد از چندی همون آدما به شکل آدم های خوب و خیر خواهم وارد تجربه م شدن. من کاری نکردم، من فقط روی خودم کار کردم.
خدا همونیه که برام زمین شد وقتی خواسته ش در من شکل گرفت.
خدا همونیه که من رو وادار به نوشتن این مطالب کرد بعد از سه سال مقاومت…
خدا همونیه که وقتی می گم دوست دارم خلوت عاشقانه باهات داشته باشم، توی زیباترین سکوت شب بیدارم می کنه و منو به تراس می خونه و می گه بسم الله و بعد که صحبتام تمام می شه، صدای اذون بلند می شه که بگه ببین، خواستی، رهاش کردی، شد.
همین.
برای من مادرم شد. اعضای خانواده م شد که بزرگ بشم و آگاهی هارو درک کنم. رشد کنم و یادبگیرم.
برای من دوستانِ خوب شد.
برای من مسیر زیبا منتهی به عاقبت خوب در هر روز و هر لحظه و هر دو دنیا شد به شرط باور کردنش. به شرط عمل به الهاماتش.
خدا برای من یه جریان زیبا شد که خودم رو بهش بسپارم که هر وقت سپردم، با لذت و شادی با جریان همراه شدم و چه نعمت ها، چه احساس های خوب. چه درهایی که باز شد…. خدایا شکرت.
خدا برای من باور خلق کنندگی شد وقت هایی که با قدرت باورش کردم، خواسته م رو واضح نوشتم و درخواستش دادم و گفتم حتما می شه، شک ندارم و به الله قسم، اتفاق افتاد…..
خدا برای من باران تو فصل گرم و روز آفتابی شد وقتی گفتم باران رحمت الهی داره می باره، همواره در حال باریدنه…. و هر بار که میام روی باور فراوانی نعمت هاش کار می کنم، محاله تجربه ی لمس و درک فراوانی رو نداشته باشم که این عدل خداونده که هر آن چیزی که من فرکانسش رو بفرستم رو وارد تجربه م می کنه.
وقت هایی بوده که روی فراوانی کار کردم و باورم روی درک باران رحمت الهی از لحاظ تمام نعمت ها بوده ولی من همون زمان ها بارون رو تو دل تابستونم دیدم اونم توی شهری که هواش گرم و خشکه…. . خدا همه چیز می شود، همه کس را به شرط باور.
من بیشتر از هر چیزی باید روی باور درک خدا کار کنم و کار کنم…… خدایا خودت مارو به راه راست نعمت داده شدگان هدایت کن.
خدا برای من عذاب شد زمان هایی که از قوانین پیروی نکردم، گاهی دلسوزی، گاهی ظلم به خود، گاهی غم و ترس و ناامیدی، گاهی شرک، شک و تردید ولی بازم خدا خدایی کرد، تا خواسته ی هدایتم رو دید، بلافاصله به مسیر درست رحمت و نعمت، به مسیر درست درک از قوانین ثابت الهی، به مسیر درست و زیبای یکتاپرستی هدایتم کرد چون تنها جریان جاری در هستی، جریان خیر هست. ربنا لاتزغ قلوبنا، بعد اد هدیتنا
گفتم خدایا زمان می خوام تا بیشتر روی آگاهی ها وقت بذارم، برام زمان شد، برام وقت آزاد شد.
گفتم خدایا دوست دارم من باشم و تو. من باشم و فقط آدم های درستی که توی مسیر هستن، و خدا دورم رو خلوت کرد و عجیب من رو به مطالعه ی اگاهی های سایت هدایت کرد. چنان شوقی در من به وجود آورد که هر روز شعله ورتر می شه.
آدم های درست سر راهم قرار داد اما به فراخور مدار و باورم.
نیمه های شب بود، گفتم خدایا شرح صدر می خوام، می خوام بشناسمت. خدایا نمی دونم چه باورهایی راجع به تو بسازم، هنوز گاهی سردرگمم…. گوشی رو دستم داد گفت تایپ کن. بنویس ایمان. ایمان یعنی چه و بعد از چند دقیقه کتابی رو به دستم داد که خیلی از باورهای درستم رو از اون پیدا کردم و بعد از اون تازه فهمیدم باور چی هست. تازه فهمیدم که: حالا که نمیشه بفهمیش، پس چه باورهایی راجع بهش بسازیم تا بتونه به ما کمک کنه.
زنجیره وار به آگاهی ها وصل شدم. قدم به قدم وصل شدم تا مدارم هر بار بالاتر رفت و این مسیر انتهایی نداره.
خدا برای من احساس آرامش شد، ایمان شد وقتی گفتم من قدم اول رو بردارم، خدا قبل من اونجاست. خدا قبل من اونجاست. همیشه همینطوره فقط باید هر بار یادآور بشم به خودم که، قدم اول رو بردار، خدا هست هر لحظه، همیشه، همه جا، قبل از تو اونجاست، قدم های بعد رو یکی یکی بهت می گه. مهم اینه اول قدم هارو یکی یکی برداری.
مهم اینه ایمانت رو نشون بدی، با احساس خوب.
توی قرآنش می گه: فاستقم کما اُمِرت. استقامت کن همونطور که بهت امر شده.
می گه پاداش به صابرین داده می شه.
می گه شیطان به شما وعده فقر و فحشا و نامیدی و حزن می ده، شما رو محزون می کنه و من به شما وعده فزونی و رحمت می دم و اگر به من ایمان داشته باشین، نه ترسی دارین، نه غمی.
و اینجاست که مشخص می شه این دنیا یه بازیه، یه بازی با قوانین ثابت الهی. همه چیز خیره. شیطان همون نجواهای منه، همونوشرک و شک و تردید های من.. همون مرز بین کافران، مشرکان و مؤمنین. ایمان آورندگان.
تاریکی انرژی نیست، در نبود نوره که تاریکی به وجود میاد و وقتی من از خودم یعنی از خدای خودم، از اون نیروی لایزال هستی بخشی که توی وجودم به ودیعه نهاده شده فاصله می گیرم، تاریکی جهل و ناآگاهی، تاریکیِ فراموشی، نسیان به من غلبه می کنه و تنها راهش اینه که همواره و همواره سعی کنم آگاهی هارو به یاد بیارم. همواره منیت های بیشتری رو از بین ببرم. اصلاح مسیر کنم. در واقع به خودم بیام تا خدا رو توی وجود خودم، همون حوالی نزدیک تر از رگ گردن پیداش کنم. هر لحظه باهاش عهد ببندم. پیمان ببندم. صلاه اون رو به جا بیارم. ذکرش رو بگم..تسبیحش کنم، با اون دم خور بشم، الهامات و هدایت های اون رو دریافت و اجرا کنم و روی دوش اون بشینم تــــــا بهشت وعده داده شده ش، تا نعمت هایی که وعده ش رو داده به صورت کاملا طبیعی وارد زندگیم بشه و این قانونه. این از قوانین ثابت جهانشه که اگه من متمرکز بشم روی خودم و دنیای خودم، اگه من باورهای بهتری بسازم به مراتب دنیای بهتری رو تجربه می کنم و نعمت، ثروت، باران رحمت الهی، سلامتی، روابط فوق العاده و هر آن چیزی که خوبه و احساس خوب به من می ده، به صورت کاملا طبیعی وارد زندگیم می شه. چون این عدله خداونده. و این رو باید از اصلی ترین باورها قرار داد که تو روی خودت کار کن، رو احساس لیاقتت، روی درکت از خدا، روی وعده هایی که خدا داده، روی توحــــید کار کن، همه چیز میاد، به صورت کاملا طبیعی.
یا رب
لایک طلایی
افرین
احسنت
لذت بردم
واقعا براوو
یک دنیا اگاهی
یک دنیا عشق
یک دنیامعرفت
واقعا یکتاپرست زیبنده تو دوست خوبم هست
نمی دونم چی بگم
فقط
بدون
خدا رو با کامنتت خیلی خوب شناختم حس کردم و عشق کردم باهاش
سپاسگزارم دوست موحدم
درود بر شما بانو نسترن
کامنتتون عالی بود ،پرازانگیزه وباورهای عالی
واقعا عالی بود و تحسینتون میکنم دوست خوبم
منو از یه حالت سردرگمی و احساس بد ،به یه احساس خوب دگرگون کرد ممنونم ازت
بهترینهارو از خدای یکتا برات ارزومندم
🌻🌻🌻🌻🌻🌻💛💛💛💛🏵️🏵️🏵️🏵️🏵️
به نام رب العالمین
سلام دوست خوبم فاطمه ی عزیز.
خداروشکررر می کنم که احساس خوبی در شما ایجاد کرد.
چقدر حسم خوب شد که به این کامنتم هدایـــت شدین. خداروشکر. ممنونم از نگاه تحسین گرتون. سپاس.
براتون بهترین هارو آرزو می کنم، زیباترین خیر ها و نیکوترین عاقبت ها. در پناه رب العالمین باشی دوست عزیزم.
یا رب
به نام خدایی که هوای منو داره
به نام خدایی که من رو به بهترین مسیر هدایت می کنه بدونه اینکه من کار خاصی بکنم
……………………………
هر طور که خدا را ببینم اون هم من رو می بینه
اگر بزرگ ببینمش خودش رو به من بزرگ نشون میده
رزاق ببینمش اونقدر رزق و روزی بهم میده که نتونم بشمرمش
تواب
رحیم
بخشنده
رحمان
کریم
رحیم
وووووو………………………………….
خدا بینهایته و انتهایی نداره
پس من وقتی این خدا را دارم چرا نگران باشم
چرا بترسم
چرا غمگین باشم
چرا به بنده روی بیارم که خودش هم محتاجه خود رب هست
وقتی قانون روی توکله
وقتی قانون روی ایمانه
وقتی قانون روی لذت و شادی و خنده هست
لاجرم باید اتفاقات خوب برامون بیفته
نباید بگیم چرا اینجور یشد چرا اونجوری شد هر موقع قانون رعایت شد بهش عمل شد اتفاقات عالی صداش در میاد و برامون میفته اما واگر هم دیگه نداره چون جزیی از قانون بدون تغییر خداونده
خدایا بزرگیت رو شکر
روز 84،فصل سوم روز شمار تحول زندگی من:
به نام خدای فراوانی ها ،خدای روزی دهنده و پربرکتم
نکات مهمی که از این فایل دریافت کردم:
– چه باوری در مورد خدا ایجاد کنم که باور خوبی باشه که به زندگیم و پیشرفتم کمک کنه؟ با اون باور بشه ارتباط معنوی زیباتری باهاش داشته باشم؟
موفق تر باشم؟
-اولین و مهمترین باوری که باید در خودم ایجاد کنم
که خدا و این انرژی همیشه به همه ی انسانها الهاماتی رو میگه به شرطی که ما باور داشته باشیم بهمون گفته میشه ما در هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم
و خودم و لایق هم صحبتی با خدا بدونم.
خدا تمام بنده هاشو دوست داره و هدایت میکنه
منم که بنده خوب و جذابش پس منم هدایت میکنه
الهاماتی در جهت بهبود و پیشرفت روح و زندگی ام
میکنه.
به قول استاد اون حتی منو هدایت میکنه که الان چی بخورم برام بهتر و برای بدنم مفیدتر و لازم تره.
هر چه لازم باشه بهم گفته میشه فقط باید باورش کنم و بشنومش.آرام باشم در سکوت و حس خوب و شادی
در زمان مناسب هدایت میشم.
-راه توحید یکتا پرست بودن وتسلیم بودن زیباترین
راه است،(فارغ از هر اسم دین گروه فرقه و… من یکتاپرستم)
– خدا همه چیزه یک انرژی هست ، طیف وسیعی از همه ی رنگهاست ولی یک رنگ خاصی نیست!
خدا حشره است خدا گل است خدا ستاره و کهکشانه
خدا زمانه ( میتونی زمان رو توضیح بدی ؟ هرکسی یک درکی از زمان داره)
نمیشه خدا رو توضیح داد…
خدا تویی خدا منم خدا اوست که اونطرف دنیا داره زندگی میکنه.
خدا نه عشق نه نفرت نه خوبیه نه بدی
خدا هم عشق هم نفرت هم خوبیه هم بدی خدا هم اوله هم آخر .
یه جریان جاری در زمان حال است.
خدا آسمان و زمین بخاطر من خلق کرده.
خدا نزدیک است درون قلبم و تک تک سلولهام و نفسهام.
هر کدوم از ما یک خداییم همه یکی هستیم.
– حالا که خدا همه چیز هست یک انرژی که همه چیز رو فرا گرفته چه باورهایی در موردش بسازم که بهم کمک کنه ؟ زندگیم بهتر و قشنگ تر بشه؟
خدا : آدمهاست، ثروته.
با باورهای خوب و مناسب با خدا صحبت کن
در مورد همه چیز باور مناسب داشته باش
هر طوری که دوست داری باهاش ارتباط برقرار کن.
خدا مثل آب خوده آبه ظرف تو چه شکلی ؟
اون ویژگی و باوری که نسبت به خدا داری همون برات میشه اگه خدا رو رزاق ببینی رزق میده بهت
– همه چیز باوره
همه اتفاقات زندگی ما بازتاب باورهای ماست
میخواهی اتفاقات قشنگ تری تجربه کنی باورهاتو درست کن.
نسبت به دیگران هم هر باوری داشته باشی بازتابشو
میبینی . پس باورهای قشنگ داشته باش.
اون تصویری که از خدا و دیگران در ذهنت میسازی
همون رو تجربه میکنی.
باورهای خوب و دوست داشتنی و تصویرهای زیبا ببین…
– مدار انسانها باهم فرق داره ازشون انتظار نداشته باش
هرکسی در هر شرایطی که هست هدایت میشه
انسانها رو بپذیر و بدون که هر کسی باید تکاملش رو طی کنه…
در هر لحظه و تا آخر عمرت باورهای دوست داشتنی نسبت به خدا ، خودت ، جهان ، دیگران ، ثروت و سلامتی و… داشته باش
هم خودت قشنگ زندگی کن هم جهان رو جای قشنگتری برای زندگی کردن کن.
ورودی های مناسب به جسم جان روح وذهنت بده
درود که من و تو یکی هستیم
سپاس سپاس سپاس
به نام خدایی که همه چیزه
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم.
تعریف خداوند هم خیلی سادهاس هم خیلی پیچیده.
جهان هستی از انرژی بوجود اومده واحد سازنده همه چیز انرژیه هر چیزی. چه با چشم انسانی ما دیده بشه چه نشه. میشه گفت جهان هستی = انرژی = خداوند
ما انسانها هم از انرژی بوجود اومدیم تک تک سلولهای بدن ما و حتی افکار و باورهای ما که دیده نمیشن از انرژی هستن.
اما درسته افکار و باورهای ما دیده نمیشن ولی اثر و نتیجه اونها به وضوح در زندگیمون دیده میشه.
یعنی نتایج زندگی ما دقیقا حاصل افکار و باورهای ما هستن.
مثل امواج رادیویی که دیده نمیشن ولی اثر اونها دیده میشه. یعنی وقتی رادیو رو تنظیم میکنیم روی یک فرکانس مورد نظر اون برنامه پخش میشه.
پس با نگاه کردن به نتایج زندگیمون در هر موردی میتونیم بفهمیم چه باورایی در اون مورد داریم.
اگر نتایج در یک موردی مناسب نیست یعنی باورهای ما در اون مورد مناسب نیست.
پس ما باید روی اون باورهای نامناسب کار کنیم تا اونها رو تغییر بدیم.
ما با باورهامون نتایج زندگی خودمون رو رقم میزنیم یعنی اون انرژی رو با باورهامون داریم بهش شکل میدیم.
اون انرژی به شکل باورهای ما درمیاد.
مثل آب که به شکل ظرفی که در اون ریخته میشه درمیاد.
همینطور که ما میتونیم ظرفمون رو تغییر بدیم تا آب به شکل جدید دربیاد میتونیم باورهامون رو هم تغییر بدیم تا انرژی به شکل جدید وارد زندگی ما بشه.
اگر قبلا با باورهامون این انرژی رو به شکل بیماری درآوردیم میتونیم با باورهای جدید انرژی رو به شکل سلامتی دربیاریم.
اگر به شکل فقر بهش شکل دادیم میتونیم اونو بشکل ثروت تغییر بدیم.
اگر بصورت روابط نامناسب درش آوردیم میشود و امکان پذیر هست به شکل روابط عالی بهش شکل بدیم.
همونطور که تونستیم اونو بشکل بدبختی و بیچارگی و شکست و ناراحتی و مشکلات این انرژی رو وارد زندگیمون کردیم به همین شکل حالا میتونیم اونو به شکل زیبایی ثروت نعمت فراونی شادی عشق و موفقیت و خوشبختی تغییرش بدیم و اینها رو تجربه کنیم.
ما خالق هستیم. یعنی حتی ما این انرژی که خداوند مینامیم رو هم به شکلی که خودمون میخوایم میتونیم وارد زندگیمون کنیم.
یعنی هم خداوند خالق ماست و هم ما خالق خداوند در زندگی خودمون هستیم.
برای اینکه گیج نشیم بنظرم بهتره خودمون و خداوند رو یکی بدونیم.
ما ذره ای از وجود خداوند هستیم و ویژگی های خداوند رو در ابعاد کوچکتر داریم. مثل یک قطره از اقیانوس که دقیقا ویژگی آب اقیانوس رو داره.
خداوند به شکل ما دراومده و داره خودش رو به شکل هر کدوم از ما تجربه میکنه. همه ما خدایانی هستیم که داریم زندگی خودمون رو با باورهامون خلق میکنیم.
یعنی خداوند و یا انرژی هم میتونه به شکل نتایج منفی مثل فقر توی زندگی ما دربیاد هم به شکل نتایج مثبت مثل ثروت.
بخاطر همین میگیم خداوند همه چیزه. یعنی تو این دنیا چیزی نیست که جزئی از خدا یا انرژی نباشه.
و اما باورها بصورت تکاملی و تدریجی بوجود اومدن و حاصل بارها و باوها تکرار هستن. بخاطر همین تغییر اونها هم بصورت تکاملی اتفاق میفته. باید باورهای قدرتمند کننده ثروت آفرین رو هزاران بار میلیون ها بار تکرار کنیم. به اضافه اینکه به الهاماتی که در این مسیر به ما میشه عمل کنیم تا قدم به قدم هدایت بشیم و هم باورهامون بهبود پیدا کنه و هم نتایج زندگیمون.
به نظر من بهترین باور و تصویر در مورد خدا شبیه چیزیه که من دارم….خدایی که من میشناسم بینهایت فهمیده و باشعور و درکه…دنبال سوتی و نقطه ضعف گرفتن از بنده هاش نیست و فرصت امتحان و تغییر رو به بنده هاش میده…اگه یک قدم بردارم اون ده قدم بر میداره و عاشق خوشحال کردن و سورپرایز کردن من با نتایج عالی و درخشانه بعد از اینکه فقط به خودش توکل کردم و از خودش کمک خواستم
ممنونم از برنامه ها و سایت وزین شما