این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من جمال شامان نیا هستم و اولین بار هست که در این مسابقات شرکت میکنم و واقعا خوشحالم و خدا را هزاران بار مرتبه شکر که تونستم در چنین خانواده ی صمیمی بیام ودیدگاهمو ارائه بدم…
ابتدا جواب سوال رو میگم و سپس در مورد زندگی خودم که دقیقا گویای همین موضوع و سوال مسابقه استاد هست توضیح میدم…
اینکه ورزشکاران فکر میکنند که تا یه سن خاص(مثلا 30-35 سالگی) میتونند به صورت حرفه ای ورزش کنند و یا اینکه باید حتما از بچگی اون ورزش خاص رو تمرین کنی و الا در آن موفق و قهرمان نمیشن…اینها ریشه در چند عامل مهم داره…
1-یکی اینکه این فراد دچار شرطی شدن اجتماعی شدند
2-دیدگاهشنون نسبت به بدنشون
3-دیدگاهشون نسبت به زمان
4-درک دقیق قوانین هستی(که این مورد خودش همه ی موارد بالا را شامل میشه..)
1-شرطی شدن اجتماعی:اکثر افراد پیر می شوندو میمیرند…چون میبینند که انسانهای دیگه رفته رفته بدنشون تحلیل میره و پیر می شوند و میمیرند..! واین می شود واقیعت این افراد…!
چون در واقع انسان ها چیزهای رو که باور ودرک کرده اند میبینند…در واقع اون چیزی که ما آن را واقعیت روزمره می نامیم،اون چیزیه که ما آن را درک کردیم و یا از آن برداشت کردیم…( پس واقعیت نتیجه ی ادراک ماست،و ادراک یک پدیده ی آموختنی هستش و یک اقدام گزینشی از توجه ومفهوم و یا تفسیر و تعبیر است..)
واقیعت میتونه برای هر انسانی چیزی متفاوتی باشه…و این ما هستیم که به آن معنا میدیم…
در واقع ما 3 نوع سن داریم…:
1-سن تقویمی
2-سن روانی
3-سن زیستی
1-سن تقویمی همان سن شناسنامه ای ماست و نشان دهنده ی سال و ماه و روز تولدمونه…و در واقع محاسبه ی چرخش هایی است که سیاره ی زمین به دور خورشید داشته !!! و اون رو نمیشه تغییر داد!
2-سن روانی هم به این معناست که آیا شما درونتون چه احساسی دارید؟ و اینکه سنتون رو چطور و چند سال حس میکنید…؟آیا شما همان شگفت زدگی که موقع بچگی داشتید رو هنوز دارید و احساس میکنید؟ آیا هنوز دوست دارید بازی کنید؟راحت بخندید و…؟ یا اینکه احساس میکنید که 15-20 سال از سن تقویمی تون هم پیرتر هستید ؟؟؟
3-سومین مورد هم سن زیستی هستش که همان عملکرد فیزولثژی بدن می باشد و شامل یکسری پارامترهایست که توسط دستگاههای پزشکی میشه دقیق اندازه گیری کرد(مثل:تراکم و دانسیته ی استخوانی،فشار خون،قند خون،چربی،عملکرد قلبی عروقی،توده ی عضلانی،فعالیت جنسی،ضخامت و جنس پوست،بینایی و شنوایی و…) که این پارامترها در اکثر افراد با افزایش سن در وضعیت بدتری قرار میگیرند و رو به تحلیل می روند…چرا؟؟ چون این افراد دچار شرطی شدن اجتماعی شدن و آن را باور کرده اند که با افزایش سن این معیارهای زیستی رو به تحلیل میرود…!!!
ولی در واقع ما به راحتی میتوانیم همه ی این پارامتر های زیستی و روند پیر شدن را کاهش و حتی معکوس کنیم…?
نکته ای که اینجا خیلی مهم است اینه که سن زیستی ما در ارتباط خیلی زیادی با سن روانی ماست…ودر واقع سن زیستی ما وابسته به سن روانی ماست…
مثلا فردی که 80 سال سن دارد،اگراز لحاظ روحی روانی اکی باشه و با درونش در هامونی و هماهنگی باشد و حضور در زمان حال را تجربه کرده باشد و مدام آن را انجام بدهد و از درگیری افکار در گذشته و آینده پرهیز کند(در یک کلام:درآرامش باشد)اگر سن زیستی آن فرد را اندازه بگیریم،پارامترهای زیستی آن فرد در حد یک فرد 50 ساله و حتی کمتر خواهد بود و در سلامتی کامل به سر میبرد و وابسته اعداد و ارقام سن تقویمی نیست…?
نتیجه:
از طریق خودآگاهی درکی که نسبت به سن روانی داریم را تغییر بدهیم(چون بیشتر با سن زیستی تا سن تقویمی)
و اینم میدونیم که تغییر باورها و الگوها نیاز به زمان دارند (چون به قول استاد یک شبه بوجود نیامده اند که یک شبه از بین بروند)و باید با تمرین و تکرار ،باورهای جدید رو جایگزین آنها کنیم…باورهایی که بهون احساس بهتری میدهند?
مورد دوم در رابطه با درک نسبت به بدن:
که آیا بدنمون را چه جوری احساس میکنیم و میبینم…!؟
آیا بدنمون را مانند ماشینی ثابت میبینیم که از گوش و استخوان ساخته شده؟؟
یا اینکه باورمون اینه که بدن ما از انرژی و نور و اطلاعات در حال تغییر و مرتبا پویاست…!؟
خب مسلما دیدگاه دوم احساس بهتری بهمون میده و باعث میشه که به این باور برسیم که در هر لحظه این ما و افکار و کانون توجهمون هستش که ساختار و وضعیت بدنیمون رو میسازه…?
یعنی بجای اینکه فکر کنیم که ما ماشین های فیزیکی هستیم که یاد گرفتیم افکار و خوآگاهی رو بسازیم….باید بگیم که:
ما افکار و اندیشه هایی هستیم که یاد گرفتیم چگونه مولکولها روبسازیم??
نتیجه:
بدن ما مدام در حال تغییر است…و با انتخاب درست و آگاهانه میشه بدنی سالم و متناسب داشت
(درواقع میشه گفت:بدن ما محصول خودآگاهی ماست)
و سوم اینکه دیدگاهمون نسبت به زمان چیه؟؟؟
آیا فکر میکنیم که همیشه وقت کم داریم؟و اینکه احساس میکنیم وقتمون داره تموم میشه؟؟ استرس و نگرانیه این را داریم که باید حتما تا فلان سن خاص به اون توانایی ها و موقعیت ها برسم؟؟ یا اینکه احساس میکنیم همه ی زمان ها متعلق به ماست و اینکه ما زندگی جاویدانه داریم؟?
باید بدونیم که تجربه ها محصور در زمان هستند واگر در هر زمانی به درونتون (روح لایتناهی) توجه کنید و به خودتون یادآور بشید که جاویدانه هستید ،زمان از حرکت باز می ایستد..
انیشتین در نظریه نسبیت یه مثال جالبی داره که میگه:
اگر شما بطور اتفاقی یک لحظه روی یک بخاری بشینید،اون یک لحظه مثل یک ساعت میگذرد ..
ولی اگر وقتتون رو با یک خانم متشخص بگذرونید،یک ساعت را مثل یک ثانیه تجربه میکنید…
بنابرین:
زمان نسبی است و چیز ثابتی نیست،و این خود ما هستیم که درک از زمان را ایجاد میکنیم…
نتیجه گیری کلی: پس به قول استاد باور همه چیزه همه چیز…???
و اگر آگاهانه با قدرت انتخابی که به ما عطا شده و در آرامش تصمیمات و باورهای صحیح و مناسبی روبرگزینیم،خودمون شاهد خالق بودن و معجزه در زندگی خواهیم شد…
و اینم همیشه متذکر خودمون باشیم که همه ی شگفتی ها و توانایی ها و استعداد هایی که درتمام افراد دیگه هستند و ما دنبالشون هستیم،در رون خودمون وجود دارندو از قبل آنها را داشتیم،فقط کافیه که نسبت بهشون آگاهی داشته باشیم و با درونمون به هارمونی و هماهنگی کامل برسیم و فرکانس های ارسالیمون هم سطح با چیزهایی باشه که ما واقعا دنبالشون هستیم…
دوستان عزیز ببخشید اگه متنم طولانی بوده و خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و دیدگاهمو خوندید??? واقعا خیلی حس خوبی دارم که در چنین خانواده صمیمی هستم
چون متن طولانی شد ?نتونستم در مورد خودم بگم ولی حتما به امید خدا در نظرات بعدی توضیح میدم و واقعا من هم در زندگی خودم شاهد معجزات فراوانی بودم
استاد عزیزم چقدر این فایلو دوست دارم و چقدر منو تکون داد اونجایی که میگین آتش ابراهیم خداست و گلستانی که شد هم خداست فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر کرده ، الآن می دونم که مهم اون باور ماست که شکل خدا رو می سازه باور ما همون ظرفیه که شکل آب رو می سازه من مدت زیادی نیست که با این سایت آشنا شدم اونقدر این فایلهای دانلودی رو گوش می کنم تا خیلی زود بتونم با استقلال مالی تمام محصولات رو بخرم حالم تو این چند وقت زیرورو شده وقتی به خدا فکر می کنم از تصور عظمتش گریه ام می گیره. استاد بی شک رسالتتون که ترویج یکتاپرستی هست رو برای من انجام دادید ازتون ممنونم چراکه یکی از بهترین دستان خداوند هستید ممنونم
مهربان پروردگاری که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید ،واز من عاشق تر و مشتاق ترِ،برای اینکه من به خواسته هام برسم
عااااشقتم محبوبم،ازت سپاسگزارم که هدایتم میکنی❤🙏
من باتعهدی غیر قابل مذاکره درحال ساخت نسخه ی باشکوه تری ازخودم هستم وجهان درمقابل این جهاداکبرم چاره ای جز کرنش کردن وبهترین هارا تقدیمم کردن ندارد
هم زمانی اتفاقات رو سپاس🙏
امروز یک/یک/یک (۱۴۰۱/۱/۱)
محتوای این فایل و هدف امسالم که تقویت مهمترین رابطم ،که رابطه ی خداوند بامنِ
من متعهدم که امسال تمرکزمو رو سه حوزه بزارم
۱️⃣یک تقویت مهمترین رابطه ی زندگیم که رابطم با معبودم هست✔
۲️⃣دو رسیدن به استقلال مالی و رفاه مالی که خودش شامل کوچ به خونه ی بزرگتر،ماشین صفرخریدن،وسیع تر شدن کسب وکارم وحقوقم ،رفتن به حداقل ۲ مسافرت خارجی ومسافرت های هرماهه داخلی✔
۳️⃣وسومیش ، رسیدن به تناسب اندام،جوانتر شدن و شاد تر وسلامت ترشدن جسم،داشتن انرژی بسیاربالا وشعف✔
مهربان پروردگار هدایت گرِباسخاوتم رو سپاس که در اولین روز سال نو به خواستم پاسخ داد که من بااین هم زمانی ،(اولین هدفم واین فایل توحیدی )به قانون، بیشتراعتماد کردم که جهان اگر تعهدت رو ببینه هدایتت میکنه وبه طور شگفت انگیزی از هزاران دست ،ترو به خواستت میرسونه
چقدر بااین فایل کیف کردم
خداوند همه چیزِ،هم خوبیِ هم بدی ،هم خودآتیشِ هم گلستان،خداوند مثل آبه وبه شکل ظرف تو درمیاد
استاد یاد مناجات ملاصدرا افتادم که شما برامون خوندنش، هزاااران بار گوش کردمش با گوش جان گوش کردمش ❤
اونجا میگه خداوند بی نهایته اما به شکل ظرف تو درمیاد حالا ظرف تو هرچقدر که میخوادباشه
به قد نیاز تو فرود میآید اگه خیلی بخوای خیلی بهت میده اگه کم بخوای کم بهت میده
به قدر آرزوی تو گسترده میشود…..
به قدر ایمان تو کار گشا میشود،چقدر باورش داری…….
به قد نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود
وبه قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدرمیشود ومادر
گمگشتگان را راه میشود در تاریکی ماندگان را نورمیشود
پیران را عصا میشودومحتاجان عشق را عشق میشود
خداوند همه چیز میشود همه کس را ….
اما به شرطِ اعتقاد وباور به خودش به شرط اینکه توحید داشته باشی نه شرک به شرط اینکه باور کنی همیشه باهاته ،اونوقت همیشه باهاته❤❤❤❤❤
عااااشقتم مهربان پروردگارم با اشک برات مینویسم
وازت سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی
به این مَرد بزرگ و آگاهی هاش،من هزار سال دیگه هم به این احساس سبکی و رهایی و عشق نمیتونستم برسم ،بدون هدایت تو….
من یاد گرفتم که باورمو بایدعوض کنم فکرمو باید عوض کنم ،چون من موجودی فرکانسیم وجهان فقط داره به احساسم پاسخ میده
پس مهمترین کار زندگیم کنترل ورودی هام و مدت زمان بیشتری در احساس خوب موندنه
این کارو میکنم تا ببینم که خداوند چگونه سر سفره ی من مینشینه و قلبمو پراز خودش میکنه و درلحظه به لحظه ی زندگیم میاد وانرژییش درتمام لحظه های زندگیم جاری میشه وزندگیم پر از فراوانی میشه درتمام جنبه هاش….
عاشقتم مهربان پرودگارِ هدایت گرم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفریدی تا من بادرکشون از اینهمه فراوانیت بهرمندشم که حق طبیعی من وهمه ی موجودات همینه که زندگی درحالت طبیعیش پراز عشق باشه و پراز ثروت وسلامتی و سعادت✔
استادعزیزم سپاسگزارم بابت این اگاهی های ناب که قیمت ندارن
ازمریم جون درصلح هم سپاسگزارم بابت تدوین روز شمارتحول
وازخودم سپاسگزارم که متعهدم تاخوب زندگی کنم وجهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم
باوری که فکر میکنم از آنوقتی که دست راست وچپم رو شناختم از خدا داشتم این است که خدواند را بهترین دوستم میدونستم خدارو بی نهایت بخشنده ومهربان میدونستم هروقت مشکلی برام پیش میومد یه حسی بهم میگفت که دوستی که داری قادر و تواناست وبه همه امور زندگیت داناست پس بهش اعتماد کن وچه زیبا باوجوداینکه من فراموشش میکردم ودست به دامن هرکسی میشدم او جوابگویم بود والان فقط میتونم بگم خدایا دوست دارم وعاشقتم وممنون که تورو دارم
وواقعا در اکثر مواقعه نزدیک بودنش رو اینکه میگه از رگ گردن به شما نزدیکترم رو با تمام وجودم حس میکنم واین چه حس ناب وقشنگی است
ببخشید من همیشه نظراتم را سعی میکنم کوتاه بیان کنم در مورد پاسخ به سوال مسابقه جدید دلیل این است که باور اشتباه در مورد ارتباط مستقیم بالا رفتن سن و پیر شدن و افت کارایی عضلانی باعث شده تا همه بعد از سن معینی در رشته ورزشی خاص منتظر بازنشستگی ورزشکار مورد نظر باشند و چون تا بحال هیچ ورزشکاری بعد از سن معین شناخته شده نتوانسته به ورزش ادامه دهد این خود بر این باور اشتباه صحه گذاشته است و مقالات زیادی هم بطور منطقی از روی تجربه بدست آمده در طول سالها این باور اشتباه را ترویج میکنند.
فقط خواستم بابت جواب مسابقه باور توحیدی ازتون تشکر کنم که چه قدر جواب کامل ساده و عالی دادین و دیدگاه تون درباره خداوند قشنگه و واقعن دیدگاه الهی هست و چه قدر به من و به ما وبه همه در ساختن یک باور جدید و زیبا درباره خدا کمک کرد.بعد ار شنیدن این پاسخ واقعن شکرگزار خداوند جدیدم شدم.
و….
یکی دیگر از نشانه های قشنگ بودن خدای شما اینه که باوجود اینکه کچل کردید باز زیباتر شدین چون خداوند زیباست و زیبایی رو دوست داره.
و دیگر دیگر
اینبار اینکه جواب مسابقه رو نمی دم چون در چند مسابقات قبلی که شرکت کردم و برنده نشدم و انتخاب نشدم گویای این حقیقته که هنوز دوره تکاملی من در جواب دادن طی تشده و باید بیشتر روی خودم کار کنم البته نه اینکه لیاقت و شایستگی برنده شدن رو نداشته باشم ها ؟
تبریک می گویم به خودم در میان جمعی از کسانی هستم که صمیمانه بدنبال بهتر شدن هستند،این دور هم جمع شدن ها فقط بخاطر به چالش کشیدن تفکر ما در مورد اساسی ترین موارد زندگیست و گرنه من خود را در جایگاه یک رقیب نمی دانم فقط می خواهم به جمع شما بپیوندم تا اثری از خود برجای بگذارم.
و اما سوال…اینکه چرا افراد بیشتر از سن بیست تا سی…احساس توانایی جمسی کمتری دارند
انسان موجودی است که 99٪رفتار هایش بر حسب عادت هاست و عادت ها همان رفتار تکرار شده زیاد و رفتار ها نشأت گرفته از افکار پر تکرار که بقول استاد فکرهای پر تکرار همان«باور»هستند.
وقتی که حضرت ذکریا از خداوند فرزندی درخواست کردند،خداوند به او وعده فرزند داد،لذا حضرت ذکریا و همسرش در جواب این آیه از خداوند گفتند چگونه با اینکه پیر شده ایم ما را صاحب فرزند می کنی!؟
خداوند فرمودند پروردگارت بر هر چیزی تواناست،یعنی در جهان نشد وجود ندارد،و این یک علامت بزرگ برای اثبات این موضوع است که توانایی باور ها و روح بر جسم ما بسیار بیشتر است،خداوتد اشاره می کند که فرزند دارشدن تو ربطی به سن تو ندارد،مهم این است به توانایی خدا و ممکن شدن هر چیز ایمان داشته باشی،و نباید روال عادی جامعه را باور کنی زیرا بقول قرآن اکثر مردم فکر نمی کنند.
وقتی در اطراف ما بطور مکرر و زیاد چیزی تکرار شود ما هم باور می کنیم و آن باور جلوی خارق العاده شدن را می گیرید،عواملی مثل دوستان،گذشته،رسانه،و هر چه بعنوان ورودی قبول می کنیم اثر گذارند.
اگر یک نفر یا دونفر بر عکس این باور پیش بروند بقیه هم همان گونه خواهند شد مثل مسابقه دو که سال ها کسی بیشتر از 4مایل در چند دقیق مشخص نمی دویداما بعد شکستن رکورد توسط شخصی سال های پس از آن یک عمر عادی شد.پس تنها عامل محدود کننده باور های غلطی است که در جامعه رایج شده و ماهم پذیرفتیم
با سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان گلم..?
من جمال شامان نیا هستم و اولین بار هست که در این مسابقات شرکت میکنم و واقعا خوشحالم و خدا را هزاران بار مرتبه شکر که تونستم در چنین خانواده ی صمیمی بیام ودیدگاهمو ارائه بدم…
ابتدا جواب سوال رو میگم و سپس در مورد زندگی خودم که دقیقا گویای همین موضوع و سوال مسابقه استاد هست توضیح میدم…
اینکه ورزشکاران فکر میکنند که تا یه سن خاص(مثلا 30-35 سالگی) میتونند به صورت حرفه ای ورزش کنند و یا اینکه باید حتما از بچگی اون ورزش خاص رو تمرین کنی و الا در آن موفق و قهرمان نمیشن…اینها ریشه در چند عامل مهم داره…
1-یکی اینکه این فراد دچار شرطی شدن اجتماعی شدند
2-دیدگاهشنون نسبت به بدنشون
3-دیدگاهشون نسبت به زمان
4-درک دقیق قوانین هستی(که این مورد خودش همه ی موارد بالا را شامل میشه..)
1-شرطی شدن اجتماعی:اکثر افراد پیر می شوندو میمیرند…چون میبینند که انسانهای دیگه رفته رفته بدنشون تحلیل میره و پیر می شوند و میمیرند..! واین می شود واقیعت این افراد…!
چون در واقع انسان ها چیزهای رو که باور ودرک کرده اند میبینند…در واقع اون چیزی که ما آن را واقعیت روزمره می نامیم،اون چیزیه که ما آن را درک کردیم و یا از آن برداشت کردیم…( پس واقعیت نتیجه ی ادراک ماست،و ادراک یک پدیده ی آموختنی هستش و یک اقدام گزینشی از توجه ومفهوم و یا تفسیر و تعبیر است..)
واقیعت میتونه برای هر انسانی چیزی متفاوتی باشه…و این ما هستیم که به آن معنا میدیم…
در واقع ما 3 نوع سن داریم…:
1-سن تقویمی
2-سن روانی
3-سن زیستی
1-سن تقویمی همان سن شناسنامه ای ماست و نشان دهنده ی سال و ماه و روز تولدمونه…و در واقع محاسبه ی چرخش هایی است که سیاره ی زمین به دور خورشید داشته !!! و اون رو نمیشه تغییر داد!
2-سن روانی هم به این معناست که آیا شما درونتون چه احساسی دارید؟ و اینکه سنتون رو چطور و چند سال حس میکنید…؟آیا شما همان شگفت زدگی که موقع بچگی داشتید رو هنوز دارید و احساس میکنید؟ آیا هنوز دوست دارید بازی کنید؟راحت بخندید و…؟ یا اینکه احساس میکنید که 15-20 سال از سن تقویمی تون هم پیرتر هستید ؟؟؟
3-سومین مورد هم سن زیستی هستش که همان عملکرد فیزولثژی بدن می باشد و شامل یکسری پارامترهایست که توسط دستگاههای پزشکی میشه دقیق اندازه گیری کرد(مثل:تراکم و دانسیته ی استخوانی،فشار خون،قند خون،چربی،عملکرد قلبی عروقی،توده ی عضلانی،فعالیت جنسی،ضخامت و جنس پوست،بینایی و شنوایی و…) که این پارامترها در اکثر افراد با افزایش سن در وضعیت بدتری قرار میگیرند و رو به تحلیل می روند…چرا؟؟ چون این افراد دچار شرطی شدن اجتماعی شدن و آن را باور کرده اند که با افزایش سن این معیارهای زیستی رو به تحلیل میرود…!!!
ولی در واقع ما به راحتی میتوانیم همه ی این پارامتر های زیستی و روند پیر شدن را کاهش و حتی معکوس کنیم…?
نکته ای که اینجا خیلی مهم است اینه که سن زیستی ما در ارتباط خیلی زیادی با سن روانی ماست…ودر واقع سن زیستی ما وابسته به سن روانی ماست…
مثلا فردی که 80 سال سن دارد،اگراز لحاظ روحی روانی اکی باشه و با درونش در هامونی و هماهنگی باشد و حضور در زمان حال را تجربه کرده باشد و مدام آن را انجام بدهد و از درگیری افکار در گذشته و آینده پرهیز کند(در یک کلام:درآرامش باشد)اگر سن زیستی آن فرد را اندازه بگیریم،پارامترهای زیستی آن فرد در حد یک فرد 50 ساله و حتی کمتر خواهد بود و در سلامتی کامل به سر میبرد و وابسته اعداد و ارقام سن تقویمی نیست…?
نتیجه:
از طریق خودآگاهی درکی که نسبت به سن روانی داریم را تغییر بدهیم(چون بیشتر با سن زیستی تا سن تقویمی)
و اینم میدونیم که تغییر باورها و الگوها نیاز به زمان دارند (چون به قول استاد یک شبه بوجود نیامده اند که یک شبه از بین بروند)و باید با تمرین و تکرار ،باورهای جدید رو جایگزین آنها کنیم…باورهایی که بهون احساس بهتری میدهند?
مورد دوم در رابطه با درک نسبت به بدن:
که آیا بدنمون را چه جوری احساس میکنیم و میبینم…!؟
آیا بدنمون را مانند ماشینی ثابت میبینیم که از گوش و استخوان ساخته شده؟؟
یا اینکه باورمون اینه که بدن ما از انرژی و نور و اطلاعات در حال تغییر و مرتبا پویاست…!؟
خب مسلما دیدگاه دوم احساس بهتری بهمون میده و باعث میشه که به این باور برسیم که در هر لحظه این ما و افکار و کانون توجهمون هستش که ساختار و وضعیت بدنیمون رو میسازه…?
یعنی بجای اینکه فکر کنیم که ما ماشین های فیزیکی هستیم که یاد گرفتیم افکار و خوآگاهی رو بسازیم….باید بگیم که:
ما افکار و اندیشه هایی هستیم که یاد گرفتیم چگونه مولکولها روبسازیم??
نتیجه:
بدن ما مدام در حال تغییر است…و با انتخاب درست و آگاهانه میشه بدنی سالم و متناسب داشت
(درواقع میشه گفت:بدن ما محصول خودآگاهی ماست)
و سوم اینکه دیدگاهمون نسبت به زمان چیه؟؟؟
آیا فکر میکنیم که همیشه وقت کم داریم؟و اینکه احساس میکنیم وقتمون داره تموم میشه؟؟ استرس و نگرانیه این را داریم که باید حتما تا فلان سن خاص به اون توانایی ها و موقعیت ها برسم؟؟ یا اینکه احساس میکنیم همه ی زمان ها متعلق به ماست و اینکه ما زندگی جاویدانه داریم؟?
باید بدونیم که تجربه ها محصور در زمان هستند واگر در هر زمانی به درونتون (روح لایتناهی) توجه کنید و به خودتون یادآور بشید که جاویدانه هستید ،زمان از حرکت باز می ایستد..
انیشتین در نظریه نسبیت یه مثال جالبی داره که میگه:
اگر شما بطور اتفاقی یک لحظه روی یک بخاری بشینید،اون یک لحظه مثل یک ساعت میگذرد ..
ولی اگر وقتتون رو با یک خانم متشخص بگذرونید،یک ساعت را مثل یک ثانیه تجربه میکنید…
بنابرین:
زمان نسبی است و چیز ثابتی نیست،و این خود ما هستیم که درک از زمان را ایجاد میکنیم…
نتیجه گیری کلی: پس به قول استاد باور همه چیزه همه چیز…???
و اگر آگاهانه با قدرت انتخابی که به ما عطا شده و در آرامش تصمیمات و باورهای صحیح و مناسبی روبرگزینیم،خودمون شاهد خالق بودن و معجزه در زندگی خواهیم شد…
و اینم همیشه متذکر خودمون باشیم که همه ی شگفتی ها و توانایی ها و استعداد هایی که درتمام افراد دیگه هستند و ما دنبالشون هستیم،در رون خودمون وجود دارندو از قبل آنها را داشتیم،فقط کافیه که نسبت بهشون آگاهی داشته باشیم و با درونمون به هارمونی و هماهنگی کامل برسیم و فرکانس های ارسالیمون هم سطح با چیزهایی باشه که ما واقعا دنبالشون هستیم…
دوستان عزیز ببخشید اگه متنم طولانی بوده و خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و دیدگاهمو خوندید??? واقعا خیلی حس خوبی دارم که در چنین خانواده صمیمی هستم
چون متن طولانی شد ?نتونستم در مورد خودم بگم ولی حتما به امید خدا در نظرات بعدی توضیح میدم و واقعا من هم در زندگی خودم شاهد معجزات فراوانی بودم
آقای شادمانی عزیز واقعا از متنتون لذت بردم ، پر از نکته های قابل تامل بود
خوشحال میشم که از تجربه های خودتون هم اینجا بیان کنید
با آرزوی شادمانی همیشه و سعادت برای شما
استاد عزیزم چقدر این فایلو دوست دارم و چقدر منو تکون داد اونجایی که میگین آتش ابراهیم خداست و گلستانی که شد هم خداست فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر کرده ، الآن می دونم که مهم اون باور ماست که شکل خدا رو می سازه باور ما همون ظرفیه که شکل آب رو می سازه من مدت زیادی نیست که با این سایت آشنا شدم اونقدر این فایلهای دانلودی رو گوش می کنم تا خیلی زود بتونم با استقلال مالی تمام محصولات رو بخرم حالم تو این چند وقت زیرورو شده وقتی به خدا فکر می کنم از تصور عظمتش گریه ام می گیره. استاد بی شک رسالتتون که ترویج یکتاپرستی هست رو برای من انجام دادید ازتون ممنونم چراکه یکی از بهترین دستان خداوند هستید ممنونم
به نام مهربان پروردگار باسخاوتِ،هدایتگرم
مهربان پروردگاری که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید ،واز من عاشق تر و مشتاق ترِ،برای اینکه من به خواسته هام برسم
عااااشقتم محبوبم،ازت سپاسگزارم که هدایتم میکنی❤🙏
من باتعهدی غیر قابل مذاکره درحال ساخت نسخه ی باشکوه تری ازخودم هستم وجهان درمقابل این جهاداکبرم چاره ای جز کرنش کردن وبهترین هارا تقدیمم کردن ندارد
هم زمانی اتفاقات رو سپاس🙏
امروز یک/یک/یک (۱۴۰۱/۱/۱)
محتوای این فایل و هدف امسالم که تقویت مهمترین رابطم ،که رابطه ی خداوند بامنِ
من متعهدم که امسال تمرکزمو رو سه حوزه بزارم
۱️⃣یک تقویت مهمترین رابطه ی زندگیم که رابطم با معبودم هست✔
۲️⃣دو رسیدن به استقلال مالی و رفاه مالی که خودش شامل کوچ به خونه ی بزرگتر،ماشین صفرخریدن،وسیع تر شدن کسب وکارم وحقوقم ،رفتن به حداقل ۲ مسافرت خارجی ومسافرت های هرماهه داخلی✔
۳️⃣وسومیش ، رسیدن به تناسب اندام،جوانتر شدن و شاد تر وسلامت ترشدن جسم،داشتن انرژی بسیاربالا وشعف✔
مهربان پروردگار هدایت گرِباسخاوتم رو سپاس که در اولین روز سال نو به خواستم پاسخ داد که من بااین هم زمانی ،(اولین هدفم واین فایل توحیدی )به قانون، بیشتراعتماد کردم که جهان اگر تعهدت رو ببینه هدایتت میکنه وبه طور شگفت انگیزی از هزاران دست ،ترو به خواستت میرسونه
چقدر بااین فایل کیف کردم
خداوند همه چیزِ،هم خوبیِ هم بدی ،هم خودآتیشِ هم گلستان،خداوند مثل آبه وبه شکل ظرف تو درمیاد
استاد یاد مناجات ملاصدرا افتادم که شما برامون خوندنش، هزاااران بار گوش کردمش با گوش جان گوش کردمش ❤
اونجا میگه خداوند بی نهایته اما به شکل ظرف تو درمیاد حالا ظرف تو هرچقدر که میخوادباشه
به قد نیاز تو فرود میآید اگه خیلی بخوای خیلی بهت میده اگه کم بخوای کم بهت میده
به قدر آرزوی تو گسترده میشود…..
به قدر ایمان تو کار گشا میشود،چقدر باورش داری…….
به قد نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود
وبه قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدرمیشود ومادر
گمگشتگان را راه میشود در تاریکی ماندگان را نورمیشود
پیران را عصا میشودومحتاجان عشق را عشق میشود
خداوند همه چیز میشود همه کس را ….
اما به شرطِ اعتقاد وباور به خودش به شرط اینکه توحید داشته باشی نه شرک به شرط اینکه باور کنی همیشه باهاته ،اونوقت همیشه باهاته❤❤❤❤❤
عااااشقتم مهربان پروردگارم با اشک برات مینویسم
وازت سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی
به این مَرد بزرگ و آگاهی هاش،من هزار سال دیگه هم به این احساس سبکی و رهایی و عشق نمیتونستم برسم ،بدون هدایت تو….
من یاد گرفتم که باورمو بایدعوض کنم فکرمو باید عوض کنم ،چون من موجودی فرکانسیم وجهان فقط داره به احساسم پاسخ میده
پس مهمترین کار زندگیم کنترل ورودی هام و مدت زمان بیشتری در احساس خوب موندنه
این کارو میکنم تا ببینم که خداوند چگونه سر سفره ی من مینشینه و قلبمو پراز خودش میکنه و درلحظه به لحظه ی زندگیم میاد وانرژییش درتمام لحظه های زندگیم جاری میشه وزندگیم پر از فراوانی میشه درتمام جنبه هاش….
عاشقتم مهربان پرودگارِ هدایت گرم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفریدی تا من بادرکشون از اینهمه فراوانیت بهرمندشم که حق طبیعی من وهمه ی موجودات همینه که زندگی درحالت طبیعیش پراز عشق باشه و پراز ثروت وسلامتی و سعادت✔
استادعزیزم سپاسگزارم بابت این اگاهی های ناب که قیمت ندارن
ازمریم جون درصلح هم سپاسگزارم بابت تدوین روز شمارتحول
وازخودم سپاسگزارم که متعهدم تاخوب زندگی کنم وجهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم
عشق برای همتون❤✅💚
سلام میکنم به استادی که دستی از دستان خداست
خدایی که وهابِ و بخشایشگر بودنش برای همه است
خدایی که همیشه هدایتگرمن وهمه بوده
خدایی که نه به رنگ است و نه بو
نه به های است ونه هو
نه به این است ونه او
نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را:
آنچه گفتند و سرودند
تو آنی
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
تو اسرار نهانی همه جا
تو نه یک جای
نه یک پای
همه ای با همه ای هم همه ای
تو سکوتی تو خود باغ بهشتی
ملکوتی تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک خدایی
آره دقیقا همینه هرچی باور داشته باشی از خدا همون میشه برات
الهی که همیشه مسیر زندگیمون مسیر کسانی باشه که خداوند به آنها نعمت داده !
استاد خداروسپاسگزارم بابت وجودتون و بابت اینکه خدا منو هدایت میکنه همیشه به سمت اون چیزی که درون من بهش نیاز داره
︎︎︎︎
کم
مبین
خود
را
که
از
بسیار
هم
بیشی:)
ه.ا.سایه
سلام به استاد عزیزم
مهربان خدای همیشه آمادس با من صحبت کنه ولی منم آماده هستم؟
دیشب باید یه درسی میگرفتم ، تا فهمیدم و کامنتش رو نوشتم و خوابیدم
دم صبح بود یه خوابی دیدم …
فکر کنم معنی خوایم این بود ک درستو گرفتی…
حالا ببین من برات چیکار میکنم…
خدای من اونی که خودش رو محدود میکنه منم
تو نا محدودی
ولی من با باور های اشتباهم با نگاه غلطم،جلوی تورو میگیرم
وگرنه تو همون خدایی
تو خدای موسی هستی، خدای ابراهیم، خدای یونس و یوسف و مریم…
واقعا شیطان هم سرسخته!
وقتی یه باور اشتباه جدید پیدا میکنم یجوری اونو جلوه میده که یعنی بیخیالش شووو
چجوری میخوای اینو تغییر بدی
اصلا انرژیشو داری ؟
میدونی اون باور چند ساله ک اینجاس؟!
ولی بهش میگم ، من که عجله ندارم!
آروم آروم داریم می میریم
و اینم حل میکنیم
داریم چرخ زندگی رو روغن کاری میکنیم
خدای من خدایی است که ناممکن هارو میتونه برای من ممکن کنه از دستش رو نبدم
خدایا دوس دارم هر ثانیه تو کنار من باشی انقدر که بودنت لذت لخشه
و هدایتم کنی
مثل خوابی که دیدم
مثل درسی که گرفتم
مثل صبری که بهم میدی
تو به من نزدیک تری از رگ گردنم …
سلام بر استاد گرانقدر و همراهان عزیز
در جواب سوال این فایل یاد یک مثال از استاد افتادم که یک پیرزن برای نجات فرزندش پذیرفت یک گاو رو بر دوشش حمل کنه و به بلندای یک قصر ببره
اون” پیرزن ” ابتدا باور کرد که اینکار شدنی هست
دوم فکر کرد و راه درست به او الهام شد
سوم به مسیر صحیح هدایت شد
چهارم با تلاش و پشتکار در مسیر صحیح به نتیجه رسید.
در مورد شخص خودم هم یک مثال دارم که در سن 43 سالگی شروع به آموختن ورزش شنا کردم
در ابتدا حتی نمیتونستم روی آب شناور باشم
ترمز سن بالا را از ذهنم پاک کردم
استارت زدم و به خدا توکل کردم
با تمرین و تلاش عضلاتم روز به روز قوی تر شد
الان نه فقط شنا رو یاد گرفتم حتی تصمیم دارم ادامه بدم و دوره غریق نجات رو هم آموزش ببینم
سپاس از همسفران عزیز
به نام خدای همواره نعمت دهنده و مهربانترین
سلام بهاره عزیز
اول از همه چشمم افتاد به عکس زیبای پروفایلت و در دلم تحسینت کردم زیباییتو بهاره ی عزیز
بعد که دیدم نوشته بودین 43 سالمه، چشمام گرد شد، من فکر کردم 20 _30 سالتونه و بازم تحسینتون کردم زیبایی و جوانی تون رو بهاره جان
از اینکه شنا یاد گرفتین و تصمیم دارین دوره نجات غریق شرکت کنید بازم برام تحسین بر انگیز هستید دوست ارزشمندم
این احساس لیاقت و ارزشمندی شما رو میرسونه
خواستم ازتون تشکر کنم که شما و امثال شما، که همواره زیبا و جوان هستن، برام الگوهای خوبی هستن که انسان میتونه تا هر سنی جوان و زیبا و جذاب باشه
مثل جنیفر لوپز، مثل شکیرا، مثل یانگوم و مثل بهاره ی زیبای امروز
سپاسگزارم ازتون
سپاسگزارم خدا بابت نشانه هات
پا نوشت: شیطان ذهنم چندین بار، قبل نوشتن کامنتم، گفت ولش کن، تو که بهاره رو نمیشناسی اصلا، نمیخواد براش کامنت بنویسی
اگرم نوشتی و سن و سالشو گفتی شاید ناراحت بشه و اینا
ولی من به صدای ارامش بخش درونم گوش دادم و با حال خوب و با دیدن زیباییها براتون نوشتم بهاره جان
امیدوارم همیشه شاد و سالم زیبا و ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشی و همیشه در مسیر رشد و پیشرفتت
البتت من خودمم سی و چهار سالمه و بیبی فیس و زیبا:)
سلام دوست خوبم
نه تنها ناراحت نشدم از عدد سنم خیلی هم لذت بردم از دیدگاه زیبای شما
ممنون که بادقت مطالعه کردید بادقت نگاه کردید
شما هم یک الگوی بسیار خوب برای من و بقیه دوستان هستید .
ممنونم که امروز صبح با این پیام حس شادی رو بهمن انتقال دادید .
باسلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گلم
باوری که فکر میکنم از آنوقتی که دست راست وچپم رو شناختم از خدا داشتم این است که خدواند را بهترین دوستم میدونستم خدارو بی نهایت بخشنده ومهربان میدونستم هروقت مشکلی برام پیش میومد یه حسی بهم میگفت که دوستی که داری قادر و تواناست وبه همه امور زندگیت داناست پس بهش اعتماد کن وچه زیبا باوجوداینکه من فراموشش میکردم ودست به دامن هرکسی میشدم او جوابگویم بود والان فقط میتونم بگم خدایا دوست دارم وعاشقتم وممنون که تورو دارم
وواقعا در اکثر مواقعه نزدیک بودنش رو اینکه میگه از رگ گردن به شما نزدیکترم رو با تمام وجودم حس میکنم واین چه حس ناب وقشنگی است
دوستتون دارم در پناه حق شادوتندرست باشید
با سلام خدمت همه عزیزان
ببخشید من همیشه نظراتم را سعی میکنم کوتاه بیان کنم در مورد پاسخ به سوال مسابقه جدید دلیل این است که باور اشتباه در مورد ارتباط مستقیم بالا رفتن سن و پیر شدن و افت کارایی عضلانی باعث شده تا همه بعد از سن معینی در رشته ورزشی خاص منتظر بازنشستگی ورزشکار مورد نظر باشند و چون تا بحال هیچ ورزشکاری بعد از سن معین شناخته شده نتوانسته به ورزش ادامه دهد این خود بر این باور اشتباه صحه گذاشته است و مقالات زیادی هم بطور منطقی از روی تجربه بدست آمده در طول سالها این باور اشتباه را ترویج میکنند.
با آرزوی سلامتی برای استاد و همه دوستان عزیز
استاد سلام
فقط خواستم بابت جواب مسابقه باور توحیدی ازتون تشکر کنم که چه قدر جواب کامل ساده و عالی دادین و دیدگاه تون درباره خداوند قشنگه و واقعن دیدگاه الهی هست و چه قدر به من و به ما وبه همه در ساختن یک باور جدید و زیبا درباره خدا کمک کرد.بعد ار شنیدن این پاسخ واقعن شکرگزار خداوند جدیدم شدم.
و….
یکی دیگر از نشانه های قشنگ بودن خدای شما اینه که باوجود اینکه کچل کردید باز زیباتر شدین چون خداوند زیباست و زیبایی رو دوست داره.
و دیگر دیگر
اینبار اینکه جواب مسابقه رو نمی دم چون در چند مسابقات قبلی که شرکت کردم و برنده نشدم و انتخاب نشدم گویای این حقیقته که هنوز دوره تکاملی من در جواب دادن طی تشده و باید بیشتر روی خودم کار کنم البته نه اینکه لیاقت و شایستگی برنده شدن رو نداشته باشم ها ؟
شاد و الهی باشید .
با یاد خدا آغاز می کنم
تبریک می گویم به خودم در میان جمعی از کسانی هستم که صمیمانه بدنبال بهتر شدن هستند،این دور هم جمع شدن ها فقط بخاطر به چالش کشیدن تفکر ما در مورد اساسی ترین موارد زندگیست و گرنه من خود را در جایگاه یک رقیب نمی دانم فقط می خواهم به جمع شما بپیوندم تا اثری از خود برجای بگذارم.
و اما سوال…اینکه چرا افراد بیشتر از سن بیست تا سی…احساس توانایی جمسی کمتری دارند
انسان موجودی است که 99٪رفتار هایش بر حسب عادت هاست و عادت ها همان رفتار تکرار شده زیاد و رفتار ها نشأت گرفته از افکار پر تکرار که بقول استاد فکرهای پر تکرار همان«باور»هستند.
وقتی که حضرت ذکریا از خداوند فرزندی درخواست کردند،خداوند به او وعده فرزند داد،لذا حضرت ذکریا و همسرش در جواب این آیه از خداوند گفتند چگونه با اینکه پیر شده ایم ما را صاحب فرزند می کنی!؟
خداوند فرمودند پروردگارت بر هر چیزی تواناست،یعنی در جهان نشد وجود ندارد،و این یک علامت بزرگ برای اثبات این موضوع است که توانایی باور ها و روح بر جسم ما بسیار بیشتر است،خداوتد اشاره می کند که فرزند دارشدن تو ربطی به سن تو ندارد،مهم این است به توانایی خدا و ممکن شدن هر چیز ایمان داشته باشی،و نباید روال عادی جامعه را باور کنی زیرا بقول قرآن اکثر مردم فکر نمی کنند.
وقتی در اطراف ما بطور مکرر و زیاد چیزی تکرار شود ما هم باور می کنیم و آن باور جلوی خارق العاده شدن را می گیرید،عواملی مثل دوستان،گذشته،رسانه،و هر چه بعنوان ورودی قبول می کنیم اثر گذارند.
اگر یک نفر یا دونفر بر عکس این باور پیش بروند بقیه هم همان گونه خواهند شد مثل مسابقه دو که سال ها کسی بیشتر از 4مایل در چند دقیق مشخص نمی دویداما بعد شکستن رکورد توسط شخصی سال های پس از آن یک عمر عادی شد.پس تنها عامل محدود کننده باور های غلطی است که در جامعه رایج شده و ماهم پذیرفتیم
با سپاس
فانی قریب
سلام ممنونم ک از آیه قران و از معجزه خداوند و فرزند دار شدن حضرت ذکریا رو بیان کردین و تاکید بر توانایی بی نهایت الله…
موفق باشید