رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ایمان گلستانی گفته:
    مدت عضویت: 3867 روز

    باسلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و هم فرکانسی های گرامی

    در موردجواب سوال مسابقه فکر کنم ورزشکاران در اول راه دوره ورزشی شون با هدف هایی که دارندمثل ثروت و شهرت و میکوشند تا هم به یک محبوبیت در بین مردم برسند و هم به ماشین و پول و خونه و… برسند و وقتی به چیزهایی که میخواستند میرسند به قول معروف سیر میشوند و با این باورها روبه رو میشوند که سن ورزشی طرف دیگه تمومه و چون هدف بزرگتری برای خودشون انتخاب نمیکنند این باورها رو می پذیرند و کم کم رو به زوال میروند.

    یکی دیگه از عوامل عدم پیشرفت ورزشکاران انتخاب نکردن الگو های مناسبه که ببینند در اون رشته ورزشی آیا کسی با سن بالا هست که موفق شده باشد یا نه

    به شخصه الگوی ورزشی من راجر فدرر هست چون خودم هم یک تنیسورم و باور دارم که اگر فردی در رشته من تونسته حتی با سن 36 سال رتبه 1 تنیس جهان رو کسب کنه من هم میتونم به شرطی که اولا مثل اون فکر کنم و دوما مثل اون عمل کنم .دیشب فدرر پس از 5 سال دوباره به صدر جدول تنیس دنیا برگشت و رکورد آندره آغاسی رو شکست و مسن ترین قهرمان و شماره 1 تنیس جهان شد.

    وقتی من هم در سال نود در باشگاهی به عنوان توپ جمع کن مشغول به کار شدم با تشویق یکی از تنیسورها شروع کردم به یادگیری تنیس، چون مربی نداشتم روزها وقتی توپ جمع میکردم به نکته های مربیان باشگاه توجه میکردم و استایل ها رو یاد میگرفتم و در ساعات بیکاری با دیوار تمرین میکردم و سرویس تنیس رو هم چون مربی نمیخواست خیلی تمرین کردم و در عرض چند ماه همان هایی که برایشان توپ جمع میکردم را به راحتی بردم و این در حالی بود که آنها سالها بود که تنیس بازی میکردند و مربی داشتند و لوازم گران قیمت تنیس داشتند، چون تنیس ورزش گرونیه و تمام وسیله هاش قیمتش بالاست.

    در همان اوایل سوالی ذهنم رو مشغول کرده بود که آیا میشه در عرض چند سال به حد مربی های باشگاه برسم و این سوال رو از مربی ها پرسیدم و جواب اونا این بود که نه بابا از بچگی از سن 4  5 سالگی باید توی زمین باشی و هزار تا دلیل قانع کننده که میگفتند نمیشه ولی همون موقع ها یه حسی درونم میگفت به حرف اینا گوش نکن میشه با تمرین کردن میشه و ادامه دادم و در عرض یک دو سال به مقام های دومی سومی و یک بار هم اولی باشگاهی رسیدم و الان هم به این باور رسیدم که با تمرکز و تمرین و تکرار میشه به  مقام های خیلی بالاتر هم رسید و فقط هم باید باور داشته باشی و بزرگ فکر کنی. هیچ کسی فکرش رو نمیکرد یک توپ جمع کن بتونه بازیکن خوبی بشه و حتی در همون باشگاه مربی گری هم بکنه ولی بنده خواستم و شد و الانم هم هدف های بزرگی در این رشته دارم که به امید خدا به زودی باخبر میشید.

    و در این مدت بازیکنان تنیس داخلی رو خیلی روشون تحلیل کردم و دیدم که دلایلی که باعث عدم موفقیت اونا میشه نه استعداده نه انگیزه و نه چیزای دیگه

    دلایلش رو بخوام به طور سر فصل بگم اینهاست:

    1عدم اعتماد به نفس واقعی

    میتونم به جرات بگم حتی رتبه 1 تنیس ایران عزت نفس واقعی که بتونه اون رو به مقام های بین المللی برسونه نداره

    2 عدم حس داشتن لیاقت

    که این هم از کمبود اعتماد به نفسه و خودشون رو واقعا لایق رتبه های خوب نمیدونند و وقتی ازشون بپرسیم که میشه مثلا توی فیوچرز (مسابقات رنک دار معمولی)اول بشی بلافاصله با یک میلیون دلیل میگن که ما نمیتونیم و رقبا رو مثل بت کردند و خودشون رو در مقابل اونا پشه هم حساب نمی کنند.

    3نگرش ندارند، بزرگ فکر نمیکنند

    وقتی مثلا بهشون میگم میخوام به این هدف ها توی تنیس برسم در بیشتر مواقع میخندند و مسخره میکنند و مثل اینکه من دارم با یک فرد ناشنوا صحبت میکنم

    دوستان جدای بحث ورزش بنده به این باور رسیدم که هر چیزی رو با تمام وجود بخواهی و تنها روی خدای خودت حساب کنی به مسیرهای رسیدن به خواسته ات هدایت میشی و به خواسته ات میرسی و در مسیر باید الگوهای مناسب و عالی داشته باشی تا دلگرم بشی  به قول مایکل فلپس:روی هیچ چیز محدودیت قرار نده هر بیشتر رویا پردازی کنی بیشتر جلو میری.

    و جمله دیگه ای هست که میگه اگر یک فردی تونسته کاری رو انجام بده من هم میتونم و اگر کسی نتونسته اون کار انجام بده تومیتونی اولین فردی باشی که اون رو انجام میده و اون وقت میشی یک الگویی که هزاران نفر به خودشون میگن فلانی تونست پس من هم میتونم

    امیدوارم حرف هام مفید و موثر باشه

    شاد و پیروز و موفق باشید.

    ایمان گلستانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    محمد جواد حجتی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3803 روز

    سلام استاد عزیز

    به نظر من اگه میگن ورزشکاران تا سن معینی میتونن وزرش کنن قبلا کسی به این موضوع باور کرده ورزشکار از سنی که رد بشه بدنش دیگه جوابگوی قبلا رو نداره .واگر باورشونو عوض کنن وبا خود این باورو بگن که هیچ محدودیتی سنی برای ورزش وجود نداره رو درک کنن دیگه محدودیتی برای سن وجود نداره و ورزشکار تا هر سنی که بخواد میتونه ورزش کنه چون به هرچی که باور داشته باشی همان میشود .پس چه بهتره که هر وقت محدودیتی سد راه ما شد با ایمان قوی باور کنیم که هیچ محدودیتی نمیتواند جلوی راه من قرار بگیرد تا دنیا شرایط و قوانین را برای ما عوض کنه و اونی رو که ما بخوایم بشه

    تشکر ازاین که وقتتونو در اختیار من گذاشتین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      صنوبر یوسف زهی گفته:
      مدت عضویت: 4098 روز

      درسته آقای حجتی نژادعزیز،محدودیت از ذهن میاد واثرباورهای محدودکننده رو محدودیت درزندگی وتوانایی هامون مشاهده می کنیم،مثل همین باورمحدود کننده درورزشکاران،ولی وقتی که متوجه هستیم ما تنها ذهن نیستیم وبعدروحی هم داریم که همون بعدخدایی ما وخودانرژی خداست،پس ما تمام آنچه خدامیتونه رو انجام بده میتونیم داشته باشیم اصلا ما اومدیم که خالق بودنمون رو ببینیم،انتخاب مابرای زندگی زمینی همینه رشد روحی واین که به خالق بودن خودمون واقف بشیم که ما درصورت هماهنگی باخداوخودمون،میتونیم باایجادحس خوب برسیم ومثل خودخدانامحدود عمل کنیم و به هرآنچه می‌خواهیم بدون محدودیت برسیم.چون خداسلامتی کامله،دراون بیماری راه نداره،ضعف وپیری وفقروناتوانی نیست وقتی به اون وصل می شیم،وباهاش هماهنگ میشیم ماهم ثروتمند،سلامت،شفادهنده،وخالق میشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    رسول رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 4266 روز

    بنام خدایی که هر چیزی ازش بخواهیم به ما میده، اگر با ذهن خودمون جلوی اون رو نگیریم

    سلام

    سوال:

    بسیاری بر این توافق اند که دوران طلایی یک ورزشکار، بین 20 تا 25 سالگی است. به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟

    پاسخ :

    قسمت اول – تنها و تنها باورهای محدود کننده است که یک ورزشکار رو تو زندان ذهنی خود ساخته خودش محصور می کنه.

    مثال هایی از ورزشکاران بالای 30 سال که موفق شده اند

    1-“کریس هورنر” دوچرخه سوار امریکایی در سال 2013 و در سن 42 سالگی تونسته برنده مدال طلای تور دوچرخه سواری ایتالیا (که یکی از بزرگترین تورهای دوچرخه سواری دنیاست، بشه.

    2-خانم “کنستانتیا دتیا” دونده رومانیایی، در المپیک سال 2008 و در سن 38 سالگی برنده ی دوی ماراتون شده.

    3-خانم “دارا تورس” شناگر امریکایی در شنای 50 متر آزاد المپیک سال 2008 در سن 41 سالگی تنها با اختلاف صدم ثانیه از نفر اول، نفر دوم شد.

    4-جالب تر اینکه از المپیک 1896 به بعد بیشتر از 120 ورزشکار در سن بالای 50 سالگی موفق به کسب مدال المپیک شدن.

    قسمت دوم- ورزشکاران بعد از یه سنی دیگه منتظر بازنشسته شدن هستن که قبل از خودشون هیچ الگویی نداشتند که بیشتر از این سن فعالیت ورزشی خودشون رو ادامه بدن.

    بعنوان مثال تا قبل از راجر بنیستر هیچکس باور نداشت که فیزیک بدن انسان بتواند یک مایل رو کمتر از 4 دقیقه بدود ولی وقتی بنیستر این کار رو کرد صدها نفر دیگر باور کردند

    بعنوان مثل یوسین بولته! تا وقتی این شخص جامایکایی رکورد دویدن 100 متر زیر 4 ثانیه رو نزده بود این به عنوان یک استاندارد قبول شده بود که نمیشود انسان 100 متر را زیر چهارثانیه بدود. جالبه بدونید یوسین که انگار قوانین کائنات رو به خوبی میدونه در 3 المپیک گذشته مجموعا کمتر از دو دقیقه دویده و 9 مدال طلا و 119 میلیون دلار به دست آورده! علاوه بر این اگر بیوگرافی اینستاگرام این شخص رو بخونین جالبه نوشته که : «همه چیز ممکنه من به محدودیت فکر نمی کنم»

    قسمت سوم – بسیاری از دانشمندان تحقیقات خود را (و البته بر اساس معیارهایی که خود تعیین می نمایند) به این نتیجه ختم نموده اند که افراد از سن 25 سالگی به بعد بیشتر منطقی فکر می کنند تا احساسی . استناد برخی از آنها این است که افرادی که در سن های بالاتر از 25 سالگی ازدواج می کنند طبق آمار ازدواجشان کمتر منجر به طلاق می شود.

    همین منطقی فکر کردن است که ریشه و آغازگر ایجاد محدودیت در تمامی افراد مخصوصا ورزشکاران است چرا که منطق شکل گرفته در انسانها معمولا حاصل باورهای محدود کننده ای است که دیگران و اطرافیان و محیط پیرامون به صورت (( تجربی)) در آنها ایجاد می کند.

    از آنجا که ورزشکاران از سن 25 سالگی به بعد جنس فکر کردنشان از احساسی به منطقی به مرور تغییر خواهد نمود بنابراین به مرور نیز باورهای محدود کننده بر ورزشکاران غلبه خواهد نمود و موجب افت آنها خواهد شد.

    قسمت چهارم- عضلات و فیزیک در این باور دخیل نیستند باید ذهن خود را باور پذیر کنیم که قهرمان می شویم بارها و بارها ، مثل فلانی و فلانی ؛ یعنی این کار با باورهای ذهنی ماست .

    چند نمونه از کسانیکه در سن بالا عنوان قهرمانی را کسب کرده اند:

    ساچل پیج : در 42 سالگی قهرمان بیس بال شد و تا 47 سالگی در عرصه ورزش خیلی فعال بود.

    میتوس: پیرمرد دنیای فوتبال است و میتوس به راحتی تا 50 سالگی بازی کرد.

    پیتون مانینگ: او ستاره رقابت‌های فوتبال آمریکایی بود و و در 37 سالگی بهترین مدافع تاریخ رقابت‌های NFL لقب گرفت.

    کلی اسلاتر: اسلاتر یک موج‌سوار آمریکایی است اسلاتر این رکورد جهانی را در سن 42 سالگی به نام خود ثبت کرد.

    مثلا همین علی دایی خودمون اواخر عمر بازی کردنش چقدر حرف و کنایه از عموم مردم و کار شناسان و … شنید که پیر شده باید کنار بره جاشو بده به جوونها…..

    قسمت پنجم – مغز ما فرستنده و گیرنده فرکانسی قدرتمندی هست و این فرکانس از افکار ما تولید میشود}

    هر فکری که ما میکنیم و از ذهن میگذرونیم،با توجه به بار احساسی که داره،طول موج و شدت خاصی از فرکانس رو به جهان ساطع میکنه که به سرعت در جهان پخش میشه و فرکانس همسان خود رو مجددا جذب میکنه و به ما برمیگردونه که این فرکانس برگشتی همون طور که اشاره شد در فرکانس و ارتعاش داخلی اتم های ما و جهان پیرامون ما اثر میذاره و بعد به نحوی که ما برنامه ریزیش کردیم جهانی جدید متناسب با همون فرکانس رو برای ما خلق میکنه

    حال نکته اینجاست که هسته اصلی افکار ما،باورهای ماست

    باورهای ما هستند که مشخص میکنند فرکانس ارسالی با چه خصوصیاتی ارسال شود.

    پس باور ما از شرایط و تجزیه و تحلیل ها و برداشتی که داریم،میشود فکری که به جهان ارسال میکنیم.

    در همین اصل زاد و ولد سلولی اگه باور فرد به این باشه که بیمار هست ،فرکانس ارسالی فرکانس بیماری هست و سلول جدید را هم بر پایه بیماری برنامه ریزی میکند،شاید ما ناآگاهانه این کار را بکنیم،ولی ساز و کار جهان این چنین است.هر فرکانسی بفرستی،فرکانس مشابه جذب خواهد شد.

    در زمینه عکس آن نیز صادق هست. کسانی هستند مثل دکتر دیباک چوبرای مشهور که از این اصل برای درمان بیماریهای سخت همچون ایدز،انواع سرطانها،آسم و … استفاده میکند و با باور سازی و تلقین شدید،طوری فرکانس ارسال میکنند که گویی سلول بیمار فعلی سالم هست و این تلقین و فرکانس،در سلول جدید،سلولی سالم را متولد میکند واطلاعاتی ناشی از سالم بودن سلول قدیم را ،به سلول جدید ارسال میکند و سلول جدید بر پایه همین فرکانس متولد میشود و این امر در چند چرخه زاد و ولد سلولی،بیماری را کاملا از حافظه سلولی حذف میکند و سلول های تازه متولد شده،کاملا سالم به وجود میآیند و بیماری به طور کامل محو میشود.

    این امر بارها در پلاسیبو ها و نوسیبوها که در داروها استفاده شده اند،به اثبات رسیده است میتوانین سرچ کنین.

    مثال :

    مایکل جردن: نمونه بارز این ورزشکار ها مایکل جردن بسکتبالیست معروف آمریکایی هستش که تازه اوج دورانش از سن 32 سالگی شروع شده سنی که اکثر بسکتبالیتها به فکر بازنشستگی هستن

    هلمت استروبل: معروف به آناتومی زنده در حال حاضر 47 سال سن دارد و بدنی فوق العاده عضلانی

    *نکته مهم این است که اگر محدودیتی باشد فقط در ذهن ماست و ما هستیم که باید ذهن خودمون رو رهبری کنیم.

    قسمت ششم – خوب این انتخاب هایی که توسط هر کسی انجام میشه در نهایت منجر به رفتار میشه و رفتارهای هر فرد در زندگی را شکل می دهند که در نهایت تکرار این رفتارها در لحظه لحظه زندگی عادت های شخصی را شکل می دهند که منجر به شکل گیری باورهای ذهنی میشه و این همان اصل قضیه است. باورهایی که به موجب آن ها تقریبا 90 درصد و یا حتی بیشتر از 90 درصد رفتارهای ما به صورت ناخودآگاه پیش می روند. و در نهایت منجر به این می شوند که سبک زندگی هر فرد با فرد دیگر متفاوت باشد.

    قسمت هفتم : عواملی که باعث می شود ورزشکاراندر سنین بالا افت کنند:

    الف )باور: یکی از عواملی که ورزشکاران در سنین بالا افت می کنند باور است..انها معتقد هستند که هر چه سن انسان رو به بالا می رود میزان تنفس/میزان حجم عضله/میزان کارایی/و…. به صورت محسوسی افت می کند

    مثال: شما جان لوئیجی بوفون را میبینید. ایشان از سال 1998در جام جهانی حضور داشته و تا به امروز در سطح اول اروپا بازی می کند.

    ب) تصور و تصویر ذهنی و درونی ان شخص: خیلی از ورزشکاران وقتی پا به سنین بالا می گذارند مدام در ذهن و تصورات شخصی خود این را می پرورانند که توانایی ها و کارایی های خود را که در گذشته داشته اند را از دست داده اند.

    ج) ایمان نداشتن به خود و خدای خود: بسیاری از ورزشکاران این ایمان را در خود نمی بینند که بتوانند در سنین بسیار بالا هم نتایج عالی بگیرنند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      رویا گفته:
      مدت عضویت: 2961 روز

      با عرض سلام مجدد خدمت استاد عزیز و دوستان راجع به سوال مسابقه

      چرا همه فکر میکنند دوران طلایی ورزشکاران بین 20 تا 25 سال است و بعد از اون رو به افول میرن؟

      مثالهای زیادی رو میشه اورد که خلاف این نظر رو اثبات میکنه همون طور که دوستان اشاره کردن. اما به نظر من شاید دلیلش این باشه که معمولا ورزشکارا بعد از این سن تشکیل خونواده میدن و با باور های محدود کننده ای که اکثرا راجع به ازدواج و محدودیت های بعد از اون وجود داره دیگه اون انگیزه و باوری رو که قبلا داشتن از دست میدن و کم کم پس رفت میکنن. با تشکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فاطمه دانش نیا گفته:
    مدت عضویت: 2774 روز

    سلام استاد عزیزم

    ??????

    خدا رو شکر که دیدگاه من رو می خونید چون زمانی که این فایل رو گزاشتین خوب زیاده دیگه.

    یه متن قشنگ رو دوستم در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۲ برام نوشت و ماجراش هم به سفر دانشجویی که اتفاقا در سفر با هم آشنا شدیم

    اون متن اینه:

    درحدیث قدسی خداوند می فرماید:

    هرکس که مرا طلب کند می یابد و آن کس که مرا یافت می شناسد؛آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد و آنکس که مرا دوست بدارد بمن عشق می ورزد و آنکس که بمن عشق بورزد من نیز آنرا

    می کُشم

    و آن را که بکُشم خون بهایش بر من واجب است؛

    و آنکس که خون بهایش بر من واجب است

    “من نیز خود خون بهایش هستم”.

    این متن واقعا دلم رو لرزوند انگار همه چی خداست دُرسته .

    انگار وقتی طالب هدایت و آگاهی هستی اون این جاست تا بمن بگه نگران نباش من کنارتم.

    ممنونم استاد که خوندین امیدوارم این متن براتون الهام بحش باشه.

    ?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    Ramtin Seisan گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    سلام

    به جرات میتونم بگم این خدا بود که امروز بامن حرف زد، این اگاهیها، مغزم درد گرفت، مثل جلسه ٩ کشف قوانین زندگی که یک ارامش عمیقی در قلبم ایجاد میکنه، وای استاد همه حرفهاتون رو کنار هم میزارم اشکم درمیاد، این اگاهیها رو میشنوم دیوانه میشم، انگار خوابم، میخوام فریاد بزنم که حتی فقط بشنوم، درک و عمل به اینها که واقعا تکامل میخواد.

    او همه چیز هست…

    خوبی و بدی

    عشق و نفرت

    ثروت و فقر

    سلامتی و بیماری

    ووووووو

    ما و تو یکی هستیم

    ما خالق زندگی خودمون هستیم

    وقتی میگید همه چیز انرژی هست

    وقتی میگید خدا شکل میگیره

    مثل آب

    وقتی میگید فراوانی و ربط اون به انرژی

    ما خود خداییم

    ما انرژی هستیم

    ما ثروتیم

    ما فقریم

    ما سلامتی و بیماری هستیم

    ما عشق و نفرتیم

    ما همه چیزیم

    درک میکنم یعنی چی ما خالقیم ؟

    درک میکنم که هر اتفاق و شرایطی تجربه میکنم خودم کردم.

    درک میکنم من به همسرم شکل عشق دادم

    درک میکنم به جسمم شکل سلامتی دادم

    به شرایط مالیم بی پولی دادم، در صورتی که به همین راحتی میتونه به جای فقر ثروت رو شکل بدم…

    برخورد افراد با من رو خودم به اون انرژی شکل دادم

    وجه خوی و بد زندگی ساخته و انتخاب خودمه

    چرا مینالم

    چرا اصلا دعا کنم؟

    بهتر نیست شکلٍ بهتر و قشنگتری به این انرژی بدی به جای اینکه دعا کنی ؟

    الان میفهمم که واقعا خودم انتخاب کردم از چه دروازه ای وارد این دنیا بشم، خیلی راحت میتونستم یه دروازه دیگه رو انتخاب کنم اما وقتی روح پاک بودم تشخیص دادم این مسیر بهترین مسیره…

    چرا یادم رفته

    حالا میفهمم خیلی راحته ثروتمند شدن

    رابطه خرب داشتن

    سلامتی داشتن

    چون همه اینها هست کلا

    وقتی همه جهان از انرژی هست

    و خدا همه چیزه

    و همه چیز انرژی

    ما و خدا یکی هستیم

    پس همین گوشی که باهاش تایپ میکنم، همین فرشی که زیر پام هست، همین اشکهام همین اگاهی ها همه ثروتن

    تمااام دور و ور من الان ثروت هست

    فقط باید بهشون شکل بدم

    فقط باید به این همه انرژی شکل خونه و ماشین و سفر و حساب بانکی و غیره بدم

    من باید این کارو کنم

    اگر باور میکنی پس دیگه نگران نباش پول حسابت تموم میشه

    نگران نباش عطر و وسایلت رو نزار برای روز خاص

    نگران از دست رفتن رابطه عاطفیت نباش

    نگران درامد و ویزات نباش سمی

    همه چیز انرژی هست و تمام جهان انرژی هست، این همهههههه کمه؟

    بسازشون

    ماشین و خونه مورد علاقه تو از قبل هست تو نمیبینیش

    چطور به کسی فکر میکنم درجا زنگ میزنه ؟

    چطور از خطری که خبر نداشتم الهام کرد؟

    چطور به بهترین همسر هدایتم کرد؟

    ماشین و خونه و درامد و پول سخته براش؟

    چطور به راحتی مهاجرت کردی؟

    وای استاد این جلسه رو باید هزار بار گوش کنم

    ازتون مممنونم

    Somi

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    به نام خدای مهر بان.

    سلام خدمت دوستان عزیز .

    سوال: چه باوری نسبت به خداوند ایجاد کنیم که یک باور عالی باشه که بتونیم موفق زندگی کنیم و رابطه خوبی با خداوند داشته باشیم؟؟

    من باور خودم رو می‌نویسم ، همراه با تجربه ای که برام اتفاق افتاده.

    از وقتی شروع کردم به خوندن قرآن و کار کردن روی ارتباطم با خدا، خیلی وقتا دچار تناقض میشدم.

    یعنی اینکه یک روز صپ که از خونه میرفتم بیرون به خودم میگفتم هر چیزی رو که دیدی و شنیدی بسپار به خدا و ایمان داشته باش که کارها رو برات حل میکنه.

    اوایل کار خیلی زیاد یادم میرفت.

    یادم میرفت که توکل کنم.

    یادم میرفت که من صپ به خودم گفتم امروز فقط بسپار.

    و بسیار پرت و پلا میرفت مغزم.

    وقتی شب میشد و نگاهی به روزم مینداختم میدیدم که فقط اداش رو درآوردم.

    فقط اسمش ایمان بوده.

    همین الآن هم هیییییچ ادعایی ندارم به این نکته که من رابطم با خدا قوی شده.

    ولی اینقدر میتونم بگم که در مواردی که میبینم افراد زیادی خیلی زیاد به هم میریزند و نگران میشند و ناراحت میشند ، من یاد آیه های قرآن می افتم و بااور کنید قلبم آرامه.

    آرامش دارم.

    وقتی یه کم ذهنم شروع میکنه به منفی بافی و چرت و پرت گفتن، یه کوچولو که میگذره به خودم یادآوری میکنم و همون موقع میگم تو هیچ وقت و هیچ وقت روی خودت حساب نکن.

    به خودم میگم روی مغزت حساب نکن.

    روی هیچیه خودت حساب نکن.

    به خودم میگم تو خود همونی.

    تو متعلق به پروردگارت هستی.

    زوووووووور نزن.

    فرو میری.

    بسپااااااار

    آرام میشی.

    وقتی استاد توی این فایل میگه خدا همه چیه، ذهن ارور میدد.

    یعنی وقتی من به این فکر میکنم که خدا همه چیه و ابدیه قلبم میگه ایولا ، ولی مغز کشش رو نداره.

    میدونید ، هرچه قدر وارد این هزارتوی آفرینش میشی سردرگمتر میشی !!!

    باوری که من خیلی خیلی زیاد بهش علاقه دارم و دوست دارم هرروز قویش کنم

    اینه 👇👇👇👇👇

    الفاتحه 1:6

    (((((ٱهْدِنَا))))) ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِیمَ

    ما را به راه راست (((((هدایت)))) کن:

    اینه ☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️

    هدایت/ هدایت/ هدایت / هدایت……

    هدایتگر

    هادی

    هدایت کننده مهربان

    راهنما

    راهنمای قدرتمند

    هدایتگرِ رزاق

    هدایتگرِ وهاب

    هدایت کننده ی مطلق

    هدایت کننده ی بی نظیر

    هدایتگرِ راه بلد

    نشان دهنده ی تمام قد

    هدایتی به وسعت تمام کهکشان

    هدایت…

    هدایت خیلی خیلی زیاد قابل لمسه

    میشه بگی نسبت به یه سری باورها نسبت به خداوند، هدایت جنسش خیلی آشناتره ، خیلی درونی تره، خیلی با قلب ما هم ارتعاشتره.

    نمیدونم چجوری بگم،

    ولی من سعی کرده ام که در همه موارد خودم رو به هدایت بسپارم

    پول میخوای

    بگو هدایت کن

    سلامتی میخوای

    بگو را نشون بده

    روابط عاطفی و خوشبختی رو در تمام گزینه های زندگیت میخوای

    بهش بگو من هیییییچیش رو بلد نیستم،

    راه نشان بده، هدایتم کن.

    ای آنکه راه میدانی

    راه نشانم بده

    ای آنکه رهبر مایی

    نورِ هدایت بنما

    و من میگم ، سعی کردم، که بتونم باور کنم که هدایت میشم.

    تا الآن به لطف پروردگارم خوب پیش رفتم، ولی همیشه جای پیشرفت در همه کارها مخصوصا باورها هست.

    حالا.

    هدایت+ عمل = نتیجه

    اگر این معجون هر کدومش نباشه اون یکی به تنهایی جواب نمیدد.

    من خودم قبلنا خیلی کارها رو انجام میدادم و اصلا از هدایت چیزی نمیدونستم.

    و نمیشد و نشد.

    بعضی وقتها هم هدایت اومده ولی من که ایمانم ضعیف بوده، به خاطر ترسها و ناآگاهیها و ایمان نداشتن به صحیح بودنِ راه هدایت عمل نکردم و نتیجه صفر بوده.

    میدونید

    هدایت میاد

    عمل و حرکت میخواد

    عمل هم که نکنی خداوند ارحم الراحمینه و دوباره راه بهتری رو نشونت میدد.

    اگر هم به صورت متوالی هدایت بیاد و عملی در کار نباشه، باور ما نسبت به هدایت خراب میشه. ولی هدایت همیییییشه هست.

    حتی اون آدمی که توی جوبه و معتاده.

    این باور منه.

    با توکل به خداوند انشالله که بتونیم به هدایتها گوش بدیم و بهشون عمل کنیم.

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن.

    این فایل هم نشانه امروز من بود.

    2021/1/9

    خداوند از بی نهایت راه ما را راهنمایی میکند.

    خدا یا شکرت.

    استاد عزیزم سپاسگزارتم

    بچه های عزیز سایت واقعا ممنونتونم.

    ما به خداوند اعتماد داریم.

    به خدا میسپارمتون 😘😘😘😘

    دوستدار شما محمد مهوری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      فاطمه عظیمی گفته:
      مدت عضویت: 3774 روز

      عالیییییییی خدایا شکرت

      سپاسگزارم بنده خوب خدا

      این فایل هم نشانه من بود درحالی که از خدا هدایت خواستم وکامنت شما

      که فوق العاده بود دوست خوبم

      گویا خدای مهربونم اززبان شما برام حرف زد

      چه باور قشنگی همیشه هدایت هست الان که دارم این مطلب رو می نویسم ۹رمضان هست ومن درگیر احساس گناه و هدایت و کلا درگیری ذهنم و باورهام و اگاهی هام هستم می دونم احساس گناه مخربت ترین فرکانس رو داره ولی باورهام که سالیان ساله خوراک بهش دادم منو داره اذیت می کنه برای همین در این جهاد اکبر هدایت شدم به این فایل و خوندن کامنت شما که ارامشی داشت برام از جنس خداوند الان باید عمل کنم به تصمیمی که چند روزه خداوند به من الهام کرده و من جرات اجراش رو نداشتم همون تصمیم ابراهیم برای کندن و رفتن و توکل واقعی به خدا

      همین الان هم که فکرش رو می کنم ذهنم میگه گناه داره بی تو چکار می کنه وکلی شرک دیگه

      شرک دیگه چه جالب تا حالا اسمش رو گذاشته بودم دلسوزی و مسئول بودن و تعهد ولی الان

      فهمیدم شرکه شرک

      خدایا شکرت

      نمی دونم چرا اینها رو اینجا نوشتم ولی مطمئنم هدایت خدای عزیزم بود و چقدر خوبه که اعضای سایت میتونندحرفهای همو درک کنند

      ممنونم دوست خوبم برات از خدا

      بهترین هارو ارزو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محمد مهوری گفته:
        مدت عضویت: 2000 روز

        عاشقتم عزیزم.

        منم کلی لذت بردم از این دیدگاه فوق العادت.

        خوشحالم که دوستان به این بی نظیری دارم.

        مرسی و ممنون

        خدا رو شاکرم که اینجام و با شماهام و اساتید زیادی اینجا دارند دسته جمعی از یه کوهی که اسمش کوه موفقیته حرکت میکنن تاااااا به قله برسند.

        عاشقتم، تشکر 🌹🌹

        به خدا میسپارمت ✔️✔️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زهرا السادات سپیدکار گفته:
    مدت عضویت: 1929 روز

    باسلام خدمت استادعباسمنش عزیزم ومریم جان وتمام دوستان هم فرکانسی، همیشه به دنبال راهی بودم که خدا بهتر بشناسم.مدت ها پیش توسط دوستی بافایل های استاد آشناشدم که متاسفانه ایشون به صورت کاملا رایگان فایل ها به دستشون رسیده بود، خب برای من هم فرستاد ومن خیلی خوشحال وذوق زده شده بودم ولی استاد اون دودقیقه اول هرفایل که از قانون پرداخت بها صحبت میکنن واقعا حسم بد شد وگفتم نه زهرا این راهش نیست عین دزدی میمونه ومن به جایی نمیرسم ولی هربار میومدم فایلها رو پاک کنم اون حس ترس وطمع نمیزاشت.

    تااینکه یه روز ازته دل باتمام وجودم خواستم از خدای خودم. گفتم خدایا حالا که هیچ رضایتی نیست من همه فایل هارو پاک میکنم ومیام تو سایت ثبت نام میکنم واگرقرارباشه که من هم بتونم بهره مند باشم از فایل های فروشی استاد، حتما من هم میتونم مثل بقیه بهره من بشم.

    خدایا که تو چقدر زود جواب دادی وازراهی که هیچ وقت به ذهنم خطور نمی‌کرد کارت بانکیم شارژ شد به لطف خدا تونستم، دوره فوق العاده کشف قوانین زندگی رو خرید کنم، وچه حس خوبی داشتم اون روز کلا رو زمین نبودم انگار رو ابرا داشتم راه میرفتم،گفتم خدایا تو چقدر نابی چقدر زود جواب من و دادی، چقدر صحبت های استاد جنسشون نابه، چطور میشه یه انسان به این درجات عالی از درک قوانین جهان هستی میرسه. استاد عباسمنش بااینکه این محصول وخرید کردم ولی هرروز چند تافایل از داخل سایت دانلود میکنم، وبه خداقسم که آگاهی های فایل های رایگانِ استاد هیچ کم وکاستی از فایل های پرداختیشون ندارند.

    استاد عزیزم این فایل خیلی عالی بود پراز نکات کلیدی بود برای درک بیشتر خدا، واقعا انگار خود خدا داشت بامن صحبت میکرد🌹🌹🌹وچه بی نظیر ِ اون نگاه پراز صداقت وپراز آگاهی های شما…

    استاد خیلی دوستون دارم برای شما ومریم جان وتمام دوستان عزیزم سلامتی، ثروت، خوشبختی وآرامش و آرزو مندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    sharon گفته:
    مدت عضویت: 3370 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان عزیز

    من از امروز تصیم گرفتم که در همه چیز خدا را ببینم میدونید چی شد من یه آدم پرخاشگر بودم به همه پی پرخاش میکردم ولی از لحظه دیدن این فایل تصمیم گرفتم خدا را حتی در یک لیوان شیشه ای ببینم که دستمه و آروم میذارم زمین ازش تشکر میکنم که بهم آب نوشاند خدا در همه جا هست در مادرم در برادرم و پدری که ولمون کرد و رفت ولی همیشه یه چیز از من محافظت میکرد و من نمیدونستم کیه چیه خدا هم بدیه هم خوبی دیگه از آدمی که آدم کشته بدم نمیاد فحش نمیدم چون خدا در اونم هست دیگه به ماشینم لگد نمیزنم چون خدا انرژیه اتاقمو تمییز نگه میدارم چون خدا هر چیزی تو اتاقم میتونه باشه خدایا منو ببخش که تو رو ظالم می دیدم یه ارباب قد بلند که تو آسمونا نشسته با موهای قرمز لباس قرمز گرز آتشین و هر لحظه میخواد با گرزش بکوبه به سرم به هر کی دلش خواست ثروت میده خانواده میده به هر کی دلش نخواد هیچی نمیده میگه برو بمیر چقد باهات دعوا کردم گفتم که بلاخره که یه روز میام اونجا وقتی حالتو با کارایی که کردی تو دنیا و چیزایی که ندادی بهم میگیرم ببخش منو واقعا دلم میگیره از طرز فکرم الان تو همه جایی تو قلبم تو همه لوازم و وسایلم و آدمای خوب و بد زندگیم از کسی ناراحت نمیشم چون تو همه چی هستی و همه چیز هستی ممنون از تغییر باورم نسبت به خدا رب انرژی

    ممنون استاد عزیز از راهی که نشونم دادید متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    شهرزاد ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 2054 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم، سلام مریم جانم، سلام همسفرانم

    روز ۸۴ام سفرنامه

    استاد عزیزم بعد از گذشت حدود یکسال و نیم از عضویتم در سایت روز و لحظه‌ای نیست که خدارو بابت هدایتم به مسیر شما شکر نکنم. من که هیچ چیز نمی‌دونستم خدا میدونست. همیشه این جمله سوخت راهم هست: خدایی که منو به این مسیر اورد، خدایی که کمکم کرد این آموزش‌ها رو بفهمم، خدایی که کمکم کرد تغییر کنم و این نتایج رقم بخوره، خودش کمک میکنه نتایجم بزرگتر بشه و بقیه خواسته هام برآورده بشه.

    استاد خدایی که منو به مسیر شما هدایت کرد خیلی مهربان هست و خیلی با من صبوری میکنه تا درست متوجه آموزه‌های شما بشم و درست عمل کنم. گاهی یک اتفاقات کوچیک و ساده‌ای میوفته و خدای من پرده‌هایی از قلب و ذهن من کنار میزنه که از اونها درسهایی بزرگ و ارزشمند میگیرم. برخلاف گذشته که برای چیزهای کوچک بهایی سنگین پرداخت میکردم.

    استاد عزیزم کمتر روزی پیش میاد که به خدای خودم نگم که خدایا یک انسان چقدر میتونه بزرگ باشه ( منظورم شما هستین) خدایا یک انسان چقدر میتونه تاثیرگذار باشه، چقدر میتونه ارزش آفرینی کنه. با اینکه شما میگین ما تاثیری در زندگی افراد نداریم ولی ببینین خودتون زندگی چه تعداد آدم رو نجات دادین. ( میدونم منظورتون اینه که با زور و تلاش و تقلا نمیتونیم تاثیر بگذاریم هر کس خودش باید بخواد که تغییر کنه.)

    استاد عزیزم گاهی میگم کاش زودتر با شما آشنا شده بودم اما هرچه بیشتر میگذره میگم خدایا تو میدونستی منو کی به این مسیر هدایت کنی چون اون گذشته باعث شده هرگز و لحظه‌ای حواسم از آموزه هاتون پرت نشه. چون راه سنگلاخ و ظلمات رو با گوشت و پوست و استخون درک کردم و الان قدر عافیت رو میدونم. استاد عزیزم نتایج هرکس برای خودش با توجه به موقعیت گذشتش براش اهمیت داره و من یادم هست برای چیزهایی که با آموزه‌های شما به راحتی و به قول شما با لذت رسیدم قبلا با هیچ تلاش و پولی نرسیدم. من بیشتر نتایجم رو با آموزش‌های رایگان شما بدست اوردم یا به گفته‌ی زیبای خودتون فایلهای هدیه.

    استاد عزیزم همیشه دعا میکنم خدایا خرد ارزیابی مسیرم رو بهم بده. نه اینکه کاری نکنم و توی درودیوار باشم و فکر کنم دارم کاری انجام میدم، نه اینکه در حال عمل به الهاماتم باشم ولی صبر لازم برای تکاملم رو نادیده بگیرم و بگم چرا نتایجم بزرگ نشده. واقعا از خدا این خرد و بینش رو میخوام.

    استاد عزیزم تعریف شما از خدا، قرآن، قوانین جهان، باور، فرکانس، کانون توجه، مدار، افکار، ورودیهای ذهن و هر آنچه آموزش میدین رو اولین بار و اولین بار من از خود شما شنیدم. استاد حرفهاتون، آموزه‌هاتون بینهایت صادقانه و ناب و درست هست. آخه آدم عمل میکنه بهشون و نتیجه رو میبینه.

    چه خدای ترسناک، غضبناک، دور و چوب بدستی به من معرفی کرده بودن. چقدر ازش میترسیدم.

    خدایی که من با آموزه‌های شما پیدا کردم: نزدیکه، مهربانه، نامحدوده، دوست هست، شفا دهندست، وهابه، رحمان و رحیمه، غفوره، قابل اعتماده، منو در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میده، الیس الله باکف عبده هست. برامون کافی هست. ایاک نستعین هست به شرط اینکه ما هم ایاک نعبدو باشیم. ادعونی استجب لکم هست. هر خواسته ای رو برآورده میکنه. به گفته خودتون در فایل توحیدی شماره ۳ اگر درست بگم که از زبان ملاصدرا میگفتین: خداوند برای تو پدر میشود، مادر میشود، شام در سفره شامت میشود به شرط ایمان به شرط پاکی دل.

    خدا همه چیز هست. تو دوست داری چه شکلی باشه برات؟ چون خدا به شکلی درمیاد که تو باورش میکنی.

    استاد عزیزم در راستای سوال فایل که چرا بعضی ها با رسیدن به یک سن خاص مثلا در ورزش دیگه رشد نمیکنن دوست دارم تجربه خودم رو بگم.

    استاد من قبلا یه کاهش وزن ۱۰ کیلویی در سن خیلی کمتر از الانم داشتم. خیلی سخت اون وزن رو کم کردم. در برهه‌ای من دچار افزایش وزن حدود ۱۷_۱۸ کیلو شدم. من قطع امید کرده بودم از کاهش وزن و میگفتم تمرکزم رو بزارم دیگه بیشتر نشه. با این وضعیت من وارد سایت شما شدم. من طی حدود یکسال ۲۳ کیلو کم کردم. با لذت با آرامش. بعدها فهمیدم راستی خدا چه باوری رو از یاد من برد که تونستم این وزن رو کم کنم. اون باور این بود: سن که بالا میره کاهش وزن خیلی سخته.

    استاد جونم یه اعتراف هم بکنم. من از رژیم غذایی بدون گوشت و برنج و روغن و شکر شما تقلب کردم‌. راضی باشین. 😅

    یه حسی از نیمه رژیم گرفتن بهم گفت از حالا به بعد برنامه استاد و مریم جان رو پیش بگیر. چقدر هم خوب بود و کار رو بر من آسان تر کرد.

    خلاصه که من با یاری خدا و آموزش‌های ناب شما کاهش وزن، آرامش، سلامتی، همکاری با برادرم در تهیه محصولات، سفر خارج از کشور، تغیر کردن آدم‌های دوروبرم و یک عالمه اتفاق خوب دیگه برام رقم خورد که یادآوری اونها سوخت ادامه راهم هست.

    بینهایت ازتون ممنونم. 🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2165 روز

    بنام رب غفور و رحیم

    سلامی به جذابیت هوای معتدل و بهاری اهواز به تک تک اعضای این جمع ارزشمند ( هوا فوق العاده عیدی و سال نویی شده و یه وایبیم که همش دوست دارم بیرون باشم، بو عید و سبزه و درخت به مشامم می رسد)

    روز هجدهم

    خدایا شکرت هزاران بار که منو تا امروز بالا آوردی و یاریم کردی برای اینکه متعهدانه در این راه قدم بردارم

    تازه داره درکم میره بالا، میفهمم واقعا چی بی چیه واقعا ها که هنوزم کلی جای کار داره و ادامه دار خواهد بود فقط باید یاد بگیرم حتی تو یادگیری هم آسون بگیرم زیرا که، آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردم سخت کوش

    خلاصه که اول سپاس گزاری از استاد گرانقدرم پدرمعنویمان و خانم شایسته بسیار جذاب و دل انگیز و واقعا شایسته که در تک تک ویدیوهایی که اخیرا دیدم مثل سفربدورآمریکاها که اصن وایب معرکه ای دارن، و به شدت حس میشه و مخصوصا اونجا که فک کنم سفر بدور آمریکای 170 بود که گفتن انشالله بچه ها قسمت بشه بیاین یه همچین جای بکر و قشنگی اونم لب رودخونه و در طبیعت زندگی کنید، و این موقع ها که استاد و مریم بانو این جملاتی که عجییییییب به دل میشینن طوری که من انجام شده میدونم کاملا اون رو، واقعا از دل برآمدن. و دوم سپاس گزاری از دوستانی که کامنت های ارزشمندتون لحظه به لحظه داره برای من ایده پردازی میکنن، و هر لحظه خدا رو شکر میکنم که بالاخره به حرف استاد گوش کردم و شروع کردم به کامنت خوانی و متعهدانه عمل میکنم و الان کم کم نشانه های اینکه ازشون یاد بگیرم داره برام پدیدار میش و به شدت خوشحالم. خدایا شکرت

    و اما ایت فایل گرانقدر که قبلا گوش کرده بودم ولی الان تازه دارم میفهممش و چقدر حال خوب کن بود و چه احساس معرکه ای داشتن استاد موقع صحبت کردن، معرکه این شما استاد، هربار که میگید: “واقعا نمیدونم چجوری خدا رو توصیف کنم…” و یا اینکه مکث میکنید تا اون مفهومی که در شماست رو هر جور شده سخاوتمندانه به ما منتقل کنید، خیلی لذت میبرم و به خودم میبالم و افتخار میکنم که شاگرد شما هستم، شاگرد استادی که به دنبال یاد دادن تکنیک و جواب یکی دو روزه نیست، بلکه به دنبال اصله، به دنبال قدم درست و مستقیم برداشتنه، توحید، توحید، توحید، فقط و فقط و فقط روی خدا حساب باز کردن، خداییش کجای دنیا اینقدر معرکه میگن برای اینکه پولدار شی، ثروتمند شی، روابط معرکه ای داشته باشی، رابطت رو با خدا و باورهات رو در موردش جوری بساز که بت قدرت بده، الله اکبر فقط همین و بس

    خدایا شکرت که اینقدر منو دوس داری که منو گذاشتی تو این مسیر، هر چند من برای رسیدن به این مسیر کلی تضاد دیدم تا فهمیدم چی میخوام و خدا سریع جواب داد و اجابت کرد مرا و من رو با استاد آشنا کرد، این دست ارزشمند الهی که به بهترین شکل در حال اشاعه توحید هستن و اولین نتیجه ای که به نظرم هر کس از آشنایی با استاد دریافت و کسب میکنه آرامش درونی هست، ذوق و شوق برای زندگی و تغییرش، ( هر چند قصش درازه که بعد در بیو میگم (بالغ بر چندین بار در کامنت های متعدد گفتم مینویسم در بیو و ننوشتم، جالب است) من دقیقا از اوایل مهرماه تازه فهمیدم سایت چجوریه و چه مطالبی داره و به وی گرویدم).

    و اما فایل امروز:

    خدا یک نظم است

    خدا یک تعادل است

    خدا یک قانون است

    خدا یک انرژی است که همه چیز را فرا گرفته است

    خدا کسی است که آسمان و زمین و هرچه که در آنهاست را آفریده است

    خدا کسی است که نزدیک است و اجابت میکند درخواست هر کسی که با او حرف بزند

    اگر من اسماء خانم بیام این باور رو در خودم عمیقش کنم بهتر از همیشه ( چون دقیقا از کودکی ایمان داشتم که هرموقه حرف بزنم خدا جوابم میده و جوابای خدا از همه بهترن بچه بودم نمیدونستم آرامش اسمشه، الان فهمیدم که حرفای خدا با احساس آرامشن، با احساس قدرتن، با احساس اینکه تو میتونی هستن)

    که خدا هر لحظه همراه منه هر لحظه و هر لحظه هر سوالی داشته باشم جواب میده و اگر هول نباشم، و با توجه به محیطم آرامش خودم رو بهم نزنم و صبر داشته باشم با لذت و امید که خدا جواب میده و جوری جواب میده در حد خودم، با شناختی که از من داره به من جواب میده، پس اعتماد کنم و به حس خوبی که به من میده بسنده نکنم بلکه عمل هم بکنم اگر جایی حرف و یا ایده ی اجرایی داد بم و بیام این رو در مورد تمام جنبه های زندگیم بکار ببرم تا توکلم بیشتر بشه برای قدم برداشتن، نه اینکه فقط شنونده حرفای خدا باشم، زندگیم از این رو به اون رو میشه، خدایا کمکم کن برای شنیدن و توکل و ایمان و تسلیم تو شدن که ایناست که برای من آب و نون میشه، آرامش روح و روان میشه، عشق میشه، نور میشه، حال خوب و لذتمندی و احساس خوب میشه

    خدایا شکرت که فرصت دیدن دوباره این فایل و بهره مندی از آگاهی هاش رو برام فراهم کردی، خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    و اما سوال که استاد گفتن راجع به اینکه چرا بعضیا فکر میکنن اکر ورزشکاری به سن سی و خورده ای چهل برسه، دیگه دوران اوجش تموم میشه؟

    منم تا چندی پیش باور داشتم که شروع کردن رشته ورزشی اونم تو سن من که 28 سالم هست کار بی خودیه و نیمتونم اونجور که باید یاد بگیرم و اگرم یاد بگیرم نمتونم باش مدال بگیرم، بعد یک بار ک تو یوتیوب داشتم هایلایت های مسابقات جودو رو میدیدم یه فایلی رو یوتیوب پیشنهاد کرد که آیا میتوان در سن زیاد مهارت های جودو رو کاملا یاد گرفت و قهرمان شد، من اون فیلم دیدم و اون آقا توضیح میدادن اگر در هر سنی که هستین به مربی و تمرینات تخصصی خوب و حرفه ای دسترسی داشته باشین قطعا میتونید به بهترین شکل یاد بگیرین و فردی هم در پایین ویدیو کامنت کرده بود که پدر من در سن 38 سالگی جودو رو شروع کرد و الان کمربند مشکی رو داره و برای من الگو شد که منم شروع کنم و بفهمم چیوقت دیر نیست برای شروع هر رشته ورزشی که دوست دارم و چقدر ویدیوهای زیاد از این دست دیدم من، و گفتم ببییییین خدا سریع جوابت داد، عزیزه من هر چیزی حتی مهارت های فیزیکی هم که بعضیا فکر میکنن غیرممکنه تو هر سنی قابل یادگیری هستن چون همه چیز به باوریه که یک فرد راجع به چیزی داره، من باور داشتم که همیشه هرچقدر بزرگ شم باز سن قیافم کمه و کسی منو مثل بقیه همسنای من به حساب نمیاره، و این البته باوری بود که از سوی خانواده دریافت کرده بودم چون من بچه یکی مونده به آخری هستم و اونموقع این حس به من داده میشد و برای همین هم سن قیافه من واقعا کم سن میزنه و هر جا میرم فک میکنن دبیرستانیم ( همین الان یک احساس دژاوو=dèjavou داشتم موقع نوشتن,انگار یبار قبلا این کامنت نوشتم، عجیبه…)، خلاصه بعضیا این باور رو دارن که با افزایش سن لزوما باید توانایی جسمی فیزیکی هم رو کاهش باشه و یا حتی روان هم، در حالی که افراد دیگه رو هم مبینن به عنوان مثال که تو خبرها و جاهای مختلف نشون میدن که این فردی که میبینید اینقدر قشنگ داره ورزش میکنه و بدنی عضله ای و تایت داره، 60 سالشه، ولی میگن نه اون مورد فقط یکیه و شانسیه، در حالی که هیچی شانسی نیست، اگر واقعا باور داشته باشیم که تا سن زیاد هم میشه جسم و فیزیک قدرتمند داشت به نمونه هایی برخورد میکنی که مثل باور تو هستن، که سن زیاد ولی بدنی ورزیده و قوی دارن، وبرعکس، اگر باور داشته باشی که اگر سنت بره بالا تواناییت کم میشه همش افرادی رو میبینی که از سن کمم رو به تحلیلن، قشنگ یادمه وقتی داشتم راجع به این موضوع فکر میکردم و دنبال نمونه هایی میشگتم که ناقض گفته های عموم در مورد افزایش سن و کاهش توانایی جسمی باشه، کلیپی از زالاتان ابراهیمویچ دیدم که در سن 41 سالگی هنوز داره با قدرت فوتبال رو ادامه میده و هنوز هم میگه من تواناییش رو دارم و تا هر کجا دلم بخواد فوتبال ادامه میدم

    خدایا شکرت برای پیشرفت برای پیشرفت در باورها و دانسته ها و آگاهی ها

    خدایا شکرت برای همه چیز، برای این جهان استوار بر اصل و قانونی درست، برای اسن جهان بی نقص و این حمکت و تدبر

    خدایا شکرت که اینقدر عاشقتم

    خدایا شکرت برای این جمع دوست داشتنی و حال خوب کن و یاددهنده

    عاشقتونم

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: