رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 60 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2877 روز

    به نام خدای مهربان

    درود و احترام

    روز 84/ رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»

    در مورد سوال مسابقه باید بگم احتمالا دلیلش اینه که اون ورزشکار انگیزه هاش رو از دست میده ،، یا در واقع چون به همه شهرت ها و ثروت ها رسیده دیگه اون انگیزه ی لازم بزای موفقیت رو نداره و به همین دلیل دیگه اونجوری تمرین نمیکنه و افت ورزشی میکنه … ولی ناظر بیزونی میاد میکه فلانی به این دلیل در سن بالا موفق نشد چون عضلاتش و بدنش جواب نمیده … نه این نیست به نظرم…. دلیلش به نظرم اینه که دیگه اون ورزشکار وقتی یه مقدار سنش بالا میزه دیگه اون انکیزه های قبلی رو نداره، حالا اگر از خودش سوال کنی ممکنه جواب بده من چون سنم بالا رفته و بقیه هم بپذیزن،، ولی اگر صادق باشه حتما جواب میده خب من دیگه اون انکیزه ی لازم برای موفقیت رو ندارم چون به آنچه که خواستم رسیدم !!! و الی یکی مثل راجر فدرر سویسی میاد با اون سن کاری میکنه که از نظر همه توی اون سن و سال غیر ممکنه به نظر میاد و این ادم با انگیزه ی بسیار بالا میتونه اونجوری تا فاینال مسابقات بدون یک ست باختن‌ پیش بره و برنده شه !!

    پس موضوع عضلات و پیری و سن بالا و اینا نیست.. حالا یه عده میان تحلیل های علمی هم میکنن ،، باید به اون ها بگیم خب بنده ی خدا تو اگر تحلیل علمیت از وضعیت بدن و عضلات بدن انسان صحیح بود پس چرا فلان ادم توی سن بالا اینقدر میتونه موفق بشه ،، اگر تحلیلت درست یود اون ادم هم نباید موفق میشد !! پس حتما پای یک موضوع دیگر در میونه ،، و اون هم باور اون فرد به خودش و توانایی هاشه و اون انکیزه هایی که بزای موفقیت دوباره و دوباره داره .

    درست مثل بحث ثروته ،، مثلا یه عده میان تحلیل میکنن که دگ در سن بالا نمیشه ثزوتمند شد خب چون طرف پیر شده و ذهنش کار نمیکنه و از ین حرفا ،،، خب این تحلیل ها کاملا اشتباهه چون ما هزاران الگو داریم که در سنین بالا تونستن حرکت کنن و توکل کننن و انگیزه داشته باشن و باور داشته باشن و بعدش موفق و ثروتمند بشن ..

    دز مورد بحث خدا:

    خدا اون چیزی میشه بزای من که در ذهنم میسازم و تجسم میکنم و تصویر سازی میکنم..

    یعنی اگر بتونم خدا رو به شکل خونه و ماشین و زندگی در بهترین کشور و با بالاترین کوالیتی در ذهنم بسازم پس بزای من همون میشه…

    در واقع باور لیاقت باعث میشه که فرد در ذهنش دنیایی بسیار زیبا و پر از ثزوت و نعمت زو تصور کنه و بعد همون میشه بزاش…

    مثلا یه عده میگن از ورزش نمیشه پول ساخت در این مملکت و میان تحلیل های چرت و پرت میکنن بزای خودشون ..

    اولا که نباید اصلا حرف ها و ذهنیت کثیفشون رو گوش بدم .. دوما حالا به هر دلیلی من این حرف ها رو شنیدم چه کار کنم ؟؟ خیلی راحت میگم این یارو داره چرت و پرت میگه و اصلا هیچی نمیدونه و یه چیزی از بقیه و صفحات مجازی شنیده و دازه همون رو بازگو میکنه ،، بهش میکن یه کلاغ و چهل کلاغ !!

    خیلی از ادم ها هر چیزی رو میبینن و میشنونن دقیقا بدون تفکر و تعقل کردن میزن همون موضوع رو برای بقیه هم تعریف میکنن و بقیه ای که میپذیزن میزن همون رو بزای بقیه تعریف میکنن و بعد این حرف ها هی میچرخه و میچرخه و تبذیل میشه به باور عموم افراد !! و بعد خیلی راحت تهمت میزنن.. .یعنی ذهن فقیر و بدنه ی جامعه علاقه ی خیلی زیادی دارن که نسبت به موضوعاتی که هیچ تخصص و اگاهی روش ندارن اظهار نظر نکنن و تحلیل کنن و وقتشون رو هدر بدن !!!

    خب حالا خیلی از بحث اصلی دور نشم..

    چرا میگن از مثلا ورزش نمیشه پول ساخت ؟؟ چون اون ادم به خاطر عدم لیاقتی که توی ذهنش داره نمیتونه فضایی رو تصور کنه که داره از ورزش خیلی خوب پول میسازه ،، دلیلش اینه !! و اگر همون فرد بتونه روی باور لیاقتش کار کنه و توی ذهنش فضایی رو تصور کنه که داره خیلی خوب از کار مورد علاقش ثروت میسازه ،، همین بزاش اتفاق میوفته !!

    پس در مراحل ابتدایی باید من بتونم با خودم و خدایم راجب این فضای ذهنی صحبت کنم که اره من خیلی خیلی از کار مورد علاقم دارم خوب پول میسازم و هی این موضوع رو به صوزت های مختلف بزای خودم در ذهنم بسط بدم ،، مثلا یکی از خواسته های من اینه که یک اکادمی بین المللی یوگا در برج العرب امارات داشته باشم !!

    این باور لیاقت میخواد .. حتی صحبت کردن راجب خواسته هامون هم باور لیاقت میخواد .. یعنی یک ادمی که حتی نمیتونه توی خلوت خودش راحب خواسته هاش حرف بزنه مشخصه که خیلی خیلی زیاد توی ذهنش بی لیاقتی و نشدن ها و تحقیر ها ریشه زده !!!

    موصوع بعدی بحث یکتا پرستی:

    ابراهیم اومد و بت شکنی کرد و موحد بود و مشزک نبود و اولش ماه و ستاره و خورشید رو خدای خودش قرار داد و بعد خدای یکتا رو باور کرد… پس در اصل اون موضوع اصلی که در قران یاد شده توحید و یکتا پرستی هستش..

    حالا این دین ها مثل اسلام و یهودیت و بودایی و مسحیت ووو چطور ایجاد شدن ؟؟ این ها رو ادم ها دراوردن و به قول قران فرقه فرقه کردن تا هر کس به نفع خودش صحبت کنه و بگن سمت ما بیا تا بهشتی بشی !!!

    ولی اصل و اساس اون چیزی که در قران صحبت شده یکتا پرستی و توحید هستش و این ربطی به هیچ دین و ایین و مذهبی ندارد و موضوع اسلام هم به معنی اون اسلامی که ما پذیرفتیم نیست ،، بلکه به معنای تسلیم بودن در مقابل خداونده. حالا چرا نمیتونیم تسلیم خدا باشیم ؟؟ خب طبیعیه ،، چون هزاران باور غلط توی ذهنمون داریم و یک شبه نمیتونیم تسلیم باشیم..

    حتی به نظزم خود ابراهیم یک شبه موحد نبوده و بلکه حتما مراحل تکاملیش رو گذرونده !!!

    خب حالا توحید یعنی چی؟؟ یعنی فقط خدا رو صاحب قدرت دونستن ..

    همون موضوعی که در سوزه ی حمد گفته شده …

    که ما ادم ها وقتی دیدیم شیطان به خاطر غرورش از درگاه خدا رانده شد و شیطان به خدا گفت قسم میخورم ادم ها رو گمراه کنم .. ما ادم ها دست به دامن خدا شدیم و بهش گفتیم ..

    خدایا تنها تو را میپرستیم و از تو یاری میجوییم

    خدایا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان و نه غضب شدگان

    به همین دلیل اون کسی که توکلش بر خداست و نه غمی‌ داره و نه میترسه شیطان هیچ کاری نمیتونه باهاش بکنه و نمیتونه گمراهش کنه ..

    ولی به هرحال یه عده ی زیادی گمراه شدن و کاریشم نمیشه کرد و من و هیچ کسی دیگزی غیر از خودشون نمیتونه اون ها رو تغییر بده !!

    به هرحال باید همیشه به خدا بگم :

    خدایا هدایتم کن به راه راست ،، به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان

    خب اینم از رد پای من از روز 84,, خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم..

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    کیمیا گفته:
    مدت عضویت: 1717 روز

    من چقدر این فایل رو دوست دارم استاد

    هربار که گوش میکنم برام تازگی داره

    خدا همه چیزه خدا همه کسه

    خدا همه جاهست چون همه چی از اونه

    چون منبعه همه چیه

    و چقدر زیبا این صحبت ها افکارمو تغییر داد، من رو به خدا نزدیک کرد و حال دلمو آروم کرد.

    یاد اون دعای معروف به نقل از حضرت علی افتادم: خدایا!

    اگر تو را یافتم، همه چیز را یافته‌ام،

    و اگر از دستت بدهم، همه چیز را از دست داده‌ام…

    خدایا!

    وقتی کسی با تو باشد، چه کم دارد؟

    و وقتی کسی تو را ندارد، چه دارد؟

    خدایا!

    تویی که در دلِ تنهایی، مونس می‌شوی،

    در بی‌کسی، یار می‌شوی،

    در تنگیِ سینه، گشایش می‌بخشی،

    در بی‌پناهی، پناه می‌شوی،

    و در تاریکی، نور می‌افکنی…

    خدایا!

    وقتی تو دوستم باشی،

    چه غمی دارم؟

    و اگر قهرت باشد، چه امیدی دارم؟

    خداوند هممون رو به راه خودش هدایت کنه

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    فرناز گفته:
    مدت عضویت: 3708 روز

    سلام دوستان!امیدوارم همگی خوب باشید!

    من قبلا کامنت گذاشتم اینجا.من درباره اینکه باور چه تاثیری داره گفتم.نه اینکه چه باورهایی باعث میشه.میدونید چرا؟چون من فکر میکنم اولین موضوع اینه که ما قبول که باورهای ما این نتایج رو بوجود آوردن و ما مانع ذهنیم داریم.بعد که این رو پذیرفتیم اونوقت میگردیم دنبال اینکه چه باورهایی باعث این موضوع شده وتغییرشون بدیم.من فکر میکنم هرکی تجربیات متفاوتی داره و (خودش)باید با توجه به سوالات و تجاربیات خودش باورهای محدود کنندش رو پیدا کنه هرچیزی که براش مانع شده واین برای هرکس متفاوته.خب بعضیا میگن سن که بره بالا قدرت بدنی کم میشه.سلولهای بدن کارایی ندارن و…من زیاد اهل ورزش ودیدنش نیستم ولی اطرافیانم هستن و این موارد رو از اونها شنیدم مثلا اینکه آقای بوفون توسن بالا هنوز دارن باز میکنن دلیلش رو میگن چون دروازه بان هست ودوندگی وتحرک زیادی نداره.توی فوتبال پستهایی که دوندگی زیاد ندارن تا سن بالاتر هم میتونن بازیکنن.مثلا مدافع ودروازه بان.ولی مهاجم چون باید زیاد بدوه باید جوونتر باشه.یعنی تو یه بازی با پستهای مختلف تبصره ها متفاوتن.آقای شمسایی توی فوتسال بازی میکنن وکم سن وسال هم نیستن و با همه اینها آقای گل هم بودن.تا همین چند وقت قبل رکورددار هم بودن ورکوردشون شکسته شد.چند روز قبل مسابقات آسیایی بود(من صحبت مجریها رو اتفاقی شنیدم)میگفتن آقای شمسایی بیان دوباره توی تیم ملی بازی کنن ودوباره خودشون رکورد دار بشن.خب فوتسال هم دوندگی داره ولی میگن مسافت وزمانش نسبت به فوتبال کمتره و ایرادی نداره چه سنی باشه.خب اینها یعنی چی؟یعنی برای یه سری ورزشها محدودیت قائل نیستن وبرای بدن مشکلی پیش نمیاد.مخصوصا ورزشهایی که زیاد توش دویدن نباشه رو من زیاد شنیدم که سن بالا مهم نیست.یعنی کلا هرکس با توجه به دیده ها وشنیده هاش براش محدودیت ایجاد شده ولزومایه دلیل هم نیست و خودش خیلی بهتر میتونه دلایلش رو بفهمه.از خودش سوال بپرسه که چرا ندارمش؟و چون پذیرفته که میتونه تغییرش بده اونوقت اقدام میکنه وگرنه اگر اینکه باورهاش این نتایج رو بوجود آوردن ومیتونه تغییرشون بده رو قبول نکنه این دلایل میشن براش منطقی.بعد میتونه الگو ببینه تواناییهای خودش رو باور کنه.من دیشب داشتم کانال رو میدیدم دیدم یه پستی درباره آقای مسی گذاشتن این رو هم من دیدم گذاشتم شما هم ببنید:

    ……………….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فرناز گفته:
      مدت عضویت: 3708 روز

      سلام!ممنونم/برای اینکه باورامون جالبتر بشن:

      دوران اوج فوتبالیست ها معمولا کمی بعد از 30 سالگی به پایان می رسد. آنهایی که تا 40 سالگی در زمین فوتبال باقی می مانند، ستاره هایی خاص و منحصر به فرد هستند. فوتبال ژاپن اما صاحب ستاره حیرت انگیزی است که در 51 سالگی، قراردادش را با یک باشگاه حرفه ای تمدید کرده است. همه هم نسل های «کازویوشی میورا» سرگرم بازی با نوه های شان هستند اما «پادشاه کازو» هنوز هم در زمین فوتبال دیده می شود. وقتی او به فوتبال روی آورد رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا بود، مایک تایسون در بوکس حرفه ای به قهرمانی می رسید و لیورپولی ها برنده لیگ برتر می شدند. دنیا در این 33 سال تغییرات بسیار زیادی کرده اما یک چیز هیچ وقت تغییر نمی کرد و آن فوتبال بازی کردن سامورایی ژاپنی است، مردی که به بازنشستگی اعتقادی ندارد.

      سوپراستار شماره یک

      از کینگ کازو به عنوان اولین سوپراستار تاریخ فوتبال ژاپن نام برده می شود. اولین فوتبالیستی که چشم ها را خیره کرد و توانست راه چشم بادامی ها را به طرف فوتبال اروپا هموار کند. استعداد خاص او در 15 سالگی در مدرسه شیزوکاگاکوئن کشف شد. ژاپنی ها او را در همین سن و سال راهی برزیل کردند تا فوتبال را به صورت حرفه ای در مدارس این کشور یاد بگیرد. سفر به آمریکای جنوبی برای پسر نوجوان ژاپنی، تجربه سختی بود اما او به سرعت راه خودش را پیدا کرد و با باشگاه هایی مثل سانتوس، پالمیراس و کوریتیبا قرارداد بست.

      پیرترین گلزن تاریخ فوتبال

      ماه مارس سال 2017 فرصت خوبی برای میورا بود تا دست به تاریخ سازی بزند. در جریان تساوی تیم های یوکوهاما و ناگاساکی، کازو تبدیل به پیرترین بازیکنی شد که در تمام تاریخ در زمین فوتبال دیده شده است. در روز برگزاری این مسابقه میورا 50 سال و 7 روز سن داشت. هفت روز بعد، این مهاجم موفق به گلزنی شد تا رکورد پیرترین گلزن تاریخ فوتبال را نیز در اختیار بگیرد.

      با میورا تا 1998

      تا قبل از سال 198، ژاپنی ها هرگز شانس حضور در جام جهانی را نداشتند. این اتفاق به کمک گلزنی های کازیوشی میورا ممکن شد. او در مرحله مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه، 15 بار برای سامورایی های آبی پوش گلزنی کرد تا رویای مردم این کشور برای تماشای تیم شان در جام جهانی را به حقیقت تبدیل کند.

      وقتی کازو ستاره شد

      وقتی میورا اولین بازی رسمی فوتبالش را انجام داد، لیونل مسی هنوز متولد نشده بود. در دوران فوتبال این بازیکن ژاپنی، زین الدین زیدان اولین بازی اش در فوتبال را تجربه کرد، قهرمان لیگ قهرمانان اروپا و جام جهانی شد، از فوتبال خداحافظی کرد، سرمربی رئال مادرید شد و با این تیم لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرد! از وقتی که میورا به عنوان مرد سال آسیا انتخاب شد، 331 میلیون نفر به جمعیت هندوستان اضافه شده اند. این آمار، به خوبی ثبات فرازمینی و باورنکردنی او در زمین فوتبال را نشان می دهد.

      راز پادشاه

      راز بزرگ زندگی کازویوشی میورا چیست؟ چرا فوتبالیست های دیگر نمی توانند حتی به مرز 40 سالگی در زمین بازی نزدیک شوند اما او در 51 سالگی همچنان قراردادش را تمدید می کند؟ میورا از سال 2005 به باشگاه یوکوهاما در دسته دوم فوتبال ژاپن پیوسته و حالا دوازدهمین سال متوالی حضور در این تیم فوتبال را می گذارند. اگر به چهره او نگاه کنید، تصویری شبیه یک پیرمرد می بینید اما در جریان هر مسابقه اوضاع کاملا متفاوت است و این بازیکن با نیروی یک فوتبالیست 18 ساله گل می زند.

      او دو راز را برای طولانی شدن دوران فوتبالش حیاتی می داند. اول زندگی سالم و بدون حاشیه با رژیم غذایی همیشگی و دوم علاقه وصف نشدنی به ورزش فوتبال. میورا به گفته خودش با همه قلبش بازی می کند و آنقدر فوتبال را دوست دارد که حاضر است از همه چیز به خاطر آن بگذرد. کازو می تواند بهترین مثال ممکن برای جمله «سن چیزی به جز یک عدد نیست» باشد، او بعد از آخرین تمدید قرارداد در پاسخ به این سوال که چه زمانی از بازی کردن بازنشسته می شود، فقط دو کلمه به زبان آورد: «وقتی بمیرم!»

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    شهریار کیانی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 3056 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و همه عزیزان سایت

    در این که عدم اثبات توانائی ها در سنین بالا همونطور که خود استاد فرمودن باوره شکی نیست این مسئله درمورد ورزش های انفرادی کاملا مصداق داره مثلا دو روز قبل راجر فدرر تنیسور سوئیسی در سن نزدیک به 37 سالگی با بازگشتی شگفت انگیز شماره یک جهان شد دلیلش فقط باور درستش به توانائی های خودش بود و این واقعا قابل تحسینه که ورزشکاری پس از اینکه سنش بالا میره و رقبای جوان، اونو به رده های پایین میفرستن ولی خودش با یه باور قوی پس از سالها دوباره برمیگرده و با شکست دادن همه رقبای جوان ثابت میکنه میشه در سنین بالا هم شماره یک شد ولی در بسیاری از ورزشهای گروهی، قضیه یه کمی فرق میکنه یعنی در خیلی از موارد اگه شخصی بخواد توانائی هاشو در سنین بالا همچنان اثبات کنه باورهائی که تو جامعه جا افتادن و تبدیل به قانون شدن و همچنین مسائل تجاری مربوط به باشگاهها مانع این کار میشن مثلا باشگاههای فوتبال بصورت اتوماتیک با بازیکنانی که از سن خاصی عبور میکنند و بقول خودشون جوانی لازم رو ندارن قرارداد نمی بندند و اون بازیکنان باوجود توانائی های بالا مجبور میشن در باشگاههای درجه پایین به بازیشون ادامه بدن که البته هرچقدر هم در این باشگاهها توانائی هاشونو نشون بدن چون باشگاشون زیاد مطرح نیست توانائی اونا هم دیده نمیشه و میشن یه بازیکن معمولی مثل ژاوی هرناندز که در بارسلونا درجه یک بود ولی الان در کشور قطر باوجود بازی های خوبی که ارائه میده، مطرح نمیشه ضمن اینکه در ورزشهای گروهی توانایی هرفردی به توانائی های بازیکنان تیمش هم بستگی داره مثلا همین ژاوی در بارسلونا چون هم تیمی هاش هم بازیکنان بزرگی بودن با همکاری اونا خیلی عالی تر از الان بازی میکرد و بیشتر میتونست خودشو نشون بده ولی حالا چون هم تیمی هاش ازنظر کیفیت بازی پایین تر از خودشن کیفیت بازیش پایین تر از زمانیه که در بارسلونا بود که همین مسئله باعث میشه خود بازیکن هم باورش بشه که دیگه دوره اون گذشته و باید به فکر بازنشستگی باشه بنابراین در خیلی از موارد در ورزشهای گروهی با اینکه بازیکن اعتماد بنفس خوبی داره و میخواد دوره حرفه ای خودشو ادامه بده ولی باورهای اشتباه جامعه مانعش میشن که اگر این باورها نباشن حتی در ورزشهای گروهی هم بازیکنانی مثل بوفون و کازویوشی میورا به جامعه معرفی میشن که ثابت میکنن توانائی هاشون حتی برای تیم های بزرگ و مطرح در سنین بالا کم نیست و در سطح اول دنیاست و فقط کافیه باشگاههاشون به اونا اعتماد بکنن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    حسن گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1611 روز

    سلام به همه خانواده بزرگ عباسمنش

    اگر یک نگاهی به جهان بندازیم متوجه میشیم که همه چیز روبه پیشرفته ، همه چیز روبه بهبوده ، همه چیز روبه بهتر شدنه از خودِ کره ی زمین گرفته تا تک تک اشیاء و اجزائی که ما داریم می‌بینیم یا اصلاً دیده نمیشن ، مثلاً یه زمانی ماشین هایی بود که حتماً باید دنده عوض می کردی تا راه بیوفتی بعد رفته رفته دنده ها اتوماتیک شدن الان که دیگه لمسی شدند و حتی به صورت خودران بدون اینکه بخوای خودت ماشین رو حرکت بدی کافیه مسیر رو بهش بگی تا خودش ببرتت ، خیلی چیزها هست ، مثلاً همین زبان فارسی خودمون تا هزار سال پیش ایرانی ها به صورت شاید میشه گفت اَوِستایی صحبت می‌کردند بعد به صورت ادبیاتی که توی اشعار شاعران ۸۰۰-۷۰۰ سال پیش سروده اند شد بعد رفته رفته به این زبان فارسی امروزی که صحبت میکنیم شد و قطعاً تا چند صد سال آینده زبان فارسی یا هر زبان دیگه ای خیلی بهتر و روان تر میشه

    یعنی میخوام بگم این گسترش جهانی که ما ازش حرف می‌زنیم شامل همه چیز هستش چون خودِ خدا شامل همه چیز هست پس این نیست بگیم مثلاً کیهان در حال انبساط و کِش امدن است ، تمام اجزای عالم هستی شامل این پیشرفت و گسترش میشن چون همین اجزای عالم هستی جهان رو تعریف می‌کنند

    پس حتی یک انسان که جزئی مهم از این هستی بیکران حساب میشه با بالا رفتن سنش در اصل رو به پیشرفته تر شدن تک تک سلول های بدنش هست حالا خدا این قدرت و این اختیارو به ما داده بدن خودمون رو روبه بهتر شدن ببریم یا بدتر شدن به قول قرآن هر خیری که به ما میرسه از جانب خداست و هر شری که به ما میرسه از جانب خودمونه ، این یعنی اینکه همه چیز روبه بهبودی هستش حالا ما با باورهایی که داریم میتونیم به بهتر شدن ها سرعت ببخشیم یا کلاً جلوشون بگیریم و به سمت بدتر شدن ببریم انگار که یک رودخانه ای در یک مسیر مشخصی داره به حرکت خودش ادامه میده تا مثلاً سر راهش هرچیزی که هستش رو تمیز کنه و بشوره ببره و حتی به خونه های سرراهش و درختان و هر آن چیزی که هست آب رسانی کنه بعد ما بیاییم جلوی این آب رود رو بگیریم اتفاقی که میوفته این آب ها از همون جایی که جلوشو گرفتیم جمع میشه و به دورواطراف پخش میشه و یک بی نظمی ایجاد میکنه و از طرفی هم باعث نرسیدن آب در ادامه ی مسیرش میشیم ، مسیری که شاید جلوتر خونه خودمون باشه که می تونستیم از این آب پاک و زلال استفاده کنیم ، همش باور خودمونه ، یعنی ما با باورهای محدودکننده مون باعث یک بی نظمی در جهان میشیم ، جهانی که روز به روز در حال پیشرفته ولی ما در حال عقب گردیم

    میدونی این انرژی به قدری عظیمه و هوشمنده که امده واحد اندازه گیری توی کل جهان ایجاد کرده که با همه در ارتباط باشه ، واحد اندازه گیری همون قدرت و میزان فرکانسی هستش که ما و تمام ذرات عالم هستی هر لحظه در حال ارسالش هستیم

    مرسی از استاد عزیزم

    در پناه الله یکتا ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    میترا اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 1734 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و خانواده صمیمی عباس منش

    استاد عزیزم چقدر از این فایل لذت بردم از صبح تا حالا سه بار این فایل رو گوش دادم و فقط گریه کردم و خدا رو شکر کرد احساس می کنم امروز با گوش دادن این فایل مدارم جا به جا شد. احساس عجیبی دارم احساسی که نمیدونم چطور بیانش کنم قبلا هم ازیک مفسر قرآن شنیده بودم که خدا همه چیزه، اگه کسی بهتون میخنده اون خود خداست اگه کسی با تو بد رفتاری میکنه اون هم خود خداست و…

    من این حرفا رو شنیده بودم ولی درکش نکرده بودم.

    این حرف ها امروز خیلی برای من قابل درکتر بود خیلی به عمق وجودم نفوذ کرد. اصلا نمیدونم چطور حالمو بیان کنم ولی حال خیلی عجیبی دارم احساس می کنم در جدیددر دنیای من باز شده.

    من امروز دقیقا ۲۲۵ روزه عضو این سایت بی نظیر شدم .همان هفته اول که عضو سایت شده بودم فایل نگاه سیستمی به خداوند را گوش دادم راستش رو بخوای برای بار اول که گوش دادن خیلی در برابرش مقاومت داشتم‌. پیش خودم می گفتم من استاد عباس منش رو خیلی قبول دارم ولی دلیل نمیشه که اعتقاداتمون هم یکی باشد،😄 ولی بعد از چند بار گوش دادن برام ملموس تر شد سخنان استاد .ولی این سوال توی مغزم مانده بود که چطور ، مثلاً گلستان شدن آتش برای ابراهیم میتونه یه روند باشه و سیستمی باشه همش توی مغزم بود که یه روزی یه جایی استاد و ببینم این سوال ازش بپرسم تا اینکه امروز به این فایل برخورد کردم وجوابم رو گرفتم .آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.

    تقریباًهمه فایل های هدیه را بارها و بارها گوش داده بودم ولی به این فایل برخورد نکرده بودم. وقتی که جواب سوالمو در این فایل گرفتم درک بهتری نسبت به این موضوع پیدا کردم چه حال عجیبی دارم. استاد عزیزم شمابهترین کسی هستید که تو زندگیم باهاش آشنا شدم. عاشقتم من .

    خدا رو شکر می کنم که در مسیر هستم که شما هستید خداوند مسیررا نشان داد که انسان های بزرگی مثل شما و بچه‌های واقعا بی نظیرسایت هستند خدا را بی نهایت شکر و خوشحالم که در کنار همگی تون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    من متعهد به تغییر در سرنوشت خود هستم

    با سلام و درود فراوان خانواده صمیمی

    استاد عزیز چند روز پیش یک فایلی از شما گوش دادم که کنار دریاچه خونتون بودید و فایل ضبط میکردید متاسفانه اسم فایل یادم نیست و امروز با گوش دادن این فایل رابطه ما با خدا،من یک لحظه که توی فایل قبلی در حال صحبت کردن بودید دقیقا دور و اطرافتون و که نگاه کردم خدا رو همه جا دیدم همه اطراف شما همون خدا بود شما غرق در خدا بودید نمیدونم چطوری حسم و توضیح بدم ولی پیش خودم گفتم خدا تو آرامشه کلام استاد،خدا اون رابطه صمیمیه که پشت دوربین داره ازش فیلم میگیره، خدا اون زمینه که روش ایستاده، خدا هوای اطرافشه، خدا اون دریاچه ست، خدا اون خونست ،استاد پر از خداست وای غرق خداست…

    وای استاد چه کردی با من

    چقدر اون موقع حسم بهتون عجیب بود

    احسنت برشما

    شما تونستی پس من هم میتونم

    حتما میتونم

    امروز شما همه حسهای منو تو اون فایل قبلی گفتید

    خیلی زیبا بود

    ممنونم برای همه چیز

    برای این درک و این آگاهی

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2135 روز

    سلام به عزیزای دلم.. چه حس خوبی داره صحبت کردن با کسایی که حرفاتو میفهمن و از جنس تو هستند.

    درس هایی که از این فایل گرفتم :

    1) خدا طیفی از همه رنگ هاست و تو بیا اون رنگی رو باور کن که زندگیت و بهتر میکنه.

    خیلی باید بشینم روی این فایل فکر کنم… همه چیز خداست، خوبی، بدی، ناراحتی، شادی، قهر، آشتی، خوش اخلاقی، عصبانیت، فقر، ثروت، کشور فقیر، کشور ثروتمند، ببین تو چژور باور میکنی هر کدوم از اینا رو.

    هر طور که باور کردی این موضوعات و اشخاص به همون شکل برای تو در میان.

    مثلا من در حال حاضر باور دارم پول دراوردن سخته و بله دقیقا مقدار زیادی هم جذب نمیکنم.

    آخ خدا خیلی قشنگه….

    2) هر چه که باور های بهتر و بیشتری راجب خداوند بسازی زندگی بهتر و لذت بخش تری برا خودت میسازی.

    من دارم چه میکنم؟ باید انرژیم و جمع کنم بذارم رو باور سازی، روی شادی،

    حس میکنم دارم پراکنده رو خودم کار میکنم. دقیقا مثل استاد که میگن بی هدف. مثل کسی که بی هدف ورزش میکنه بعد از چندسال به یه اندام متناسبی میرسه…

    منم دارم بی هدف روی خودم کار میکنم… دلم تنگ شده برای اینجا… با اینکه هر روز فایل گوش میکنم اما انگار دور بودم از سایت عباسمنش و اون انرژی مثبتش… خیلی درگیر ادمای بیرون شدم، درگیر شرایط بیرونی شدم، دلم همینجا رو میخواد. همین فضای گرمو شاد سایت عباسمنشو. همینجا رو که ادما شادن و دارن رشد میکنن.. فضای بیرون و قضاوت ها و اهمیت حرف مردم و و و و…. نمیخوام..( حالا وسط این همه احساس معنوی یاد اهنگ نمره ی بیست کلاسو نمیخوام افتادم >_< )

    خدایا هدایتم کن و کمکم کن تا با قدرت و تمرکز بسیار یالاتر روی خودم کار کنم و دور بشم از بیرون و ادمای بیرون و شرایط و…. بهم قدرت بده تا با قدرت بالا باور های قدرتمند بسازم، شادی کنم و خواسته هامو در خواست کنم.

    البته یه اتفاق خوب که افتاده اینه دارم هر شب قران میخونممممم. و معنی مینویسم و صدامو ضبط میکنم. مدت ها دلم میخواست اینکارو کنم اما نمیکردم اما خداروشکر الان دارم قران و میخونم.

    استاد قبلا وقتی راجب باورهای محدود کننده درباره پدر و خونواده میگفتید میگفتم ایوللل استاد زدی تو خال این دقیقا جاییه که من مشکل دارم. و اینقدر کار کردم و کار کردم که اللن خیلی خیلی خیلی عالی شدم. دو سال پیش حتی اجازه نداشتم تنها از خونه برم بیرون اما وقتی وارد ترسام شدم و ایمان و جایگزین کردم شرایط بهتر و بهتر شد و الان حدود یک ساعت دیگه قراره برم تولد. تولد مختلط و تا ده و یازده شب بیرونم. خیییلی باحاله. وقتی روی کاغذ میاریش تازه میفهمی چقدددر تغییر کردی.. الهی شکرت.

    برای پدرم خیلی رو خودم کار کردم خیلی زیاد. اما حس میکنم خیلی وقته تمرکزی رو یه موضوعی کار نکردم و شاید برا همینه حس میکنم دارم درجا میزنم…. خداروشکر که الان فهمیدم.

    شاید موضوعی که در حال حاضر بخوام تمرکزی روش کار کنم اهمیت ندادن به حرف مردم باشه. چون از وقتی رفتم دانشگاه انگار دوست دارم مورد تایید همه باشم. دوست دارم همه دوستم داشته باشن و خیلی سختمه اگر از بچه های کلاس کسی باهام خوب نباشه. ــاین موضوع و از بچگی اشکال داشتم و الان خیلی بهتر شدم اما باید تمرکزی روش کار کنم. دلم میخواد برم دانشگاه تمرکزم روی درس باشه و حاشیه نرم و بعدش هم یه راست بیام خونه و روی خودم کار کنم و درس و کار و همه چی خودم باشم.

    باید بیشتر کامنت بذارم نباید تنبلی کنم. کامنت که میذارم فرکانسم بالاتر میره و قشنگ حس میکنم شادتر شدم.

    3) نباید به اطرافیان بگی تو فلان باورت غلطه یا مثلا بگی من خیلی راحت میتونم اینطوری فکر کنم تو چرا نمیتونی؟؟؟؟؟؟

    این خیلی خیلی خیلی اشتباه هست و من بعد از اییین همه مدت کار کردن روی خودم هنوز توی این مورد خوب نیستم. خدا منو ببخشه خیلی وقتا که اطرافیان مخصوصا دوستام با صداقت میومدن میگفتن ما فلان مسئله رو داریم مثلا میگفت من توی رابطه حس میکنم طرف همش ممکنه بهم خیانت کنه و من میگفتم چراااا؟ نه اصلا اینطور نیست ببین من الان تو رابطم و…. مثال نقض براش میزدم.

    میدونید خیلی وقتا با دیدگاه اینکه بتونم الگوی «شدن» توی مسئله ای که در اون موفق بودم باشم، میومدم با ذوق از داشته هام میگفتم ولی من نمیدونستم که باباااا اینجا سایت عباسمنش نیستااا.

    اینجا ادما فکر میکنن داری پز میدی و بیشتر بد بین میشن به تو.

    یکی از درسایی که الان از این فایل گرفتم اینه که هرگز از داشته هام برای افراد نگم مگر اینکه از من درخواست کنن. آدم ها 95 درصدشون سطحی نگر هستند و اگر از داشته هات صحبت کنی میذارن پای غرور… خدایا شکرت که این درس و گرفتم من.

    مثال عینیش و تو زندگیم داشتم. دوست صمیمی داشتم که تو رابطه نبود و باور های محدودکننده زیادی راجب روابط داشت، من به دو علت میومدم از رابطه فوق العادم براش میگفتم

    1)برونگرایی شدید و ذوق و خوشحالی از داشتن رابطه خیلی خووبم و چون دوستم و محرم میدیدم و فکر میکردم نگاهش مثل منه میومدم با ذوق از اتفاقات خوب و زیبایی که در روابطم اتفاق میفتاد بهش میگفتم.

    2)با این قصد که این فرد در ذهنش بتونه بپذیره همچین رابطه های خوبی هم میتونه موجود باشه.

    نتیجه چیشد؟ بعد از یه مدت به من گفت من نمیخوام با تو دوست باشم چون تو با صحبتات به من حس بی کفایتی رو میدی چون توی رابطه نیستم.

    خداروشکر میکنم برای این اتفاق چون باعث شد من درس بگیرم که نباید نباید و نباااید از داشته هام صحبت کنم مگر اینکه خود طرف بپرسه.

    و من اگر از یه اتفاق خوشحالم بیام به خدا بگم به خودم بگم و حالا افرادی که مطمئنم با من هم نگاه هستن نه کسایی که صرفا دوست هستند یاا آدم خوبی هستند.

    مطمئن هستم استاد هم که توی فایلا ازرداشته هاشون میگن توی زندگیشون با ادمای دیگه از داشته هاشون نمیگن. توی سایت میگن که برای ما باور پذیر بشه که میشه به خواسته ها رسید اما قطعا برای ادمای عادی نمیگن مگر اینکه اون شخص هم مدار و هم نگاه با استاد باشه و از استاد در این مورد درخواست کنه

    استاد عزیزم شپاسگزارم برای صحبتای ارزشمندتون. سپاسگزار خداوندم که بهتون جملاتی رو الهام میکنه که صاف میره میشینه تو قلبمون و ما رو التیام میده

    عاشقتونم. ممنونم از بچه ها و این حجم از خفن بودنشون.

    شاد باشیم :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      جمال خسروی گفته:
      مدت عضویت: 1542 روز

      سلام دوست عزیز م

      سپاسگذارم که هستی

      چقدر فامیلی قشنگی داری

      گندمکار زیباژت واقعا زیباست .

      سپاسگذارم

      لذت بردم از خواندن کامنت

      سلام به عزیزای دلم.. چه حس خوبی داره صحبت کردن با کسایی که حرفاتو میفهمن و از جنس تو هستند.

      درس هایی که از این فایل گرفتم :

      1) خدا طیفی از همه رنگ هاست و تو بیا اون رنگی رو باور کن که زندگیت و بهتر میکنه.

      خیلی باید بشینم روی این فایل فکر کنم… همه چیز خداست، خوبی، بدی، ناراحتی، شادی، قهر، آشتی، خوش اخلاقی، عصبانیت، فقر، ثروت، کشور فقیر، کشور ثروتمند، ببین تو چژور باور میکنی هر کدوم از اینا رو.

      هر طور که باور کردی این موضوعات و اشخاص به همون شکل برای تو در میان.

      مثلا من در حال حاضر باور دارم پول دراوردن سخته و بله دقیقا مقدار زیادی هم جذب نمیکنم.

      آخ خدا خیلی قشنگه….

      2) هر چه که باور های بهتر و بیشتری راجب خداوند بسازی زندگی بهتر و لذت بخش تری برا خودت میسازی.

      من دارم چه میکنم؟ باید انرژیم و جمع کنم بذارم رو باور سازی، روی شادی،

      حس میکنم دارم پراکنده رو خودم کار میکنم. دقیقا مثل استاد که میگن بی هدف. مثل کسی که بی هدف ورزش میکنه بعد از چندسال به یه اندام متناسبی میرسه…

      منم دارم بی هدف روی خودم کار میکنم… دلم تنگ شده برای اینجا… با اینکه هر روز فایل گوش میکنم اما انگار دور بودم از سایت عباسمنش و اون انرژی مثبتش… خیلی درگیر ادمای بیرون شدم، درگیر شرایط بیرونی شدم، دلم همینجا رو میخواد. همین فضای گرمو شاد سایت عباسمنشو. همینجا رو که ادما شادن و دارن رشد میکنن.. فضای بیرون و قضاوت ها و اهمیت حرف مردم و و و و…. نمیخوام..( حالا وسط این همه احساس معنوی یاد اهنگ نمره ی بیست کلاسو نمیخوام افتادم >_< )

      خدایا هدایتم کن و کمکم کن تا با قدرت و تمرکز بسیار یالاتر روی خودم کار کنم و دور بشم از بیرون و ادمای بیرون و شرایط و…. بهم قدرت بده تا با قدرت بالا باور های قدرتمند بسازم، شادی کنم و خواسته هامو در خواست کنم.

      البته یه اتفاق خوب که افتاده اینه دارم هر شب قران میخونممممم. و معنی مینویسم و صدامو ضبط میکنم. مدت ها دلم میخواست اینکارو کنم اما نمیکردم اما خداروشکر الان دارم قران و میخونم.

      استاد قبلا وقتی راجب باورهای محدود کننده درباره پدر و خونواده میگفتید میگفتم ایوللل استاد زدی تو خال این دقیقا جاییه که من مشکل دارم. و اینقدر کار کردم و کار کردم که اللن خیلی خیلی خیلی عالی شدم. دو سال پیش حتی اجازه نداشتم تنها از خونه برم بیرون اما وقتی وارد ترسام شدم و ایمان و جایگزین کردم شرایط بهتر و بهتر شد و الان حدود یک ساعت دیگه قراره برم تولد. تولد مختلط و تا ده و یازده شب بیرونم. خیییلی باحاله. وقتی روی کاغذ میاریش تازه میفهمی چقدددر تغییر کردی.. الهی شکرت.

      برای پدرم خیلی رو خودم کار کردم خیلی زیاد. اما حس میکنم خیلی وقته تمرکزی رو یه موضوعی کار نکردم و شاید برا همینه حس میکنم دارم درجا میزنم…. خداروشکر که الان فهمیدم.

      شاید موضوعی که در حال حاضر بخوام تمرکزی روش کار کنم اهمیت ندادن به حرف مردم باشه. چون از وقتی رفتم دانشگاه انگار دوست دارم مورد تایید همه باشم. دوست دارم همه دوستم داشته باشن و خیلی سختمه اگر از بچه های کلاس کسی باهام خوب نباشه. ــاین موضوع و از بچگی اشکال داشتم و الان خیلی بهتر شدم اما باید تمرکزی روش کار کنم. دلم میخواد برم دانشگاه تمرکزم روی درس باشه و حاشیه نرم و بعدش هم یه راست بیام خونه و روی خودم کار کنم و درس و کار و همه چی خودم باشم.

      باید بیشتر کامنت بذارم نباید تنبلی کنم. کامنت که میذارم فرکانسم بالاتر میره و قشنگ حس میکنم شادتر شدم.

      3) نباید به اطرافیان بگی تو فلان باورت غلطه یا مثلا بگی من خیلی راحت میتونم اینطوری فکر کنم تو چرا نمیتونی؟؟؟؟؟؟

      این خیلی خیلی خیلی اشتباه هست و من بعد از اییین همه مدت کار کردن روی خودم هنوز توی این مورد خوب نیستم. خدا منو ببخشه خیلی وقتا که اطرافیان مخصوصا دوستام با صداقت میومدن میگفتن ما فلان مسئله رو داریم مثلا میگفت من توی رابطه حس میکنم طرف همش ممکنه بهم خیانت کنه و من میگفتم چراااا؟ نه اصلا اینطور نیست ببین من الان تو رابطم و…. مثال نقض براش میزدم.

      میدونید خیلی وقتا با دیدگاه اینکه بتونم الگوی «شدن» توی مسئله ای که در اون موفق بودم باشم، میومدم با ذوق از داشته هام میگفتم ولی من نمیدونستم که باباااا اینجا سایت عباسمنش نیستااا.

      اینجا ادما فکر میکنن داری پز میدی و بیشتر بد بین میشن به تو.

      یکی از درسایی که الان از این فایل گرفتم اینه که هرگز از داشته هام برای افراد نگم مگر اینکه از من درخواست کنن. آدم ها 95 درصدشون سطحی نگر هستند و اگر از داشته هات صحبت کنی میذارن پای غرور… خدایا شکرت که این درس و گرفتم من.

      مثال عینیش و تو زندگیم داشتم. دوست صمیمی داشتم که تو رابطه نبود و باور های محدودکننده زیادی راجب روابط داشت، من به دو علت میومدم از رابطه فوق العادم براش میگفتم

      1)برونگرایی شدید و ذوق و خوشحالی از داشتن رابطه خیلی خووبم و چون دوستم و محرم میدیدم و فکر میکردم نگاهش مثل منه میومدم با ذوق از اتفاقات خوب و زیبایی که در روابطم اتفاق میفتاد بهش میگفتم.

      2)با این قصد که این فرد در ذهنش بتونه بپذیره همچین رابطه های خوبی هم میتونه موجود باشه.

      نتیجه چیشد؟ بعد از یه مدت به من گفت من نمیخوام با تو دوست باشم چون تو با صحبتات به من حس بی کفایتی رو میدی چون توی رابطه نیستم.

      خداروشکر میکنم برای این اتفاق چون باعث شد من درس بگیرم که نباید نباید و نباااید از داشته هام صحبت کنم مگر اینکه خود طرف بپرسه.

      و من اگر از یه اتفاق خوشحالم بیام به خدا بگم به خودم بگم و حالا افرادی که مطمئنم با من هم نگاه هستن نه کسایی که صرفا دوست هستند یاا آدم خوبی هستند.

      مطمئن هستم استاد هم که توی فایلا ازرداشته هاشون میگن توی زندگیشون با ادمای دیگه از داشته هاشون نمیگن. توی سایت میگن که برای ما باور پذیر بشه که میشه به خواسته ها رسید اما قطعا برای ادمای عادی نمیگن مگر اینکه اون شخص هم مدار و هم نگاه با استاد باشه و از استاد در این مورد درخواست کنه

      استاد عزیزم شپاسگزارم برای صحبتای ارزشمندتون. سپاسگزار خداوندم که بهتون جملاتی رو الهام میکنه که صاف میره میشینه تو قلبمون و ما رو التیام میده

      عاشقتونم. ممنونم از بچه ها و این حجم از خفن بودنشون.

      شاد باشیم :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1147 روز

    ممنون استاد بابت ویس عالیتون مثالهای پیامبران عالی هست ابراهیم را مثال زدین اتش خدا هست اول و اخر خدا هست و الان این جمله را میفهمم که خدا سیستمی که برای ما داره نشون میده چطور پیش میریم من حالم عالی باشه پس عالی بودن نشونم میده براهیم عالی بوده اتش براش گلستون شده چرا چون چنین درخواستی داده و از رگ گردن به ما نزدیکتره

    و موسی گفته ببینمت نتونسته وقتی این قسمت مداد مثال زدین به خودکار دستم نگاه کردم گفتم حتی همینم واقعا نمیدونم چطور بوجود اومده از کجا رسیده دست من حالا این یک خودکار، خدا که قدرت جهانه پس ذهنم پذیرفت خدا هست و نزدیکع و لازم نیست درکش کنم باید باورش کنم ایمانم زیاد کنم بعد با تحولات زندگیم درکش هم میکنم پیامبران با معجزاتشون در واقع خدا را درک کردن موسی خدا را وقتی درک کرد که عصاش انداخت و مار شد مثل اینه خدا بهت بگه منو نمیبینی اما بهت نشون میدم چقدر توانام پس پاشو برو فلان کار بکن تا خودمو بهت ثابت کنم دیروز در فیلم اسکار یکی از شرکت کننده ها گفت توانایی من اینه که با تصور مربع های سیاه در ذهنم میتونم باعث سردرد خودم بشم مهران مدیری بهش گفت خب الان ما چطور بفهمیم راست میگی گفت هیچی اعتماد کنید

    در مورد خدا هم همینه اگه من نمیبینم پس دلیل نمیشه تباشه اگه اون شخص میگه سردرد میشه من اعتماد کنم میتونم بمرور با رفتارهاش بفهمم ایا واقعا هست یا نه اعتماد نکنم نمیشه

    به خدا اعتماد کنم بعد بمرور با معجزاتش بهم میگه دیدی این منم، دیدی فلان پول اومد این منم، دیدی من بهت گفتم وایسا ایستادی جلوت تصادف شد این منم، دیدی داشتی معامله اشتباهی میکردی مستاجر حرف زد دیدی زبان مستاجر من بودم دنبال خونه بودی اون مالک که پول نیاز شد تا تو صاحبش بشی دیدی این منم، یادته با رنو بودین با هجده چرخ تصادف کردین همتون زنده موندین دیدی این منم، دیدی پول نیاز بودی روی شاخه درخت برات پول گذاشتم این منم، دیدی بعد تصادف دیه بهت رسید خونه مادر بزرگت مجبور شدن بفروشن خریدی این منم، دیدی خونه ات جا به جا کردم بدون هیچ پولی این منم، دیدی عروسی گرفتی هیچ بدهی نداشتی این منم، دیدی سفر خارج رفتی هیچی پول نداشتی برگشتی دلار گرون کردم هم پول سفرت دراومد هم سود کردی این منم، دیدی ماشین به اسمت در قرعه کشی دراوردم وقتی ثبتنام تموم شده بود بار اولت هم بود نوشتی این منم، دیدی ماشین برات عوض کردم بهترش کردم این منم،

    بخوام بگم انقدر زیاده انقدر زیاده

    اسفند مشتری ها عیدم تموم کردم گفتم دیگه ارایشگاه نمیرم و یک پیشنهاد شغل انلاین شد شروع کردم پشتش کرونا شد این منم،

    یعنی کی میتونه تنقدر قشنگ برنامه ریزی کنه

    کی میتونه انقدر قدرت داشته باشه

    همه میگن خوش شانسی ولی من میدونم شانس نیست این تویی خدایم که به من نزدیگی هر بار با اعتماد من نشونه میدی بگی ببین هستم ببین نزدیکم ببین اینجام

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1512 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -هرگز نمی توانیم خداوند را در کلام توصیف کنیم

    -خداوند همه چیز است

    -خداوند در زمان حال جاری است

    -خداوند نور آسمان ها و زمین است

    -خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تراست

    -هیچ چیز مجزا از خداوند نیست

    -خداوند هم عشق است هم نفرت هم خوبی است هم بدی

    -خداوند مانند اب جاری است که به شکل افکار و باورهای ما درمی آید

    -باید باورهایی در مورد خداوند در ذهن خود ایجاد کنیم که به ما قدرت خلق زندگی دلخواهمان را دهد

    -به هر شکلی خداوند را باور کنیم برای ما به همان شکل درخواهد آمد

    -با قدرت دادن به خداوند می توانیم نتایج دلخواه خود را خلق کنیم

    -جهان ما مجزا از دیگران است

    -با ایجاد باورهای مناسب در مورد خداوند کنترل ورودی های ذهن و داشتن احساس خوب می توانیم هر آن چیزی را که بخواهیم خلق کنیم

    -ما و خداوند یکسان هستیم

    -ما و خداوند قدرت خلق زندگی دلخواه خود را داریم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -این نکته که استاد فرمودند با ایجاد باورهای توحیدی مناسب در مورد خداوند می توانید زندگی دلخواه خود را خلق کنید باعث شد بیشتر درک کنیم که چرا استاد در تمام دوره های خود تاکید دارند توحید اصل و اساس همه چیز است چون خداوند همه چیز است و با داشتن باورهای توحیدی لازم نیست به دنبال کسب ثروت باشیم ثروت به دنبال ما خواهد آمد با داشتن باورهای توحیدی و قدرت دادن تنها به خداوند نه دیگران و عوامل بیرونی سلامتی به سراغ ما خواهد آمد چون سلامتی خود خداوند است با داشتن باورهای توحیدی افراد خوب به سمت ما خواهند آمد چون خداوند خود افراد خوب است با داشتن باورهای توحیدی هر آن چیزی که بخواهیم به سمت ما هدایت می شود بنابراین لازم نیست با زجر و تقلا به دنبال خواسته ها و اهداف خود باشیم تنها کافی است باورهای خود را در مورد خداوند تغییر دهیم افراد شرایط ایده های خوب لاجرم توسط خداوند به سمت ما هدایت می شوند

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -از زمانی که به مطالعه ی قرآن همزمان با فایل های استاد پرداختیم فایل های استاد و ایات قرآن را بسیار بهتر درک کرده و متوجه شده ایم صرفا با گوش دادن به فایل های استاد نتایج مورد انتظار برای ما ایجاد نشده اما اکنون که قرآن را مکمل سخنان استاد کرده ایم نتایج مورد انتظار را گرفته و به همه ی افراد توصیه می کنیم فایل های استاد را همزمان با قرآن گوش داده تا درک و فهم آن صدها برابر از سخنان استاد و قرآن افزایش یابد اگر پیش از این اهمیت مطالعه ی قرآن را درک کرده و زودتر خواندن آن را شروع می کردیم نتایج ما به مراتب بسیار بیشتر و بزرگتر بود هر چند قانون تکامل به ما اجازه نمی داد به سراغ مطالعه ی قرآن رویم چون قران کتابی کاملا فرکانسی است که نمی توان آن را با کلام توصیف کرد تک تک کلمات و آیات آن قوانین الهی را که استاد در فایل های خود به ان اشاره دارند را تماما و کامل بیان می کند به همین دلیل به افراد توصیه می کنیم حتما اگر می توانند روزی تنها یک آیه از قرآن را مطالعه کرده تا تفاوت زیاد بین درک و فهمشان از قوانین را متوجه شوند

    تنها عاملی که باعث درک بیشتر و سریع تر قوانین الهی می شود مطالعه ی آیات قران است

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی شخصی ما مطالعه ی قرآن هم زمان با انجام تمرینات خانم شایسته ی عزیز و گوش دادن به فایل های استاد است چون پس از سال ها گوش دادن به فایلهای استاد متوجه شدیم تنها مطالعه ی قرآن می تواند به ما در درک قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند کمک کند که در گذشته اهمیت ان را نادیده گرفته و هر بار از زیر خواندن آیات قرآن شانه خالی می کردیم اما متوجه شدیم خود را از نعمت بی نهایت ارزشمندی سالها به دلیل باورهای نامناسب در مورد قرآن محروم کرده بودیم و اکنون خداوند را هزاران مرتبه شکر می کنیم که می توانیم قرآن بخوانیم و ان را در حد مدارمان درک کنیم ان شا الله ما هم بتوانیم مانند استاد 60 بار قرآن را از اول به آخر مطالعه کرده و از تک تک آیات آن لذت ببریم چون خداوند به وضوح قوانینی که استاد در فایل های خود بیان کرده اند را بیان می کند و ما بسیار خوشحال هستیم که به لطف فایلی که خانم شایسته ی عزیز در پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر قرار دادند به مطالعه ی قرآن هدایت شدیم و ان شا الله بتوانیم بیشتر ایات ان را درک کرده و در عمل از انها استفاده کنیم

    باورهایی که خداوند در قران در مورد خود بیان کرده برای ما کفایت می کند که قدرت و عظمت بی انتهای او را درک کنیم و الگوهایی که در قالب پیامبران بیان کرده برای ما باور پذیر و امکان پذیر می کند که تحقق تمام اهداف شدنی و امکان پذیر است در صورتی که قدرت و عظمت خداوند را باور کرده و خود رالایق نعمت های الهی و هم صحبتی با خداوند بدانیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: