رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    معصومه حقانی گفته:
    مدت عضویت: 2021 روز

    با عرض سلام وادب واحترام خدمت شما استادتوحیدی عزیز ومریم جان وسایر دوستان.

    خدا را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل.

    واقعا که همه چیز باوره.

    باور من در مورد خدا اینه که خدا معجزه است.

    معجزه ای که خلق میشه. معجزه یعنی اتفاقی که میفته وتو رو شگفت زده می کنه.

    وقتی امروز داشتم دفتر سپاس گزاری هام رو مرور می کردم یه نکته ای که خیلی توجهم را جلب کرد این درخواست بود…. خدایا ازت میخوام معجزاتت رو بهم نشون بدی وسورپرایزم کنی. منتظر معجزاتت هستم.

    این درخواست تقریبا بعد از نوشتن سپاس گزاری های هر روزم آگاهانه یا ناآگاهانه تکرار شده بود. وامروز شاهد معجزاتی بودم که قبلا درخواست کرده بودم.

    خدای من یه خدای معجزه گره. شگفت زده می کنه.

    جالبه که در واقع هر موضوعی را که خودم میخوام معجزه وار درست میکنه. شکل ظرفی که خدایم را درش میبینم ظرف کن فیکونه.

    خدای من خدایی ابراهیم است که آتش را بر او گلستان کرد.

    خدای من خدای اسماعیل است وقتی گوسفندی را به جایش برای قربانی فرستاد.

    خدای من خدای نوح است وقتی که کشتی را در طوفان به حرکت در آورد و در ساحل به آرامش رساند

    خدای من خدای موسی است وقتی عصا را اژدها کرد وید بیضا آفرید.

    خدای من خدای موسی است در کوه طور وصحرای سینا

    خدای من خدای عیسی است در گهواره ودر شکم مادر

    خدای من خدای یونس است در شکم نهنگ

    خدای من خدای زکریاست در محراب عبادت

    خدای من خدای مریم بن عمران است بر سر سفره های الهی

    خدای من خدای مادر مریم است در دعا برای پسر دار شدن

    خدای من خدای لوط است در دور شدن از اقوامش

    خدای من خدای جبرئیل است در آوردن پیام های الهی

    خدای من حتی خدای ابلیس است وقتی که از خدا مهلت خواست.

    خدای من خدای دریا هاست. خدای آسمان ها و زمین است. خدای کوه ها وخشکی هاست. خدای ستاره هاو سیاره هاست.

    خدای محمد است در بین اعراب بنی هاشم.

    خدای خدیجه است در کنار محمد

    خدای علی است در کنار پیامبر وووووو

    خدای من همه چیز است. همه کس است.

    الحدید

    هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

    ﺍﻭﺳﺖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺑﺎﻃﻦ ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(٣)

    الحدید

    هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

    ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺶ ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﭼﻴﺮﻩ ﻭ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ . ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺮﻭ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ . ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﻴﺪ ، ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ .(۴)

    الحدید

    لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ

    ﻣﺎﻟﻜﻴّﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﻴﻄﺮﻩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ .(۵)

    الحدید

    یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

    ﺷﺐ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻧﻴّﺎﺕ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .(۶)

    خدای من خدای قادر است. رزاق است. وهاب است. خدای من علیم است. بصیر است. سمیع است. ستوده است وبی نیاز.

    خدای من مهربان است ومنتقم

    خدای من مکار است وشکست ناپذیر.

    خدای من باور من است. بله دقیقا همینه. باور.

    اعتقاد. عقیده. فکری که در موردش داریم. چیزی که ما رو به یادش میندازه.

    خدای من یک لبخند شادی است.خدای من اشک شوق است. خدای من احساس نیاز است و رسیدن به نیاز.

    خدای من وصل است وفصل.

    هر جا بخواهم نزدیکم می کند وهر جا بخواهم دورم می کند.

    خدای من خود منم وهمه حول یک محور می چرخیم. همه بر سر یک انگشت هدایت می شویم.

    شعر فیل در تاریکی مولانا

    پیل اندر خانهٔ تاریک بود

    > عرضه را آورده بودندش هُنود

    >

    > از برای دیدنش مردم بسی

    > اندر آن ظلمت همیشد هر کسی

    >

    > دیدنش با چشم چون ممکن نبود

    > اندر آن تاریکیش کف میبِسود

    >

    > آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد

    > گفت همچون ناودانست این نهاد

    >

    > آن یکی را دست بر گوشش رسید

    > آن برو چون بادبیزن شد پدید

    >

    > آن یکی را کف چو بر پایش بسود

    > گفت شکل پیل دیدم چون عمود

    >

    > آن یکی بر پشت او بنهاد دست

    > گفت خود این پیل چون تختی بدست

    >

    > همچنین هر یک به جزوی که رسید

    > فهم آن میکرد هر جا میشنید

    >

    > از نظرگه گفتشان شد مختلف

    > آن یکی دالش لقب داد این الف

    >

    > در کف هر کس اگر شمعی بدی

    > اختلاف از گفتشان بیرون شدی

    فیل نماد حقیقت مطلق (خداوند) است.

    * خانهٔ تاریک نماد دنیای مادی و تاریکی نماد جهل، محدودیتهای بشری و حجابهای ادراکی است که مانع دیدن کامل حقیقت میشوند.

    * افراد در تاریکی نماد انسانهایی هستند که تنها بخشی از حقیقت را با حواس ناقص خود درک میکنند و آن را تمام حقیقت میپندارند.

    * شمع نماد نور معرفت، یقین و هدایت الهی است که اگر در دل انسان روشن شود، باعث زدوده شدن اختلاف نظرها و درک حقیقت یکپارچه میگردد.

    این داستان به ما میآموزد که فهم های محدود و شخصی از حقیقت، همیشه ناقص است و برای رسیدن به شناخت کامل، باید از حواس ظاهری فراتر رفت و به دنبال نور حقیقت بود.

    خدا را فقط بانشانه هایش می توان شناخت .

    باید یه نگاهی به زندگی مون بندازیم تا بفهمیم خدامون چه شکلیه. اگر قشنگ نیست. تقصیر از خود ماست.

    هر جا راحت نبودیم وحس خوبی نداشتیم باید باور مان را در مورد خدا تغییر بدهیم.

    خدا هم مال فقیر هاست وهم مال ثروت مند ها. ولی خداشون با هم فرق می کنه. چون باورشان فرق داره.

    خدای قوی داریم وخدای ضعیف.

    خدای مهربان داریم وخدای ظالم

    خدای ظاهر داریم وخدای باطن.

    همه چیز اوست واو در همه چیز است.

    در مورد جواب سؤال استاد به نظرم هر کسی نسبت به باوری که برای خودش ساخته سن پیر شدنش فرق میکنه.

    اگر باورش این باشه که دود از کنده بلند میشه در پیری هم قوی خواهد بود.

    اگر باورش این باشه سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا. در جوانی پیر وناتوان می شود.

    چون جوانی وپیری مربوط به جسم است وگرنه روح که نه سن دارد ونه جنس. بلکه این باور ماست که جسم را می سازد.

    هر کس باور قوی تری داشته باشد خدای قوی تری هم خواهد داشت.

    از امروز تصمیم گرفتم باور های مربوط به خدا را در قرآن پیدا کنم وبرای خودم بنویسم. چندتاش رو می نویسم.

    خدای مهربان وبخشنده

    خدای صاحب همه چیز

    خدای صاحب وسرور

    خدای لایق بندگی

    خدای کمک کننده

    خدای هدایت کننده به راه راست

    خدای هدایت کننده به هر راهی

    خدای دور کننده از مسیر گمراهی

    خدای هدایت گر پرهیز گاران

    خدای آگاه به غیب وآخرت

    خدای نهایت رستگاری….

    به قول رضا مار مولک به اندازه ی تمام آدم ها راه هست برای رسیدن به خدا.

    ودر نهایت خدای سپاس گزاران صبور.

    تا کامنت دیگر ورد پایی دیگر درود ودو صد بدرود.

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      هادی صفدری گفته:
      مدت عضویت: 1163 روز

      سلام خدمت معصومه خانم

      خوشحالم که با چنین گوهرهایی مثل شما توی این مسیر زیبا هستم

      چقدر کلام متنی زیبا

      وزیبا تر از اون اگاهی های فوق‌العاده

      که

      با این شعر زیبا درآمیختید

      خوشحالم برای این همه زیبایی

      این همه آگاهی

      مسرور شدم

      زیباترین ها رو برای شما آرزومندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نجمه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3807 روز

    استاد مهربانم سلام

    فقط اشک ریختم ودیدم…چقدر صحبتهاتون در مورد خدا دلنشینه..هیچ وقت حرفهاتون برام تکراری نبوده..هیچ وقت

    چند روزی بود از خدا سوال داشتم که چطور بهت نزدیکتر بشم..چطور بیشتر توقلبم احساست کنم؟؟

    دیشب به من الهام کرد که معجزه ی سپاسگزاری..صبح داشتم فایل صوتی معجزه ی سپاسگزاری رو گوش میدادم وتعهد دادم بدون وقفه سپاسگزاری رو انجام بدم تا جزئی از شخصیتم بشه..وبعدش هم متوجه شدم فایل جدید گذاشتید،سریع دانلود کردم وبا اشتیاق دیدم

    واقعا خدا انرژِی هست که به شکل ظرف ما در میاد..چه باور عظیمی…پروردگارم کمکم کن تا این باور رو بزارم تو مغزم

    سپاسگزارم به خاطر صراط مستقیمی که من رو هدایت کردی..سپاسگزارم به خاطر استاد نازنینی که سر راه من قرار دادی

    سپاسگزارم به خاطر دوستان عزیزم که ازشون اگاهی میگیرم..سپاسگزارم به خاطر الهاماتی که هر لحظه به من میشه وهدایتم میکنه

    یک نمونه ی خیلی واضحش،پاسخ لیلا شبخیز نازنین به کامنت من به ایشون در جواب مسابقه ی قبلی بود..پله پله تا ملاقات خدا

    اروم باش،لذت ببر…به تمام رویاهات میرسی..به زمانبندی خدا اعتماد کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  3. -
    رضا فرسادپور گفته:
    مدت عضویت: 3832 روز

    با سلام مجدد خدمت خانواده ی عزیزم

    اول تبریک میگم ب دوست خوبم علی حیدری عزیز ک با نظر خوبش برنده مسابقه شناخته شد

    ممنونم از همه که بیشتر از 3000 تا نظر روی سایت قرار گرفت و چقدر عالی بودن انصافا

    نمیشد همه رو خوند ولی تا جایی ک خوتدم متوجه شدم چقدر جواب ها عالی هستن و کمک کننده..

    برای جواب سوال این هفته میخواستم بگم که خب وقتی ی ورزشکار شروع به ورزش حرفه ای میکنه معمولا تو اون رشته ورزشی دوران طلایی وجود داره و میگن که تو اوج جوونی قرار دارن تو اون دوران

    البته خب ما نمیتونیم بگیم غلطه یا درسته- برای هر کسی متفاوته و بسته به ذهن طرفه.

    چرا که ما ورزشکارایی داریم ک حتی پیر هم هستن و کاملا روی فرم هستن و کلا زندگیشون روی ورزش و سلامتی و زندگی سالم داشتن استواره. مثل آرنولد

    حالا اونایی هم که همچین باوری دارن ک توانایی شون کمتر میشه تو سنین بالا ، بخاطر اینه ک انگار توی اون رشته ورزشی یک قالب سنی وجود داره ک میگن مثلا تا فلان سن، نهایت اوج میتونه باشه

    تو فوتبال مثلا 30 سال 35 سال

    مسلما هر کسی هم ک تو همچین قالبی خودشو قرار بده ، خود بخود ب رسیدن به اون سن ، حس میکنه ک کم کم باید خداحافظی بکنه

    البته توانایی ای ازش کم نشده ولی پذیرفته ک قانون هستش این موضوع

    و بعد دوران حرفه ای انگار که طوفان خوابیده، وزن شون زیاد میشه و تناسب اندامشون رو از دست میدن و …

    ک این هم دقیقا به اون الگوی ذهنیشون بستگی داره

    ک چ ورودی هایی به ذهنشون دادن از قبل.

    مثلا ورزشکارایی ک تو دوران پا ب سن گذاشتنشون هم تناسب اندامشون رو حفظ میکنن و این موضوع ب ی سبک زندگی براشون تبدیل شده، حتما از الگوهای ذهنی خوبی تبعیت کردن

    و اون سبک زندگی تو وجودشون ریشه دار شده

    ممنونم و برای تک تک اعضای خانواده خوبم نهایت سلامتی و شادی و احساس خوب و همینطور سبک زندگی خوب رو آرزو دارم. 

    رضا فرسادپور

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  4. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1881 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد جانم و مریم جان شایسته و همه دوستان .

    باران:

    چه فایل بی نظیری خیلی لذت بردم از شنیدنش خیلی این فایلو دوست دارم چندین بار قبلا گوشش دادم هم نشانه روزانه م بوده هم هدایت شدم بهش .

    خدا همه چیزه ،خدا همه وجود منه ،خدا همیشه مراقبم بوده همیشه حواسش بهم بوده از وقتی باهاش رفیق شدم از وقتی که من بندگی میکنم اونم برام خدایی میکنه ،خیلی وقتا من فراموش کردم ولی اون مراقبم بوده ،دقیقا یه هفته پیش من داشتم رانندگی میکردم شب بود داشتم باخدای خودم حرف میزدم، یه حرف خودم قشنگ یادمه گفتم خدایا ممنونم ازت همیشه مراقبمی یهو سر پیچ بود جاده خلوت ماشین تو لاین من از جلو با سرعت اومد سمتم به الله خودش قسم من نمیدونم چطور ماشین کنترل شد فقط میدونم خدا بود ،که سخت بود کنترل ماشین سر پیچ اونم ماشینی باسرعت بیاد وای خدای من فقط معجزه بود که ماشینم انداختم تو خاکی به لطف الله مهربان نه ماشینم خراب شد سرسوزنی نه خودم و تقریبا اگه کمتر از 50متر اونورتر میرفتم میوفتادم تو یه پرتگاه و اگه ماشین پشت سرم بود حتما الان اون دنیا بودم .و خدای قشنگ و مهربانم فرصت دوباره زندگی بهم داد من تا چند روز تو شوک بودم میگفتم فرصت زندگی دوباره بهم دادی شکر گزار بودم و الان که مینویسم بغض گلومو گرفته ،که خدا همیییشه مراقبم بوده همیشه دستامو گرفته ،همیشه بغلم کرده ،خدا همه چیزه ،خدا خیر مطلقه ،خدا معجزه س ،خدا عشقه ،عشقی که عاشقی باهاش پر از خیرو برکت و اتفاقات عالیه ،خدایا من عاشقانه دوستت دارم و عاشقانه میپرسمت .

    استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل بی نظیر دمتون گرم .

    در پناه خدای مهربان باشید.

    خدا نگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  5. -
    امیر گفته:
    مدت عضویت: 3231 روز

    بسم الله الرحمن و الرحیم

    سلام به همه ?

    ?سوال:به نظر شما، چه عاملی باعث شده تا بسیاری از ورزشکاران نتوانند توانایی هایی را که در این سن(20-25) دارند، در سنین بالاتر از خود بروز دهند؟?

    راستش بعد از مدتها کار کردن با قوانین،پاسخ این سوال را فقط و فقط و فقط یک چیز می دانم:

    فقط باور!

    موضوع کهولت سن یا کمی سن نیست …موضوع اون ورزش خاص نیست…موضوع نیروی جوانی یا هر چیز دیگر نیست…

    موضوع فقط و فقط یک چیز است:

    آن هم باور

    برای اینکه این پاسخ به درستی برایت جا بیفتد مثالی می زنم از زندگی شخصی خودم…

    خیلی ها باور دارن که با کهولت سن ،طرف چشمانش ضعیف می شود…به قول معروف پیر چشمی می گیرد…آدم آلزایمر می گیرد … باید غذاهایش کنترل شده باشد…نباید چربی بخورد…نباید شکر بخورد…نمک را که دیگر باید از غذایش حذف کند…مگر اینکه با قرص های خارجی و قوی انسان بتواند تا سنین بالا عمر کند…

    دوست من اینها تماما نجواهای شیطان است که امده و می خواهد زندگی تورا محدود کند…خودش از درگاه رانده شده و میخواهد تورا که باید برتو سجده می کرد نیز از درگاه براند…?

    هرکس چنین حرفایی زد و هرکس حرفی زد که در یک کلام

    به تو احساس بدی رساند…قطعا کلامش از خداوند نیست…

    کلامش علمی نیست…

    ?کلامش فقط و فقط یک منبع دارد و آن هم شیطان است…?

    همین باور های مخربی که در بالا ذکر کردم…ما استادی داریم که واقعا انسانی شریف و دوست داشتنیست? و فکر میکنم شاید سنش نزدیک به 70 سال باشد…

    بسیار بسیار عالی ریاضی تدریس می کند?…انرژی بسیار زیادی دارد?…طوری که بین ما زبان زد شده و بچه ها می گویند ایشون از ما که جوان هستیم پر انرژی تر است…دوستان دائم سر کلاس درس در حال حرکت و پاسخ به سوالات بچه ها است? …حافظه اش آنقدر قوی ست ?که حتی من یادم می آید که (بنده تا الان دو سال با ایشون کلاس داشتم)سال پیش اشتباهی رو انجام دادم امسال به یکی از بچه ها گفتند که اشتباه بنده رو انجام نده!

    بسیار بسیار عالی تدریس می کنند و فکر میکنم واقعا عاشق کارشان هستند…همیشه به موقع سر کلاس درس حاضر می شوند و در این دوسال تا کنون مانند معلمان دیگر،غیبت یا تاخیر نداشتند…?

    درحالی که این ویژگی هایی که من ذکر کردم کاملا برخلاف باور های عمومی جامعس …باورهایی که به قول استاد 99 درصد اعضای جامعه اون هارو دارن…

    ولی دوست من اگر وجود چنین الگو های موفقی را انکار کنی یعنی به طور کامل سرت را در برف فرو کردی و از جهان بیرون خبر نداری…

    همین قضیه معاد،و برانگیخته شدن ما که به طور واضح در قرآن که کلام الله است به عنوان “یوم الدین” آورده شده است…

    همین موضوع که بسیاری باور ندارند…

    ?بسیاری باور ندارند که خداوندی که ما را از گل و خاک آفرید توانایی داشته باشد که دوباره مارا زنده کند!?

    چند وقت پیش مقاله ای مطالعه میکردم که در آن عنوان شده بود که دانشمندان ماندن و از بین نرفتن حافظه ی انسان بعد از مرگ را به نوعی اثبات کرده بودند و ?اینکه مرگ پایان کار نیست…?

    به نظرت این همان قضیه برزخ که فاصله میان یوم الدین و مرگ ماست؛ نیست؟

    آیا می خواهی منتظر بمانی که علم ثابت کند که جهان،جهان باورهاست و هر باوری داشته باشی همان به حقیقت می پیوندد؟

    آیا میخواهی همه چیز را منتظر بمانی که علم ثابت کند؟

    ثابت کند که دوران طلایی ورزشکاری لزوما سن 20 تا 25 سالگیش نیست؟

    ثابت کند که خداوند به ما کمک می کند و باید به او توکل کنیم؟

    ثابت کند که با اعراض از ناخواسته ها و توجه به خواسته هایت به سمت آن ها هدایت می شوی؟

    همانند آزمایشی رو مولکول های آب که در سال 2009 انجام شد؛ثابت کند تک تک این جهان جان و حیات دارد و به کلام و فرکانس هرچیزی واکنش نشان می دهد(اگر میخوای بیشتر بدونی”words affect on water crystals” یا “واکنش مولکول های آب به کلمات” جست و جو کن در اینترنت!)

    ?یا میخواهی به کلام الله اعتماد کنی و زندگیت را از پایه بر مبنا ی سخن قرآن بسازی؟?

    ?تصمیم با توست!?

    براتون آرزوی باور کردن چیز های خوب رو از الله یکتا خواستارم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  6. -
    الناز قربانی گفته:
    مدت عضویت: 3311 روز

    استااااااااد

    بودای خندان!!!! چیزی که با دیدن تصویرتون به ذهنم رسید مجسمه ی بودای خندان بود،

    یه اقای تپلی با سر تاس و لباس زرد و لبی خندان

    .

    .

    .

    این جملات روگفتم حس و حالمو عوض کنم، بغض ام رو تبدیل کنم به لبخند..برقی که تو چشماتون هست، اشک های من و همه ی سه هزارتا دوستانم که کامنت گذاشتن و خیلی های دیگه که فقط خوندن و میخونن و نذاشتن، گواه بهترررین حس و حال ناب مون هست.

    غررررق آرامش ام، حس ام از ترس و یا ذوق مرگ !!! شدن تیدیل شده به ارامش و یه قدم بالاتر ، یه مدار بالاتر، یه سطح و پله بلندتر..که من و ما میرسونه به دنیای بزرگتر، جهان زیباتر و بهتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      الناز قربانی گفته:
      مدت عضویت: 3311 روز

      دوستان عزیزم در مورد انواع رکوردهای ورزشی و مثالهایی از افراد مختلف اوردید,که چقدر تاثیر گذار بودند. و در پایان این چند روز خدا میدونه که چند هزار تا نظر با مثالهای زیبا ثبت میشه,

      _

      ضمن اینکه بعضی از دوستان از باورهای خودشون و اطرافیانشون مثال زدند, و دارم میخونم و لذت میبرم ، من هم میخواستم تجربه و باور خودم رو بگم, دیروز تو یه گروه تلگرامی, دوستم یه جک گذاشته بود با این مضمون که, اینایی که هرچی میخورن ولی چاق نمیشن رو کاری ندارم، اونایی که مسواک نمیزنن اما همیشه دندوناشون سفیده رو کجای دلم بزارم؟؟

      من در جواب به اون جک دوستم گفتم که من نه تنها هر چی میخورم، چاق نمیشم، بلکه دندونام همییییشه و درهر حال سفید و براقه ،

      تازه موهای سرمم هر روز نزدیک 1 سانتی متر رشد میکنه!!! طوری که فقط طی 3-2 سال از کوتاه ترین حالت ممکن میرسه به بیش از 1٫5 متر،

      چون دوستام منو از نزدیک میشناسن و میدونن که واقعا همینجوریم و اغراق نمیکنم، بهم گفتن واااقعا تو چکار میکنی که وزن ات فیکس مونده؟ یا رشد موها و ناخن هات زیاده و یه خاطراتی رو با هم مرور کردیم که من طی یه مدت کلاسای دانشگاه حدود 1 سال مثلا هر روز 2 تا بطری ایستک میخوردم تو سلف دانشگاه، و بقیه هم هر چی میگفتن نخور چاق میشی، میگفتم هییییچ تاثیری رو من نداره! میگفتن الان شاید، ولی تو اینده از چاقی منفجر میشی ، این نوشیدنی ها قند خالص هستند،

      از اون دوره سال ها گذشته و واقعا تو همون وزن بودم و هستم و خواهم بود!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
      • -
        سمیه نوشادی گفته:
        مدت عضویت: 2986 روز

        جالبه الی جان

        من تو خانواده همسرم که همه بسیار زیاد چاقن و همیشه به من میگفتن تو هم مثل همه عروس و دامادها چاق میشی از روز اول گفتم من همینم و الان 13 ساله تلورانس وزنم حتی بعد زایمان در حد یکی دو کیلو بوده. همه چی هم میخورم البته درست.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        ملیحه توان گفته:
        مدت عضویت: 3693 روز

        چه باور های خوبی. داری الی جون..

        در مورد وزنم منم همین باور رو دارم .

        البته بگم من مثل همه غذا می خورم ولی یه مانکنم .

        باور من از قدیم این بود که من هر چقدر سن داشته باشم یعنی 80 _90سالگی هیکلم و وزنم همین چیزی خواهد بود که الان هستم .

        همبشه دیگرون به من میگن شما چی می خوری

        ???

        خدا رو شکر

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مرجان شاد گفته:
      مدت عضویت: 3370 روز

      سلام مجدد دوست خوبم..چه توصیف بانمکی کردی ?خیلی خوشحالم به خاطر حس خوبت این حسو منم دارم خیلی خوشحالم که تو این مسیر قدم گذاشتیم خیلی خوشحالتر به خاطر اینکه اینجا یه عالمه دوست عالی مث شما دارم که هدفهامون شاید متفاوت باشه اما همین همفکری و همفرکانس بودن انقدر نزدیکمون کرده که انگار مدتهاست همو میشناسیم..خدایـــا شکـــرت ?همیشه شاد و سالم و ثروتمند باشی الی خانوم گل ??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 3109 روز

    ?به نام خدا?

    در ابتدا تبریک می گم به برنده ی مسابقه و به بقیه ی دوستانی که نظرات زیبا شون رو به اشتراک گذاشتن.

    به نظر من چون این افراد الگوهایی که داشتند، دوران طلایی شون حول و حوش این سنین بوده توی ذهنشون حک شده که توی این برهه ی خاص میشه به موفقیت های بزرگ رسید. این سوال من رو به یاد اون مثال از استاد می اندازه که توی یه رشته ی ورزشی رکورد اون مسابقه به مدت طولانی(سال ها) چهار دقیقه بود و بعد یک نفر اومد و اون رکورد رو شکست و به سه دقیقه رسوند، توی همون سال افراد زیاد دیگری اومدند و اون رکورد رو که سال های زیادی چهار دقیقه بود رو شکستند چون یک الگو داشتند و متوجه شدند که می شود.

    یا رشته ی وزنه برداری که سال ها، روس ها قهرمان المپیک بودند و اسمی از ایران نبود توی این رشته تا این که حسین رضا زاده اومد و قهرمانی آورد و بعد از اون دنیا متوجه شد که بله ایرانی ها هم می توانند قهرمان المپیک شوند.

    توی این مورد هم به نظر من اگر یک فرد بتونه الگو بشه که حتی بالا تر یا پایین تر از این سن هم موفقیت هاش رو توی ورزش ادامه بده این ساختار ذهنی شکسته میشه که فقط توی اون محدوده ی سنی خاص میشه موفق بود.

    در پناه خدا شاد و ثروتمند باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  8. -
    فاطمه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام به همگی دوستان شادم و بهترین استاد کل زندگیم

    ممنونم از استاد که توی فیلمشون نشون دادن چطوری سوال مسابقه بهشون الهام شد ما فکر میکردیم توی شرایط خیلی خاصی باید باشیم تا جواب سوالامون بگیریم و بهمون الهام بشه واقعا عالی بود???

    اما جواب مسابقه:

    باوری که ما درمورد پیروزی در سنین بالا و در یه رشته ورزشی داریم برمیگرده به پیشینه ای که از تجربیات ورزشکارا و قوانین ورزشی و حتی علم فیزیولوژی بدن و آناتومی عضلات یاد گرفتیم از اطرافیان شنیدیم اهل فن؛مقاله های منتشر شده؛ و خلاصه ورودیای محدود آور.

    برای مثال من توی کتابای رشته دانشگاهیم خوندم که بالای 20سال به هیچ وجه قد رشد نمیکنه بلندتر نمیشه و چون علم ثابت کرده اینو دیگه ما باور کردیم که اقا صفحه رشدی بسته شده تو خودتو بکشی با تغذیه با ورزش هم قدت بلند نمیشه (که البته علم خیلی از نتیجه گیریاش ممکن نقض بشه به مرور که بعدا با تغییر باورا محققا راه حل های بهتری برای مسایل پیدا میکنن) یا مثلا وقتی وارد 30یا چهل سال شدیم همه دکترا میگن دیگه کاریش نمیشه کرد چون سن داره میره بالا پوست چروک میشه حافظه کم میشه مو میریزه ؛مراقبتا باید بیشتر بشه و ترسا شروع میشه؛ خیلی از این مثالا که هر روزه هم توی مجله های سلامت پزشکی نوشته هم از این ور اون ور میشنویم و چون در اطرافمون میبینیم که بقیه اینجوری شدن بعد از 30سالگی ماهم باور میکنیم داره واسه خودمونم یه اتفاقاتی میفته هر چی بیشتر میبینیم باورمون محکم تر میشه و البته اینم هست چون بقیه هم این موضوع باور کردن براشون اتفاق افتاده و این مسیله بسط پیدا کرده که دیگه بالای 20قد بلند نمیشه دیگه بعد از سی سالگی چروکای صورت خودشو نشون میده ولی نکته اصلی اینجاست که مگه کم مردان و زنانی هستن که تو سن پنجاه سالگیشون جوونتر شادابتر سرحال تر بدون هیچ کمر درد و زانو دردی که اینا حاصل خودباوری خودشون مطمینا و امید به زندگی که دارن احساس خوبشون و حتما دوست داشتن خودشون که همه باعث ارسال فرکانس مثبت به کائنات میشه وسالمتر و جوانتر خوشکلتر میمونن

    حتی ثابت شده که خانمها بالای 40سالگی نمیتونن باردار بشن و یا احتمال سالم بودن بچه پایین میاد.ولی مگه نه اینکه خانمی که 90 سال سن داشت و فرزندی سالم به دنیا اورد و احتمالا خبرشو شنیدین .

    اغلب این افراد از شهرهای کوچیک و روستاهای دورافتادن حتما به این علت که ذهنشون با یسری مسایل صفر یا صدی علم پر نشده که تا این سن میتونی بچه دار بشی اگرم بچه دار بشی عیب دار میشه .ایمانی که اون به خودش و خدای درونش داشته باعث شده که تو سن بالا خلاف شواهدات علمی بچه دار بشه .

    علم محدودیتایی داره چون ذهن بشری محدودیتایی داره

    مورد بعدی اینکه چقد آدما میتونن عمر کنن هر کی تو سن 80یا 90بمیره میگن خوبه عمرشو کرده بود انگار باور دارن نهایت عمر همین90ساله که تازه خیلیا میگن اوووووووو چ خبره بسه دیگه باید زوتر میمرد….

    ولی خیلیا هستن 120یا130 ؛ 140سال و حتی بیشتر عمر میکنن (اون ذهنش پر نشده از هزارتا تبصره که اگر فلان چیزو بخوری عمرت کم میشه اگه فلان کارو بکنی زوتر میمیری و ترسی هم نداره طبیعتا )که باز علم به دیده ی معجزه به این مسیله نگا میکنه و انقد عجیبه که رسانه ای میشه و تو خبرا پخش میشه که از قضا اینجور افراد معمولا شهری نیستن و شاید علت زیاد عمر کردنشونو اغلب غذا و هوای سالم بدونن که مهمتر از غذا و هوای سالم ذهن و باوری که اون فرد داشته ؛ پاکسازی شدس باوراش. بدور از هر خبر و اتفاق نابهنجار بیماری شایعات بی اساس.

    اون کسی رو تصور کنید که از اول زندگی که بدنیا اومده تا مدت ها هیچ ورودی منفی نداشته نه تلویزیون نه روزنامه نه شواهد عینی تلخ اتفاقات بد تصادف هیچ کدوم از اینا رو ندیده توی غار بزرگ شده بر فرض هیچ محدودیتی وارد ذهنش نشده اون ادم چقد ذهن سالمتری داره و چه ارتعاشای عالی ارسال میکنه از باورای درستش.!!!

    اصلا شاید ندونه عمر آدمی تو این عصر حاضر نهایت 90ساله و خب کلی عمر مفیدم داره.

    ولی تجربه و شواهد جهان چیز دیگه ای رو نشون میده که خیلی قشنگتر از منطق علمی ثابت شدس.

    در نتیجه باورای درست وخودباوری به تواناییها که نتیجش ارتعاش احساس خوبه باعث پیشرفت هر کسی تو هر سنی و با هرجنسیتی و موقعیتی خواهد شد.

    ممنونم که نظر منو مطالعه کردید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  9. -
    Ati گفته:
    مدت عضویت: 1909 روز

    به نام پروردگار مهربان

    اجرای توحید در عمل 13

    استاد عزیزم سلام

    امروز فکر میکنم 15 مین روزی هست که سفر توحید رو شروع کردم ، دو روز میس شد و امروز رسیدم به فایل شماره13.

    وقتی داشتم به این فایل گوش می دادم خیلی چیز ها از ذهنم رد شد.

    نمیدونم چطور میتونم نظم ذهنی داشته باشم و بنویسم ولی قبل از هر چیزی میخوام از توحید بگم و معجزه ش توی زندگی من.

    از 19 م مرداد(3روز پیش) که حین شنیدن فایل اون روز به این آگاهی رسیدم که من باور واقعی به قدرتمند بودن پروردگار ندارم ، خیلی چیز ها برای من تغییر کرد .

    احساس میکنم توحید تنه ی یک درخت تنومنده و همه چیز ، واقعا همه چیز برگ و شاخه ی اون درخت هستن ،در امتداد تنه .

    هیچ وقت فکر نمیکردم برای خوش بختی ،برای احساسی که همیشه دنبالشم باید توحید رو توزندگی م پر رنگ کنم ،باید توحید رو اصل قرار بدم ،بعد اون دامینو وار همه چیز خوب پیش میره .

    امروز داشتم فکر میکردم انگاری توحید هست که رنگ ،عطر و طعم میده به سیاه و سفید رویاهام.

    انگاری تو سایه ی توحید هست که دیدن ماشین مود علاقه م بهم حس خوب میده ،فکر کردن به آدم ایده ال م حس شیرین و دلچسب میده .

    انگاری توحید موتور اصلی زندگی منه ..

    انگاری نور اصلی خودشه ، اون باید نور بتابونه تا چشم زیبایی ها رو ببینه .

    من همیشه دنبال احساس خوشبختی و رهایی م ، همیشه ..

    حتی ستاره ی قطبی هر روزم مینویسم دوس دارم امروز احساس خوشبختی کنم

    باورتون میشه از وقتی دارم توحید رو میفهمم اون حس اومده سراغم؟

    حالا چرا بیشتر این موضوع رو میفهمم ؟

    دیروز به صورت کاملا عجیب و الهام گونه ای ایده ای به ذهنم رسید ، (این روز ها که دارم روی توحید و ثروت کار میکنم ، واقعا به صورت معجزه واری یک ایده از جنس توحید و ثروت به ذهنم رسید )

    دیروز نشد و نرسیدم فایل توحید روزم رو گوش بدم و از توحید بنویسم .

    از دیروز به علت مرور یک خاطره تمرکزم از پروردگار پرت شد ، امروز صبح شدت پیدا کرد ، حتی چند بار بخش توحیدی وجودم بهم الارم داد که یادت نره که قدرت محض پروردگاره ،پس ببخش و فراموش کن .

    تونستم کنترلش کنم ولی ازونجایی که گیاه توحید من هنوز یه جوونه ست ، آسیب پذیره .

    جالبه ،اومدم صبح با فکر کردن به اون آدم ایده ال فرضی زندگیم و تجسم کردنش حالم رو تغییر بدم ، و واقعا هم تاثیر داشت ، حتی صبح فایل سفرنامه ور دیدم و دیوونه شدم از زیباییش ، ولی میخوام بگم قسمت جالبش اینجاست ، من بجای اینکه برم جوونه ی توحیدم رو در آغوش بگیرم و با پروردگارم حرف بزنم ،انگار سراغ یک معادل رفتم .احتمالا اگه اول این کار میکردم و بعد سراغ این تجسم میرفتم ، همه چیز رنگ دیگه ای داشت.

    خیلی این پروسه برام جالب بود ، نمیدونم تونستم برسونم منظورم رو یا نه ، ولی میخواستم با جزییات کامل برای خودم بنویسم که هم یادم بمونه هم درس بگیرم.

    بجای اینکه یه گوشه بشینم و با پروردگارم حرف بزنم و خودم رو در معرض نورش قرار بدم رفتم سراغ یک معادل .

    خاطره ای که آزرده م میکرد مرتبط با رابطه ی عاطفی بود ، من برای درمان اون حس رفتم سراغ یک تصور ذهنی از فرد مورد علاقه ی فرضی م ، به ظاهر کار درستی بنظر میاد ولی میدونین جنس حال خوبش پایدار نبود .

    تصورش فرق داشت با زمانی که از روی حال خوب توحیدی بهش فکر میکردم، واقعا برام جالبه !

    حتی قبل نوشتن کامنت رفتم سراغ دیدن ماشین مورد علاقم ،اصلا اون رنگ رو برام نداشت .

    میدونین انگاری سیم روحم از منبع رنگ جدا شده بود ، همه چیز ، حتی چیز هایی که ذوقشون رو داشتم رنگ باخته بودن .

    واقعا این موضوع برام یک آگاهی بزرگ بود و این به لطف این سربرگ اجرای توحید در عمل برام اتفاق افتاد.

    حتی ایده ی بیزنسی که دیروز داشتم رنگ باخت ،ترس ها اومدن سراغم و با اینکه تموم تحقیقاتم نشون میداد واقعا ایده ی خوبیه و مسئله حل کننده ست ، جاش رو داد به ترس و شک.

    دارم با تموم وجودم پی میبرم

    توحید یعنی فراوانی و وقتی کم رنگ میشه ، واقعااا فرکانس کمبود خودش رو نشون میده .

    توحید یعنی یقین و در مقابلش شک

    توحید یعنی عطر خوش خوشبختی حتی تو ساده ترین لحظه ها ،در مقابلش ، احساس خلا و یک احساس سرما حتی وقتی هر چیزی که میخوای وجود داره

    توحید یعنی شجاعت و در مقابلش ترس

    توحید یعنی طعم ناب زندگی

    پروردگار زیبای من ،به خودم ستم کردم ، مثل بیشتر وقت ها

    ولی تو دستم رو بگیر

    تو به من نور بتابون

    واقعا دارم میفهمم بدون نور تو من تاریک ترینم

    حتی اگه همه چیز داشته باشم

    من نور و اکلیل تو رو میخوام

    تویی که با نور ت ،زر میپاشی به لحظه های من ،به خواسته های من

    به آرزو های من رنگ میدی ،لذت رسیدن میدی

    تویی که با نورت ، حتی عشق رو از فرد مورد علاقه م ترجمه میکنی

    چقدر خوشحالم که امروز فهمیدم همه چیز نور توعه

    خوشبختی ، ثروت ،عشق ،موفقیت

    أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿63﴾

    یا آن کس که شما را در تاریکیهاى خشکى و دریا راه مى ‏نماید و آن کس که بادها[ى باران زا] را پیشاپیش رحمتش بشارتگر مى‏ فرستد آیا معبودى با خداست‏ خدا برتر [و بزرگتر] است از آنچه [با او] شریک مى‏ گردانند (63)

    تویی که در تاریکی ها ،راه رو نشون میدی

    به من هم نشون دادی

    من رو ببخش که باز هم از مسیر خارج شدم ولی دستم رو گرفتی

    من رو ببخش که با دلگیری از بنده هات ،خودم رو از نور تو جدا کردم

    من رو ببخش که فراموش میکنم تویی که قدرت محضی

    تویی که معنا میدی

    ..

    همه چیز تویی

    معنا تویی

    ..

    الان میفهمم دلیل حال بد خیلی از روز هام چیز های ظاهری نبودن ، دوری من از تو بود

    گرمای نور تو بود ولی من دور می شدم

    اضطراب من از دور شدن از تو بود

    جنگ درونی من از دور شدن از تو بود

    ممنونم که به من نور میتابونی

    به من نور بتابون بیشتر و بیشتر

    که جوونه ی توحید من واقعا شکننده ست

    تو که بهتر از هر کسی از قلب ها آگاهی

    تو بهتر از هر کسی میدونی که چقدر نیاز به هدایت دارم

    هدایتم کن…

    ————————————————-

    استاد عزیزم ازت ممنونم برای این فایل ، من عاشق این فایلم ، از مورد علاقه هامه ، نمیدونم تا الان چند بار شنیدم

    ولی باید بگم این بار عطر دیگه ای برام داشت

    ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      M گفته:
      مدت عضویت: 578 روز

      سلام دوست خوب من

      خوش بحالت با این باور توحیدی…

      چقدر قشنگ درکت رو از خدا گفتی…

      خدا باید نورش رو بر من بتابوپه تا زیباییها رو ببینم

      خدا همه چیزه .خدا عشقه که تو رابطه ی عاطفیت جاری میشه.تو بدنت جاری میشه تا سلامت باشی.تو کسب و کار جاری میشه و به شکل پول و ثروت وارد زندگی من میشه.چقدر قشنگه این توصیف از خدا

      چقدر برام دلنشین بود این فایل .ولی یکم دچار سردرگمی شدم،من همیشه برای اینکه راحت با خدا ارتباط برقرار کنم یه موجودیت بهش میدادم ،(مثلا یه شخصیت بزرگ و قدرتمند و بینهایت مهربان و بخشنده) و راحت باهاش حرف میزدم و درخواست میکردم،اما جایی که استاد گفتن خدا خودِ هر چیزه …خود پول ،خود عشق، خود آتش و…یکم گیجم کرد،ولی مطمعنم چند بار دیگه که فایلو گوش کنم حتما درکم بالاتر میره ازین موضوع.

      ولی واقعا واقعا باورهای توحیدی رو تو هر زمینه ای از زندگیت که بگنجانی ،نتایج حیرت زده ات میکنه.

      من یجای دیگه این موضوع که میخوام بگم رو مطرح کردم، سال قبل دوره عزت نفس رو خریدم و باهاش نتایج خیلی خوب و لذت بخشی رو تو زندگیم رقم زدم به لطف خدا، ولی احساس میکردم یه چیزی کمه نتایج اون جوری که میخوام نیست،تا به لطف خدا هدایت شدم به فایلهای اجرای توحید در عمل…و ازون موقع متعهدانه رو این فایلها دارم کار میکنم و سعی میکنم تو چالشها و مسایل زندگی ازین باورها استفاده کنم وذهنم رو‌کنترل کنم،و به لطف خدا نتایجم بسیار برام دلنشینه و پایدار .

      و اون جای خالی که گفتم داره پر میشه با باورهای توحیدی.

      خدارو شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمد حسن شیری گفته:
    مدت عضویت: 2973 روز

    درود و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی …

    به سوال خوبی اشاره کردید ، پاسخ این سوال تو دوکلمه اعتقاد (‌باور ) و روحیه نهان شده …

    وقتی به یکی میگی تو که دونده خوبی هستی فقط از 20 تا 25 سالگی میتونی خوب بدویی خب اون با خودش انقد همینو میگه تا به این حرف اعتقاد و باور پیدا میکنه ، بعد که به سن 26 و بیشتر رسید با خودش میگه دیگه نوبت من تموم شده و دیگه نمیتونم مثل سابق بدوم … انقد به خودش اینطور روحیه منفی میده تا به کل نا امید میشه … و اما :

    ورزش و هرچیز زندگی بدون محدودیت سنی هست ! تو چه 18 سالت باشه چه 40 سال همون ادم سابق هستی مگر این که به خودت ایمان و باور داشته باشی در‌کنار این روحیه تلاش کنی باور کن واقعا میتونی بهتر از جوانیت باشی …

    اصلا جمله من فقط میتونم تا فلان سن خوب باشم و … به جُک بیشتر شباهت داره … تو اگر بخوای واقعا میتونی ، ببین خواهر/برادر اگه به خودت ایمان داشته باشی و بخوای میتونی و به این خرافات اگه بخوای توجه کنی تو زندگی به هیچ جایی نمیرسید … برید ویدیو هایی رو ببینید که یک معلول چطور بهتر از یه ادم معمولی و سالم با کمان تیر میزنه و و و …

    بازم میگم خواستن توانستن است انتخاب با خوده تو هست !!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای: