این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-44.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-02-12 09:48:162024-06-27 06:20:54رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیدهایم»
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درودبیکران برهمگان وسلامی ازنور وعشق براستاد بزرگوار عباسمتش عزیز وخانم گلش وخدا یعنی شما ومریم خانم وچه زیبا درشما جاری شده است ومن بینهایت ازخدا یم تشکر میکنم که خودش رودرشما به من نشان داد تشکر ازدوکبوتر عاشق نورتان وعشفتان جاوید وابدی چه بگویم عاشقتونم احساس آرامش وحس خوبم رامدیون شما هستم صدای دلنشین وآگاهیهایی که بدون توقع وباعشق به ما میدهیدودرگسترش جهان بسیار سهیمید حسم بخدا زیباترشده فکرکنم انرژی خدا خنثی است باورما حس ما اوراجاری میکته واو همه چیز هست وای خدای من پس ما مسئول کل زندگیمون هستیم ممنونم که یادمون دادی مراقبه کنیم انشاالله فرکانس هامون بالاتربر ه البته لذت زند گی رابابودن درلحظه حال تازه دارم درک میکنم وچقدر شگفت انگیزه خدایاشکرت خدایاشکرت خوشحالم واکنون چتر حمایتی خدارا درتک تک لحظاتم میفهمم همه چیز داره بهتر میشه به امید دیدارد وستون دارم درپناه خدا
استاد هیچ ایده ای نداشتند. مثالها و فضاهای بسیاری در ذهنشان بود تا اتفاقی افتاد که همه ما را شگفت زده کرد، سوالی که بسیاری از ما را دیوانه کرد، دیوانه ای زنجیر گسسته در برابر خدایی مهربان.
چه باوری از خدا در ذهنتان دارید؟
چه باوری بهترین در حد خودش است ؟چه باوری ایجاد کنیم تا عاشقانه با او ارتباط داشته باشیم؟
و چواب آمد که:
ما به تو می گوییم به تو در زمان مناسب می گوییم به شرطی که باور کنی در هر لحظه در حال هدایت هستی و لایق هم صحبتی با من.
خداوندی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است باور کنیم که رب و پروردگار ما در کنار ما است و ما را هدایت می کند. وقتی سوالی را می پرسیم بهترین سوال ممکن خواهد بود مانند سوالی که گفته شد که پرسیده شود.
هیچگاه در هیچ زمانی جوابی غیر منطقی الهام نخواهد کرد. همواره به تو می گوید چه بگو و یا چه نگو، سکوت کن و تو باور می کنی توکل می کنی و به پیش می روی.
ای خدای بزرگ ای رب مهربان ای وهاب ای رحمن و رحیم ای تنها قادر جهان هستی تنها تو را می پرستیم تنها از تو یاری می جوییم.
او به ما می گوید:
شروع کن آرام باش لذت ببر شروع کن تا هدایت شوی و به تو بگویم.
و به تو می گوید:
اقرء
بخوان.
به نام من بخوان به نام پروردگارت بنویس به نام پروردگارت. بشنو به نام پروردگارت شروع کن به نام پروردگارت بخوان خدایت را در تمام لحظات زندگیت.
او به ما می گوید:
پیرو آیین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود اگر وظیفه داری فرزندت را بکشی باید تسلیم باشی و عمل کنی.
باید تسلیم باشی باید به من ایمان داشته باشی باید توحید داشته باشی بدون هیچ شرکی تا به تو بگویم فرزندت را رها کن و مثل همیشه با من باش تا در تمام ادیان اسوه الگو و بهترین باشی و مسیر را نشان دهی تا بندگانم فکر کنند، به چه چیز؟
به ایمان، توحید و یکتا پرستی.
خدا چیه خدا کیه خدا چه شکلیه؟
اگر بخواهی شیء را با کلمات توضیح دهی باز هم نمی توانی تصویری دقیقا برابر با آنچه که با چشم دیده می شود ایجاد کنی آیا می توانی؟ آیا می توانی خدا را به تصویر بکشی؟ چگونه این توان را داری؟
چگونه در غالب کلمات بیان می کنی؟چگونه او را توصیف می کنی؟
ای خدای بزرگم با این که اشرف مخلوقات هستیم نمی توانیم تو را بیان کنیم ضربان قلبت را، عطر گلهایت را زیبایی کلامت را.
چگونه می توان توضیح داد؟
خدا همه چیه مثل یک طیف رنگی بی نهایت رنگ.
می پرسی:
خدا چه رنگی بود؟
می گم:
چه رنگی بود؟
میگی:
نمی تونم بگم چون همه چی بود.
خدا همه چیه.خدا زمانه, خدا مکانه، خدا من خدا تو, خدا صدا، خدا یه نظمه، خدا یه تعادله، خدا یه ستاره، یه پرنده، یه انرژی ….نمی شه گفت تمامی نداره.
درک هر فرد در باره هر چیزی با دیگری متفاوت است برای فهمش باید باورهای مناسبی را ایجاد کرد هر جوری که درکش کنی به همان شکل می شود.
خدا نه عشق، خدا نه نفرت، خدا نه خوبی، نه بدی، اول و آخر همه چیز.
اگر دو نفر با هم صحبت کنند خدا نفر سوم است. جریانی جاری در زمان حال. خدا نور زمین و آسمان.
خدا نزدیک است و اجابت می کند درخواستهای ما را.
انسان درکی کوچک از قدرت خداوند می تواند داشته باشد. چیزهایی که متافیزیکی است را نمی توان توضیح داد کار راحتی نیست تغییر شنیده هایی را که در ذهن ما ساخته شده خدایی که به شکل انسان در ذهن ما نقش بسته و هر چه آگاه تر شویم او را بیشتر حس می کنیم نه مثل انسان مثل نوری از همه ی رنگها. حسی زیبا و غریب در درون خود.
ما خود او هستیم خود اویی که همه جا هست همه چیز هست و همه چیز یک چیز است.
نوری که به هر شکلی که ما بخواهیم نمایان می شود راه را روشن می کند و هدایت خواهد کرد.
باورهایی در ذهن خود بسازیم که به ما کمک می کند. چه باوری بسازیم که قدرت بیشتری برای درک او داشته باشیم؟
بی نهایت انرژی وجود دارد انرژی که همه چیز است همه کس است نور است آتش است و گرمای آتش را به گلستان تبدیل میکند او خود آتش است وقتی باور کنیم این جهان خودش است خدا خودش است خدا را هر آن گونه باور کنی همه قدرت را به او می سپاری.
و به ما گفته می شود.
و ثروت سراغ ما می آید چون ثروت اونه ثروت می یاد خودشه.
سپاسگذاری می کنیم و عاشق او هستیم. در زمان و مکان حال زندگی می کنیم. انسانهایی که با عواطف انسانی زندگی خود را می سازند. هر تصویری که دوست داریم بسازیم هر جور راحت تریم ارتباط برقرار کنیم و آگاهانه بفهمیم همه چیز خودشه.
خدا می گوید:
من مکارترین مکارانم.
آیه هایی عاشقانه که نشان میدهد خدا همه چیزه
مثل این که بپرسیم:
آب چه شکلیه؟
هوا چه شکلیه؟ چه جوریه؟
خدا همه چی هست اما اون ویژگی که ما در ذهنمان می سازیم برای ما همان خواهد شد.
همه چی باوره. همه چی باوره. همه چی باوره.
مگه می شه که نشه؟ همه چی باوره. چرا فکر می کنیم نمی شه؟
خداوندی که عاشق ماست که ما را از خودمان بیشتر دوست دارد با ما قهر نمی کند و همیشه در کنار ماست خدایی که منبع روزی و بی نهایت وهاب است و بی نهایت مهربان و بخشنده.
باوری مانند پیامبران بسازیم مانند ابراهیم که موحد بود و مشرک نبود.
باورهایی که در مورد انسانها می سازیم را تغییر دهیم باور کنیم که خداوند قدرت خلق زندگیمان را در دستانمان قرار داده است. ذهنمان را از آگاهی های قبل پاک کنیم تصویری زیباتر ، کاملتر، بی نظیرتر، قدرتمندتر بسازیم. در باره خداوند باید بزرگتر فکر کنیم تا به همان نسبت آرامتر باشیم و بهتر زندگی کنیم. از باور یکدیگر ایراد نگیریم ربطی به ما ندارد که اگر می توانیم فکری و باوری را تغییر دهیم به معنای هم فرکانس بودن بقیه با ما نیست یا هست و چطور خواهد شد؟ درک کنیم که انسانها متفاوتند و جای خدا ننشینیم.
باورهای مان را به اندازه جهانی که می خواهیم فقط برای خود بسازیم خلق کنیم .از جایی شروع کنیم حرکت کنیم تا زمانی که تمام مولفه ها کنار هم جمع شود و اتفاق بیفتد هر آنچه را که ما می خواستیم روندی را طی خواهیم کرد که از چشم دیگران پنهان است.
از مسیر لذت ببریم. هر جور که خدا را باور کنیم و هر جور ببینیم همان خواهد شد.
هر روز و هر روز باید خدا را دید, حس کرد فکر کرد, درک کرد. تکامل را باید طی کرد. مدار به مدار, بالاتر و کاملتر. با احساس و درکی زیباتر و آنگاه:
در هر لحظه الهامات ما هم عوض خواهد شد کلمات از عمق وجود خواهد آمد و احساس و نفس کشیدنت با عشق خواهد شد و دیگر چشمانت به دنبال کلمات هیچ متنی نخواهد بود. در مقابل دوربین خداوند بدون متن و کلمه صحبت خواهی کرد، فریاد خواهی زد و اشکها خواهی ریخت.
ما وارد مدارهای متفاوتی خواهیم شد و ظرف وجودی مان بزرگتر و وسیع تر خواهد شد تغییر باید کرد هیچ انتهایی برای هیچ مسیری وجود ندارد.
از فقر به ثروت رسیدن در هر زمینه ای آزمون و خطا لازم دارد مسیری که می تواند در زمان کوتاهتری طی شود اما باید با هدف و با دانستن قوانین آن طی شود قوانین بدون تغییر و زیبایی که در قرآن وجود دارد، انها را بفهمیم تا زودتر به نتیجه برسیم، راهی سر راست و آسان که استاد و خانم شایسته عزیز با خلوص نیت و پاکی دل، راستی و درستی و صداقت در اختیار ما قرار داده آند.
در مورد اینکه چرا مثلاً فردی با سن کمتر ممکنه قیمت یا ارزش بالاتری نسبت به کسی با تجربه بیشتر داشته باشه، باید بگم که این موضوع هیچ ارتباطی به قدرت فیزیکی، انرژی یا ماهیچه نداره. ریشه این مسئله، تنها و تنها در باورهای جمعی ما انسانهاست. ما باور کردهایم که جوانی ارزشمندتر است، و جهان هم مطابق همین باور با ما رفتار میکند.
واقعیت اینه که دنیای بیرون بازتابی از باورهای درونی ماست. اگر واقعاً از درون باور داشته باشیم که میتوانیم، که توانایی داریم—even در سن بالا هم به موفقیتی مثل مسی برسیم—اگر این باور از ته دل باشه و با تمام وجود بهش ایمان داشته باشیم، مطمئن باشید که جهان راهی پیدا میکنه تا اون باور رو به واقعیت تبدیل کنه.
همهچیز از ذهن ما شروع میشه. انرژی باور ما، فرکانسی به جهان ارسال میکنه که نمیتونه بیپاسخ بمونه. پس بیایید ذهنهامون رو از محدودیتها آزاد کنیم و باورهای نیرومند بسازیم. آینده متعلق به کسیه که باور داره، نه کسی که فقط عدد سن رو میبینه.
اره دوست خوبم حرف شما کاملا درسته . موفقیت به سن ربطی نداره به باور انسان بستگی داره.
من خودم تا نزدیک 40 سالگیم هیچ کاری تو زندگیم نکردم،همش میگفتم نه دیگه دیر شده….
ولی از یجایی بعد به لطف خدا انگیزه گرفتم و مدام برای خودم مثال میزدم فلانی رو ببین تو سن 40 سالگی رفته دنبال فلان کار و موفق هم شده…انگار منم منتظر بودم 40 سالم بشه بعد برم دنبال کار مورد علاقم …
ولی خدارو شکر قبلش بیدار شدم و رفتم دنبال کارهایی که دلم میخواست انجام بدم… فردا تولد 40 سالگیمه …و من توی 9 ماه اخیر دو تا از ارزوهای بزرگمو محقق کردم البته به لطف بینهایت خدا…. و هنوز هم دارم روی هر دو شون کار میکنم و روز بروز هم دارم پیشرفت میکنم.
این برام بینهایت شیرین و دلنشینه. و به خودم و خدایی که دارم میبالم که یه زندگی هدفمند رو دارم .
یکتا پرستی را این قدر با راهنماییهای شما روی خودم کار کردم که بسیار بسیار پیشرفت کرده ام نسبت به کسی دیگر نه من نسبت به خودم خودم را بررسی می کنم نسبت به قبلم .
در دوره 12 قدم بهترین دوره ای برای من بود که توانستم خدا را بهتر بشناسم و همش که دقت می کنم می بینم که می گویم خدا خدا یعنی چیزی که توی ذهنم است را فقط باز گو می کنم وفقط و فقط خدا اصلا با خداکه صحبت می کنم تنها لذتی است که عمیقا حسش می کنم وآرامش میگیرم و دوستش دارم .
شخصی از حضرت علی علیه السلام چنین پرسید: ای امیرمؤمنان، آیا پروردگار خود را دیده ای؟ امام در پاسخ فرمود: آیا چیزی را که نبینم بپرستم؟ مرد گفت: چگونه او را می بینی؟! امام فرمود: «دیده ها هرگز او را آشکار نمی بیند، ولی دل ها با ایمان درست او را در می یابند. خدا به همه چیز نزدیک است، نه آن که به اشیا چسبیده باشد؛ از همه چیز دور است، نه آن که از آن ها بیگانه باشد؛ گوینده است، نه با اندیشه و فکر؛ اراده کننده است، نه از روی آرزو و خواهش؛ سازنده است، نه با دست و پا؛ لطافت دارد، نه آن که پوشیده و مخفی باشد؛ بزرگ است، نه با ستمکاری؛ بیناست، نه با حواس ظاهری؛ مهربان است، نه با نازک دلی. چهره ها در برابر عظمتش به خاک افتاده و دل ها از ترس او بی قرارند».
«سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق: به زودی نشانههای خود را در افقها[ی گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا بر ایشان روشن شود که او خود حق است(فصلت/ آیه ۵۳).»
از حضرت علی امید دارم که درست باشه :
وای بر کسی که (این نظم شگرف را ببیند) و نظام آفرین و تدبیر کننده این جهان را انکار کند. آن منکران گمان کرده اند همچون گیاهان خودرو هستند که برزگری ندارند و برای شکل های گوناگونشان سازنده ای نیست؛ آن منکران برای اثبات مدعای خویش به دلیلی پناه نبرده اند، و برای آنچه باور نموده اند تحقیقی نکرده اند،آیا هیچ ساختمانی بدون سازنده یا جنایتی بدون جنایت کار پدید می آید!».
بهترین مثال در مورد فلان فوتبالیست یا تنیسور میتوان از اقای علی دایی نام برد که در برههای از زندگیش هم سرمربی بود هم بازیکن چرا که به خدای خودش ایمان داشت به قدرت و فراوانی خدای بزرگ باور داشت به عظمت او ایمان داشت و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پیمود.خدای بزرگ و مهربان قادر است. توانا است و تا انجا که باور داشته باشی همراه ماست.خدای بزرگ را همان اندازه که باور کردی و یقین داشتی همان اندازه کنارت است حتی اگر در سن۳۷،۸سالگی بخواهی هم مربی باشی هم بازیکن
خدای وهاب را شکرگذارم که استاد عزیز را در مسیر هدایتم قرار داد تا بهترین لحظات زندگیم را با استاد عزیز بگذرانم
سلام به استاد عزیزم مریم جان و تمام دوستان هم مسیر و هم سفر
و خداوند که همیشه هدایت می کند به سوی زیبایی های بی پایان خدایا شکرت
قبل این که بیایم کامنت بذارم بیرون را دیدم که مهتاب به یک سرعت خییلی زود می گذشت قبل اینطوری اصلا ندیده بودم همانجا به یاد آیه از قرآن افتادم که موسی میگه خدایا تو چی هستی و خداوند در جواب کوه را به هم میزد و من دقیقا همان حس خوب را داشتم گفتم خوش به حال من و اعضای سایت که از خالق بودن زندگی مان لذت میبریم خدایا شکرت خدایا شکرت
و چقدر این دیدگاه عالیه که خداوند در همه وی است نمیشه تعریف اش کرد
خدایا شکرت خدایا شکرت
رد پای من
هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید ️
خدایااا مگر غیر از اینه که استاد در وجود خدا غرق شده که همچین جملات و آگاهی ها رو میتونه بر زبان جاری کنه..استاد شما پیامبر زمانه ایی..دوستت دارممم استاد و سپاسگزارم از خداوند که در دوره حضور شما در این دنیا هستم.
یه سوال داشتم، فایلی که استاد سوال چه باوری از خدا بسازیم رو پرسیدن، اسمش چیه؟ بین فایلای سایت پیداش نمیکنم..
درودبیکران برهمگان وسلامی ازنور وعشق براستاد بزرگوار عباسمتش عزیز وخانم گلش وخدا یعنی شما ومریم خانم وچه زیبا درشما جاری شده است ومن بینهایت ازخدا یم تشکر میکنم که خودش رودرشما به من نشان داد تشکر ازدوکبوتر عاشق نورتان وعشفتان جاوید وابدی چه بگویم عاشقتونم احساس آرامش وحس خوبم رامدیون شما هستم صدای دلنشین وآگاهیهایی که بدون توقع وباعشق به ما میدهیدودرگسترش جهان بسیار سهیمید حسم بخدا زیباترشده فکرکنم انرژی خدا خنثی است باورما حس ما اوراجاری میکته واو همه چیز هست وای خدای من پس ما مسئول کل زندگیمون هستیم ممنونم که یادمون دادی مراقبه کنیم انشاالله فرکانس هامون بالاتربر ه البته لذت زند گی رابابودن درلحظه حال تازه دارم درک میکنم وچقدر شگفت انگیزه خدایاشکرت خدایاشکرت خوشحالم واکنون چتر حمایتی خدارا درتک تک لحظاتم میفهمم همه چیز داره بهتر میشه به امید دیدارد وستون دارم درپناه خدا
به نام خدای مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
این فایل چگونه آماده شد؟
استاد هیچ ایده ای نداشتند. مثالها و فضاهای بسیاری در ذهنشان بود تا اتفاقی افتاد که همه ما را شگفت زده کرد، سوالی که بسیاری از ما را دیوانه کرد، دیوانه ای زنجیر گسسته در برابر خدایی مهربان.
چه باوری از خدا در ذهنتان دارید؟
چه باوری بهترین در حد خودش است ؟چه باوری ایجاد کنیم تا عاشقانه با او ارتباط داشته باشیم؟
و چواب آمد که:
ما به تو می گوییم به تو در زمان مناسب می گوییم به شرطی که باور کنی در هر لحظه در حال هدایت هستی و لایق هم صحبتی با من.
خداوندی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است باور کنیم که رب و پروردگار ما در کنار ما است و ما را هدایت می کند. وقتی سوالی را می پرسیم بهترین سوال ممکن خواهد بود مانند سوالی که گفته شد که پرسیده شود.
هیچگاه در هیچ زمانی جوابی غیر منطقی الهام نخواهد کرد. همواره به تو می گوید چه بگو و یا چه نگو، سکوت کن و تو باور می کنی توکل می کنی و به پیش می روی.
ای خدای بزرگ ای رب مهربان ای وهاب ای رحمن و رحیم ای تنها قادر جهان هستی تنها تو را می پرستیم تنها از تو یاری می جوییم.
او به ما می گوید:
شروع کن آرام باش لذت ببر شروع کن تا هدایت شوی و به تو بگویم.
و به تو می گوید:
اقرء
بخوان.
به نام من بخوان به نام پروردگارت بنویس به نام پروردگارت. بشنو به نام پروردگارت شروع کن به نام پروردگارت بخوان خدایت را در تمام لحظات زندگیت.
او به ما می گوید:
پیرو آیین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود اگر وظیفه داری فرزندت را بکشی باید تسلیم باشی و عمل کنی.
باید تسلیم باشی باید به من ایمان داشته باشی باید توحید داشته باشی بدون هیچ شرکی تا به تو بگویم فرزندت را رها کن و مثل همیشه با من باش تا در تمام ادیان اسوه الگو و بهترین باشی و مسیر را نشان دهی تا بندگانم فکر کنند، به چه چیز؟
به ایمان، توحید و یکتا پرستی.
خدا چیه خدا کیه خدا چه شکلیه؟
اگر بخواهی شیء را با کلمات توضیح دهی باز هم نمی توانی تصویری دقیقا برابر با آنچه که با چشم دیده می شود ایجاد کنی آیا می توانی؟ آیا می توانی خدا را به تصویر بکشی؟ چگونه این توان را داری؟
چگونه در غالب کلمات بیان می کنی؟چگونه او را توصیف می کنی؟
ای خدای بزرگم با این که اشرف مخلوقات هستیم نمی توانیم تو را بیان کنیم ضربان قلبت را، عطر گلهایت را زیبایی کلامت را.
چگونه می توان توضیح داد؟
خدا همه چیه مثل یک طیف رنگی بی نهایت رنگ.
می پرسی:
خدا چه رنگی بود؟
می گم:
چه رنگی بود؟
میگی:
نمی تونم بگم چون همه چی بود.
خدا همه چیه.خدا زمانه, خدا مکانه، خدا من خدا تو, خدا صدا، خدا یه نظمه، خدا یه تعادله، خدا یه ستاره، یه پرنده، یه انرژی ….نمی شه گفت تمامی نداره.
درک هر فرد در باره هر چیزی با دیگری متفاوت است برای فهمش باید باورهای مناسبی را ایجاد کرد هر جوری که درکش کنی به همان شکل می شود.
خدا نه عشق، خدا نه نفرت، خدا نه خوبی، نه بدی، اول و آخر همه چیز.
اگر دو نفر با هم صحبت کنند خدا نفر سوم است. جریانی جاری در زمان حال. خدا نور زمین و آسمان.
خدا نزدیک است و اجابت می کند درخواستهای ما را.
انسان درکی کوچک از قدرت خداوند می تواند داشته باشد. چیزهایی که متافیزیکی است را نمی توان توضیح داد کار راحتی نیست تغییر شنیده هایی را که در ذهن ما ساخته شده خدایی که به شکل انسان در ذهن ما نقش بسته و هر چه آگاه تر شویم او را بیشتر حس می کنیم نه مثل انسان مثل نوری از همه ی رنگها. حسی زیبا و غریب در درون خود.
ما خود او هستیم خود اویی که همه جا هست همه چیز هست و همه چیز یک چیز است.
نوری که به هر شکلی که ما بخواهیم نمایان می شود راه را روشن می کند و هدایت خواهد کرد.
باورهایی در ذهن خود بسازیم که به ما کمک می کند. چه باوری بسازیم که قدرت بیشتری برای درک او داشته باشیم؟
بی نهایت انرژی وجود دارد انرژی که همه چیز است همه کس است نور است آتش است و گرمای آتش را به گلستان تبدیل میکند او خود آتش است وقتی باور کنیم این جهان خودش است خدا خودش است خدا را هر آن گونه باور کنی همه قدرت را به او می سپاری.
و به ما گفته می شود.
و ثروت سراغ ما می آید چون ثروت اونه ثروت می یاد خودشه.
سپاسگذاری می کنیم و عاشق او هستیم. در زمان و مکان حال زندگی می کنیم. انسانهایی که با عواطف انسانی زندگی خود را می سازند. هر تصویری که دوست داریم بسازیم هر جور راحت تریم ارتباط برقرار کنیم و آگاهانه بفهمیم همه چیز خودشه.
خدا می گوید:
من مکارترین مکارانم.
آیه هایی عاشقانه که نشان میدهد خدا همه چیزه
مثل این که بپرسیم:
آب چه شکلیه؟
هوا چه شکلیه؟ چه جوریه؟
خدا همه چی هست اما اون ویژگی که ما در ذهنمان می سازیم برای ما همان خواهد شد.
همه چی باوره. همه چی باوره. همه چی باوره.
مگه می شه که نشه؟ همه چی باوره. چرا فکر می کنیم نمی شه؟
خداوندی که عاشق ماست که ما را از خودمان بیشتر دوست دارد با ما قهر نمی کند و همیشه در کنار ماست خدایی که منبع روزی و بی نهایت وهاب است و بی نهایت مهربان و بخشنده.
باوری مانند پیامبران بسازیم مانند ابراهیم که موحد بود و مشرک نبود.
باورهایی که در مورد انسانها می سازیم را تغییر دهیم باور کنیم که خداوند قدرت خلق زندگیمان را در دستانمان قرار داده است. ذهنمان را از آگاهی های قبل پاک کنیم تصویری زیباتر ، کاملتر، بی نظیرتر، قدرتمندتر بسازیم. در باره خداوند باید بزرگتر فکر کنیم تا به همان نسبت آرامتر باشیم و بهتر زندگی کنیم. از باور یکدیگر ایراد نگیریم ربطی به ما ندارد که اگر می توانیم فکری و باوری را تغییر دهیم به معنای هم فرکانس بودن بقیه با ما نیست یا هست و چطور خواهد شد؟ درک کنیم که انسانها متفاوتند و جای خدا ننشینیم.
باورهای مان را به اندازه جهانی که می خواهیم فقط برای خود بسازیم خلق کنیم .از جایی شروع کنیم حرکت کنیم تا زمانی که تمام مولفه ها کنار هم جمع شود و اتفاق بیفتد هر آنچه را که ما می خواستیم روندی را طی خواهیم کرد که از چشم دیگران پنهان است.
از مسیر لذت ببریم. هر جور که خدا را باور کنیم و هر جور ببینیم همان خواهد شد.
هر روز و هر روز باید خدا را دید, حس کرد فکر کرد, درک کرد. تکامل را باید طی کرد. مدار به مدار, بالاتر و کاملتر. با احساس و درکی زیباتر و آنگاه:
در هر لحظه الهامات ما هم عوض خواهد شد کلمات از عمق وجود خواهد آمد و احساس و نفس کشیدنت با عشق خواهد شد و دیگر چشمانت به دنبال کلمات هیچ متنی نخواهد بود. در مقابل دوربین خداوند بدون متن و کلمه صحبت خواهی کرد، فریاد خواهی زد و اشکها خواهی ریخت.
ما وارد مدارهای متفاوتی خواهیم شد و ظرف وجودی مان بزرگتر و وسیع تر خواهد شد تغییر باید کرد هیچ انتهایی برای هیچ مسیری وجود ندارد.
از فقر به ثروت رسیدن در هر زمینه ای آزمون و خطا لازم دارد مسیری که می تواند در زمان کوتاهتری طی شود اما باید با هدف و با دانستن قوانین آن طی شود قوانین بدون تغییر و زیبایی که در قرآن وجود دارد، انها را بفهمیم تا زودتر به نتیجه برسیم، راهی سر راست و آسان که استاد و خانم شایسته عزیز با خلوص نیت و پاکی دل، راستی و درستی و صداقت در اختیار ما قرار داده آند.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام خسته نباشید.
در مورد اینکه چرا مثلاً فردی با سن کمتر ممکنه قیمت یا ارزش بالاتری نسبت به کسی با تجربه بیشتر داشته باشه، باید بگم که این موضوع هیچ ارتباطی به قدرت فیزیکی، انرژی یا ماهیچه نداره. ریشه این مسئله، تنها و تنها در باورهای جمعی ما انسانهاست. ما باور کردهایم که جوانی ارزشمندتر است، و جهان هم مطابق همین باور با ما رفتار میکند.
واقعیت اینه که دنیای بیرون بازتابی از باورهای درونی ماست. اگر واقعاً از درون باور داشته باشیم که میتوانیم، که توانایی داریم—even در سن بالا هم به موفقیتی مثل مسی برسیم—اگر این باور از ته دل باشه و با تمام وجود بهش ایمان داشته باشیم، مطمئن باشید که جهان راهی پیدا میکنه تا اون باور رو به واقعیت تبدیل کنه.
همهچیز از ذهن ما شروع میشه. انرژی باور ما، فرکانسی به جهان ارسال میکنه که نمیتونه بیپاسخ بمونه. پس بیایید ذهنهامون رو از محدودیتها آزاد کنیم و باورهای نیرومند بسازیم. آینده متعلق به کسیه که باور داره، نه کسی که فقط عدد سن رو میبینه.
اره دوست خوبم حرف شما کاملا درسته . موفقیت به سن ربطی نداره به باور انسان بستگی داره.
من خودم تا نزدیک 40 سالگیم هیچ کاری تو زندگیم نکردم،همش میگفتم نه دیگه دیر شده….
ولی از یجایی بعد به لطف خدا انگیزه گرفتم و مدام برای خودم مثال میزدم فلانی رو ببین تو سن 40 سالگی رفته دنبال فلان کار و موفق هم شده…انگار منم منتظر بودم 40 سالم بشه بعد برم دنبال کار مورد علاقم …
ولی خدارو شکر قبلش بیدار شدم و رفتم دنبال کارهایی که دلم میخواست انجام بدم… فردا تولد 40 سالگیمه …و من توی 9 ماه اخیر دو تا از ارزوهای بزرگمو محقق کردم البته به لطف بینهایت خدا…. و هنوز هم دارم روی هر دو شون کار میکنم و روز بروز هم دارم پیشرفت میکنم.
این برام بینهایت شیرین و دلنشینه. و به خودم و خدایی که دارم میبالم که یه زندگی هدفمند رو دارم .
فقط باید حرکت کرد ،بقیه اش با خداست.
از شرکتشات انتخاب میکنند
ممنون موافقم آقای مصطفی گل
سلام همراه با شادی
یکتا پرستی را این قدر با راهنماییهای شما روی خودم کار کردم که بسیار بسیار پیشرفت کرده ام نسبت به کسی دیگر نه من نسبت به خودم خودم را بررسی می کنم نسبت به قبلم .
در دوره 12 قدم بهترین دوره ای برای من بود که توانستم خدا را بهتر بشناسم و همش که دقت می کنم می بینم که می گویم خدا خدا یعنی چیزی که توی ذهنم است را فقط باز گو می کنم وفقط و فقط خدا اصلا با خداکه صحبت می کنم تنها لذتی است که عمیقا حسش می کنم وآرامش میگیرم و دوستش دارم .
شخصی از حضرت علی علیه السلام چنین پرسید: ای امیرمؤمنان، آیا پروردگار خود را دیده ای؟ امام در پاسخ فرمود: آیا چیزی را که نبینم بپرستم؟ مرد گفت: چگونه او را می بینی؟! امام فرمود: «دیده ها هرگز او را آشکار نمی بیند، ولی دل ها با ایمان درست او را در می یابند. خدا به همه چیز نزدیک است، نه آن که به اشیا چسبیده باشد؛ از همه چیز دور است، نه آن که از آن ها بیگانه باشد؛ گوینده است، نه با اندیشه و فکر؛ اراده کننده است، نه از روی آرزو و خواهش؛ سازنده است، نه با دست و پا؛ لطافت دارد، نه آن که پوشیده و مخفی باشد؛ بزرگ است، نه با ستمکاری؛ بیناست، نه با حواس ظاهری؛ مهربان است، نه با نازک دلی. چهره ها در برابر عظمتش به خاک افتاده و دل ها از ترس او بی قرارند».
«سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق: به زودی نشانههای خود را در افقها[ی گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا بر ایشان روشن شود که او خود حق است(فصلت/ آیه ۵۳).»
از حضرت علی امید دارم که درست باشه :
وای بر کسی که (این نظم شگرف را ببیند) و نظام آفرین و تدبیر کننده این جهان را انکار کند. آن منکران گمان کرده اند همچون گیاهان خودرو هستند که برزگری ندارند و برای شکل های گوناگونشان سازنده ای نیست؛ آن منکران برای اثبات مدعای خویش به دلیلی پناه نبرده اند، و برای آنچه باور نموده اند تحقیقی نکرده اند،آیا هیچ ساختمانی بدون سازنده یا جنایتی بدون جنایت کار پدید می آید!».
خدایا شکرت
سلام
بهترین مثال در مورد فلان فوتبالیست یا تنیسور میتوان از اقای علی دایی نام برد که در برههای از زندگیش هم سرمربی بود هم بازیکن چرا که به خدای خودش ایمان داشت به قدرت و فراوانی خدای بزرگ باور داشت به عظمت او ایمان داشت و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پیمود.خدای بزرگ و مهربان قادر است. توانا است و تا انجا که باور داشته باشی همراه ماست.خدای بزرگ را همان اندازه که باور کردی و یقین داشتی همان اندازه کنارت است حتی اگر در سن۳۷،۸سالگی بخواهی هم مربی باشی هم بازیکن
خدای وهاب را شکرگذارم که استاد عزیز را در مسیر هدایتم قرار داد تا بهترین لحظات زندگیم را با استاد عزیز بگذرانم
سپاسگذار شما داورپناه از بجنورد
به نام خداوند زیبایی ها
84مین روز سفر نامه من
سلام به استاد عزیزم مریم جان و تمام دوستان هم مسیر و هم سفر
و خداوند که همیشه هدایت می کند به سوی زیبایی های بی پایان خدایا شکرت
قبل این که بیایم کامنت بذارم بیرون را دیدم که مهتاب به یک سرعت خییلی زود می گذشت قبل اینطوری اصلا ندیده بودم همانجا به یاد آیه از قرآن افتادم که موسی میگه خدایا تو چی هستی و خداوند در جواب کوه را به هم میزد و من دقیقا همان حس خوب را داشتم گفتم خوش به حال من و اعضای سایت که از خالق بودن زندگی مان لذت میبریم خدایا شکرت خدایا شکرت
و چقدر این دیدگاه عالیه که خداوند در همه وی است نمیشه تعریف اش کرد
خدایا شکرت خدایا شکرت
رد پای من
هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید ️
این شعر هاتف اصفهانی در مورد خداوند خیلی برای این فایل مناسبه _ خدایا هدایتم کن
ای فدای تو هم دل و هم جان
وی نثار رهت هم این و هم آن
دل فدای تو، چون تویی دلبر
جان نثار تو، چون تویی جانان
دل رهاندن زدست تو مشکل
جان فشاندن به پای تو آسان
راه وصل تو، راه پرآسیب
درد عشق تو، درد بیدرمان
بندگانیم جان و دل بر کف
چشم بر حکم و گوش بر فرمان
گر سر صلح داری، اینک دل
ور سر جنگ داری، اینک جان
دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق
هر طرف میشتافتم حیران
آخر کار، شوق دیدارم
سوی دیر مغان کشید عنان
چشم بد دور، خلوتی دیدم
روشن از نور حق، نه از نیران
هر طرف دیدم آتشی کان شب
دید در طور موسی عمران
پیری آنجا به آتش افروزی
به ادب گرد پیر مغبچگان
همه سیمین عُذار و گل رخسار
همه شیرین زبان و تنگ دهان
عود و چنگ و نی و دف و بربط
شمع و نقل و گل و مُل و ریحان
ساقی ماهروی مشکینموی
مطرب بذله گوی و خوشالحان
مغ و مغزاده، موبد و دستور
خدمتش را تمام بسته میان
من شرمنده از مسلمانی
شدم آن جا به گوشهای پنهان
پیر پرسید کیست این؟ گفتند:
عاشقی بیقرار و سرگردان
گفت: جامی دهیدش از می ناب
گرچه ناخوانده باشد این مهمان
ساقی آتشپرست آتش دست
ریخت در ساغر آتش سوزان
چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش
سوخت هم کفر ازانو هم ایمان
مست افتادم و در آن مستی
به زبانی که شرح آن نتوان
این سخن میشنیدم از اعضا
همه حتی الورید و الشریان
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو
از تو ای دوست نگسلم پیوند
ور به تیغم بُرند بند از بند
الحق ارزان بود ز ما صد جان
وز دهان تو نیم شکّرخند
ای پدر پند کم دِه از عشقم
که نخواهد شد اهل این فرزند
پندِ آنان دهند خلق، ای کاش
که ز عشق تو میدهندم پند
من ره کوی عافیت دانم
چه کنم کاوفتادهام به کمند
در کلیسا به دلبری ترسا
گفتم: «ای جان به دام تو در بند
ای که دارد به تار زَنارت
هر سر موی من جدا پیوند
ره به وحدت نیافتن تا کی
ننگ تَثلیث بر یکی تا چند؟
نام حقِّ یگانه چون شاید
که اَب و ابن و روحِ قُدْس نهند؟»
لب شیرین گشود و با من گفت
-وز شکرخند ریخت از لب قند-
که گر از سرِّ وحدت آگاهی
تهمت کافری به ما مپسند
در سه آیینه شاهد ازلی
پرتو از روی تابناک افگند:
سه نگردد بَریشَم ار او را
پرنیان خوانی و حریر و پرند
ما در این گفتگو که از یک سو
شد ز ناقوس این ترانه بلند
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو
دوش رفتم به کوی باده فروش
ز آتش عشق دل به جوش و خروش
مجلسی نغز دیدم و روشن
میر آن بزم پیر باده فروش
چاکران ایستاده صف در صف
باده خواران نشسته دوش بدوش
پیر در صدر و میکِشان گِردَش
پارهای مست و پارهای مدهوش
سینه بیکینه و درون صافی
دل پر از گفتگو و لب خاموش
همه را از عنایت ازلی
چشم حقبین و گوش رازنیوش
سخنِ این به آن هنیئاً لک
پاسخِ آن به این که بادت نوش
گوش بر چنگ و چشم بر ساغر
آرزوی دو کُون در آغوش
به ادب پیش رفتم و گفتم:
ای تو را دل قرارگاه سروش
عاشقم دردمند و حاجتمند
درد من بنگر و به درمان کوش
پیرْ، خندان به طنز با من گفت:
ای تو را پیرِ عقلْ حلقه به گوش
تو کجا ما کجا که از شرمت
دختر رَز نشسته بُرقَعْپوش
گفتمش: «سوخت جانم، آبی ده
و آتش من فرونشان از جوش؛
دوش میسوختم از این آتش
آه اگر امشبم بُوَد چون دوش»
گفت خندان که: «هین پیاله بگیر»
ستدم، گفت: هان! زیاده منوش!
جرعهای درکشیدم و گشتم
فارغ از رنج عقل و محنت هوش
چون به هوش آمدم یکیدیدم
مابقی را همه خطوط و نقوش
ناگهان در صوامع ملکوت
این حدیثم سروش گفت به گوش
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد
گردش دور آسمان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد
وانچه خواهد دلت همان بینی
بیسر و پا گدای آن جا را
سر به ملک جهان گران بینی
هم در آن پا برهنه قومی را
پای بر فرق فرقدان بینی
هم در آن سر برهنه جمعی را
بر سر از عرش سایبان بینی
گاه وجد و سماع هر یک را
بر دو کُون آستینفشان بینی
دلِ هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
هرچه داری اگر به عشق دهی
کافرم گر جوی زیان بینی
جان گدازی اگر به آتش عشق
عشق را کیمیای جان بینی
از مضیق جهات درگذری
وسعت ملک لامکان بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی
وانچه نادیده چشم آن بینی
تا به جایی رساندت که یکی
از جهان و جهانیان بینی
با یکی عشق ورز از دل و جان
تا به عینالیقین عیان بینی
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو
یار بیپرده از در و دیوار
در تجلی است یا اولیالابصار
شمع جویی و آفتاب بلند
روز بس روشن و تو در شب تار
گر ز ظلمات خود رهی بینی
همه عالم مشارق انوار
کور وَش قائد و عصا طلبی
بهر این راه روشن و هموار
چشم بگشا به گلستان و ببین
جلوهٔ آب صاف در گل و خار
ز آب بیرنگ صد هزاران رنگ
لاله و گل نگر در این گلزار
پا به راه طلب نه و از عشق
بهر این راه توشهای بردار
شود آسان ز عشق کاری چند
که بود پیش عقل بس دشوار
یار گو بالغدو و الآصال
یار جو بالعشی والابکار
صد رهت لن ترانی ار گویند
بازمیدار دیده بر دیدار
تا به جایی رسی که مینرسد
پای اوهام و دیدهٔ افکار
بار یابی به محفلی کآنجا
جبرئیل امین ندارد بار
این ره، آن زاد راه و آن منزل
مرد راهی اگر، بیا و بیار
ور نه ای مرد راه چون دگران
یار میگوی و پشت سر میخار
هاتف، ارباب معرفت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
از می و جام و مطرب و ساقی
از مغ و دیر و شاهد و زنار
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار
پی بری گر به رازشان دانی
که همین است سر آن اسرار
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الا هو
به نام الله یکتا.
سلام استاد عزیزم، مریم جان و همه هم فرکانسی ها.
خدایااا مگر غیر از اینه که استاد در وجود خدا غرق شده که همچین جملات و آگاهی ها رو میتونه بر زبان جاری کنه..استاد شما پیامبر زمانه ایی..دوستت دارممم استاد و سپاسگزارم از خداوند که در دوره حضور شما در این دنیا هستم.
یه سوال داشتم، فایلی که استاد سوال چه باوری از خدا بسازیم رو پرسیدن، اسمش چیه؟ بین فایلای سایت پیداش نمیکنم..
بیصبرانه منتظر پاسخ شما عزیزان هستم.
خوش آمدی پریسا خانم . اینجا رارها نکن برایت همه چیز می آورد از قانون آفرینش شروع کن
موفق بااشی