هدفگذاری با قانون تکامل - صفحه 21


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

313 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدا را شکر که من هم در مسیر الهی قرار دارم و دارم با طی کردن تکامل خودم بهترین زندگی را برای خودم خلق کنم

    خدا را شکر برای آگاهی ناب دوره دوازده قدم و قرار گرفتم در مدار ثروت یک من هدف امسال را روی ساختن باورهای مناسب در ثروت ونعمت است و سعی می کنم که با لذت اهرم رنج و لذت را دروجودم نهادینه کنم‌ و وآگاه باشم که اول از مسیر لذت ببرم مهم مسیر لذت بخشه نه رسیدن به هدف

    من به راحتی دوره قانون سلامتی را تهیه کردم وبا عشق به آگاهی های ناب اون عمل می‌کنم

    و الان با عشق دو سه ساعت پیاده روی می‌کنم و مثل شما بدون خستگی به خونه بر میگردم و تازه کلی انرژی برای ادامه دادن کارها خونه اینا همه از لطف خدای مهربان و استاد عزیزم هست سپاس گزارم برای وجود استاد عزیزم

    خدایا تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 388 روز

    هدف گذاری :

    هدف برای من تلاش و اذیت شدن و نخوابیدن تا خریدن یه چیزی ، مسیرِ پر از خستگی و حضور نداشتن در لحظه و لذت نبردن . جالبه که اون هدف رو مینوشتم و مقاومت ذهن و عجله برای رسیدن و وسط مسیر جا زدن و عقب کشیدن .

    امروز سرکارم توسط یکی از همکارم ذهنم درگیر شد ، البته میدونستم نباید توجه کنم ولی خوب کمی سخته ، چون از من انرژی خواری میکنه ، بعد به خودم گفتم دلم میخواد دور شم تا بتونم تمرکز کنم روی خودم ، تو این فکرا بودم که بعد به خودم گفتم بهارک باید توجه کنی به مثبت ها و زیبایی ها ، تمرکزت رو بزار روی چیزهای خوب ، روی خودت تمرکز کن ، شاید این رفتن یه نوع فرار کردن ، چون من که نمیتونم از همه آدم ها دور باشم. پس برای خودم هدف ( خودم ) باشم

    چقدر برداشت شما از هدف زیباست .

    « حرکت کردن و ساختن باور و استفاده از اهرمی به نام اهرم رنج و لذت و لذت بردن از مسیر و به پایان فکر نکردن .»

    اصول زندگی :

    همیشه هدف داشته باشم، حرکت کنم ، برنامه داشته باشم .

    حرکت کن و قدم بردار ، هدایت میشی برای قدم های بعدی و بهت مسیرهای بهتر الهام میشه و از شروع حرکت از لحظه به لحظه لذت ببر .

    «مسیر درست = قانون تکامل = نتایج بهتر »

    من تعهد دادم به خودم که تا پایان سال نسخه ی جدید و بهتری از خودم رو داشته باشم این موضوع هدف من باشه .

    در راستای این هدف باید روی باورهام کار کنم ، قوانین رو بهتر بشناسم و آروم باشم و عجله نکنم ، انظباط داشته باشم و به خودم قول بدم به تعهدم پایبند باشم و‌ از مسیرِ رشدم لذت ببرم . هر روز قوانین رو برای خودم یادآور شم و مهم تر از همه هر روز سپاسگزاری داشته باشم .

    الان حالم خوبه ، با خودم در صلح هستم ، هنوز جای کار دارم روی خودم ولی بازم خدارو هزاران بار سپاس که هدایت شدم به سمت شما .

    ممنون از این آگاهی های زیبایی که هدیه می دید .

    « هدیه ای ارزشمند »

    سپاسگزارم از دیدگاه زیبا و تأثیرگذار دوست عزیزمان اندیشه ، و دیگر دوستان. قلم برخی از دوستان، واقعاً شیوا و آموزنده است .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 443 روز

    درود

    روز صد و نود از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد

    نکته ی این فایل این بود که هدفی رو براساس سابقه ای اهدافتون مشخص کنید و کمی بالاتر از هدف قبلی باشه و قدم به قدم برید جلو با توکل و امید و هر قدم که با موفقیت جلو رفتید به هدف بعدی فکر کنید که کمی از این هدف بزرگتر باشه یعنی به صورت تکاملی اهدافتون رو مشخص کنید و‌جلو برید

    نمیشه کسی که تا باحال هیچ هدف خاصی تو زندگیش نداشته و نرسیده یهو تصمیم بگیره به یک هدف بزرگ برسه چون ممکنه توی مسیر دچار سختی بشه و ناامید بشه و ادامه نده.

    با خودم فکر کردم برای کسی مثل من که هدفش سلامتی هست و این روزها حرفهای جدید شنیده از پزشکش و نجواها زیاد شدند. چطور می‌تونه از مسیر رسیدن به هدفش لذت ببره، گاهی روزها کنترل ذهن خیلی سخت میشه مخصوصا این روزها که بشدت عصبی هم میشم . و هر چی فکر میکنم باورم نمیشه انگار سقوط کردم .

    من از اول تحول روز شمار کم کم تونستم روی رفتارهام تسلط پیدا کنم جوری که خیلی آروم شدم و یک صلح درونی به وجود اومده بود و الان به آخرین فصل رسیدم دوباره احوالاتم برگشته به قبل و سریع ری اکشن نشون میدم . و به قدری ناامید شدم که حس اونکسی رو دارم که میگه هرچی رشتم پنبه شد

    نمی‌دونم شاید اینم یک مرحله از تکامله ولی واقعا کنترل ذهن سخته برای کسی که با آزمایشات و چکاپ جدید متوجه میشه که شرایط سخت تر شده.

    به قول یکی از دوستان تو همین مرحله ناراحت کننده هم باید شکرگزاری کرد

    و به قول استاد کسی که بتونه از همین فایلهای دانلودی نتیجه بگیره یعنی مسیر رو درست رفته . نمی‌دونم یا مشکل از کنترل ذهنه و یا اینکه نیاز به تکامل هست

    خدایا خودت کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 365 روز

    خداوند رو صدهزارمرتبه سپاسگذارم که این فایل نشانه هدایت من بود

    و انگار تکمیل کننده فایل تغییر را در آغوش بگیر قسمت یازدهم بود که دیشب گوش کردم و کامنت هارو خوندم

    اون لحظه ای که استاد گفتید که از این مسیره باید لذت ببرم و هدفه پاداش تلاش در راه مسیر با عشق هست، انگار اون لحظه دلم گرم شد و تماممم استرس های این مدت و فشار ها و اضطراب ها همش یهویی از روم برداشته شد

    انقدر که درگیر رسیدن هستم و انقدر اون پله اخر رو میبینم که از مسیر اصلل لذت نمیبرم

    دقیقا مثل دویدن صبح که هرروز انجامش میدم و وقتی به مقصد فکر میکنم میبینم خیلی دوره همش میگم خب یکم وایستم و راه برم ولی وقتی بجاش میام به اطرافم نگاه میکنم، لذت میبرم از همون لحظه دویدن، نفس عمیق میکشم و با عشق بچه هارو میبینم که دارن تو پارک مثل من میدوان واسم این مسیره خیلی لذتبخش تر میشه و دیگه به مقصد فکر نمیکنم تا برسم

    و وقتی میرسم باز مقصد بعدی رو مشخص میکنم و به همین شکل پیش میرم. زندگی هم دقیقا به همین شکله

    باید یاد بگیرم که لذت ببرم از مسیرم و انقدر عجله نکنم. باید یاد بگیرم صبور باشم و وقتی صبور باشم

    در این دنیایی که همه دارن با عجله و اضطراب کارهاشون رو میکنند و سریع میخوان پیش برن یک لحظه تو بشین به این فکر کن کجا با این عجله… تهش رسیدی مثلا…دستت و از دست دادی پاتو از دست دادی سرت شکست انقدر که عجله کردی و خوردی زمین. اگر همینو با ارامش راه میرفتی و قدم میزدی و لذت میبردی تهش هم از مسیرت لذت برده بودی هم از نتیجه

    و خب داستان همینه. کل داستان اینه که یاد بگیرم از مسیر لذت ببرم و همش پله آخر و نبینم و نخوام دیوار و صاف برم بالا

    قدم به قدم پیش برم. مثل موقع هایی که حرکات ورزشی رو میرم و وقتی میبینم نمیشه سریع میزارمش کنار و میرم سراغ یک حرکت دیگه و ناامید میشم. چون همش دارم اون آخر رو میبینم، همش میگم خب منکه نتونستم پس ولش کن. اما اگر از همون درد و از همون تکامله لذت ببرم باعث میشه داعم بتونم حرکات رو برم

    یک لحظه همینجایی که نشستی صبر کن. انقدر سریع ننویس انقدر هم سریع نخون این کامنت رو

    به اطرافت نگاه کن وببین کجایی…یکم وا بده بابا چخبره…

    با ارامش یک نفس عمیق بکش…خدایا شکرت!

    چقدر برگهای پاییزی زیباست چقدر همه جا خوشرنگ شده، نارنجی و زرد و قرمز و سبز و… هزارتا رنگ میشه پیدا کرد و من عاشق این فصلم! امروز صبح تو این سرماااا و سوز که نفس میکشیدی بخار میومد رفتم دویدن و چقدددر لذت بخشه این زمانایی که تنهایی میدوام. بعدش رفتم یک گوشه کنار دریاچه کوچولوی پارک و مت یوگام رو پهن کردم و لباسارو کندم و با یک تیشرت تو اون سرماااا یوگا کردم. انقددر که گرمم شده بود هرکی رد میشد یک عالمه لباس پوشیده بود ولی من بدنم گرم گرم بود تو اون سوز سرما

    و چقدددر لذت بخش چقددر آرامش داشت، ورزش میکردم سرمو میاوردم بالا ابرای گوله گوله بالا سرم، سرمو میاوردم پایین مرغابیا تو آب، اونطرف یک عالمه درخت رنگی رنگی، طرف دیگه آبنمای پارک، طرف دیگه دختر پسرها کنار هم ورزش میکردن و چقدر خوشتیپ و خوش هیکل

    همه چیز فقط زیبایی بود فقط زیبایی! هیچ چیزی جز زیبایی نیست در زندگیم! و من اینهارو نمیبینم و اکثر مواقع یادم میره که چه معجزاتی جلومه…بعد عجله دارن سریعتر برسم..سریعتر بدوام تموم شه سریعتر یوگا رو تموم کنم سریعتر برگردم خونه سریعتر دوش بگیرم سریعتر صبحانه بخورم

    هیچی نمیفهم هیچی…

    و وقتی استاد دیشب تو فایل تغییر را در آغوش بگیر قسمت یازدهم گفتند باید پارو نزد و وا داد باید دل رو به دریا داد

    من تمام ترسام ریخت..اضطرابم کمتر شد و هب امروز که به محض اینکه بیدار شدم تو ستاره قطبیم نوشتم خدایا امروز استرس نداشته باشم از رسیدن، عجله نکنم، صبور باشم همه چیزو بسپرم در دستان تو

    خداوندی که به اذن او در این دنیای پهناور و بزرگ یک برگ از یک درخت میفته، پس قطعا قدم به قدم روزها و برنامه های منو دقیق در سر جای خودش در زمان درست خودش چینده!. دقیققق دقیق! ثانیه به ثانیه لحظه به لحظه وایم چینده! همه چیز و پشت هم گذاشته و من فقط باید با صبوری قدم بردارم

    با ایمان قدم بردارم

    خدایا کمکم کن بتونم صبور باشم بتونم ابمانم رو بهت نشون بدم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سپیده آقایاری گفته:
      مدت عضویت: 2079 روز

      سلام به اسمای عزیزم،

      کامنت زیبات رو خوندم و انگار خدا دوباره داشت بهم می‌گفت: «ببین، باز یادت رفت و عجول شدی… باز این همه زیبایی رو نمی‌بینی… باز داری می‌ری تو تیم شیطان.»

      این داستانِ هر روزه‌ی منه؛ اینکه می‌خوام سریع و هول‌هولی کارهام رو انجام بدم، فقط برای اینکه کارهایی که هر روز می‌نویسم تیک بخورن، انگار آخر شب قراره بابتش بهم مدال افتخار بدن!

      دقیقاً اونجایی که نوشتی:

      «یک لحظه همین‌جایی که نشستی صبر کن. انقدر سریع ننویس، انقدر هم سریع نخون این کامنت رو»

      یه نگاهی به دور و اطرافم کردم و دیدم چقدر تو همین لحظه‌ی زندگیم موضوع هست که باید ازشون لذت ببرم و من دارم بی‌توجه از کنارشون رد می‌شم.

      شروع کردم به سپاسگزاری و به احساس بهتری رسیدم و همون لحظه یه پیام خوب هم دریافت کردم.

      آیا دریافت اون پیام ربطی به عجله کردن من داشت؟

      قطعاً نه.

      من همیشه بیشترین حجم خبرها و اتفاقات خوب رو زمانی دریافت می‌کنم که توی آرامش و در سفرم.

      همین یه مورد کافیه نشون بده وقتی تو عجله و بدو‌بدو هستیم، در واقع هیچ کاری رو درست جلو نمی‌بریم.

      خدایا، تا وقتی عمر دارم، خودت باید هی به یادم بیاری که صبر کنم و از زندگی لذت ببرم.

      هر روز باید این موضوع رو به خودم یادآوری کنم.

      مرسی که نوشتی و این‌قدر تأثیرگذار بودی.

      از خدای یکتا برات لذت‌های بیشتر، شادی بیشتر و اتفاقات زیباتر آرزو می‌کنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: