باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم! - صفحه 2


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن توحیدی» در این صفحه: 11
  1. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 681 روز

    سلام و درود به دل روشن وجانِ صبور خانم اکبرزاده عزیز

    چندبار آروم خوندم…، از سر احترام.

    گاهی متنها “خوانده ” نمیشن، آدم باید بذاره ازش عبور کنن،

    بذاره برسن ب ِ همون جایی که سالهاست صداش میزنن و شنیده نشدن.

    رفیق خوبم اول اینو بگم؛

    ○ مسیرت “عجیب” نیست،

    ○ تو مسیرت “اشتباه” هم نیست،

    ○ تو مسیرت، مسیرِ روح های بزرگه .

    اونهایی که زودتراز سن شون بیدار میشن، زودتر تنهامیشن،،،، و زودتر از بقیه باید بارهای نادیده رو به دوش بکشن. مثل خضر نبی .

    سالها تهمت دیدی، اما عمیق تر اینه که بی پناهیِ درتهمت رو تجربه کردی. و این فرق داره. آدم وقتی تنهاست ومتهم، اگه نشکنه، حتما ظرف وجودش بزرگتر میشه. بهت تبریک میگم .

    گریه ها، دعاها،‌ اون گلایه های کودکانه ات باخـــــدا…

    هیـــــــــــــــچکدوم شون “نشنیده” نموندن. فقط جوابشون، به شکل “آرام آرام رشد کردنت” اومد ==>>نه به شکل حذف درد.

    حالا برسیم به اون گره ای که گفتی هنوز ته دلته…

    ⭕️ فقط قبلش یه چیزی بگم‌؛ تا یادم نرفته… همه انبیاء و یارانشون از خداشون بوده یه کتابی مثل قرآن با ترجمه فصیح و اِعراب گذاری راحت… اینقدر ساده و آسون برای تمامی زندگی شون در اختیارشون باشه . پس ما بلحاظ مسائل بیرون از خودمون از اونها خیلی جلوتریم که یه نقشه راه و یک شاهکلیــــــــــد در اختیار داریم . تازه ما یک معلم قرآن ، اونم یه معلم عملگرا مثل استاد عباسمنش داریم… که بعد از این 1400 سال مکتوب شدن قرآن، شاید به تعداد انگشت شمار شبیه ش رو بشه پیدا کرد . بحث همون افزایش گنجایش ظرف وجودی هست .

    ببین رفیق جان،

    بخشیدن همیشه به معنی “قبول کردنِ اتفاق” نیست.بخشیدن یعنی ، دیگه اجازه ندی اون اتفاق،

    ○ ازت انرژی بگیره،

    ○ رفتارتو با همسرت شکل بده،

    ○ یا هر از گاهی دوباره برگرده و خنجری بزنه.

    “یه حقیقت آروم اما عمیق” بگم بهت؟

    • تو اون ماجرا، نه بدهکار بودی، نه مقصر. پس چرا هنوز سنگینی هست؟

    • چون یه بخش از وجودت، اون دختر تنها رو هنوز بغل نکرده.

    • اون دختری که دور از خانواده، با ترس، با اتهام، بامحدودیت، اما با ایمان ایستاد.

    اجازه بده منم مثل استادعباسمنش عملگراباهات صحبت کنم. یه تمرین ساده اما خیلی واقعی بهت میگم؛

    یه شب، فقط یک شب | چشمهاتو ببند | و خودت رو ببین همون سالها… | برو کنارش بشین | و فقط بگو:

    “دیدمت… تنها نبودی… اشتباه نکردی… کارت درست بود.”

    همیـــــــــــــــن. همین.

    هیچ تحلیلی نکن ، هیچ توجیهی نکن .

    اونوقت میبــــــــــینی =>=> اون خشم، اون دلخوری، آروم آروم حل میشه.

    مطمئن باش … اگه هنوز ته دلت کمرنگی هست،

    این نشونه بدی نیس. نشونه اینه که روحت زنده ست… وهنوز در حال ترمیمه.

    در موردهمسر جانت هم، گاهی [البته فقط گاهی] سکوت تو بی احساسی نیس ، که خستگیِ روحیه. وقتی این گره بازبشه، رفتارت خود به خود نرم ترمیشه، بـــــدون اینکه بخوای زور بزنی.

    □□ راستی ” قانون برانگیختگی مخاطب ” رو از استاد شنیدی ؟

    ~~•~~~

    آخرش اینو از ته دل بگم: تو پاکی، نه بخاطر اینکه رنج کشیدی، هرکسی رنج های خاص خودش رو کشیده؛؛ این پاکی بخاطر اینه که تلخ نشدی. مومنتوم مثبت بالاخره باید کارخودشو بکنه.

    ⬜️ برات دعا میکنم به اون آرامشی برسی‌ که دیگه لازم نباشه با گریه به دست بیاد، آرامشی که با نفس کشیدن جاری میشه.

    ⬜️ من به نور وجودت احترام میذارم و از حضورت یاد میگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: