باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم! - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    294MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی باید شخصیتمان تغییر کند نه اینکه ادا در بیاوریم!
    22MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی گفته:
    مدت عضویت: 2343 روز

    سلام به استاد عزیزم سید عزیز آقای عباس منش

    استاد به خدا هر چی بیشتر مطالعه میکنم هر چی بیشتر جلو میرم بیشتر متوجه میشم که کارت درسته راهت درسته

    بخدا خیلی مردی خیلی بیستی خیلی دلت بزرگه .بخدا هر چی بیشتر میگذره بیشتر عاشقت میشم بیشتر بهت ایمان میارم دلم میخواد بغلت کنم ببوسمت و بگم مرسی بگم دمت گرم

    خیلی جرئت میخواد آدم تمام زندگی شو تو سایتش بزاره برای بچه ها

    خیلی دل بزرگی میخواد آدم این همه آگاهی خوب رو رایگان بزاره تو سایت

    اوایل اصلا ذهنیت خوبی نسبت به شما نداشتم ولی الان میفهمم که اشتباه میکردم.خدایا منو ببخش

    استاد این فایل نشانه دیروز من بود

    وقتی گوش دادم اصلا نابود شدم یعنی دقیقا خودم رو توصیف کردی

    من مجتبی یوسفی اعتراف میکنم دارم ادا در میارم که تغییر کردم

    ادا در میارم که عوض شدم

    حرفهای قشنگ میزنم

    جملات و کلمات قشنگ میگم

    ولی از درون عوض نشدم بقول شما شخصیتم عوض نشده همون آدم قبلی هستم با کلمات جدید

    تازه میخوام بقیه رو همسرم رو … هم تغییر بدم بگم اینجوری باشید یا اینجوری فکر کنید

    غافل از اینکه خودم فقط نقاب قشنگ زدم ولی از درون هیچی

    بخدا اشکم دراومد که خدا چی داره بهم میگه از زبان شما

    از دیروز بارها و بارها گوش دادم و دارم فکر میکنم بهش

    همین یک فایل کلی مطلب داره که باید روزها و ساعتها روش کار کنم گوش بدم

    سبحان الله سبحان االه

    خدایا شکرت

    سپاس از شما استاد عزیزم و تشکر ویژه از سرکار خانم شایسته عزیز بابت بروز رسانی فایل ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    داریوش جهان مهر گفته:
    مدت عضویت: 2158 روز

    به نام خالق هستی

    سلام و درود خدمت همگی دوستان عزیزم و استاد بزرگوار و خانم شایسته ی مهربان

    اصلا مبهوت شدم….

    نظرات دوستان رو خوندم اصلا هیچی ندارم برای گفتن.

    یکی از عادت های خوب من اینه که هر روز میرم به نشانه ی امروزم. اون فایل رو یا تصویری یا صوتی ( بستگی به شرایطم داره) گوش میکنم. بعدش میرم کلی از نظرات دوستان رو در مورد اپن فایل میخونم.

    باورتون نمیشه. وقتی بعد از شنیدن صحبت های استاد میرید و نظرات بچه ها هم میخونید انگار که اون فایل رو 300 بار گوش کردید. اصلا حفظ میشید فایل رو

    استاد عزیزم و دوستان گلم: باور کنید من هر موقع هر باوری که در ذهنم ریشه زد برام معجزه میکرد. هنوزم باورهایی که خیلی روی خودم کار کردم و در ذهنم نهادینه شدن دارن نتایجی برام به بار میارن که گاهی اطرافیانم خشکشون میزنه… و میپرسن چطوری شد ؟ منم فقط یه لبخندی میزنم میگم به هرچی باور داشته باشی همون میشه. تمام….

    اصلا دیگه نه توضیح میدم، نه بحث میکنم نه سر درد واس خودم درست میکنم. چون همیشه اون حرف استاد یا م هست که گفتند نیتزی نیست سعی کنی حرفات رو به دیگران بگی و اون ها رو متقاعد کنی که حق با تو و تو داری درست میگی، اصلا نیازی نیست قانون رو بهشون بگی چون اگر باهان هم فرکانس باشن مطمئن باش از یه راهی یه جوری میان توی فرکانست.

    اصلا وقتی در مورد این قانون و تغییرات با دیگران صحبت میکنید مخصوصا اونایی که اصلا نمیدونن قانون چیه و ذهنشون با همون محدودیت های عجیب غریب پر شده. اصلا نتیجه نمیگیری هیچ، باورهای خودت هم سست میشن. وقتی هی بحث میکنی و اونا هم هی بهونه میارن بدتر اعصابت خراب میشه.

    وقتی داری تلاش میکنی که به دیگران بگی من تغییر کردم. از خودت دور میشی… از خودت فاصله میگیری و تمام فکر و ذهنت میره پیش دیگران و نظرشون در مورد خودت.

    در حالی که ما باید در درون خودمون باشید. توی افکار و دیدگاه های خودمون باشیم و نظر خودمون، در مورد خودمون برامون مهم باشه. نه دیگران…

    مثلا من به دیگران بفهمونم که یه تغییراتی کردم… خب!!!! که چی بشه ؟ حالا طرف هم یه تعریفی از من بکنه بگه واوو چه تغییر کردی!!!!

    لذت واقعی اینه که من تغییر بکنم، پیشرقت بکنم، تکامل پیدا کنم، و ابن نتایج خودش گویای همه چی باشه.

    اون موقع است که اگرم توی جمعی بشینی و مثلا یه جمله بگی که: به هرچی باور داشته باشی همون میشی… همه حرفت رو میپذیرن، چرا ؟؟ چون دارن نتایجت رو میبینن.

    پس بهترین کار اینه که، در مورد این قانون و تغییر و این مسائل با کسی بحث نکنیم. اگر گاهی نظر خودمون رو گفتیم عیب نداره. این باور منه، عقیده ی منه، دیدگاه من اینه….

    ولی نیاز نیست در موردش بحث کنیم و عی زور بزنیم به طرفمون بفهمونیم که داستان چیه…

    خدا رو شکر میکنم که من انقدر با تعهد و با پشتکار و ایمان دارم میرم جلو. و خیلی نسبت به آدمی که همین دیروز بودم بهتر شدم.

    من هر روز بهتر از دیروز رو واقعا دارم تحریه میکنم. و تنها دلیلش اینه که : من هر فایل استاد رو بارها گوش میکنم. انقدر گوشش میکنم که دیگه گاهی خودم باهاش هم خوانی میکنم حرف هاش رو …

    و کاملا آگاهانه روی خودم کار میکنم و هر چیزی که از اون فایل یاد گرفتم رو در شخصیت خودم اجرایی کنم. نظر دوستان رو میخونم در مورد اون فایل که بیشتر درک کنم.

    اما مهمترین دلیل حال خوب من، پیشرفت های من ( عمل کردن به دانسته هاست )

    وقتی ما مثلا باد میگیریم نباید اعصابمون خرتب بشه توی هیچ شرایطی، و همیشه سعی کنیم آروم باشیم. باید به این عمل کنیم. انقدر تمرین کنیم که به جایی برسیم واقعا هیچ چیزی و هیچ کسی نتونه آرامش ما رو بهم بریزه… اون وقته که ما یک پله رفتیم بالاتر

    در مورد تک تک دانسته ها و آموزش ها همینه. اول آموزش رو یاد بگیریم و بفهمیم استاد داره چی میگه، درک کنیم… و بعد عمل کنیم بهش و تبدیلش کنیم به شخصیتمون اون وقت شاهد تغییراتی میشیم که گاهی حتی اشک شوق میریزیم.

    موفق و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مرضیه و حسین گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم دوست‌داشتنی

    استاد وقتی گفتین که باید شخصیتتون تغییر کنه و باید هر روز و همیشه روی خودتون کار کنید فهمیدم که چقدر استمرار مهمه مثل آبی که می‌تونه سنگ‌رو سوراخ کنه درسته که سنگ نسبت به آب خیلی سخت تره اما اب با استمراری که داره بالاخره می‌تونه سنگ رو سوراخ کنه و راه خودش رو باز کنه

    تمرین درست، ورودی درست و باور سازی دقیقا مثل همینه باید استمرار داشته باشی تا نتایج بزرگ بگیری

    این رو واقعا درک میکنم میدونید استاد من بعضی روز ها میشینم از صبح تا عصر روی سایتم کار میکنم اما بعضی وقت ها چند روز سراغ سایت نمی‌رم برای همینه که طراحی سایتم هنوز تموم نشده

    چون استمرار ندارم

    اگر این کار رو هر روز یک ساعت انجام بدم خیلی بیشتر نتیجه میگیرم تا اینکه یک روز چندین ساعت کار کنم و چند روز اصلا کار نکنم

    استاد وقتی کامنتهای دوستان رو خوندم و دیدم که تعهدی داشتند در عمل به قانون و عمل به صحبت های شما مصمم شدم که اگر تا الان فقط گوش دادی کافیه الان وقت عمله و این فایل ها دوره ی تو هست باید بهشون عمل کنی .

    تلاش کن برای تغییر شخصیتت

    استاد یا شنیدن این فایل تصمیم گرفتم دیگه غیبت نکنم تحت هیچ شرایطی و این رو آنقدر جدی عمل کنم تا بشه جزو شخصیت من

    وای استاد فقط اونجا که گفتین خودتون رو تربیت کنید اونجا واقعا جای خوردم همیشه شنیدم تربیت فرزند خیلی مهمه و خیلی مسئولیت داره ولی همیشه هم فکر میکردم برای پدر و مادر هاست و کسی تو یک خانواده با یک سری فرهنگ ها و عادت ها و اخلاق ها تربیت شده، آدم ها رو باید پذیرفت

    اما وقتی گفتین خودتون رو تربیت کنید هم امید و هیجان پیدا کردم و هم درک کردم که وقتی میگین من مسئول زندگیم هستم یعنی چی

    دیگه بهانه کافیه، تو یک خانواده رشد کردی که ترسو تربیت شدی اوکی الان خودت تلاش کن، این بار خودت خودتو تربیت کن خودت خودت رو شجاع بار بیار

    خودت رو با ایمان بار بیار

    وقتشه واقعا مسئولیت قول کنی وقتشه خودتو تربیت کنی

    بشین ببین میخوای چه شخصیتی داشته باشی و خودت شخصیت جدیدت رو بساز

    ممنون استاد به خاطر این آگاهی ها

    باید بار ها این فایل ها رو گوش بدم و بهشون فکر کنم و ببینم چطوری میتونم تو زندگیم این حرف ها رو این روش رو پیاده کنم

    خدایا شکرت دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1850 روز

    به نام خداوندبخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز نود وششم، روزشمار تحول زندگی من!

    استاد عزیزم وقتی داشتید کامنت دوست عزیزمون رو می خونید حس میکردم خودم این کامنت رو نوشتم انقدر به حس وحال من نزدیکه که ماههاست دارم با همین حس شوق وذوق وسپاسگزاری وشادی زندگی میکنم شکر الله…

    استاد جانم همیشه حرفهای شما توی سرمه توی ذهنمه توی قلبمه وجزء باورهام شده..

    این حرفتون که همیشه میگید کسیکه داره روخودش کار میکنه کسیکه هدف داره مگه دیگه وقتی داره برای حاشیه؟ برای اینکه ببینه بیرون از خودش ادمها و شرایط چطور داره میگذره…

    من صد در صد حرفتون رو قبول دارم که نقش بازی کردن، ادا در آوردن، یا تقلید کردن سر سوزن هم نمی تونه شرایط ادم رو عوض کنه….

    کلا تغییر شرایط وتغییر شخصیت خود من از روز اولی که با شما هستم تا همین الان اینطوری بود که ماهها شکر خدا شرایطی داشتم که می تونستم شبانه روز فایلهاتون رو گوش کنم، گوش میدادم وبهشون فکر میکردم ونکته برداری میکردم و فایلهای زندگی در بهشت وسفر به دور امریکا و تک تک فایلهای سایت رو می دیدم وگوش میکردم واینکار باعث میشد فایلها مکمل همدیگه باشن وهرجا سوالی برام پیش میومد ویا میخواستم اون اگاهی رو باور کنم توی یه فایل دیگه جواب سوالم رو میگرفتم، بعد بهشون فکر میکردم توی زندگی گذشته وحال خودم، توی زندگی اطرافیانم وتو کل دنیا دنبال قانون میگشتم دنبال اون اصلی که شما اموزش میدادید، تا بتونم آگاهی ها وآموزشهای شما رو با زندگی واقعی وشخص خودم تطابق بدم با اونچه که داره اطرافم اتفاق میفته ، یعنی کل جهان داشت به اون شکل پیش میرفت ولی من درکی نسبت بهش نداشتم و آموزهای شما باعث شد من ریز بشم توی افکار وگفتار واعمال خودم و افرادیکه تو شرایط من بودند اما با تغییر دیدگاهشون وبا تغییر شخصیتشون کل زندگیشون تغییر کرده بود، خیلی کم بودن البته اطرافم، یا می تونم بگم انگشت شمار بودن، اما وقتی کامنت دوستان رو میخوندم می دیدم خب اوکی فلانی توشرایط من بوده یا بدتر بوده اما میگه نتیجه گرفته، نتیجه گرفته از زندگی به سبک و روش شما..

    حالا شالوده وخلاصه واصل مطلبی که شما تو تمام فایلهاتون میگید چی بوده؟ چی هست؟

    اینکه آقا بیا خداتو بشناس، خودتو بشناس، قوانین جهان رو بشناس، به سبک و راه و روشی که من وتعداد زیادی آدم دارن به اون روش زندگی می کنند و نتیجه گرفتند، زندگی کن

    واونم راه درستی وراستی و یکتاپرستی هست…

    میگی بلدش نیستی؟ نمی دونی چه شکلی میشه انجامش داد بیا تا من بهت بگم…

    با تغییر باورهات در مورد خداوند، خودت، و جهان آفرینش…

    نه اینکه بخوای ادای آدمهای مثبت نگر رو در بیاری نه، باید بیای تو مسیر با من باشی تا کم کم به این درک برسی که خداوند تورو خلق کرده ازاد و رها وبهت اختیار تام داده برای خلق شرایط دلخواهت وهمه چیز در اختیارت قرار داده ومسخر توکرده هرچیزی رو که تو بهش نیاز داری، کافیه توی مسیر و فرکانسش قرار بگیری تا بیشتر وبهتر و راحتر ازشون استفاده کنی….

    وصدالبته که من کلی نتیجه تو زندگیم با عمل به آموزهای فایلهای رایگانتون ودیدن فایلهای سفرنامه وسریال زندگی در بهشت گرفتم…

    چطور؟

    با تغییر شخصیتم، شمارو الگو قرار دادم مریم جان رو الگو قرار دادم اوایل تقلیدی ولی کم کم باتمرین وتکرار سبک افکار وگفتار ورفتار شما دوتا عزیز دل، شد سبک زندگی من، یعنی یه وقتی چشم باز کردم دیدم منم دارم ارامش واقعی، شادی واقعی، شرایط مالی خوب و شرایط عاطفی و معنوی خوبی رو تجربه می کنم بدون اینکه کار خیلی واضح و مشخصی از نظر دیگران انجام داده باشم، بلکه کوچولو کوچولو باورهام تغییر کرد عملکردم طبق اون باورها شکل مثبت تری به خودش گرفت و عملکرد مثبت برام پیامدها ونتایج مثبتی رو هم بهمراه اورد شکر خدا….

    الان مدتهاست که انقدر شکر خدا تمرکزم روی اهدافم هست وقت نمی کنم به هر انچه که غیر خودم و زندگیمو هدفم هست حتی فکر کنم چه برسه به اینکه وقت گرانقدرم رو بذارم روی اینکه ببینم بیرون از من چه خبره و دنیا وادمهاش دارن به چه سمت وسویی میرن، حتی تمرکزم از روی نزدیکترین افراد خانوادمم برداشته شده، وحالا مدتهاست همه به این سبک زندگی من عادت کردن وبا دیدن آرامش وشادی ورضایت قلبی که دارم نسبت به همه چیز و ورودیهای مالی که به لطف الله سرازیر هست جاری وساری توی زندگیم، دارن ازم الگو میگیرن و جالبه که به زبون میارن این تغییراتو ومیگن مینا خوب چسبیدی به خودت و زندگیت وماشالله تو این یکسال اندازه چند ساز از هر نظر پیشرفت کردی کاش ماهم مثل تو قوی بشیم!!!!!!!

    این قدرت واین تغییرات مثبت از کجا اومد یه دفعه؟؟؟

    این قدرت همیشه وجود داشته منتهی چون تیکه وپاره شده بوده، توی قضاوتها، گله وشکایتها، غیبت کردنها، دخالتها و فوضولی کردنها و تمرکز گذاشتن توی زندگی این واون و که کی چی میگه کی داره چیکار میکنه، دیگه من قدرتی برام نمونده بود!!!!

    از وقتی دست از اون همه کارهای بیهوده برداشتم و تمرکز کردم روی خودم وتغییر باور و افکار وگفتار ورفتارم وهدفمند زندگی کردن رو تمرین کردم و سعی کردم مهمترین رابطه زندگیم ،رابطه ی بین منو خدای خودم باشه، خب نتیجه هم رضایت بخش شده…..

    نمیشه که شخصیتم مثل گذشته باشه وباهمون سبک و روش قبل که یک عمرباهاشون زندگی کردم زندگی کنم و توقع داشته باشم اوضاع به نفع من تغییر کنه…..

    سخت بود اما شد، وقتی بشه وقتی بیفتی رو غلتک و زندگیت بیفته رو روال، انقدر پاک ومطهر و صاف وصادق میشی که دیگه نمی تونی مثل گذشته باشی، با کوچیکترین غیبت وقضاوت و گله وشکایت و انرژی منفی حالت انقدی دگرگون میشه که سریع از اون فرکانس خودت رو خارج میکنی چون طعم بهشتی زندگی کردن رو چشیدی، چون حال خوب رو تجربه کردی دیگه نمی تونی که بد باشی…..

    خیلی دیر شخصییتم تغییر کرد خیلی باختم خیلی شکستم خیلی آسیب دیدم خیلی از دست دادم اماااا از وقتی تغییر کردم خیلی زود خیلی چیزها برام جبران شد، واین باعث دلگرمی منه که باقی عمرم رو حداقل به لطف الله درست زندگی کنم و خوشبخت وسعادتمند باشم…..

    انشالله که به لطف الله هممون توی این مسیر خودشناسی وخداشناسی هر لحظه وهمیشه ثابت قدم باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  5. -
    mohamad kord گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه ی دوستانی که دارند این کامنت رو میخونن

    یک حرف استاد واقعا منو تکون داد ، موقعی که گفتند

    “”من وقتی فهمیدم راه درست رو و به این نتیجه رسیدم که چه باورهایی می‌تونه به من کمک کنه اصلاً دنبال این نبودم که از نظر بقیه آدم باحالی به نظر بیام یا آدم تاثیرگذاری باشم””

    من از موقعی که با استاد آشنا شدم و فایل ها رو گوش میدادم ،یکی از کار هایی که انجام می دادم این بود که می رفتم پیش خانواده ام و این دیدگاه جدید رو به اشتراک میذاشتم

    که هیچ فایده ای نه برای من داشت نه برای خانواده ام

    اصلا وقتی فایل ها رو گوش می دادم و استاد به یک موضوعی اشاره میکرد

    من اون موضوع رو متوجه می شدم

    ولی همش تصور میکردم که دارم به یکنفر این مبحث رو توضیح میدم

    یا وقتی استاد به رفتار نامناسبی اشاره می کردن و میگفتن این رفتار باید عوض بشه

    من توی ذهنم دنبال رفتار ها و باور های نامناسب در افراد دیگه میگشتم

    مثل پدرم ، مادرم ، برادرم ، خواهرم

    به خودم هم فکر میکردم

    اما نه به اندازه ای که توجهم به بقیه بود

    من توی خودم چند تا باور اشتباه رو از همین رفتارم شناسایی میکنم

    1) این کار نشون میده که من فکر میکردم که میتونم با موعظه کردن عملکرد بقیه رو عوض کنم .

    2) باور داشتم که برای تغییر وضعیت من ، باید وضعیت پدرم یا مادرم اول عوض بشه .

    یا اگر شرایط خانواده ام عوض بشه شرایط من هم عوض میشه .

    یا تغییرات من وابسته است به تغییرات خانوادم .

    3) اگر تنها باشم نمیشه . یک پایه ای باید داشته باشم .

    4) عدم باور به اینکه خداوند همه رو هدایت میکنه فقط کافیه اونها بخوان .

    5) عدم باور به اینکه هرکس مسؤل زندگی خودشه . و نمیتونستم مسولیت خودم در برابر زندگی خودم بپذیرم ، دوست داشتم بقیه رو عوض کنم و بقیه هم بیان و منو عوض کنند

    یک کار اشتباه دیگه ای که استاد بهش اشاره کردن تو ی فایل های دیگه و من هم انجام میدادم اما فکرش رو نمیکردم خودم ،که من هم دارم همون کار رو انجام میدم اما به نوبه ی دیگه ای

    استاد میگن “” خیلی از بچه ها فکر میکنند اگر بشینند یه گوشه ی خونه و فکر کنند دارند روی باور هاشون کار میکنند

    و نمیدونم تجسم کنند و تخیل کنند ، قراره زندگیشون تغییر کنه “”

    من خودم رو جزء این افراد نمیدونستم

    اما الان که به عملکردم نگاه میکنم میبینم که الان که نزدیک به دوساله من باسایت عباسمنش و با استاد عباسمنش آشنا شدم تغییرات آنچنانی نداشتم

    چون عمل نمیکردم .

    همش دنبال شنیدن فایل جدید بودم

    از فایل یک شروع کردم و حدودا صدتا فایل اول سایت استاد رو هر روز یکی یا دو تا گوش میدادم و بعد یهو یک توهم یادگیری بهم دست داد و بیشتر از عمل شروع به موعظه کردن بقیه کردم

    البته این رو هم بگم فقط با شنیدن فایل ها کلی حال من خوب میشد و نتایجی رو هم گرفتم اما اون نتیجه ی قابل توجه که خودم از خودم انتظار داشتم رو نگرفتم

    الان متوجه این رفتار غلطم شدم که فقط دنبال شنیدنم

    همش دنبال اینم که یک تایم تنهایی پیدا کنم و فایل های استاد رو گوش کنم

    اما الان میدونم که گوش دادن به فایل های مناسب باید جزئی از روتین زندگیم باشه . نه اینکه منتظر تنهاایی باشم برای شنیدن فایل استاد .

    الان فهمیدم که گوش دادن به یک فایل باید مساوی با عمل کردن به اون فایل باشه

    نه گوش دادن به فایل بعدی و بعدی و بعدی

    اصلا وقتی یک فایل رو با این دیدگاه گوش میدیم که چطوری خودم ازش استفاده کنم ، نکاتی رو متوجه میشیم که قبلا اصلا انگار نمی شنیدیمش

    الان وقتی استاد میگن که من دنبال این نبودم که بقیه رو تحت تاثیر قرار بدم و در تنهایی خودم روی باور هام کار میکردم

    من خیلی بیشتر استاد رو درک میکنم

    چون من هم باید همین کار رو انجام بدم

    قبلا دنبال یجور خودنمایی بودم ،

    الان میخوام بهایی به ادم های دیگه ندم و خودم باشم و نتیجه ی افکار و اعمال خودم

    کار خوبی بکنم خیرش برای خودمه و کار بدی هم بکنم باز هم به خودم بر میگرده

    من اصلا توانایی این رو ندارم که بقیه رو تغییر بدم یا تحت تاثیر قرار بدم

    اما روی خودم کنترل کامل دارم و هرکاری که میکنم مسولیتش با منه .

    استاد عباسمنش ازت بینهایت سپاسگزاری میکنم که باور هاتو داری با ما به اشتراک میگذاری

    قبلا یادمه که از مدرسه که برمیگشتم، وقتی دور فلکه منتظر اتوبوس بودم . ماشین هارو نگاه میکردم

    هر ده تا پراید و پژو یه ماشین خارجی رد میشد.. با خودم میگفتم چی میشد میتونستم ازش بپرسم تو چکار کردی که الان وضعیتت خوبه وبقیه چکار کردند که نتونستند

    الان حس مسکنم اون آدم رو پیدا کردم

    خدایا شکرت و ممنون از شما استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 1999 روز

    به نام خدا

    سلام دوستان عزیزم

    خدا رو شاکرم که باز هم با نشانه امروز هدایت شدم به فایل ِ

    باید شخصیتمان تغییر کند، نه اینکه ادا در بیاوریم..

    والا من مدت‌های زیادی هستش که همش خودمو بستم به فایل‌ها و آموزه های استاد.

    طی این ده پونزده روز گذشته این دومین بار هستش که این فایل به عنوان نشانه امروزم اومد برام.

    از خودم پرسیدم ، نکنه من شخصیتم تغییر نکرده و دارم ادا در میارم ؟؟

    کلی فکر کردم

    ناخودآگاه کشیده شدم به کامنت نوشتن..

    هنوزم که دارم کامنت مینویسم ذهنم درگیره!!

    خدا گفت برو بنویس من بهت میگم جریان از چه قراره

    والا تا اونجایی که یادم میاد همیشه دوست داشتم تغییر کنم

    و یکی از دلایلی هم که به آموزشهای استاد هدایت شدم همینه.

    ولی تا حالا به این موضوع خیلی دقیق فکر نکردم که آیا من واقعا تغییری در وجودم ایجاد شده یا نه؟؟

    وقتیکه به زندگیم نگاه میکنم میبینم آره تغییراتی رخ داده

    مثلاً

    اینکه من تقریباً صپ تا شب در حال تمرین این باورها ، فایل گوش دادن ، نوشتن ، وقت گذاشتن برا سایت ، تمرین مداوم و عمل کردن به آموزه ها توی شرایط مختلف هستم.

    ولی حالا یه سوال دیگه:

    چقدر توی این نوع عملکردها موفق بودم و تونستم ذهنمو کنترل کنم ؟؟

    می‌دونی چیه ؟؟

    آدم باید واقع بین باشه..

    درسته که قوانین ،کار خودشونو به بهترین شکل انجام میدند و ذره ای هم خطا ندارند

    ولی

    من چقدر باور دارم این حرفها رو؟؟؟

    واقعیتش اینه که من یه سری جاها موفق عمل کردم ولی اونقدرها ناخودآگاه نبوده که خود به خود عملکردم فرق داشته باشه

    مثلاً توی یه شرایطی یه کاری رو انجام دادم طبق قانون و نتیجش خوب بوده ، ولی اونقدرهااااا درونی نبوده که خود به خود انجام بشه، و من فکر کردم که خب حالا طبق قانون چجوری باید انجامش بدم!!؟؟

    پس من به این نتیجه میرسم که واقعیه واقعی تغییرات درونی رخ نداده!

    یعنی چی؟؟

    یعنی جوری نشده برا من که ناخودآگاه برم و انجامش بدم!! و نیاز به کار کردن بیشتری داره.

    می‌دونی واقعیت چیه ؟؟

    واقعیت اینه که عملکردهای ما طبق باورهای ما رخ میدد…

    پس وقتی من نگاه میکنم میبینم خیییییلی هم تغییرات بنیادی برا من رخ نداده

    ببین بوده ها ، واقعاً دلم نمی‌خواسته فیلم بازی کنم برا این و اون

    من عاشق تغییر کردن بوده ام

    ولی واقعیت اینه که خیلی جاها ترسها، نگرانی‌ها ، ترس از حرف مردم، یا اینکه اگه نتونم از پسش بر بیام چی؟؟؛؛؛ نذاشته من اون کار رو انجام بدم.

    پس من به این نتیجه میرسم که باید بیشتر وقت بذارم روی عزت نفسم کار کنم ، روی احساس لیاقتم کار کنم ، روی تعهد دادن و عمل کردن کار کنم ، روی ابراز توانمندیهام کار کنم و و و و و و

    و هزارتا مورد دیگه

    در یک کلام

    من هنوز به اندازه کافی تغییر نکردم

    و الآن خوشحالم که به این موضوع رسیدم

    اینم زمانی اتفاق افتاد که در عرض ده بیست روز ، دو بار این نشانه برا من اومد .

    و من این سوال برام پیش اومد:

    نکنه به اندازه کافی تغییر نکردم که خداوند دوبار در عرض این ده بیست روز داره به من گوشزد میکنه ؟؟

    نمیدونم واقعاً

    ناراحت نیستم

    اتفاقاً خوشحالم

    شاید اصلاً این پاشنه آشیلم باشه

    عملکرد رو میگم

    می‌دونم توی یه زمینه هایی ضعیفم

    ولی خب گفتم دیگه

    باید روی عزت نفسم کار کنم

    خدایا شکرت

    چقدر حال داد نوشتن این کامنت

    چقدر لذت بردم

    استاد سپاسگزارم از شما به خاطر قابلیتهای فوق‌العاده توی سایتتون.

    بچه ها ممنون که کامنت منو خوندید.

    من میرم بازم فکر کنم

    چون واقعاً جای فکر داره این موضوع.

    سپاسگزارم

    به الله مهربون میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    بهاره راستی گفته:
    مدت عضویت: 1968 روز

    سلام به استاد عزیزم، مریم جانم و دوستان خوبم💛

    چند روزه ذهنم درگیر اینه که چرا من نتیجه ای که میخوام رو نگرفتم! چرا منی که دارم دوره عزت نفس و دوازده قدم رو میگذرونم وضعیت مالیم تغییر نمیکنه! همین‌طور که این نجوا ها تو ذهنم بود سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم و تمام موفقیت های کوچیک این یکسال رو یادآوری میکردم. ولی انگار بازم این موضوع تو ذهنم بود چون فکر میکردم یه جای کارم ایراد داره و باید ریشه ای حل بشه، تا اینکه رسیدم به امروز و نشانه روزم! اخه چقدر خدا قشنگ صدای بنده اشو میشنوه و هدایتش میکنه! این فایل رو گوش دادم و گفتم آره همینه! تو شخصیتت عوض نشده بهاره! خیلی جاها میدونی قانون چی میگه ولی باز کار خودتو میکنی! خیلی جاها جسارت نداری حرکت کنی چون ایمانت به اندازه نیست! قشنگ فهمیدم مشکلمو که چرا نتیجه ای که میخوام نگرفتم هنوز! خدایا شکرت، شکرت که انقدر قشتگ هدایتم میکنی🧡

    مرسی استاد بخاطر همه آموزش های ارزشمندتون❤️ امیدوارم هر چی سریعتر تکاملم رو طی کنم و بتونم به درستی از این آموزش ها و دوره های ناب استفاده کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2586 روز

    سلام استاد

    خدای مهربونم…فقط میتونم بگم شکرت، شکرت شکرت شکرت

    دیشب بعد از چند روز که حالم خوب نبود (نه اینکه اتفاق بزرگ یا بدی افتاده باشه) ولی تضاد های خیلی خیلی کوچک منو به خودم اورد که مریم..داری فاصله میگیری، باید برگردی روی خودت کار کنی..

    استاد من دیشب بلاخره نوشتم که من میخوام دوره ی عزت نفس و کشف قوانین زندگی روانشناسی ثروت۱ رو تهیه کنم، ای رب العالمین، تو قدرت برتری..منو هدایت کن و به من توانایی تهیه و استفاده از این دوره هارو بده.. توی فکر بودم چه خوب میشد یه دوره ای تکاملی و متعهدانه مثل دوره ی ۱۲ قدم شرکت میکردم که پله پله خودمو ارتقا بدم…

    امروز دیدم دوره ی قانون آفرینشو مثل دوره ی ۱۲ قدم دارین از اول میزارین! خدا جونمممم شکرتتتت.

    انشاالله یکی از این دوره هارو هم در کنار عزت نفسم تهیه میکنم.

    توی فایلای سفرنامه شنیدم که گفتین عزت نفس کلیدی ترین دوره است.

    منم دیروز که داشتم به فایلای شما گوش میدادم درونم داد میزد که اگه نتایج پایدار میخوام پاشنه آشیلم عزت نفسه، بعد از دو ماه دوباره کار کردن روی خودم با فایلای سفر نامه و فایلای رایگان و دوتا از کتاب های سایت، خدای درونم میگفت مریم الان وقتشه باید تهیه اش کنی.. احساس میکردم حتی کوچکترین قسمت های آمادگی برای تهیه دوره ام چیده شدن ، حتی۶۰ گیگ اینترنت رایگانم بهم تعلق گرفت! از قبل انگار همه چیز داشت مهیا میشد..

    من نتایج فوق العادههههه محشری گرفتم استاد توی این ۷ سال از همین فایلای رایگانتون، بطوریکه حتی اطرافیان خودمم نمیتونن باور کنن! یه طوری که فکر میکنن مادرم سر بارداری من کار خاصی انجام میدادن که من اینجوری شدم! درحالی که من از سن ۱۲ ۱۳ سالگی خودمو با آموزه های شما تربیت میکردم استاد..

    و

    امروز

    بعد از سالها شوق برای تهیه ی محصولات استاد بلاخره تونستم محصول عزت نفس رو تهیه کنم…خدای من موقع خریدش اشک تو چشمام حلقه زده بود..یاد لحظه هایی میفتادم که یه دانش آموز کلاس هشتمی بودم که با چه ذوقی توی اتوبوس، با تبلتی که دور از چشم معاون به مدرسه میبردم به فایلای استاد عباسمنش گوش میدادم و با تموم وجودم عطش تغییر و تربیت خودمو داشتم.. اون موقع میخواستم محصولاتو تهیه کنم ولی نمیتونستم، امروز با عشق خریدم و خدا جونم هزااارااان مرتبه شکرت بابت این توانایی که بهم دادی امید دارم رب العالمین چند برابرشو بهم عطا میکنه

    یاد نتایج فوق العاده ای که گرفتم..که هر کدوم به زمان خودش برای خودم و خیلیا در حد معجزه بود! خیلی خیلی بزرگ!

    نتایجی که بعضاً تا الانم همراهمن و هنوزم برای هرکس غیر از خودم معجزه است و باورشون نمیشه!

    استاد من حدود سه سال این بین از آموزه ها فاصله گرفته بودم، نه که اصلا رعایت نکنم چون خیلیاش در من ریشه ای شده بودو جزوی از شخصیتم شده بودن ولی آفت ها منتظر بودن تا مجال تخریب پیدا کنن، این حرفتون که میگین :

    « باورهای ما نیاز به مراقبت لحظه ای داره برای رشد و میوه دادن »

    رو با همه ی سلولام گرفتم

    استاد ذهن من مثل همون درختی شده بود که کرما داشتن یکی یکی تمام ثمرشو از بین میبردن..و خوشبختانه پروردگارم منو هدایت کرد و دارم با تمام قوا سم پاشی میکنم

    و امروز میخوام اولین برگ از فصل جدید زندگیمو شروع کنم.

    قبل از اینکه برم سراغ اولین جلسه ی عزت نفس به این فایل از طریق نشانه ی روزانم هدایت شدم..همه ی وجودم داد میزد که قبل از اینکه برم سر دوره این قسمت رو ببینم. این فایل باعث شد انگیزه و تعهدم محکم تر بشن و با جدیت، برای تغییر و بهبود شخصیتم قدم تازه بردارم.

    بسم الله رب العالمین

    خدایا با توکل به تو

    ۵ اسفند ۱۳۹۹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2177 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به همه اعضا خانواده خودم

    خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم به خاطر نعمت سلامتی به خاطر حضور سید عزیز و اشنایی با سایت و شهر عباسمنش

    چقدر تحت تاثیر این فایل قرار گرفتم

    دیروز خواستم کامنت بنویسم ولی گفتم بزار چند بار دیگه ببینمش و ببینم چه درکی بهم میده به نظرم این فایل از اون اگاهی هاست که بار ها باید دیدش بهش فکر کرد

    دیدن این فایل و این پرسش که

    چرا کرم ها افت ها سراغ درخت میوه میرن ؟

    منو یاد این سوال انداخت چرا خداوند اجازه وسوسه به شیطان داد ؟

    واقعا چرا افت ها میرن سراغ درخت میوه

    چرا تضاد ها میرن سراغ کسانی که دارن نتیجه میگرن سراغ کسانی که میخوان بهترین ها رو رقم بزنن

    شاید برای رشد باشه شاید برای گسترش جهان باشه اگه افتی نباشه سمی نیست اگر درخت میوه ای نباشه میوه ای نیست لذت خوردن میوه نیست و هزار تا اما و اگر دیگه که با فکر کردن بهشون میتونم مساله هام رو حل کنم این کرم ها مثل تضاد هایی هستند که در راه زندگی و سعادت و خوشبختی امکان داره سر راه من بیان و با برداشتن اونها میوه های بیشتر بهتر خوشمزه تر میتونم داشته باشم اما ی چیز دیگه چرا کرم ها سراغ برگ رفتن

    چرا سراغ ریشه ها نمیرن چرا شیطان در ذهن خانه کرده و جایگاهی در دل نداره

    چرا خداوند جایگاهش قلبه چون کرم ها سراغ برگ میرن اگه من هرچی پیروی کنم از ندای درونم از قلبم و اون باورهای بنیادین رو درست طی کنم عمل کنم تکرار کنم تمرین کنم این ریشه قوی و قوی و قوی میشه و باز باید همیشه سم پاشی کنم افکار منفی رو روی خودم کار کنم و تکرار و تکرار و حتی موقع ثمر دادن مواظب نتایجم باشم

    ریشه وظیفش اب و مواد معدنی رسوندن به ساغه و تنه و شاخه و برگ هاست اما این برگ ها این نتایج بیرون و در معرض حمله افت ها هستند و راهش تکرار تمرین مستمر و هر روزه است

    خدایا شکرت که ی کامنت نوشتم خدایا شکرت که اگاهی کسب کردم که با تکرارش با تمرینش با مداومت در این خصوص میتونم ریشه های قوی برگ های زیبا و افت کشی قوی همراه داشته باشم و از تو میخوام یا رب که این اگاهی ها رو در زندگیم جاری کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مرتضی آستاد گفته:
    مدت عضویت: 1209 روز

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته نازنین

    و سلام به دوستان عزیزم که با کامنتاشون خیلی چراغها رو برای من روشن میکنند یه تشبیه به ذهنم اومد الان برای کامنت های سایت

    وقتی که توی خیابون با سرعت میری یهویی چراغ قرمز میشه و همون جا وای میستی تا چراغ سبز بشه بعد همون جا یادت میاد که میخاستی کجا بری اصن از یه نفر میپرسی فلان جا کجاست میگه 100 متر رد کردی و باید برگردی

    کامنتهای سایت هم مثل همون چراغ راهنماست که بعضی موقع ها آدم رو به فکر فرو میبره

    که آیا این روندی که دارم طی میکنم درسته یا نه ؟

    آیا این مسیری که دارم میرم منو به اهدافم میرسونه یا دارم اشتباه میرم ؟

    آیا من از درون تغییر کردم یا نه فقط اطلاعاتم زیاد شده ؟

    آیا برای خودم مقصدی تعیین کردم یا نه باری به هر جهت دارم پیش میرم ؟

    باید شخصیت مان تغییر کند نه اینکه ادا دربیاریم:

    من اگه بخام که نتایجم بهتر بشه از گذشته باید شخصیت من تغییر کنه باید طرز فکرم به مسائل تغییر کنه باید توی برخورد با مسائل ببینم چجور رفتار میکنم چجور فکر میکنم

    همه چی رو باید توی عمل بفهمیم

    مثل این میمونه که ماشینت رو ببری تعمیرگاه بعد دو روز بری طرف میگه آقا خیلی روش کار کردم فلان کاررو کردم بسار کار رو کردم بعد سوار بشی ببینی ماشین روشن نمیشه

    عملن اون کاری که طرف کرده نتیجه ای نداشته چون روشن نشده ماشین

    توی زندگی هم همینه من اگه بخام ببینم چه قدر تغییر کردم نسبت به قبل باید به نتایج زندگیم نگاه کنم

    باید ببینم آیا حال من احساس من نسبت به چند ماه پیش بهتر شده یا نه

    باید ببینم رابطه من با خداوند و اون احساس نزدیکی که به خداوند دارم بیشتر شده یا نه

    باید ببینم سلامتی من بهتر شده یانه هنوزم اون دردها ی قدیمی رو دارم

    باید ببینم درآمدم بهتر شده یا پسرفت کردم

    باید ببینم رابطه ام با خانوادم و اطرافیانم بهتر شده یا نه هنوز باهاشون درگیرم

    همه چیز خودشو توی نتایج نشون میده

    من مرتضی اگه بخام نتایج عالی بگیرم باید خیلی عالی هم شخصیتم تغییر کنه

    وگرنه همه دوست دارن که زندگیشون بهتر بشه ولی کیه که بخاد خودشو تغییر بده کیه که روند زندگیشو. تغییر بده

    اگه بخام زندگیم بهتر بشه از قبل باید خودم رو کنکاش کنم باید روی خودم فکوس کنم نه اینکه برای بقیه راه حل بدم نه اینکه برای بقیه ایده بدم که چکار کنن

    خداروشکر که منو به این مسیر خودشناسی هدایت کرد به مسیر سعادت و خوشبختی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: