قانون فراوانی و رابطه آن با «تجربه ثروت» - صفحه 49
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری قانون فراوانی و رابطه آن با «تجربه ثروت»36MB18 دقیقه
- فایل تصویری قانون فراوانی و رابطه آن با «تجربه ثروت»95MB18 دقیقه
- فایل صوتی قانون فراوانی و رابطه آن با «تجربه ثروت»22MB18 دقیقه














بنام خالق فراوانی خداوند بخشنده ومهربان ورزاق وروزی سان بی منت
خدایا شکرت بابت این سپاسگزاری ها که حس خوب را در من ایجاد میکنن
خدایا هزارن بار شکرت که دارم هدایت می شوم به سمت ثروت وباورهای ثروت ساز
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها خدایا شکرت بابت ثروت عظیم اگاهی واستاد عزیرم که قرار خداوند پاکم که مطهر روشنایی هست این ذهن دربه داغون مرا که با باورهای کمبود کد کذاری شده را خداوند مهربان. درست کنه وبا ایمان وتوکل برخودش مرا هدایت کنه
استاد عزیزم من الان خودم بگم از لحاظ مدار توی پایین سطع مداری هستم از هر لحاظ ولی امید خداوند واین سایت دارم خدایا شکرت می خوام یه چیزی را بگم چیزی را اقائم نکنم تو درون خدایا شکر نه ترسی دارم از کسی ونگاه کسی و دوست دارم تعغیر کنم هر جا نیاز بوده افشا کردم وضعیت ذهنم خودم رو قبلن خیلی برام مهم بود ولی الان
اصلن برام مهم نیست چون می دونم خداوند پشت منه نه نگاه ادما نگاه ادم هیچ قدرتی نداره
الان که داشتید در مورد دوره روانشناسی صحبت می کردید ذهنم میگفت این داره دون می پاشه که من دوره بخرم همین الان دارم با خنده این کامنت رو می نویسم ولی چقدر معاله ها که من به خاطر ترس وکمبود زیر قیمت فروختم چقدر معامله کردم وفکر کردم اگر این نخرم دیگه تموم شد
چقدر این حرف ها با واقعیت زندگی من وجود داشته ودارد
خدایا شکرت من همین شرایط ایران که همه دارن ناله میکنن 4,10,1404من دارم هدایت می شوم به اگاهی ها ی که روی ذهنم کار کنم برای ثرومند شدن تا طعم خوشبختی را از درون تجربه کنم من تو هر مسیری که برم چه ثروت چه معنویت وهر رابطه ای من به خداوند گفتم خدایا من می خوام طعم خوشبختی را از درون تجربه کنم برای خودم نخ دیگران واین را هم از خداوند خواستم خدایا من عمری با احساس بدبختی زندگی کردم ولی الان خوشبختی خودم را از تو می خوام فقط از اون بخ صورت درونی چون روی بیرون دیگه هیچ وقت حساب نمیکنم چوبش خوردم ضربه اش خوردم هر وقت برای خوشبخت شدن خودم روی عوامل بیرون از خودم حساب کردم ضربه سنگینی خوردم که با تصاد تمام اون احساس خوب باهاش از بین رفته الان میگم خداوند مرا توی هر مسیری میبری قلبش خوشختیش را از درون بهم بده خدایا شکرت عضو این سایت هستم وبه امید خداوند در اینده نمی دانم کی وچه زمانی ولی می دانم جز بهترین های این سایت میشم از لحاط تعغیر کردن ویکی بهترین شاگرهای استاد میشم چرا چون درام به حرف هاش عمل میکنم چرا چون باورش کردم که از طرف خداوند هست این نعمت ارزشمند استاد از خداوند سپاسگزارم بابت اینکه تو زندگیم هستی نعمتی به این ارزشمندی هیچ وقت من تو زندگیم نداشتم که بخواهد با این حرف من خدای خودم را بشناسم من خودم را بشناسم وارزش مندی خودم را از درون خودم پیدا کنم هیچ کلاسی نتونست مرا تعغیر بده جز خداوندی که در این سایت داره مرا هدایت میکنه بدون اینکه خودم متوجه بشوم البته الان دارم نشانه های را مبینم واز خداوند سپاسگزارم بابتشون از خداوند می خواهم هر وقت خودش می دونست اماده گی کامل دارم برای دریافت دوره رواشناسی ثروت یک مرا هدایت کنه به لطف خداوندالان توانایی تهیه کردن اون دور را دارم ولی می خوام لطف خداوند وانتخاب قلبی که مطعمنم از قلب میاد که یک حسی بهم میگه فعلن دوره های نکات مثبت وسریال زندگی در بهشت رو نگاه کن ومنم میگم چشم و اون حس میگه دیر میشه برا خرید ولی من بهش توجه نمیکنم چون این مسیر درست تر اون حس عجله از ترس میاد پس درست نیست خدایا هزاران بار شکرت بابت نوشتن این کامنت واحساستم رو نوشتم خلاصانه تا خداوند هدایت کنه
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم
دو سه روزی هست که میخام باورهای فراوانی رو به خودم یادآوری کنم و اینطور مقاومت ذهنم رو در برابر فراوانی بشکنم و بگم به ذهنم که آره همیشه فراوانی هست خواهد بود من باید باور کنم..
چهار سال پیش که به این محله ی که الان زندگی میکنم اومدم اینقدر ساخت و ساز نبود بعد چهارسال حدود 5 تا ساختمان لوکس و زیبا ساخته شده حتی یه ساختمان هم نمای سنگ شده و این باعث شده این بلوار خیلی لاکچری و زیبا بشه.. علاوه بر این تعداد زیادی واحد مسکونی به شهر اضافه شده که افراد زیاذی که هنوز خونه ندارن میتونن تو این واحدها زندگی کنن و باعث میشه تعداد واحدها زیاد باشه
حتی تعداد مغازه ها هم تو این بلوار زیادتر شده و هر مغازه یعنی شروع یه کسب و کار یعنی فرادانی
بلواری که میرم باشگاه و باشگاهم اونجاست که دیگه فوق العادست.. کلی خونه ی لوکس داره ساخته میشه و همشون از همین شهرن و مردم همین شهر یعنی ثروت و فراولنی به شدت زیاده
مغازه های لباس خیلی زیادی با بهترین دکور و لاکچری ترین لباس ها در سطح شهر هستن و حتی خیلیاشون امسال اضافه شده و همه هم مشتری دارن خب این یعنی ثروت و فراوانی
تعداد کافی شاپ های شهر هم دو سه برابر شده و چه چیزهای خوشمزه و باکلاسی ارائه میکنن چقدر شیک و خوشمزه و هر شب کلی از افراد این شهر اوقاتی رو تو این کافی شاپها میگذرونن و حتی بیرون برهایی که با خودشون میبرن
خب اینا یعنی فراوانی ثروت و نعمت
ما فقط هر روز باید اینها را به ذهنمون یادآوری کنیم و این سیمان بتی رو با ضربه ههای که هر روز میزنیم بشکنیم اونموقع نعمت ها به وفور وارید زندگیمون میشه
در پتاه الله یکتا
بنام رب
سلام استاد عزیزم
یه حرفی که من خیلی از خانواده ام مخصوصا مادرم و البته توی جامعه زیاد شنیدم اینکه زمان قدیم خوب بود الان گرونیه
قدیم میشد خونه و ماشین براحتی بخری الان نمیشه
حالا اینکه الان ماشین و خونه های لاکچری بیشتر شدن و افراد بیشتری خونه و ماشین دارن رو بذاریم کنار
من اومدم خودم حساب کردم تا این باور رو با یه منطق دیگه هم درستش کنم
مثلا سال 82 پدرم یه خونه خرید سی و پنج میلیون
حقوق پایه اون موقع صد و شیش هزار تومن بوده (تو گوگل سرچ کردم)
خب قیمت خونه رو بخوای حساب کنی طرف هیچی نمیخورد میتونست توی 27 سال اینا خونه بخره
یه خونه معمولیا
الان یه خونه معمولی با حقوق پایه تقریبا 5 سال طول میکشه تا خریده بشه
البته درسته که خونه و ماشین ربطی به مقدار حقوق نداره
ولی من با همین حساب و کتاب برام منطقی شد که زمان قدیم اتفاقا خریدن خونه سخت تر بود تا الان
امیدوارم این منطق برای بچه ها مفید باشه
بقیه ی چکاپ فرکانسی آذر ماه از کامنت قبلی ام
بنام خداوندی که از فضل و کرم و وهابیت تو هر آنچه که دارم از آن توست
درود و سلام خدمت همه ی ساکنین این سایت بهشتی
استاد عباسمنش همیشه میگه: “ثروت واقعی تو آرامش و احساس فراوانیه
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد از فضل و کرم و وهابیت توست الهی شکرت
امروز اومدم ادامه ی چکاپ فرکانسی آخرین روز از فصل پاییز رو براتون بنویسم البته چند روز پیش نوشته بودم که رفته بودم منزل خاله فرشته ام ..چون قرار بود خواهرم از کرج بیاد دنبالمون که بریم جشنواره سفال خواهر زاده ام آزاده جون!!!!
و حالا ادامه ی داستان!!!
روز جمعه 09/28/ آذرماه خواهر عزیزم اومد دنبالمون ..حدودا ساعت سه و نیم رسید خونه ی خالم .. با یک جعبه شیرینی تر خامه ای.. که تعدادی از آنها ناپلونی بود !!! من عاشق شیرینی ناپلونی هستم .
قبل از اینکه بیاد خونه ی خالم دیدم مبلغ یک میلیون پول بعنوان هدیه شب یلدایی و روز زن بحسابم واریز کرد !!!
خواهرم همیشه به من لطف میکنه ودرهمه ی شرایط زندگیم حامی و پشتیبانم بوده خدایاااا شکرت
خدایااا ممنون و سپاسگذارم که بلطف فضل و کرم الهی به من خواهر خوب و مهربانی دادی خدایااا شکرت
خلاصه یک داستان …
باز هم به پیشنهاد خاله جآنم از داخل شهر رفتیم بسمت خیابان ولیعصر نزدیک های میدان ونک .. چقدر مسیر زیبایی بود بازم داشتم به فراوانی ها نگاه میکردم .. باز هم داشتم وفور و فراوانی نعمت ها رو میشماردم ..
بازم داشتم کنترل ذهن مو تربیت میکردم و با تکرار و تکرار و تمرین مدام به ذهنم یادآوری میکردم و میگفتم ببین چقدر ثروت توی مسیرم دیدم . چقدر ماشین های متنوع و زیبا و رنگاوارنگ در مسیرم دیدم
چقدر خانه های زیبا و فراوان . چقدر مغازه های زیبا و قشنگ که مشغول کسب و کار بودند و پُر از مشتری .. چقدر مردم خرید میکردن … با اینکه در ایران هر روز اجناس بطور مداوم و لحظه ای گرانتر میشه ولی باز هم مردم همینطوری خرید میکردن و دست پُر بودن..
خدا رو شکر یک جای پارک خوب و عالی توی کوچه نبش خیابان گاندی پیدا کردیم !!! باز هم لطف خداوند شامل حالمون شد .. !! با خیال راحت ماشین رو پارک کردیم و اومدیم محل جشنواره ..
من همیشه فکر میکردم جشنواره رو توی محوطه ی باز یا پارکینگ ها برگزار میکنند ولی این جشنواره داخل یک پاساژ گرم و نرم بود .. چقدر لذت بردم . اسمش هم چقدر قشنگ بود مجتمع خورشید!!!
از آنجایی که من عاشق طلوع خورشید هستم و همیشه دیدن خورشید منو شاداب میکنه اسم مجتمع هم خورشید بود .. وووای خدای من .. من حتی گل آفتاب گردون رو بخاطر اینکه شبیه خورشیده دوسش دارم و بدنبال خورشید حرکت میکنه !!!
وقتی وارد پاساژ شدیم درهای شیشه ای خودش برامون باز میشد !! نیازی نبود حتی درب رو باز کنیم .. من داشتم همینطوری به نکات مثبت توجه میکردم . و تحسین و تایید می کردم !! میگفتم خدایااا شکرت چقدر خوبه بقول خانم شایسته ی عزیز توی این هوای سرد چیلی آخرای پاییزی و شب چله و یلدا داخل پاساژ گرمه ..
چقدر سبک زیبایی بود . چندین قسمتش کافه رستوران قهوه و صبحانه و غذاهای فست فوتی و رژیمی و آبمیوه های متنوع و میز صندلی های چوبی زیبایی داشت و در قسمت های دیگه میزهایی با رومیزی های سفید که روش کلی جنس های صنایع دستی چیده مان کرده بودند ..
از انواع و اقسام مواد خوراکی و ادویه جات و سمنو اورگانیک و غیره .. خواهرم کلی ازشون خرید کرد ..
گل سرخ و عرقیجات و میوه های خشک با بسته بندی های زیبا و قشنگ قرمز رنگ .. شمع های زیبا با تِم شب یلدایی و لباس های سنتی ..کلاه لبه خزه دار .. خواهرم و خاله ام دو تا خریدن و همانجا هم ازشون عکس گرفتم ..
خلاصه آنقدر غرفه زیاد بود که حد نداشت .. کارهای دستی مروارید بافی کیف آویز و کلاه مرواریدی مشکی برای دختران تینیجر !!
تابلوهای نقاشی.. زیورآلات .. گل سازی های قشنگ برای دستشویی و درب و دیوار و انواع. اقسام تزیینات .. لباس های زیبا .. جوراب های نوزادی و بچه ها که جدیدا کف جورابها یک تیکه های برجسته خیلی ظریف داره که ترمزگیر هست یعنی بچه ها با جوراب سُر نمیخورن!!!
یک جورابهایی بود که هر عکسی روی جوراب بود با حرکت صدای اون پرنده رو میشنیدم .. صوتی بود !!! طبق توضیحات شون
یعنی خیلی چیزای جالبی داشت
انواع و اقسام ظرف و ظروف های سفالی متنوع زیبا واقعا چقدر لذت بردم از دیدن این همه تنوع در صنایع دستی ..
چقدر دخترای خوشگلی آنجا بودند
باور کنید هیچکس حجاب نداشت .. آنقدر موهاشون خوشکل بود کلاه های زیبا و بلوز و شلوراهای زیبا پوشیده بودن که من از دید نشون لذت میبردم ..
آنجا در گوشه ای از کافه موسیقی سنتی هم اجرا میکردند . چقدر جنب و جوش .. چقدر شادی .. چقدر کسب و کارها رونق داشت . هر قسمت که میرفتم از کارهاشون فیلم میگرفتم و صاحبان غرفه ها سریع کارشون رو توضیح میدادند و جلب مشتری میکردند !! یاد صحبت های استاد افتادم که چقدر قشنگ این تبلیغ آگهی و بازرگانی در مورد کارشون رو حرفه ای انجام میدادند و این نشان از عزت نفس و مهارت در حرفه و کارشون بود .. در واقع هر کسی برای دیدن بسمت میزشون میرفت فوری تبلیغات شون رو شروع میکردند و یا کسانی که مواد غذایی میفروختن مقدار از اون مواد رو بعنوان تست به افراد میدادند و یا کاتولک و یا کارت ویزیت به افراد میدادند.. واقعا چقدر در کارشون مهارت کافی داشتند برای وقت و زمان و کارشون ارزش قایل بودند..
خلاصه چند ساعتی رو آنجا بودیم و کلی بهمون خوش گذشت و با چیزهای جدیدی آشنا شدیم و .. بعدش خواهرم ما رو برد رستوران همان بغل گوش جشنواره .. کبابی حاج عبدالله .. البته چلو کبابی .. عجب نان سنگک خوشکل و با کیفیتی داشت با زیتون پرورده و ریحان . جوجه کباب و چنجه و کوبیده هم نوش جان کردیم جاتون واقعا سبز .. انشالله شما دوستان عزیزی که به چکاپ فرکانسی من هدایت شدید و این کامنت منو میخونید به چنین جاهای زیبایی هدایت بشید..
بعدش دیگه تصمیم گرفتیم برگردیم خونه ی خاله جآنم !! در مسیر برگشت در محوطه ی کنار خیابان مسیر پیاده رو پارک لاله هم غرفه های چادری و پارچه ای زیادی بود . ماشین رو درست روبروی غرفه ها کنار خیابان پارک کردیم البته بازم خوش شانسی داشتیم همینکه دنبال جای پارک میگشتیم یک ماشین فوری بیرون آمد و ما با خیال راحت پارک کردیم خدا رو شکر …
همینطوری که غرفه ها رو نگاه میکردیم به یک قسمتی رسیدیم که انواع اقسام چاقو ها رو داشت . خاله ام بهم گفت یک چاقوی خوب میخوام بخرم. نمیدونم چی بگیرم ؟؟؟
بهش گفتم چاقوی حیدری خیلی معروفه اتفاقا منم یک دسته چوبی شو دارم … آون خانم فروشنده غرفه هم کلی از چاقوهاشو معرفی کرد بعدش چند مدل از چاقوهای دسته چوبی حیدری رو نشونمون داد و خاله جآنم از اون با کیفیت هاشو با قیمت 550 هزار تومان خرید .. !! بعدش رفتیم غرفه ی دمنوش ها .. چقدر لذت بخش بود . هم آتیش گرمایشی روشن بود و هم به تعداد زیادی کتری های شیشه ای پریکس دم نوش های مختلف روی اجاق های کوچیک برقی گذاشته بودند .. کنارش هم کلی باقلواهای متنوع گذاشته بود . رفتیم روی نیمکت های چوبی کنار غرفه نشستیم توی لیوانای ضخیم پاکتی خوشکل برامون دمنوش بهار نارنج و گل سرخ ریخت و با مقداری باقلوا نوش جان کردیم خدا رو شکر در آن شب خیلی سرد در کنار آن آتیش سرد واقعا چسبید !!!
داشتم فکر میکردم وقتی روی خودمون کار کنیم جهان ما رو بسمت جاها و افراد و موقعیت هایی هدایت میکنه که با باورها و فرکانس های ما در یک جهت هستند و این مسعلع رو بیشتر دارم درک میکنم
خدا رو شکر تمرینات فایل تغییرات را تا قسمت 19 تغییرات را در آغوش بگیر رو انجام دادم و سبب خیر و برکت برام شد تا بیشتر از همیشه بتونم باورها مو تغییر بدم هر چند حالا حالا ها برای تغییر باورهام خیلی کار دارم و باید بیشتر روی خودم تمرکز کنم
و سریال های سفر. به دور آمریکا و زندگی در بهشت هم طبق تعهدم به قسمت های 92 رسیدم و همچنین تمرینات جلسات دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو هم دارم دوباره گوش میدم تا ذهنمو بیشتر تربیت کنم و همچنین مراقبه ی فراوانی جلسه ی نهم همجهت رو دارم گوش میکنم
از خواندن کامنت های دوستان هم غافل نیستم که به درک و آگاهی های بیشتری هدایت میشم واقعا ممنون و سپاسگذارم و همچنین پیام ها و چراغ های نقطه آبی رنگ کنار پروفایلم روشن میشه خیلی ذوق میکنم و خوشحال میشم واقعا ممنون و سپاسگذارم
خدا رو شکر !!! حقوقم و یارانه ام بحسابم واریز شد و امروز صبح اجاره بهای خانه ام هم براحتی بحساب مالکم واریز کردم
خدا رو شکر شب یلدایی هم وفور و فراوانی نعمت ها بر سر سفره ی شب یلدای مون بخیر و خوشی پهن بود!!!
از خوش شانسی مون هندوانه ی شب یلداتون قرمز و شیرین از آب در اومد.. کلی میوه داشتیم از خرمالو . توت فرنگی سیب و پرتغال و نارنگی.. ژله هندوانه ای!!!
خدارو شکر این ماه آذر فصل پاییز از سال 1404 هم بخوبی و خیر و خوشی و سلامتی و وفور و فراوانی نعمت های الهی سپری شد
خداحافظ پاییز قشنگم مرسی مرسی !!!
خداحافظ آذر ماه قشنگم تا سال دیگه
خداحافظ یلدای زیبا
خداحافظ آخرین شب بلند پاییزی
خداحافظ روز و شب های قشنگ پاییزی آم و سلام به آغاز فصل زمستان قشنگ
خدایا شکرت که فصل ها و ماههای این طبیعت زیبا یکی از یکی زیباتر و قشنگتر و رویایی تر هست
سلام به برف و باران ها و ابرهای بارورساز رحمت ها و نعمت های الهی
و سلام به فصل زیبای زمستان
پس تا چکاپ فرکانسی بعدی دیماه از آغاز فصل زمستان این داستان ادامه داره …
خدایا خودت دستمو محکم توی دستان قدرتمند خودت گره بزن ..
خدایا خودت کمک کن که مسیر برام راحت تر و آسان تر و کوتاهتر بشه .
خدایاااا شکرت که آسان کردی آسانی های نعمت هایت را بر من
خدایا شکرت که بر من احاطه شده است وفور و فراوانی پول و ثروت و نعمت و برکت و خیر و خوشی و شادی و شادمانی های الهی در زندگیم..
خدایا هدایتم کن در مدار ثروت لایق دریافت ثروت جاری تو باشم الهی امین
خدایا شکرت بابت هدایتهای عالی و اتفاقات قشنگ زندگیم
پس فعلا با وفور و فراوانی پول و ثروت و سلامتی و خیر و برکت های بی انتهای خداوند همراه باشید تا قسمت بعدی رو که بیام براتون بنویسم!!!
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
سلام و نور به اساتید عزیزم و دوستان گلم در این سایت بهشتی
سپاسگزار خدواندی هستم ک منو به این راه هدایت کرد راه پر نعمت راه راست .
هر چی جلوتر میرم، بیشتر به این نتیجه میرسم که ماجرا فقط تلاش فیزیکی نیست…
دیدم آدمایی رو که از صبح تا شب جون کندن، اما تهش فقط خستگی نصیبشون شد، نه ثروت.
اونوقت کسایی رو هم دیدم که نه شرایط خاصی داشتن، نه سرمایه درستوحسابی، ولی مسیر زندگیشون کلاً فرق داشت.
راستش یه جایی آدم باید با خودش روراست باشه و بگه:
حتماً یه چیزی هست که من هنوز یاد نگرفتم…
من دیدم آدمایی رو که تو خانوادههای خوب بزرگ شدن، حمایت داشتن، ولی از نظر مالی جهش خاصی نکردن.
در مقابلش آدمایی رو دیدم که از صفر، از بدهکاری، حتی از نداشتن، خودشونو کشیدن بالا و به جاهای عجیبی رسیدن.
اونجا دیگه نمیتونی بگی شانس بوده؛
میفهمی یه فرق اساسی توی طرز فکر و باورها وجود داره.
حتی پول هم همهچیز رو حل نمیکنه.
خیلیا سرمایه داشتن ولی بلد نبودن با ذهنشون پول بسازن و همون سرمایه رو هم از دست دادن.
و برعکس، کسایی بودن که هیچی نداشتن جز یه باور قوی… و همون باور براشون سرمایه شد.
کمکم برام روشن شد که هیچ عامل بیرونی قرار نیست معجزه کنه
اگه از درون، باورهای ثروتآفرین توی آدم شکل نگرفته باشه.
و وقتی این باورها ساخته بشه، دیگه شرایط بیرونی قدرت متوقفکردنت رو نداره.
واقعاً همهچیز از باور شروع میشه…
باور، شخصیت میسازه
شخصیت، تصمیم میسازه
و تصمیمها، آینده رو میچینن.
هر چی جلوتر میرم، بیشتر میفهمم قبل از هر تلاش بیرونی،
باید روی ذهن و باورام کار کنم…
چون وقتی درونت تغییر کنه، بیرون هم چارهای جز تغییر نداره
به نام خداوند مهربانم خدایی که سمیع و بصیر ست خدایی که هر چه دارم همه از آن توست
شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد متشکرم از شما
باید فراوانی جهان رو باور کنیم و گرنه نمیتوانیم بدست بیاریم استرس و عجله و ترس از باور کمبوده چون فکر میکنیم همه چیز کمه و همه اینا از عدم ایمان به خداوند ست
عدم باور فراوانیست و اگر اینو تکرار و تکرار کنیم و بپذیریم همان میشود
همه چیز ذهن و باورست
من چطوری باور میکنم فراوانی یا کمبود رو باور میکنم
با الگو آوردن و دیدن نشانه هایی از فراوانی و ثروت به ذهن باعث میشه آرام آرام بپذیره
ما باید خدا رو و جهان و قوانین رو باور کنیم
تا بهمون داده شود
و باید توجه همون رو به سمتی که ثروت و فراوانی و فروشگاههای بزرگ ست ببریم تا بهتر و راحت تر بپذیریم
باید در کارمون ترس و طمع و حرص و عجله نداشته باشیم که اینا از نجواهای ذهن ست
کنترل کنیم ذهن رو تا بهتر بتونیم تصمیم بگیریم
اینا رو برای خودم نوشتم تا یادم بمونه
باید فقط باور کنم تا به اون چیزی که میخواهم برسم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
چکاپ فرکانسی آذر ماه سال 1404
بنام خدای مهربونِ مهربون
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام دینامو خودم خلق کنم
سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من
خدایااا شکرت که برای تو هیچ غیرممکنی غیرممکن نیست و هر غیر ممکنی را برایم ممکن می سازی
روز آدینه ی آخرین روز از آذرماه فصل پاییزی تون بخیریت و شادی و همچنین شب یلداتون مبارکا باشه
درود و هزاران درود به استادان نازنینم استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام به همه ی دوستان و هدایت شدگان عزیزم
الهی حال دلتون عالی و احوالتون متعالی باشه و تمام مباحث و جنبه های زندگی تون در مدار مومنتوم مثبت!! روانتر و روانتر و سریعتر باشه الهی امین
این جمله ی استاد رو همیشه دوست دارم بنویسم و جزو کلمات تاکیدی روزانه ام شده پس شما ای دوست عزیز و نازنینم تو هم آنقدر این جمله رو بخوان و تکرار کن که این جمله جزو وجود افکارت بشه.. و آن جمله اینه..
بقول استاد عزیزم…
وقتی در مدار دیدن و توجه به یه چیزی قرار بگیری به هزاران طریق بهش برخورد میکنی ، ووو انجام شده بدان Consider it done
در این ماه مدام به مباحث تغییر و تحول هدایت میشم .
تغییر تحول فصلی
هوای شهرم پردیس عزیز برفی و بارندگی شده
کوههای اطرافم سپید شده
از پنجره ی آشپزخانه ام قله ی دماوند رو میبینم که مثل لباس عروس خوشگل و سپید پوش شده خدایا شکرت
تغییر تحول در پروژه ی گام به گام تغییرات را در آغوش بگیر به قسمت 19 نوزدهم رسیده و من کلی تغییر کردم
تغییرات در کارهای خونه
هالوژن های سقفی خونه یک خط در میان سوخته بود و همه شون رو تعویض کردم .. البته من فقط خریدمش آن هم داستان خودشو داره . بعدها میان در این قسمت هم مینویسم فعلا میهمانی هستم و دارم با عجله مینویسم . الان خاله جآنم میاد دستگیری میکنه و میگه آماده شو بیا صبحانه بخوریم !!
چه صبحانه ی مفصلی هم ترتیب داده جاتون خیلی سرسبز !! .
خلاصه یک کلام آقای زنگنه اومد و تمام کارهای تعمیراتی خونه رو برام انجام داد..
البته دو تا کشوهای زیر گاز که برای قابلمه ها بود یکیش مشکل پیدا کرده بود .
آقای زنگنه کلا از ریل در آوردش و نگاه کرد و دوباره گذاشت سر جایش گفت مشکلی نیست ولی هنوز مشکل برطرف نشده .. احتمالا و مطمعنان باید در این زمینه هم هدایت بشم ..
جک کابینت بالای سینک و آیچکون خراب شده بود تعویض شد خدا رو شکر
بلطف این خرابی ها و این تضادها و غرغرهای دختر و یک خونه تکونی اساسی انجام دادم
وقتی آقای زنگنه هر کدام از آن نورپردازی های سقفی رو از قالبش در میآورد کلی کچ و خاک و قاب ترک خورده و چسب لنت رو میریخت روی زمین .. منم از دور تا دور دیوار اطراف سالن مبل ها رو میاوردم وسط سالن . قالیچه ها رو جمع کردم خلاصه میز گلدونها .. و میز تلویزیون .. میز ناهار خوری و میز آشپزخانه و هر چی که دور تا دور سالن و آشپزخانه بود اومد وسط سالن .. با یک عالمه ریخت و پاش و گچ و خاک ..حتی روی مبل ها هم کچع این جاهای هالوژن ها ریخته بود و کلی شامپو فرش کشیدم و جارو تی کشیدم دو روزی بطور مداوم خونه تکونی و شستشو و انجام دادم خدا رو شکر سبب خیر شد برام .. بقول همون جمله ی معروف الخیر و فی ما وقع!!!!
خلاصه خونه پشت و رو شده بود و الان خیلی پاک و پاکیزه شده .. خیلی تمیز شده . خیلی نورانی شده چقدر از این تمیزی ها لذت میبرم …. خدا رو شکر جاتون هم سبز ناهار شوید پلو با ماهی قزل آلا درست کرده بودم . باز هم جاتون سبز با سیر ترشی فرد اعلا الص چندساله!!!!
هر وقت آقای زنگنه بیاد خونه مون حتما یک غذای مفصل درست میکنم … کلی با خوشحال کارشو انجام میده .. کتری و قوری چای هم که بطور شبانه روزی براهههه !!!
خدایاا شکرت برای وجود افراد خوبی که با جون و دل به من خدمت میکنند و خیالم راحته خدایااا شکرت
باز هم مبحث تغییرات ..
واقعا چقدر من خوشبختم .. از روزی که تصمیم گرفتم تغییرات عمیقی در زندگیم بوجود بیارم دقیقا و مطمعنان خداوند منو فایل های هدایت میکنه که مدام از تغییر تحوالات صحبت میشه … به قسمت های از این دو سریال سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت هدایت کرد که مدام دارم تغییرات رو میبینم مدام داره از تغییرات صحبت میشه !!! مدام داره بهم نشونه میفرسته که باید تغییر کنم و خودمو برای یک تغییرات بزرگ آماده کنم .. و یا هدایت من به همین پروژه ی گام به گام تغییرات را در آغوش بگیر!!! جلسه ی 9 هراقبه وفور و فراوانی رو که هر روز دارم گوش میکنم !!!
امروز صبح بازم مدام دارم از تغییرات با خودم صحبت میکنم .. انگار ضمیر ناخودآگاهم مدام با یک سری مسایل و شرایط به یادم میاره که رویا خانم خودتو برای تغییرات بزرگ آماده کن
الان منزل خاله جآنم در بلوار کشاورز تهران هستم… (هر وقت میگم بلوار کشاورز یاد خاطرات قشنگ استاد میوفتم) و از صبح زود بیدار شدم و داشتم کامنت های هدایتی امروزم رو میخوندم و بعدش طبق روال هر روزم که بطور رندم تعهد دادم که این دو سریال رو هر روز ببینم و دنبال کنم . متوجه شدم باز هم وارد مداری شدم که باید تغییرات را دنبال کنم وقتی داشتم این مطالب رو مینوشتم مدام صدای بلند قار قارکلاغا رو میشنیدم . و بعدش از پنجره به آسمان نگاه کردم .. انگار صدای قار قاری کلاغ نشانه و پیامی برام داشت خدا رو شکر کردم .. بخاطر این آسمان و ابرهای طوسی رنگش خدا رو شکر کردم …. برای این روزای آخر پاییز خدا رو شکر کردم .. بخاطر هوای سرد و ملس این روزها خدا رو شکر کردم ..چقدر هم هوای ابری و بارونی رو دوست دارم …
برای اینکه توانستم آذر ماه سال 1404 رو ببینم هم خدا رو شکر کردم خدایااا شکرت که فصل پاییز هم بخوبی و خوشی و سلامتی و خوش خبری ها و وفور و فراوانی نعمت های الهی برام گذشت .. خدایاا شکرت خداحافظ ای پاییز زیبای سال 1404 خدایاااا شکرت
عصر روز گذشته وقتی داشتم با اسنپ از پردیس میومدم بسمت تهران هوا برفی بود تمام کوههای اطرافم برفی و سپید شده بود … جاده بارندگی و فوق العاده زیبا بود ..چقدر لذت بردم ..
وقتی وارد تهران شدیم آنقدر ترافیک بود که جی پی اس نشان استپ مدام تغییر مسیر رو نشون میداد . همه جا رو قرمز و پُر ترافیک نشون میداد .. خلاصه هم بخاطر شب جمعه پنچشنبه شب و هم بخاطر نزدیک شدن شب یلدا خیلی خیابانها شلوغ بود .. نزدیکی های خانه ی خالم چندتا مغازه های درخت کریسمس دیدم که مردم توی صف بودند داشتند کلی خرید کریسمسی میکردند .. چقدر زیبا و لذت بخش بود !!! چقدر چهره ی شلوغ شهر زیبا بود
و چقدر آقای راننده اسنپ مرد محترم و مودبی بود .. از کاپ کیک هایی که درست کرده بودم دو تا شو به آقای راننده دادم . چقدر هم خوشحال شدم ازاینکه این کاپ کیک رو قبول کرد.. من همیشه خدا رو شکر میکنم بخاطر اینکه کسی چیزی و یا هدیه ای رو از من با خوشحالی قبول کنه واقعا از خداوند ممنون و سپاسگذارم …و این نعمت بزرگی است که دیگران هدایای پولی و مالی و یا مادی و معنوی و یا خدمات ما رو قبول کنند و جای شکرگذاری داره . خدایاااا شکرت خدایااا ممنون و سپاسگذارم!!!
آخه قراره امروز جمعه بریم نمایشگاه و جشنواره . دختر خواهرم برای کارهای سفالی شون غرفه گرفتند و همچنین مراسم شب یلدایی مفصلی دارند . کلا شب یلدا امسال داره زودتر و با شکوهتر برگزار میشه ..
چقدر من خوشحال و خوشبختم که امسال به مراسم های زیبا دعوت میشم خدا رو شکر !!!
منم برای دیدن این نمایشگاه اومدم منزل خاله جآنم . و قراره خواهرم از کرج بیاد دنبالمون و با هم بریم نمایشگاه در میدان ونک… البته این نمایشگاه خیلی کارهای هنری دیگه هم داره باید امروز ببینم چه خبره و چرا به همچین جایی هدایت شدم حتما خیریتی در آن هست بقول اون جمله ی معروف که ورد زبانم شده الخیر و فی و ما وقع و فقط دو روز بود .
پنجشنبه و جمعه .. به امید خدا بعدا میام داستان هدایتم رو به این نمایشگاه و جشنواره ی هنری مینویسم.. برای اینکه دست خالی نرم نمایشگاه پیش خواهر زاده عزیزم م!!! کلی دونات کرمدار خوشمزه و دونات شکلاتی و کاپ کیک نارگیلی درست کردم و برای خاله جان هم آوردم .. چقدر این شیرینی هامو دوست دارند .. در واقع به سفارش خاله جآنم دونات درست کردم .. روز گذشته صبح تا شب پای کار بودم و داشتم فایل ها رو گوش میدادم و شیرینی ها رو درست میکردم ….
جاتون سبز !!! یک هندوانه ی شب یلدایی هم برای خاله جآنم گرفته بودم بمناسبت شب یلدا .. فوری برش زدم دیدم نخیررررر. .. آن هندونه دلبخواهی نبود که انتظارش و داشتم !!! هر چند قرمز و خوب و عالی و شیرین نبود ولی فوری ریختم توی مخلوط کن حسابی آب هندوانه ی خوشمزه درست کردم . مقداری نوش جان کردیم و بقیه اش هم الان توی پارچ شیشه ای در یخچال گذاشتم جاتون سبز سبز باشه خاله جآنم کلی کیف کرد
خب الان باید برم سریال سفر به دور آمریکه قسمت 91 رو ببینم
قسمتی که خانه ی هشت اتاق خوابه ی ویلایی رو فروختند و اسباب کشی به تمپا رو باید ببینم و اینم یکی دیگه از نشانه های تغییر و تحولی است که جهان داره به من چشمک میزند
پس تا چکاپ فرکانسی بعدی این داستان ادامه داره …
البته شب یلدا بازم میام براتون مینویسم .
پس فعلا با وفور و فراوانی پول و ثروت و سلامتی و خیر و برکت های بی انتهای خداوند همراه باشید تا قسمت بعدی رو که بیام براتون بنویسم!!!
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام عرض ادب به استادن عزیزم و گرامی
امروز صبح از طریق یک نشانه بصورت کاملا هدایتی هدایت شدم روی باورسازی ثروت، الان هرچقدر فکر نمیکنم نمیدونم چیشد واقعا که هدایت شدم و الان اینجام …
صبح وقتی این هدایت را دریافت کردم که باورهامو در مورد ثروت درست کنم ، میگم صبح منظورم قبل اینکه بیدار بشم قبل اینکه برم صورتمو بشورم بود ، و وقتی بیدار شدم شروع کردم برای خودم دنبال نشونه هایی که نمادی از ثروت هستن
رفتم توی حمام و اونجا مدام با خودم صحبت میکردم ثروت هست به این خاطر به اون خاطر حالا واسه ذهنم دقیقا دلیل منطقی میاوردم و باور میکردم و پشت هم تکرار میکردم و این باورسازی فکر کنم نیم ساعتی ادامه داشت ….
بعد رفتم باشگاه همسرم تماس گرفت کارت سامان دو میلیون شارژ شد …. راستش اولش متوجه نشدم که بخاطر همین نیم ساعت باورسازی ثروت چنین نتیجه و نششونه ای ووارد زندگیم شد …
اومدم خونه ساعت دو اینا بود شروع کردم به کار کردن و مششغول نوشتن پروژه خانه تکانی ذهن بودم دوباره برام یادآوری شد که صبح باورسازی ثروت را انجام دادم و اینا یهو یک حسی بهم گفت با همین یذره کارکردن روی ذهنم در مورد ثروت بود که پول وارد زندگیم شد و اولین نشونه ش بود و اینجا بودک تصمیم گرفتم بیام حسابی روی قسمت باورسازی ثروت کار کنم …
و بعد تموم شدن قسمت 16 هدایت شدم به این صفحه و امروز قسمت اول این قسمت دانلودها هستم و انشاالله که بتوانم این قسمت را هم ادامه بدم و نتایج بزرگتر وارد زندگی من بشه …
و استاد چقدر درسته تا زمانیکه کار نکنیم نتیجه ها قطع میشن وقتی به این فایل گوش میدادم فهمیدم واقعا همه ی این مطالبو یادم رفته مثلا اینکه توی روستای ما الان به ظاهر اسمش روستاست ولی تمام امکانات یک شهر را داره خیلی پیشرفته ست .
یادم میاد من بچه بودم یک دونه مغازه سوپرمارکت سمت ما داشت الان قدم به قدم سوپرمارکت ، تره بار، فروشگاه های لباس ، فروشگاه های بزرگ که از سوپری های قدیم خیلی خیلی بزرگتر و متنوع ترن ، قنادی های مختلف ، عکاسی ، کافی نت ، فروشگاه کیف کفش موبایل فروشی خرازی و ابزار یزاق و مکانیکی های مختلف درمانکاه های مختلغثف حتی توی روستای ما دارن بیمارستان ساخته میشه ، تالارهای عروسی ، سورتینگ های با متراژهای خیلی بزرگ،مدارس پیشرفته، و ….و ….و…. برام یادآوری شد که چقدر ثروت هرروز داره بیشتر و بیشتر میشه …
خداشاهده قدیما فقط مرد خونه ماشین داشت الان هم آقای خونه ماشین داره هم خانم خونه ،،، الان تمام خانمای کشاورز توی روستای ما گواهینامه دارن ، همه ی خانمای کشاورز توی روستای ما کم کم 6 تا النگو انگشتر و گردنبند باید داشته باشند با سیر و سبزی فقط….
الان تمام خونه های روستایی بازسازی شده چقدررر لاکچری و باکلاس ادم با این معماری فقط دهنش باز میمونه …الان تو شهرها که هیچ تو روستاها تولد ها رو توی تالار میگیرن ، بخاطر یک مهمونی کوچیک غذا را میدن آشپز درست کنه از بیرون ، الان هرساله خانواده ها میرن مشهد ، الان هیچ خانواده ای عروسی را تو خونه نمیگیره همشون تالار برگزار میشه با بهترین و بالاترین امکانات ، قبلا کشاورزا نارنگی پرتقال میفروختن کیلو 1000 تومن الان خداروصدهزار مرتبه شکر امسال فروختن کیلو 35،40 هزار تومن که با جون و دل میگم نوووووششش جووونشون …میگن رکود میگن پول نیست ولی خدا شاهده یک عروسی میشه مناسبتی میشه همین شب یلدایی که داره میاد بازارها پر از میوه خوراکیه و از همین الان خانواده ها تمام یخچال ها کابینت هاشون پر شده ، لباسای ست آماده کردن تو کمدشون برای شب یلدا چجوریه میگن پول نیست ؟؟؟؟توی شهر قائمشهر یک فروشگاهی هست بنام فروشگاه آرین که خیلی معروفه ، یک فروشگاه بسیار بزرگ که قسمت تره بارش یک ساختمون جداست و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد اونجا هست متراژش خیلی بزرگه و اونجا هر روز هرساعتی آدم بره جا نیست برای خرید ، از آمل از ساری از شهرهای دور میان این فروشگاه ، مخصوصا مناسبت ها عید که بشه که دیگه افتضاح با چشمای خودم دیدم از بیرون فروشگاه که حیاطش چند کیلومتره تا بیرون حیاط صف کشیدن تا داخل خالی بشه چندنفر برن داخل بعد جالبش اینجاست سبدها را نگاه میکردم خداشاهده دوتا سبد سه تا سبد پر میکردن خرید میکردن دو سال پیش من کنار غرفه وایستادم ببینم یه سبد چقدر میشه هزینه یه منظورم از این چرخ دستی ها شده بود چهارمیلیون ، حالا خیلیا دوتا سه تا سبد پر خرید میکردن ….برای من سوال بود آیا واقعا آمل بابل ساری چنین فروشگاهی نداره که از اونجا میان اینجا ؟؟؟؟؟
اینهمه فراوانی اینهمه نعمت اینهمه مشتری از راه های دور برای یک فروشگاهی که نه قیمتش ارزونتر از جای دیگست نه کیفیتش متفاوته دیگه چیپس پفک مایع ظرفشویی لباسشویی چیزیه که همه جا دارن چرا باید بیان آرین؟؟؟؟
الان باید بفهمم که باور داره اینهمه مشتری و نعمت و ثروت را میاره ،باوره که رزق از آمل و ساری از همین روستای خودمون میرن آرین به چه دلیل ؟ میگن نه آرین یه چیز دیگست !!!! این باوره صاحب فروشگاست که ادما را جذب کرده مشتری را جذب کرده و میشه الرزق و الرزقان … رزق خودش میره سمتش …
هرکسی میگه پول نیست بیشتر از همه میره خرید میکنه من با اطراف خودم کار کردم ، چون میبینمشون از بستگان خانواده دوست آشنا ، من تو همین اسلامشهر که میرم مغازه ها فروشگاه ها پرن مشغول خرید ، امروز بیشتر از روزهای دیگه میوه ها سبزیجات پر بود جلوی هر فروشنده جعبه جعبه میوه بود فراوانی بی نهایت مشتری ها بی نهایت که همه مشغول خرید بودن
اینا را برای یادآوری خودم گفتم خودم بودم و هستم که یادم رفته که ثروت چیه و فراوانی چیه
خدایا شکرت الهی صدهزار بار توراشکر برای ثروت و نعمت و فراوانی
الهی شکرت که هدایتم کردی اینجا
ب نام خدا
امروز هم روزم رو خودن کامنتاای زیباو پرانرژی دوستانددرعق کل شروع کردم بعدش هدایت شم
ب سمت شنیدن ومرور فایل ابتدایی از استاد عزیز
و تصمیم گرفتم ازامروز مجدد ب صورت لیزری روی تک تک فایلها ب ترتیب کارکنم و وقت بزارم تا هم یک مروری بر آگاهی های گذشته باشه وهم تمرینی باشه برای انجام تعهدم ک ب صورت لیزری
روی آموزه های استاد عزیزم کارکنم
تصمیم گرفتم ب یاری خدا ب شکل خیلی جدی و عامدانه فاصله ام رو از دنیای مجازی زیادکنم و ب لطف خدا زمان بیشتری رو داخل سایت سپری کنم
سلام به استاد و خانم شاسته ی عزیز و دوستانم اول از همه هزاران مرتبه خداروشکر می کنم برای اینکه درسنین خیلی کم با این قانون آشنا شدم و من با خود سال پیش که چه عرض کنم با خوده یک ساعت قبلم هم فرق می کنم و خداروشکر می کنم برای این سایت که اینهمه محتوای ارزشمند داره که اگر پیوسته روی همین موارد کارکنیم بی شک همه ی جنبه های زندگیمون تغییرمی کنه این فایل مربوط به سال 93 هست و الان ما با چشم میبینیم که چقدر طی این 11 سال همه چیز آسون تر شده واقعا از وسایل حمل و نقل گرفته تا پول درآوردن میببنیم که چقدر افراد دارن با گذاشتن ساده ترین ویدیو ها در یوتیوب پول میسازن فقط با حرف زدن و گفتن نظر شخصیشون درمورد بازی ها و آهنگ ها با یاددادن یک غذایی که شاید هممون هم بلد باشیم با گذاشتن مصاحبه های ساده با کمترین وسایل کمترین هزینه الان مردم با غذاخوردن و گذاشتن نظرشون درباره ی رستوران داخل پیجشون تو اینستا دارن پول درمیارن با رفتن به جاهای مختلف تهران خودمون و معرفیه انواع مکان ها برای خریدلوازم آرایشی و… معلم ها با کلاس های خصوصیشون روزانه میلیون ها تومن درآمد دارن همین دمپایی های کراکس که به تازگی بسیار مورد توجه قرار گرفته سال ها تولید میشد و اینبار با گذاشتن سه تا دونه عروسک ریز روی دمپایی شد برند با ساده ترین روش کم هزینه ترین روش پول های زیادی ساخت و این ها نمونه های خیلی کمی بودن برای میلیارد میلیارد پولی که داره به راحتی به راحتی توسط کسانی ساخته میشه که باور دارن به فراوانی هرچقدر این وفور نعمت رو باور کنیم قطعا بیشتر دریافت می کنیم بهترین هارو برای همه آرزو می کنم️