پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2164 روز

    به نام خدای زیبا ،مهربون ودوست داشتنی.سلام به نابترین استاد دنیا، مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام در این سایت بهشتی.خدای مهربون رو شاکرم بابت این آگاهی های ناب. استاد جان درحالی این کامنت رو می نویسم که بارها وبارها دوره ی کشف قوانین رو با تعهد بالا نوشتم وبه آگاهی هاش در حد مداری که داشتم عمل کردم ،هر بار ترمزی رو در باورهام پیدا کردم وباورمناسب ساختم وجنس آدمهای زندگیم تغییر کرد.الگوی تکرار شونده ی اولی که پیدا کردم این بود که من چون از بچگی بهم گفته بودند تو قلب مهربونی داری تو خیلی دل رحمی ،اونقدر حامی مالی وعاطفی بودن تو وجودم نهادینه بود که همش آدم هایی که نیاز به حمایت مالی وعاطفی داشتند رو جذب می کردم خیلی ازم انرژی می‌گرفتند تا اینکه با دوره ی ارزشمند احساس لیاقت من به صورت ریشه ای این باور حامی بودنی که به احساس لیاقتم گره خورده بود درستش کردم وجهان سریع پاداش هاش رو بهم داد ،آدمهای ضعیف دوباره از مدارم حذف شدند ،ولی الگوی تکرار شونده ای که هنوز داشت برام تکرار میشد این بود که من درگیر آدم های نامناسبی میشدم که به راحتی پول من رو می‌خوردند، یه جورایی کلاهبردار .خدای من با گوش کردن به دوره ی ثروت 1 جلسه ای که در رابطه با باور کمبود ذهن فقیر وطمع وحرص وترفند پونزی زدید حجت برمن تمام شد ،یاد آگاهی های دوره قانون آفرینش افتادم که مثال از جریمه شدن توسط پلیس زدید وگفتید الگوی تکرارشونده ی شما جریمه شدن بود وشما تونستید اون دردی که با جریمه ی اول به شما وارد شده بود را منطقی کنید وباورتون رو نسبت به پلیس ها عوض کردید وشرایط شما تغییر کرد وریشه ای این باور رو درست کردید ،منم با توجه به آگاهی هایی که دریافت کردم گفتم چرا الگوی تکرار شونده ی من آدمهای ناصادق وبد قول وکلاهبردارند ومتوجه شدم که حدود 18 سال پیش من این جنس از رفتار رو تو رابطه م تجربه کرده بودم واینقدر اون عدم صداقت وبدقولی به من درد داده بود که با اینکه اون رابطه 3 سال پیش تموم شده بود بازم داشت تو جنبه های مختلف همون جنس آدمها رو به سمتم جذب می‌کرد. منم اومدم اونقدر درد اون ماجرا رو توذهنم کم کردم وباور توحیدی ساختم که جهان سریع جواب داد وآدمهای صادق ،خوش قول را به سمتم آورد ،من متوجه شدم باور کمبود که میگه همین یه فرصته ،همین یه موقعیه،همین یه آدمه،یا اینکه همین الان باید این کار رو بکنی وگرنه دیر میشه اونقدر درونم ریشه ای بود که جهان این جنس از آدمهای نامناسب رو به زندگیم می آورد.وقتی به طور اساسی وریشه ای این باور کمبود وعجله وآدمهای ناصادق وسودجو رو تو وجودم درستش کردم رفتار جهان تغییر کرد ،آرایشگرم که سه سال بود پیشش می رفتم تغییر کرد یه ارایشگر خوش قول ،درستکار اومد تو مدارم ،یادمه هر بار تعمیر کار کولر خونه م میومد یه پولی از من می گرفت واصلا کارش رو درست انجام نمی داد وبارها وبارها این قضیه تکرار میشد تا اینکه با تغییر باورهام این آدم هم کامل از مدارم خارج شد ویه تعمیرکار کولر خوش قول ،کاربلد ،صادق اومد که یه بار کولر رو درست کرد وعالی کار میکنه ،مربی عکاسی که خداوند با جریان هدایت 6 ماه پیش آورده بود تو زندگیم که آدم ناجالبی بود ،با کار کردن روی همین باور کامل از مدارم خارج شد ومربی عکاسی اومد که دائما به من میگه صبور باش ،فرصت ها بی نهایته،به شدت متعهده تو آموزش ،کارش رو به خوبی بلده ،خوش قول ،صادق .خدا رو هزاران مرتبه شکر بابت این مسیر زیبا وناب ،جهان به میزان تعهد ما پاداش ها رو به ما میده ،استاد جان به خودم می بالم و عمیقا شما رو تحسین می کنم وبهتون افتخار می کنم که هم خودتون خیلی متعهدانه روی بهبود باورها وتغییر شخصیتتون کار کردید وهم شاگردان متعهدی دارید .یادمه تو مقدمه دوره‌ی کشف قوانین گفتید بچه ها من می خوام از شما پزشک بسازم که خودتون خودتون رو خوب کنید ،این روزها معنی این جمله تون رو عمیق تر درک می کنم ،چون خیلی ریشه ای اصل رو بهمون آموزش میدید وهر روز چرخ زندگی ما روان‌تر وزیباتر میشه.عاشقانه دوستتون دارم .اعتبار این کامنتم به خدای مهربونه وایمان دارم دوستانی که عمیقا تو مدار درک این آگاهی ها هستند به کامنت من هدایت میشن وبا پیدا کردن الگوی تکرارشونده شون از چرخه ی اتفاقات ناجالب تکرار شونده ای که خیلی انرژی ها رو هدر میده رها میشن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1203 روز

    سلام به استاد فوقالعاده خودم که این آگاهی های ناب رو رایگان دراختیار ما میزارن تا خودمونو بیشتربشناسیم ودرکمون از سازکار جهان بیشترو بیشتر بشه و واقعا ممنونم ازتون استاد

    اول از همه بگم که واقعا خوشحالم که خداوند منو توی مسیری هدایت کرده که جز بهترینا چیزی نمی تونه سر راهم قرار بگیره مثل این سایت ودوستای بی نظیری که با هرکودوم از کامنتایی که می نویسن خدا میدونه که چقدر بهم دیگه کمک میکنیم برای بهتر شدن وبهتر زندگی کردن ودنیارو جای بهتری کردن برای زندگی کردن بقیه

    خب بریم‌سروقت سوالی که مترح شده

    چه خواب های تکراری رو می بینم؟

    با جواب دادن به این سوال نیشم تا بنا گوش استاد باز شده چون واقعا بیشتر خوابایی که میبینم لذت بخشن برام (البته خیلی زیاد خواب نمی بینم ولی اغلب خوابایی که میبینم این شکلین) مثلا خواب میبینم توی سفرم توی یه جای محشری که پراز سر سبزیه وبارونم داره میزنه ومن دارم بهترین مناظریو میبینم که فقط توی همون خوتب تاحالا دیدم.یا مثلا یه جایی هستم با بهترین دوستم که نشستیم لب بالکن یه کلبه بزرگ چوبی روبه یه دشت سر سبز که صدای پرنده ها داره دلبدی میکنه برامونو ماهم توی اوج لذت بردن از اون فضاایم.یا خواب میبینم دوباره توی مسیر سفر کردنم با عشقم که حتی هنوز نمی دونم کی قراره بیاد تو زندگیم یا اصلا کی هسه یا چه شکلیه :)) ولی میدونم عشقمه وداریم میریم دوباره یه جای سر سبز مثل جاده شمال خودمون ومن اینقدر از جایگاهی که دارم راضیم ولذت میبرم از طبیعتی که دارم میبینم که ماشینو میزنم کنار جاده وبرای خودم میرم تو جنگلو سجده شکر میکنم از این همه لذتی که دارم میبینم.

    وبه خدا همین العانم که دارم مینویسم سلول های بدنم دارن از شدت خوشحالی قر میدن واون حسی که توی خواب با دیدن این خوابا تجربه میکنم بی نظیره

    حتی یکی دوباری از خواب پریدم با صدای خنده خودم :) نمی دونمم چی خوابی داشتم میدیدم ولی اینقدر باحال بوده که با صدای خنده خودم از خواب بیدار شدم وبعدشم همینجوری تا چند دقبقه خندیدم که خونواده خودم با تعجب اومدن بالای سرم ببین چیکارم شده منکه خواب بودم این صدای خنده از کجا داره میاد.

    وخداوند مهربانو هزاران مرتبه شکر میکنم برای بی نهایت طریقی که می تونه شادی ولذتو وارد زندگیم بکنه

    واز صمیم قلبمم از شما ممنون استاد بی نظیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2143 روز

    سلام بر عزیزان

    استاد عزیزم قبل از اینکه جواب سوال این فایلو بدم با اجازه تون میخوام خوشحالی بیش از اندازه مو ابراز کنم و اون اینه که امروز 14 تیر روز تولدمه و من امروز 30 ساله شدم الان ساعت یازده و نیمه که دارم این کامنتو مینویسم مادرم میگه که نزدیک ظهر به دنیا اومدم یعنی تقریبا همین موقع ها

    امسال اولین سالیه که در روز تولدم بی نهایت خوشحالم

    استاد جان من امروز خودمو به چالش کشیدم و رفتم در مسابقه دو شرکت کردم و برنده شدم و برنده شدم

    استادجان من امروز 1000 برابر به کنترل ذهن ایمان آوردم چون من ورزشکار نبودم اما با ورزشکارا مسابقه دادم و با اینکه من از یکیشون عقبتر بودم اما من برنده شدم چون ایشون برخورد کرد به کسی و عقب موند و من فهمدیم چرا با وجود اینکه اون سریعتر از من بود اما من برنده شدم چون من صبح که از خواب بیدار شدم تصویرشو در ذهنم ساختم و دیدم که اول میشم چون من نگران نتیجه نبودم و رفته بودم خودمو به چالش بکشم چون من به خداوند گفتم من نمی دوم تو بدو و اینه کنترل ذهن و اینه کنترل ذهن و اینه نتایج من از دوره عزت نفس وگرنه من چه ربطی داشتم به مسابقه دو وگرنه من کجا و شرکت در مسابقه دو کجا؟ استاد جان امروز عزت نفس من چند برابر بیشتر انقدر خوشحالم که توصیف کردنی نیست

    30 سالگی من با بهترین اتفاقات شروع شد واقعا نمیتونم احساس واقعیمو بیان کنم

    حالا بریم سر جواب

    استاد جان همین چندروز پیش بود که از خدا خواستم بهم یه راهیی نشون بده که من کمتر خواب ببینم آخه شما نمیدونید من از وقتی که چشمامو ببندم خواب میبینم تا وقتی که بیدار شم و اینو دوست ندارم دوست ندارم انقدر خواب ببینم و خداوند شنوا و اجابت کننده توسط شما میخواد به من راه حل بده

    من توو اون فایلی که پرسیده بودین چه اتفاقاتی از لحاظ احساسی مارو به هم میریزه یکی از مواردی که نوشته بودم دیدن خوابهای نامناسب بود و بی نهایت از شما ممنونم که به این نکته اشاره کردین مطمئنم این فایل خیلی میتونه بهم کمک کنه

    خوابهای تکراری من:

    دیدن دستشویی و حمام های خیلی زیاد مثلا شبیه دستشویی های حرم در مشهد که خیلی زیادن البته قبلنا میدیدم دستشویی ها کثیفن اما از وقتی روی خودم کار میکنم میبینم تمیز هستن حتی انقدر تمیز که کاشیهاش برق میزنه

    در کل خیلی خواب میبنم که در حال دستشویی کردن هستم و یا اینکه خیلی میبینم که پریود میشم و خیلی خونریزی دارم

    امتحان داشتن در مدرسه و دیر رسیدن به مدرسه و امتحان رو بلدنبودن البته قبلا که این خوابو میدیدم خیلی نگران بودم از اینکه امتحانو بلد نیستم اما الان که روی عزت نفسم کار میکنم اصلا نگران نیستم و دقیقا در خواب به خودم میگم بلد نیستم که نیستم من که دیگه نمیخوام ادامه تحصیل بدم

    همونطور که خودتون اشاره کردین افتادن دندونام که این خواب حسمو بد میکنه

    بلند بودن موهام

    دیدن خودم درآینه که خیلی زیبا شدم

    دیدن قبرستون در شب که خیلی شلوغه و اصلا احساس بدی ندارم و همه دارن نذری میدن اونجا پراز میوه و غذاست روی قبراهم پر از گل و شمعه

    همیشه هم اگر در خوابهام یه خوردنیی باشه هیچوقت به من نمیرسه و من گرسنه میمونم

    خونه های بسیار بزرگ مثل قصر که انگار خونه جدیدمونه

    پیدا کردن پولهای زیاد لباسهای خیلی قشنگ و کلا وسایل ارزشمند که بهم حس خوبی میده

    مناظر زیبا جنگل باغ مزرعه که بسیار احساس خوبی دارم در اونجا و جاهایی که انقدر در خواب برام تکرار شده که انگار آشناست و من اونجا رو میشناسم اما در واقعیت چنین جاهایی نبودم

    آدمهای غریبه که اصلا نمیشناسمشون

    گم شدم در تهران و سردرگمی

    آسانسور و پله های زیاد خیلی در خواب میبینم سوار آسانسور میشم و آسانسور با سرعت خیلی زیاد میره بالا و واینمیسته

    رانندگی کردن

    اما من زیاد مرده هارو توو خواب نمیبینم پدرم 24 ساله فوت کرده و من تاحالا در خواب ندیدمشون درصورتی که مادرم هرشب مرده هارو در خواب میبینه

    و جالبه که خوابهای تکراری من شبیه خوابهای تکراری خواهرامم هست

    استاد جان بیشتر خوابهای من خوبن من در خوابام خیلی شخصیت خوبی دارم اصلا کمرو و خجالتی نیستم انگار خیلی آزادم

    آخرین خواب قشنگی که دیدم این بودم که یه پروانه داشت باهام حرف میزد و به من میگفت من تو رو از 500 سال پیش میشناسم و خیلی به من حس خوبی میداد انگار داشت بهم احساس اینو میداد که من خیلی ارزشمندم

    استاد عزیزم بینهایت از شما و خانم شایسته سپاسگذارم این فایل بهترین هدیه تولدمه که شما بهم دادین واقعا ازتون سپاسگذارم

    بی صبرانه منتظرم برای ادامه این فایل

    ممنون میشم اگر راهنماییم کنید که من چی کار کنم که کمتر خواب ببینم البته ناگفته نمونه بیشتر خوابام مسخره و بی معنیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    ناهید گفته:
    مدت عضویت: 1544 روز

    سلام و درود خدمت شما عزیزان

    خواب های که به صورت یه الگو تکرار میشدن میشه گفت متفاوت بودن.

    یه سری دوران کودکیم بود که مدام میخواستم در رو ببندم که یکی هل میداد میومد داخل و انگار میخواستم فرار کنم از اون شخص یا حیوان

    یه سری خواب میبینم که میخوام زنگ بزنم اما تلفن شماره نمیخوره یا اشتباه میگیرم حتی شده بود از اینکه نمیتونم زنگ بزنم تو خوابم میگفتم نکنه خوابم که نمیتونم تماس بگیرم حالا برای اون لحظه اضطراری

    یه سری خواب میدیم که یه خونه خیلی بزرگ و شیک اما خاک خورده رو پیدا میکنم و یا اقوامم دارند.

    یا یه سری مدام خواب میدیم دچار یه مسعله شدم باید سوار موتور بشم اما بلد نیستم رانندگی کنم.

    سپاس از شما بابت آگاهی های عالیتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    با نام ویاد خداوندگار وتنها خالق جهان هستی

    یا رب الارباب تو را شکر بابت تک تک سلولهایم

    خداوندا تو را سپاس بابت بودنم در این کره زمین زیباوپهناور ودر از فراوانی

    خداوندا هر لحظه مرا هدایت کن به سوی رشد وظرفم را بزرگ کن وازجام عشق خود مرا پر کن که تورا کافیست

    خدا برزبان وقلبم ودستانم جاری شو

    استاد جان درود و سلام عرض میکنم ولی نهایت سپاسگزارتان هستم بابت این چند فایل اخیر که مرا زیر وروکرده

    یعنی وقتی این فایل را امروز دیدم دهانم باز ماند

    خداراشکر چند سالی هست که خواب های عمیق وراحتی دارم وتا صبح راحت می‌خوابم ودر خوابم هم همیشه به سری خواب های تکراری میبینم که میگفتم خدایا تعبیر این خواب های تکراری من چیه وجوابی نمیگرفتم ودیشب خواب خوبی نداشتم چندین مرتبه بیدار شدم وباز خوابیدم

    صبح که بیدار شدم به خودم گفتم چرا خواب خوبی نداشتم تا اینکه این فایل را دیدم وتعجب کردم

    گفتم خدایا مگه داریم الگوهای تکرار شونده در خواب

    چندین مرتبه این فایل را امروز شنیدم

    چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟

    خیلی فکر کردم که چه خواب های زیاد برام تکرار میشه

    استاد جان شما از کجا میدونستید که این مثال ها دقیقا مثال خواب هایی هست که من میبینم

    1-بیشتر مواقع خواب میبینم که امتحان دارم ونخواندم ودیر میرسم به جلسه امتحان و همیشه هم دیر میرسم وهمش نگرانم که به موقع نرسم ونمیرسم

    2-خواب میبینم که حیوانی مرا دنبال می‌کنه ومن همش درحال فرار هستم

    3-خواب فرار از یه موقعیتی

    4-خواب اقوام را میبینم که درگیر یه مسئله هستند ونگرانندو چندین مرتبه تکرار شده برام

    5-خواب استاد عباسمنش را چندین مرتبه دیدم که یه آیه از قرآن برام خواندید ودر حال درس دادن به من و بقیه افراد هستید ومن هم می‌نوشتم وچند بار تکرار شده برام

    6-خواب کریستال برف که وارد خانه ام شد و همه جارا روشن کرد وشمابا آروی بیرون در منتظر من بودید تا سوار بشم وتعداد هم کم بود ومن داشتم آماده میشدم که بعد از این خواب کلا من تغییراتم شروع شد در وجودم

    7-خواب اینکه راه و مسیر برگشتن را گم کردم وهه تقلا میکنم نمیتونم برگردم

    خیلی فکر کردم که چرا این خواب های تکراری را میبینم وبه صحبت شما رسیدم که افکار وباورهام هست که در خواب هم الگوهای تکرار شونده برام تکرار میشه

    ببین افکار چه می‌کنه که در خواب هم الگوی تکرار شونده دارم

    اینقدر فر کانس هامون قویه که در خواب هم الگورا به شکل خواب های تکراری میبینم

    استاد جان بی نهایت ممنونم از شما که اینقدر تمرکزی و سرراست مفاهیم را توضیح میدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    مسعود گفته:
    مدت عضویت: 1263 روز

    به نام خدا و درود بر استاد عزیزمون و خانم شایسته گرامی و همراهان

    خوابی که من تقریبا هر شب توی کودکی و نوجوانی میدیم این بود که از جای بلند به پایین میافتم و در لحظات آخر برخورد با زمین یه چیزی شبیه چتر نجات برام باز میشه و باعث میشه سقوطم آروم بشه

    این خواب رو به تعداد بسیار بسیار زیاد میدیدم

    البته الان دیگه نمیبینم

    متاسفانه اتفاقی که الان گرفتارشم اینکه شاگرد و وردست برای کارم به سختی گیر میاد و اگر هم بیاد موندگار نیستند زود میرن به بهانه های مختلف

    متاسفانه من گرفتار ترمزهایی هستم که باید اونها رو شناسایی و روی کاغذ بنویسم و باورهای قدرتمند کننده ای براشون بسازم تا چراغ اخطارشون خاموش بشه اصطلاحا فایر لایت هایی رو که روشن شده با استفاده از چک لیست آموزشهای شما شناسایی و خنثی کنم

    من الان چهل سالمه توی زندگیم به مالی استقلال رسیدم ولی هنوز به استقلال مکانی و زمانی نرسیدم

    یعنی مجرد هستم و در منزل پدری زندگی میکنم به همرا مادرم و در حال حاظر توانایی مالی برای پول پیش اجاره خونه در محل زندگیمون رو ندارم

    از شما استاد و دوستان تقاضای راهنمایی دارم

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    هانیه ولیپور گفته:
    مدت عضویت: 2385 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان نازنین و تمام دوستانی که این کامنت را می خوانند.

    از بچگی تا الان دوتا خواب هر چند وقت یک بار به سراغم میاد. اول اینکه خواب میبینم راهم را گم کردم وحیران وپریشان دنبال پیدا کردن مسیرم هستم. خواب دوم خواب میبینم امتحان دارم با اینکه آماده امتحان هستم یا دیر میرسم یا در هنگام امتحان خودکارم رنگ نمیده یا سوالات امتحان رو نمیتونم ببینم. یعنی نور کافی برای دیدن سوالات وجود ندارد. ونکته دیگه در هردوی این خواب های تکراری هوا نیمه روشن هست مثل هوای غروب. در سال‌های قبل روند تکرار این جنس خواب ها زیادتر بود از وقتی که روی خودم کار کردم وآرامش بیشتری دارم. خیلی کمتر شدند. شاید هر چندماه یکبار این اتفاق بیفتد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 2131 روز

    سلام استاد خوبم

    درمورد الگوهای خواب تکرار شونده ی من

    من تقریبا 20 سال یا 23 سال نه هر شب ولی چند وقتی یکبار این خواب رو میدیدم که با یک گروهی داریم فرار میکنییم و من هر کاری میکنم هر چی دست و پا میزنم انگار که تکون نخوردم هنوز سرجامم هر چقدر تلاش میکنم از سر جام انگار نمیتونم حرکت کنم و در صورتی که بقیه به راحتی دارن فرار میکنن (الان این به ذهنم رسید یه لحظه شاید به خاطر این بوده که من خودم رو همیشه در حال رقابت با بقیه میدیدم و میخوام زودتر از بقیه به یک چیزی برسم و خیلی خودم رو مقایسه میکنم با بقیه الان این به ذهنم رسید حالا تا بعد شما استاد دلیلش رو بگید)

    دومین خوابم هم این بود که بیشتر مواقع تا زمانی که حتی دانشگاه میرفتم یا همین اواخر که آزمون استخدامی دادم این خواب مخصوصا شب امتحان یا نزدیک امتحانات میدیدم که من میرم مدرسه یا سر جلسه ی امتحان و اصلا هیچی نخوندم و هیچی بلد نیستم و واقعا هم چقدر ناراحت بودم و تعجب میکردم چرا من هیچی بلد نیستم یا هیچی نخوندم در صورتی که‌من تقریباهمیشه در تمام دوران تحصیلم به استثناء 2 یا 3 سال جزء نفرات اول بودم و هروقت این خواب رو میدیدم صبش بیدار میشدم میگفتم نکنه من برا امتحان هیچی نخوندم یا یادم رفته امتحان داشتم و نخوندم و در صورتی که من خونده بودم (شاید به خاطر اینکه خیلی این موضوع برام مهم بود و براش استرس و نگرانی داشتم یا کلا در زندگیم ترس و نگرانی خیلی داشتم در مورد یه کاری که بخوام انجام بدم چیزایی که به ذهنم میرسه رو میگم تا شما بعدا جوابش رو بگید)

    و سومین خوابم هم مربوط به اینه که من بعضی مواقع خواب بابام رو میدیدم که به رحمت خدا رفته یا یکی از نزدیکانم که خیلی جووون بود و من خیلی خیلی اون موقع ناراحت شدم براشون غصه خوردم یا دوستم که نوجووون بود و فوت کرد و هر بار هم این خواب رو میدیم که اومده تو خوابم بعد از چند وقت و میگه اصلا من نمرده بودم یا فلان جا بودم شما فکر کردید که من مردم و چقدر من خوشحال میشدم و میگفتم بابا این اصن نمرده چقدر خودمون غصه خوردیم و الکی ناراحت شدیم (شاید به خاطر این بوده که من نتونستم هیچوقت نتونستم بپذیرم مرگشونو و باهاش کنار بیام و‌فکر کنم همش دروغ بوده و شاید هم این باشه من کلا تو زندگیم نخواستم خیلی چیزا رو بپذیرم و باهاش کنار بیام و همش باهاش در جنگ بودمو انکارش کردم تو ذهنم)

    اینا خوابایی بوده که من دیدم و اینکه تقریبا اون خواب مرده و فرار خیلی کمتر شده برام از وقتی با این مسیر آشنا شدم ولی خوابه امتحانه چند وقتی که امتحانی داشته باشم هنوز هست ،

    ممنون بابت این فایل که چقدر داره ما رو به درون خودمون میبره .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    پرندخت اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    ریحانه خواهر پرندخت

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    من یک خواب هست که به مدت 12 سال یا شایدم بیشتر تقریباً هر شب می‌دیدم

    خواب می‌دیدم که تویه شب خودم تنها رویه عرشه یک کشتی هستم و یکدفعه کشتی غرق میشه و کشتی چپ میشه و من میوفتم پایین و یکدفعه از خواب می پرم

    خواب دومم که تقریباً یکساله که دارم میبینمش اینه که تو خواب از یک چیزی بی نهایت میترسم و اونقدر میترسم و پاهام میلرزه که موقع فرار هیچ توانی ندارم و مدام زمین میخورم

    بعد از کار کردن های طولانی روی خودم الان این دو هفتس که خیلی آرومم قلبم بسیار آرومه

    من خیلی دوست دارم که ثروتمند بشم و چند شب پیش به خدا گفتم خدایا هدایتم کن که اگه ترمزی راجب ثروت دارم که مانعم میشه برش دارم

    همون شب باز هم همون خواب رو دیدم که دارم از یه چیزی بشدت میترسم و فرار میکنم اما اینبار تویه خواب همون چیزی که ازش فرار میکردم رو دیدم

    اون چیزی که ازش فرار میکردم آدما بودن

    تویه خوابم می‌دیدم که مردم میخوان بهم کمک کنن بهم محبت کنم اما من ازشون می ترسیدم و فرار میکردم

    حقیقتش اینه که من تویه زندگیم بخاطر باورهای نادرستم از آدما خیلی ضربه خوردم و باعث شد که نسبت به همه یه جور بدبینی و ترس داشته باشم

    و احساس کردم که خدا تویه خواب بهم گفت که باید قلبت رو نرم کنی دیدت رو مثبت کنی و خودت و آدما رو ببخشی و بدونی که من از طریق همین بنده هام بهت کمک میکنم به هر چیزی که میخوای برسی

    چون من تو زندگی واقعی کارهام سخت پیش می‌ره چون اصرار دارم که کارهامو خودم تنها انجام و کمک کسیو نمی‌پذیریم

    دقیقا تو یه خوابم هم همین بود

    من سعی میکنم روی خودم بیشتر کار کنم و مدام به خودم میگم وقتی فرکانست عوض بشه آدمای دور و ورت هم عوض میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2449 روز

    پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3

    سوال این قسمت:

    چه  الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی

    استاد جان  این  سوال  شما  راجب  خواب  دیدن  بود

    نمی تونم داد بزنم

    نمیدونم دیدین صداتون در نمیاد و هرچی داد میزنین هیچی بیرون نمیاد؟!

    همش توی خواب هی می‌خوام بلند داد بزنم و فریاد بکشم ولی صدام توی خواب از کلوم بیرون نمیاد . معلوم نیست چقدر تقلا میکنم و با صداهایی که معلوم نیست چی هستند یا از استرس از خواب می‌پریدم و یا دخترم میومد منو از خواب بیدار میکرد و بهم میگفت داد و فریاد خفگی داشتی .. خلاصه این از اون خواب هایی است که هر چند وقت یکبار برام تکرار میشه البته زمانش در سال حدودا دو یا سه بار اینجوری میشم و توی خواب انگار دارم خفه میشم .. هنوز نمی‌دونم این خواب ها چه معنا و مفهومی داره.

    کلا من خیلی کم خواب میبینم یعنی اگر هم خواب ببینم یادم نمی مونه ..

    ولی دو سه بار خواب استاد و خانم شایسته رو دیدم که خیلی خوشحال شدم

    دو سه بار خواب دیدم توی سرزمین آمریکا هستم و همش بخودم میگم عععععععع اینجا روزه . نور خورشید تابیده بود توی اتاقم و یا بعضی مواقع میگفتم اینجا شبع ایران روزه یعنی اینجوری می‌فهمیدم توی آمریکا هستم.

    جالبه من خواب آمریکا رو می‌دیدم ولی مدام از دوستان و آشنایان خبر رفتن به آمریکا و کانادا رو می‌شنیدم ( همه رفتند آمریکا بجز من ) چند وقت پیش یکی از دوستانم رفته جورجیا پیش خواهرش که بعد از دو ماه بهم زنگ زد و گفت ویزاش شش ماهه است یعنی خرداد ماه بر میگرده..اقیانوس اطلس رفتند و توی واشنگتن برادران رایت رو دیده

    دو سه بار هم خواب مادر خدا بیامرزم و دیدم خیلی بهم آرامش داد و رنگ های سفید و آبی می‌دیدم .. پرده های حریری که باد داخلش میوزه و مبلمان مخملی آبی خیلی روشن رو می‌دیدم یعنی خانه ی مادرم آنجا بود کلی احساس خنکی میکردم . البته قبلنا خواب مادرمو می‌دیدم با اینکه 22بهمن سالگرد مادرم و همسرم هست ولی از سال گذشته تا بحال خوابشون رو ندیدم

    ولی کلا در طول سال شاید چند بار اینچنینی خواب ببینم و بقیه ی شبهام رو آنقدر با آرامش ذهنی عالی می‌خوابم که اصلا نمی‌فهمم کی سپیده زده !!! خدا رو شکر امروز هم صبح زود ساعت 05:20 دقیقا ی صبح از خواب عمیق و با کیفیتم بیدار شدم ..

    خدا رو شکر چند وقتی بود که برای بیدار شدن صبحگاهی ام دچار تضادهایی شده بودم یعنی شبها بنا به دلایلی تا دیر وقت بیدار می‌ماندم و در نتیجه صبحها دیر بیدار میشدم البته تا قبل از طلوع خورشید بیدار میشدم در صورتی که همیشه قبل از سپیده دم بیدار شدن برام خیلی لذت بخشع و بیشتر و بهتر میتونم از وقتم استفاده کنم و خدا رو شکر با اینکه شب گذشته خیلی دیر خوابیدم ولی امروز صبح قبل از سپیده دم یهویی از خواب بیدار شدم البته بیشتر بخاطر اینکه دخترم با دوستش رفته بودن بیرون گردی و یکبار هم برگشتند خانه دوباره رفتند بیرون .. من هم دیر وقت با کامنت خواندن دوستانم خوابم برد … ولی صبح زود بهوای اینکه شاید اومده باشه خونه بیدار شدم رفتم سمت سالن و توی اتاقش رو دیدم نیست و چراغش هم خاموش بود فهمیدم که شب با دوستش رفتند تهران .. خدا رو شکر سببب خیر شد تا من یک توفیق اجباری داشته باشم

    سبب خیر شد که قانون اهرم رنج و لذت را انجام بدم

    با اینکه قبل از سپیده دم بیدار شدم و آرزوم بود که بتونم دوباره در چنین وقتی بیدار بشم ولی آنقدر خوابم میومد که دوباره پریدم توی رختخواب و زیر لحاف ولی سعی کردم با خواند کامنت بچه ها چشم هامو باز نگه دارم . و چقدر قشنگ خداوند به کامنت یکی از دوستان عزیز. خانم زهرا کریمی عزیز هدایتم کرد که دقیقا به همین قسمت از فایل پیدا کردن الگوهای تکرار شونده مربوط به خواب هدایت شدم . چون تعهد روی این فایل های ده گانه نوشته بودم که در مدت سه ماه حتما باورهای محدود کننده و ترمزهای ذهنی خودم رو شناسایی و پیدا کنم و کامنت های مربوط به هر کدام از فایل ها رو بخونم … اتفاقا دو سه روزه که میخواستم روی این قسمت از پیدا کردن الگوهای تکرار قسمت سوم کار کنم ولی انگار یک چیزی توی ذهنم مانع میشد که تعهدم را انجام بدم .. ولی از آنجایی که خداوند به درخواست های ما پاسخ میده و ما رو به خواسته هامون می‌رسونه انگار دوتا از الگوهای بازدارنده و ترمزهای ذهنی من بقول معروف طلسمش شکسته شد .. یکی اینکه توانستم قبل از سپیده دم بیدار بشم .. دوم اینکه با هدایت های خداوند بسمت تعهدم هدایت شدم!!!!

    خدا رو هزاران هزار بار شکر گذارم که امروز هم طبق تعهدم خدا رو شکر تعهدی دادیم که روی خودمان کار کنیم و طبق تعهدم هم فقط به خداوند توکل میکنم

    یعنی آنقدر قشنگ خداوند منو هدایت کرد به این قسمت که خواب از سرم پرید و توفیق نوشتن این کامنت و کار کردن روی افکارم را به من عطا بخشید خدایاااا شکرت

    دلیل این خواب ها را نمیدانم ولی میدانم که باید ذهنم رو با باورهای خوب تغییر بدم تا بسمت خواب های شیرین و رویایی هدایت شوم .. آخه خواب خوب دیدن بدن رو و جسم و جان و خرد انسان را شارژ می‌کنه انگار یک نیرو و انرژی حرکت دهنده است و به آدم انگیزه میده .. همچنین خواب بد دیدن هم می‌تونه انرژی و انگیزه رو برای حرکت کم کنه پس باید تلاش کنم بیشتر از همیشه فایل های سفر به دور آمریکا رو ببینم و یا کلا بطور مداوم فقط فایل ها را ببینم و بشنوم و لذت ببرم… خدا رو شکر اغلب شبها البته اکثرااااا با آرامش ذهنی به خواب شیرین و عمیق و با کیفیتم فرو میرم و صبحها با آرامش بیشتری از خواب شیرین و باکیفیتی بیدار میشم

    خدایاااا هزاران هزار بار شکرت بخاطر خوابیدن و بیدار شدنم

    خدایااآاا هزاران هزار بار برای شب‌های پر ستاره ی زیبایت

    خدایاااا هزاران هزار بار شکرت بخاطر آرامش شبانگاهی بینظیرت

    خدایاااا هزاران هزار بار شکرت بخاطر این طلوع سپیده دم صبحگاهی آت که لحظه به لحظه با روشن شدن آسمان زیباییت شادتر و خوشحال تر میشوم و از اینکه توفیق دیدن سپیده دم و روشنایی صبحگاهی آت را به من عطا بخشیدی ممنون و سپاسگذارم

    خدایااا شکرت بخاطر دیدن درخشش طلوع الماسی خورشید نازنینم که دقیقا امروز از وسط شیشه ی اتاق خوابم میبینم و من هم همچون فرشتگان بهشتی بر روی تختخوابم تکیه زدم و نشستم و این لحظات ملکوتی طلوع خورشید را با عشق نگاه کردم و با خداوند صحبت کردم و درخواست هامو گفتم و تجسم سازی و مراقبه کردم و همچنان این کامنت را نوشتم امروز دقیقا ساعت 7 صبح طلوع خورشید بود و آرام آرام هر روز یک دقیقه زودتر میتوان طلوع خورشید را دید قانون تکامل را میتوان از زمین و آسمان و طبیعت بخوبی دریافت کرد خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

    الان هم می‌خوام برم روی بالکن از هوای لطیف صبحگاهی تشکر و قدردانی کنم و همچنین صدای آواز پرندگان را با حس عالی بشنوم تا روزم رو با بهترین شادی ها و لذت ها آغاز کنم الهی آمین خدایااا شکرت که امروز انجام دادن تمام کارها و امورات و برنامه های زندگیم بطور معجزه وار بر من آسان و راحت میشود و از اینکه معجزه وار پول و ثروت وارد حساب های بانکی میشود شکرگذارم

    خدارو شکر دوست عزیزی که با آن چشمان خوشکل و زیبایت الان کامنت منو خواندی تمام این آرزوها ی قشنگ هدیه ی راهت باد الهی آمین

    خدایااا کمکم کن که بتونم بیشتر از همیشه در این قسمت فعالیت و تلاش ذهنی کنم تا بتونم الگوهای تکرار شونده ی مخربی که سالیان سال با من همراه بوده را شناسایی و در ادامه بنفع خودم تغییرشون بدم الهی آمین

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت. و نعمت و برکت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: