پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    بنام خداوندی ک هرلحظه درحال هدایت ماست

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت عزیزانم

    خواب:

    من زمانی ک مجرد بودم همیشه خواب میدیدم ک یا کلی مار دورمن حالا یابوا یامارای کوچیک یا میوفتادم توآب درحال غرق شدن وخفه شدن یاازبالا میوفتادم خلاصه همیشه مورد حمله بودم ک بخاطر فیلمایی بود ک میدیدم یا مثلا خواب جن میدیدم بختک میوفتادروم بعدازازدواجم ینی دوران عقد خواب خیانت میدیدم ک اونام بخاطر فیلماوحرفایی ک میشنیدم واطرافیابود ولی ازوقتی بچه دارشدم اصن خواب نمیرفتم ک خواب ببینم خخخ یا میخوابیدم اصن ذهنم خالی خالی بودو درحالت اماده باش برانینی وبعدم ک دیگ باشما آشناشدم وخوابای من تبدیل شدن ب خوابای قشنگورویایی خواب خواسته هام رویاهام جاهای زیباوسرسبز دیدن شما صحبت باشما وخانم شایسته حتی خوردن پیازچال پیشتون خخخخ یامثلا توخواب میبینم یه مسئله ای بعدمن دارم ب قانون عمل میکنم حسموخوب نگه میدارم کنترل ذهن میکنم بعداتفاق خوب میوفته ینی همه خوابام شدن قانون وزیبایی فقط این یکی دوماه ک اونم کاملا علتشومیدونم چندوقت یه بارخواب میبینم پیش عمه هامم وتومراسم عموم یا توجمعشونم وناراحتن ودلیلش رومیدونم ن اینکه من ناراحت باشم یاعذاب وجدان داشته باشم ذهنم همش میگرده مثلا میگ ببین نرفتی براعموت حتی گریه نکردی یامثلا براچهلمشم نرفتی آجی بزرگم میگ انگارن انگارعموت مرده کسی ک اینقدردوست داشت ولی خب من نمیتونم علتشوبراشون توضیح بدم وهمین ک خودم وخدایه من حقیقت رومیدونیم کافیه ومن هربارذهنم میادمیگه من جوابش رومیدم ولی واقعاازخودم راضیم وامیدوارم این دیدگاه اینقدردرمن قوی شه ک حتی راجب نزدیکترین کسانمم بتونم همینجور ب مرگ نگاه کنم

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سعید خودستان گفته:
    مدت عضویت: 3749 روز

    سلام

    به استاد گلم و دوستان عزیزم

    سعید هستم از بندرعباس میخوام این بار با گویش بندری کامنت بزارم (البته غلیظ نمیگم )

    امیدوارم دوست داشته باشید.

    و اما خوابویی که تکرار اَبن هر چند وقت ی بار به مه ؟

    نادونم تا حالا بهش فکروم نکرده حالا ک گفتو استاد طوی ذهنوم ای موضوع هی اَچرخی دن

    البته بگم مه معمولا خو نابینم

    ولی بعد از گپو شما

    دونستم ای خو طوی 2 سال پیش چند بار به شکلو مختلفی تکرار بودن

    و اما چ خوییی

    خووم اَدیی ک یتا از فامیلمو اتفاق بدی بهش پیش هوندن موضوعش دقیق یادم ناهوندن فقط اَدونم در حدی احساسی اَبودم ک از شدت گلو درد یا با گریک از خو بلند ابودم

    وقتی بلند اَبودم گیچ هسترم و خدا شکرم اَکه ک خو هسته

    ولی بهش توجهم ناکه حتی به عا بنده خدا هم ناگفتم و صدقم اَدا و دیگه از فکری بیرون اَهوندم

    همچنان ک طول اَکشی از فکری در بیام

    ولی توجهم ناکه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    به نام خدایی که مارا به آسان ترین شکل ممکن به مسیرخواسته هایمان هدایت میکند

    چقدر بحث الگوهای تکرار شونده بهمون کمک میکنه تا الگوهای مخرب رو بشناسیم و من واقعا خداروشکر میکنم که تونستم دراین مسیر زیبا قرار بگیرم

    از وقتی دارم سعی میکنم الگوهای مخرب رو بیشتر بشناسم باعث شده بیشتر روی رفتارهام متمرکز بشم و سعی کنم باورهای مناسب رو جایگزینشون کنم

    دربحث الگوی تکرار شونده درمورد خواب وقتی دقت کردم متوجه شدم که من اکثرا یا خواب افراد فوت شده رو میبینم و یا انگار درخواب هام نیاز به کمک پیدا میکنم و دوست دارم از فردی کمک بخوام و اون فرد رو میبینم اما انگار متوجه میشم اون فرد نمیتونه به من کمک کنه و این خودم هستم که باید به خودم کمک کنم و بعداز اینکه از خواب بیدار میشم متوجه میشم خودم باید بتونم مسائلم رو حل کنم

    وقتی از دید قانون به این قضیه نگاه کردم متوجه شدم مشکل پایه من در توانا دیدن خودم در حل مسائل هست که با هدایت خداوند و دوره با ارزش عزت نفس دارم سعی میکنم هرروز یک بهبود کوچک در این زمینه داشته باشم

    و واقعا فقط میتونم بگم باور همه چیزه زمانی که آدم به توانائی های خودش باور داشته باشه باعث میشه باور کنه که میتونه از پس مسائل و چالش های زندگیش بربیاد که واقعا هم با برداشتن اولین قدم ها و قدم های کوچک خیلی میتونه در اعتماد بنفس فرد تاثیر داشته باشه

    سپاسگزارم بابت این فایلهای ارزشمند که باعث میشن سوال های مناسب از خودمون بپرسیم و به خودشناسی بهتری از خودمون برسیم

    درپناه معبود یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    پري رفيعي گفته:
    مدت عضویت: 1951 روز

    سلام استاد عزیز ،خدا قوت به شما و مریم جان،ممنون از فایل های جدید دانلودی بی نظیرتون و اینکه جدیدا انقدر دارید ریر میپردازید به مسائل و آسون تر واسمون توضیح میدین ️،اولین کامنتم توی این 3 ساله حدود 1 ماهه هر روز دارم به سایت سر میزنم و یاد گرفتم از کجا فایل جدید دانلود کنم

    من اصولا خیلی خواب نمیبینم و اصلا یادم نمیونه ولی شاید بگم چندین بار طی طول زمان های مختلف این خوابو به شکلای مختلف میبینم که _*[ من مثلا با یکی دوتا اعضای خانوادم توی یه جا و موقعیت و مکانی هستم، بعد همه چی عادیه تا اینکه یه اتفاقی میفته که من باید هر چی سریع تر اون مکانو با نگرانی راجب عزیزامم ترک کنم و دوست دارم از خواب بیدار شم، شاید چیزی مثل سیل یا زلزله، دقیق یادم نمیاد ولی تهش به این ختم میشه که من باید بدوم تا جایی که میتونم و اغلب به آرامش تهش نمیرسم و وسط دویدنم از خواب میپرم و فقط میگم خدارو شکر که خواب بود…!! و خیلی جالبه تا قبل از شنیدن این ویس اصلا بهش توجه نکردم که شاید بیشتر از 2 ،3 بار این خوابو دیدم شاید حدود 12 یا 12 بار ، مخصوصا وقتایی که درگیری های ذهنیم با خودم بیشتر بوده… البته الان خداروشکر خیلی بهتر شدم شاید بیخیال تر شدم ،،

    نظر خودم اینه چون این باورو دارم که دوست دارم خیلی از لحاظ مالی به عزیزانم کمک کنم و رفاه مالی رو توی زندگی اونا و خودم عادی کنم و وقتی میبینم بخاطر چیزی اذیت میشن واقعا از خودم انتظار بیشتری دارم و عاشق آوردن شادی و خنده از وسیله شدن خودم از سمت خدا برای بقیه هستم و میتونم بگم این بزرگ ترین خواسته منه و از خودم خیلی انتظار دارم ، کمالگرا هستم و نمیدونم چیکار کنم که بابت تلاش هام هر چند 1 قدم در هر روز به خودم بیشتر افتخار و احساس خوب بدم… البته اینم بگم که با دوره های شما و انجام تمرین شکرگزاری و کنترل حدودی ورودی ها خیلی نعمت ها رو جذب کردم ولی از خودم توقعم خیلی زیاده و از این بابت از درون خیلی در صلح نیستم ! اگه کامنت منو خوندید خیلی خوشحال میشم پاسختونو یا توی فایل بعدی یا هر جور صلاح میدونین بشنوم و باز اجازه بدم دری از درهای رحمت خداوندم را به زندگیم بیشتر و بیشتر باز شه ، از شما بسیار ممنونم و می آموزم ،خدا حفظتون کنه ، خیر و خوبی و شادی و زیبایی بهتون بیشتر بده انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    حسن یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 2339 روز

    استاد عزیزم سلام

    در مورد خوابهایی که صحبتش رو کردید من یه خوابی می دیدم که تا قبل از گوش دادن به این فایل کمی برام سوال شده بود که چرا این خواب تکراری رو من می بینم ولی زیاد بهش توجه نمی کردم

    استاد خواب می بینم که می خوام به یه جایی یا قراری برم ولی سریعا یاد این میوفتم که یه کاری دارم تا میرم اون کار رو انجام بدم و آماده ی رفتن به سر اون قرار باشم بلافاصله یه کار دیگه پیش میاد و در عین اینکه این کارها رو انجام میدم اضطراب شدیدی می گیرم

    انگار یکی تو اون لحظه منو گرفته انگار بدنم سنگین شده انگار به بدنم وزنه وصل شده بدنم سنگینه حین انجام دادن اون کارها و انقدر کار روی کار پیش میاد که خودم می فهمم که دارم خواب می بینم و آگاهانه از خواب می پرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فریبا رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1129 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی

    من تقریبا از 30 سال پیش تا الان تقریبا محور خوابهایم یکی بوده ولی تکرار آنها زیاد؛

    *وقتی شبها تصمیم به خواب میگیرم و به رختخواب میرم

    بیشتر وقتها یهویی یک خواب چند دقیقه بسیار بسیار سنگین و عمیق میروم و خوابهای بسیار ترسناک رو میبینم در عرض همین چند دقیقه و بطور ناگهانی از ترس شدید بیدار میشم و تا حدود نیم ساعت تا یکساعت در جا خشکم میزند بطوری که قادر نیستم حتی یکی از انگشتام رو تکان بدهم و زمان که گذشت آروم ا روم حرکت میکنم وترسم کنار میرود بعد خواب اصلیم رو میرم که معمولا بعدش خواب کمتر میبینم ویا به شدت این خواب نیست تاصبح، خوابهای که تو این شرایط میبینم اکثرا دارم از ترس جیغ میزنم ولی توی خودم و صدام در نمیاد وهر چه تلاش میکنم صدایی جیغم در بیاد و دیگران متوجه شوند یا خو دم دادمو بشنوم موفق نمیشم واز خواب به شدت بیدار میشم و یا اینکه دنبال کردن توسط یک گروه من دارم تو کوه وتپه ها و بیابان دنبال پناهگاه میگردم و یا میخو اهن بهم تیر بزنند یک عده

    (شش ماه پیش که با سایت آشنا شدم این الگو دیگه نبود ولی یک ماهی هست دوباره کم وبیش میاد)

    * یک حالت دیگه از خوابم اینکه از خواب بیدار میشم اگر کسی پیشم باشه رو بیدار میکنم و اشاره میکنم به دیوار که تابلویی چه باشه چه نباشه من ان و میبینم و احساس میکنم که میخواد بی افته روی سرم یا افتاد ه در خواب و یاا شاره به اسمان میکنم ستارهایاهرچیزی در اسمان هست رو به کسی که پیشم هست نشان میدم میگم افتادداره میافته و بعد میخوایم

    و جالب اینکه آن فرد فرداش بهم میگه کاملا یادمه چکار کردم

    یا همون موقع میفهمم چکار کردم و تایید میکنم و معمولا آنها میترسن مثلا همسرم میگه خیلی ترسیدم وقتی بیدار م کردی

    *یا اخیرا هم زیاد شده اینه دنبال کفشهایم هستم تپه بیابان کوه یا هرجایی همش ساعتها دارم دنبال کفشهایم میگردم بعضی وقتها یک لنگه کفش و بعضی وقتها دو تا رو اخیرا دو تا شده قبلا یکی بود

    ودوماهی هست که خیلی واضح واشکار اسم

    بیماری ….رو بهم میگن یا نام آن رو بهم نشان میدن( نا گفته نماند از یکسال پیش اوضاع جسمی به طور عجیبی بهم ریخت و خداروشکر با سایت و فایلهای دانلودی وکشف قوانین بی نهایت خوب شدم که واقعن فقط تغییر باورها بود )

    اینکه دیرسر جلسه امتحانی رسیدم یا اینکه خانه بچگی هام خواب زیاد میبینم یا اینکه 30 سال پیش دانشجو بودم خانه ای که اجاره کرده بودم با دوستانم رو خیلی خواب میبینم که باز دارم انجا تنها زندگی میکنم وحسم خوب نیست تو خواب

    بخصوص بعد از خرید کشف قوانین دوباره زیاد شدن

    یا اینکه بعضی افراد مثل خواهر برادرهایم که مشکلات اختلافاتی شخصیتی با هم داریم ( دنبال یکسری کارهای نا جالب دعا و..هستند ) والان باهاشون ارتباط ندارم چون خیلی آزارم میدادن قبلا

    یا بعضی خواستگاران سالهای قبل که دارند گله میکنن و یا همکاران قبلی و محل کارهایم

    و حسرت نبودن من در زندگیشان در خواب احساس میکنم

    ویا الان زیاد افرادی که از این دنیا رفتن مثل بابام 15 سال پیش و بعضی همسایه ها که چند ماه پیش فوت کردند رو زیاد خواب میبینم که فقط دارند با من حرف میزنن وبا دیدن من خو شحال میشن (.من حدود 20 سال است دیگه این همسایه رو ندیده بودم شهر دیگه بودم ولی می شنیدم که مشتاق دیدنم بودند) بعد از تمرینات کشف قوانین این مورد زیاد شد

    چیزی که الان تو ی این چند ماه اخیر دارم تجربه میکنم خیلی از خوابهایم اتفاقات روز بعد م هست

    واز خیلی چیزا تو خواب مطلع میشم وبعد اتفاق میافته حتی کارهای خیلی کوچک نمیدونم چه جوری توسط کی ولی بهم اطلاع داده میشه

    مواردی هم که توی توضیحات این بخش گفته شده از سایت همشون رو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 875 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همه عزیزان

    در مورد الگوهای تکرار شونده خواب که کندکاو و روش تفکر کردم به این نتیجه رسیدم که در یک بازه زمانی 5 ساله من هیچی خوابی ندیدم و سرم رو بالش بود و لا لا و یادمه خیلی هم به کار چسبیده بودم اما بقیه در مورد خواب هاشون میگفتن و من هیچ خوابی نمیدیدم و تعجب میکردم که ذهنم هیچی نداره. حتا در اون بازه من نمیتونستم تصویرسازی کنم و این قدرت از کار افتاده بود.

    بعد از اینکه از شغلم بیرون اومدم و بعد چند ماه به سایت رسیدم در این بازه یکساله . دو سه بار خواب شغل قبلی رو میبینم که منو پرزنت میکنن و من اصلا قبول نمیکنم و میخوام فقط بزنم بیرون.

    که این خوابم به خاطر احساس گناه و سرزنش هایی بود که از طرف خود میشدم البته هنوزم سرزنش رو دارم

    مورد بعد که از بچگی گهگداری این خواب تکرار میش این بود که من توی خوابم با زور تمام میدویدم اما پاهام قفل کرده بود و روی حالت اهسته بود و من نمیتونستم بدوم و اینقدر فشار میاوردم که توی خواب ران هام درد میگرد و زجر میکشیدم . مثل ماشین که توی ماسه گیر کرده اما جلو نمیره و حتا بعد خواب هم حس بدی داشتم و احساس میکردم پاهام هنوزم درد میکنه.

    اینم حدسم اینکه که خواب بالا یا به خاطر این بوده که مانعی در خودم جلوی رشد منو میگرفته یا اینکه خواب میدیدم چون که در حالت عادی گاهی پاهام قفل میکنه

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    به نام خدا

    در مورد این سوال که چه الگویی تکراری در

    خواب هایم دارم

    خداروشکر هیچ کدام از این مواردی که استاد گفتن رو ندارم و خیلی وقته که خواب ندیدم

    و با تمرین ستاره قطبی با احساس خوب و سپاسگزاری میخوابم

    قبلا که سر کار تو خط مونتاژ بودم خواب شرکت رو میدیدم و خوابم هول و هوش همون شرایطی که توش کار میکردم بود…

    یعنی هر وقت در محیطی کار میکنم که مهمه خوب ظاهر بشم و کارم و درست انجام بدم

    خوابی میبینم خنده دار یا غیر منطقی اما مربوط به کار و اون محیط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نیکی گفته:
    مدت عضویت: 2497 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم و خانوم شایسته ی گل

    جدا از خوابهای تکرار شونده ای که میبینم یکسری خوابها رو میبینم که دقیقا همون خوابها در بیداری اتفاق میفتند مثلا چندوقت پیش خواب دیدم پسر بچه ی یکی از آشنایان که اصلا بهش فکرنمیکردم افتاده و سرش شکسته و بعد از چندروز شنیدم که واقعا این اتفاق براش افتاده یا مواردی از این قبیل که برای خودم جالبه.

    اما یکسری خوابها هست که میبینم کلیات مشترک و تکراری دارن مثل اینکه خواب میبینم با پارتنرم جایی هستیم و ناگهان خودم رو میبینم که تنها هستم بارها و بارها این خواب رو دیدم که پارتنرم در خواب منو تنها گذاشته و من دنبالش میگردم .

    یا مورد تکراری دیگه ای که خیلی برام پیش میومد البته قبل از آشنایی با شما استاد عزیزم تقریبا هرشب این اتفاق برام میفتاد ولی در حال حاضر با فاصله زمانی خیلی بیشتری ممکنه اتفاق بیفته مثلا دوماه یکبار یا بیشتر ، اینکه بلافاصله وقتی به خواب میرم یک خوابی میبینم که تلاش میکنم بیدار بشم ولی نمیتونم به نوعی دچار فلج خواب یا همون بختک میشم .حالت خیلی بدیه و بیشتر مواقعی اتفاق میفته که ذهنم به شدت درگیر موضوعی باشه یا ناراحت باشم.

    در کل من خیلی زیاد خواب میبینم و اینکه یکسری افراد میگن مااصلا خواب نمیبینیم برای منی که خیلی خواب میبینم بسیار عجیبه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    صفورا گفته:
    مدت عضویت: 4113 روز

    من به مدت چندین سال در کودکی خواب میدیدم که در یک جزیره با چند نفریم.خیلی خوشحال،سالم و مورد توجه بقیه هستم،خیلی دوستش داشتم و نمیدونم عمدا یا سهوا همیشه این خاب را میدیدم.

    (فکر کنم چون سریال خانواده رابینسون را دوست داشتم اینو میدیدم)

    2)بعد از زایمان تا مدت سه ماه خاب های اشفته میدیدم که وقتی از خاب بیدار میشدم بقدری خسته بودم که نگو(دلیلش شب بیداری هام بود)

    3)الان هم بیشتر خاب میبینم به خونه نمیرسم،هی تو کوچه و پس کوچه دنبال خونه میگردم،گاها پام میفته تو یه چاله و زیر پام خالی میشه.خابم ترسناک نیست،فقط خسته میشم از بس راه رفتم و نرسیدم(دلیل اینو نمیدونم)

    4)گاها خاب میبینم بچه م در خطر است،این خاب هول میندازه تو دلم(دلیلش نگرانی بی مورد مادارانه س و چون تک فرزنده و نمیخام از دستش بدم)

    استاد جان یه سوال،شما دارین کمک میکنید الگوهای تکرار شونده ی ما شناسایی بشه،بعدش باورهای اشتباه مربوطه پیدا بشه،بعد باور درست جایگزین کنیم؟ آیا حتما باید دوره کشف قوانین را بخریم تا الگوها ی تکراری را درمان کنیم؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: