اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلامــ بـه استـاد عزیز و مریم جان مهربانم و همهـ دوستان
خدایا شکرت که در مسیر درستم
شکرت در مدار شنیدن این اگاهی ها قرار گرفتم
خدایا شکرت بابت سایت پر از خیر و برکتمون.
جواب سوال)
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
استاد عزیز من در سن 15 سالگی تا تقریبا 19 سالگی دائما خواب های برام تکرار میشد توی اکثر خواب ها دائما ائمه رو میدیدم دائم خواب کربلا میدیدم و چون بینهایت عاشق امام حسین بودم و کلا برام یه الگو بود همش تو خواب یا نبرد کربلا میدیدم یا خواب امام زمان واقعا نمیدونم چرا ولی تو اون سن دائم این خواب ها برام تکرار میشد و کسی هم باور نمیکرد یه نکته جالب این بود(من واقعا الان نمیدونم امام زمانی وجود داره یا نه چون الان یکم شک دارم ولی یادمه استاد من اونقد تو بچگی خواهرم بهم گفته بود حضرت فاطمه تو سن 18 سالگی به شهادت رسیدن چون زن پاکی بودن تو سن کم شهید شدن من این الگو تو ذهن خودم ساخته بودم که اگه دختر خوب و پاکی باشم تو 18 سالگی میمیرم الان برام خنده دار ولی باورتون نمیشه وقتی کم کم داشتم 18 ساله میشدم بینهایت میترسیدم و استرس داشتم و همون موقع ها خواب دیدم امام زمان تو خواب شفاعت منو میکنه و من عمرم طولانی تر میشه
واقعا نمیدونم چرا ولی همش فکر میکنم بخاطر باورها و افکارم اون خواب ها رو ساخته شده بود.
استاد دقیقا از 19 سالگی به بعد باورتون نمیشه یعنی دقیقا از وقتی با شما اشنا شدم دائم شما رو تو خواب هام میدیدم که از قوانین برام میگفتین و من تو خواب هام ازتون سوال میکردم و شما جواب میدادین
بعد از اون از تایمی که پدرم به رحمت خدا رفتن دائم خواب ایشون میدیدم
یه تایمی که باردار بودم دائم خواب دخترمو میدیدم که دنیا اومده بعد که بدنیا اومد هم دائما خواب میدیدم که راه میره و صحبت میکنه
ولی چند روزی باز هم خواب شما رو میبینم که دوره رو خریدم و دارم تمرین میکنم
و اینکه خواب ماشینی که دوست دارمو میبینم که خریدم یا میبینم خواهر و برادرم اون ماشین خریدن.
استاد عزیز بینهایتـــــــــ ازتون سپاسگزارم بابت وجود پر از خیر و برکتتون مریم جان کاشــــ میشد عشقی که نسبت بشما دارم از توی تک تک کلماتم بشما انتقال بدم کاش میشد از اینجا بغلتون کنم و بگم که چقدررررر دوستتون دارم که چقدر برام ارزشمندید که چقدر بابت وجودتون خدا رو شاکرم دوستتون دارمـــ عاشق سایتمونم عاشقتونمــــــ .
استاد جان چقدر بحث این الگوهای تکرارشونده مُفصله!؟
داشتم فکر میکردم بخودم که توی تمام حوزه هامن این الگوها رو دارم!
توی روابط
توی ثروت
توی خواب و،،، ،،،
یه الگوی تکرارشونده ی بسیار بسیار بسیار زیادی که برای من توی مبحث ثروت مدام داره تکرارمیشه اینه که هروقت قراره بابت هر چیزی چه کوچیک و چه بزرگ پول پرداخت کنم حالم خراب میشه(بخصوص مواقع اتفاقات غیرمترقبه)!!!!!
و جالبه همیشه هم شرایطی ناخواسته بوجودمیاد ومن توی این حالت قرارمیگیرم!!
اینوگفتم چن خیلی تازه بوددیروزبازم این اتفاق افتاد برام!!!!
من ازوقتی که قدم ها رو کارمیکنم تقریبا3ماهی میشه اتفاقات غیرمترقبه ای که هزینه برام داشته باشه رو تجربه نکردم….
چندروز،فقط چند روز استاد ازین مباحث یکم دورشدم و جدی مث قبل کارنکردم روی خودم یعنی شل گرفتم که این مسئله پیش اومد!!!!
ولی برام خیییییییلی جالبه من تنهاهزینه ای که کردم توی عمرم و حالم خراب نشده و اتفاقاراغب و مشتاق هم بودم و واقعا از ته دلم دوست داشتم که هزینه رو بدم خریدن محصولات شمابوده!!!!
خودمم هنوز باورم نمیشه منی که برای کوچیترین هزینه ذهنم بهم میریزه چرابرای محصولات با عشق پرداخت میکنم و خیلی مشتاقم بودم توی قدم بعدی چی گفتین و باید چکارکنم؟
خیییییلی خوشحالم و خداروشکر توی این یک موردکه4سال ذهنم مقاومت داشت الان اینقدر رام شده که کوچکترین مسئله ای برای خریدن الماس های سایت شما ندارم…
دوباره سر عقل اومدم خخخخ و فهمیدم که اگه شرایط داشت خوب پیش میرفت دلیلش کارکردن من بوده نه چیز دیگه ای!!
استاد هر روز دارین منو سوپرایزمیکنین اصلاااااااابه خواب های تکراریم فکر نمیکردم که قانون اونجام داره کارمیکنه!!!
الگوهای تکرارشونده ی خواب های من:
1_من خیییییییلی زیاد خواب میبینم که از ارتفاع افتادم پایین ،و واقعا از روی تخت افتادم زمین خخخخ
یعنی وقتی ازتخت میوفتم اونوقت بیدارمیشم!
حالا داستان هاش متفاوته ها اما همشون سقوط رو داره!
امیدوارم بهمون بگین که چن خودتونم تجربه ی سقوط زیاد داشتین دلیلش چه باور مخربی هست!!
که احتمالا اولین دلیلش باید ترس و اضطراب باشه
2_خیلی خواب میبینم که در حال فرارهستم و یه چیزی دنبالم میکنه بیشتر مواقع هم یه حیوونه که وحشتناک ترسیدمو دارم فرارمیکنمو کسی هم کمکم نمیکنه!!
3_موردبعدی اینه که توی خواب همه ی کسایکه اونجا هستن ارامش دارن و حالشون خوبه و مشکلی ندارن!!
امااااامن بشدت یا ترسیدم یا یه مشکلی برام پیش اونده و کسی کمکم نمیکنه هیچوقت کسی توی خواب هام به کمکم نیومده !دیگران اینقدر ریلکس هستن و من دارم اون وسط از یه اتفاقی میمیرم دیگران فقط تماشاچی هستن!!!
4_خواب کسانیکه فوت کردم هم زیاد میبینم خیلی زیاد!!
5_ خواب مار رو هم خییییییلی زیاد میبینم هر بار به یه شکل متفاوت اما مار توش هست.
6_کلی بخوام بگم مفهوم کلی خواب هام ازدست دادنه!!یه چیزی رو درحال ازدست دادن هستم!که پاشنه ی اشیلمه این چسبیدن به مواردمختلف و وابستگی که توی خواب هام بوصوح میتونم ببینم.
تا جایکه ذهنم یاری کردنوشتم ….
واقعا ازتون سپاسگزارم که برامون این فایلها رو میزارین ما که دوره رو هم نداریم داریم از برکاتش فیض میبریم.
من بچه که بودم همیشه خواب میدیدم که کنار دیوار خونمون یه راه خیلی خیلی باریک و تاریکی هست که من کنجکاوی میکردم و میرفتم تا از اونجا رد بشم و با اینکه ترس و وحشت داشتم نمیدونم چرا به این مسیر ادامه میدادم
یا مثلا خواب میدیدم دارم پرواز میکنم اما از یه جایی به بعد دیگ نمیتونم رد بشم
یا مثلا خواب میدیدم که سگ های وحشی دارن دنبالم میکنن یا مثلا یه دزد که حتما پسر و مرد بود وارد خونه ما شده و میخواد منو اذیت کنه
یا مثلا خواب میدیم که آدمهایی که خلاف کارن و عیشو نوش میکنن وارد خونه ما شدن و میخوان منو اذیت کنن
یا مثلا خواب میبینم کسی داره بهم زور میگه و میخواد کنترلم کنه
استاد وقتی ما متوجه شدیم که چه باورهایی داریم چیکار کنیم که تکرارشون کمتر بشه چطوری باهاشون برخورد کنیم?
خوابی که جدیدا برا م داره تکرار میشه خواب دندون هست البته قبلا هم خیلی درگیرش بودم همیشه با فشار زیاد به دندونام بیدار میشدم طوریکه فک میکردم دندونام میخواد بیوفته و یا شایدم افتاده دهنم!
و خوابی که بازم منو همیشه درگیر میکرد در ارتباط با همسرم بود،اینکه از من جدا شده منو پیچونده و خلاصه خیانت در خوابهام منو اذیت میکرد،اینکه چیزیکه الان یادم افتاد یکسری خوابها هست که خیلی بهم حال خوبی میده اکثرا و خواب آسمان و پرواز کردن در آسمان رو میبینم ،خواب اینکه یکسری اتفاقات در آسمان میوفته مثلا زندگی در فضای آسمان اتفاق میوفته نمیدونم چجوری بگم خلاصه طوری هست ک زندگی در زمین برام بی مفهوم میشه و همهچیز میره به اسمان،مثلا ابرها شکلهای خاصی پیدا میکنن و من میتونم بهشون دسترسی داشته باشم اصلا ی جو و حال و هوایی هست که برام سخته توضیح ولی خیلی برام تکرار میشه و برام جالب بود اول یادم نبود بمحضی که شروع کردم ب نوشتن یادم اومد،من حتی یکسری اتفاقات برام از طریق همین خواب آسمون و اتفاقاتی ک میوفته برام تعبیر میشه خلاصه اگر دلیل خاصی داره از خدا میخوام منو هدایت کنه به فهم درست.
من بعضی خوابای تکراری میدیدم که الان خیلی وقته خداروشکر نمیبینم .
خواب میدیدم دندونم افتاده و بقول شما انقدر واقعی بود که بیدار میشدم چک میکردم .
یا خواب پرواز میدیدم البته خوب بود ولی دیگه نمیبینم .
خواب میدیدم مامانم باردار هست و انقدر این برام تلخ و زجر آور بود جزو کابوسام شده بود .
خواب امتحان هم زیاد میدیدم که چیزی بلد نیستم .
ولی تنها خوابی که الان همچنان میبینم اینکه باید برم دستشویی و دستشویی هم هست و شاید زیاد هم باشه ولی در ندارن یا قفل نمیشه یا یجوریه که معلومه و من نمیتونم برم و استرس دارم .
بلاخره این طلسم ذهنم شکست وتو این سنم یک نفر پیدا شد که بگه بهمون ریشه این خواب های تکراری چیه
یه عمر فکر میکردم فقط من این خواب های تکراری رو میبینم
یکی از این خواب های که از کودکی تا الان برام تکرار میشه اینه هر دفعه از ارتفاع مثل پله ، تاب سواری پرت میشم پایین و با این کابوس از خواب بیدار میشم ،این خوابم همیشه و همیشه تکرار میشه
دومین کابوسی که همیشه میبینم و نگران هستم ،همیشه تو خواب لباس ندارم واین باعث خجالت زیاد و نگرانی و تپش قلبم میشه و از خواب بیدار میشم (دلیل این خوابم اینه که تو کودکی دوست نداشتم لباس بپوشم و بارها و بارها از نردیکانم کتک خوردم طوری الان اینو مبنویسم داره اشک از چشمانم میاد )
و چند تا خواب تکراری دیگه هم خیلی میدیدم ولی از زمانی که وارد این سایت شدم و رو خودم کار کردم از این نوع خواب هام کمتر میبینم یا میتونم بگم تا حدودی کمرنگ تر شدن
اینکه یه دندونم شکسته یا مورچه رفته تو دندونم
یک امتحان مهمی دارم ولی هیچی نخوندم
رفتم سفر ولی از قطار یا ماشین جاموندم
اینکه تو دنیا تنها شدم هیچ کسو ندارم و غریبانه یک گوشه افتادم
منم تو دوره قانون آفرینش به شما پیوستم ،امیدوارم متعهدانه روی باورهای محدود کننده و ترمزهام کار کنم ،و دنیایی از ارامش ، نعمت ، سلامتی و احساس خوب وارد زندگی من بشه
سلام به استاد بی نظیرم ، خانم شایسته عزیز و همه همخانواده ای های خوبم
استاد عزیزم وقتی متن این فایل رو خوندم شگفتزده شدم!!
وقتی دیدم درمورد خوابهایی نوشتید که من خیلی اوقات می بینمشون!
میتونم بگم تقریبا تمام این مواردی رو که شما گفتید من حداقل چند بار دیدم توی خواب. ولی خوابهایی که برام خیلی تکرار شده و انقدر تکرار شده که دیگه برام عادی شده ، پرواز کردن و همینطور کشف کردن یه جای جدید توی خونه ست.
استاد وقتی مدت طولانی با تمرکز روی خودم کار می کنم بیشتر خوابهای اینچنینی می بینم ، و جالبه همیشه خودم معنی اینجور خوابها رو کاملا میتونستم درک کنم.
انقدر که گاهی می نشستم کامل برای خودم تجزیه تحلیل میکردم که مثلاً فلان چیز که توی خواب دیدم نشونه ی فلان باور یا ذهنیت یا ترس من هست و من باید بیشتر روی از بین بردن این ترسها کار کنم.
و خییییییییلیییییی برام جالب بود که شما تو این فایل در مورد خوابها و الگوهای تکرار شونده توی خواب هامون صحبت کردید…. چون من خودم همیشه به این موضوع خیلی دقت میکردم!
حالا بعضی از تحلیل هامو درمورد خوابهایی که خیلی تکرار میشن برام ، برای شماهم میگم:
مثلاً وقتی خواب می بینم که یه جای جدید توی خونه مون پیدا کردم ( که معمولا اینجوریه که انگار سالهاااااست تویه خونه خیلی بزرگ زندگی میکردم با ده ها اتاق !! ولی همیشه فقط تو همون یه قسمت کوچیکش که الان هستم بودم و اصلا نرفته بودم بقیه اتاقارو ببینم….و هی توی یه راهرو طولانی راه میرم و درهای اتاق هارو یکی یکی با احتیاط باز می کنم و یواشکی توشونو نگاه می کنم و جالبه که همشون هم پر از وسایل کامل و هر کدوم هم با دیگری متفاوته!
البته تو این مواقع یه ترس و استرس کوچیکی هم دارم ولی هیجان و کنجکاوی غلبه داره و در عین ترس در اتاق هارو یکی یکی باز می کنم.
و یا زیاد خواب می بینم که یه حیاط خیییییلییییی بزرگ پر از دار و درخت داشتیم و من هرگز نرفته بودم توی همه این سالها این باغ رو ببینم….و انگار قراره از اونجا اسباب کشی کنیم و من در آخرین روزها میرم واونجارو می بینم و حسرت میخورم که چرا من هیچ وقت نیومدم توی این باغ و از اینکه اینهمه عاشق باغبانی بودم و این همه باغچه خالی برای کاشتن گل و گیاه داشتیم ولی من نمیدونستم و غافل بودم، خیلی حسرت میخورم)
برداشت من اینه که من خیلی فرصت هارو دارم که بخاطر باورهای اشتباهم هیچ وقت ازشون استفاده نکردم و نتونستم پتانسیل ها و توانایی هامو کشف کنم و بتونم به نعمت ها و برکت های بی شماری که در اطرافم بوده دسترسی پیدا کنم….و انگار که یه پرده غفلت جلوی چشمام بوده و اونارو نمی دیدم یامی دیدم ولی بهشون فکر نمیکردم یا برام مهم نبوده……و احتمالا وقتی فرصتم تموم بشه و موقع رفتن از این جهان مادی خیلی حسرت میخورم که چرا اینهمه بود و من ندیدم!!!
انگار توی خواب غفلت بودم!
و این خوابها داره به من هشدار میده که هنوز تا زنده ام به خودم بیام و برم دنیای وسیع درون خودمو کشف کنم و خودمو گسترش بدم و از نعمتهای این جهان بهره مند بشم. از فرصت ها استفاده کنم و پتانسیل هامو دریابم!
و یا وقتی خواب می بینم که میتونم پرواز کنم ( در حالی که دیگران نمی تونن ، و گاهی اصلا هم براشون مهم نیست و بی تفاوت هستن نسبت به پرواز من ، ولی من خیلی خوشحالم که میتونم پرواز کنم برخلاف بقیه….. از بالای سر آدما رد میشم و گاهی تلاش می کنم از دیوارها یا درختهای بلندتری رد بشم…. و خیلی هیجانزده م)
به نظرم مفهومش این میتونه باشه که من به آگاهی هایی رسیدم و توانایی هایی رو در خودم کشف کردم که حالا میتونم با استفاده از اونها کارهایی انجام بدم که بقیه نمی تونن
( در حالی که توی خوابم انگار میدونم این توانایی رو همه آدما بالقوه دارن ولی ازش خبر ندارن ولی من تونستم کشف کنم که چطور پرواز کنم)
و توی اون لحظه ها خیلی خوشحال و هیجانزده هستم و حتی موقع پرواز کردن حرکات آکروباتیک هم گاهی انجام میدم ( یه عالمه استیکر خنده )
گاهی هم خواب می بینم که تو یک فضا و محیطی که خیلی نامعموله مثلا تو یک جمع که همه آدمها خیلی بیحال و حوصله و بی تفاوت هستن ، من ناگهان بلند میشم و با یک موسیقی روحانی که در درونم نواخته میشه شروع می کنم به رقصیدن !!
انقدر حرکاتم نرم و روان و زیباست و پاهام هم کمی از زمین فاصله داره و یه جورایی معلق بین زمین و آسمون در حال رقصم ! و انقدرررر غرق ِ وجد و سُرورم که حد نداره
و اصلا برام مهم نیست بقیه آدمای اطرافم الان چه فکری در مورد من دارن. و آیا اصلا منو می بینن یا نه؟
حتی خودم هم تعجب می کنم که چطور اینهمه زیبا میرقصم و اصلا این چه رقصیه… شبیه رقص های زمینی نیست ولی انگار من همه قواعدشو بلدم.
و تو یک حالت خلسه و بی نهایت شاد و سبکبال در حال رقصیدن و موّاج بین زمین و آسمانم!
استاد به نظرم « خوابها » خیلی نشونه های خوبی هستن که به ما نشون بدن درچه وضعیت و شرایطی هستیم…. ترس هامون چیه….باورهامون چیه…. توانایی هامون تا چه حدیه…..ترمزهامون چیه….چه پتانسیل هایی داریم که هنوز کشفش نکردیم و…
مثلاً وقتی وسط یک رویای شیرین و خوب ، ناگهان چیزهای نامناسب و نادلخواه رو می بینیم یا اتفاقی ناگهانی باعث میشه از اون شرایط خوب خارج بشیم، این نشون میده که ما «ترمزهایی» داریم که مانع رسیدن ِ تمام و کمال ما به خواسته هامون میشه.
خواب هایی که در اون کسی مارو تعقیب می کنه یا از جایی پرت میشیم و یا یه جای تاریک و نا آشنا گم شدیم و راه خونه رو پیدا نمی کنیم و از این قبیل… « ترس ها» و « باورهای محدود » و «شرک های » مارو نشون میده ، که هرکسی خودش میتونه درک کنه که حتی دیدن مثلا فلان شیء یا آیتم هم توی خوابش برای شخص ِخودش چه مفهوم و پیامی رو به همراه داره.
خوابها هشدار دهنده های خوبی هستن در مورد وضعیتِ ذهنی ما …. و به ما نشون میدن که در حال حاضر در چه وضعیتی هستیم و وقتی ما قوانین تغییر باورها و ذهنیت هارو بلد باشیم ، سریع دست به کار میشیم و همه چیز رو اونجوری که دوست داریم اتفاق بیفته تغییر می دیم.
استاد اینها مواردی بود که به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم اینجا برای شما و دوستانم بنویسم. و بیصبرانه منتظر فایل بعدی هستم تا شما مثل همیشه با کلام آگاهی بخش و الهی تون ذهن و راه مارو روشن کنید.
استاد عزیزم نمی دونید چقدر شاکر خداوندم به خاطر وجود نازنین تون و بی اندازه ازتون ممنون و سپاسگزارم که اینجوری با سخاوت و عشق بزرگتون این فایلهارو برای ما آماده می کنید.
درود به درجه یک ترین استاد کره ی زمین و درجه یک ترین مدیر فروش کره ی زمین خانم شایسته ی بی همتا
اول قدردانی میگویم بابت این فایلهای اخیر که واقعا عالی اند. احساس میکنم هر روز به یک سرزمین رویایی وارد میشم که سایت عباس منش هست. جایی که هم میتونی رویاهاتو دنبال کنی و هم از آینده نترسی و با ایمان پیش بری. خدایا خیلی خیلی خیلی ممنونم ازت. در مورد سوال : استاد من 14 سال دوتا خواب می دیدم نه هر شب ، ولی حداقل هر دو ماه یک بار . یکیش همان دندان افتادن بود که بعد از بیداری و چک کردن اینکه دندانم سرجایش است بسیار خوشحال میشدم و ناراحت ، چون تعبیرش را دوست نداشتم اما راه حلی هم پیدا نمیکردم. خواب دیگر سقوط به پرتگاه بود که این مورد باعث میشد از خواب با پریشانی زیاد بپرم بطوریکه لباسم از عرق خیس میشد و دیگر نمی خوابیدم از ترس اینکه دوباره خواب ببینم. تپش قلب میگرفتم و واقعا از نظر روحی اذیت میشدم.
تنها چیزی که آن موقع درک میکردم این بود که یه چیزی داره به من هشدار میده که باید تغییری ایجاد کنم ولی نمیدانستم چگونه. اونم تازه برادرم برام توضیح داد و من اندازه ی درکم در آن زمان می فهمیدمش.
خوشبختانه 8 ساله که از این خوابها خبری نیست و در آرامش ذهنی نسبی هستم. اونم به لطف شنیدن فایلهای شما و در حد خودم عمل کردن است.
من این فایلها را خیلی خیلی دوست دارم هم نسبت به خودم شناخت بیشتری دارم بدست می آورم هم نسبت به دیگران. استاد از بس شما روی باور فراوانی کار کرده اید سایت تان هم پر از فراوانیه. فراوانی محتوا، فراوانی کامنت های زیبا، فراوانی دوستان هم فرکانس. من بسیار احساس خوشبختی دارم برای اینکه کاربر سایت تان هستم.
استاد واقعیتش این سری فایل هاتونو احساس میکنم که فقط برا من اومده و از روزی که این فایل ها شروع شده روز نیست که سی چهل بار گوش ندم،کلا شده خوراک این روزام چون واقعا درد منه که خیییلی وقته درگیرشم و واقعیتش همه شم پذیرفته بودم که این جزیی از زندگی منه و باید قبولش کنم و در طی این چند سال هررررر کاری میکردم درست بشه درست بشو نبودن هررر کاری.ولی دیگه واقعا این مدت خییلی اذیت میشدم و نمیدونستم که باید چیکار کنم ولی همه ش فقط میگفتم که خدایا من بندگی تورو میکنم فقط توم باید خداییتو بکنی.وظیفه ته که منو هدایت کنی و من هدایت میخوام دیگه بسمه.بریدم اینقد که تلاش کردمو جواب نداد تا اینکه شما این فایل ها رو گذاشتین و منم خییلی بهتر شدم چون حداقلش الان میدونم که چه جوری ترمز هارو جفت پا فشار دادم.استاد تقریبا تو این سه سال من چهار بار میلیاردی پول ساختم و بعد ی مدت اومدم تو بدهی جوری که داغونم کرده.خیلی زندگی یو یوی داشتم و نمیدونمم مشکل کجاس.متاسفانه تا الانم نتونتستم که دوره قانون آفرینشم تهیه کنم ان شالله که به زودی بتونم تهیه ش کنم و از این بالا و پایینی خلاص بشم
استاد یکی دیگه از الگو هام قرار هامه.یعنی اندازه انگشتای دستمم یادم نمیاد که سر وقت ی جایی رسیده باشم.هر بارم ی مشکلی پیش میاد دیگه تو خونه همه میگن وقتی عادل گفت ساعت دو میام یعنی ساعت چهار خونه س.خیلی جالبه ها بعضی وقتا میدونم که ساعت دو کارم تموم میشه الکی میگم دو و نیم میام که مثلا زودتر برم و سورپرایز کنم که این ی بارو زود اومدم همون ی بارم ی شرایطی پیش میاد که ساعت سه میرسم.مخصوصا با یکی از دوستام همیشه جروبحث دارم میگم بابا رو قول وقت من حساب نکن ولی باز ی شرایطی پیش میاد میگم فلان وقت اونجام بعدشم نمیرسم که برم و همیشه جرو بحثمون میشه
من این دو تا رو کشف کردم فعلا ان شالله که با کمک شما و کامنت های دوستان عزیز بتونم که ریشه این الگوهای آزار دهنده رو بخشکونم
در پناه الله یکتا شادو سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
من قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم معنای یکسری از خوابهای خودم رو نمیفهمیدم
مثلا یکسری هشدارهایی تو خواب در مورد یکسری اتفاقات وآدمها به من داده میشد ومن همیشه به خودم میگفتم من که توانایی تغییر آنها ویا جلوگیری از اونها را ندارم چرا اونها تو خواب به من نشون داده میشه
اما از وقتی که فهمیدم من خودم دارم با ذهنم وتفکراتم دارم زندگیمو خلق میکنم هر خوابی که میبینم بهش فکر میکنم که تو روز قبل ویا چند روز قبل چه فکر ی داشتم که تو خواب داره بهم میگه
مثلا همین دیشب خواب تصادف خودم رو دیدم
صبح که ازخواب بلند شدم خیلی ترسیده بودم فکر کردم با خودم که خواب داره به من چی میگه اولش میخواستم با ماشین نرم اداره پیاده برم
اما باز باخودم گفتم اگر بدون ماشین برم ترسم قوی تر میشه
بنابراین به ترسم غلبه کردم وبه خدا گفتم توکل به تو
تو راه خیلی مراقبت تر از همیشه رانندگی کردم وسعی کردم لبخند بزنم و ذهنم رو آروم کنم تو دلم خودم رو تحسین میکردم وتو ذهنم خودم رو سالم وسلامت تو محل کارم تصور کردم
بعدش باخودم فکر کردم …
چه فکرهایی داشتم که این خواب رو دیدم بعد یادم اومد که دیروز صحنه یه برخورد یه پراید به پژو جلوم اتفاق افتاد که باعث شد من سرعتم رو خیلی کم کنم و آهسته از کنارش رد بشم
واینکه چند روز به ناخودآگاه همش حرفهای همکارم در مورد تصادف ماشینش با درب پارکینگ تو ذهنم تکرار میشد
خوابم احتمالا میخواد بهم بگه مراقب باشم
یا اینکه دارم از مسیر تفکرات مثبت وتوجه به چیزهای مثبت داره دور میشه
یا بهم میگه تمرینات رو جدی تر بگیرم
من خوابهام خیلی بهم کمک میکنه
حتی بیشتر هدایتهای خداوند رو از طریق خوابهام گرفتم
بنام خدای بینهایت مهربانم بینهایتاااااا
سلامــ بـه استـاد عزیز و مریم جان مهربانم و همهـ دوستان
خدایا شکرت که در مسیر درستم
شکرت در مدار شنیدن این اگاهی ها قرار گرفتم
خدایا شکرت بابت سایت پر از خیر و برکتمون.
جواب سوال)
چه الگوهای تکرار شونده ای را می توانی در خواب های خود پیدا کنی؟
استاد عزیز من در سن 15 سالگی تا تقریبا 19 سالگی دائما خواب های برام تکرار میشد توی اکثر خواب ها دائما ائمه رو میدیدم دائم خواب کربلا میدیدم و چون بینهایت عاشق امام حسین بودم و کلا برام یه الگو بود همش تو خواب یا نبرد کربلا میدیدم یا خواب امام زمان واقعا نمیدونم چرا ولی تو اون سن دائم این خواب ها برام تکرار میشد و کسی هم باور نمیکرد یه نکته جالب این بود(من واقعا الان نمیدونم امام زمانی وجود داره یا نه چون الان یکم شک دارم ولی یادمه استاد من اونقد تو بچگی خواهرم بهم گفته بود حضرت فاطمه تو سن 18 سالگی به شهادت رسیدن چون زن پاکی بودن تو سن کم شهید شدن من این الگو تو ذهن خودم ساخته بودم که اگه دختر خوب و پاکی باشم تو 18 سالگی میمیرم الان برام خنده دار ولی باورتون نمیشه وقتی کم کم داشتم 18 ساله میشدم بینهایت میترسیدم و استرس داشتم و همون موقع ها خواب دیدم امام زمان تو خواب شفاعت منو میکنه و من عمرم طولانی تر میشه
واقعا نمیدونم چرا ولی همش فکر میکنم بخاطر باورها و افکارم اون خواب ها رو ساخته شده بود.
استاد دقیقا از 19 سالگی به بعد باورتون نمیشه یعنی دقیقا از وقتی با شما اشنا شدم دائم شما رو تو خواب هام میدیدم که از قوانین برام میگفتین و من تو خواب هام ازتون سوال میکردم و شما جواب میدادین
بعد از اون از تایمی که پدرم به رحمت خدا رفتن دائم خواب ایشون میدیدم
یه تایمی که باردار بودم دائم خواب دخترمو میدیدم که دنیا اومده بعد که بدنیا اومد هم دائما خواب میدیدم که راه میره و صحبت میکنه
ولی چند روزی باز هم خواب شما رو میبینم که دوره رو خریدم و دارم تمرین میکنم
و اینکه خواب ماشینی که دوست دارمو میبینم که خریدم یا میبینم خواهر و برادرم اون ماشین خریدن.
استاد عزیز بینهایتـــــــــ ازتون سپاسگزارم بابت وجود پر از خیر و برکتتون مریم جان کاشــــ میشد عشقی که نسبت بشما دارم از توی تک تک کلماتم بشما انتقال بدم کاش میشد از اینجا بغلتون کنم و بگم که چقدررررر دوستتون دارم که چقدر برام ارزشمندید که چقدر بابت وجودتون خدا رو شاکرم دوستتون دارمـــ عاشق سایتمونم عاشقتونمــــــ .
به نام خدای بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم
و دوستان گلم
استاد جان چقدر بحث این الگوهای تکرارشونده مُفصله!؟
داشتم فکر میکردم بخودم که توی تمام حوزه هامن این الگوها رو دارم!
توی روابط
توی ثروت
توی خواب و،،، ،،،
یه الگوی تکرارشونده ی بسیار بسیار بسیار زیادی که برای من توی مبحث ثروت مدام داره تکرارمیشه اینه که هروقت قراره بابت هر چیزی چه کوچیک و چه بزرگ پول پرداخت کنم حالم خراب میشه(بخصوص مواقع اتفاقات غیرمترقبه)!!!!!
و جالبه همیشه هم شرایطی ناخواسته بوجودمیاد ومن توی این حالت قرارمیگیرم!!
اینوگفتم چن خیلی تازه بوددیروزبازم این اتفاق افتاد برام!!!!
من ازوقتی که قدم ها رو کارمیکنم تقریبا3ماهی میشه اتفاقات غیرمترقبه ای که هزینه برام داشته باشه رو تجربه نکردم….
چندروز،فقط چند روز استاد ازین مباحث یکم دورشدم و جدی مث قبل کارنکردم روی خودم یعنی شل گرفتم که این مسئله پیش اومد!!!!
ولی برام خیییییییلی جالبه من تنهاهزینه ای که کردم توی عمرم و حالم خراب نشده و اتفاقاراغب و مشتاق هم بودم و واقعا از ته دلم دوست داشتم که هزینه رو بدم خریدن محصولات شمابوده!!!!
خودمم هنوز باورم نمیشه منی که برای کوچیترین هزینه ذهنم بهم میریزه چرابرای محصولات با عشق پرداخت میکنم و خیلی مشتاقم بودم توی قدم بعدی چی گفتین و باید چکارکنم؟
خیییییلی خوشحالم و خداروشکر توی این یک موردکه4سال ذهنم مقاومت داشت الان اینقدر رام شده که کوچکترین مسئله ای برای خریدن الماس های سایت شما ندارم…
دوباره سر عقل اومدم خخخخ و فهمیدم که اگه شرایط داشت خوب پیش میرفت دلیلش کارکردن من بوده نه چیز دیگه ای!!
استاد هر روز دارین منو سوپرایزمیکنین اصلاااااااابه خواب های تکراریم فکر نمیکردم که قانون اونجام داره کارمیکنه!!!
الگوهای تکرارشونده ی خواب های من:
1_من خیییییییلی زیاد خواب میبینم که از ارتفاع افتادم پایین ،و واقعا از روی تخت افتادم زمین خخخخ
یعنی وقتی ازتخت میوفتم اونوقت بیدارمیشم!
حالا داستان هاش متفاوته ها اما همشون سقوط رو داره!
امیدوارم بهمون بگین که چن خودتونم تجربه ی سقوط زیاد داشتین دلیلش چه باور مخربی هست!!
که احتمالا اولین دلیلش باید ترس و اضطراب باشه
2_خیلی خواب میبینم که در حال فرارهستم و یه چیزی دنبالم میکنه بیشتر مواقع هم یه حیوونه که وحشتناک ترسیدمو دارم فرارمیکنمو کسی هم کمکم نمیکنه!!
3_موردبعدی اینه که توی خواب همه ی کسایکه اونجا هستن ارامش دارن و حالشون خوبه و مشکلی ندارن!!
امااااامن بشدت یا ترسیدم یا یه مشکلی برام پیش اونده و کسی کمکم نمیکنه هیچوقت کسی توی خواب هام به کمکم نیومده !دیگران اینقدر ریلکس هستن و من دارم اون وسط از یه اتفاقی میمیرم دیگران فقط تماشاچی هستن!!!
4_خواب کسانیکه فوت کردم هم زیاد میبینم خیلی زیاد!!
5_ خواب مار رو هم خییییییلی زیاد میبینم هر بار به یه شکل متفاوت اما مار توش هست.
6_کلی بخوام بگم مفهوم کلی خواب هام ازدست دادنه!!یه چیزی رو درحال ازدست دادن هستم!که پاشنه ی اشیلمه این چسبیدن به مواردمختلف و وابستگی که توی خواب هام بوصوح میتونم ببینم.
تا جایکه ذهنم یاری کردنوشتم ….
واقعا ازتون سپاسگزارم که برامون این فایلها رو میزارین ما که دوره رو هم نداریم داریم از برکاتش فیض میبریم.
خیلی مشتاقم کامنت های دوستانم رو بخونم.
سلام استاد خیلی تشکر میکنم از مجموعه شما
من بچه که بودم همیشه خواب میدیدم که کنار دیوار خونمون یه راه خیلی خیلی باریک و تاریکی هست که من کنجکاوی میکردم و میرفتم تا از اونجا رد بشم و با اینکه ترس و وحشت داشتم نمیدونم چرا به این مسیر ادامه میدادم
یا مثلا خواب میدیدم دارم پرواز میکنم اما از یه جایی به بعد دیگ نمیتونم رد بشم
یا مثلا خواب میدیدم که سگ های وحشی دارن دنبالم میکنن یا مثلا یه دزد که حتما پسر و مرد بود وارد خونه ما شده و میخواد منو اذیت کنه
یا مثلا خواب میدیم که آدمهایی که خلاف کارن و عیشو نوش میکنن وارد خونه ما شدن و میخوان منو اذیت کنن
یا مثلا خواب میبینم کسی داره بهم زور میگه و میخواد کنترلم کنه
استاد وقتی ما متوجه شدیم که چه باورهایی داریم چیکار کنیم که تکرارشون کمتر بشه چطوری باهاشون برخورد کنیم?
فتبارک الله احسن الخالقین
سلام به همه ی عزیزانم
خوابی که جدیدا برا م داره تکرار میشه خواب دندون هست البته قبلا هم خیلی درگیرش بودم همیشه با فشار زیاد به دندونام بیدار میشدم طوریکه فک میکردم دندونام میخواد بیوفته و یا شایدم افتاده دهنم!
و خوابی که بازم منو همیشه درگیر میکرد در ارتباط با همسرم بود،اینکه از من جدا شده منو پیچونده و خلاصه خیانت در خوابهام منو اذیت میکرد،اینکه چیزیکه الان یادم افتاد یکسری خوابها هست که خیلی بهم حال خوبی میده اکثرا و خواب آسمان و پرواز کردن در آسمان رو میبینم ،خواب اینکه یکسری اتفاقات در آسمان میوفته مثلا زندگی در فضای آسمان اتفاق میوفته نمیدونم چجوری بگم خلاصه طوری هست ک زندگی در زمین برام بی مفهوم میشه و همهچیز میره به اسمان،مثلا ابرها شکلهای خاصی پیدا میکنن و من میتونم بهشون دسترسی داشته باشم اصلا ی جو و حال و هوایی هست که برام سخته توضیح ولی خیلی برام تکرار میشه و برام جالب بود اول یادم نبود بمحضی که شروع کردم ب نوشتن یادم اومد،من حتی یکسری اتفاقات برام از طریق همین خواب آسمون و اتفاقاتی ک میوفته برام تعبیر میشه خلاصه اگر دلیل خاصی داره از خدا میخوام منو هدایت کنه به فهم درست.
در پناه الله در امن و امان باشید و آسمونی باشید
سلام استاد جان
من بعضی خوابای تکراری میدیدم که الان خیلی وقته خداروشکر نمیبینم .
خواب میدیدم دندونم افتاده و بقول شما انقدر واقعی بود که بیدار میشدم چک میکردم .
یا خواب پرواز میدیدم البته خوب بود ولی دیگه نمیبینم .
خواب میدیدم مامانم باردار هست و انقدر این برام تلخ و زجر آور بود جزو کابوسام شده بود .
خواب امتحان هم زیاد میدیدم که چیزی بلد نیستم .
ولی تنها خوابی که الان همچنان میبینم اینکه باید برم دستشویی و دستشویی هم هست و شاید زیاد هم باشه ولی در ندارن یا قفل نمیشه یا یجوریه که معلومه و من نمیتونم برم و استرس دارم .
سلام استاد جان
بلاخره این طلسم ذهنم شکست وتو این سنم یک نفر پیدا شد که بگه بهمون ریشه این خواب های تکراری چیه
یه عمر فکر میکردم فقط من این خواب های تکراری رو میبینم
یکی از این خواب های که از کودکی تا الان برام تکرار میشه اینه هر دفعه از ارتفاع مثل پله ، تاب سواری پرت میشم پایین و با این کابوس از خواب بیدار میشم ،این خوابم همیشه و همیشه تکرار میشه
دومین کابوسی که همیشه میبینم و نگران هستم ،همیشه تو خواب لباس ندارم واین باعث خجالت زیاد و نگرانی و تپش قلبم میشه و از خواب بیدار میشم (دلیل این خوابم اینه که تو کودکی دوست نداشتم لباس بپوشم و بارها و بارها از نردیکانم کتک خوردم طوری الان اینو مبنویسم داره اشک از چشمانم میاد )
و چند تا خواب تکراری دیگه هم خیلی میدیدم ولی از زمانی که وارد این سایت شدم و رو خودم کار کردم از این نوع خواب هام کمتر میبینم یا میتونم بگم تا حدودی کمرنگ تر شدن
اینکه یه دندونم شکسته یا مورچه رفته تو دندونم
یک امتحان مهمی دارم ولی هیچی نخوندم
رفتم سفر ولی از قطار یا ماشین جاموندم
اینکه تو دنیا تنها شدم هیچ کسو ندارم و غریبانه یک گوشه افتادم
منم تو دوره قانون آفرینش به شما پیوستم ،امیدوارم متعهدانه روی باورهای محدود کننده و ترمزهام کار کنم ،و دنیایی از ارامش ، نعمت ، سلامتی و احساس خوب وارد زندگی من بشه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد بی نظیرم ، خانم شایسته عزیز و همه همخانواده ای های خوبم
استاد عزیزم وقتی متن این فایل رو خوندم شگفتزده شدم!!
وقتی دیدم درمورد خوابهایی نوشتید که من خیلی اوقات می بینمشون!
میتونم بگم تقریبا تمام این مواردی رو که شما گفتید من حداقل چند بار دیدم توی خواب. ولی خوابهایی که برام خیلی تکرار شده و انقدر تکرار شده که دیگه برام عادی شده ، پرواز کردن و همینطور کشف کردن یه جای جدید توی خونه ست.
استاد وقتی مدت طولانی با تمرکز روی خودم کار می کنم بیشتر خوابهای اینچنینی می بینم ، و جالبه همیشه خودم معنی اینجور خوابها رو کاملا میتونستم درک کنم.
انقدر که گاهی می نشستم کامل برای خودم تجزیه تحلیل میکردم که مثلاً فلان چیز که توی خواب دیدم نشونه ی فلان باور یا ذهنیت یا ترس من هست و من باید بیشتر روی از بین بردن این ترسها کار کنم.
و خییییییییلیییییی برام جالب بود که شما تو این فایل در مورد خوابها و الگوهای تکرار شونده توی خواب هامون صحبت کردید…. چون من خودم همیشه به این موضوع خیلی دقت میکردم!
حالا بعضی از تحلیل هامو درمورد خوابهایی که خیلی تکرار میشن برام ، برای شماهم میگم:
مثلاً وقتی خواب می بینم که یه جای جدید توی خونه مون پیدا کردم ( که معمولا اینجوریه که انگار سالهاااااست تویه خونه خیلی بزرگ زندگی میکردم با ده ها اتاق !! ولی همیشه فقط تو همون یه قسمت کوچیکش که الان هستم بودم و اصلا نرفته بودم بقیه اتاقارو ببینم….و هی توی یه راهرو طولانی راه میرم و درهای اتاق هارو یکی یکی با احتیاط باز می کنم و یواشکی توشونو نگاه می کنم و جالبه که همشون هم پر از وسایل کامل و هر کدوم هم با دیگری متفاوته!
البته تو این مواقع یه ترس و استرس کوچیکی هم دارم ولی هیجان و کنجکاوی غلبه داره و در عین ترس در اتاق هارو یکی یکی باز می کنم.
و یا زیاد خواب می بینم که یه حیاط خیییییلییییی بزرگ پر از دار و درخت داشتیم و من هرگز نرفته بودم توی همه این سالها این باغ رو ببینم….و انگار قراره از اونجا اسباب کشی کنیم و من در آخرین روزها میرم واونجارو می بینم و حسرت میخورم که چرا من هیچ وقت نیومدم توی این باغ و از اینکه اینهمه عاشق باغبانی بودم و این همه باغچه خالی برای کاشتن گل و گیاه داشتیم ولی من نمیدونستم و غافل بودم، خیلی حسرت میخورم)
برداشت من اینه که من خیلی فرصت هارو دارم که بخاطر باورهای اشتباهم هیچ وقت ازشون استفاده نکردم و نتونستم پتانسیل ها و توانایی هامو کشف کنم و بتونم به نعمت ها و برکت های بی شماری که در اطرافم بوده دسترسی پیدا کنم….و انگار که یه پرده غفلت جلوی چشمام بوده و اونارو نمی دیدم یامی دیدم ولی بهشون فکر نمیکردم یا برام مهم نبوده……و احتمالا وقتی فرصتم تموم بشه و موقع رفتن از این جهان مادی خیلی حسرت میخورم که چرا اینهمه بود و من ندیدم!!!
انگار توی خواب غفلت بودم!
و این خوابها داره به من هشدار میده که هنوز تا زنده ام به خودم بیام و برم دنیای وسیع درون خودمو کشف کنم و خودمو گسترش بدم و از نعمتهای این جهان بهره مند بشم. از فرصت ها استفاده کنم و پتانسیل هامو دریابم!
و یا وقتی خواب می بینم که میتونم پرواز کنم ( در حالی که دیگران نمی تونن ، و گاهی اصلا هم براشون مهم نیست و بی تفاوت هستن نسبت به پرواز من ، ولی من خیلی خوشحالم که میتونم پرواز کنم برخلاف بقیه….. از بالای سر آدما رد میشم و گاهی تلاش می کنم از دیوارها یا درختهای بلندتری رد بشم…. و خیلی هیجانزده م)
به نظرم مفهومش این میتونه باشه که من به آگاهی هایی رسیدم و توانایی هایی رو در خودم کشف کردم که حالا میتونم با استفاده از اونها کارهایی انجام بدم که بقیه نمی تونن
( در حالی که توی خوابم انگار میدونم این توانایی رو همه آدما بالقوه دارن ولی ازش خبر ندارن ولی من تونستم کشف کنم که چطور پرواز کنم)
و توی اون لحظه ها خیلی خوشحال و هیجانزده هستم و حتی موقع پرواز کردن حرکات آکروباتیک هم گاهی انجام میدم ( یه عالمه استیکر خنده )
گاهی هم خواب می بینم که تو یک فضا و محیطی که خیلی نامعموله مثلا تو یک جمع که همه آدمها خیلی بیحال و حوصله و بی تفاوت هستن ، من ناگهان بلند میشم و با یک موسیقی روحانی که در درونم نواخته میشه شروع می کنم به رقصیدن !!
انقدر حرکاتم نرم و روان و زیباست و پاهام هم کمی از زمین فاصله داره و یه جورایی معلق بین زمین و آسمون در حال رقصم ! و انقدرررر غرق ِ وجد و سُرورم که حد نداره
و اصلا برام مهم نیست بقیه آدمای اطرافم الان چه فکری در مورد من دارن. و آیا اصلا منو می بینن یا نه؟
حتی خودم هم تعجب می کنم که چطور اینهمه زیبا میرقصم و اصلا این چه رقصیه… شبیه رقص های زمینی نیست ولی انگار من همه قواعدشو بلدم.
و تو یک حالت خلسه و بی نهایت شاد و سبکبال در حال رقصیدن و موّاج بین زمین و آسمانم!
استاد به نظرم « خوابها » خیلی نشونه های خوبی هستن که به ما نشون بدن درچه وضعیت و شرایطی هستیم…. ترس هامون چیه….باورهامون چیه…. توانایی هامون تا چه حدیه…..ترمزهامون چیه….چه پتانسیل هایی داریم که هنوز کشفش نکردیم و…
مثلاً وقتی وسط یک رویای شیرین و خوب ، ناگهان چیزهای نامناسب و نادلخواه رو می بینیم یا اتفاقی ناگهانی باعث میشه از اون شرایط خوب خارج بشیم، این نشون میده که ما «ترمزهایی» داریم که مانع رسیدن ِ تمام و کمال ما به خواسته هامون میشه.
خواب هایی که در اون کسی مارو تعقیب می کنه یا از جایی پرت میشیم و یا یه جای تاریک و نا آشنا گم شدیم و راه خونه رو پیدا نمی کنیم و از این قبیل… « ترس ها» و « باورهای محدود » و «شرک های » مارو نشون میده ، که هرکسی خودش میتونه درک کنه که حتی دیدن مثلا فلان شیء یا آیتم هم توی خوابش برای شخص ِخودش چه مفهوم و پیامی رو به همراه داره.
خوابها هشدار دهنده های خوبی هستن در مورد وضعیتِ ذهنی ما …. و به ما نشون میدن که در حال حاضر در چه وضعیتی هستیم و وقتی ما قوانین تغییر باورها و ذهنیت هارو بلد باشیم ، سریع دست به کار میشیم و همه چیز رو اونجوری که دوست داریم اتفاق بیفته تغییر می دیم.
استاد اینها مواردی بود که به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم اینجا برای شما و دوستانم بنویسم. و بیصبرانه منتظر فایل بعدی هستم تا شما مثل همیشه با کلام آگاهی بخش و الهی تون ذهن و راه مارو روشن کنید.
استاد عزیزم نمی دونید چقدر شاکر خداوندم به خاطر وجود نازنین تون و بی اندازه ازتون ممنون و سپاسگزارم که اینجوری با سخاوت و عشق بزرگتون این فایلهارو برای ما آماده می کنید.
این سایت واقعا یک مکان الهی و بهشتیه.
و خداوند داره اونو اداره می کنه.
و با کلام شما با ما حرف میزنه.
در پناه رب العالمین باشیم همه مون. آمین
درود به درجه یک ترین استاد کره ی زمین و درجه یک ترین مدیر فروش کره ی زمین خانم شایسته ی بی همتا
اول قدردانی میگویم بابت این فایلهای اخیر که واقعا عالی اند. احساس میکنم هر روز به یک سرزمین رویایی وارد میشم که سایت عباس منش هست. جایی که هم میتونی رویاهاتو دنبال کنی و هم از آینده نترسی و با ایمان پیش بری. خدایا خیلی خیلی خیلی ممنونم ازت. در مورد سوال : استاد من 14 سال دوتا خواب می دیدم نه هر شب ، ولی حداقل هر دو ماه یک بار . یکیش همان دندان افتادن بود که بعد از بیداری و چک کردن اینکه دندانم سرجایش است بسیار خوشحال میشدم و ناراحت ، چون تعبیرش را دوست نداشتم اما راه حلی هم پیدا نمیکردم. خواب دیگر سقوط به پرتگاه بود که این مورد باعث میشد از خواب با پریشانی زیاد بپرم بطوریکه لباسم از عرق خیس میشد و دیگر نمی خوابیدم از ترس اینکه دوباره خواب ببینم. تپش قلب میگرفتم و واقعا از نظر روحی اذیت میشدم.
تنها چیزی که آن موقع درک میکردم این بود که یه چیزی داره به من هشدار میده که باید تغییری ایجاد کنم ولی نمیدانستم چگونه. اونم تازه برادرم برام توضیح داد و من اندازه ی درکم در آن زمان می فهمیدمش.
خوشبختانه 8 ساله که از این خوابها خبری نیست و در آرامش ذهنی نسبی هستم. اونم به لطف شنیدن فایلهای شما و در حد خودم عمل کردن است.
من این فایلها را خیلی خیلی دوست دارم هم نسبت به خودم شناخت بیشتری دارم بدست می آورم هم نسبت به دیگران. استاد از بس شما روی باور فراوانی کار کرده اید سایت تان هم پر از فراوانیه. فراوانی محتوا، فراوانی کامنت های زیبا، فراوانی دوستان هم فرکانس. من بسیار احساس خوشبختی دارم برای اینکه کاربر سایت تان هستم.
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان هم دانشگاهی
استاد واقعیتش این سری فایل هاتونو احساس میکنم که فقط برا من اومده و از روزی که این فایل ها شروع شده روز نیست که سی چهل بار گوش ندم،کلا شده خوراک این روزام چون واقعا درد منه که خیییلی وقته درگیرشم و واقعیتش همه شم پذیرفته بودم که این جزیی از زندگی منه و باید قبولش کنم و در طی این چند سال هررررر کاری میکردم درست بشه درست بشو نبودن هررر کاری.ولی دیگه واقعا این مدت خییلی اذیت میشدم و نمیدونستم که باید چیکار کنم ولی همه ش فقط میگفتم که خدایا من بندگی تورو میکنم فقط توم باید خداییتو بکنی.وظیفه ته که منو هدایت کنی و من هدایت میخوام دیگه بسمه.بریدم اینقد که تلاش کردمو جواب نداد تا اینکه شما این فایل ها رو گذاشتین و منم خییلی بهتر شدم چون حداقلش الان میدونم که چه جوری ترمز هارو جفت پا فشار دادم.استاد تقریبا تو این سه سال من چهار بار میلیاردی پول ساختم و بعد ی مدت اومدم تو بدهی جوری که داغونم کرده.خیلی زندگی یو یوی داشتم و نمیدونمم مشکل کجاس.متاسفانه تا الانم نتونتستم که دوره قانون آفرینشم تهیه کنم ان شالله که به زودی بتونم تهیه ش کنم و از این بالا و پایینی خلاص بشم
استاد یکی دیگه از الگو هام قرار هامه.یعنی اندازه انگشتای دستمم یادم نمیاد که سر وقت ی جایی رسیده باشم.هر بارم ی مشکلی پیش میاد دیگه تو خونه همه میگن وقتی عادل گفت ساعت دو میام یعنی ساعت چهار خونه س.خیلی جالبه ها بعضی وقتا میدونم که ساعت دو کارم تموم میشه الکی میگم دو و نیم میام که مثلا زودتر برم و سورپرایز کنم که این ی بارو زود اومدم همون ی بارم ی شرایطی پیش میاد که ساعت سه میرسم.مخصوصا با یکی از دوستام همیشه جروبحث دارم میگم بابا رو قول وقت من حساب نکن ولی باز ی شرایطی پیش میاد میگم فلان وقت اونجام بعدشم نمیرسم که برم و همیشه جرو بحثمون میشه
من این دو تا رو کشف کردم فعلا ان شالله که با کمک شما و کامنت های دوستان عزیز بتونم که ریشه این الگوهای آزار دهنده رو بخشکونم
در پناه الله یکتا شادو سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
منتظر دیدگاه های دوستان عزیز هم هستم
باسلام
خدمت شما استاد عزیزم
من قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم معنای یکسری از خوابهای خودم رو نمیفهمیدم
مثلا یکسری هشدارهایی تو خواب در مورد یکسری اتفاقات وآدمها به من داده میشد ومن همیشه به خودم میگفتم من که توانایی تغییر آنها ویا جلوگیری از اونها را ندارم چرا اونها تو خواب به من نشون داده میشه
اما از وقتی که فهمیدم من خودم دارم با ذهنم وتفکراتم دارم زندگیمو خلق میکنم هر خوابی که میبینم بهش فکر میکنم که تو روز قبل ویا چند روز قبل چه فکر ی داشتم که تو خواب داره بهم میگه
مثلا همین دیشب خواب تصادف خودم رو دیدم
صبح که ازخواب بلند شدم خیلی ترسیده بودم فکر کردم با خودم که خواب داره به من چی میگه اولش میخواستم با ماشین نرم اداره پیاده برم
اما باز باخودم گفتم اگر بدون ماشین برم ترسم قوی تر میشه
بنابراین به ترسم غلبه کردم وبه خدا گفتم توکل به تو
تو راه خیلی مراقبت تر از همیشه رانندگی کردم وسعی کردم لبخند بزنم و ذهنم رو آروم کنم تو دلم خودم رو تحسین میکردم وتو ذهنم خودم رو سالم وسلامت تو محل کارم تصور کردم
بعدش باخودم فکر کردم …
چه فکرهایی داشتم که این خواب رو دیدم بعد یادم اومد که دیروز صحنه یه برخورد یه پراید به پژو جلوم اتفاق افتاد که باعث شد من سرعتم رو خیلی کم کنم و آهسته از کنارش رد بشم
واینکه چند روز به ناخودآگاه همش حرفهای همکارم در مورد تصادف ماشینش با درب پارکینگ تو ذهنم تکرار میشد
خوابم احتمالا میخواد بهم بگه مراقب باشم
یا اینکه دارم از مسیر تفکرات مثبت وتوجه به چیزهای مثبت داره دور میشه
یا بهم میگه تمرینات رو جدی تر بگیرم
من خوابهام خیلی بهم کمک میکنه
حتی بیشتر هدایتهای خداوند رو از طریق خوابهام گرفتم