پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن گلشائیان گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    باسلام

    دوست دارم این تجربه رپ به اشتراک بذارم خیلی عجیبه برام و لذت بخش

    من بطور مداوم پنج سال شاید ماهی یک بار خواب می‌دیدم که منو می‌خوان ببرند خدمت سربازی درحالی که من بین خواب و بیداری میگفتم بابا من خدمت رفتم (همون که شما فرمودین کسی خواب ببینه گیر افتاده ، یعنی همش بازداشت سربازان بودم و بشدت ناراحت که بابا من خدمت رفتم بخدا)

    بطور کلی من در ماه سال اصلا خیلی خواب نمی‌بینم

    حالا جالبه بعد پنج سال سال پیش تا اوایل امسال خبری ازین خواب نبود حدودا 14 ماه

    الان دوباره خواب همون خواب توی یک صحنه دیگه فقط کپی همون اتفاق رو میبینم

    نکته ش اینجاست که من فکر میکنم این شروع دوباره بخاطر افکار منفی ی که وارد زندگی مثبتم میکنم هست

    یعنی لول زندگی من مثلا در هفته اخیر شده بود لول یک سال و نیم پیش من ( همون افکار همون رفتار و…)

    اینکه استاد میگه حتما خودتون میدونید چیکار کردین و.. چه فکری و… واقعاً راست میگه

    بنظر خودم خیلی بتونه کمک کنه به بچه‌ها

    و از طرفی بقول استر و جری هیکس خواب ها هیچی نیست جز نتیجه ی افکارمون

    برخی افراد قدیمی می‌خوان بگن خواب آینده ست و…و..

    در حالیکه اینطور نیست

    من فایل بعدی رو ندیدم ولی نظرم تا اینجا این هست

    البته اگر هم ببینم تناقض داشته باشه میرم دنبالش و تحقیق میکنم

    تشکر از فایل زیباتون

    بنظرم این الگوهای تکرار شونده اگر یک دوره با هزینه میشد میلیون ها نفر میخریدن واقعاً ارزششو داره مرسی که با عشق انجام میدین

    همیشه زنده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Masoudi گفته:
    مدت عضویت: 208 روز

    با سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز

    خدا را بسیار شاکرم که با فرد بی نظیری چون شما و مطالب و سایت ارزشمندتون آشنا شدم .

    من خیلی کم خوابهام یادم میمونه ، اما اغلب از بچگی خواب از دست دادن یکی از اعضای خانواده رو میبینم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    محمد اكبري گفته:
    مدت عضویت: 3455 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز دوستان عزیز من در مورد خواب های تکراری هر چند وقت یکبار خواب میبینم که یکجای هستم که مارهای زیادی اونجا هستند ومن سعی میکنم یک راهی برای فرار از این مارها پیدا کنم که اونها متوجه من نباشند و در آخر هم در حالی پا به فرار میگزارم که مارها دنبال من میان و تعدادشان هم زیاده

    یه خوابی رو هم خیلی قدیم برام تکرار میشد که تو خواب در حالی که دلم میخواد بیدار بشم یا با اینکه خواب هستم سعی کنم بدنم رو تکان بدم که از خواب بیدار بشم ولی انگار یک چیزی روی من افتاده ولی قابله دیدن نیست که اصطلاحا به اون بختک میگن ومن این خواب رو در گذشته زیاد می‌دیم ممنون از تمام دوستان بویژه استاد عباس منش عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    فاطمه رجبی گفته:
    مدت عضویت: 601 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام ب دوستانم ب خصوص استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی

    استاد منم سالهاست ک خواب تکراری میبینم

    خواب میبینم ک یه جای توی بیابان یا رودخونه ای یا کوه و دره یا تپه ای هستم میخوام از اونجا عبور کنم ولی خیلی برام سخته میترسم بیفتم و آسیب ببینم

    ب هر حال از اونجا عبور میکنم ولی با ترس و سختی زیاد

    خواب دیگری ک میبینم اینه ک قدم کوتاه است و من از کوتاهی قدم خجالت میکشم

    بین کسانی ک همراهم هستن من از همه کودتا ترم این باعث رنج من می‌شود

    این فایل استاد ک گوش دادم ب نظر خودم یکی مربوط ب ثروت است ک از نظر مالی پیشرفت زیادی نداشتم هر چند ک میدانم اول راه هستم ب لطف الله ب ثروت هم میرسم و خواب دیگرم ب نظر خودم مربوط ب عزت نفسم بر میگرده ک در عزت نفس هم خیلی عالی نیستم

    امیدوارم ک با یاری خداوند و آموزه های استاد عزیزم و تلاش‌های خودم بتوانم این نا خواسته هارو بر طرف کنم و ب جاش خواسته هایم و زیبایها وارد زندگیم کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 383 روز

    سلام از دل

    خدا روشکر، من خیلی خواب تکرارشونده نمی‌بینم. مگر این که یه وقتایی ذهنم تو روز درگیره یا یه چیزی اذیتم کرده ، شب در موردش خواب می‌بینم.

    آخرین خوابی که دیدم، خیلی برام جالب و عالی بود. تو خواب، چهار نفر از آدم‌های گذشته‌م رو دیدم .( دختر و پسر )

    چهار نفری که دیگه هیچ ارتباطی باهاشون ندارم و البته اینا هیچ ارتباطی با هم نداشتن و رابطه ی من با هر کدومشون طی فواصل مختلف قطع شده .

    هر کدوم‌شون به یه نحوی منو رنجوندن. وقتی بیدار شدم، با خودم گفتم چرا باید خوابشون رو می دیدم بعد از سالها .

    پیش خودم گفتم شاید هنوز اونارو رو نبخشیدم و ذهنم می‌خواست با احساسات باقی‌مونده روبه‌رو بشم .

    پس رفتم دنبال تعبیر و درک اونا .

    به نظرم این خواب نشون می‌ده که:

    «گذشته‌ی روابطمون هنوز تو ذهن و ناخودآگاه ما اثر داره.

    فاصله گرفتن و گذاشتن مرز، یعنی داریم یاد می‌گیریم چه کسایی واقعا شایسته‌ی صمیمیت و اعتماد هستن.

    و اینکه هنوز ترس و شک نسبت به بعضی آدم‌ها هست، طبیعیه و بخشی از روند رشد و مراقبت از خوده.

    خلاصه اینکه: خوابم انگار داشت بهم یادآوری می‌کرد که مرزم رو حفظ کنم و صمیمیت واقعی رو با کسایی که لیاقتشو دارن بسازم و هواسم باشه الگوهای قدیمی رو تکرار نکنم و باورهای درست بسازم .

    شاید خواب می‌خواست بهم نشون بده که با این الگوها روبه‌رو بشم، اونا رو ببینم و با بخش‌هایی از خودم که هنوز درگیر رنجش‌هاست، صلح کنم. در واقع، فهمیدم که بخشیدن و پذیرفتن گذشته، فقط دربارهٔ اون‌ها نیست، دربارهٔ خودم هم هست.

    البته هر کدوم از اون ها باعث ساخت باور و الگویی در من بودن که من اونارو فهمیدم و براشون باور درست ساختم .

    عجیب بود که وقتی من این خواب رو دیدم، درست دو روز بعدش تونستم وارد سایت بشم و سریع رفتم روی قسمت «نشانه ی امروز من» و «قسمت 10 الگوهای تکرار شونده » برام اومد.

    وقتی گوش کردم خیلی بهم کمک کرد که بهتر بفهمم خوابم چی می‌خواست بهم بگه و با گذشته و روابطم روبرو بشم. واقعاً حس خوبی داد و بهم کمک کرد تا بفهمم چطور مرز بگذارم و صمیمیت واقعی رو با کسایی بسازم که شایسته‌ش هستن .

    این یه هدایت برای من بود؛ حس می‌کنم مسیر درسته و واقعا حال خوبی بهم داد.

    استاد عزیز، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم.

    خیلی ممنونم بابت این مسیر زیبایی که در اختیارم گذاشتید.

    قدم به قدم دارم به سمت زیبایی حرکت می‌کنم، قدم به قدم دارم خودم رو بهتر می‌شناسم و از همه مهم‌تر، به خدای خودم نزدیک‌تر می‌شم .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    انسیه دماوندی گفته:
    مدت عضویت: 83 روز

    سلام استاد عزیز ومریم جانم

    من قبلاً ها که دست و پا میزدم وضعیت مالیم بهتر بشه بیشتر خواب هام این بود که خیلی گاو دارم که دارن التماس میکنن یه جا ببرمشون که سیر بشن

    الان که یادم اومد برای خوابم اون موقع وقتی بیدار شدم خیلی گریه کردم به خواهرم که باهاش خیلی صمیمی بودم گفتم چرا من همیشه خواب میبینم که گاو یا گوسفند دارم و نمیتونم بهشون غذا برسونم خواهرم گفته بود بهش توجه نکن رد میشه

    اون موقع ها خیلی پولهام سر بدهی می‌رفت هرکاری میکردم دوباره دستم خالی میشد دوباره سراغ چیزهای قسطی یا چکی میرفتم که الان با توضیحات استاد در نتایج دانشجویان قسم خوردم که دیگه اصلا دست به نسیه نشم با همه‌ی چالش ها خدا رو شکر دارم پیش میرم وبیشتر بدهی ها رو دادیم الان بدهی های بانکی بیشتر مونده

    یه خواب هم دیشب دیدم که زایمان کردم و یه دختر خیلی خوشگل به دنیا آوردم که موهای چتری با چشمای خوشگل و خندان بود وشکمم بعد زایمان صاف صاف بود خیلی خوشم اومد

    بعد دیدم

    بچه پسر بهم دادن وگفتم این مال من نیست ورفتم دخترم رو گرفتم بعد اون دیدم که یه جمعیتی داره منو همراهی می‌کنه ویکیشون بعنوان سخنگو همش داره ستایشم می‌کنه و تعریف و تمجید رو با صدای رسا بیان می‌کنه وهمون لحظه خواهر شوهرم میگه با تو نیستا با منه و هی تکرار می‌کنه ومن همون لحظه بهش میگم باشه به تک میگن واز این ناراحت میشم که چرا خیال کردم با منه ولی نبود وسعی میکنم حالم رو بد نکنم مواظب افکارم باشم که بیدار میشم

    این خواب چی میخواد بهم بگه

    این که امروز به این درسم رسیدم الگوهای تکرار شونده

    همزمان با خوابم که اون شخص واقعا من بودم می‌دیدم که بهم نگاه میکرد وتحسینم میکرد اون که داشت حالمو بد میکرد میخواست ارزشمندی منو از من بگیره و بگه تو هیچی نیستی هر چی هستن منم خیال خامه که تو قابل تحسین باشی

    الان یادم اومد که بچه که بودم لباس خوب اصلا نداشتم وبرا خواهرکوچیکم لباس های شیک و مجلسی گونی گونی میفرستادن و از هر کدومشون دوتا هم بود ولی اندازه ی من نبود یه بار که خواهرم میخواست برا نامزدیش عکس بگیره من سعی کردم که لباس های خواهرم رو بپوشم ولی اصلا اندازه ی تنم نشد و هرچی خواهرم بزرگم اصرار کرد من نرفتم و اونا رفتن عکس گرفتن

    پشت پنجره فقط نگاه کردم وحسرت این که لباس خوب نداشتم که عکس بگیرم حالمو خیلی بد کرده بود

    اون عکس هست دست خواهرم وهر چند سال یه بار هم می دیدم حالمو بد میکرد که این اواخر با خواهر کوچیکم به چالش خوردم وسه صفحه در همین مورد نوشتم تو دفترم و به این نتیجه رسیدم که من خیال میکردم که زیبا نبودم اگه لباس عروس برا عکس نداشتم

    ولی یادم اومد خواهرم همیشه می‌گفت تو بچه بودی خیلی خوشگل بودی یعنی هرکی خوشگل هست نیازی به لباس زیبا نداره که خودشو بپسنده

    بعد این گفتم ایکاش عکس می‌گرفتم ودلم رو به لباس گره نمی‌زدم راستی بعد اون اتفاق کودکان توسن نه یا ده سالگی میرفتم لباسهای که اندازه آن نبود رو تنگ میکردم ومیپوشیدم یعنی خیاطی میکردم و بزرگ هم شدم با یه جلسه تقریبا یکی دوسال برا خودم و دخترام و محلی هام خیاطی کردم

    شاید پیام امروزم اینه که من با وجود خداوند بسیار از هر لحاظ عالیم و میتونم با دست خالی با کمک خداوند بدرخشم وتحول زندگیم باشم

    ممنونم از خداوند که منو با استاد آشنا کرد واز استاد هم ممنونم که دست خداوند روی زمین شده تا نگاه مارو فقط به خداوند بدوزه واز غیر اون جدا کنه ورهای رها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فرانک رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    سلام بر استاد عزیز ودوست داشتنی وهمراه وراهنمای من‌وتمام همگروهی های عزیز سایت

    من خیلی خواب افراد از دست رفته وفوت شده را میبینم نمیتونم باهاشون زیاد ارتباط کلامی داشته باشم ولی میشه گفت هفته ای یک بار خواب مادربزرگم‌که خیلی دوستش داشتم وبقیه اموات را بصورت پراکنده میبینم

    علتش را نمیدونم من با زنده ها زندگی مسکنم وهیچکس از نزدیکانم به اندازه ی من خواب اموات را نمیبینه بعد یه خواب دیگه هم که خیلی وقتها به تکرا می افته اینکه اتفاقی پیش اومده ومن شماره تلفن خودم را هم به یاد نمیارم یا گوشی که دستم هست اصلا شماره گیر نداره واضطراب شدیدی منو‌میگیره لطفا درباره ی هر دو موضوع خوابهام منو راهنماییم کنید ممنون میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آرزو رضوانی گفته:
    مدت عضویت: 1409 روز

    سلام استاد عزیز من دوره کشف قوانین رو گرفتم و دارم نکته به نکته مینویسم و بالا اومدن انرژیم رو حس میکنم چقدر عالیه.پدر من دوسال پیش فوت شدن در عرض سه روز و چون من ایران نبودم مراسمشون رو از واتس اپ دیدم و تا امروز هفته ای چندبار خوابشو میبنم و مدام هم خواب میبینم مادرم داره یه اتفاقی براش میوفته و با حال بد بیدار میشم و وقتی زنگ میزنم بشون دقیقا یه اتفاقی افتاده براشون در اکثر مواقع .حتی چندشب پیش خواب دیدم دست یک بز رو جلوم من زنده زنده بریدن و مادرم درد میکشید بعد که بهشون زنگ زدم دقیقا همون شب خورده بود زمین و اومده بلندشه دستش خون مرده شده.وقتی اینو گفت من بیشتر اذیت شدم که چه عاملیه که این رو به هم وصل میکنه.و دوست دارم از این نگرانی بیرون بیام و میدونم این به عوامل احساس طردشدگی من برمیگرده.و دنبال راه حلهاشم.الهی شکر و ممنون از شما و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    منصور نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    سلام استاد جان

    سلام عزیزان

    برام خیلی جالبه که من حدود دو ماه پیش قبل از اینکه این مجموعه فایلها اینجا قرار بگیره به این نتیجه جالب رسیدم:

    که خواب فرصتیه برای خودشناسی و کشف ناخوداگاه.

    پیرو همین مطالب جالبی هم سر راهم قرار میگرفت. مثلا صحبتهای دکتر علی بابایی زاد راجع به اینکه چطور ناخوداگاه ما در خواب پروجکت میشه. ناخوداگاهی که ما با مکانیزم های دفاعی روش سرپوش میذاریم یا به اصلاح کلاه شرعی…

    اینجا میشه اسمشو گذاشت کلاه قانونی… قانونی به معنی اینکه کلاهی از جنس قانون میذاریم روی بعضی رفتارها و عادتها و نگرشهامون و اون رفتار رو می‌پوشونیم.

    مثلا کسی موفق شده و داریم از حسادت میترکیم در ناخوداگاه… اما رفتار خوداگاهمون تعریف و تمجید و تحسینه…. اما عمیقا حالمون خوب نیست و دوست داریم زودتر اون محل رو ترک کنیم.

    در سطح خوداگاه متوجهش نمیشیم… تا اینکه توی خواب موقعیتی رو میبینیم که برامون شفافش میکنه…

    یادمه از استاد تو یه فایلی شنیدم که شب موقع خواب فرکانسی ارسال نمیشه. و وقتی شب شکرکزاری کنی و با فرکانس خوب بخوابی صبح با همون فرکانس بیدار میشی.

    این دقیقا آگاهی استر هیکس و جری هیکس هست با توجه به گفته های آبراهام.

    اما همیشه برام سوال بود که پس چرا وقتایی که خیلی عالیه فرکانسم و میخوابم صبح خسته بیدار میشم… یا چرا عمیقا با دلشوره بیدار میشم…

    این داره نقض میکنه اون حرفو…

    اما نکته ش برام باز شد که ارتباط مستقیم به ناخوداگاه داره…

    یعنی من توی سرکوب خود واقعیم وقتی میرم دچار دوگانگی میشم.

    مثلا حس حسادت دارم. اما می‌دونم که این حس قابل قبول نیست در اجتماع برای همین واکنش وارونه انحام میدم در سطح خوداگاه و تحسین میکنم. و با خودم هم میگم خب عباسمنش گفته تحسین کنید دیگه… منم الان تحسین کردم پس درسته همه چی…

    اما نه

    در این وضعیت به خواب خرگوشی خودم میرم و بعد پا میشم میبینم ای دل غافل چرا حالم خوش نیست؟!

    حالا این نکته به جای خود

    من بارها توی خواب تو موقعیتی قرار گرفتم که مثلا فهمیدم اوه اوه من چقدر حساسم به فلان موضوع…

    مثلا تو موقعیت عجیبی قرار گرفتم که خیلی غیرتی شدم اصطلاحا و وقتی پا شدم حتا تنفسم هم تغییر کرده بوده….

    یا مثلا خواب دیدم سگ دنبالمه یا پلیس ریخته یه جا و من بشدت ترسیدم…

    از خواب که پا میشم اولا میگم خدایا شکرت که خواب بود.

    دو اینکه خدا جونم ممنونم ازت که تو خواب منو متوجه اشکالاتم کردی (الگوهام)

    مثلا فهمیدم که نکته من ترسه…

    بسم الله بریم تو دلش

    چون اگرقرار بود این اتفاقا در واقعیت بیافته تبعاتش خیلی زیاد بود و گردن خیلی ها رو میگرفت اما خواب کم خسارته…

    درست مثل فیلم…

    تو ممکنه فیلمی رو ببینی و اون فیلم مثل خواب بتونه خودشو بعنوان واقعیت به تو بقبولونه…

    به فرض اینکه باعث شناخت بشه و آگاهمون کنه

    خیلی ارزشمنده به نظرم.

    این باعث شد نسبت به شغلم بعنوان بازیگر هم حس بهتری پیدا کنم چون دیدم میتونه انقدر موثر باشه.

    من پیشتر نسبت به خواب سر درگم بودم.

    خوب بود میگفتم اعههههه حیف

    بد بود میگفتم آخیش خواب بود

    اما الان نگاهم فرق کرده

    از وقتی هم یادکه دنبال تعبیر و اینا نمیرفتم چون به نوعی حس فال گرفتن داشت برام.

    اما الان فهمیدم که میشه از خواب ها به آگاهی و خودشناسی رسید

    و هر کسی با دقیق شدن روی خواب هاش میتونه خودش تاویل کنه خواب هاش رو

    نه به معنای فال که قراره ال و بل بشه

    نه

    اینکه بفهمه چیه و کیه وچقدر در مسیره…

    تایید و تصدیق میکنم حرف استاد رو در این باره که بسیاری اوقات پیش اومده تو خواب به قوانین اگاه بودم و مطابق قوانین تصمیم گرفتم

    و این هم نشانه خوبیه و یعنی من با تکرار تونستم باورهام روتغییر بدم و به سطح ناخوداگاهم برسونم…

    اینم چند روز پیش دم بیدار شدن خواب دیدم

    مینویسم شاید برای کسی نشونه باشه

    حس کردم یه آیه ست از قرآن اما اصلا نمیدونم چه آیه ای از کدام سوره

    اما حس کردم کلام الله هست:

    با اینکه نشانه ما برای آنها واضح بود

    اما باز از آن عدول کردند

    شاد باشید و حاضر در کیفیت اکنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 2422 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام استاد عزیزم و مریم جانم

    جواب سوال سوم :

    من به خواب خیلی اعتقاد دارم و خواب هام اکثرا معنی دار و درست

    اما از خواب های تکراری بخوام بگم

    1.خوابی که خیلی بیشتراز همه تکرار میشه رابطه با پارتنرم ،خیلی تکرار میشه

    مخصوصا وقتایی که نیست

    2.خواب یکی از اقوام و بصورت تکراری میبینم که البته اوناهم به خواب و خواب های من اعتقاد دارن

    3.یمدت بصورت تکراری خواب فرار میدیدم

    که بیشتر اوقات از کسی فرار میکردیم خانوادگی و همراه پارتنرم

    که بیشتر از همه برای اونا نگران بودم تو خواب

    حتی یبار تو خواب بچه هم داشتم ،داشتم اونارو فراری میدادم

    4.جدیدا خواب کسایی که مردنو زیاد میبینم

    5.دوبار خواب  با فاصله زمانی اما تکراری دیدم

    باراول سنم کمتر بود مدرسه ای بودم و قبل اشنایی با قانون بود خواب دیدم تو یجای سرسبز و فوق العاده زیبا و پراز ارامشی هستم که تو دوسال پشت هم تکرارشد

    باربعدی خواب رد شدن از یک پل عابر و دیدم که داشتم ازش سقوط میکردم و کسی داشت دستمو میگرفت اما دفعه بعد که همون خوابو دیدم ازهمون پل عابر که باریک بود ازهمون با ماشین رد شدم صحیح و سالم و با احساس تعجب و شگفتی و ترس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: