پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پونه گفته:
    مدت عضویت: 1333 روز

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    تجربه من از خواب:

    حمله یه سگ یا یه حیوون وحشی یا سوسک و موش و میخام فریاد بزنم اما صدام در نمیاد.

    یا موقع امتحانات ترم دانشگاست و من اصلا یادم رفته بوده که اون واحد رو داشتم و اصلا سر اون کلاس نرفتم یا موقع گرفتن مدرکمه اما میگن چند تا واحد مونده.خواب میبینم دندونای لمینیت جلوم آسیب دیده.

    البته متوجه این هم شدم که قبلها که فیلم میدیدم هر گونه فیلمی که میدیدم از اون جنس فیلم تا صبح به خوابم میومد چه خوب و چه بد و وحشتناک.

    ممنونم از استاد عزیز که اینقدر ملموس و قابل فهم مسائل رو تشریح‌میکنند.

    در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نگین رویایی گفته:
    مدت عضویت: 1278 روز

    سلام و درود فراوان

    ((((خواب دیشبم رو هم تعریف کردم ممنون میشم نظر بدید ))

    من هر فیلمی که نگاه کنم محتوای اون فیلم تو هر زمینه ای که باشه شب تو همون زمینه به شکل دیگ خوابشو میبینم

    اغلب خواب های من توش ترس نگرانی از دست دادن مشکل پیش اومدن هست

    واقعا بعضی اوقات آنقدر خواب هام رو دقیق لمس کردم که کل روز بعد استرس همراهمه یا حالم بد هست

    من آدم مسئولیت پذیر متعهد نگران هستم انگار توی خواب مواردی از این قبیل برام پیش میاد که من احساس مسئولیت میکنم نسبت به چیزی و اون داره از دستم میره و حالم بد میشه یا از همین جنس

    مثلا خواب دیشبم این بود که یه پیر مرد سوار ماشینم بود که انگار مشکلاتی داشت و از من میخواست کمکش کنم منم چون فهمیده بودم خواب و اصلا نمیخواستم ادامه بدم بعد از مدتی گفتم به من دیگ ربطی نداره بعد پیرمرد خعلی ناراحت شد و برگشت از پیشم منم خعلی ناراحت شدم رفتم جایی که اولین دیدارمون بود که باهم آشنا شدیم

    اونجا مطب یه دکتر بود که وقتی من رسیدم اونجا از منشی پرسیدم اون آقا رو ندیدی گفت شما با اون هستی گفتم بله گفت از اینجا برید بیرون با لحن بد گفتم چرا اینطوری برخورد میکنید گفت اون پیرمرد اومده بوده اینجا توی مطب با دکتر دعوا کرده بوده و کلی به دکتر بی احترامی کرده .

    منم که اینو شنیدم خعلی حالم بد شد و این احساس رو داشتم که من مقصر این ماجرا بودم من حال اونو بد کردم و اون اینطوری عصبی شده و دلم میخواست ببینمش و ازش عذر خواهی کنم

    الان هم که صب از خواب بیدار شدم حالم خوش نیست با این که اون خواب بود ولی روی حال درونم تاثیر گذاشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 529 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    من همیشه خواب های تکراری داشتم که البته الان کمتر شده

    خواب می‌دیدم دارم از دست چندتا مردفرار میکنم اونا منو دنبال میکنن خیلی میترسم مسیر زیادی رو می‌دوم ولی آخرش به یه جای امن میرسم

    ما چندین سال پیش تلفن ثابت داشتیم که خیلی سال کل محله تلفن ثابتشون قطع شده ومن همیشه خواب میبینم که با کمال تعجب میبینم تو خونه تلفن ثابت داریم و خراب هم نیست و میتونم باهاش زنگ بزنم

    یه خواب تکراری دیگه اینکه همیشه خواب می‌دیدم برامون مهمان میاد و تا من چایی و بساط پذیرایی رو آماده میکنم اینقدر دیر میشه که مهمان بلند میشه می‌ره.این موضوع توی خواب خیلی به من حس اضطراب و ناراحتی میداد

    من خیلی وقته که درس و دانشگاهم تمام شده .لی همیشه خواب می‌دیدم از سرویس مدرسه جا موندم

    یا خواب می‌دیدم که چند واحد پاس نکرده از درسهای دانشگاه یا دبیرستان مونده امتحان دارم

    و هیچی نخوندم

    یا خواب طلا خریدن

    یا به دفعات متعدد خواب می‌دیدم که توی مخروبه ها سکه پیدا میکنم ولی طلا نیستن خیلی ارزشی ندارن و پنهانشون میکنم

    اینم بگم که من خوابهای زیادی میدیم که تعبیر اونها توی زندگیم اتفاق می افتاد

    امیدوارم دلیل خواب های تکراری و رفتار تکرار شونده رو در زندگیم بفهمم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    Fakhri گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    سلام ب استاد عزیز و دوستانم

    من خیلی سال پیش استاد

    همیشه وقتی خواسته ای رو میخواستم

    خاب می دیدم که یه مسیر طولانی میرم

    همیشه هم میرفتم سمت چپم

    از محیطهای خاکی رد میشدم

    بعد میرسیدم ب یه امامزده طور

    که خود ورودیشم کار هر کسی نبود و جمعیت زیادی اونجا بودن

    اما فقط من میتونستم داخل بشم

    و اون امامزاده حالت گنج داشت و همه جاش طلایی بود

    و توی زیر زمین بود

    در اصل می ترسیدن افراد از طی مسیر

    ولی من خیلی خیلی خیلی ساده راحت و روان میرفتم و فقط من وارد میشدم

    و در برام باز میشد

    جوریکه من مسیرمو کاملا حفظ بودم و هر کز احساس خستگی نمیکردم

    و بعد از چند روز خاستم براورده میشد

    خیلی سال بود

    این خاب رو میدیدم و خیلی حسم عالی بود قبل و حین و بعد ش

    ولی الان خیلی ساله که اون خاب رو نمی بینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    نجمه منفرد گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام به استاد عزیزم

    در حال حاضر که سالهاست خوابی ندیدم اخرین خوابم که یادم میاد شما تو خوابم بودین که با نگاه تون و لبخندتون بهم گفتین نجمه جون مسیر درست همین ادامه بده…

    ولی درکودکی یک خواب برام زیاد تکرار میشد و این بود که می دیدم با خانواده ی فضایی جنگی مانند هستیم و قایم شدیم و ی حالت ماشین تراکتوری میاد اون وسیله رو روی ما میذاره انگار هم قایم می شدیم به نحوی هم اسکن میشدیم و بعد جنگ بود و فرار و تاااا می گرفتنمون و ی بار هم به شکنجه من رسید

    ولی غالباً همین ترس و فرار بود

    که باز بر میگرده به ترس از دست دادنم از خوابم هم این ترس تایید میکرد

    سپاسگزارم استاد ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    صدیقه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2434 روز

    سلامممم

    یکی از خواب هایی که زیاد دیدم خواب راه رفتن کنار دریا بوده و لمس شن های دریا زیر پاهام ….جوری که وقتی بیدار شدم کلی ناراحت شدم که کاش خواب نبود

    از خواب هایی که خیلی کوتاه بوده و تکرار شده پرت شدن از یه ارتفاع بوده که تا خوابیدم دیدم و بعدش از خواب پریدم ….

    قبلا تو خونه قبلیمون که بودم خواب اینکه خونمون خراب کردیم و داریم می‌سازیمش و علتش هم به نظرم این بوده خیلی دوست داشتم خونمون بسازیم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    Juju گفته:
    مدت عضویت: 264 روز

    سلام وقت بخیر

    امیدوارم حال دل همگی خوب باشه

    به طور خلاصه بخوام در رابطه با خواب های رایج ام و همینطور تفسیر هایی که در حین فکر کردن بهشون به ذهنم رسید بگم،

    اول از دیر رسیدن شروع می‌کنم، خواب دیر رسیدن به امتحان.. خواب موندن.. استرس داشتن.. به یک قرار مهم نرسیدن…

    خواب متداول دیگه آمادگی لازم رو نداشتن هست! برای مثال کلاسی درست مثل کلاس های تدریس خودم رو میبینم که زیان آموز هام ( و همینطور به طرز عجیبی خانواده ام ! ) در کلاس همگی به من چشم دوختن و من آمادگی لازم رو برای پرزنت کردن خودم ندارم! استرس دارم و نمیدونم چی میگم و باید از کجا شروع کنم!

    در نهایت هر از گاهیی خواب فرار از چیزی یا کسی رو میبینم.

    تفسیر هایی که من از خواب هام دارم در ابتدا خواب دیر رسیدن من رو به یکی از ترس های درونیم برد. یعنی ترس از دیر رسیدن! ترس از اینکه دیر بشه! استرس و دل نگرانی اینکه نکنه دیر بشه! نکنه همین الانش هم دیر شده باشه؟ و از ما گذشته باشه؟

    خدا میدونه که چقدر خوشحالم که چقدر دقیق متوجه این موضوع شدم و میتونم روش کار کنم!

    از طرف دیگه خواب آمادگی لازم رو نداشتن به من نشون میده که هنوز اونطور که باید به توانایی های خودم باور ندارم ! شاید از احساس عدم لیاقت هم بیاد. حس می‌کنم این موضوع نه تنها نسبت به تدریس ام بلکه بازنمایی از کل توانایی ها و استعداد هایم هست که باور و ایمان کافی بهشون و به خودم ندارم هنوز! خوشحالم که میتونم روی این موضوع هم کار کنم

    در نهایت فرار کردن هم من رو به یاد ترس از رو‌به رو شدن با سایه های درون یا همان باور های مخرب ای که از کودکی همراهمون بوده میندازه. و یا شاید بتونم به ترس از دیده شدن و درخشیدن هم ربط بدم این دو خواب آخر رو.

    از خدای عزیز ام ممنونم که من رو به این فایل هدایت کرد و دقیق سر راهم گذاشت قدم های بعدی ای که باید روشون کار کنم اون هم درست موقع ای که خودم ازش نشونه خواستم:)

    همینطور از استاد و همگی دوستان متشکرم. آگاهی های سایت فوق‌العاده و غیر قابل مقایسه هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 756 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    من را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم فرکانسی.

    در جواب به این سوال من باید بگم که تقریبا چندین ساله که شاید من کلا 10 بار خواب دیدم اونم مواقعی که روز قبلش افکارم کاملا بهم ریخته بوده و اغلب هم خواب های ترسناکی دیدم.

    اما بچه که بودم الگویی که در خواب های من تکرار میشد این بود که اولا خواب میدیدم لخت رفتم مدرسه و دوم اینکه دارم فرار میکنم اما هرچقدررر که سعی میکردم تند بدووم نمیتونستم و حالت اسلوموشن بودم و همیشه ام چندین نفر دنبالم بودن و من داشتن از دست این افراد فرار میکردم.

    چیزی که همین الان حسم بهم گفت این بود که اون زمانهایی که داشتم این خواب رو میدیدم توی زندگیم از چالش ها و مسائل زندگیم فرار میکردم و هیچوقت نمیخواستم حلشون کنم و همش یه جوری ازشون فرار میکردم و گردن این و اون مینداختم اما به لطف خدای مهربان از وقتی خودم رو مسئول تک به تک مسائل زندگیم دونستم و این قدرت رو پیدا کردم که باهاشون رو به رو بشم و حلشون کنم و ازشون بگذرم تا جایی که یادمه این خواب رو ندیدم که درحال فرار کردن باشم و به نظرم دلیل دیدن این خواب ها همین رفتار من بوده که از مسائلم فرار میکردم و یه جورایی میکردمشون زیر فرش تا جایی که باهاشون رو به روشدم و دونه دونه شروع کردم به حل کردنشون.

    اما الان چندیدن ساله که وقتی میخوابم اصلا خواب نمیبینم به جز چند مورد که اونم گفتم روز قبلش افکار و احساساتم به کلی به هم ریخته بوده و اغلب خواب های به شدت ترسناک دیدم.

    براتون آرزوی بهترین هارو دارم میرم که کامنت های شما دوستان عزیزم رو بخونم.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    حمید توانا گفته:
    مدت عضویت: 2073 روز

    سلام و درود به شما استاد عزیز

    و خانم شایسته گرانقدر

    ممنون از فایل فوق العاده ای که تولید کردین

    در مورد این سوال من نکات مهمی تو ذهنم مرور شد

    الگوی ثابت خواب های من، این موردا هستش

    یکی اینکه ی شخص یا چیزی داره به من نزدیک میشه و میخواد به من صدمه بزنه و من دفاعی از خودم ندارم نمیتونم کاری بکنم و معمولا اینقد سعی میکنم داد بزنم تا از خواب بیدار میشم و محتوای خواب هام تصاویر و اتفاقات درهم برهم هستش و قبلنا، توی اتفاقات من هیچ توان مداخله ای نداشتم یعنی نمیتونستم به یک جهت خاصی مثلا حرکت کنم و یا ری اکشنی نشون بدم و همش انگار کنترلم دست خودم نبودش..

    و اکثرا شبا، من اصلا خوابی نمی بینم فقط چشمامو میبندم و بیدار میشم چیزی یادم نمیادش

    و مورد جالبی که استادم اشاره کردن، از بعد از دانشگاه هرزگاهی خواب میبینم امتحان دارم و هیچی نخوندم و یا دیر میرسم به جلسه و همش استرس رد شدن و مشروط شدن رو دارم و درگیرم به نوعی..

    حالا نکاتی که بهبود داشتم

    اینکه این مدت، چند سال اخیر، که یکم روی خودم کار کردم، در خواب هام میتونم واکنش نشون بدم و به زورم شده یکم در جهتی ک میخوام راه میرم و یا واکنشی نشون میدم و توی چنتا موقعیت و یا درگیری و مبارزه تونستم پیروز بشم و بعدش بیدار شدم از خواب

    جدیدا هم خواب دیدم پدربزرگم رو‌ در خواب و بسیار حس خوبی داشتم که بالخره من ی شخصی رو در خوابم دیدم و مدتی رو باهم بودیم، قبلن این تجربه رو نداشتم

    در کل توی خوابیدن، مشکل دارم و یکی از اهدافم اینه که کیفیت خوابم رو بهبود بدم ، در به خواب رفتن و کیفیت خواب..

    شاید دلیل اون مدل خواب هام

    اینه که از بچگی درک من نسبت به محیط اطرافم این بوده که من ضعیف و بی دفاعم و اسیب پذیرم..

    و ذهن پریشونی داشتم و دارم شاید..

    ولی خب نشونه های بهبود رو دارم و امیدوارم ازین درکی که با این سوال پیدا کردم، به نتایج بهتری برسم و اصلاحاتی انجام بدم

    مثلا با خودم گفتم اگر سری بعد خواب دیدم چیزی سمتم میاد، نمیترسم و میمونم و درگیر میشم باهاش بذار اصلا تیکه پاره بشم ازین ک بیشتر نمیشه

    صمیمانه بابت انتشار این فایل از شما تشکر میکنم استاد عباس منش

    خداقوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    بهاره سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    سلام به استاد عزیز، مریم جان و همه دوستان عباس منشی

    یک خوابی که هرچند وقت یکبار من به شکلهای مختلف میبینم این هست

    خواب میبینم امتحان دارم ولی انگار پشت گوش انداختم و تازه چندساعت مونده به امتحان تازه فهمیدم امتحان داشتم و وقت را از دست رفته میبینم و تو خواب خودمو سرزنش میکنم که چرا پیگیر نبودم و نپرسیدم امتحان کی هست؟و حسرت میخورم

    یا اینکه همین خواب را به این شکل میبینم که فکر کردم مثلا امتحان ریاضی داریم اما سرجلسه فهمیدم امتحان یه درس دیگه است و من هیچی بلد نیستم.

    یا اینکه دیر میرسم سرجلسه و به جلسه راهم نمیدن. یا هیچی یادم نمیاد و نمیتونم جواب سوالاتو بدم و حسرت میخورم

    دایم تو خواب احساس میکنم از بقیه عقبم و انها همه امتحانشون را خوب دادن

    دلیل این خواب رو نمیدونم چیه؟ ذهنم خیلی درگیر امیدوارم خدا مرا به جواب درست هدایت کنه.

    از دوستان ممنون میشم اگر کسی بتونه راهنمایی کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: