اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من خیلی کم خواب میبینم و درست یادم نمیمونه شامل چه موضوعاتی هست
ولی با خوندن کامنتا یادم اومد که قبلا خییییلی خواب میدیدم یکی اومده تو خونه یا بالای سرم و من نمیتونم فریاد بزنم و درخواست کمک کنم و انگار ی نفر جلو دهنم گرفته بود و من فقط زور میزدم
( به اصطلاح قدیمی ها میگفتن سردیت شده نمیدونم دقیقا چیه ولی خفتوک افتاده روت…اوه منم باور میکردم که ی همچین چیزی هست
الان باید بگم سالی ی بارم این خوابو نمیبینم)
یا حتی صدای بازشدن در و قدم هاشو داخل خونه حس میکردم
و گاها وقتی از خواب بیدار میشدم انگار واقعا دنبال ی شخصی بودم
ی مورد دیگم که گاهی خواب میبینم
اینکه با کسی از اشناها و امین همسرم دعوام شده
قبلا خیلی خواب می دیدم که پرواز میکنم خودم با تنهایی و براحتی فرود میام و از بین درختا و بالای شهر و ساختمونا براحتی میگذرم
سلام به استاد گل و مریم بانوی عزیز و تک تک اعضای خانواده من
+چه الگوی تکرار شوندهای رو میتونم توی خوابهای خودم پیدا کنم؟
1. گاهی اوقات خواب میبینم که توی رابطه جدید با یک فرد جدید هستم و اون رابطه یک رابطه کاملاً زیبا و لذت بخشه
2. گاهی اوقات هم صبح که بیدار میشم خواب رو یادم نمیاد ولی از اطرافیانم میشنوم که میگن دیشب در خواب ناله میکردم
سپاسگزارم از شما استاد عزیز بابت شرایطی که فراهم کردین تا بتونیم بیایم اینجا و با فکر کردن الگوهای تکرار شونده زندگیمون رو پیدا کنیم و شناخت کاملتری از خودمون به دست بیاریم
امیدوارم هر کجا هستین در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید
من دو بار یک خواب رو عینن با یک فرم و یک موقعیت دیدم.
خواب دیدم که میوه ای شبیه انبه روی تپه ای خاکی به صورت سنگ فرش روی هم چیده شده و من در حال جمع کردن بخشی از آنها هستم و همینطور که جمع میکنم با یک فردی که چهره مشخصی ندارد صحبت میکنم و میگویم که من قبلاً هم اینجا بودم.
مقداری از میوه ها را که همه رسیده بودند رو برداشتم در بغلم ریختم و حرکت کردم و به درختی رسیدم که روی یک تپه بود و میوه های خیلی بزرگی داشت ولی نفهمیدم چه میوه ای ولی سبز شبیه به نارگیل.
از این درخت هم میوه چیدم.
میوه ها در دستان و بغلم از خواب بیدار میشوم.
در طی چند سال گذشته دو بار این خواب را دیدم با همین جزئیات که عرض کردم.
ممنونم از خداوند بزرگ که من را در مسیری قرار داده که بتوانم از شما استاد عزیزم که دستی از دستان خالق هستی هستید کمک و راهنمایی دریافت کنم.
سوال اینه که شما اکثراً چه نوع خوابهایی براتون تکرار میشه وشما چهسری الگوهایی در تکرار خواب دارید
من همیشه فکر کردن به خوابهام برام جالب بود و یک جورایی دوست داشتم که همیشه خواب ببینم چون اون احساسی اون خوابها به آدم دست میده یعنی برای من خیلی لذت بخش و بعضا خوابهایی که گریز جنگ گریز بود جالب بود و حس خوبی داشت طرف دیگه من به خوابهام اهمیت میدادم به خاطر اینکه ذهن ناخودآگاه من داره با من صحبت میکنه اینکه میتونم بگم خداوند داره از طریق خواب من با من صحبت میکنه و و اکثراً شاخکهام در مورد خواب همیشه بالا بوده خوابهام رو به یاد میآوردم که چه خوابی دیدم چه دلیلی داره و به اتفاقاتی که توی خواب دیدم به افکاری که توی خواب داشتم شخصیتم توی خواب فکر میکردم
خوابی که من اکثراً میدیدم اینه که همیشه و همیشه هر وقت میخواستم یه کاری انجام بدم مخصوصاً مخصوصاً توی روابطم هروقت میخواستم ارتباطی رو برقرار بکنم یک اتفاقی میافتاد یک حادثهای میشد و من هدفم نمیرسیدم من اون خواسته خواستم نمیرسیدم یا ارتباط با اون فرد برقرار نمیشد مخصوصاً با جنس مخالف بود و این رو هم در واقعیت فهمیدم که نمایی از آینهای از واقعیت زندگی من است همیشه توی ذهن من هنگامی که میخوام با کسی صحبت بکنم فکرم اینه که مردم در مورد من چه فکری میکنند
آیا من رو آدم بدی و غیر اخلاق و میدونند؟ و همیشه تو این فکر هستم و اکثراً این ترمز یکی از ترمزهای من بوده و توأمان با اون نگاه مردم فکر اینکه مردم در مورد من چی میگن توی ذهنم همزمان جنگ و گریز میشد یعنی یه اتفاقی میافتاد که من باید فرار میکردم فردی یا گروهی دنبال میکردند که منو بگیرند و کتک بزنن
و هیچ وقتم دستشون به من نمیرسید و هیچ وقت آرامش توی خواب نداشتم بعضی وقتا میشد که من عشقی که خیلی دوسش داشتم به اون عشق در خواب میرسیدم
و چندین مکان توی خواب برام همیشه تکرار میشد و دقیقاً در همون مکانها جنگ و گریز میشد و صحبتشون هم همین بود که چرا تو فلان کارو کردی یا چرا با فلانی داری حرف میزنی اینا
ممنون از استاد با طرح سوالات خیلی به جاهایی از درونش که فکر میکنه مهم نیست ولی خالق شرایط هستند میکشه بیرون و شناسوندن اون افکار کمک کننده و حتی التیام بخشه
ممنون از استاد عزیز که حرفاتون انقدر منو به سمت هدایتی که میخوام پیش میبره و انقدر موشکافه وجود ما و افکار ما رو تحلیل میکنه
– یکی از خواب هایی که من از کودکی تا الان زیاد دیدم این هست که پشت فرمون یک ماشینم و توی یک سربالایی نتونستم ماشین رو کنترل کنم و ماشین توی سراشیبی میفته
– و یکی دیگه از خواب های من این هست که با سرعت زیادی نسبت بهزبقیه عابرا می تونم راه برم
امیدوارم خدا منو و بقیه دوستان رو در مسیر اگاهی قرار بده
بنام خدای مهربانم و سلام به استاد گلم و همه دوستان
استاد من با اینکه همسن شما هستم تا همین چندسال پیش بیشترین خوابی که برام تکرار میشد این بود که ناظم مدرسه دبستانی که بودم،میومد به خوابم و همینجور چپ چپ نگام میکرد و من میمردم از استرس و اضطراب ولی تا این لحظه که شما گفتین،اصلا بهش فکر نکرده بودم که چرا؟؟و برای من یه کابوس تکراری شده بود.
دروافع الانم نمیدونم چرا ولی شما که گفتین بفکرم انداخت.
شاید اگه قرار باشه جوابی براش داشته باشم این باشه که همیشه میترسیدم کار اشتباهی بکنم .
همین الانشم که نگاه میکنم،میبینم تصمیمگیری ها برام سخته.انتخابها برام سخته حتی در مورد انتخاب در خرید .و این یکم اذیتم میکنه که سخت میتونم تصمیم قاطع و سریعی برای کارهام،خریدهام و اعمالم بگیرم.
اینم مثل خیلی از مسائلی که توی دوره هاتون میزنید،برام یه مساله عادی بوده که هیچوقت بهش فکر نکرده بودم تا جوابی براش داشته باشم.
ما خیلی راحت یه چیزی رو میپذیریم.
مثل اخباری که همیشه توی گوشمون میکردن و هیچوقت دنبال این نبودیم که بفهمیم حقیقت داره یا نه و گزینه راحتتر رو انتخاب میکردیم که اونم قبول کردن یا رد کردن بدون دلیلش بود.
خیلی کنجکاو شدم ببینم این صحبت به کجا میرسه و برای همین نوشتمش.
دوستتون دارم و سپاسگذارم از شما که دستی از دستان خوب خداوند هستین
من معمولا قدیما بیشتر خواب میدیدم و همچنین قبلنا بیشتر خواب هارا یادم میموند بعد از اینکه بیدار مشدم.
اما الان یا خواب نمیبینم یا اگر هم میبینم یک مدت کوتاه بعد از بیدارشدن یادم میمونه. حتی خواب هایی را که قبلا دیدم بیشتر یادم مونده مثلا تو بچه گی خواب هیولای یک چشم را که دیدم خیلی خوب یادمه کمی هم خوابش معنا دار بود این خواب به وضوح 80 درصد یادمِ
جدیدا فقط یک خواب دیدم که یادم مونده واون هم خوابی الهام وار بود که خواب دیدم پدرم داره یک کاری را انجام میده و بعد از چند روز اون کار را انجام داد
شاید اتفاقی افتاده که فقط خواب های الهامی یادم بمونه!!!
اما در کل زیاد خواب نمیبینم
خواب هام هم شاید الهامی باشه اما صحنه ای نیست مثلایک سکانس ازاینده نمی بینم که عینا اتفاق بیوفته
(این مدل خواب ها را خواهر بزرگترم می بینه)
خواب های الهامی من بیشتر پیام اور هستش
و این را هم در اخر بگم که خوابی که مکرر تکرار بشه را هم به اون صورت نداشتم فقط تو کودکی زیاد میدیم که لولو وهیاولا زیاد دارن منا می خورن#
من خیلی کم خواب میبینم و درست یادم نمیمونه شامل چه موضوعاتی هست
ولی با خوندن کامنتا یادم اومد که قبلا خییییلی خواب میدیدم یکی اومده تو خونه یا بالای سرم و من نمیتونم فریاد بزنم و درخواست کمک کنم و انگار ی نفر جلو دهنم گرفته بود و من فقط زور میزدم
( به اصطلاح قدیمی ها میگفتن سردیت شده نمیدونم دقیقا چیه ولی خفتوک افتاده روت…اوه منم باور میکردم که ی همچین چیزی هست
الان باید بگم سالی ی بارم این خوابو نمیبینم)
یا حتی صدای بازشدن در و قدم هاشو داخل خونه حس میکردم
و گاها وقتی از خواب بیدار میشدم انگار واقعا دنبال ی شخصی بودم
ی مورد دیگم که گاهی خواب میبینم
اینکه با کسی از اشناها و امین همسرم دعوام شده
قبلا خیلی خواب می دیدم که پرواز میکنم خودم با تنهایی و براحتی فرود میام و از بین درختا و بالای شهر و ساختمونا براحتی میگذرم
به نام تنها خاق زیباییهای بیپایان
سلام به استاد گل و مریم بانوی عزیز و تک تک اعضای خانواده من
+چه الگوی تکرار شوندهای رو میتونم توی خوابهای خودم پیدا کنم؟
1. گاهی اوقات خواب میبینم که توی رابطه جدید با یک فرد جدید هستم و اون رابطه یک رابطه کاملاً زیبا و لذت بخشه
2. گاهی اوقات هم صبح که بیدار میشم خواب رو یادم نمیاد ولی از اطرافیانم میشنوم که میگن دیشب در خواب ناله میکردم
سپاسگزارم از شما استاد عزیز بابت شرایطی که فراهم کردین تا بتونیم بیایم اینجا و با فکر کردن الگوهای تکرار شونده زندگیمون رو پیدا کنیم و شناخت کاملتری از خودمون به دست بیاریم
امیدوارم هر کجا هستین در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید
با سلام خدمت استاد عزیز
خوابهایی که برای من هرچندوقت یکبارتکرار میشن شامل
زیر پام خالی میشه واز یه جایی سقوط میکنم طوری که معمولا تکان شدیدی میخورم وازخواب بیدارمیشم
دوران امتحانات مدرسه است ومن آمادگی برای اون امتحان ندارم
سلام آقای انصاری عزیز
وقتتون بخیر
این خواب زیر پا خالی شدن
وپرت شدن از بلندی رو من خودمم خواب میبینم و تو یه سری از کامنت های بچه ها هم خوندم
خیلی جالبه که این خواب رو اکثر آدم ها میبینند
مفهوم این خواب که اکثر میبینند رو دوست داشتم بدونم
شادو پیروز باشید.
سلام بر استاد عشق و همسر مهربانتان.
من دو بار یک خواب رو عینن با یک فرم و یک موقعیت دیدم.
خواب دیدم که میوه ای شبیه انبه روی تپه ای خاکی به صورت سنگ فرش روی هم چیده شده و من در حال جمع کردن بخشی از آنها هستم و همینطور که جمع میکنم با یک فردی که چهره مشخصی ندارد صحبت میکنم و میگویم که من قبلاً هم اینجا بودم.
مقداری از میوه ها را که همه رسیده بودند رو برداشتم در بغلم ریختم و حرکت کردم و به درختی رسیدم که روی یک تپه بود و میوه های خیلی بزرگی داشت ولی نفهمیدم چه میوه ای ولی سبز شبیه به نارگیل.
از این درخت هم میوه چیدم.
میوه ها در دستان و بغلم از خواب بیدار میشوم.
در طی چند سال گذشته دو بار این خواب را دیدم با همین جزئیات که عرض کردم.
ممنونم از خداوند بزرگ که من را در مسیری قرار داده که بتوانم از شما استاد عزیزم که دستی از دستان خالق هستی هستید کمک و راهنمایی دریافت کنم.
در پناه پادشاه عالم
سلام خدمت استاد گرامی و همه دوستان عزیز
سوال اینه که شما اکثراً چه نوع خوابهایی براتون تکرار میشه وشما چهسری الگوهایی در تکرار خواب دارید
من همیشه فکر کردن به خوابهام برام جالب بود و یک جورایی دوست داشتم که همیشه خواب ببینم چون اون احساسی اون خوابها به آدم دست میده یعنی برای من خیلی لذت بخش و بعضا خوابهایی که گریز جنگ گریز بود جالب بود و حس خوبی داشت طرف دیگه من به خوابهام اهمیت میدادم به خاطر اینکه ذهن ناخودآگاه من داره با من صحبت میکنه اینکه میتونم بگم خداوند داره از طریق خواب من با من صحبت میکنه و و اکثراً شاخکهام در مورد خواب همیشه بالا بوده خوابهام رو به یاد میآوردم که چه خوابی دیدم چه دلیلی داره و به اتفاقاتی که توی خواب دیدم به افکاری که توی خواب داشتم شخصیتم توی خواب فکر میکردم
خوابی که من اکثراً میدیدم اینه که همیشه و همیشه هر وقت میخواستم یه کاری انجام بدم مخصوصاً مخصوصاً توی روابطم هروقت میخواستم ارتباطی رو برقرار بکنم یک اتفاقی میافتاد یک حادثهای میشد و من هدفم نمیرسیدم من اون خواسته خواستم نمیرسیدم یا ارتباط با اون فرد برقرار نمیشد مخصوصاً با جنس مخالف بود و این رو هم در واقعیت فهمیدم که نمایی از آینهای از واقعیت زندگی من است همیشه توی ذهن من هنگامی که میخوام با کسی صحبت بکنم فکرم اینه که مردم در مورد من چه فکری میکنند
آیا من رو آدم بدی و غیر اخلاق و میدونند؟ و همیشه تو این فکر هستم و اکثراً این ترمز یکی از ترمزهای من بوده و توأمان با اون نگاه مردم فکر اینکه مردم در مورد من چی میگن توی ذهنم همزمان جنگ و گریز میشد یعنی یه اتفاقی میافتاد که من باید فرار میکردم فردی یا گروهی دنبال میکردند که منو بگیرند و کتک بزنن
و هیچ وقتم دستشون به من نمیرسید و هیچ وقت آرامش توی خواب نداشتم بعضی وقتا میشد که من عشقی که خیلی دوسش داشتم به اون عشق در خواب میرسیدم
و چندین مکان توی خواب برام همیشه تکرار میشد و دقیقاً در همون مکانها جنگ و گریز میشد و صحبتشون هم همین بود که چرا تو فلان کارو کردی یا چرا با فلانی داری حرف میزنی اینا
ممنون از استاد با طرح سوالات خیلی به جاهایی از درونش که فکر میکنه مهم نیست ولی خالق شرایط هستند میکشه بیرون و شناسوندن اون افکار کمک کننده و حتی التیام بخشه
سلام و درود استاد عزیزم
و سلام به دوستان عزیزم
از جمله خوابایی که زیاد تو زندگیم تکرار شدن
1دیدن خوابای مختلف درمورد مار
که البته دلیلشو میدونم
2بحث کردن و دعوا بین پدر و مادرم
که حتی تو خوابامم ترس برانگیز بود برام شدید
اینم دلیلشو میدونم
3دیدن خوابای مختلف درمورد جنگ و درگیری و کشت کشتار
که خب ازونجایی که زیاد فیلم اکشن دیدم
و نسبت بهشون علاقع پیدا کردم
فانتزیم شده جنگیدن /:
4افتادن از بلندی و پریدم از خواب
5و بعضی خوابامم چنان رویایی و عجق وجق و فانتزی که حتی نمیتونم بیانشون کنم
6دیدن پارتنرم و وقت گذراندن باهم
7فرار کردن و ترسیدن از موجودات عجیب در خوابام
و اما خواب جالب و واضحی که دیشب دیدم و در حین خوابم خیلی واقعی بود
خواب دیدم داخل حیاطمون کنار شیر آب واستادم
و به رسم همیشه که در واقعیت زیاد به ماه نگاه میکنم و باهاش حرف میزنم
تو خوابمم به ماه نگا کردم
هوا رو بع تاریکی بود و تازع بارون بند اومده بود
و آسمون پر از ابر های پراکنده کوچولو کوچولو بود
و ماه بین بین ابرا در حرکت بود ،ماه نیمه بود مثل همین الان
تا نگا کردم بع ماه چند لحظه اول که عادی بود بعد حرکت کرد و داشت با سرعت تمام از آسمون میومد سمت من
من گرخیدم و سرجام واستادع بودم
و به یک متری من که رسید
ماه تبدیل شد به یک پرنده شبیه به ققنوس
کاملآ سفید و نور تابیده میشد ازش
من از ترس و تعجب در عالم خواب گفتم الله اکبر
و پرنده از بالای سرم پر کشید و دوباره رفت به آسمان و دوباره ماه بود و دوباره پرنده شد به سمتممم
این عمل چند بار تکرار شد ولی دیگه نترسیدم فقط داشتم با تعجب نگا میکردم و با من برخوردی نداشت
رفتم داخل خونه هرچقد این موضوع رو برای خانواده گفتم
واکنشی نشان ندادند و انگار یه چیز معمولی براشون تعریف کردم
ولی خواهر همیشه کنجکاوم اومد با من داخل حیاط و اونم این صحنه رو دوباره دید
و همچنان از تعجب دهانمون باز بود
و همونجا تموم شد و دیگه یادم نمیاد ادامه شو
دوستان اگر نظری دارید نسبت به خوابم بگید برا منم شفاف بشه
ممنون میشم از شما عزیزان
سلام یاسمن عزیز
چقدر خواب زیبایی دیدید
انگار که یه صحنه کوتاهی از یه فیلم واقعی بود
واسه من که واقعا جالب بود
من خودمم زیاد خواب میبینم
ولی از وقتی که استاد گفتند به خواب ها فکر نکنید حتی تعریفشون نکنید
دیگه واسم اهمیت ندارن و با خودم میگم خواب بود دیگه
ولی خواب شما واقعا جالب بود
انشالله هروز زندگیتون زیباتر از روز قبل باشد.
ممنون از استاد عزیز که حرفاتون انقدر منو به سمت هدایتی که میخوام پیش میبره و انقدر موشکافه وجود ما و افکار ما رو تحلیل میکنه
– یکی از خواب هایی که من از کودکی تا الان زیاد دیدم این هست که پشت فرمون یک ماشینم و توی یک سربالایی نتونستم ماشین رو کنترل کنم و ماشین توی سراشیبی میفته
– و یکی دیگه از خواب های من این هست که با سرعت زیادی نسبت بهزبقیه عابرا می تونم راه برم
امیدوارم خدا منو و بقیه دوستان رو در مسیر اگاهی قرار بده
بنام خدای مهربانم و سلام به استاد گلم و همه دوستان
استاد من با اینکه همسن شما هستم تا همین چندسال پیش بیشترین خوابی که برام تکرار میشد این بود که ناظم مدرسه دبستانی که بودم،میومد به خوابم و همینجور چپ چپ نگام میکرد و من میمردم از استرس و اضطراب ولی تا این لحظه که شما گفتین،اصلا بهش فکر نکرده بودم که چرا؟؟و برای من یه کابوس تکراری شده بود.
دروافع الانم نمیدونم چرا ولی شما که گفتین بفکرم انداخت.
شاید اگه قرار باشه جوابی براش داشته باشم این باشه که همیشه میترسیدم کار اشتباهی بکنم .
همین الانشم که نگاه میکنم،میبینم تصمیمگیری ها برام سخته.انتخابها برام سخته حتی در مورد انتخاب در خرید .و این یکم اذیتم میکنه که سخت میتونم تصمیم قاطع و سریعی برای کارهام،خریدهام و اعمالم بگیرم.
اینم مثل خیلی از مسائلی که توی دوره هاتون میزنید،برام یه مساله عادی بوده که هیچوقت بهش فکر نکرده بودم تا جوابی براش داشته باشم.
ما خیلی راحت یه چیزی رو میپذیریم.
مثل اخباری که همیشه توی گوشمون میکردن و هیچوقت دنبال این نبودیم که بفهمیم حقیقت داره یا نه و گزینه راحتتر رو انتخاب میکردیم که اونم قبول کردن یا رد کردن بدون دلیلش بود.
خیلی کنجکاو شدم ببینم این صحبت به کجا میرسه و برای همین نوشتمش.
دوستتون دارم و سپاسگذارم از شما که دستی از دستان خوب خداوند هستین
سلام به همه دوستان عزیز
من هر چند وقت یک بار اتفاقی میافته که ورشکست یا بدهکار میشم و تا در میام دوباره چند وقت دیگه این اتفاق میافته
بعد ازین همه کار کردن هیچی هم ندارم نه ماشین ، نه خونه ، نه یه تیکه زمین هیچی با اینکه 20 ساله دارم کار میکنم
به نظرتون مشکل میتونه چه نوع باور هایی باشه ؟
سلام دوست عزیز
من فکر میکنم خودتون بهتر از هرکسی جواب این سوال بدونید
دنبال کامنت یکی از دوستان میگشتم اتفاقی کامنتی از شما سال 98 دیدم که از موفقیت هاتون گفته بودید
نگاه به گذشته و فکر کردن به روند موفقیت های قبلی قطعا جواب سواله شمایی که قبلا ی پله ای رو با ترقی طی کردید قطعا پله های بعدی کار سختی نخواهد بود.
به نام خدا
سلام
من معمولا قدیما بیشتر خواب میدیدم و همچنین قبلنا بیشتر خواب هارا یادم میموند بعد از اینکه بیدار مشدم.
اما الان یا خواب نمیبینم یا اگر هم میبینم یک مدت کوتاه بعد از بیدارشدن یادم میمونه. حتی خواب هایی را که قبلا دیدم بیشتر یادم مونده مثلا تو بچه گی خواب هیولای یک چشم را که دیدم خیلی خوب یادمه کمی هم خوابش معنا دار بود این خواب به وضوح 80 درصد یادمِ
جدیدا فقط یک خواب دیدم که یادم مونده واون هم خوابی الهام وار بود که خواب دیدم پدرم داره یک کاری را انجام میده و بعد از چند روز اون کار را انجام داد
شاید اتفاقی افتاده که فقط خواب های الهامی یادم بمونه!!!
اما در کل زیاد خواب نمیبینم
خواب هام هم شاید الهامی باشه اما صحنه ای نیست مثلایک سکانس ازاینده نمی بینم که عینا اتفاق بیوفته
(این مدل خواب ها را خواهر بزرگترم می بینه)
خواب های الهامی من بیشتر پیام اور هستش
و این را هم در اخر بگم که خوابی که مکرر تکرار بشه را هم به اون صورت نداشتم فقط تو کودکی زیاد میدیم که لولو وهیاولا زیاد دارن منا می خورن#