پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3 - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    205MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 3
    12MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

701 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    به نام خدا

    سلام

    خدایا شکرت که قوانینی دقیق بر جهانت حکم فرماست و چقدر زود انسان به خواسته هاش میرسه فقط کافی به قول استاد ترمزی نداشته باشی

    چند روز پیش یک سوالی توی ذهنم مطرح شد که خدایا قضیه خوابهایی که می بینیم چیه و تاحالا استاد در موردش صحبت نکرده و بلافاصله این خواسته برآورده شد.

    این به من یادآوری می کنه که همه ی خواسته ها هم می تونن انقدر سریع خلق بشن به شرط نداشتن ترمز

    و اما جواب این سوال

    من قبلا خیلی کم خواب میدیدم و اصولا خواب هایی که می دیدم یادم نمی موند

    ولی یک مدتی هست که زیاد خواب می بینم و خواب هام به این شکل هست که

    از بچگی خیلی رانندگی کردن رو دوست داشتم و هر بار خواب می دیدم عالی دارم رانندگی می کنم و لذت می بردم و وقتی از خواب بیدار میشدم خیلی حالم خوب بود

    استاد خیلی وقته این خواب تکرار میشه که تو خواب می بینم که فردا امتحان دارم و اصلا درس نخوندم و خیلی استرس می گیرم و از خواب بیدار میشم طوری که احساس می کنم خوابم واقعی بوده و طول میکشه تا بفهمم خواب بوده .علت این خواب چیه؟ استاد درسته که خواب های من به من میگه که چه افکاری بیشتر در طول روز از ذهنم میگذره و این خواب من هم می خواد بهم بگه که من در طول روز به این فکر می کنم که عقب موندم و آماده نشدم برای امتحان الهی و یا آماده نیستم برای دیدن استاد وقتی که میاد ایران تا از نتایجم براش بگم و یا از شاگردهای استاد عقب افتادم و شدم شاگرد تنبله و در طول روز خودمو آزار میدم با این افکار

    یا خواب می بینم( این خواب از بچگی باهامه) گدایی افتاده دنبالم و می خواد منو بگیره و من فرار می کنم و داد می زنم و صدام در نمیاد و با عجله می رم تو ی اتاقی و می خوام در و قفل کنم که اون نیاد ولی نمی تونم و دستم می لرزه و از خواب بیدار میشم.

    استاد خیلی کم پیش میاد ولی شما رو تو خواب می بینم که راهنماییم می کنید و یا صدایی رو توی خواب میشنوم که هدایتم می کنه و می دونم که این خواب ها رویای صادقه هستند.

    یا خواب می بینم از پرتگاهی می افتم و با تکون خوردن شدید بدنم از خواب می پرم و بعدش ضربان قلب بالا

    این که توی خواب داد می زنم ولی صدام در نمیاد تا کسی بیاد بهم کمک کنه خیلی تکرار میشه و من خیلی می ترسم و از خواب می پرم. خدایا این خواب ها میخواد چیو بهم بگه؟ استاد هدفت از طرح این سوال چی بود؟

    خدایا کمکم کن تا به جواب این سوالها هم برسم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 2975 روز

    سلام استاد

    فایل فوق العاده بود

    جواب سوالتون

    خوابی که خیلی زیاد میبینم از بعد عروسیم هستش و هرشبخواب میبینم عروسیمه و دلیلش این که یک سریا تو عروسی ناراحتم کردن

    تا قبل از عروسی هم خواب خاصی نمیبینم و تکرار شونده نیستش

    من قبلا خیلی دنبال تعبیر خوابهام بودم وکلی حس بد پیدا میکردم ولی الان به این باور رسیدم که خواب ها تعبیر خاصی نداره و از ناراحتیا و مسائل روزانه و افکار درونی ما نشات میگیره و گاهی همین خوابها بهم میگه مشکلم از چیه و رو چه چیزی باید کار کنم مدتی سعی کردم با گفتگوی درونی خودم آروم کنم و همین خواب تکرار شونده هم مدتی نمیدیدم و آرامش داشتم

    ممنون شما منو راهنمایی کردی که به این موضوع فکر کنم و بفهمم واقعا طبیعی نیست که هرشب یه خواب ببینم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    سلام به استادعزیزم ومریم جانم و تمامی دوستان سایت دوست داشتنی ام

    استاد در جواب سوالتون باید بگم که منم الان که خوب فکرکردم متوجه شدم خوابهای تکراری زیادی میدیدم البته قبل از اشنایی باشما

    با اینکه پانزده سال است که من درس ومدرسه رو کنار گذاشتم ولی مدام خواب امتحان دادنام رو میبینم که هیچی بلدنیستم و تمام وجودم رو استرس گرفته وبا ناراحتی زیادازخواب بیدارمیشدم

    امااستاد خداروشکر بعدازاشنایی باقوانین دیگه ازاین خوابهای استرس زا نمی بینم فقط چندباری خواب دیدم که از یه بلندی بالا میرم مثلا یه کوه یا یه پله بلند .از این قبیل خوابها زیاد میبینم

    به لطف خدا من اولین خریدم رو ازسایت کردم ودوره ی کشف قوانین رو خریدم خیلی خیلی خوشحالم که تونستم این دوره رو بخرم تا به خودشناسی برسم

    استادم دوستتون دارم و براتون بهترین هارو از خدا ارزو دارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    سلام استاد نازنینم….

    از دیدن این فایل مو به تنم سیخ شد…این رو شنیده بودم که شکل خوابهای ما تاثیر افکار روزانه ی ماست ولی وقتی صحبت از الگوهای تکرار شونده شد برق از چشمام پرید…چون این یه معمای بزرگ بود برای من و فکر میکردم که فقط منم که خوابهای تکراری میبینم…استاد جانم من سالها به دلیل استرس زیادی که برای کنکور متحمل شدم مدام خواب میدیدم که دیر رسیدم سرجلسه ی کنکور و درارو بستن و بهم اجازه ی ورود نمیدن و بارها و بارها و بارها به همین شکل از خواب میپریدم و قلبم به شدت میتیپید حتی چندین سال بعد از کنکور هم من این کابوس رو داشتم و هرشب از خواب میپریدم…ولی چند ساله که دیگه نمیبینم اون خوابهارو…و یه الگوی دیگه که شما مثال زدید و من شاخ درآوردم از تعجب افتادن دندون بود که من هر چند وقت یه بار به شکلهای مختلف میبینم دندونام کلا لق میشه و همه با هم میفته….

    و یه خوابی که الان مدتهاست همیشه میبینم و واقعا اذیتم میکنه اینه که مدام تو خواب میبینم که اتفاق خیلی بد در حدفاجعه برای یکی از عزیزانم افتاده حالا یا تصادف یا اتیش سوزی یا از دست دادن یه عضوی از بدنشون و من در حد مرگ دارم اشک میریزم و فریاد میزنم ولی صدام در نمیاد…و گاهی وقتا خواب میبینم که مردن…حالا هر بار یکی از عزیزانم …و جدیدا هم به این شکل هست که مدام تو خواب دارم سعی میکنم احساسم رو خوب کنم انگار تو خواب قانون رو دارم هی با خودم تکرار میکنم که تو باید الان احساست رو خوب نگه داری…

    استاد جانم من هربار که در خواستی از خداوند داشتم از طریق شما به جوابش رسیدم …

    از خداوند میخوام که جواب این معماهارو هم پیدا کنم تا بعد از سالها کابوس دیدن بتونم یک شب تا صبح راحت بخوابم بدون اینکه صبح بلند میشم بخوام سعی کنم به زور خواب دیشبمو فراموش کنم تا احساسم بد نشه…

    عاشقتونم

    لایق بهترینها هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مهدیه الوندی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1291 روز

    سلام استاد و دوستان عزیز

    خواب های تکراری من:

    اولین مورد : تا حالا چندین بار از بچگی تا الان خواب دیدم دنبال بشم توسط کسانی یا چیز هایی که ازشون میترسم یا اتفاقی که ازش میترسم ، در صورتی که ممکنه حتی نبینم اون چیه ، فقط حس میکنم ترسیدم و باید دور شم از چیزی.

    مورد دوم: چند وقته ذهنم خیلی درگیر آیندست و نگران اینم که حتمااا درست ترین تصمیم هارو بگیرم و مبادا تصمیم اشتباهی بگیرم و تقریبا هر دو روز یک بار خواب میبینم که انتخابم تو همین مورد اشتباه بوده یا نتیجه اشتباهی گرفتم که ازش راضی نیستم.

    مورد سوم: برا هر موضوعی استرس دارم ، امتحان مدرسه هرچیزی، خواب میبینم که دقیقا آماده نیستم و اونجا حضور پیدا میکنم ، مثلا یک هفته تا امتحان واقعیم مونده و شب خواب میبینم که الان سر جلسه هستم و نمیتونم از پسش بر بیام و آماده نیستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ریحانه دهقانیان گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    سلام ب استاد و خانم شایسته عزیزم و بچه ها ی سایت. راستش دیروز ی چیزی ب ذهنم خطور کرد از وقتی قانون آفرینش و خریدم و گوش میدم و تمرینارو انجام میدم و تازه فهمیدم چرا به خواسته هام نرسیدم بخاطر ترمزهای که داشتم ثروت میخواستم میگفتم نمیخوام مثل فلان کس بد باشم و میخوام انسان شریفی باشم فکر میکردم ثروت آدمو مغرور و حریص میکنه و بخیل چون زیاد شنیده بودم این فقط یکی از ترمز های منه توی ثروت ساختن وقتی این فایل دیدم تازه فهمیدم چرا من همش خواب می بینم که میخوام ماشین روشن کنم و پامو میزارم روی گاز ولی ماشین حرکت نمیکنه چون من توی زندگی واقعیم ترمز های زیادی دارم بخاطر همون توی خواب ها هیچ وقت ماشینم حرکت نمیکنه آدم بلند پروازی هستم و آرزو های بزرگ دارم و قدمم برداشتم ولی نتیجه نگرفتم و یکی از آرزوهام اینه که از ایران برم ولی ب دلایلی مسخره‌ای کارم گره خورده بود که نتونستم برم. ولی این خواب ها انگار ی جور الهام بوده که دختر تو نمیتونی ماشین روشن کنی جز اینکه پاتو از ترمز برداری و بتونی حرکت کنی. همین دیشب بود خواب باغ سیب دیدم که عاشقشم خواب های خوب که نشون میده دیگه اون خواب قبلی رو نمی بینم و انگار مدارم تغییر کرده که ب لطف خدا و استاد عزیزم و قانون آفرینش من پامو از ترمزهای زندگیم برمیدارم و پامو میزارم روی گاز و حرکت میکنم. دیروز دلم گفت برو این کامنت بزار و منم انجام دادم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1572 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

    خدایا واقعا ممنونم

    چقدر این اگاهی وفایل ها رو درست در زمانی که بهش نیاز داشتم ،دریافت کردم

    همین دیروز بود ،که از خدا درخواست کردم که:خدایا به من اگاهی بده که بر ایمانم بیفزاید .

    وامروز وارد سایت شدم ،اون اگاهی ناب رو تو این فایل ،دریافت کردم ،

    من دیروز با خدای خودم راز ونیاز کردم و گفتم خدایا ،کمکم کن درونمو بشناسم ،بفهمم چه باور هایی دارم و چه منطقی رو برای تغییر اون باورها به ذهنم بدم ،

    وباور من این بود (البته یکی از مهم ترین هاش)

    که مریضی من و بچه هام ،ژنتیکیه

    وبعد این ایه ی قران تو ذهنم اومد ،که (خلقکم من نفس واحد)

    چقدر به ارامش رسیدم

    چه باور شرک الودی داشتم به اسم ژنتیک

    خداوند مارا از یه نفس واحد ویه جسم واحد مادی و روح افریده وهمه برابریم وچیزی به اسم ژنتیک ساخته ی ذهن بشره

    واین باور شرک و باور به بی عدالتی خداست

    اینکه بعضی رو بهتر افریده و بعضی رو بدتر (ژنتیک بدتر)

    این فایل هایی که اخیرا استاد تو سایت قرارداده ،در حد یه دوره ی کامل ،منو به خودشناسی رسوند

    اینکه چرا با وجود تلاش فراوان به خواسته هام نرسیدم ؟

    چه ترمزهایی دارم که ،با وجود تلاش فراوان ،اجازه ی رسیدن به خواسته هامو نمیده؟

    چرا از انجام کارهایی که میدونم باید انجام بشن ،فرار می کنم

    دلایل تمام این سوالات رو ،من تو این فایل های بی نظیر ،دریافت کردم .

    من واقعا همیشه ازین همه اگاهی استاد ،به وجد میام

    تبارک الله احسن الخالقین

    قبلا من تمام تلاشمو رو افزایش مهارتم درکار می گذاشتم ،ولی نتیجه تغییر نمی کرد

    الان فهمیدم ،که باوجود ترمزهای مخفی ذهنم ،هرچقد که تلاش فیزیکی کنم ،به جایی نمیرسم

    حرف های خدا ،همیشه برزبان استاد، که دستی قوی ،از دستان الهی هست،جاری میشه و منو یه مدار بالاتر میبره

    الهی شکرت

    درمورد الگوهای تکرار شونده ی خواب ،من تمام خواب هایی که استاد گفتند ،رو شاید بگم به مدت ده سال یا بیشتر ،بعد از پایان دبیرستان ،مرتب به خواب میدیدم

    زمانی که ،به خاطر مشکلات مالی خانواده م ،مجبور به ازدواج بودم (مادرم بخاطر باورهای اشتباهش ،فکر می کرد تنها راه اینکه زندگی ما خوب بشه ،اینه که دختراشو زود ،شوهر بده ،چون خانواده م پرجمعیت بود ) بعد از ازدواج ،احساس می کردم ،چون ادامه تحصیل ندادم ،باوجود علاقه ی زیادم ،دیگه هیچ‌راهی برای موفقیت نیست

    دوبار کنکور دادم ،اما چون باور داشتم مگه میشه براحتی تو کنکور قبول شد ،زیاد تلاش نکردم وقبول نشدم

    وسالها حسرت خوردم ،وناراحت بودم که جایگاه من ،اینجا نیست و مادرم وهمسرم رو مقصر مشکلاتم می دونستم

    هرشب خواب میدیدم ،دارم از بلندی سقوط می کنم ،با یه حالت ترس شدید ،اما دلیل این خواب رو نمی فهمیدم

    الان می فهمم که دلیلش ،این بود که چون ناامید شده بودم ،وتلاشمو ادامه ندادم ،از لحاظ معنوی سقوط کرده بودم

    خواب بعدیم ،این بود که دارم میرم مدرسه ،اما نزدیکای مدرسه می فهمیدم ،کفش نپوشیدم وبا دمپایی اومدم

    یا اینکه امتحان دارم و مداد نیاوردم یا درس نخوندم

    یا اینکه ،داشتم میرفتم مدرسه و لی ،ازیه جای دیگه سر در میاوردم ،

    بنظر خودم ،مداد نداشتن و یا نپوشیدن کفش ،نشان ازین میداد که من ایمانمو از دست دادم و مسیر موفقیت رو ناتمام گذاشتم

    وسر درآوردن از یه جای جدید ووحشتناک ،هم بخاطر عدم ادامه ی راه و تلاش نکردن برای رسیدن به خواسته هام رو نشون میداد و من به قول قران (فی ضلال مبین) در گمراهی اشکار بودم

    مورد دیگه که تقریبا هرشب خواب میدیدم ،این بود که در حال فرار بودم ،از یه حیوان ترسناک یا چند نفر ترسناک ،که نمی دیدم ،اما احساس می کردم ،پشت سرم هستند،

    اون موجودای ترسناک ،که نمی دیدم ،افکارم بودند که به شرک الوده شده بودند،که چون فکر می کردم ،دیگه نمیتونم به خواسته هام برسم ومقصرشو دیگران می دونستم.

    خواب بعدی این بود که خواب می دیدم ،دندونام افتادن ،مادرم اون وقتا می گفت ،هرکی خواب ببینه دندونش بیفته ،(والبته کتاب های تعبیر خواب،که مادرم بشدت بهشون اعتقاد داشت) عزیزش می میره

    چقدر بیشتر ،باتعبیر این خواب می ترسیدم

    دلیل این خوابو فعلا متوجه نشدم ، با خواندن کامنت دوستان ،حتما می فهمم

    خواب دیگه ام ،این بود که میدیدم دارم پرواز می کردم و حس خوبی داشت

    وخواب میدیدم ،همیشه دیر میرسیدم و حسش خیلی بد بود

    گهگاهی ،هم خواب افراد مرده ی فامیل رو می دیدم ،که می خواستند ،یه چیزی بهم بگن ،توی خواب می فهمیدم ،اما بعد بیداری ،نمی فهمیدم بهم چی گفتند

    وتمام این خوابا نشون میدیده ،چه افکار نادرستی داشتم ،که روحمو آزار میدادند و

    هرشب تو خوابم ،روحم میخواست منو از درونم اگاه کنه ،اما من تو مدار درک این اگاهی ها ،نبودم

    دقیقا همان موقع ،هم تو زندگی عادی ام ،بسیار مشکلات روحی و مالی داشتم

    اون وقتا ،اونقدر خواب ترسناک می دیدم ،که از خوابیدن وحشت داشتم ،وقبل خواب عزا می گرفتم که الانم قراره خواب بد ببینم

    وامروز بعد از گذشت این همه سال ،دراین سایت الهی و توسط بنده ی خاص الهی ،هدایت شدم به دلیل دیدن او خواب ها

    چقدر من دیر اگاه وبیدار شدم و بزرگ ترین حسرت زندگیم هم همینه ،که چرا زودتر ،مثل استاد ،تو سن 20 سالگی تقریبا ،در مسیر دریافت این اگاهی ها قرار نگرفتم واز لحاظ روحی ،اماده ی دریافت نبودم

    علتش افکار وباورهام بود که منو فلج کرده بودند و باورهای اطرافیان م ،که منو محدود کرده بودند ،که زن باید بشینه بچسبه به شوهر وبچه ها و مطیع باشه و خواسته ها واهد افمو فراموش کردم

    اما به لطف الهی ،در مسیر قرار گرفتم وخدارو شکر می کنم که مشرک از دنیا نمیرم

    بی نهایت از خداوند واستاد سپاس گذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    amene nasiri گفته:
    مدت عضویت: 4157 روز

    سلام بر استاد نازنین و همه دوستان عزیزم

    استاد جان عجب سوالی واقعا دمتون گرم

    من از فایل یکم که گفتین موردهایی که احساسات شدیدتون رو برانگیخته میکنه بگید کلی اتفاق رو نوشتم و یکم آنالیزش کردم اما اصلا به مقوله ی خواب فکر نکرده بودم تا این فایلتون که برام بسیار عالی بود.

    استاد جان من هم شاید ده ها سال و یا بیشتره که خواب هایی شده خواب های متداول هرشب من که وقتی اون هارو میبینم به حدی انرژی ازم میگیره که احساس میکنم جانی در بدن ندارم

    مثلا من تقریبا هرچند روز یکبار این خواب رو میبینم که امتحان دارم تو دانشگاه و من هیییییچ چیزی بلد نیستم و یا به قول شما درس اشتباهی رو خوندم و از شدت استرس دارم میمیرم و فقط دنبال یک راهم که پاس بشم انقدر این خواب ها واقعین که وقتی از خوابب بیدار میشم از اینکه امتحان ندارم خداروشکر میکنم

    2_خواب دومی رو که اکثر اوقات نیبینم اینه که یه عده دنبالم هستن که ناشناسن و میخوان منو بدوزدن و من دارم از دستشون فرار میکنم استاد باورتون نمیشه اما صبح که بیدار میشم حس میکنم واقعا تمااام شب دوییدم و تمام عضلاتم دردمیکنه و کلی استرس و تنش رو تجربه میکنم

    3_یا از وقتی که خونمون رو دزد زد مدام خواب میبینم که یه نفر وارد خونه شده با این آگاهی که تو خواب میدونم تمام درب هارو قفل کردم اما وقتی بیدارمیشم توحالت خواب و بیدار تپش قلب شدید میگیرم و دستام تا یک ربع میلرزه

    4_یا اینکه درخواب میبینم با دوستانم و عزیزانم به مشکل خوردم و بحث میکنم و هیشکی تو خواب به من حق نمیده وهمه میگن تو مقصری با اینکه من درخواب واقعا بی تقصیر بودم وچنان استیصالی منو میگیره که خدا میدونه

    استاد جانم این خواب ها سال هاس که آرامش رو از من گرفته بجز مورد دوم وچهارم شاید دلیل خواب اولم استرس زمان امتحاناتم بوده که هنوز بامنه اما مورد دوم رو نمیدونم علتش چیه و اینکه از همه مهم تر چه طور میتونم باوری بسازم که دیگه این خواب ها تکرارنشه لطفا کمکمون کنید

    با سپاس فراوان از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      بهاره سعادت گفته:
      مدت عضویت: 2633 روز

      سلام دوست عزیز

      من هم دقیقا هرچندوقت یکبار این خواب اول شما رو میبینم یعنی خواب میبینم امتحان دارم بلد نیستم یا دیر میرسم جلسه امتحان و پشیمونم که چرا نخوندم چرا زودتر بلند نشدم، دلیل این خواب رو نمیدونم امیدوارم به جواب درست هدایت بشیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    لیلا شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    ب نام خدا!

    سلام ب استاد توانمندم و مریم جان وسلام ب دوستای گلم !

    این سوالات واقعا بی نظیره باعث میشه واقعا خودمونو زیر رو کنیم اینکه چ خوابهای تکراری میبینم .خوابهای تکراری زیادی میبینم ولی ازهمه مهمتر اینکه توخواب میبینم من درحال فرارم و ی مردی باچهره وحشتناک دنبال منه ک منو بگیره وبکشه اونقدر فرار میکنم قایم میشم خسته میشم هراسان ازخواب بیدارمیشم موقع بیداری تموم بدنم خسته کوفته اس وتپش قلبم شدید میشه تا چنددقیقه همونطوری میمونم تا کم کم ب حالت عادی برمیگردم البته این خواب هرچند ماه ی بار میبینم دلیلش برمیگرده ب این خیلی افکارم مشغول کارای روزمره اس با بعضی از آدما تودهنم میجنگم ب خصوص شوهرم ومادرشوهرم..خواب بعدیم درمورد خدابیامرز پدرم پدرمو توخواب زیادمیبینم ک زنده شده و مثل زمانیکه زنده بود میبینمش حالش خوبه بعضی وقتا میبینم حالش بده غصه میخورم وازخواب بیدارمیشم تاچندرروز فکرم درگیر میشه اینم برمیگرده ب اینکه طی روز زیاد ب پدرم فکرمیکنم خواب بعدیم اینکه میبینم خونمون چندخواب بهش اضافه شده من باتعحب یکی یکی نگاه میکنم وسایلاشو چک میکنم ببینم چی هست خوشحال میشم ..اینم برمیگرده ب اینکه من خیلی دوس دارم خونم بزرگ و حیاط دارباشه اکثرموقع ها ب اینم فکرمیکنم خواب بعدی گ میبینم امتحان دادن ک سرجلسه امتحانم هیچی بلد نیستم هی میخوام تقلب کنم نمیشه درضمن موضوع امتحانات هم فرق میکنه نگرانی واسترس تموم وجودم پرمیکنه اینم ب نظر خودم ب مهارت هایی ک میخوام یادبگیرم ولی استرس دارم مربوط میشه ..استاد وقتی فکرمیکنم میبینم ما هیچی درمورد خودمون ودلیل اتفاقاتی ک برامون میفته نمیدونستیم صحبتهای ناب شما آگاهمون کرد گ کجا داریم مسیردرست یاغلط میریم این خودش کلی ب ما کمک میکنه تامشکلات زندگی ب راحتی حل کنیم و بهتر وراحتتر قدم برداریم باآرامش ولدت بیشتری زندگی کنیم ..استاد جان پایدارسلامت باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1176 روز

    پروردگارا من را به راهی روشنتر هدایت کن

    .

    ساعتهاست که غرق خوندن کامنت بچه ها هستم از این دوفایل پشت سرهم

    .

    چقدر لذت بردم چه احساس عمیقی از ایمان لابلای صحبت بچه ها هست

    سپاسگزارم از همه شما بهشتی هاا

    .

    درباره خواب دیدن

    مدتهاست خواب نمیبینم

    و خواب ارامی دارم

    درکل چرخه خواب درمن کمی کوتاهتر هست

    و خوب خوابهای سبک من گواه این مطلب هستش.

    .

    درکودکی خواب زیاد میدیدم

    همه مدل

    همه رقم

    گاهی همه بچه های فامیل تو خوابم بودن

    تفربحات و گردشها رو خواب میدیدم

    خونه قدیمیمون رو

    .

    بیشتر دلبستگی هام رو خواب میدیدم

    چیزاای که دوستشون داشتم

    .

    مواقعی که خواب بددمیدیدم دو دلیل داشت یا شب قبل اکشن مووی دیده بودم یا اینکه شام بسیار سنگین خورده بودم

    .

    کلا بچگی خیلی خواب میدیدم

    اما هرچه بزرگتر شدم کمتر و کمتر

    اخرین خوابی هم که دیدم

    کنار استاد و خانم شایسته بودم

    که واقعاا خواب شیرینی برام بود هنوزم اون موتورسواری رو یادمه

    طراوت هوا

    سرسبزی دشتهاااا

    .

    .

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: