اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روز بود به این سوال شما سخت فک کردم که چه خوابهای بصورت مرتب میبنم و تقریبا جوابی براش نداشتم ..
من تا قبل از آشنایی با شما خوابهای آشفته زیادی میدیدم ولی به لطف خدا با وجود اینکه در شرایطی با شما آشنا شدم که نسبت به تمام طول زندگیم چالشهای به ظاهر سخت بیشتری داشتم باهاش دست پنجه نرم میکردم ولی آرامش بسیار بیشتری که حتی قابل مقایسه با کل زندگیم نیست دارم و این هم به لطف خدا و آموزهای شما استاد بزرگوار منه
البته که بعضی وقتها کنترل ذهنم برام سخت میشد و بعضی شبا یکم بهم میریختم و کابوس میدیدم ولی خیلی کم بود در حدی که تقریبا نمیشه گفت اینقدر تکرار شده که خوابها رو بیاد بیارم ..
خلاصه این چند روز که بهش فک میکردم دیشب با اینکه روز خوبی قبلش سپری کرده بودم ولی کابوسهای اومد سراغم که جواب سوال من بود
مورد اول
1.در مورد طلبکارها بود و مخصوصا کسی که یکم بیشتر از بقیه باهاش درگیر بودم
2.خواب سگ سیاه و سگ سفید دیدم که انگار یه جواریی سگ سفید مراقب من بود ..
من قبلا از سگ میترسیدم ولی خیلی خوب روی این قضیه کار کردم و ترسم تقریبا صفر شده بود ،قبلا حتی توی خواب ازش فرار میکردم ولی از وقتی در جهان بیرون با شجاعت خودمو تست کردم و راحت شدم باهاش در خوابم ازشون ترسی ندارم ..
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم…بشدت منتظرم جواب این خوابهامو در فایل بعدی بشونم و از خدا میخوام که بهم توانی عطا کنه که این باورها و این ترمزهای که بشدت خودم متوجه مقاومتش میشم ولی درکش یکم برام سخت رو هدایتم کنه که بتونم از این قدرتی که بهم عطا کرده استفاده کنم لذت ببرم از خالق بودن خودم
بقول استاد این ماییم که جلوی بینی خودمونو گرفتیم و میگم چرا نعمتها در همه شکلش وارد زندگی ما نمیشه ..خدایا تو این مقاومت بشکن چون بندت بشدت میخواد دنیای مادیتو کشف کنه و گازشو بگیره
من یه خوابی رو که آدم هاش یکی هستن ولی به شیوهای مختلف میبینم
خونه بابا بزرگمم اصلا اونجا احساس امنیت ندارم همش حواسم به خواهر برادرم هست که آسیب نبینن از یه نفر ثابت همیشه تحدید میشم تحدیدشو به زبون نمیارها فقط میگه میدونم باهات چیکار کنم و این نا امنی و این تحدید به شیوهای مختلف و تصویرهای مختلف هرچند روز یکبار میبینمش و گاها هرشب و این خواب آنقدر روم تاثیر میذاره که تا یکی دوساعت بعداز بیدارشدنم انرژی منفیشو رو خودم احساس میکنم…
من زیاد خواب میبینم..ولی متاسفانه اکثرا یادم میره بعد از اینکه بیدار میشم.
امروز ک بیدار شدم سعی کردم دقت کنم…خب چون دیروز با مادرم بحثم شده بود ..خواب دیدم ک دارم با مادرم بحث میکنم و حرص میخورم..فکر میکنم این قبیل خواب ها برام تکرار میشن
خواب دیدم که دارم با معلمم یک بحث منطقی میکنم و معلمم وسط حرفم ضبطش رو روشن میکنه و منو وسط بحث نادیده میگیره…این ک نادیده گرفته بشم هم خیلی تو خوابهام تکرار میشه.
خواب دیدم ک همه دوستام دور هم جمعن و دارن یه کاری رو انجام میدن و من تنها و جدا از اونهام.خب اینام تکرار میشن.
آره همونطور ک گفتین خواب میبینم ک کسی منو دنبال میکنه و من دارم فرار میکنم..مثلا سوار بر اسبم و سربازا هم با اسب دنبالمن.هیجانش انقدر بالاست ک وقتی از خواب میپرم دارم نفس نفس میزنم.
یسری خوابم قبلا میدیدم یه مدت طولانی..خواب میدیدم ک دوستم ک دوسال بود باهاش قهر بودم میاد سمتم و باهام حرف میزنه و یجورایی آشتی میکنه…شاید باورتون نشه ک تو واقعیت هم اومد و با من آشتی کرد خودش
دیگه یادم نمیاد وگرنه خواب زیاد میبینم چون راحت نمیخوابم اکثرا و شاید بدونید شماهم..ک وقتی راحت نمیخوابی در مرحله ی REM قرار میگیری که در این فاز شما خواب میبینی.
و شاید جالب باشه براتون و برای خیلی ها هم اتفاق بیفته ..گفتم شاید نکته ای توش باشه یا در این رابطه چیزی بدونید ک من نمیدونم…بسیار زیاد خوابای بختکی میبینم..به این صورت ک من در خواب خودم رو همونجایی ک هستم میبینم..انگار ک من بیدارم و از پشت پلک بسته دارم همه چیز رو میبینم..ولی جو یکم خوفناک هستش و شاید صداهای عجیبی دور من اتفاق میفته یا حتی افرادی ک میشناسمشون شاید بیان و به من یه چیز عجیب غریبی بگن یا یه کار عجیب غریبی بکنن..و شاید مثلا چهره ی اون فرد اصلا شبیه مامانم نیست ولی در خواب مثلا میدونم ک اون مامانم هستش یا دوستم هستش و غیره…یا حتی فقط یک حضور ترسناک یه هوای ترسناک حس میکنم..و در همه ی اینها یه جایی میرسه ک میخوام تکون بخورم یا چیزی بگم ..ولی میبینم نمیتونم و در همین لحظه با اینکه خواب هستم میفهمم ک من خوابم و شروع میکنم تقلا کردن برای بیداری و نمیتونم و خییییلییی حس بد و همراه با ترس و وحشتی داره..ولی در خواب به یکباره شروع میکنم ب خوندن آیت الکرسی و با کمال تعجب از خواب بیدار میشم..و البته ک بعد از بیداری نفس نفس میزنم و تپش قلب و بعد باید برق اتاق رو روشن کنم و دوباره بخابم اون هم در نور. شاید خنده دار بوده باشه براتون…ولی چون خیییلیی تکرار میشه گفتم براتون بگم شاید مهم بود یا نکته ای داشت.
بی نهایت هم خواب میبینم ک در حین راه رفتن ب چاله ای میفتم..و پایم میپرد در عالم واقعیت و از خواب میپرم
چند مدل خواب هست که برای من خیلی تکرار می شده. البته سال هاست این خواب ها رو نمی بینم یا اینکه با فاصله های خیلی طولانی اما در دوران مدرسه و دانشگاه و بچگی خیلی این چند مدل خواب تکرار میشد.
1- خواب اینکه یک نفر یا چند نفر دنبال من هستند و توی شب و کوچه پس کوچه ها دارم فرار می کنم و این فرار هیچ انتهایی نداره.
2- خوابی که خیلی زیاد دیدم و هنوز هم می بینم اینکه یک امتحان مهم دارم (برای دانشگاه یا مدرسه) که یا تاریخش رو یادم رفته، یا الان متوجه شدم که فردا امتحان دارم و هیچی نخوندم، یا توی دانشگاه هستم و محل برگزاری امتحان رو پیدا نمی کنم و … و چون من خیلی از این نظر کمال گرا بودم و توقع از من توی دوران مدرسه همیشه بالا بود، خیلی این خواب برام استرس زا و ترسناک هست.
3- خواب جا موندن از اتوبوس و قطار و … هم خیلی اتفاق میفته
4- خواب اینکه یک عروسی دعوتم و هیچ لباس مناسبی برای پوشیدن ندارم. (با اینکه در واقعیت من به ندرت عروسی یا مهمونی میرم ولی این خواب هم به طرز عجیبی خیلی تکرار میشه و احساسش هم خیلی اذیت کننده ست. یعنی توی خواب اصلاً متوجه نیستم که خوب می تونی نری مهمونی یا عروسی و موضوع مهمی نیست. ولی توی خواب خیلی قضیه جدیه و من از این موضوع احساس ترس می کنم)
من گاهی خواب میبینم که دندان هام می افته و خیلی برام عجیبه این موضوع به چه دلیل هست . خوشحال میشم علتش رو از زبان شما بشنوم.
البته من اخیرا خیلی خواب نمیبینم و حتی اگر هم ببینم هنگام بیداری یادم نیست ولی چندین بار دیدم که دندانهام ریخته بود و حس خوبی پس از بیداری نداشتم اینکه در این فایل به این موضوع اشاره کردین خیلی جالبه و علاقه مند شدم علت رو متوجه بشم . با تشکر از شما
سلام به استاد وخانم شایسته عزیز وخسته نباشید خدمت دوستان
جواب سوال چه خوابهای تکرای میبینم ؟
اولین خوابی که تکراری میبینم شما هستین استاد اخرین خوابی هم که از شما دیدم همین چند شب پیش بود که با هم بودیم من ازتون پرسیدم چرا من نتیجه بزرگ نمیگیرم شما جوابی ندادین و خندیدین گفتم میشه برا اینه که توجه خودم منحرف میکنم از خواسته ومیرم سراغ یه کار دیگه گفتین اره اره همینه
این خوابم دیدم حس میکنم چند روز بود مداوم از خدا میخواستم هدایتم کنه فکر میکنم تو خواب جوابش بهم داده شد.
1.تو خواب دنبالم میکنن و من فرار میکنم این خوابو زیاد میبینم که باید فرار کنم ولی هر کار میکنم نمیشه تکون بخورم به زور یه قدم بر میدارم و بیدار میشم میبینم چقد تشنمه
2.خواب پرواز کردن زیاد میبینم که میپرم خیلی راحت
3.خواب دندونام میریزه هم تکراری میبینم صبح چکشون میکنم
4.خواب خدمت سربازی هم زیاد میبینم که دوباره رفتم خدمت و چقد سخته برام
سلام به خداوند مهربانم و استاد بزرگوار و دوستان عزیزم
این فایل استاد خیلی من رو به فکر واداشت ویران جالب بود اصلا فکر نمی کردم دیگران هم خواب های تکراری ببینند و این شاید یک دلیل مشخص داشته باشه .من نوجوانی وجوانیم خیلی خواب میدیدم ولی الان کمتر شده ولی بازم یک سری خواب ها تکرار میشه مثل:
نرسیدن به موقع به جلسه امتحان
با خانواده به یک جای ناآشنا رفتن وگم کردن اونها
جا موندن از سرویس واسترس دیر رسیدن سر کار
پرواز کردن در خواب به صورت ایستاده با اراده شخصی ( البته هر زمان که ناراحتی دارم در ارتفاع کم میتونم پرواز کنم و در زمان آسودگی و شادی در ارتفاع بالا)
گاهی هم دعوای شدید با پدر و مادر وبیرون ریختن حرفهای دل وگلایه ها با گریه و دادوبیداد در صورتیکه در بیداری من همیشه احترام آن ها را دارم و مشکل خاصی با آنها ندارم
و نکته جالب اینکه بیشتر این خواب های تکراری در فضای شب هست و تاریکی که استرس رو بیشتر میکنه . البته خیلی دوست دارم علت این خواب های تکراری رو بدونم ،اما پروازم رو خیلی دوست دارم .
از خدا براتون بهترین وشیرین آرین اتفاقات رو در خواب و بیداری آرزومندم ،به امید دریافت هدایت الهی در تمام لحظات انشاالله
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته دوست داشتنی وتمامی دوستان. من بدون مقدمه میرم سر اصل داستان وجواب به سوال استاد: یکی ازخوابهایی که من در دوران کودکی و نوجوانی سالهامیدیم وخیلی برام زجر آور بود این بود که از یه ارتفاع پرت میشدم پایین وباوجود اینکه شاید ارتفاع خیلی زیاد نبود من هرچه دست وپا میزدم به زمین نمیرسیدم وبه شدت ته دلم خالی میشد وازخواب میپریدم الآن هم هنوز هراز گاهی این خواب رو میبینم ومتوجه شدم هردو فرزندم هم هرازگاهی مثل من خواب میبینن.یکی دیگه ازخوابهایی که سالها برام تکرار میشد این بود که مثلاً یه چیزی یا یه کسی دنبالم میکرد ومن هرچه تلاش میکردم که فرار کنم نمیتونستم حتی یه قدم بردارم الآن که بزرگ شدم این خواب اینجوری جایگزین شده که مثلاً میخوام شماره فلانی روبگیرم که کمکم کنه ولی هرچه تلاش میکنم نمیتونم شماره رو بگیرم.یه خواب دیگه که الآن باوجود اینکه بیشتر از 20سال هست که دیگه مدرسه نمیرم اینه که خواب میبینم که امتحان دارم وهیچی نخوندم وبه شدت استرس دارم باوجود اینکه زمان تحصلیم جز دانش آموزان رتبه اول بودم وهمیشه نمراتم عالی بود نمیدونم چرا خواب میبینم که درس بلد نیستم.یه خواب دیگه که الآن در بزرگسالی میبینم اینه که درهرجایی که هستم مثلاً خونه متوجه جن میشم وهرچه بسم الله میگم وحمد وسوره میخونم اون جن نمیره تا اینکه ازخواب بپرم.گاهی هم خواب میبینم چشمام کور شده یا اینکه پاهام سنگینه وهرکاری میکنم نمیتونم یه قدم هم بردارم….. ممنون از استاد عزیز که دلسوزانه برای بهتر شدن حال درونی وزندگی دنیا و آخرت خانواده بزرگش وقت میذاره ،️️️️
سلام به استاد عزیزم ..
چند روز بود به این سوال شما سخت فک کردم که چه خوابهای بصورت مرتب میبنم و تقریبا جوابی براش نداشتم ..
من تا قبل از آشنایی با شما خوابهای آشفته زیادی میدیدم ولی به لطف خدا با وجود اینکه در شرایطی با شما آشنا شدم که نسبت به تمام طول زندگیم چالشهای به ظاهر سخت بیشتری داشتم باهاش دست پنجه نرم میکردم ولی آرامش بسیار بیشتری که حتی قابل مقایسه با کل زندگیم نیست دارم و این هم به لطف خدا و آموزهای شما استاد بزرگوار منه
البته که بعضی وقتها کنترل ذهنم برام سخت میشد و بعضی شبا یکم بهم میریختم و کابوس میدیدم ولی خیلی کم بود در حدی که تقریبا نمیشه گفت اینقدر تکرار شده که خوابها رو بیاد بیارم ..
خلاصه این چند روز که بهش فک میکردم دیشب با اینکه روز خوبی قبلش سپری کرده بودم ولی کابوسهای اومد سراغم که جواب سوال من بود
مورد اول
1.در مورد طلبکارها بود و مخصوصا کسی که یکم بیشتر از بقیه باهاش درگیر بودم
2.خواب سگ سیاه و سگ سفید دیدم که انگار یه جواریی سگ سفید مراقب من بود ..
من قبلا از سگ میترسیدم ولی خیلی خوب روی این قضیه کار کردم و ترسم تقریبا صفر شده بود ،قبلا حتی توی خواب ازش فرار میکردم ولی از وقتی در جهان بیرون با شجاعت خودمو تست کردم و راحت شدم باهاش در خوابم ازشون ترسی ندارم ..
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم…بشدت منتظرم جواب این خوابهامو در فایل بعدی بشونم و از خدا میخوام که بهم توانی عطا کنه که این باورها و این ترمزهای که بشدت خودم متوجه مقاومتش میشم ولی درکش یکم برام سخت رو هدایتم کنه که بتونم از این قدرتی که بهم عطا کرده استفاده کنم لذت ببرم از خالق بودن خودم
بقول استاد این ماییم که جلوی بینی خودمونو گرفتیم و میگم چرا نعمتها در همه شکلش وارد زندگی ما نمیشه ..خدایا تو این مقاومت بشکن چون بندت بشدت میخواد دنیای مادیتو کشف کنه و گازشو بگیره
سلام به همگی
من یه خوابی رو که آدم هاش یکی هستن ولی به شیوهای مختلف میبینم
خونه بابا بزرگمم اصلا اونجا احساس امنیت ندارم همش حواسم به خواهر برادرم هست که آسیب نبینن از یه نفر ثابت همیشه تحدید میشم تحدیدشو به زبون نمیارها فقط میگه میدونم باهات چیکار کنم و این نا امنی و این تحدید به شیوهای مختلف و تصویرهای مختلف هرچند روز یکبار میبینمش و گاها هرشب و این خواب آنقدر روم تاثیر میذاره که تا یکی دوساعت بعداز بیدارشدنم انرژی منفیشو رو خودم احساس میکنم…
سلام استاد عزیز
من زیاد خواب میبینم..ولی متاسفانه اکثرا یادم میره بعد از اینکه بیدار میشم.
امروز ک بیدار شدم سعی کردم دقت کنم…خب چون دیروز با مادرم بحثم شده بود ..خواب دیدم ک دارم با مادرم بحث میکنم و حرص میخورم..فکر میکنم این قبیل خواب ها برام تکرار میشن
خواب دیدم که دارم با معلمم یک بحث منطقی میکنم و معلمم وسط حرفم ضبطش رو روشن میکنه و منو وسط بحث نادیده میگیره…این ک نادیده گرفته بشم هم خیلی تو خوابهام تکرار میشه.
خواب دیدم ک همه دوستام دور هم جمعن و دارن یه کاری رو انجام میدن و من تنها و جدا از اونهام.خب اینام تکرار میشن.
آره همونطور ک گفتین خواب میبینم ک کسی منو دنبال میکنه و من دارم فرار میکنم..مثلا سوار بر اسبم و سربازا هم با اسب دنبالمن.هیجانش انقدر بالاست ک وقتی از خواب میپرم دارم نفس نفس میزنم.
یسری خوابم قبلا میدیدم یه مدت طولانی..خواب میدیدم ک دوستم ک دوسال بود باهاش قهر بودم میاد سمتم و باهام حرف میزنه و یجورایی آشتی میکنه…شاید باورتون نشه ک تو واقعیت هم اومد و با من آشتی کرد خودش
دیگه یادم نمیاد وگرنه خواب زیاد میبینم چون راحت نمیخوابم اکثرا و شاید بدونید شماهم..ک وقتی راحت نمیخوابی در مرحله ی REM قرار میگیری که در این فاز شما خواب میبینی.
و شاید جالب باشه براتون و برای خیلی ها هم اتفاق بیفته ..گفتم شاید نکته ای توش باشه یا در این رابطه چیزی بدونید ک من نمیدونم…بسیار زیاد خوابای بختکی میبینم..به این صورت ک من در خواب خودم رو همونجایی ک هستم میبینم..انگار ک من بیدارم و از پشت پلک بسته دارم همه چیز رو میبینم..ولی جو یکم خوفناک هستش و شاید صداهای عجیبی دور من اتفاق میفته یا حتی افرادی ک میشناسمشون شاید بیان و به من یه چیز عجیب غریبی بگن یا یه کار عجیب غریبی بکنن..و شاید مثلا چهره ی اون فرد اصلا شبیه مامانم نیست ولی در خواب مثلا میدونم ک اون مامانم هستش یا دوستم هستش و غیره…یا حتی فقط یک حضور ترسناک یه هوای ترسناک حس میکنم..و در همه ی اینها یه جایی میرسه ک میخوام تکون بخورم یا چیزی بگم ..ولی میبینم نمیتونم و در همین لحظه با اینکه خواب هستم میفهمم ک من خوابم و شروع میکنم تقلا کردن برای بیداری و نمیتونم و خییییلییی حس بد و همراه با ترس و وحشتی داره..ولی در خواب به یکباره شروع میکنم ب خوندن آیت الکرسی و با کمال تعجب از خواب بیدار میشم..و البته ک بعد از بیداری نفس نفس میزنم و تپش قلب و بعد باید برق اتاق رو روشن کنم و دوباره بخابم اون هم در نور. شاید خنده دار بوده باشه براتون…ولی چون خیییلیی تکرار میشه گفتم براتون بگم شاید مهم بود یا نکته ای داشت.
بی نهایت هم خواب میبینم ک در حین راه رفتن ب چاله ای میفتم..و پایم میپرد در عالم واقعیت و از خواب میپرم
سلام
چند مدل خواب هست که برای من خیلی تکرار می شده. البته سال هاست این خواب ها رو نمی بینم یا اینکه با فاصله های خیلی طولانی اما در دوران مدرسه و دانشگاه و بچگی خیلی این چند مدل خواب تکرار میشد.
1- خواب اینکه یک نفر یا چند نفر دنبال من هستند و توی شب و کوچه پس کوچه ها دارم فرار می کنم و این فرار هیچ انتهایی نداره.
2- خوابی که خیلی زیاد دیدم و هنوز هم می بینم اینکه یک امتحان مهم دارم (برای دانشگاه یا مدرسه) که یا تاریخش رو یادم رفته، یا الان متوجه شدم که فردا امتحان دارم و هیچی نخوندم، یا توی دانشگاه هستم و محل برگزاری امتحان رو پیدا نمی کنم و … و چون من خیلی از این نظر کمال گرا بودم و توقع از من توی دوران مدرسه همیشه بالا بود، خیلی این خواب برام استرس زا و ترسناک هست.
3- خواب جا موندن از اتوبوس و قطار و … هم خیلی اتفاق میفته
4- خواب اینکه یک عروسی دعوتم و هیچ لباس مناسبی برای پوشیدن ندارم. (با اینکه در واقعیت من به ندرت عروسی یا مهمونی میرم ولی این خواب هم به طرز عجیبی خیلی تکرار میشه و احساسش هم خیلی اذیت کننده ست. یعنی توی خواب اصلاً متوجه نیستم که خوب می تونی نری مهمونی یا عروسی و موضوع مهمی نیست. ولی توی خواب خیلی قضیه جدیه و من از این موضوع احساس ترس می کنم)
درود بر شما استاد گرامی
من گاهی خواب میبینم که دندان هام می افته و خیلی برام عجیبه این موضوع به چه دلیل هست . خوشحال میشم علتش رو از زبان شما بشنوم.
البته من اخیرا خیلی خواب نمیبینم و حتی اگر هم ببینم هنگام بیداری یادم نیست ولی چندین بار دیدم که دندانهام ریخته بود و حس خوبی پس از بیداری نداشتم اینکه در این فایل به این موضوع اشاره کردین خیلی جالبه و علاقه مند شدم علت رو متوجه بشم . با تشکر از شما
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به استاد وخانم شایسته عزیز وخسته نباشید خدمت دوستان
جواب سوال چه خوابهای تکرای میبینم ؟
اولین خوابی که تکراری میبینم شما هستین استاد اخرین خوابی هم که از شما دیدم همین چند شب پیش بود که با هم بودیم من ازتون پرسیدم چرا من نتیجه بزرگ نمیگیرم شما جوابی ندادین و خندیدین گفتم میشه برا اینه که توجه خودم منحرف میکنم از خواسته ومیرم سراغ یه کار دیگه گفتین اره اره همینه
این خوابم دیدم حس میکنم چند روز بود مداوم از خدا میخواستم هدایتم کنه فکر میکنم تو خواب جوابش بهم داده شد.
1.تو خواب دنبالم میکنن و من فرار میکنم این خوابو زیاد میبینم که باید فرار کنم ولی هر کار میکنم نمیشه تکون بخورم به زور یه قدم بر میدارم و بیدار میشم میبینم چقد تشنمه
2.خواب پرواز کردن زیاد میبینم که میپرم خیلی راحت
3.خواب دندونام میریزه هم تکراری میبینم صبح چکشون میکنم
4.خواب خدمت سربازی هم زیاد میبینم که دوباره رفتم خدمت و چقد سخته برام
با سلام و خسته نباشید
استاد من ب طور مرتب خواب میبینم ک وارد دستشوییایی میشم ک همگانی هست بدون هیچ در و دیواری
عذر خواهی می کنم سنگ ها کنار هم گذاشته شده طوری ک من دیگه از ادامه دادن قضیه منصرف شدم و تو خواب عصبانی میشم
خواب بودی هم ک مرتب میبینم این هست ک کفشام رو یا گم میکنم یا می دزدن ازم
سلام به خداوند مهربانم و استاد بزرگوار و دوستان عزیزم
این فایل استاد خیلی من رو به فکر واداشت ویران جالب بود اصلا فکر نمی کردم دیگران هم خواب های تکراری ببینند و این شاید یک دلیل مشخص داشته باشه .من نوجوانی وجوانیم خیلی خواب میدیدم ولی الان کمتر شده ولی بازم یک سری خواب ها تکرار میشه مثل:
نرسیدن به موقع به جلسه امتحان
با خانواده به یک جای ناآشنا رفتن وگم کردن اونها
جا موندن از سرویس واسترس دیر رسیدن سر کار
پرواز کردن در خواب به صورت ایستاده با اراده شخصی ( البته هر زمان که ناراحتی دارم در ارتفاع کم میتونم پرواز کنم و در زمان آسودگی و شادی در ارتفاع بالا)
گاهی هم دعوای شدید با پدر و مادر وبیرون ریختن حرفهای دل وگلایه ها با گریه و دادوبیداد در صورتیکه در بیداری من همیشه احترام آن ها را دارم و مشکل خاصی با آنها ندارم
و نکته جالب اینکه بیشتر این خواب های تکراری در فضای شب هست و تاریکی که استرس رو بیشتر میکنه . البته خیلی دوست دارم علت این خواب های تکراری رو بدونم ،اما پروازم رو خیلی دوست دارم .
از خدا براتون بهترین وشیرین آرین اتفاقات رو در خواب و بیداری آرزومندم ،به امید دریافت هدایت الهی در تمام لحظات انشاالله
به نام خدا
سلام بر استاد عزیزم
استاد من چند وقته همش خواب هایی میبینم که دارم تو خواب اذیت میشم،
تحت فشارم وفکر میکنم که یه چیزی داره منو مچاله میکنه و یهو ازخواب میپرم
عمیقم استاد نمیتونم بخوابم وهی با نگرانی واسترس گاهی اوقات از خواب میپریدم
یه مدت طولانی اشلا خواب نمیدیدمولی الان میبینم ولی به این شکل
وبعضعی وقتها هم تو شلوغی ومهمونی ام
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته دوست داشتنی وتمامی دوستان. من بدون مقدمه میرم سر اصل داستان وجواب به سوال استاد: یکی ازخوابهایی که من در دوران کودکی و نوجوانی سالهامیدیم وخیلی برام زجر آور بود این بود که از یه ارتفاع پرت میشدم پایین وباوجود اینکه شاید ارتفاع خیلی زیاد نبود من هرچه دست وپا میزدم به زمین نمیرسیدم وبه شدت ته دلم خالی میشد وازخواب میپریدم الآن هم هنوز هراز گاهی این خواب رو میبینم ومتوجه شدم هردو فرزندم هم هرازگاهی مثل من خواب میبینن.یکی دیگه ازخوابهایی که سالها برام تکرار میشد این بود که مثلاً یه چیزی یا یه کسی دنبالم میکرد ومن هرچه تلاش میکردم که فرار کنم نمیتونستم حتی یه قدم بردارم الآن که بزرگ شدم این خواب اینجوری جایگزین شده که مثلاً میخوام شماره فلانی روبگیرم که کمکم کنه ولی هرچه تلاش میکنم نمیتونم شماره رو بگیرم.یه خواب دیگه که الآن باوجود اینکه بیشتر از 20سال هست که دیگه مدرسه نمیرم اینه که خواب میبینم که امتحان دارم وهیچی نخوندم وبه شدت استرس دارم باوجود اینکه زمان تحصلیم جز دانش آموزان رتبه اول بودم وهمیشه نمراتم عالی بود نمیدونم چرا خواب میبینم که درس بلد نیستم.یه خواب دیگه که الآن در بزرگسالی میبینم اینه که درهرجایی که هستم مثلاً خونه متوجه جن میشم وهرچه بسم الله میگم وحمد وسوره میخونم اون جن نمیره تا اینکه ازخواب بپرم.گاهی هم خواب میبینم چشمام کور شده یا اینکه پاهام سنگینه وهرکاری میکنم نمیتونم یه قدم هم بردارم….. ممنون از استاد عزیز که دلسوزانه برای بهتر شدن حال درونی وزندگی دنیا و آخرت خانواده بزرگش وقت میذاره ،️️️️