اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم ممنون بابت این گنج های که به طور رایگان در اختیارمون قرار میدید
استاد من قبلنا خیلی خواب میدیدم که دندونام ریخته ولی جدیدا ندیدم .و یه خواب دیگم این که میخوام برم مهمونی و نمیتونم به موقع آماده شم ومهمونی تموم میشه .و یه خوابم که خیلی تکرار میشه اینه که دارم با یه شخصی بحث میکنم ومیخوام از خودم دفاع کنم ولی بغض نمیزاره صدام در بیاد واحساس خفگی میکنم .
واقعا با این چند فایل اخیر غوغایی در هم به وجود آوردین خدایا چرا تا به حال به سوالها حتی فکر هم نمیکردم مثل چکاپ فرکانسی شده واقعا با جواب دادن به این سوالها همه وجودم زیر و رو شده
در ادامه کامنت قبلی در مورد خواب دیدن ، من خیلی خواب میبینم در حال رانندگی کردن هستم و خیلی این خواب رو میبینم و خیلی با سرعت هم میرم و گاهی در خواب تصادف هم میکننم
یا خیلی خواب میبینم توی تاریکی دارم میرم انگار راه رو گم کردم و یک نفر به دنبالمه که بیشتر هم ی آقا هستن یا قیافه ترسناک دارن و یا قیافه مرموزی دارند من با ترس فرار میکنم و گاهی هم دستشون به من میرسه و من از وحشت از خواب بیدار میشم و کمکی کسی به من نمیکنه یا خیلی خواب میبینم توی نجاسات هستم
و هیکلم نجس شده و خیلی کلافه میشم و جالبه خیلی وقتها هم خواب میبینم حمام میکنم و دلم میخاد کسی متوجه حمام رفتن من نشه
خلاصه استاد جان چه خوابهایی میبینم و بیصبرانه منتظرم نظر شما رو در مورد این خوابهای خودم و دوستانم بدونم
به نام کسی که همه هستی در ید قدرت اوست. سپاسگذار خداوندم که اینقدر همه چیز را طبق قانون خلق کرده و طبق قانون پیش میبره بدون هیچگونه تبعیض بدون هیچگونه اشکال و ایرادی. خدای نازنینم صدهزهر مرتبه بابت همه چیز ازت ممنون و سپاسگذارم.
سلام به همه دوستان عزیز این سایت فوق العاده و استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز فوق العاده.
از استاد بابت طرح این سوالات و بحثهای هوشمندانه و سازنده و از دوستانم بابت این جوابهای فوق العاده سپاسگذارم از خدا بهترینها را براتون طلب میکنم.
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم در این سایت الهی
اول ازتون خیلی تشکر میکنم استاد بخاطر این فایلهای عالی و سرشار از آگاهی
ممنون که اینقدر سخاوتمندانه این آگاهیها رو به ما هدیه می دید
در پاسخ سوال باید بگم که من الان خیلی کم خواب می بینم. نمی دونم علتش چیه ولی بازم اگه استرس و نگرانی داشته باشم خواب بد می بینم.
یه خوابی که قبلا زیاد می دیدم و الانم تکرار می شه اینه که مثلا دانش آموز هستم و فراموش کردم که امروز امتحان دارم و اصلا درس نخوندم یا دانشجو هستم و فراموش کردم که برم سر کلاسام یعنی چند روز از مهر گذشته و من هیچ کلاسی شرکت نکرده ام و در خواب استرس وحشتناکی رو حس می کنم.
خواب دیگه ای هم که قبلا زیاد می دیدم الان خیلی کمتر شده سقوط از ارتفاعه. خواب می بینم از جایی آویزونم و دارم میفتم. زیر پام یه دفعه خالی می شه. بعضی وقتا از خواب می پرم. البته کلا من از ارتفاع و بلندی می ترسم حالا این مساله تاثیری بر این خوابها داره یا نه نمی دونم.
بازم ازتون ممنونم استاد که کمکمون می کنید تا خودمونو بشناسیم.
فایل مدیریت انتقادات عالیه براش کامنت نذاشتم گفتم اینجا ازتون تشکر کنم. و یه خوبی دیگه ای که داشت فهمیدم که فقط من نیستم که نسبت به انتقاد خیلی حساسم خیلی از آدمهای دیگه هم ههمینجورن.
من بعد فارغ التحصیل شدنم از دانشگاه که 25سالم بود و الان که 33سالم هست بشکل دقیق نمی تونم بگم چند بار ول می تونم بگم تعداد باری که یک خواب رو یدم مثلا میشه گفت سالی یک بار این خواب رو همیشه دیدم.
خوابم: من خواب می بینم که مدرک دانشگاهم رو نگرفتم و یک امتحان هست که ندادمش و با وجود تموم شدن دانشگاهم ولی فارغ التحصیل نشدم و فک میکنم که لیسانس گرفتم. این خواب رو حالا یکسال زیاد یکسال کم دیدم ولی می تونم بگم این 8 سال ک از درسم گذشته 8 بار دیدمش.
یسری خواب هم قبلا زاد می دیدم ولی از وقتی با استاد اشنا شدم و فایل ها رو استفاده کردم میشه گف از وقتی که با استاد اشنا شدم دیگه ندیدم اونم این که همیشه خواب میدیدم بختک افتاده روم و خفه ام می کنه.بعضی وقتا سایه اش رو روی سرم حس می کردم و بعضی شب ها گلوم رو گرفته بود و خفه ام میکرد.
و فک میکنم که دلیلش این بود ک اون زمان خیلی در شرایط افسردگی و ناامیدی و شرایط روحی نامناسب بودم.
استادگلم اگه ازالگوی تکرارشونده (خواب}بخوام بگم مثل تمام الگوهای تکرارشونده درزندگی ام این الگو هم به دوبخش تقسیم میشه
قبل ازاشنایی باقوانین وبعدازاشنایی باقوانین که به لطف الله مهربان دراین مسیر زیباوپرخیربرکت تغیرقرارگرفتم
خوب قبل ازاشنایی همانطور که زندگی ام باری به جهت بود خوابهایم هم همین جوری بود واکثرخوابها یم کابوس واربود
امادردوره 4سالی که دراین مسیرزیبا هستم تقریباخوابهام هدفمتد شده وبیشترخوابهام خوابهای خوشی هستند ولذت میبرم
اما یه خواب زیادبرام تکرارمیشود که البته چندماهی میشه که برام تکرار نشده
واون خواب اینه که همش هنگام رانندگی ماشینم ترمز بریده وهنگام سرعت بالا متوجه میشم که ماشبنم ترمز نداره ولی به یاری الله مهربان به طورشگفت انگیزی موفق به کنترل ماشین میشوم واتفاقی برام رخ نمیده وهمیشه هم برام سوال بود که چرااینقدر این خوابو میبینم
بسیارتابسیارازشماسپاسگزارم بابت این سری فایلهای الگوهای تکرارشونده که باعث میشه خیلی راحت الگوهای تکرارشوتده زندگیمون رو مطرح کنیم وبه امید حذف تمامی الگوهای تکرارشونده منفی زندگیمون
عاشقتونم ودوستتون دارم خیلییییی زیاد
تانوشته دیگر درپناه خدای مهربان شاد سلامت وسربلند باشید
به نام کسی که همه هستی در ید قدرت اوست. سپاسگذار خداوندم که اینقدر همه چیز را طبق قانون خلق کرده و طبق قانون پیش میبره بدون هیچگونه تبعیض بدون هیچگونه اشکال و ایرادی. خدای نازنینم صدهزهر مرتبه بابت همه چیز ازت ممنون و سپاسگذارم.
سلام به همه دوستان عزیز این سایت فوق العاده و استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز فوق العاده. استاد بابت طرح این سوالات و بحثهای هوشمندانه و سازنده و از دوستانم بابت این کامنتهای فوق العاده سپاسگذارم از خدا بهترینها را براتون طلب میکنم.
من صبرکردم تا همه قسمتهای فایل الگوهای تکرار شونده استاد تمام بشه و کامنتها را بخونم تا کمک کنه بهم که تمام الگوهام را پیدا کنم که البته یک دهم کامنتها را هم نخوندم از بس زیاد بودند
و اما الگوهایی که بسیار مرا ناراحت و اذیت میکنند که بعضیاشون خیلی دارن تکرار میشن و بعضیا کمتر،
1- هر چند وقت یکبار زنی بعنوان دوست یا همکار وارد زندگیم میشه که اولش رابطمون خوبه بعد مدتی شروع میکنه به اذیت کردن یا خیانت میکنه یا از صداقتم سوء استفاده میکنه یا ضرر مای میزنه یا دبه درمیاده و حسادت میکنه و زیر آب میزنه و ….
2- هرچندوقت یکبار وقتی توی جمعی حرف میزنم یکی میپره تو حرفم یا طرف مخاطبم حرفمو قطع میکنه یا درست گوش نمیده و یا واکنش خوبی نشون نمیده
3- اینکه بخاطر بی پولی یا کم پولی چیزی که میخوام رو نمیتونم بخرم
4- وقتی پولی خرج میکنم حالم بد میشه
5-وقتی به کسی کمک میکنم قدردان نیست و مواقعی که نیاز دارم بهم کمک نمیکنه
6 – هرچند وقت یبار کسی منو مسخره میکنه و من دلم میخواد جوابی بهش بدم که جمعش کنم ولی نمیتونم و تا مدتی خودخوری میکنم که چرا نزدم رو پوزش.
7- هرچند وقت یبار کسانی را میبینم که از من کوچکترن و پیشرفت زیادی کردن و من حس حسادت و عقب ماندن بهم دست میده
8- تا یادم میاد وقتی اشتباهی میکردم بشدت سرزنش میشدم مدتی قبل کارمند یک شرکت خصوصی شدم و اینجا سر هر اشتباهی من سرزنش میشم و با اینکه الان خیلی بلدم ولی ترس از اشتباه دوباره و سرزنش دوباره باعث میشه من هی اشتباه کنم و خیلی اذیت میشم
9- همیشه خودم و خواسته هام را فدای دیگران میکنم مخصوصا خانواده ام ولی اصلا قدردان نیستن و طوری رفتار باهام میکنند که پشیمان میشم از اونهمه کمک.و بعد بازم تکرار میکنم
10- خیلی برای دیگران ارزش و احترام قائل میشدم ولی اونا متقابلا اینکارو نمیکنند 11- هرچندوقت یکبار موهام بشدت میریزند کم پشت و بد حالت میشن و بعد کلی بشون میرسم و خوب میشن و بعد دوباره .. و من خیلی اذیت میشم
12- هر چند وقت یبار یکی از دوستام که خیلی روش حساب میکنم میره توی جمعی و خیلی به من بی توجه میشه بحدی که تماسهای منو حواب نمیده و که بعد من گله میکنم و هردفعه هم یک بهانه ای داره و …
13- هرچند وقت یبار خواب میبینم یا از یک سرازیری یا یکسری پله طولانی دارم میرم پایین، یا دارم میخندم با قهقهه بطوری که از صدای خودم بیدار میشم یا توی جمعی لخت شده ام. وقتی از خواب بیدار میشم بشدت نگران تعبیر این خوابها میشم
14- هرچند وقت یبار سرکارم نیروی جدید میاد و کلی بهش آموزش میدم کمکش میکنم بعد که راه میافته طوری رفتار باهام میشه و به این تازه وارد طوری بها میدن که احساس میکنم نتیجه زحمتهام و تلاشهام نصیب این نیروی تازه وارد شده من احساس قربانی شدن بهم دست میده
15- شغل عوض کردنهای مکرر و جابجایی مکانی و تا مدتی سردرگمی های مکرر
16- هر مکان جدیدی که انتخاب میکنم برای سکونت پر از مورچه است و حشرات موذی مخصوصا مورچه
17- وقتی اکثر کارام یا دوره های آموزشی ام ناتمام میمونه بشدت اذیت میشم
18- هروقت میرم اداره ای، بانکی، ترمینالی و… اینطور جاها همون لحظه که من منتظرم کارم انجام بشه یا تلفنش زنگ میخوره یا یکی میاد میشینه پیشش و مشغول حرف زدن میشه و منم منتظر و هی حرص میخورم
19- هراز چندوقت یبار یکی پیدا میشه که سعی میکنه موقعیت منو تصاحب کنه یا برام میزنه یا سعی میکنه خودشو توانمندتر نشون بده و منو تخریب میکنه یا ….
20- وقتی رییسم یا همکارم یا پدرم یا کسانی شبیه این تحویلم نمیگیره یا بهردلیلی اخماشون توهمه منو استرس میگیره که نکنه من مقصرم چه کاری انجام دادم که این امروز اینطوریه
21- وقتی در موجهه با کسی یا کسانی که از من موفق ترن قرار میگیرم استرس میگیرم و ضعیف عمل میکنم و سوتی میدم
22- وقتی مهمان میاد مخصوصا وقتی مدت زیادی بمونه برنامه هام و رشته کارم از دستم درمیره و بهم میریزم
23- خواهری دارم بشدت منفی و خیلی سخت زندگی میکنه خیلی بهش کمک کردم ولی فایده که نداشت هیچی شرایطش بدتر هم شد ولی ازنجایی که میبینم فایده ای نداره و خودش هم اصلا نمیخواد تغییر کنه دیگه رهاش کردم برا طبق گذشته ازم انتظار کمک داره همین ازم ناراحته و منم کاری ازدستم بر نمیاد و هراز چندگاهی رفتاری باهام میکنه که هم ناراحت میشم و هم دلم براش میسوزه و احساس گناه میکنم و این خیلی اذیتم میکنه
24- اگر انتقاد ناعادلانه ای ازم بشه بهم میریزم
25- هر از چندگاهی موضوع دادگاهی برای خودم یا خانواده ام پیش میاد طوری که همیشه اونطرف مقصره و در بیشتر موارد هم اون پیروز میدان میشه و این دیگه داغون میکنه منو
26- و خلاصه احساس قربانی شدن و تحقیر شدن، بی ارزش بودن ،خیانت، زیاد توی زندگیم تکرار میشه
و اما الگوهای تکراری مثبت
هرچند وقت یکبار مردی پیدا میشه که بدون هیچ توقعی بهم کمک میکنه و خیلی من دوست داره و حتی عاشمقم میشه اما یا شرایط ازدواج نداره یا یکی دیگه هم تو زندگیش هست
هرچندوقت یبار مکان زندگیمو عوض میکنم و اون موقعیت جدید شرایطی داره که تقریبا همه چی برام رایگان تموم میشه مثلا اون مکان یک مکان دولتی هست یا چیزی شبیه این.
نکته جالب اینکه از زمانی که وارد گروه دوستان و این سایت شدم بعضی از موارد بالا تکرارشون خیلی کم شده ولی بازم هستند
از خداوند هدایت میطلبم برای خودم و تمام کسانی که خواهان تغییر هستند
و از این قدرت لایزال سپاسگذارم از استاد و شما دوستان عزیزم سپاسگذارم بابت همه چیز
استاداینومیخوام بگم من اصلاخواب نمیبینم خیلی کم اونم متوجه میشم مواقعی که ذهنم درگیرموضوعی میکنم صحبت کسی رومیکنم شب یاچندروزبعدخوابش میبینم خوابای که هرلحظه یه جورمیشه
مثلاخواب میبینم مهمونیه ومعمولااون طرفی که صحبتش کردم درطول روزیاقبلاتوخواب هستش بعدبازمیبینم مهمونی ازخودمونه ولی یه مکانیه مثل خونه مانیست اصلاشبیه این خونه که داریم نیست یه جای دیگه بازیهومیبینی خواب تغییرمیکنه کلامتوجه میشم خودم هرموقع ذهنم درگیره تره بیشترخوابای (به قول همسرم شلوغ پلوغ میبینم)
تودوران بچگی مادرم بنده خدااستادتعبیرخواب بودالانم هست کمترشده (ینی من تومدارصحبت کردن خواب واین حرفاباهاش نیستم چون میدونم سری تعبیرمیکنه برام )توی اون دوران میگفت اگرخواب آب وماه وماهی ببینی به کسی نگی پادشاهی من کل اون دوران بااین عشق میخوابیدم که این خواب ببینم پادشاه بشم ههههه
وهرخوابی دیگه میدیدم میگفتم بهش سری تعبیرمیکردفلان خواب فلان جورمیشه این اونجوریه ومنم باورمیکردم که حتمادرسته واصلااینجورم نبودنمیشداون تعبیری که میکردمنم دیگه یادم میشد
یادمه خواب مار دیده بودم میگفت دشمن داری ولی همیشه دوستای زیادی داشتم
وبیشترخوابم که دیدم مال همون دوران کودکی ونوجوانیم بوده چون خیلی دنبال این بودم خواب ببینم تاتعبیرکنه مادرم وبگه خیلی میخواداتفاقات خوبی بیفته برات بعدکه دیگه ازاون فضادورشدم خوابهام خیلی کم وکمترشدآروم میخوابم خیلی کم خواب میبینم وبیشترهم که مفهومی ندارن که هرموقع یه مدلی بوده خوابم
چندروزپیش ذهنم درگیریه رابطه ای بودکه چرااینجوری کرده بامن این برخوردکرده وازاین حرفهاونجواهای ذهن (که شمااستادفایل الگوهای تکرارشونده روابط روگذاشتن وچقدرآگاهی گرفتم ذهنم بازشد)وهمون چندروزخوابم میدیدم اینقدرباحرفهاوصحبت های همون موضوع توذهنم میخوابیدم که خواب میدیدم ویهوازخواب میپریدم طوری که احساس میکردم بدنم سنگین شده وتاسرانگشتان دستم احساس میکردم یه سنگینی داره هرچی دستم جمع میکردم جمع نمیشدن یه حالی میشدم وازخواب بیدارمیشدم میگفتم خدایاچرااینجوری میشم ومتوجه شدم ذهنم درگیراون موضوع شده وتمرکزم رفته اونوروهی سعی کردم ذهنم کنترل کنم وهرچیزی درروابطم هست خودم جذب کردم وذهنم کنترل کردم وتوجه ام گذاشتم روی زیباییهادورواطرافم وخداروهزاران مرتبه شکراون موضوع یادم شدوهرروزاتفاقات زیباترافتاده ازاون روزبرام وچقدرفرکانس هادقیق هست که همزمان استاداین فایل گذاشتن روی سایت وهمزمان بااین موضوعات من بودوچقدرآگاه شدم
سایت بازکردم دیدم نوشته خواب گفتم الله اکبرخدای من
خداروهزاران مرتبه شکرت که جهان دقیق وبانظم وقانون ثابت آفریدی منوهدایت کردی به این سایت بینظیرواین استادبینظیرشکرگزاری هرروزمن
قبلاً خواب های عجیب غریب ترسناک زیاد میدیدم انگار کسی میخواست من رو خفه کنه هر کجا فرار میکردم اون قبل از من اونجا بود حتی جسمم نشون میداد واگر کسی کنارم بود متوجه میشد که دارم خواب میبینم و من رو بیدار می کرد بعدش میترسیدم بخوابم و یا اینکه صبح مه از خواب بیدار می شدم تا یه ساعت گنگ بودم و انگار که تو بیداری برام اتفاق افتاده
چند باری هم خواب مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی رو دیدم خیلی خیلی حالم بد میشد و کل روز احساسم بد بود و میترسیدم که این اتفاق تو دنیای واقعی برام نیفته
یادم نمیاد کی از این دسته خواب های منفی رو دیدم بعبارتی از زمانی آگاهانه روی خودم کار میکنم بهتر شدم و هر بار جنس خواب هایی که میدیدم بهتر شده
اما هر وقت روی محصولات سایت کار می کنم کامنت میزارم کامنت دوستان رو میخونم تمرکزم رو زیبایی ها هست در موردشون حرف میزنم تحسین میکنم حالم خوبه تمرین ستاره قطبی رو مینویسم شکر گزاری می کنم در کل بیشتر روی خودم کار میکنم خواب های امید وار کننده ای میبینم از خواب بیدار میشم حالم رو خوب میکنه انگیزه ام بیشتر میشه ایمانم تقویت میشه
مثلاً خواب میبینم رفتم پیش استاد تا من رو میبینه میگه آفرین دمت گرم همین راه رو ادامه بده به تمام خواسته هات میرسی همینه دنبال چیز دیگه ای نباش اینا اصلِ و زندگی تو رو تغییر میدن و من این خواب ها رو به فال نیک میگیرم و با عشق بیشتر به مسیر ادامه میدم اون روز هم حالم خیلی بهتره
انشالا همیشه خواب های عالی و امید وار کننده ببینید
سلام استاد عزیزم ممنون بابت این گنج های که به طور رایگان در اختیارمون قرار میدید
استاد من قبلنا خیلی خواب میدیدم که دندونام ریخته ولی جدیدا ندیدم .و یه خواب دیگم این که میخوام برم مهمونی و نمیتونم به موقع آماده شم ومهمونی تموم میشه .و یه خوابم که خیلی تکرار میشه اینه که دارم با یه شخصی بحث میکنم ومیخوام از خودم دفاع کنم ولی بغض نمیزاره صدام در بیاد واحساس خفگی میکنم .
سلام به استاد عزیزم
واقعا با این چند فایل اخیر غوغایی در هم به وجود آوردین خدایا چرا تا به حال به سوالها حتی فکر هم نمیکردم مثل چکاپ فرکانسی شده واقعا با جواب دادن به این سوالها همه وجودم زیر و رو شده
در ادامه کامنت قبلی در مورد خواب دیدن ، من خیلی خواب میبینم در حال رانندگی کردن هستم و خیلی این خواب رو میبینم و خیلی با سرعت هم میرم و گاهی در خواب تصادف هم میکننم
یا خیلی خواب میبینم توی تاریکی دارم میرم انگار راه رو گم کردم و یک نفر به دنبالمه که بیشتر هم ی آقا هستن یا قیافه ترسناک دارن و یا قیافه مرموزی دارند من با ترس فرار میکنم و گاهی هم دستشون به من میرسه و من از وحشت از خواب بیدار میشم و کمکی کسی به من نمیکنه یا خیلی خواب میبینم توی نجاسات هستم
و هیکلم نجس شده و خیلی کلافه میشم و جالبه خیلی وقتها هم خواب میبینم حمام میکنم و دلم میخاد کسی متوجه حمام رفتن من نشه
خلاصه استاد جان چه خوابهایی میبینم و بیصبرانه منتظرم نظر شما رو در مورد این خوابهای خودم و دوستانم بدونم
دوستون دارم
بسم الله الرحمن رحیم
به نام کسی که همه هستی در ید قدرت اوست. سپاسگذار خداوندم که اینقدر همه چیز را طبق قانون خلق کرده و طبق قانون پیش میبره بدون هیچگونه تبعیض بدون هیچگونه اشکال و ایرادی. خدای نازنینم صدهزهر مرتبه بابت همه چیز ازت ممنون و سپاسگذارم.
سلام به همه دوستان عزیز این سایت فوق العاده و استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز فوق العاده.
از استاد بابت طرح این سوالات و بحثهای هوشمندانه و سازنده و از دوستانم بابت این جوابهای فوق العاده سپاسگذارم از خدا بهترینها را براتون طلب میکنم.
به نام خدای مهربان
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم در این سایت الهی
اول ازتون خیلی تشکر میکنم استاد بخاطر این فایلهای عالی و سرشار از آگاهی
ممنون که اینقدر سخاوتمندانه این آگاهیها رو به ما هدیه می دید
در پاسخ سوال باید بگم که من الان خیلی کم خواب می بینم. نمی دونم علتش چیه ولی بازم اگه استرس و نگرانی داشته باشم خواب بد می بینم.
یه خوابی که قبلا زیاد می دیدم و الانم تکرار می شه اینه که مثلا دانش آموز هستم و فراموش کردم که امروز امتحان دارم و اصلا درس نخوندم یا دانشجو هستم و فراموش کردم که برم سر کلاسام یعنی چند روز از مهر گذشته و من هیچ کلاسی شرکت نکرده ام و در خواب استرس وحشتناکی رو حس می کنم.
خواب دیگه ای هم که قبلا زیاد می دیدم الان خیلی کمتر شده سقوط از ارتفاعه. خواب می بینم از جایی آویزونم و دارم میفتم. زیر پام یه دفعه خالی می شه. بعضی وقتا از خواب می پرم. البته کلا من از ارتفاع و بلندی می ترسم حالا این مساله تاثیری بر این خوابها داره یا نه نمی دونم.
بازم ازتون ممنونم استاد که کمکمون می کنید تا خودمونو بشناسیم.
فایل مدیریت انتقادات عالیه براش کامنت نذاشتم گفتم اینجا ازتون تشکر کنم. و یه خوبی دیگه ای که داشت فهمیدم که فقط من نیستم که نسبت به انتقاد خیلی حساسم خیلی از آدمهای دیگه هم ههمینجورن.
خدا بهتون سلامتی و عمر طولانی بده.
سلام خدمت استاد و دوستان عزیز
من بعد فارغ التحصیل شدنم از دانشگاه که 25سالم بود و الان که 33سالم هست بشکل دقیق نمی تونم بگم چند بار ول می تونم بگم تعداد باری که یک خواب رو یدم مثلا میشه گفت سالی یک بار این خواب رو همیشه دیدم.
خوابم: من خواب می بینم که مدرک دانشگاهم رو نگرفتم و یک امتحان هست که ندادمش و با وجود تموم شدن دانشگاهم ولی فارغ التحصیل نشدم و فک میکنم که لیسانس گرفتم. این خواب رو حالا یکسال زیاد یکسال کم دیدم ولی می تونم بگم این 8 سال ک از درسم گذشته 8 بار دیدمش.
یسری خواب هم قبلا زاد می دیدم ولی از وقتی با استاد اشنا شدم و فایل ها رو استفاده کردم میشه گف از وقتی که با استاد اشنا شدم دیگه ندیدم اونم این که همیشه خواب میدیدم بختک افتاده روم و خفه ام می کنه.بعضی وقتا سایه اش رو روی سرم حس می کردم و بعضی شب ها گلوم رو گرفته بود و خفه ام میکرد.
و فک میکنم که دلیلش این بود ک اون زمان خیلی در شرایط افسردگی و ناامیدی و شرایط روحی نامناسب بودم.
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟
میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم …!
سلام براستادنازنین خانم شایسته عزیز ودوستان همسفر
استادگلم اگه ازالگوی تکرارشونده (خواب}بخوام بگم مثل تمام الگوهای تکرارشونده درزندگی ام این الگو هم به دوبخش تقسیم میشه
قبل ازاشنایی باقوانین وبعدازاشنایی باقوانین که به لطف الله مهربان دراین مسیر زیباوپرخیربرکت تغیرقرارگرفتم
خوب قبل ازاشنایی همانطور که زندگی ام باری به جهت بود خوابهایم هم همین جوری بود واکثرخوابها یم کابوس واربود
امادردوره 4سالی که دراین مسیرزیبا هستم تقریباخوابهام هدفمتد شده وبیشترخوابهام خوابهای خوشی هستند ولذت میبرم
اما یه خواب زیادبرام تکرارمیشود که البته چندماهی میشه که برام تکرار نشده
واون خواب اینه که همش هنگام رانندگی ماشینم ترمز بریده وهنگام سرعت بالا متوجه میشم که ماشبنم ترمز نداره ولی به یاری الله مهربان به طورشگفت انگیزی موفق به کنترل ماشین میشوم واتفاقی برام رخ نمیده وهمیشه هم برام سوال بود که چرااینقدر این خوابو میبینم
بسیارتابسیارازشماسپاسگزارم بابت این سری فایلهای الگوهای تکرارشونده که باعث میشه خیلی راحت الگوهای تکرارشوتده زندگیمون رو مطرح کنیم وبه امید حذف تمامی الگوهای تکرارشونده منفی زندگیمون
عاشقتونم ودوستتون دارم خیلییییی زیاد
تانوشته دیگر درپناه خدای مهربان شاد سلامت وسربلند باشید
بسم الله الرحمن رحیم
به نام کسی که همه هستی در ید قدرت اوست. سپاسگذار خداوندم که اینقدر همه چیز را طبق قانون خلق کرده و طبق قانون پیش میبره بدون هیچگونه تبعیض بدون هیچگونه اشکال و ایرادی. خدای نازنینم صدهزهر مرتبه بابت همه چیز ازت ممنون و سپاسگذارم.
سلام به همه دوستان عزیز این سایت فوق العاده و استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز فوق العاده. استاد بابت طرح این سوالات و بحثهای هوشمندانه و سازنده و از دوستانم بابت این کامنتهای فوق العاده سپاسگذارم از خدا بهترینها را براتون طلب میکنم.
من صبرکردم تا همه قسمتهای فایل الگوهای تکرار شونده استاد تمام بشه و کامنتها را بخونم تا کمک کنه بهم که تمام الگوهام را پیدا کنم که البته یک دهم کامنتها را هم نخوندم از بس زیاد بودند
و اما الگوهایی که بسیار مرا ناراحت و اذیت میکنند که بعضیاشون خیلی دارن تکرار میشن و بعضیا کمتر،
1- هر چند وقت یکبار زنی بعنوان دوست یا همکار وارد زندگیم میشه که اولش رابطمون خوبه بعد مدتی شروع میکنه به اذیت کردن یا خیانت میکنه یا از صداقتم سوء استفاده میکنه یا ضرر مای میزنه یا دبه درمیاده و حسادت میکنه و زیر آب میزنه و ….
2- هرچندوقت یکبار وقتی توی جمعی حرف میزنم یکی میپره تو حرفم یا طرف مخاطبم حرفمو قطع میکنه یا درست گوش نمیده و یا واکنش خوبی نشون نمیده
3- اینکه بخاطر بی پولی یا کم پولی چیزی که میخوام رو نمیتونم بخرم
4- وقتی پولی خرج میکنم حالم بد میشه
5-وقتی به کسی کمک میکنم قدردان نیست و مواقعی که نیاز دارم بهم کمک نمیکنه
6 – هرچند وقت یبار کسی منو مسخره میکنه و من دلم میخواد جوابی بهش بدم که جمعش کنم ولی نمیتونم و تا مدتی خودخوری میکنم که چرا نزدم رو پوزش.
7- هرچند وقت یبار کسانی را میبینم که از من کوچکترن و پیشرفت زیادی کردن و من حس حسادت و عقب ماندن بهم دست میده
8- تا یادم میاد وقتی اشتباهی میکردم بشدت سرزنش میشدم مدتی قبل کارمند یک شرکت خصوصی شدم و اینجا سر هر اشتباهی من سرزنش میشم و با اینکه الان خیلی بلدم ولی ترس از اشتباه دوباره و سرزنش دوباره باعث میشه من هی اشتباه کنم و خیلی اذیت میشم
9- همیشه خودم و خواسته هام را فدای دیگران میکنم مخصوصا خانواده ام ولی اصلا قدردان نیستن و طوری رفتار باهام میکنند که پشیمان میشم از اونهمه کمک.و بعد بازم تکرار میکنم
10- خیلی برای دیگران ارزش و احترام قائل میشدم ولی اونا متقابلا اینکارو نمیکنند 11- هرچندوقت یکبار موهام بشدت میریزند کم پشت و بد حالت میشن و بعد کلی بشون میرسم و خوب میشن و بعد دوباره .. و من خیلی اذیت میشم
12- هر چند وقت یبار یکی از دوستام که خیلی روش حساب میکنم میره توی جمعی و خیلی به من بی توجه میشه بحدی که تماسهای منو حواب نمیده و که بعد من گله میکنم و هردفعه هم یک بهانه ای داره و …
13- هرچند وقت یبار خواب میبینم یا از یک سرازیری یا یکسری پله طولانی دارم میرم پایین، یا دارم میخندم با قهقهه بطوری که از صدای خودم بیدار میشم یا توی جمعی لخت شده ام. وقتی از خواب بیدار میشم بشدت نگران تعبیر این خوابها میشم
14- هرچند وقت یبار سرکارم نیروی جدید میاد و کلی بهش آموزش میدم کمکش میکنم بعد که راه میافته طوری رفتار باهام میشه و به این تازه وارد طوری بها میدن که احساس میکنم نتیجه زحمتهام و تلاشهام نصیب این نیروی تازه وارد شده من احساس قربانی شدن بهم دست میده
15- شغل عوض کردنهای مکرر و جابجایی مکانی و تا مدتی سردرگمی های مکرر
16- هر مکان جدیدی که انتخاب میکنم برای سکونت پر از مورچه است و حشرات موذی مخصوصا مورچه
17- وقتی اکثر کارام یا دوره های آموزشی ام ناتمام میمونه بشدت اذیت میشم
18- هروقت میرم اداره ای، بانکی، ترمینالی و… اینطور جاها همون لحظه که من منتظرم کارم انجام بشه یا تلفنش زنگ میخوره یا یکی میاد میشینه پیشش و مشغول حرف زدن میشه و منم منتظر و هی حرص میخورم
19- هراز چندوقت یبار یکی پیدا میشه که سعی میکنه موقعیت منو تصاحب کنه یا برام میزنه یا سعی میکنه خودشو توانمندتر نشون بده و منو تخریب میکنه یا ….
20- وقتی رییسم یا همکارم یا پدرم یا کسانی شبیه این تحویلم نمیگیره یا بهردلیلی اخماشون توهمه منو استرس میگیره که نکنه من مقصرم چه کاری انجام دادم که این امروز اینطوریه
21- وقتی در موجهه با کسی یا کسانی که از من موفق ترن قرار میگیرم استرس میگیرم و ضعیف عمل میکنم و سوتی میدم
22- وقتی مهمان میاد مخصوصا وقتی مدت زیادی بمونه برنامه هام و رشته کارم از دستم درمیره و بهم میریزم
23- خواهری دارم بشدت منفی و خیلی سخت زندگی میکنه خیلی بهش کمک کردم ولی فایده که نداشت هیچی شرایطش بدتر هم شد ولی ازنجایی که میبینم فایده ای نداره و خودش هم اصلا نمیخواد تغییر کنه دیگه رهاش کردم برا طبق گذشته ازم انتظار کمک داره همین ازم ناراحته و منم کاری ازدستم بر نمیاد و هراز چندگاهی رفتاری باهام میکنه که هم ناراحت میشم و هم دلم براش میسوزه و احساس گناه میکنم و این خیلی اذیتم میکنه
24- اگر انتقاد ناعادلانه ای ازم بشه بهم میریزم
25- هر از چندگاهی موضوع دادگاهی برای خودم یا خانواده ام پیش میاد طوری که همیشه اونطرف مقصره و در بیشتر موارد هم اون پیروز میدان میشه و این دیگه داغون میکنه منو
26- و خلاصه احساس قربانی شدن و تحقیر شدن، بی ارزش بودن ،خیانت، زیاد توی زندگیم تکرار میشه
و اما الگوهای تکراری مثبت
هرچند وقت یکبار مردی پیدا میشه که بدون هیچ توقعی بهم کمک میکنه و خیلی من دوست داره و حتی عاشمقم میشه اما یا شرایط ازدواج نداره یا یکی دیگه هم تو زندگیش هست
هرچندوقت یبار مکان زندگیمو عوض میکنم و اون موقعیت جدید شرایطی داره که تقریبا همه چی برام رایگان تموم میشه مثلا اون مکان یک مکان دولتی هست یا چیزی شبیه این.
نکته جالب اینکه از زمانی که وارد گروه دوستان و این سایت شدم بعضی از موارد بالا تکرارشون خیلی کم شده ولی بازم هستند
از خداوند هدایت میطلبم برای خودم و تمام کسانی که خواهان تغییر هستند
و از این قدرت لایزال سپاسگذارم از استاد و شما دوستان عزیزم سپاسگذارم بابت همه چیز
سلام به همهی عزیزان
عمدهی خوابهایی ک من میبینم و یادم میاد از این دستههاست:
– اینکه امتحان دارم و ب هرنحوی ک شده آمادگی لازمو ندارم یا دیر میرسم ب جلسه یا یه اتفاقی میوفته ک من بدون آمادگی لازم خودمو ب جلسه میرسونم
– خواب عقب افتادن از بقیه، پیشرفت نکردن عقبگرد زدن، خواب اینکه اونایی ک ازمن عقبتر بودن هم خیلی پیشرفت کردن و من جا موندم از همه
– مسئلهی دیر رسیدن ب جایی ک باید بموقع برسم اما به هر دلیلی نمیشه
– خوابهای روزمرگی میبینم ک یهو میوفتم بعدش با همون حالت شوک افتادن از خواب میپرم و دوباره میخوابم
– خواب از دست دادن عزیزان و بعدش با گریه از خواب پریدن
بنام الله یکتاوهدایتگر
سلام خدمت استادعزیزومریم جان ودوستان همفرکانسی
استاداینومیخوام بگم من اصلاخواب نمیبینم خیلی کم اونم متوجه میشم مواقعی که ذهنم درگیرموضوعی میکنم صحبت کسی رومیکنم شب یاچندروزبعدخوابش میبینم خوابای که هرلحظه یه جورمیشه
مثلاخواب میبینم مهمونیه ومعمولااون طرفی که صحبتش کردم درطول روزیاقبلاتوخواب هستش بعدبازمیبینم مهمونی ازخودمونه ولی یه مکانیه مثل خونه مانیست اصلاشبیه این خونه که داریم نیست یه جای دیگه بازیهومیبینی خواب تغییرمیکنه کلامتوجه میشم خودم هرموقع ذهنم درگیره تره بیشترخوابای (به قول همسرم شلوغ پلوغ میبینم)
تودوران بچگی مادرم بنده خدااستادتعبیرخواب بودالانم هست کمترشده (ینی من تومدارصحبت کردن خواب واین حرفاباهاش نیستم چون میدونم سری تعبیرمیکنه برام )توی اون دوران میگفت اگرخواب آب وماه وماهی ببینی به کسی نگی پادشاهی من کل اون دوران بااین عشق میخوابیدم که این خواب ببینم پادشاه بشم ههههه
وهرخوابی دیگه میدیدم میگفتم بهش سری تعبیرمیکردفلان خواب فلان جورمیشه این اونجوریه ومنم باورمیکردم که حتمادرسته واصلااینجورم نبودنمیشداون تعبیری که میکردمنم دیگه یادم میشد
یادمه خواب مار دیده بودم میگفت دشمن داری ولی همیشه دوستای زیادی داشتم
وبیشترخوابم که دیدم مال همون دوران کودکی ونوجوانیم بوده چون خیلی دنبال این بودم خواب ببینم تاتعبیرکنه مادرم وبگه خیلی میخواداتفاقات خوبی بیفته برات بعدکه دیگه ازاون فضادورشدم خوابهام خیلی کم وکمترشدآروم میخوابم خیلی کم خواب میبینم وبیشترهم که مفهومی ندارن که هرموقع یه مدلی بوده خوابم
چندروزپیش ذهنم درگیریه رابطه ای بودکه چرااینجوری کرده بامن این برخوردکرده وازاین حرفهاونجواهای ذهن (که شمااستادفایل الگوهای تکرارشونده روابط روگذاشتن وچقدرآگاهی گرفتم ذهنم بازشد)وهمون چندروزخوابم میدیدم اینقدرباحرفهاوصحبت های همون موضوع توذهنم میخوابیدم که خواب میدیدم ویهوازخواب میپریدم طوری که احساس میکردم بدنم سنگین شده وتاسرانگشتان دستم احساس میکردم یه سنگینی داره هرچی دستم جمع میکردم جمع نمیشدن یه حالی میشدم وازخواب بیدارمیشدم میگفتم خدایاچرااینجوری میشم ومتوجه شدم ذهنم درگیراون موضوع شده وتمرکزم رفته اونوروهی سعی کردم ذهنم کنترل کنم وهرچیزی درروابطم هست خودم جذب کردم وذهنم کنترل کردم وتوجه ام گذاشتم روی زیباییهادورواطرافم وخداروهزاران مرتبه شکراون موضوع یادم شدوهرروزاتفاقات زیباترافتاده ازاون روزبرام وچقدرفرکانس هادقیق هست که همزمان استاداین فایل گذاشتن روی سایت وهمزمان بااین موضوعات من بودوچقدرآگاه شدم
سایت بازکردم دیدم نوشته خواب گفتم الله اکبرخدای من
خداروهزاران مرتبه شکرت که جهان دقیق وبانظم وقانون ثابت آفریدی منوهدایت کردی به این سایت بینظیرواین استادبینظیرشکرگزاری هرروزمن
استادسپاسگزارم ازشماومریم عزیزم انشاالله میام آمریکامیبینمتون ازنزدیک
درپناه الله یکتاشادباشیدوسربلند
بنام خدا
سلام به همگی
قبلاً خواب های عجیب غریب ترسناک زیاد میدیدم انگار کسی میخواست من رو خفه کنه هر کجا فرار میکردم اون قبل از من اونجا بود حتی جسمم نشون میداد واگر کسی کنارم بود متوجه میشد که دارم خواب میبینم و من رو بیدار می کرد بعدش میترسیدم بخوابم و یا اینکه صبح مه از خواب بیدار می شدم تا یه ساعت گنگ بودم و انگار که تو بیداری برام اتفاق افتاده
چند باری هم خواب مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی رو دیدم خیلی خیلی حالم بد میشد و کل روز احساسم بد بود و میترسیدم که این اتفاق تو دنیای واقعی برام نیفته
یادم نمیاد کی از این دسته خواب های منفی رو دیدم بعبارتی از زمانی آگاهانه روی خودم کار میکنم بهتر شدم و هر بار جنس خواب هایی که میدیدم بهتر شده
اما هر وقت روی محصولات سایت کار می کنم کامنت میزارم کامنت دوستان رو میخونم تمرکزم رو زیبایی ها هست در موردشون حرف میزنم تحسین میکنم حالم خوبه تمرین ستاره قطبی رو مینویسم شکر گزاری می کنم در کل بیشتر روی خودم کار میکنم خواب های امید وار کننده ای میبینم از خواب بیدار میشم حالم رو خوب میکنه انگیزه ام بیشتر میشه ایمانم تقویت میشه
مثلاً خواب میبینم رفتم پیش استاد تا من رو میبینه میگه آفرین دمت گرم همین راه رو ادامه بده به تمام خواسته هات میرسی همینه دنبال چیز دیگه ای نباش اینا اصلِ و زندگی تو رو تغییر میدن و من این خواب ها رو به فال نیک میگیرم و با عشق بیشتر به مسیر ادامه میدم اون روز هم حالم خیلی بهتره
انشالا همیشه خواب های عالی و امید وار کننده ببینید