پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 5


توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است.

بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)

 

لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.

و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده

سوال:

چه شرایط یا موقعیت هایی هست که شما از  مواجه شدن با آنها فراری هستید و سعی می کنید تا حد امکان با آنها برخورد نکنید؟

بعنوان مثال ممکن است پاسخ فرد این باشد که:

  • من از صحبت کردن در جمع فراری هستم و اگر احتمال بدهم در یک جمع از من برای صحبت دعوت می شوم، ترجیحاً به آن جمع نمی روم؛
  • من سعی می کنم هر موقعیت یا شرایط جدید را امتحان نکنم؛
  • من معمولا دنبال یک بهانه هستم تا از فعالیت های فیزیکی دوری کنم؛
  • من از مدیریت مسائل مالی، فراری هستم؛
  • من از مراجعه به پزشک و هر آنچه مربوط به آن است، مثل واکسن، چک آپ و … فراری ام؛
  • من از مهمانی رفتن یا حضور در جمع های شلوغ فراری ام؛
  • من از از انجام کارهایی که به من محول می شود، فراری ام؛

نکته: توضیحات استاد عباس منش پیرامون این سوال را در فایل صوتی یا تصویری بشنوید تا بتوانید درک بهتری از این مفهوم پیدا کنید.

سپس پاسخ خود به این سوال را در بخش نظرات این قسمت بنویسید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

539 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ابراهیم آقا Brj_auto_glass» در این صفحه: 2
  1. -
    ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
    مدت عضویت: 2455 روز

    سلام و عرض ادب

    تو زندگیم از چی فرار میکنم ؟

    بچه که بودم خدا خدا میکردم که بزرگ بشم و زن بگیرم اما از حدود بیست سالگی دیگه اون اشتیاق سابق رو برای ازدواج ندارم

    هر وقت که تو خونه ، مادرم درباره ازدواج باهام صحبت می‌کنه و میگه فلانی دختر خوبیه (هربار یه کسی رو میگه)، ناخودآگاه آمپر میچسبونم و مقاومت شدیدی دارم درباره ازدواج . به همین خاطره که تا این لحظه که 32 سالمه یه بار هم خواستگاری نرفتم

    ممکنه دلیلش این باشه که دوست ندارم از خانوادم جدا بشم . شاید هم دلیلش اینه که میترسم از چالشهای زندگی متاهلی و رفتن به دل ناشناخته ای به نام ازدواج . شاید هم دلیلش ورودیهاییه که درباره خیانت بعضی از خانمها شنیدم و یه ترمز دیگه هم اینه که سنم بالا رفته و به قول قدیمی ها دشوارپسند شدم .

    این درحالیست که من هم مثل بقیه آدما دوست دارم همسر و فرزند داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
      مدت عضویت: 2455 روز

      ممنون و سپاسگزارم به خاطر الگوهایی که برام نوشتید تا ذهن منطقیم ، کمتر برام گربه رقصانی کنه .

      درکل یه مدتها که امور رو سپردم به خداوند . متعهد تر شدم ، بیشتر سکوت میکنم ، تو جمع‌های به درد نخور نمی‌رم

      حتی یه دوست دارم که خیلی باهاش صمیمی بودم و روزی چهار پنج ساعت با هم بودیم و هر وقت میومد پیشم منو با خودش ، به قهقرای فکری میبرد ، حدود یه هفته پیش که اومد پیشم ، بهش بدون رودربایستی گفتم یکماه می‌خوام تنها باشم و خلوت کنم از اون موقع تا الان با این که همسایه دیوار به دیوار محل کارم هست ده کلمه صحبت نکردیم اون هم فقط برای سلام و خداحافظی

      براتون بهترینها رو از فرمانروای هستی ، خواستارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: