پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 5


توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است.

بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)

 

لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.

و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده

سوال:

چه شرایط یا موقعیت هایی هست که شما از  مواجه شدن با آنها فراری هستید و سعی می کنید تا حد امکان با آنها برخورد نکنید؟

بعنوان مثال ممکن است پاسخ فرد این باشد که:

  • من از صحبت کردن در جمع فراری هستم و اگر احتمال بدهم در یک جمع از من برای صحبت دعوت می شوم، ترجیحاً به آن جمع نمی روم؛
  • من سعی می کنم هر موقعیت یا شرایط جدید را امتحان نکنم؛
  • من معمولا دنبال یک بهانه هستم تا از فعالیت های فیزیکی دوری کنم؛
  • من از مدیریت مسائل مالی، فراری هستم؛
  • من از مراجعه به پزشک و هر آنچه مربوط به آن است، مثل واکسن، چک آپ و … فراری ام؛
  • من از مهمانی رفتن یا حضور در جمع های شلوغ فراری ام؛
  • من از از انجام کارهایی که به من محول می شود، فراری ام؛

نکته: توضیحات استاد عباس منش پیرامون این سوال را در فایل صوتی یا تصویری بشنوید تا بتوانید درک بهتری از این مفهوم پیدا کنید.

سپس پاسخ خود به این سوال را در بخش نظرات این قسمت بنویسید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

539 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محدثه آزاد» در این صفحه: 1
  1. -
    محدثه آزاد گفته:
    مدت عضویت: 1558 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جونم خیلی ازتون سپاس گزارم برای این سری فایل های شناخت الگوهای تکرار شونده خودمون

    و اینبار در مورد فرار

    خب از چیزای پیش پا افتاده شروع میکنم اینک خب من حدود دوسالی هست مستقل زندگی میکنم برای خودم یه خونه با شرایط عالی دارم و یه صاحبخونه بسار عزیزم دارم ک خیلییی مهربون هست

    و اینک من خیلی فرار میکنم از اینک وقت بزارم و برای خودم غذای خوب درست کنم چون وقتی کارم تموم مشه یهویی ذهنم میگ وای امروز ظهر دیگ چی درست کنیم ولش کن بیا بریم فست فود اینا

    ولی حالا قبل از اینک استاد این فایل هارو بزارن من ب خودم تعهد دادم ک خودم ناهار و شامم رو آماده کنم یعنی حتماا خودم درست کنم غذای حاضری نخرم و البته ک موفق بودم در انجامش ولی هنوزم هست

    و اینک تمیز نگه داشتن خونه واقعا ازش فراری ام ولی خب اینو هم مثل غذا درست کردن دارم کار میکنم روش و تا حدودی موفقم ولی بازم هست احساسش میکنم چون فکرش احساسمو بد میکنه

    و اینک اینا پیش پاافتاده تریناست

    و بعدی ک خود استاد جان هم گفتن اینه ک فرار از دکتر رفتنه

    من بشدت از یه موضوع از بچگی فرار میکردم و میکنم و اون هم آمپول زدن هست و برای همین عمل پیشگیری بهتر از درمان رو خیلی رعایت میکنم

    و هربار مجبور ب آمپول زدن شدم حسابی گریه کردم

    و خیلی سخته برام

    و موضوع بعدی اومدن خواستگار هست خیلیییی فراری ام ازش اصلا نمیخوام وقتی از طرف خانواده مطرح میشه دلم میخواد فرار کنم اصلا نبینمشون

    اینم خیلییی تکرار شده و وقتی مطرح میشه ترجیح من فرار هست

    و مسئله ی بعد مهمونی رفتن هست از این یکی هم فرار میکنم ولی باز دوزش کمتره قابل تحمل تره

    فعلن همینارو یادم اومده ولی خب کامنت دوستان رو خوندم یه عالمه چیز ایی نوشته بودن ک گیجم کرد ولی خب گفتم چیکار بقیه داری بیا مال خودتو بنویس و نوشتم

    بازم فکر میکنم‌و یادم بیاد میام‌مینویسم

    از صبح دارم فکر میکنم ک چی بنویسم ک مال خودم هست

    سپاس گزارم استاد جان و مریم عزیزم عاشقتونم

    خیلی خیلی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: