اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر خداوند، سلام بر اساتید عزیزو دوستان همفرکانسم
استاد من میتونم اینجوری به این سوال جواب بدم که نقش من در روابطم با همسرم هر دوره ای به یه شکل بوده و به تازگی هم تغییر کرده
استاد اوایل زندگیم که اگاهی های الانو نداشتم نقش ناجی رو بازی میکردم مرتب دنبال راست و ریس کردن کارها و کمک رسوندن به همسرم بودم
بعدها سعی کردم رها کنم و نقش همراهو بازی کنم اما بازم رگه هایی از ناجی بودن رو داشتم
ناجی میشدم و وقتی به اهدافم نمیرسیدم قربانی بودم
گذشت و با رها کردن ها فهمیدم کسی به من نیازی نداره
بعدش که یاد گرفتم روی خودم متمرکز بشم به آرامش و موفقیت های بیشتری رسیدم
اما توقع داشتم طرف مقابل خواسته ها و آرزوهای من رو محقق کنه
اما مدتیه که دارم تلاش میکنم شریک زندگیمو تنها یک شریک و دوست ببینم و خودم هم همین نقشو ایفا کنم ، خودم برای خواسته هام قدم بردارم و به آرزوهام برسم و میدونم که شریک زندگیم همسرم هم از خوشحالیه من خوشحال میشه
در مورد فرزندم هم نقش یه مادر فداکار و ناجی را بازی کردم و میخام دیگه نقش یک مادر همراه و مهربان رو بازی کنم
در مورد ارتباط با همکاران و دوستانم همیشه سعی کردم نقش یه دوست و همکار خیلی خوب رو بازی کنم و این جاهایی بوده که بهم آسیب زده و بعدا یاد گرفتم که با عزت نفس در ارتباط با هر کسی رفتار کنم
حدود چهار ساله ک با شما آشنا هستم. دوره های زیادی از شما خریداری کردم. و واقعا آدم متفاوتی شده ام. سپاسگزارتر، توحیدی تر، شادتر آرام تر. و ازین بابت خدا رو سپاسگزارم. و از شما صمیمانه تشکر میکنم.
اما اینکه به شما پیوستم یک مساله برای فرزند آوری بود. ک هنوز هم حل نشده است. من خیلی روی خودم کار کردم. با دوره کشف قوانین، حل مسئله، 12 قدم،قانون سلامتی، اعتماد بنفس و… ازینکه واقعا دنیای من و همسرم عوض شده است شکی نیست.
اما چه کنم که یک ناخواسته هرماه داره برام تکرار میشه به مدت 7 سال. و من واقعا ازین بابت گاهی دلسرد و غمزده میشم. درسته که این روزها و این سالهای اخیر دیگه گریه هام از چند روز به یک دقیقه و یا حذف رسیده. در طول ماه. با اینکه در اکثر اوقات روز و ماه شاد و یا بسیار شاد و هیجانزده هستم. سپاسگزار نعمت هایی هستم ک توشون غرق شدم.
اما قطعا نرسیدن به این خواسته زیبا برام سخته. نمیدونم چکار باید بکنم. از خدا بارها و بارها خواستم، پرسیدم.. و هر راهی جلوم اومده رو انجام دادم … خیلی از باور های اشتباهمو پیدا کردم و حذف کردم. و اینها همش به لطف آموزه های شماست.
اما یک روتین هر ماهه ک هر ماه با هزار امید و توکل و … شروع بشه و باز به نتیجه نرسه هر آدم صبوری رو خسته میکنه
خواسته من مشخصه… کارهایی ک لازمه هم براش انجام میدم. همیشه سعی میکنم توجهم به خواسته ام باشه تا ناخواسته. سعی میکنم حال دلم خوش باشه. به کلی موفقیت های خوب هم رسیدم توی کسب و کار و… و در نهایت نمیدونم چکنم… و چرا نتیجه نمیگیرم.
سلام به استاد عزیزم که این سوالات رو برامون طرح میکنن و مارو به فکر وادار میکنه که خودمونو بشناسیم و بهتر بتونیم تغییر کنیم
در جواب به این سوال من همیشه دوست داشتم توی روابط یا روابط عاشقانه یا خانواده یا با دیگران دنبال صلح بودم میخاستم همه باهم خوش رفتار و خوش برخورد باشن و حالشون خوب باشه دوست داشتم اونا هم مثل من از همه چی لذت ببرن و اینقدر درگیر زندگی نباشن
اما از وقتی با این قوانین اشنا شدم دیدم و تاثیری در زندگی دیگران ندارم و نمیتونم حالشون رو خوب کنم هر کسی افکار و باورهای خودشو داره و خودش میتونه این افکار و باورهارو تغییر بده نه من
اصلا اینکه من بخام حال دیگران رو خوب کنم یعنی شرک به خداوند که اون نمیتونه حالشو خوب کنه پس من اینجا شوم ناجی و برم حالشو خوب کنم
هرکسی باید با خدای درونش ارتباط بر قرار کنه و از درون خودشو دوست داشته باشه نه از بیرون وقتی از درون حالت خوبه دیگه اتفاقای به ظاهر بد هم نمیتونن حالت رو بد کنن چون تو میدونی احساس بد مساوی اتفاقای بدتر پس دیگه دنبالش نمیری میزاری خداوند همه کارهارو انجام بده چون ما به تنهایی قادر با انجام تمام کارها نیستیم باید خودمون رو بسپاریم به جریان خیر رب العالمین و اونه که همه کارهارو عالی برامون انجام میده
خداراشکر که امروز هم کامنت گذاشتم و بازم رد پا دارم تا براخودم چکاب فرکانسی باشه از مدار الانم و چند وقت دیگه این تغییر مدار رو درک کنم
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستایی تلاشگرم
مورد اولی که خیلی تو روابطم تکرار میشه نقش مراقب بودن هست همیشه نقش یه مراقب رو دارم مراقب مادرت باش مراقب پدرت باش و…. همیشه تو موقعیت ها و افرادی سر راهم قرار میگیرند که نیاز به مراقبت دارند این من مدت که فایلهای الگوهای تکرار شونده اومده روسایت و من با فکر کردن و کانکش های درونی متوجه این الگوها شدم شروع کردم رو خودم کار کردن نمیگم عالی شدم ولی پیشرفت رو میبینم حالم بهتر شده دیگه مث قبل اذیت نمیشم چون قبلا از اینکه این نقش رو دارم متنفر بود چون از همه چیز میزدم تا این کار رو به نحو احسن انجام بدم و دختره خوب خانواده باشم .
مورد دیگه این بود که من همیشه درو دل و حرفای دوستانم یا خانواده ام میشنیدم چقدر راه حل میدادم ایده میدادم که حالشونو خوب کنم و خودم رو موظف میدونستم که اون لحظه حالشو خوب کنم با هر روشی که ممکن بود ولی خیلی رو خودم کار کردم که تایمی که دارم ارزشمند تر ازاینکه پای مسائل ناجالب بقیه بزارم و حال خودم رو خراب کنم و در پی این حال ناخوش اتفاقات نا خوش تر و ناجالبتری برام بیفته در مورد دوستانم از اون دوستانی که همیشه از مسائل ناجالب و منفی حرف میزدن دور شدم و درمورد افراد خانواده همنطور که استاد فرمودند چون از فرکانس نا جالب خارج شدم دیگه کسی جلوم حف نمیزنه بحدی که خیلی از اتفاقات خانواده رو در جریان نیستم هنوز جا داره بیشتر روی خودم کار کنم که بهتر بهتر بشم
از استاد عزیز سپاس گذارم که این سوالات مطرح کردن تا به خود شناسی بیشتری برسیم.
این فایل نشانه امروز من بود فایل عالی هستش واز زمانی که این فایل اومد تو سایت من خیلی فکر میکردم و متوجه شده بودم که من همیشه نقش کسی رو داشتم که به دیگران کمک میکردم تا جایی
که از خودم میکندم وبه بقیه کمک میکردم حتی به فرزند خودم و همیشه با خودم فکر میکردم چرا باید این اتفاق بیفته وقتی استاد این فایل روگذاشتن سوالات رو گفتن به خودم گفتم اینه من خودمو فدا میکنم تا مشکلات دیگران رو حل کنم وحس قربانی شدن بهم دست میداد وشروع کردم به کار کردن روی خودم وبه خودم قول دادم که دیگه ناجی دیگران نباشم منم اومدم به این دنیا تا لذت ببرم
واز زندگی که دارم لذت ببرم
ودر مورد روابط با همسرم که قبلاً با استاد آشنا نبودم همیشه بحثهایی پیش میومد واز اینکه شنیده
بودم اینکه دیگه عادیه وپیش میاد هر زوجی همچین اتفاقی واسشون پیش میاد ولی همسر مهربونم میگفت اینو کی گفته نباید این جور باشه
نگو که من غافل بودم
خداروشکر میکنم که هرروز دارم کار میکنم تا بتونم زندگی رو لذت ببرم واز هر جنبه پیشرفتهای خوبی رو بدست بیارم
از شما استاد عزیزم ب سیار سپاسگزارم که این فایلها و گذاشتین تا مارو وادار به فکرکردن کنید خودمون رو کنکاش کنیم وباورهامون رو درست کنیم و بهتر زندگی کردن رو تجربه کنیم ولذتشو ببریم
داشتم به یکسری از رفتارهایی که داشتم فکر میکردم که الان خیلی فرق کرده.
مثلا قبل از اشنایی با این قوانین یعنی چندینسال پیش بشدت ادم حمایتگری بودم در حدی که نمیخواستم همسرم کوچکترین کاری بیرون از خونه انجام بده،سر کار بره،حتی همیشه همه خریدهارو خودم انجام میدادم و اون هیچوقت خرید هم نرفته بود.کوچکترین مسئله ای از بیرون از خونه و کارم برای همسر و فرزندم نمیگفتم که مبادا ناراحت بشن یا ذهنشون درگیر بشه.
این یه نمونش بود .
الان هم حمایتگر هستم ولی خیلی فرق میکنه با اون موقع.
حمایتگرم ولی تا حدی که به خودم ضرری وارد نشه.
حمایت میکنم در حد توانم
و البته از آدمهای قدرشناس و سپاسگذار.
اگه طرفم قدرشناس نباشه،در حدی براش هستم که توقعی برای جوابش ندارم .
آدم شوخی هستم و در روابطم 80درصد با شوخی میگذره.
گاهی هم توی روابطم یه بچه میشم که خب اونم بیشتر شوخیه.
بیشتر نقش حال خوبکن جمع رو دارم .
گاهی هم نقش آچار فرانسه برای همه.چون تحارب زیادی دارم.
قبلا خیلی نقش ها توی روابط داشتم که فکر میکردم خوبه،مثل گوش بودن برای درد و دلهای بقیه، که هنوز دارم روی تشعشعات منفیش که توی زندگیم گذاشته،کار میکنم…
اما دیگه اون آدم نیستم خداروشکر
.ممنون استاد عزیز و ممنونم از همه دوستان که هرکدوم یه راهنما و الگو هستین و آموزنده
استاد این دومین باره که دارم برای این سری فایلها کامنت میزارم . با خودم فکر کردم اینبار چندین تفاوت با دفعه قبل داره
یکی اینکه بار اول فقط به سوال گوش میکردم و فقط پاسخ میدادم و منتظر بودم استاد پاسخ و راهکار بدن برای بهبود هر کدوم از رفتارهای من
اما الان از روی دسته بتدیهای خودشناسی اومدم که این فایلها رو گوش کنم و این باعث میشه بیشتر فکر کنم به نوع رفتارها و نوع واکنشهای خودم، چون الان متوجه شدم وقتی کنی با خودم خلوت کنن پاسخ رو خودم میدونم فقط باید کنی تامل کنم و خودم پاسخش رو پیدا میکنم
2-اینبار میدونم که واکنشهای من نشان دهنده شخصیت و باورهای منه و میتونم با دقیق شدن روی رفتارهام بهتر باورهام رو بشناسم و بهخصوص ترمزهای ذهنی رو
3وقتی کامنتهای اولم رو میخونم متوجه میشم من چه تعقیراتی کردم تعقیراتی که اصلا متوجه اونها نبودم و فقط با خوندشونم متوجه میشم که من فقط با گوش دادن و نوشتن خواستم یه تعقیراتی بکنم و تعقیرات اومده بدون اینکه من سعی و تلاش سختی بکنم
هربار که به این فایلها گوش میکنم بیشتر بهش فکر میکنم درمورد الگوهای تکرار شونده
یکی از الگوهای زندگی من اینه که وقتی کاری رو شروع میکنم حتی کاری که اصلا هیچی در موردش نمیدونم و یاد میگیرم و حسابی پیشرفت میکنم و به اوج میرسم اما بلافاصله تموم میشه یعنی یهو خودم میکشم کنار هر بار به یه دلیلی یکبار به خاطر بد قولی طرف مقابلم بهش گفتم دیگه باهات کار نمیکنم وکلا کنار کشیدم یکبار به خاطر همسرم یکبار به خاطر فرزندم یعنی درست زمانی که همه چی عالی عالی بود و به درآمد بالا و تصاعدی رسیده بودم و کاملا توی کارم مهارت پیدا کرده بودم؟ ؟؟؟؟؟؟؟واقعا چرا چرا من در اوج کنار میکشم هر بار هم خودم نخواستم یعنی طرف گفته ادامه بده قول میدم جبران کنم اما من گفتم نه و کنار کشیدم
خواسته های من برای کار کردن
1-من دوست دارم با کسی کار کنم که متعهد باشه به کارش به گفته هاش و حرف و عملش یکی باشه
2من دلم میخواد با کسی که کار میکنم خوش حساب باشه یعنی سریع موقع تسویه حساب کامل بکنه
3-من دلم میخواد با کسی که کار کنم مهربون وخوش اخلاق خوش حساب باشه با صداقت کامل داشته باشه . من توی کارم و زندگیم واقعا مسولیت پذیرم و کاری که باید رو سعی میکنم به نحو احسنت انجام بدم و از بقیه هم همین توقع رو دارم
تو رابطه عاطفی چه نقشی دارن؟؟؟
استپ زدم و کلی فکر کردم شاید گاهی احساس قربانی اما امید و توکل به خداوند احساسم رو خوب کرده و بیشتر اوقات من همینی که هستم هستم نقشی نیست که داشته باشم خودمم یک خانم خوندار زیبا و متعهد و پاکدامن و سعی میکنم اون چیزی که وظیفه من هست رو انجام بدم
در مورد فرزندانم من خودم رو یک مادر مسوول محافظ و حمایتگر میدونم و فکر میکنم این مسولیت منه در قبال مادر بودن. ولی میدونم من در مورد هر کدوم از اینها زیاده روی میکنم و من باید سعی کنم با توکل به خداوند کمی رهاتر زتدگی کنم و
در مورد رابطه خودم با همسرم من خیلی سعی میکنم جلوی بچه ها بحثی نشه وقتی بجه ها نیستن من خیلی راحتر با همسرم برخورد میکنم و حرفهامو میزنم اما جلوی بچه ها خیلی محافظه کارم
چند روزه به این فکر میکنم که من چقدر نسبت به قبل راحتر با همسرم رفتار میکنم چند سال میش من هر جیزی رو درون خودمنگه میداشتم حتی انتقادهای در نورد رفتار هنسرم رو و یا جیزهایی که نمیخواستم انا الان خیلی راحتر خواسته هام رو میگم و حرفهام رو میزنم البته که هنوز باید در این مورد روی خودم کار کنم تا
وقتی در مورد انتفاد گفتیم به این رسیدم که من خیلی مثبت نگرم حتی در مورد همسرم سعی میکنم خوبیهاش رو ببینم و این از ویژگیهایی هست که یاد گرفتم برای جذب خوبی بیشتر
من خیلی اینطوری بودم که به خودم سخت میگرفتن تا دیگران راحتر باشن و خوشحالتر اما الان کمتر شده و سعی میکنم خودم رو در اولویت بزارم
خدایا شکرت
خدایا مارا هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده
در روابطم وقتی مسیله ای بدی پیش میاد احساس میکنم که من مقصرم ، حتی اگر تقصیر از من نبوده باشه دیگران جوری رفتار و برخورد میکنند و همه تقصیر ها رو به گردن من میاندازند، به قول معروف دیواری از من کوتاه تر نیست
در روابطم با دیگران همیشه دنبال مواظبت کردن و مراقبت کردن از آدمها هستم و همیشه بابت این موضوع کلی استرس و اضطراب میکشم
هر جا یک مورد نا دلخواه یا ایراد میبینم ازش انتقاد میکنم و ایراد میگیرم و میخوام اصلاحش کنم
به شدن کمالگرا هستم و از نظر من باید همه چیز در بهترین حالت ممکن باشه و هیچ گونه عیب و نقصی نداشته باشه
یا نقش ناجی رو بازی میکنم و میخوام طرف رو نجات بدم ، نجات از وضعیت مالی بد ، روابط بد ، افکار غلط ، وضعیت کاسبی بد ………
خودم دائما در ذهنم درحال توضیح دادن به یک شخص بودم که اون شخص همیشه از افراد نزدیک من بود مسیر این گفت و گو به شکلی پیش میرفت که ظاهرا من خطایی کرده بودم و داشتم راجب ان خطا توضیح میدادم که فلان اتفاق افتاد من مقصر نبودم چنان شد و…
من نشستم فکر کردم دیدم این موضوع ریشه داره در سرزنش های کودکی من که حس ارزشمندی من رو هدف قرار داده بود ریشه در عزت نفس من داشت که من خداراشکر موفق شدم اگاهانه به کمک همین نجواها تغییرش بدم
بشینیم راجب این نجواها فکر بکنیم ریشه این نجواها رو در گذشتهمون پیدا بکنیم و اگاهانه تغییرشون بدیم
تمام اعمال ما ریشه دارند تمام رفتار ما ریشه دارند
یک جایی یک زمانی ذهن ما از اون الگو برداری کرده
شاید دقیقا اون شکل اون جنس رفتار رو از الگو تقلید نکنیم اما ذهن ما نکته برداری کرده و که نتیجه کنار هم چیدن این نکتهها رفتار مارو شکل میدن
به نجواهاتون گوش کنید
ما حواسمون نیست گاهی هر شکلی از نجوای منفی که سراغمون میاد ما فقط میخوایم بیرونشون کنیم
اینجوری بقول استاد فقط اشغالا رو زیر مبل میزنیم
بیایم جهاد راه بندازیم توجه بکنیم به این نجواها
اگر داری رو ثروت کار میکنی باید بدونی که این نجوا ها موقع خرید میان سراغت
موقع خرید وقتی صندوق دار مبلغ رو اعلام میکنه یهو یه نجوایی اروم میاد یچیزی میگه میره
اگاهانه توجه کنیم اون نجوا دقیقا مارو میبره بالای سر باور اشتباهمون اونجا میتونیم به راحتی مچشو بگیریم
سلام بر خداوند، سلام بر اساتید عزیزو دوستان همفرکانسم
استاد من میتونم اینجوری به این سوال جواب بدم که نقش من در روابطم با همسرم هر دوره ای به یه شکل بوده و به تازگی هم تغییر کرده
استاد اوایل زندگیم که اگاهی های الانو نداشتم نقش ناجی رو بازی میکردم مرتب دنبال راست و ریس کردن کارها و کمک رسوندن به همسرم بودم
بعدها سعی کردم رها کنم و نقش همراهو بازی کنم اما بازم رگه هایی از ناجی بودن رو داشتم
ناجی میشدم و وقتی به اهدافم نمیرسیدم قربانی بودم
گذشت و با رها کردن ها فهمیدم کسی به من نیازی نداره
بعدش که یاد گرفتم روی خودم متمرکز بشم به آرامش و موفقیت های بیشتری رسیدم
اما توقع داشتم طرف مقابل خواسته ها و آرزوهای من رو محقق کنه
اما مدتیه که دارم تلاش میکنم شریک زندگیمو تنها یک شریک و دوست ببینم و خودم هم همین نقشو ایفا کنم ، خودم برای خواسته هام قدم بردارم و به آرزوهام برسم و میدونم که شریک زندگیم همسرم هم از خوشحالیه من خوشحال میشه
در مورد فرزندم هم نقش یه مادر فداکار و ناجی را بازی کردم و میخام دیگه نقش یک مادر همراه و مهربان رو بازی کنم
در مورد ارتباط با همکاران و دوستانم همیشه سعی کردم نقش یه دوست و همکار خیلی خوب رو بازی کنم و این جاهایی بوده که بهم آسیب زده و بعدا یاد گرفتم که با عزت نفس در ارتباط با هر کسی رفتار کنم
ممنونم استاد ، بدرود
استاد عزیز. و مریم شایسته عزیز سلام.
حدود چهار ساله ک با شما آشنا هستم. دوره های زیادی از شما خریداری کردم. و واقعا آدم متفاوتی شده ام. سپاسگزارتر، توحیدی تر، شادتر آرام تر. و ازین بابت خدا رو سپاسگزارم. و از شما صمیمانه تشکر میکنم.
اما اینکه به شما پیوستم یک مساله برای فرزند آوری بود. ک هنوز هم حل نشده است. من خیلی روی خودم کار کردم. با دوره کشف قوانین، حل مسئله، 12 قدم،قانون سلامتی، اعتماد بنفس و… ازینکه واقعا دنیای من و همسرم عوض شده است شکی نیست.
اما چه کنم که یک ناخواسته هرماه داره برام تکرار میشه به مدت 7 سال. و من واقعا ازین بابت گاهی دلسرد و غمزده میشم. درسته که این روزها و این سالهای اخیر دیگه گریه هام از چند روز به یک دقیقه و یا حذف رسیده. در طول ماه. با اینکه در اکثر اوقات روز و ماه شاد و یا بسیار شاد و هیجانزده هستم. سپاسگزار نعمت هایی هستم ک توشون غرق شدم.
اما قطعا نرسیدن به این خواسته زیبا برام سخته. نمیدونم چکار باید بکنم. از خدا بارها و بارها خواستم، پرسیدم.. و هر راهی جلوم اومده رو انجام دادم … خیلی از باور های اشتباهمو پیدا کردم و حذف کردم. و اینها همش به لطف آموزه های شماست.
اما یک روتین هر ماهه ک هر ماه با هزار امید و توکل و … شروع بشه و باز به نتیجه نرسه هر آدم صبوری رو خسته میکنه
خواسته من مشخصه… کارهایی ک لازمه هم براش انجام میدم. همیشه سعی میکنم توجهم به خواسته ام باشه تا ناخواسته. سعی میکنم حال دلم خوش باشه. به کلی موفقیت های خوب هم رسیدم توی کسب و کار و… و در نهایت نمیدونم چکنم… و چرا نتیجه نمیگیرم.
بازهم سپاسگزارم از شما و از این فایل زیبا
سلام به استاد عزیزم که این سوالات رو برامون طرح میکنن و مارو به فکر وادار میکنه که خودمونو بشناسیم و بهتر بتونیم تغییر کنیم
در جواب به این سوال من همیشه دوست داشتم توی روابط یا روابط عاشقانه یا خانواده یا با دیگران دنبال صلح بودم میخاستم همه باهم خوش رفتار و خوش برخورد باشن و حالشون خوب باشه دوست داشتم اونا هم مثل من از همه چی لذت ببرن و اینقدر درگیر زندگی نباشن
اما از وقتی با این قوانین اشنا شدم دیدم و تاثیری در زندگی دیگران ندارم و نمیتونم حالشون رو خوب کنم هر کسی افکار و باورهای خودشو داره و خودش میتونه این افکار و باورهارو تغییر بده نه من
اصلا اینکه من بخام حال دیگران رو خوب کنم یعنی شرک به خداوند که اون نمیتونه حالشو خوب کنه پس من اینجا شوم ناجی و برم حالشو خوب کنم
هرکسی باید با خدای درونش ارتباط بر قرار کنه و از درون خودشو دوست داشته باشه نه از بیرون وقتی از درون حالت خوبه دیگه اتفاقای به ظاهر بد هم نمیتونن حالت رو بد کنن چون تو میدونی احساس بد مساوی اتفاقای بدتر پس دیگه دنبالش نمیری میزاری خداوند همه کارهارو انجام بده چون ما به تنهایی قادر با انجام تمام کارها نیستیم باید خودمون رو بسپاریم به جریان خیر رب العالمین و اونه که همه کارهارو عالی برامون انجام میده
خداراشکر که امروز هم کامنت گذاشتم و بازم رد پا دارم تا براخودم چکاب فرکانسی باشه از مدار الانم و چند وقت دیگه این تغییر مدار رو درک کنم
در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید
نقش من تو رابطه عاشقانه این هست که حمایتگر هستم به شدت و دنبال خوشحال کردن پارتنرم هستم
از خودم میزنم واسه اون بهترین چیزارو میخرم
بعنوان مثال خودم ست ورزشی دلم میخواست نمیخریدم واسه خودم ولی تا رفتم مغازه و ست ورزشی عالی دیدم واسه اون خریدم
و همیشه دنبال خوب کردن حال اون هستم و حواسم بهش هست که قانون رو عمل کنه
مسواک بزنه
غذای خوب بخوره
لباساش تمیز باشه
و اینجوری خودمو همسر خوبی میبینم
وظیفه خودم میدونم اونو خوشحال کنم و همیشه احساس میکنم دارم زیادی از خودم مایه میزارم
توی روابط اکثرا نظر بقیه رو اجرا میکنم و حتی اگه نظر خودم درست باشه و باهاش حال کنم از ترس اینکه بعدا بگن عجب نظر بدی دادی نظرمو نمیگم
مثلا اینکه کجا بریم کافه یا کجا بریم تفریح
یا چی بخوریم
به جرات میتونم بگم همیشه نظری نداشتم تا جمع نظرشو بگه و من فقط تایید میکنم نظر بقیه رو
قبلا قدرت نه گفتن نداشتم الان خیلی عالی شدم
قبلا خیلی احساس قربانی شدن داشتم الان بازم خیییلی بهتر شدم خداروشکر
بنام خدای هدایتگر
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستایی تلاشگرم
مورد اولی که خیلی تو روابطم تکرار میشه نقش مراقب بودن هست همیشه نقش یه مراقب رو دارم مراقب مادرت باش مراقب پدرت باش و…. همیشه تو موقعیت ها و افرادی سر راهم قرار میگیرند که نیاز به مراقبت دارند این من مدت که فایلهای الگوهای تکرار شونده اومده روسایت و من با فکر کردن و کانکش های درونی متوجه این الگوها شدم شروع کردم رو خودم کار کردن نمیگم عالی شدم ولی پیشرفت رو میبینم حالم بهتر شده دیگه مث قبل اذیت نمیشم چون قبلا از اینکه این نقش رو دارم متنفر بود چون از همه چیز میزدم تا این کار رو به نحو احسن انجام بدم و دختره خوب خانواده باشم .
مورد دیگه این بود که من همیشه درو دل و حرفای دوستانم یا خانواده ام میشنیدم چقدر راه حل میدادم ایده میدادم که حالشونو خوب کنم و خودم رو موظف میدونستم که اون لحظه حالشو خوب کنم با هر روشی که ممکن بود ولی خیلی رو خودم کار کردم که تایمی که دارم ارزشمند تر ازاینکه پای مسائل ناجالب بقیه بزارم و حال خودم رو خراب کنم و در پی این حال ناخوش اتفاقات نا خوش تر و ناجالبتری برام بیفته در مورد دوستانم از اون دوستانی که همیشه از مسائل ناجالب و منفی حرف میزدن دور شدم و درمورد افراد خانواده همنطور که استاد فرمودند چون از فرکانس نا جالب خارج شدم دیگه کسی جلوم حف نمیزنه بحدی که خیلی از اتفاقات خانواده رو در جریان نیستم هنوز جا داره بیشتر روی خودم کار کنم که بهتر بهتر بشم
از استاد عزیز سپاس گذارم که این سوالات مطرح کردن تا به خود شناسی بیشتری برسیم.
در پناه الله شاد سلامت باشید.
به نام الله
سلام به استاد عزیزم
این فایل نشانه امروز من بود فایل عالی هستش واز زمانی که این فایل اومد تو سایت من خیلی فکر میکردم و متوجه شده بودم که من همیشه نقش کسی رو داشتم که به دیگران کمک میکردم تا جایی
که از خودم میکندم وبه بقیه کمک میکردم حتی به فرزند خودم و همیشه با خودم فکر میکردم چرا باید این اتفاق بیفته وقتی استاد این فایل روگذاشتن سوالات رو گفتن به خودم گفتم اینه من خودمو فدا میکنم تا مشکلات دیگران رو حل کنم وحس قربانی شدن بهم دست میداد وشروع کردم به کار کردن روی خودم وبه خودم قول دادم که دیگه ناجی دیگران نباشم منم اومدم به این دنیا تا لذت ببرم
واز زندگی که دارم لذت ببرم
ودر مورد روابط با همسرم که قبلاً با استاد آشنا نبودم همیشه بحثهایی پیش میومد واز اینکه شنیده
بودم اینکه دیگه عادیه وپیش میاد هر زوجی همچین اتفاقی واسشون پیش میاد ولی همسر مهربونم میگفت اینو کی گفته نباید این جور باشه
نگو که من غافل بودم
خداروشکر میکنم که هرروز دارم کار میکنم تا بتونم زندگی رو لذت ببرم واز هر جنبه پیشرفتهای خوبی رو بدست بیارم
از شما استاد عزیزم ب سیار سپاسگزارم که این فایلها و گذاشتین تا مارو وادار به فکرکردن کنید خودمون رو کنکاش کنیم وباورهامون رو درست کنیم و بهتر زندگی کردن رو تجربه کنیم ولذتشو ببریم
در پناه الله
بنام خدای مهربونم سلام استاد عزیزم.
داشتم به یکسری از رفتارهایی که داشتم فکر میکردم که الان خیلی فرق کرده.
مثلا قبل از اشنایی با این قوانین یعنی چندینسال پیش بشدت ادم حمایتگری بودم در حدی که نمیخواستم همسرم کوچکترین کاری بیرون از خونه انجام بده،سر کار بره،حتی همیشه همه خریدهارو خودم انجام میدادم و اون هیچوقت خرید هم نرفته بود.کوچکترین مسئله ای از بیرون از خونه و کارم برای همسر و فرزندم نمیگفتم که مبادا ناراحت بشن یا ذهنشون درگیر بشه.
این یه نمونش بود .
الان هم حمایتگر هستم ولی خیلی فرق میکنه با اون موقع.
حمایتگرم ولی تا حدی که به خودم ضرری وارد نشه.
حمایت میکنم در حد توانم
و البته از آدمهای قدرشناس و سپاسگذار.
اگه طرفم قدرشناس نباشه،در حدی براش هستم که توقعی برای جوابش ندارم .
آدم شوخی هستم و در روابطم 80درصد با شوخی میگذره.
گاهی هم توی روابطم یه بچه میشم که خب اونم بیشتر شوخیه.
بیشتر نقش حال خوبکن جمع رو دارم .
گاهی هم نقش آچار فرانسه برای همه.چون تحارب زیادی دارم.
قبلا خیلی نقش ها توی روابط داشتم که فکر میکردم خوبه،مثل گوش بودن برای درد و دلهای بقیه، که هنوز دارم روی تشعشعات منفیش که توی زندگیم گذاشته،کار میکنم…
اما دیگه اون آدم نیستم خداروشکر
.ممنون استاد عزیز و ممنونم از همه دوستان که هرکدوم یه راهنما و الگو هستین و آموزنده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه عزیزانم
استاد این دومین باره که دارم برای این سری فایلها کامنت میزارم . با خودم فکر کردم اینبار چندین تفاوت با دفعه قبل داره
یکی اینکه بار اول فقط به سوال گوش میکردم و فقط پاسخ میدادم و منتظر بودم استاد پاسخ و راهکار بدن برای بهبود هر کدوم از رفتارهای من
اما الان از روی دسته بتدیهای خودشناسی اومدم که این فایلها رو گوش کنم و این باعث میشه بیشتر فکر کنم به نوع رفتارها و نوع واکنشهای خودم، چون الان متوجه شدم وقتی کنی با خودم خلوت کنن پاسخ رو خودم میدونم فقط باید کنی تامل کنم و خودم پاسخش رو پیدا میکنم
2-اینبار میدونم که واکنشهای من نشان دهنده شخصیت و باورهای منه و میتونم با دقیق شدن روی رفتارهام بهتر باورهام رو بشناسم و بهخصوص ترمزهای ذهنی رو
3وقتی کامنتهای اولم رو میخونم متوجه میشم من چه تعقیراتی کردم تعقیراتی که اصلا متوجه اونها نبودم و فقط با خوندشونم متوجه میشم که من فقط با گوش دادن و نوشتن خواستم یه تعقیراتی بکنم و تعقیرات اومده بدون اینکه من سعی و تلاش سختی بکنم
هربار که به این فایلها گوش میکنم بیشتر بهش فکر میکنم درمورد الگوهای تکرار شونده
یکی از الگوهای زندگی من اینه که وقتی کاری رو شروع میکنم حتی کاری که اصلا هیچی در موردش نمیدونم و یاد میگیرم و حسابی پیشرفت میکنم و به اوج میرسم اما بلافاصله تموم میشه یعنی یهو خودم میکشم کنار هر بار به یه دلیلی یکبار به خاطر بد قولی طرف مقابلم بهش گفتم دیگه باهات کار نمیکنم وکلا کنار کشیدم یکبار به خاطر همسرم یکبار به خاطر فرزندم یعنی درست زمانی که همه چی عالی عالی بود و به درآمد بالا و تصاعدی رسیده بودم و کاملا توی کارم مهارت پیدا کرده بودم؟ ؟؟؟؟؟؟؟واقعا چرا چرا من در اوج کنار میکشم هر بار هم خودم نخواستم یعنی طرف گفته ادامه بده قول میدم جبران کنم اما من گفتم نه و کنار کشیدم
خواسته های من برای کار کردن
1-من دوست دارم با کسی کار کنم که متعهد باشه به کارش به گفته هاش و حرف و عملش یکی باشه
2من دلم میخواد با کسی که کار میکنم خوش حساب باشه یعنی سریع موقع تسویه حساب کامل بکنه
3-من دلم میخواد با کسی که کار کنم مهربون وخوش اخلاق خوش حساب باشه با صداقت کامل داشته باشه . من توی کارم و زندگیم واقعا مسولیت پذیرم و کاری که باید رو سعی میکنم به نحو احسنت انجام بدم و از بقیه هم همین توقع رو دارم
تو رابطه عاطفی چه نقشی دارن؟؟؟
استپ زدم و کلی فکر کردم شاید گاهی احساس قربانی اما امید و توکل به خداوند احساسم رو خوب کرده و بیشتر اوقات من همینی که هستم هستم نقشی نیست که داشته باشم خودمم یک خانم خوندار زیبا و متعهد و پاکدامن و سعی میکنم اون چیزی که وظیفه من هست رو انجام بدم
در مورد فرزندانم من خودم رو یک مادر مسوول محافظ و حمایتگر میدونم و فکر میکنم این مسولیت منه در قبال مادر بودن. ولی میدونم من در مورد هر کدوم از اینها زیاده روی میکنم و من باید سعی کنم با توکل به خداوند کمی رهاتر زتدگی کنم و
در مورد رابطه خودم با همسرم من خیلی سعی میکنم جلوی بچه ها بحثی نشه وقتی بجه ها نیستن من خیلی راحتر با همسرم برخورد میکنم و حرفهامو میزنم اما جلوی بچه ها خیلی محافظه کارم
چند روزه به این فکر میکنم که من چقدر نسبت به قبل راحتر با همسرم رفتار میکنم چند سال میش من هر جیزی رو درون خودمنگه میداشتم حتی انتقادهای در نورد رفتار هنسرم رو و یا جیزهایی که نمیخواستم انا الان خیلی راحتر خواسته هام رو میگم و حرفهام رو میزنم البته که هنوز باید در این مورد روی خودم کار کنم تا
وقتی در مورد انتفاد گفتیم به این رسیدم که من خیلی مثبت نگرم حتی در مورد همسرم سعی میکنم خوبیهاش رو ببینم و این از ویژگیهایی هست که یاد گرفتم برای جذب خوبی بیشتر
من خیلی اینطوری بودم که به خودم سخت میگرفتن تا دیگران راحتر باشن و خوشحالتر اما الان کمتر شده و سعی میکنم خودم رو در اولویت بزارم
خدایا شکرت
خدایا مارا هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده
آمین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
سلام خدمت همگی
در روابطم وقتی مسیله ای بدی پیش میاد احساس میکنم که من مقصرم ، حتی اگر تقصیر از من نبوده باشه دیگران جوری رفتار و برخورد میکنند و همه تقصیر ها رو به گردن من میاندازند، به قول معروف دیواری از من کوتاه تر نیست
در روابطم با دیگران همیشه دنبال مواظبت کردن و مراقبت کردن از آدمها هستم و همیشه بابت این موضوع کلی استرس و اضطراب میکشم
هر جا یک مورد نا دلخواه یا ایراد میبینم ازش انتقاد میکنم و ایراد میگیرم و میخوام اصلاحش کنم
به شدن کمالگرا هستم و از نظر من باید همه چیز در بهترین حالت ممکن باشه و هیچ گونه عیب و نقصی نداشته باشه
یا نقش ناجی رو بازی میکنم و میخوام طرف رو نجات بدم ، نجات از وضعیت مالی بد ، روابط بد ، افکار غلط ، وضعیت کاسبی بد ………
به نام خداوند بخشنده مهربان
به نام او که هدایتگر ماست
استاد ازتون سپاسگذارم بخاطر اگاهی هاتون
چقدر زیبا خود شناسی رسیدید
چقدر جنس افکار هارو میشناسید
چقدر عالی موج فرکانس هارو تشخیص میدید
ما باید خودمون رو بشناسیم
باید به خودمون توجه کنیم
جنس رفتارمون رو بدونیم
موج فرکانس هارو بشناسیم
نجواهای ذهنی یک موهبت برای ما
بیایم اگاهانه بشینیم گوش بکنیم این نجواها هارو
مسیرش رو چک بکنیم
خودم دائما در ذهنم درحال توضیح دادن به یک شخص بودم که اون شخص همیشه از افراد نزدیک من بود مسیر این گفت و گو به شکلی پیش میرفت که ظاهرا من خطایی کرده بودم و داشتم راجب ان خطا توضیح میدادم که فلان اتفاق افتاد من مقصر نبودم چنان شد و…
من نشستم فکر کردم دیدم این موضوع ریشه داره در سرزنش های کودکی من که حس ارزشمندی من رو هدف قرار داده بود ریشه در عزت نفس من داشت که من خداراشکر موفق شدم اگاهانه به کمک همین نجواها تغییرش بدم
بشینیم راجب این نجواها فکر بکنیم ریشه این نجواها رو در گذشتهمون پیدا بکنیم و اگاهانه تغییرشون بدیم
تمام اعمال ما ریشه دارند تمام رفتار ما ریشه دارند
یک جایی یک زمانی ذهن ما از اون الگو برداری کرده
شاید دقیقا اون شکل اون جنس رفتار رو از الگو تقلید نکنیم اما ذهن ما نکته برداری کرده و که نتیجه کنار هم چیدن این نکتهها رفتار مارو شکل میدن
به نجواهاتون گوش کنید
ما حواسمون نیست گاهی هر شکلی از نجوای منفی که سراغمون میاد ما فقط میخوایم بیرونشون کنیم
اینجوری بقول استاد فقط اشغالا رو زیر مبل میزنیم
بیایم جهاد راه بندازیم توجه بکنیم به این نجواها
اگر داری رو ثروت کار میکنی باید بدونی که این نجوا ها موقع خرید میان سراغت
موقع خرید وقتی صندوق دار مبلغ رو اعلام میکنه یهو یه نجوایی اروم میاد یچیزی میگه میره
اگاهانه توجه کنیم اون نجوا دقیقا مارو میبره بالای سر باور اشتباهمون اونجا میتونیم به راحتی مچشو بگیریم
بچهها فکر کنید
گوش دادن فایل خیلی خوبه. نوشتن فوقالعادس.توجه به نکات مثبت بینظیره
اما فکر کنید فکر یه چیز دیگس.فکر کردن جهاده دیگریست
خدایا شکرت
خدایا تو را سپاس بخاطر تمامی نعمت هایت