پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 6 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

553 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    منصوره سادات فلسفی راد گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    سلام وصدسلام خدمت استاد عباسمنش واستاد شایسته زیبای من وهمه عباسمنشیهای گل

    خداروشکر بابت اینکه اینجا هستم. نقش من درروابط اینه همش فکرم درگیره که طرفم از من رنجش نداشته باشه. وای اگه از دستم ناراحت بشه چی؟ خلاصه میخام همه ازم راضی باشن

    دعوایی پیش نیاد آدم ترسویی بودم وهستم به دلیل اینکه خود افشایی نکنم به خیلی ازآدما دروغ گفتم که حقیقت زندگیمو ندونن مخصوصا به همکارام چه مرد چه زن.

    همش فکرمیکنم داره بهم ظلم میشه. از وقتی باشما آشنا شدم یه کم بهتر شدم ولی باز هم تکرار میشه

    همش وقتی کسی برام کاری میکنه میگم واقعا ببخشید عذرخواهی میکنم خیلی زحمت دادم بهتون. وقتی به یکی حرفی میزنم وفکر میکنم ناراحت شده هرجوری شده باید از دلش در ببارم به چند نفر زنگ میزنم ببینم ناراحت نشده باشه وکلی حال خودم رو خراب میکنم زندگی برام جهنم میشه برای خاطر همین اغلب اوقات شاد نیستم به زور گاها لبخند میزنم واغلب اوقات اخمام توهمه ونگران هستم.

    هرروز ویس های استاد جان رو گوش میدم. ولی تغییرات بسیار نامحسوس ایجاد شده

    دیگه این که من باید همه مشکلات زندگی رو حل کنم بسیار تلاش کردم وتلاش میکنم که دوست داشته بشم ولی اینجوریم نیست هرچی بیشتر تلاش میکنم کمتر نتیجه میگیرم.

    شما رو به خداوند منان میسپارم

    عاشقتوووووونممممم

    از پروردگارم میخام منو به راه راست هدایت کنه ودستان قدرتمندش روبرای کمک به من در زمان عالی بفرسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2409 روز

    من هر چی که ترمز بود و باور بود که استاد در این فایل گفتند همه را ماشاالله داشتم

    یعنی اولش باورش برام سخت بود که نه اینطور هام نیست دیگه

    ولی کم کم کم خودم فهمیدم که من همه ی ترمزها را دارم

    حالا خوبیه قضیه این بود که استاد می گفتند : خودش هم همین طور بودند و اومدند روی خودشون کار کرده اند و درستش کردند

    بعد ایمانم بیشتر میشد و ادامه می دادم

    و الان خدا را شکر می کنم که خیلی بهتر از قبل شده ام ولی باید همیشه روی خودم کار کنم .

    .

    من باور کرده بودم که آدم ضعیفی هستم و همین باور باعث شده بود که من نتونم هیچ کاری را انجام بدهم در درسها زمان تحصیل . در کارهای خونه .

    در ورزش . در بیزینس. در معامله کردن وووو

    و همین باور را در خودم ساختم که نه من اصلأ ضعیف نیستم بلکه من خیلی هم آدم قدی هستم و آدم خود ساخته ای هستم

    و همین باور باعث شد که ورزش را ادامه بدهم .

    بتونم کلی طلا بخرم خودم بدون اینکه بخواهم از این و اون بپرسم و مشورت بگیرم.

    خدا را شکر برای تغییرات وسیع برای همیشه و پیوسته

    .

    من همیشه به این باور داشتم که حالا این تضاد را حل کنیم دیگه تموم شد و رفت .

    یا اینکه من همیشه در مشکل و حل مسائل هستم و باید باشم و دنیا همینه دیگه

    در صورتیکه کسانی را دیدم که همیشه در موفقیت هستند .

    همیشه در خرید کردن های زیاد هستند .

    مثلا ادمین هایی را دیدم که سال‌هاست به این حرفه مشغول هستند و باورهای عالی را در این زمینه دارند و بسیار موفق هستند .

    ثروتمندانی را دیدم که زندگی بسیار عالی و مرفهی دارند و

    تازه با اینکه اینقدر در رفاه هستند ولی باز هم راضی نیستند

    و باز هم میگن کمه و باید موفقیت های بیشتری را کسب کنند و دریافت کنند .

    خب اینها زنگ هایی را در ذهن و قلب من می زد که پس چرا من همیشه به فکر این بودم که فقط بتونم فلانی را جذب خودم کنم دیگه کاری ندارم .

    و این کاری ندارم گفتن ها به خودم خیلی منو به عقب می کشاند

    چون سر منشأ این باورها همه از کمبودها است و باید درستش کرد وگرنه در همیشه کم می آورم .

    من خیلی روی خودم کار کردم و کار می کنم که البته با قانون تکامل که همیشه در تصاعد و رشد و پیشرفت باشم

    و چون خداوند جهانش بر پایه‌ی رشد و توسعه است

    همیشه کمکم کرده است و کمکم می کند خدایا شکرت.

    این خوشحالی همیشه در وجودم هست که چه خوبه که آدم همیشه در رشد باشه

    همیشه در پیشرفت

    همیشه در خرید کردن

    همیشه رو به کمال

    مثلا به خودم میگم اگر فلانی نمی خواهد با من ارتباط برقرار کند هیچ اشکالی ندارد بی نهایت انسان خوب با شرافت عالی هستند که من به سمت اونها هدایت می شوم.

    اگر تا حالا به خونه ی خودم هدایت نشده ام حتما خداوند

    باز هم می خواهد از بهترین‌ها را در زمان مناسبش در مکان مناسبش به من عطا کند

    و همین باورها و تکرار کردن ها باعث شده کمتر غصه بخورم . کمتر از کسی دلخور شوم. کمتر بار مسئولیت دیگران را به دوش خودم بکشم.

    باعث شده باور فراوانی را در خودم بیشتر و بهتر بسازم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سعید سادات گفته:
    مدت عضویت: 1422 روز

    بنام تنها قدرت هستی که هر خیری از جانب اوست و هر شری نتیجه فرکانس های شرک‌آلود ماست

    سلام به استاد عزیز که هم‌فرکانس شدن با او بزرگترین نعمت زندگی من است

    سلام به شاگردان این مسیر الهی

    درین بخش استاد پرسید که:

    در روابط چه نقشی داریم ؟

    وقتی استاد صحبت می‌کرد من در نوت گوشیم یادداشت میکردم بطور ذیل

    1. نقش مراقب

    2. نقش صلح ایجاد کننده

    3. نقش قربانی

    4. نقش ناجی

    5. نقش شوخ

    6. نقش کمال‌گرا

    7. نقش خوشحال کننده

    8. نقش انتقاد کننده یا قضاوت کننده

    9. نقش انسان از خود گذر

    من به اینها زیاد فکر کردم و دیدم شاید در گذشته هر کدوم شون پر رنگ بودن اما الان چون خیلی وقته درین سایت هستم میبینم که تغییرات در من ایجاد شده و همگی خیلی خیلی کم‌رنگ هستن پس نقش پر رنگ من در روابط چی هست؟

    وقتی فکر میکردم یادم اومد که من هنگام برخورد با تضاد در روابط این جمله رو شنیدم ( تو خیلی بی تفاوت هستی )

    آره راست میگه من بی تفاوت هستم

    من وقتی به تضاد در روابط برمیخورم فکر میکنم که من به چه چیزی توجه کردم و چه فرکانسی فرستادم که این شد نتیجش

    بعدش اصلا به فکر خوب کردن حال دیگران نیستم و هیچ کاری هم براشون نمیکنم و فقط خودمو مشغول میکنم یا با فایل گوش کردن یا بیرون رفتن یا هر چیز دیگه ای

    من اصلا بهش فکرم نمیکنم و ازش دور میشم حتی همسرم چون وقتی که حالش بده اگه پیشش باشم با حرفاش حال منو بد میکنه و عصبی میشم

    میرم فقط با خودمو با کارام مشغول میکنم

    شاید بگید کار اشتباهی میکنی که این قدر بی‌تفاوت نسبت به شریک زندگیت هستی اما هستم و نمیدونم شاید راست میگید من اشتباه میکنم

    من در تضاد در روابط بی‌تفاوت میشم و دوری میگزینم

    آره این جواب سوال ششم هست

    خدایا هدایتم کن به راه راست راه کسانیکه به آنها نعمات و ثروت ها عطا کرده ای نه راه گمراهان

    خدایا به هر خیری از جانب تو سخت نیازمندم ای کریم

    ادامه میدیم

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    بهناز گفته:
    مدت عضویت: 622 روز

    سلام بر استاد عزیزم

    من در مورد ثروت باورهای خوبی دارم و خداروشکر بصورت تکاملی و تقریبا بدون سختی الگوهای ثروت رو تجربه میکنم جوری که توی سن 30 سالگی سهامدار دوتا کارخانه شدم حتی(:

    ولی درمورد روابط اینطور نیست و اگه بخوام بصورت الگو بگم این شکلی هست که معمولا توی روابط سعی میکنم مهربون و ارامش بخش بنظر بیام بعد وقتی میبینم جواب متقابل نمیگیرم اعتراض میکنم و طرفم تعجب می‌کنه که من که اینقدر مهربون بودم چطور اینقدر میتونم عصبی باشم

    بعد بجای اینکه حق به من داده بشه کار به جایی میرسه که از ترس اینکه جدا بشیم خودم تلاش میکنم اشتی کنیم یا با برانگیخته کردن حس ترحم تلاش میکنم طرف درکم کنه و به من حق بده‌

    البته به تازگی دوره عزت نفس و همزمان عشق و مودت در روابط رو تهیه کردم و اتفاقا دارم این نقطه ضعف هام رو شناسایی میکنم و دارم تلاش میکنم کم کم برطرفشون کنم.

    ممنون از شما که هدایتمون میکنید.

    خدا شمارو حفظ کنه استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    علی حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 802 روز

    به نام خدای مهربان خدای درون قلبم

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته محترم و تمام دوستانم

    در جواب این سوال باید بگم من تو ارتباطاتم با دیگران یعنی خانواده دوستان بیشتر احساس قربانی شدن رو دارم همش فکر میکنم در حق من ظلم شده من خیلی کارا خوبی برا همه انجام دادم ولی از من سو استفاده شده

    در روابط عاطفی بیشتر نقش مراقب و ناجی رو دارم یعنی همش پیگیرم که اگه کاری دارن من انجام بدم و مراقبشون باشم که اتفاقی نیفته بیشتر مواقع شده من از کارای خودم زدم کارای بقیه رو انجام دادم و دوست دارم بدونم نزدیکانم چه مشکلی دارن که من بشینم فک کنم و حلشون کنم در صورتی که برا خودم این قدر حساس نیستم

    و خیلی موقع ها بوده که من خودم تو تنهای خودم به مشکل های بقیه فکر میکنم که میگم اگ این کارو بکنه اگه اون کارو بکنه خیلی بهتره بیشتر موفق میشه و از این جور فکرا الان که دارم این سوال هارو جواب میدم متوجه میشم اینا همه نشتی انرژی هست که منو از اهدافم دور میکنه انشالله بتونم تکاملی این نشتی ها رو ببندم

    سپاس گذارم استاد بابت این سلسله فایل های ارزشمند

    دوستتون دارم

    علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    به نام الله یکتای هدایت گر دانا و توانا

    سلام به استاد عزیزم وهمه دوستان سایت که دنبال موفقیت هستند تا جهان هستی خود را خلق کنند

    چند روز هست که این فایل روی سایت هست وبه یک شکلی پیش میاد که نبینم وگوش نکنم

    درسته به قول استاد ما داریم با افکارمون زندگی خودمان را خلق میکنیم

    الگو های تکرار شونده

    من با خودم در فکر بودم که همه آن کسانی که ثروت فراوان دارند یا زندگی عالی را دارند را چطور واز چه فرکانسی سپری کردند

    در فایل های استاد فراوان پیدا کردم که چه چیز باعث ایجاد زندگی عالی هست

    واین که چطور خلق کنم زندگی خودم را

    ولی باید این اعطراف را بکنم که هنوز الگوهایی دارم که یک سری اتفاقات زندگی ام هست که من با آنان اذیت میشوم

    امروز تو خواسته ام از خدا این بود مسیری نشانم بده برای پیدا کردن مسیر بهتر تو زندگی ام واینک این شد که تو این فایل هدایت شدم

    الگوهای تکراری که استاد گفت ذهنم هزاران جا رفت که چه اتفاقاتی داره منو خوشحال میکنه چه ناراحت واینک توجه کردم به خوشحال ها واز اتفاقات ناراحت کننده گذر کردم و به من ربطی نداره

    سوال؟

    داخل ارتباطات با دیگران چه نقشی را دارم بازی میکنم؟؟

    من باید اعتراف کنم که یک جاهایی البته که متفاوت هست بین افراد بین افراد خودمونی فرق داره بین افراد غریبه طور دیگه هست رفتارام

    من معمول در مورد دیگران هیچ اهمیت نمیدهم که چه اتفاقاتی ودر چه جایگاهایی هستند واین که به من ربطی ندارد واین که هر کس در هر جایی هست در سر جایه خودش قرار دارد نه ظلمی به کسی میشود نه کسی اشتباهی جایی هست همه هر آنچه که برایشان پیش میاد به خودشان ربط، دارد

    واین که در مورد خودمونی ها توجه میکنم کمی ناراحت میشم در مورد اتفاقات ناراحت کننده آنان

    ولی تمرین دارم میکنم که راهکار به آنان ندهم

    واین که باز همان جواب قبلی هر چه پیش بیاد مقصر خودش هست

    واین که من در مورد کارم با دیگران رفتاری دارم که من مدیر عالی هستم

    مخصوصا با گارگرانم این که سخت نمیگیرم چون میدونم که هر کس هر گلی میزند داره به سر خودش میزند

    گاهی ناراحت میشم در مورد کارهاشون ولی خودم را اذیت نمیکنم

    واین که چون مدیر،خوبی هستم سپرده ام به خدا

    ودر مورد مردمانی که مشتری من هستند

    هیچ گاه در مورد کاری که درخواست، میکنند کم نمیارم

    هر آنچه که باشد از پس کار آن بر میام وانجام میدهم

    خداراشکر که ذهنم درگیر الگوهای تکراری شد

    وخداراشکر که من خالق زندگی خودمم

    وخداراشکر که من انسانی با شخصیت که چه زود هدایت شدم به خواسته امروزم که مسیر بهتر را پیدا کنم

    خداراشکر دارم رد پا میگذارم برای خودم که محک بزنم خودم را تا در چه جایی قرار دارم

    خداراشکر که الگوهای من بیشتر به مسیر خدایی هست وهر آنچه که میبینم حق هر کس هست نه کم نه زیاد فقط خود آن فرد هست که به اندازه افکارش زندگی میکند

    منم اول این کامنت رو نوشتم بعد میرم کامنت دوستانم را بخونم تا ببینم چه تفاوتی پیدا میکنم

    ممنونم از همکاری عزیزان در بحث کامنت

    واین که دارم به چه توجه میکنم آن هم دنبال علت نیستم دنبال هدایت هستم هرچه را خدا هدایت کند خود اصل آن هست

    خداجون مچکرم

    دوستاد در پناه الله یکتا سالم و سلامت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فاطی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2576 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    خداروشکر میکنم هزاران بار ک بازم تو مسیر هدایتش هستم و فرصت شنیدن فایلهای ارزشمند دارم

    ممنون این فایلها رو با این عنوان واضح ادامه دادید ک سبب شد تو همین مسیر خودشناسی خودمونو بشناسیم

    حقیقتا این عنوان الگوهای تکرار شونده یه دوره س

    تا یه سری فایلهای رایگان دانلود.

    و من پاس قدرانی بیشتر قصد دارم یه دفتر جداگانه به اسم خودشناسی بزارم با استفاده از همین سری فایل الگوها

    و سوالاتو بنویسم

    و یه عالمه جا برا جواب باقی بزارم

    چون با کار کردنم میتونم یه مقدار حق مطلب ادا کنم و ایجور سپاسگزار وجودت باشم

    من متوجه شدم هر سری با فایل جدیدتر من کنکاش بیشتری از خودم میکنم

    استاد راجب سوالات این فایل باید بگم ک دقیقا منو عنوان کردید, مث یه مشاور ک مدتها کیس می‌شناسید

    اومدید تمام پاشنه آشیل منو از کودکی به شکل سوال ازم پرسیدید

    من همیشه نقش مراقب بازی کردم و همچنان ،

    من هیشه ناجی بقیه م

    من همیشه در صلح با بقیه م

    من اینهمه تعامل و توانایی در حل مسائل دیگران رو یه ویژگی میدونسم

    قطعا یه توانایی خوبیه اما نه وقتی بعدش حس قربانی شدن بهم دست میده

    و نهایتا حس بی ارزشی

    بی عزت نفسی

    قطعا این دوره کشف قوانین لازمه منه

    اما میدونم براش باید یه تکاملی طی کنم

    اول یه دورهایی بگدرونم تا بهش برسم

    من برای اینکه برسم به نشانه واضح و مطمئن شم کدوم دوره مقدمه منه ،هر دفعه از متن های باارزشی ک خانم شایسته برا هر دوره گزاشتن و بارها میخونم و در طول روز دنبال نشانه ش میگردم

    یه دوره ی ک فک میکنم هم شما و هم بچها موافق و منتظریم

    و نیازمند مث پیش نیاز دورها

    دوره احساس لیاقت هس

    و من اینو از خداوندم درخواست کردم و قلبم میگه خبری در راه است به زودی

    برای همموم آرزوی زیبایی های بیشتر دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    علی حقی گفته:
    مدت عضویت: 2215 روز

    سلام به همه دوستای خودم

    به سوال استاد که فکر میکنم میبینم دوتا مورد به صورت اغراق شده درون من هست که همیشه باعث ضربه خوردم شده و میشه

    1)روابط عاطفی: خوب که دقت میکنم میبینم که من همیشه میخواستم حامی و ناجی طرف مقابلم باشم؛

    اعتقاد من این بوده(و البته فکر میکنم هنوزم هست) که اساسا رفیق و دوست کسیه که بتونه باری رو از روی دوش طرف مقابل برداره

    حالا اون بار می‌تونه مالی باشه ، احساسی باشه و…

    تو این چند تا رابطه اخیرم(طی این 4 سال گذشته) همیشه شخصی به تورم خورده که پر از مشکلات بوده و همیشه نیاز به کمک یکی داشته که توی اون برهه از زمان طبیعتاً من بودم

    من هم فکر میکردم کار درست اینه که تا جایی که میتونم کمکش کنم و مثلا از کار خودم بزنم و از استراحت خودم کم کنم و حتی مرخصی بگیرم از سرکار و برم دنبال کارای اون شخص تا مثلا رفاقت خودم رو ثابت کنم

    و حتما حدس میزنید که آخر سر ، اون آدم بده داستان میشدم

    همیشه متهم به این میشدم که تو برای من کاری نکردی و تو اصلا رفیق و دوست خوبی نبودی

    2)روابط کاری: همیشه سعی میکنم که همه رو راضی کنم حالا اون طرف همکارم باشه ، شریکم باشه یا مشتری

    بیش از حد خدمات میدم و بابتش پول بسیار کمی طلب میکنم

    قول‌هایی میدم که انجام دادنش خیلی خیلی من رو به زحمت میندازه و آخرشم نه خودمو راضی می‌کنه و نه مشتری رو

    امیدوارم با تعهدی که به خودم دادم بتونم عزت نفس خودم رو بیشتر کنم و روی این باورها کار کنم و وضعیت خودم رو بهبود بدم

    خوشحال میشم که هر کدوم از دوستان که راه‌حلی دارن منو راهنمایی کنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهرا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1628 روز

    بنام رب حامی و هادی

    سلام خدمت استاد عزیزو دوستان توحیدی

    پر رنگ ترین نقشی که من در زندگیم داشتم و دارم و تلاش میکنم هر روز کمرنگ تر بشه نقش (خانوم بلد) هست انگار میخوام به بقیه ثابت کنم ببینید من چقدر بلدم چطور رفتار کنم چطور حرف بزنم فقط منم که بلدم به همه میگم این کار رو بکنید اون کارو بکنید مثل من باشید میخوام بگم من خیلی خوبم چرا چون عزت نفس ندارم اگر داشتم که دیگه نیازی نبود راجبش حرف بزنم به قول آقای عطار روشن چیزی که باور شده باشه دیگه نیازی نمیبینی راجبش حرف بزنی .به طور بسیار نامحسوس در نقش قربانی هم میرم برای همسرم .وقتی به همسرم میگم پسرمون امروز پیش تو بمونه تا من برم برای خودم خرید و همسرم اولش میگه نه اما بعدش میگه باشه و من میگم نه دیگه نمیرم اونجاست که میخوام برم تو نقش من قربانی من مظلوم و احساس گناه بدم به شوهرم .که ببین تو راحت میتونی همه جا بری اما من یه وقت آزادم ندارم برای خودم من چقدر مظلومم من چقدر قربانی دست روزگار و تقدیرم .یا وقتی دونفر بحث میکنن من میخوام این وسط بحث رو آروم کنم آخه به من چه زهرای عزیزم.آخرین بار که صلح دهنده بودم بین مادرم و برادرم بود وبهشون میگفتم که این چکاریه باهم آشتی کنید .بد بودن این کار اینه که من یک هفته تمام ذهنم مشغول بحث این دونفر بود آخه مگه من کی هستم که خودمو نخود هر آشی میکنم.بعضی وقتا به خودم میگم آخه زهرا جان زهرا خانوم مگه کی به تو گفت که بیای توی این راه آخه کی دلش برات سوخت که تو همه رو میخوای بیاری توی این راه عزیزدلم خودت با خواست خودت و طلب هدایت از خداوند به این راه اومدی اوناهم اگر میخوان زندگیشون خوب بشه خب از خداوند طلب کنن چرا من میخوام به جای خدا باشم براشون.در رابطه باهمسرم هر دو صلح طلب بودیم اما جدیدا دیگه احساساتمونو نشون میدیم .نقش من یک عدد (خوب) هستم دیگه آخرشم همه جا میخوام بگم من خیلی آدم خوبی هستم خیلی با ادبم خیلی بفکر طرف مقابلم هستم خیلی متواضع و خاکی هستم.آخه چرا چون میخوام بگن به به چه آدم خوبیه این زهرا خانوم .اما با تمام این نقش ها خودمو دوست دارم چون به پای خودم موندم تا خودمو بسازم .شعار من اینه(هستم بر این عهدی که بستم) عهد بستم عاشق خودم بشم ارزشمند بشم برای خودم .خدایا هدایتم کن و حمایتم کن همینجور که تا الان حامی و هادیم بودی.خدایا شکرت فرصت دادی تا بنویسم و رد پا بجا بزارم و چندسال بعد به خودم افتخار کنم بابت زهرایی که ساختم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3085 روز

    ای که مرا خوانده ای

    سلام به بهترین ها و زیباترین ها

    اول اینکه استاد مثل همیشه صحبتهایی فقط از جنس اصل و اساس و مسیر درست و خوشبختی رو بر زبان میاری

    من چندروزه که دارم بیشتر رو دوره شیوه حل مسائل کار میکنم اما دیشب احساسم بهم گفت برو یه خورده از کامنت های جلسه اول قانون آفرینش مطالعه کن

    وقتی مطالعه میکردم جمله زیبا و بظاهر ساده اما بسیار قدرتمند و ارزشمند دریافت کردم یکی از دوستان عزیز نوشته بودوقتی خدا رو باور کنی دیگه به هرچه بخوای میتونی برسی*

    شاید این جمله رو هممون همیشه میگیم و میشنویم اما احساس خاصی درونش نباشه اما وقتی با یه درخواست و احساس متفاوت از قبل باشه حتما یه جور دیگه برداشت و باور میشه اون جمله

    من دیشب قبل از خواب این جمله زیبا رو مطالعه کردم و خوابیدم باعث شد چقدر بیشتر به فکر برم و بیشتر قانون کانون توجهمو جدی بگیرم

    محل کار و تمرین کار مورد علاقه من در یه مکان و یسری از دوستان عزیز هر دفه میاند میگن فلان چیز توش پول هست این پول درش هست اون هست و…

    ولی من میگم وظیفه من اینه که هرروز بصورت تمرکزی و تخصصی رو مهارت خودم کار کنم و رو باورهای ثروتسازمم کار کنم و اجازه نمیدم هر بیراهه ای منو از مسیر اصلیم منحرف کنه پس خواهش میکنم دیگه از این پیشنهادها به من ندید چونکه من مدتها قبل کارم از این حرفها گذشته و که بخوام خارج از زمینه علاقمندی خودم کار کنم و اینایی که شما میگید اصلا ذره ای احساس خاص یا وسوسه در من ایجاد نمیکنه پس الکی انرژی خودتون رو هدر ندین

    واقعا هم همینطوره که میگم

    در زمینه روابط من نسبت به قبل خیلی بهتر و نرم تر شدم اما هنوز خیلی ایراد دارم بخصوص در مقابل جنس مخالف اونطور که باید خوب و حرفه ای باشم هنوز نیستم چونکه در محیطی بزرگ شدم که اکثریت ضعیف و با اعتماد بنفس های پایین بودن

    واقعیت اینه که هنوز در زمینه برقراری ارتباط خیلی از خودم ناراضی هستم هرچند چندباری هم بوده که تونستم این توانایی رو عملی کنم و نتیجه بگیرم و خیلی از آدمها برخلاف گذشته دوستم دارند و بهم احترام میذارند و احوالمو میگیرند اما در واقع هنوز اونطور که باید نیستم

    اما از طرفی هم خداروشکر که اینو درک میکنم که مدتهاست تونستم بپذیرم و درک کنم ایراد از منه نه خارج از من و دیگران

    من همیشه دارم سعی میکنم نکات و نتایجی که موفقیت آمیز و مثبت بوده رو برا خودم تکرار کنم که بخدا من خیلی ارزشمند و عالی هستم اگه نبودم که چند هفته پیش یه خانم خودش بهم پیشنهاد دوستی نمیداد اما من احساسی نسبت بهش نداشتم خیلی مودبانه و مهربانانه بهش گفتم منو ببخش اما من نمیتونم با تو دوست بشم

    و میدونید مثلا تو این موضوع من در اصل چه دیدگاهی دارم،میگم مهم خود اون رابطه ها نیست بلکه مهم اینه که من بتونم با تجربه اینها خودمو بیشتر باور کنم و دوست داشته باشم و ازشون گذر کنم چونکه هرزمان ذهنم در مورد همچین چیزهایی داره بهم میگه تو نمیتونی ،یا ارزه نداری و…مجدد به خودم یادآوری میکنم که این فکرها توهماتی بیش نیستند

    هرچند روز یکبار نشانه های میلیونی و بالا برام میاد اما اتفاق نمیفته میگم آخه من باید ببینم این ترمزهای مخرب چی هستند که داره این کار خرابی هارو میکنه

    مثلا دیشب به فرد غریبه اومد اینجا یه کار کوچک داشت و بمدت چندثانیه تو حرفش گفت من همبن الان چند صد میلیون تو کارتم هست و درآمدم خوبه خداروشکر و من درونم برانگیخته شد و سریع آگاهانه به خودم گفتم راست میگه پس میشه و آگاهانه تحسینش کردم

    صادقانه بگم بعضی اوقات با شنیدن همچین حرفایی کنارم گفته بشه ذهنم سریع میخواد بره سمت حسادت و اینکه بهم بگه تو نمیتونی تواناییشو نداری اما من آگاهانه تایید و تحسین میکنم که بتونم راحت تر ذهنمو هدایت کنم بسمت سازندگی و مدارهای بالاتر

    میگه

    آنچه را که انکار میکنی تو را شکست میدهد

    و آنچه را میپذیری تو را تغییر میدهد

    واقعا همینطوره تقریبا هممون این دو تا رو تجربه کردیم و نتیجه گرفتیم و الان میتونیم خوب درک کنیم

    خبر خوب اینجاست که ما انسانها توانایی یادگیری و تغییر هر چیزی رو داریم

    پس جای نگرانی برا هیچ مساله ای نیست هرچیزی که ما بهش برمیخوریم خداوند از قبل جوابشو برامون آماده کرده فقط لازمه که ما بخواهیم و با عشق و احساس خوب در مسیر یادگیریش حرکت کنیم تا بتونیم بهش برسیم

    اینارو که من دارم میگم خودم در زمینه روابط و ثروت واقعا خیلی هنوز ایرادهای عظیم دارم و اصلا نمیتونم از خودم راضی باشم اما مثلا در زمینه سلامتی خیلی قدرتمندتر و باورهام قوی تره

    اما من همیشه در کنار بقیه دوره ها و فایل ها

    جلساتی که کار میکنم و مکمل میدونم یکی جلسه ششم قدم اول هست چونکه ما مجدد برا خودمون یادآوری میکنیم که اگر تونستیم فلان موفقیت قبلی که مدتها برامون غیرممکن بود اما تونستیم انجامش بدیم پس میتونیم از انرژیش استفاده کنیم برا موفقیتهای بعدی بیشتر

    یکی هم جلسات قانون آفرینش

    که بهتر درک میکنیم که ما اگه میخواهیم مدارمون رو تغییر بدیم بسمت بالاتر باید اول به خودمون بگیم باورتو نسبت به اون موضوعات مورد نظر تغییر بده تا بتونی مدار خودتو ببری بالاتر

    با عشق خدایی میرم سراغ کامنتهای ارزشمندتون

    خدانگهدار همتون باشه دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: