پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 7
توجه: توضیحات این فایل شامل یک بخش مقدمه و سپس یک سوال است.
بخش ” مقدمه ” در تمام مجموعه قسمت های ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده ” یکسان است اما در انتهای این توضیحات، در هر قسمت یک ” سوال متفاوت ” پرسیده می شود. (یعنی هر قسمت از این مجموعه، مقدمه یکسان اما سوال متفاوتی دارد)
لازمه درک سوال و پاسخ به آن این است که مقدمه را حتما بشنوید. هرچند در هر قسمت که دوباره مقدمه را می شنویم، از زاویه ی دیگری آن را درک می کنید که در نهایت به درک کلی ما از این اصل کمک می کند و می توانیم پاسخ های دقیق تری برای سوالات پیدا کنیم.
و اما سوال این قسمت از مجموعه ی ” پیدا کردن الگوهای تکرار شونده “
سوال:
- من انجام کارهای ضروریام را مرتب به تعویق میاندازم
- من همیشه کارهایم را در آخرین لحظه انجام میدهم
- من در مدیریت پول هر بار همان اشتباه را تکرار میکنم
- من همیشه غذای نامناسب میخورم با اینکه هر بار از این کار ضربه میخورم
- من جایی که باید حرفم را بزنم و نظراتم را بیان کنم،همیشه سکوت میکنم با اینکه بارها از این اشتباه ضربه خوردهام
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 7194MB24 دقیقه
- فایل صوتی پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 723MB24 دقیقه














سلام به استاد عزیزو خانم شایسته دوست داشتنی
منم تقریبا لحظه آخری کارهامو انجام میدم برای تمیزی خونه وقت گرفتن برای دکتر تا به حالت اورژانسی نرسه دکتر نمیرم
خودم اولویت خودم نیستم تا دیگران کاری رو میگن من سریع انجام میدم ولی برای خودم نه مثلا پول گوشیم رو همون اول نمیریزم وایمیسم تا یه طرفا بشه بعد میریزم چیزی برای خودم میخوام بخرم اینقدر میرم وون وسیله رونگاه میکنم تا 6 ماه بگذره ولی دیگران تا چیزی بخوان بدو بدو میرم میخرم
درروابط این الگو برام مدام تکرار میشه که تنهایی باید برم جایی همسرم همراهم نمیاد در این به شدت دوست دارم همسرم هرجایی میرم کنار باشه مثل بقیه زنو شوهرهایی که کنارم هستن در صورتی که با بقیه اینطور نیست این رفتار همسرم چند روزی بود فکرم رو مشغول کرده بود هدایت خواستم از خدا و این فایل نشانه امروز من بود که فهمیدم این الگو همیشه در ذهنم بود از بچگی چون پدرم هم اینطور بود بیشتر اوغات وقتی میخواستیم بریم مسافرت پیش پدر و مادر بزرگم پدرم زودتر از ما میرفت و ما بچه ها با مادرمون میرفتیم این الگو اومده توی زندگی الانم
ویکی دیگه همسرم الویت زندیگیشون خانوادش هست حتی به خاطر اونا بی احترامی هم میدیدم و الان که فکر میکنم دقیقا پدرم هم همینجوری بود و هست قبلا پدرو مادرشون الویت زندگیشون بود الان خواهرهاش و برادرهاش
این الگوهم دارم جاهایی باید از خودم دفاع میکردم ونکردم وچقدر حرس میخوردم وتا الان هم خودم رو سرزنش میکنم بازم این کار رو انجام میدم