اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من حدود 10 ساله بدنسازی کار میکنم روزی نشده که ورزش نکنم چون حالم بعدش خوبه اما رژیم رو چندوقت یکبار ول میکنم و برمیگردم به حالت قبل این موضوع خیلی حالمو بد کرده راجب اینکه چطور این باور رو از بین ببریم بگید ممنون میشم
این تجربهی منه برای یکی از برطرف کردن الگوهای تکرار شونده که تونستم به لطف خدا حلش کنم
اون زمان که تونستم این مشکل رو برطرف کنم هیچ اطلاعی از اهرم رنج و لذت استاد عباسمنش نداشتم اما به صورت ناخودآگاه ازش استفاده کردم
.
یادمه حدود 6 الی 7 سال سیگار مصرف میکردم تصمیم به ترک میگرفتم اما بعد یکی دو روز یا یک ماه دوباره میرفتم سراغش الان به لطف خدای بزرگ حدود 2 ساله که لب به سیگارنزدم وبه هبچ وجه وسوسه نمیشم ایناروگفتم که بگم فقط و فقط با یک روش میشه این مشکل رو حل کرد و اونم تعین کردن یک هدف بزرگ و مهم برای خودته وقتی میخواستم سیگار رو ترک کنم بدنسازی هم انجام میدادم و علاقه شدیدی به فعالیت مدلینگ و مدل شدن داشتم و وقتی هدف گذاشتم که به یک مدل موفق تبدیل بشم مصرف سیگار مثل یک دیوار جلوی مسیر من بود یه جورایی مصرف سیگار من رو از هدفتم دور میکرد و مصرف نکردن سیگار من رو به هدفم نزدیکتر میکرد ولی هدفم بزرگتر از اون دیوار بود اوایل سخت بود وقتی وسوسه میشدم هدفم رو به خودم یادآوری میکردم یعنی به صورت ناخور آگاه از اهرم رنگ و لذت استفاده میکردم و رنج انجام دادن اون کار رو با لذت انجام ندادنش توی ذهنم مقایسه میکردم میگفتم اگه سیگار بکشی قیافت داغون میشه دندونات زرد میشه و نمیتونی یک مدل موفق بشی و اون وسوسه از ذهنم میپرید الانم شما باید یک هدف بزرگ برای خودت بزاری هدفی که واقعا میخوای بهش برسی و رسیدن بهش خیلی برات مهمه وقتی هدفت بزرگ باشه دیگه اصلا به خودت اجازه نمیدی رژیمت رو بشکونی و یه جورایی دیگه وسوسه نمیشی که غذاهای نا سالم بخوری مثلا باید بیای به خودت بگی اگه رژیم رو رعایت کنم توی 5 سال آینده چه موفقیت هایی نسیبم میشه و چه پیشرفت هایی میکنم و در مقابل بگی اگه رژیمم رو رعایت نکنم در 5 سال آینده چه بلاهایی سرم میاد و هر روز به خودت یادآوری کنی تا جای اهرم رنج و لذت توی ذهنت درست بشه موفق باشید.
من توی این سلسله فایلهای الگوهای تکرار شونده که چند وقت پیش گوش کردم
وبهش عمیقأ فکر کردم واینجا نوشتم که الگوی تکرار شونده زندگی من گم کردن اشیا هرچند وقت یک باربود
میخام بگم من مدتهاست که دیگه چیزی رو گم نکردم وجا نذاشتم چون پیدا کردم دلیلشو
بیتوجهی عدم توجه وتمرکز من به اطرافم باعث شده بود این اتفاق مدام تکرار بشه
ازوقتی که فهمیدم حواسمو بیشتر جمع کنم وتوجه کنم این چرخه معیوب رو حداقل به تعویق انداختم نمیگم صددرصد خوب شدم ولی همین که تونستم پیدا کنم وروش کارکنم ،خیییلی خوشحالم استاد عاشقتم
من سر این موضوع خیلی اختلاف توزندگیم داشتم باهمسرم وهمش میگفتم شانس ندارم ونمیتونستم بفهمم ازکجا وچرا من باید این تجربه رو مدام تکرار کنم که با سوالاتی که اینجا جواب دادم وفکر کردن وکامنت دوستان تونستم راه حل مشکلمو پیدا کنم
بنام خداوند بشخنده مهربان بنام خداوند هدایت گر درونم من خدایا شکرت بعد از سه سال که با این قوانین اشنا شدم ولی همیشه اتفاقاتی در زندگیم می افتد که همش دلیلوشو عوامل بیرونی می دونستم بعتی چیزی بر خلاف قوانین همش میگفتم خدایا من که دارم سپاسگزاری میکنم من که توانایی های درون خودم می بینم یک سریع الگوی تکرار شونده در ذهن تکرار نی شود که فقط با واکنش نشون دادن وبا وخیلی اشغال های زیادی رو در ذهنم داشته بودم که اصلن به شخصیت درونی هم خوانایی نداشتن ودلیل گردن عوانل بیروی بیدازم خدایا شکرت الگوهای تکرار شونده ترس الگوهای تکرار شوتد شرک هر چنر وقت یک بار ماشین خراب می شود هر چتد یک بار فکرعای عجیب غریب الکی می کردم وهیچ وقت نیومدم با حساحسیت بالا وباکرهای درست درونی این فکر ها تعغیر بدم وهمیشه عیب از قوانین می دونستم هر چند ناگفته نمونه از طریق همین قوانین دستاوردی های درونی به دست اوروم واگاهی به دست اکروم از طریق قران که سال مردم از ناگاهی از خداوند چطور شرک ورزیدن خیلی از چیزهای که بچگی تا الان به من گفتن به عدم اگاهی وشرک بوده خدایا شکرت ولی از بابت از خداوند سپاسگزارم که ته دلم روشن که هیچ چی عوامل بیرونی توان وقدرت این ندار که بخواد جلکی تعغیر من بگیره واین من که باید الگوهای ذهنیم رو تعغیر بدم ودیگه اشغال زیز مبل نزارم می دونم چه الگوهی باعث قطع ارتباط با اون انرژی منبع می شود می دونم که بدون هیچ شک وترید با توانایی های درون ایمان داشته باشم واولین چیری که هم پذیرفته خداووند هیچ شرطی برای تعغیر من نزاشته به محض اینکه بخوام تعغیر کنم انرژی منبع درونی همراهی میکنه بودن هیج شرطی این من بودم که شرطی بزرگ شدم خدایا من الان اینم تو از تمام شرایط من خبر دتری از روح وجسم ومی خوام اون چیزی کخ تو افریدا ای باشم خودت یارک یاور من باش،قول می دم به خودم به
ا جدیدت فایل ها رو گوش کنم بدون واکنش نشون به عوامل بیروی برعکس خیلی اتفاقات زندگی با خاطر این بود که من متمرکز بودم رکی چیزی نمی خواستم واولش اگاهی نداشتم وخیلی واکنش نشون می دادم وبه این خاطر این اتقاقات بیشتر ی
بیشتر می شود والی الان خداوند یکتا درونی خودم می خوام کمک کنه من باکراای تععیر کنه توجه بزارم روی چیری که می خوام روی نعمت ها روی سلامتی روی احساحس خوب روی رشد وپیشرفت خدایا شکرت
دقیقا مسئله ایی که خیلی برام تکرار شده اینه که اوضاع مالی و ورودی من خوب خوب میشه بدون بدهکاری اما یکم که جلو میرم با همون اوضاع میاد سراغم و من هم وقتی که پولش رو نداشته باشم و بدهکار باشم هعی رو مخم هست و این توجه باعث میشه جلوی ورود ثروت رو بگیر تا چند وقت که روش کار میکنم و میبینم چقدر اوضاع بهتر میشه
البته ناگفته نماند که این سر دیگه مثل سرهای قبل نیست متفاوت تر از قبل شروع کردم و دارم جلو میرم عیب خودم خداروشکر از فایل های استاد فهمیدم و خدا هم از زبان دیگران خیلی بهم گفت خداروشکر واقعا بابت این فرصت های عالی و این فرصت های زیبا
عیب دیگه که دارم اینه که کارهای رو دقیقه نودی انجام میدم و یک کاری یا وسیله ایی تا زمانی که دقیقا خودش کار بده منم ازش کار میکشم و میرم جلو و این در صورتی که از تنبلی بدم میاد اما باز هم انجام میدم انشالله که راه حل این مسئله هم گفته میشود
تو مسئله روابط خیلی خیلی خیلی بهتر از قبل شدم از اون همه دعوای هر روز و هر هفته رسیدم به شیش ماه پنج ماهی یک دعوای ساده که همینم نباید باشه باید صفر بشه
تشکر از استاد عزیزم بابت این فایل ها و زحمات عالی شما به همراه خانوم شایسته
من هم با اینکه میدونم چقدر از سکوتم در جایی که باید حرف میزدم و از حقم دفاع میکردم ، ضربه خوردم اما همچنان این اشتباه و ادامه میدم و به نظر و حرف خودم اهمیت نمیدم و سکوت میکنم ،
خودم رو ضعیف نشون میدم و با کسانی برخورد میکنم که حالت کنترل گری دارند و می خوان من و کنترل و مدیریت کنن ،
1 بله وقت زیادی صرف برنامه ریزی و ذخیره ی پیام های اینترنتی ومرورشون میکنم با این که می دونم اگه بخواهم به همه جا برسم به هیچ جا نمیرسم
2 طبق موردی که استاد گفتن، دوری میکنم از یادگیری چیز هایی که در شروع سخته و ازشون سرم نمیشه مگه اینکه یادگرفتنش اجباری باشه ومیدونم که این پاشنه ی اشیلم هست
3طبق مثال استاد، عصبانیت من در بعضی شرایط خیلی بالاست البته از قبل خیلی بهتر شدم ولی در خیالاتم وافکارم در مواردی خیلی اصبانی میشوم ومیدونم که این اصلا جالب نیست و وسط کار در رویا به خودم میام وبا این منطق که این حس اسیب زاست خشم را کنترل وقطع میکنم ولی خب این فرایند تکرار دارد.
4 گوش دادن بعضی فیلم های هیجانی با اینکه میدنم تاثیر خوبی نداره اما مدام بهشون تمایل دارن مثل فیلم های کره ای
5 کمی احمالکاری دارم وکار های مهمی را عقب میندازم مثلا ورزش کردن، درست کردن اسناد و…
6 توقع از دیگران، با اینکه از توقع اسیب دیدم اما همچنان از کسانی که بهشون علاقه دارم در افکارم توقع صداقت و مهربانی ومثبت اندیشی دارم.
7 این مورد خیلی مهمه، مرور پیوسته ی برنامه های بلند مدت که موجب عدم ایجاد شرایط مطلوب و مناسب و کم شدن رغبت می شود. با فساد ذهنی یعنی لذت بردن بدون در نظر گرفتن سختی ان پروسه در ذهن از فرایندی که اتفاق نیفتاده است این مشکل را در بر دارد. و این میل در وجودم هست که موجب تکرار میشود میل به خیال وتصور فساد الود. و من از تنها قدرت کیهان فقر به هماهنگی جهان وارتباط درست با خودش را با اشتیاق در خواست میکنم که بتوانم درست تجسم کنم نه تجسم یا بهتره بگم تصور معکوس،یعنی فکری که بیشتر نشتی انرژی داره تا اعمال انرژی.
8مدیریت نادرست امور مالی از ویژگی های بارز پدرم هست که من هم این ویژگی را دارم البته نه به اندازه ی اون. همیشه سر بزنگاه که تصمیم خوبی را مد نظر دارد بدون سرمایه است و اصلا انسان اینده نگری نیست.
9 در مورد حرف زدن وحرف نزدن در جای مخصوص ودفاع از حق وحقوق من خودم را اماده تر کردم وشرایط حرف زدن را میشناسم و درک میکنم اما پدرمواصلا در این مورد خوب نیست وهمیشه احساساتی عمل میکنه البته خدا شکر بهتر از قبل هست.
10 در مورد خواب هم اشتباه تکراری دارن دوست دارم و به این نتیجه رسیدم که قبل از ساعت12 شب بخوابم ولی هیشه ساعت خوابم بعد از 12 هست
11 در مورد خوراک مطمهنم که نباید بعد از غذا چای بنوشم ولی این تعهدم همیشه یادم میرفت تا الان دیگه حواسم را جمع میکنم؛همچنین فهمیدم برای حیکلی شدن باید صبحانه غذای پختنی بخورم والگوی مصرفم را تغییر بدن که تا الان خوراکم را تنظیم نکردم.
12 این مورد خیلی مهمه: در ذهنم انسان های مخاطب اعمال وزندگی خود قرار میدهم با اینکه میدونم این مانع بزرگی برای عزتنفس هست وباید شدت مخاطبیت افراد را در ذهنم کم کنم وافراد را در ذهنم مخاطب قرار ندم اما… و به وضوع نتایج نامطلوب این سبک برام شروشن شده وتشخیص میدم اثار این فکر هارا؛ اما با اینکه از قبل خیلی بهتر شدم نتونستم این میل یا عادت را ترک کنم.
شاید دلیل عدم رسیدن به مقبولیت هست که ذهن داره در فضای کاملا ذهنی وغیر واقعی با این روش دنبال مقبولیت میگرده که در ان من کمالگرایانه دنبال نشان دادن اقتدار ورسیدن به رویا های خودم هستم که این رویا ها موجب شدن صلح بین دنیای درون و بیرون خچه دار بشه؛ البته این سبک می تونست خوبی هایی داشته باشه با توجه به اموزه های استاد برای توحیدی بودن تکامل همیشگی لازمه اما در ذهن باید همیشه بهترین حالت را از خود متصور شد تا خورد خورد وارام ارام در عمل به ان نقطه نزدیک کنیم،اما نمیدنم چرا ؟این تنظیم فکر و عمل اولاش خوب بود وبعدا کنترش از دستم خارج شد به طوری صلح بیرون و درون خشه دار شد و خیلی رویا پردازی، کلی نگری ، کمالگرایی واحمال کاری اومد سراغم؟! شاید به خواطر اینکه اون اوایط خیالات من ارامش محور بودن تا هیجان محور، و تجسم مانند بودن واینکه مخطبیت افراد در افکارم کم بود شاید و…
البته افکار وتجسمات وتصورات به من هم لذت وهم انگیزه میده(همچنین ازشون نکته هم ببیرون میکشم) وهمچنین من با هدفمندی این رویه را برای اصلاح عقایدم تکرار میکنم وصد البته که این افکار فقط هدف نیست میل هم هست اما مشکل اینجاست که از مدریت درست ذهن خارج شدم.
سلامی گرم به گرمی زیبای آفتاب که همین الان رو به آفتاب نشسته ام و لذت میبرم
خدایا شکر ات که دوباره فرصت نفس کشیدن به من دادی پروردگارم که اینجا بنویسم رشد کنم
خدایا شکر ات که این روزها خیلی بهتر از هر زمان دیگر باعشق روی خودم کار میکنم و خیلی خوشحالم از این بابت خدایا کمک کن هدایت کن به من توانایی بده که بتوانم باعشق روی خودم کار کنم
چه اشتباهاتی را شما زیاد تکرار میکنید؟ یعنی با اینکه فهمیدهاید این کار اشتباه است اما دوباره آن را انجام میدهید؟
– عقب انداختن کارها همیشه در انجام کارهای که میدانم باید انجام بدم تنبلی میکنم و کارها را در آخرین لحظات انجام میدم مثلا در خرید خرج و خوراک روزانه مادرم بنده خدا بارها باید بگوید فلان چیز را بیار ولی من مدام تنبلی میکنم خیلی مواقع عصبانی میشه من بعد عصبانیت اش خرید میکنم همین طور در کارهای مربوط به خودم هم خیلی تنبلی میکنم و دقیقه نودی باید همه کارها را انجام
– ادامه ندادن یک مسیر درست و یک روند که میدانم باید انجام بدم ولی بعد از مدتی نمیتوانم ادامه بدم اوایل آشنایی ام با استاد به طرز جادوی خوب عمل میکردم به قوانین و تمرین ها را خیلی خوب انجام میدادم اما بعد از چند ماه نتوانستم آن روند را ادامه بدم و همه چیز برگشت و خراب شد یا بارها یادگیری زبان را شروع کرده ام خیلی هم خوب پیش رفتم ولی بعد از مدتی نتوانستم ادامه بدم
– یکی از بدترین نشتی های انرژی ام که واقعا میدانم چقدر به من آسیب میرساند شبکه های اجتماعی فیس بوک و یوتیوب است ولی هرگز نتوانسته ام جلوی خودم را بگیرم بارها تصمیم گرفته ام که وارد شبکه های اجتماعی نشم و دیده ام که هر بار وارد اش میشم چقدر وقت ام حرام میشه چقدر روحیه ام را خراب میکند ولی باز هم اشتباه میکنم
– عدم تعهد در تصمیمات که میگیرم اغلب تصمیم که میمیرم نمیتانم به آن عمل کنم نهایتا دو سه روز یک هفته در عمل به تصمیم و تعهد که گرفته ام ناکام می مانم حالا متاسفانه یک جورایی بی باور شده ام نسبت به خودم که نمیتوانم یک تصمیم را تا آخر ادامه بدم
– عصبانیت شدید بعضی مواقع که خیلی شدید عصبانی میشم نمیتانم خودم را کنترول کنم که ضربه های بسیار بدی به من وارد کرده این عصبانیت باعث میشه کارهای بکنم که بعدا سخت از انجام اش پشیمان میشم
– از بوغ زدن ماشین خیلی بدم می آید و عصبانی میشم با وجود که بارها به خودم میگویم که من توانایی روی دیگران ندارم که جلوی آنها را بگیرم ولی باز هم نمیشه
– گیله و شکایت کردن منفی بافی این عادت خیلی بدی که من دارم مدام ذهنم روی نکات منفی آدم ها میره و در صحبت هایم با دیگران روی نکات منفی تمرکز میکنم بعدا هم پشیمان میشم که چرا این کار را کردی ولی بازهم این کار بارها و بارها تکرار میشه
در مورد این سوال با این که می دونم من نمی تونم کسی رو درست کنم باز یادم میر میام با هاش صحبت میکنم خوش حال که تونستم باری از دوش فردی بردارم وخودمو تو فرکانس بد اون طرف قرار میدم یا در مورد کاری که هنوز انجام ندادم با خواهرام یا دوستان صحبت می کنم وانرژ اونا رو من تاثیر میزاره با سپاس
سلام وقت بخیر
من حدود 10 ساله بدنسازی کار میکنم روزی نشده که ورزش نکنم چون حالم بعدش خوبه اما رژیم رو چندوقت یکبار ول میکنم و برمیگردم به حالت قبل این موضوع خیلی حالمو بد کرده راجب اینکه چطور این باور رو از بین ببریم بگید ممنون میشم
سلام میکنم به استاد عزیزم و همهی دوستان
این تجربهی منه برای یکی از برطرف کردن الگوهای تکرار شونده که تونستم به لطف خدا حلش کنم
اون زمان که تونستم این مشکل رو برطرف کنم هیچ اطلاعی از اهرم رنج و لذت استاد عباسمنش نداشتم اما به صورت ناخودآگاه ازش استفاده کردم
.
یادمه حدود 6 الی 7 سال سیگار مصرف میکردم تصمیم به ترک میگرفتم اما بعد یکی دو روز یا یک ماه دوباره میرفتم سراغش الان به لطف خدای بزرگ حدود 2 ساله که لب به سیگارنزدم وبه هبچ وجه وسوسه نمیشم ایناروگفتم که بگم فقط و فقط با یک روش میشه این مشکل رو حل کرد و اونم تعین کردن یک هدف بزرگ و مهم برای خودته وقتی میخواستم سیگار رو ترک کنم بدنسازی هم انجام میدادم و علاقه شدیدی به فعالیت مدلینگ و مدل شدن داشتم و وقتی هدف گذاشتم که به یک مدل موفق تبدیل بشم مصرف سیگار مثل یک دیوار جلوی مسیر من بود یه جورایی مصرف سیگار من رو از هدفتم دور میکرد و مصرف نکردن سیگار من رو به هدفم نزدیکتر میکرد ولی هدفم بزرگتر از اون دیوار بود اوایل سخت بود وقتی وسوسه میشدم هدفم رو به خودم یادآوری میکردم یعنی به صورت ناخور آگاه از اهرم رنگ و لذت استفاده میکردم و رنج انجام دادن اون کار رو با لذت انجام ندادنش توی ذهنم مقایسه میکردم میگفتم اگه سیگار بکشی قیافت داغون میشه دندونات زرد میشه و نمیتونی یک مدل موفق بشی و اون وسوسه از ذهنم میپرید الانم شما باید یک هدف بزرگ برای خودت بزاری هدفی که واقعا میخوای بهش برسی و رسیدن بهش خیلی برات مهمه وقتی هدفت بزرگ باشه دیگه اصلا به خودت اجازه نمیدی رژیمت رو بشکونی و یه جورایی دیگه وسوسه نمیشی که غذاهای نا سالم بخوری مثلا باید بیای به خودت بگی اگه رژیم رو رعایت کنم توی 5 سال آینده چه موفقیت هایی نسیبم میشه و چه پیشرفت هایی میکنم و در مقابل بگی اگه رژیمم رو رعایت نکنم در 5 سال آینده چه بلاهایی سرم میاد و هر روز به خودت یادآوری کنی تا جای اهرم رنج و لذت توی ذهنت درست بشه موفق باشید.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم
من توی این سلسله فایلهای الگوهای تکرار شونده که چند وقت پیش گوش کردم
وبهش عمیقأ فکر کردم واینجا نوشتم که الگوی تکرار شونده زندگی من گم کردن اشیا هرچند وقت یک باربود
میخام بگم من مدتهاست که دیگه چیزی رو گم نکردم وجا نذاشتم چون پیدا کردم دلیلشو
بیتوجهی عدم توجه وتمرکز من به اطرافم باعث شده بود این اتفاق مدام تکرار بشه
ازوقتی که فهمیدم حواسمو بیشتر جمع کنم وتوجه کنم این چرخه معیوب رو حداقل به تعویق انداختم نمیگم صددرصد خوب شدم ولی همین که تونستم پیدا کنم وروش کارکنم ،خیییلی خوشحالم استاد عاشقتم
من سر این موضوع خیلی اختلاف توزندگیم داشتم باهمسرم وهمش میگفتم شانس ندارم ونمیتونستم بفهمم ازکجا وچرا من باید این تجربه رو مدام تکرار کنم که با سوالاتی که اینجا جواب دادم وفکر کردن وکامنت دوستان تونستم راه حل مشکلمو پیدا کنم
برای همه دوستان گلم بهترینها رو ارزو میکنم
بنام خداوند بشخنده مهربان بنام خداوند هدایت گر درونم من خدایا شکرت بعد از سه سال که با این قوانین اشنا شدم ولی همیشه اتفاقاتی در زندگیم می افتد که همش دلیلوشو عوامل بیرونی می دونستم بعتی چیزی بر خلاف قوانین همش میگفتم خدایا من که دارم سپاسگزاری میکنم من که توانایی های درون خودم می بینم یک سریع الگوی تکرار شونده در ذهن تکرار نی شود که فقط با واکنش نشون دادن وبا وخیلی اشغال های زیادی رو در ذهنم داشته بودم که اصلن به شخصیت درونی هم خوانایی نداشتن ودلیل گردن عوانل بیروی بیدازم خدایا شکرت الگوهای تکرار شونده ترس الگوهای تکرار شوتد شرک هر چنر وقت یک بار ماشین خراب می شود هر چتد یک بار فکرعای عجیب غریب الکی می کردم وهیچ وقت نیومدم با حساحسیت بالا وباکرهای درست درونی این فکر ها تعغیر بدم وهمیشه عیب از قوانین می دونستم هر چند ناگفته نمونه از طریق همین قوانین دستاوردی های درونی به دست اوروم واگاهی به دست اکروم از طریق قران که سال مردم از ناگاهی از خداوند چطور شرک ورزیدن خیلی از چیزهای که بچگی تا الان به من گفتن به عدم اگاهی وشرک بوده خدایا شکرت ولی از بابت از خداوند سپاسگزارم که ته دلم روشن که هیچ چی عوامل بیرونی توان وقدرت این ندار که بخواد جلکی تعغیر من بگیره واین من که باید الگوهای ذهنیم رو تعغیر بدم ودیگه اشغال زیز مبل نزارم می دونم چه الگوهی باعث قطع ارتباط با اون انرژی منبع می شود می دونم که بدون هیچ شک وترید با توانایی های درون ایمان داشته باشم واولین چیری که هم پذیرفته خداووند هیچ شرطی برای تعغیر من نزاشته به محض اینکه بخوام تعغیر کنم انرژی منبع درونی همراهی میکنه بودن هیج شرطی این من بودم که شرطی بزرگ شدم خدایا من الان اینم تو از تمام شرایط من خبر دتری از روح وجسم ومی خوام اون چیزی کخ تو افریدا ای باشم خودت یارک یاور من باش،قول می دم به خودم به
ا جدیدت فایل ها رو گوش کنم بدون واکنش نشون به عوامل بیروی برعکس خیلی اتفاقات زندگی با خاطر این بود که من متمرکز بودم رکی چیزی نمی خواستم واولش اگاهی نداشتم وخیلی واکنش نشون می دادم وبه این خاطر این اتقاقات بیشتر ی
بیشتر می شود والی الان خداوند یکتا درونی خودم می خوام کمک کنه من باکراای تععیر کنه توجه بزارم روی چیری که می خوام روی نعمت ها روی سلامتی روی احساحس خوب روی رشد وپیشرفت خدایا شکرت
سلام
از استاد تشکر میکنم که این درس ارزشمند را که برایم آشنا ست را تدریس کردند
من هم هر چند وقت بار یکبار در سرمایهگذاری اشتباه پولم را از دست میدهم چه دربورس چه در فارکس و…وتشکر میکنم که این الگوی تکرار شونده را توضیح دادند
من قبلا هر ماه مریض میشدم ودکتر برزویی پزشک خانوادگی ما تعجب میکرد که چرا سیستم ایمنی من انقدر ضعیف است
مدام دچار اهمال کاری میشوم و کارهایم را عقب می اندازم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز
سلام به تموم دوستان قشنگم در این مسیر زیبا
دقیقا مسئله ایی که خیلی برام تکرار شده اینه که اوضاع مالی و ورودی من خوب خوب میشه بدون بدهکاری اما یکم که جلو میرم با همون اوضاع میاد سراغم و من هم وقتی که پولش رو نداشته باشم و بدهکار باشم هعی رو مخم هست و این توجه باعث میشه جلوی ورود ثروت رو بگیر تا چند وقت که روش کار میکنم و میبینم چقدر اوضاع بهتر میشه
البته ناگفته نماند که این سر دیگه مثل سرهای قبل نیست متفاوت تر از قبل شروع کردم و دارم جلو میرم عیب خودم خداروشکر از فایل های استاد فهمیدم و خدا هم از زبان دیگران خیلی بهم گفت خداروشکر واقعا بابت این فرصت های عالی و این فرصت های زیبا
عیب دیگه که دارم اینه که کارهای رو دقیقه نودی انجام میدم و یک کاری یا وسیله ایی تا زمانی که دقیقا خودش کار بده منم ازش کار میکشم و میرم جلو و این در صورتی که از تنبلی بدم میاد اما باز هم انجام میدم انشالله که راه حل این مسئله هم گفته میشود
تو مسئله روابط خیلی خیلی خیلی بهتر از قبل شدم از اون همه دعوای هر روز و هر هفته رسیدم به شیش ماه پنج ماهی یک دعوای ساده که همینم نباید باشه باید صفر بشه
تشکر از استاد عزیزم بابت این فایل ها و زحمات عالی شما به همراه خانوم شایسته
تشکر از تموم دوستان خودم بابت دیده گاهای قشنگتون
سلام خدمت استاد عزیز
من هم با اینکه میدونم چقدر از سکوتم در جایی که باید حرف میزدم و از حقم دفاع میکردم ، ضربه خوردم اما همچنان این اشتباه و ادامه میدم و به نظر و حرف خودم اهمیت نمیدم و سکوت میکنم ،
خودم رو ضعیف نشون میدم و با کسانی برخورد میکنم که حالت کنترل گری دارند و می خوان من و کنترل و مدیریت کنن ،
خیلی مشتاق و امیدوارم که تغییر کنم
به نام خالق هدایتگرم
سلام استاد عزیزم
جواب سوال هفتم
تکرار یک اشتباه:
این مورد چیزی که هم خودم هم عشقم خیلی جلوی چشممون
که منننن چرا یسری مواردو بااینکه میدونم باعث تنش تو رابطمون میشه بازهممم تکرار میکنم
یعنی کارهایی که من دیدم برای پارتنرم مهم اصلا حرف زدیم و برای خودمم ارزش مهمی بوده بعد کاری میکنم از همون جنس
هربار اشتباهی میکنم که اعتماد از رابطمون میره
هربار به حرف هایی که میزنم تو رابطمون عمل نمیکنم
هربار پای تصمیم گیری که میرسه کلا هنگ میکنم و خراب میکنم
هربار اعتماد میکنم به هر ادمی
هربار دردو دل میکنم
هربار رازهامو میگم
هربار عصبی میشم
هربار از کوره در میرم
هربار بها دادن برای خواسته هام و انجام نمیدم
هربار چشم میگم و عمل نمیکنم
هربار یه موضوعی و مثلا میفهمم اشتباه میزارم کنار باز تکرارش میکنم
این موضوع واقعا واقعا ازارم میده
هم منو هم عشقمو
اصلا بهمم ریخته
به نام خدا
سلام
1 بله وقت زیادی صرف برنامه ریزی و ذخیره ی پیام های اینترنتی ومرورشون میکنم با این که می دونم اگه بخواهم به همه جا برسم به هیچ جا نمیرسم
2 طبق موردی که استاد گفتن، دوری میکنم از یادگیری چیز هایی که در شروع سخته و ازشون سرم نمیشه مگه اینکه یادگرفتنش اجباری باشه ومیدونم که این پاشنه ی اشیلم هست
3طبق مثال استاد، عصبانیت من در بعضی شرایط خیلی بالاست البته از قبل خیلی بهتر شدم ولی در خیالاتم وافکارم در مواردی خیلی اصبانی میشوم ومیدونم که این اصلا جالب نیست و وسط کار در رویا به خودم میام وبا این منطق که این حس اسیب زاست خشم را کنترل وقطع میکنم ولی خب این فرایند تکرار دارد.
4 گوش دادن بعضی فیلم های هیجانی با اینکه میدنم تاثیر خوبی نداره اما مدام بهشون تمایل دارن مثل فیلم های کره ای
5 کمی احمالکاری دارم وکار های مهمی را عقب میندازم مثلا ورزش کردن، درست کردن اسناد و…
6 توقع از دیگران، با اینکه از توقع اسیب دیدم اما همچنان از کسانی که بهشون علاقه دارم در افکارم توقع صداقت و مهربانی ومثبت اندیشی دارم.
7 این مورد خیلی مهمه، مرور پیوسته ی برنامه های بلند مدت که موجب عدم ایجاد شرایط مطلوب و مناسب و کم شدن رغبت می شود. با فساد ذهنی یعنی لذت بردن بدون در نظر گرفتن سختی ان پروسه در ذهن از فرایندی که اتفاق نیفتاده است این مشکل را در بر دارد. و این میل در وجودم هست که موجب تکرار میشود میل به خیال وتصور فساد الود. و من از تنها قدرت کیهان فقر به هماهنگی جهان وارتباط درست با خودش را با اشتیاق در خواست میکنم که بتوانم درست تجسم کنم نه تجسم یا بهتره بگم تصور معکوس،یعنی فکری که بیشتر نشتی انرژی داره تا اعمال انرژی.
8مدیریت نادرست امور مالی از ویژگی های بارز پدرم هست که من هم این ویژگی را دارم البته نه به اندازه ی اون. همیشه سر بزنگاه که تصمیم خوبی را مد نظر دارد بدون سرمایه است و اصلا انسان اینده نگری نیست.
9 در مورد حرف زدن وحرف نزدن در جای مخصوص ودفاع از حق وحقوق من خودم را اماده تر کردم وشرایط حرف زدن را میشناسم و درک میکنم اما پدرمواصلا در این مورد خوب نیست وهمیشه احساساتی عمل میکنه البته خدا شکر بهتر از قبل هست.
10 در مورد خواب هم اشتباه تکراری دارن دوست دارم و به این نتیجه رسیدم که قبل از ساعت12 شب بخوابم ولی هیشه ساعت خوابم بعد از 12 هست
11 در مورد خوراک مطمهنم که نباید بعد از غذا چای بنوشم ولی این تعهدم همیشه یادم میرفت تا الان دیگه حواسم را جمع میکنم؛همچنین فهمیدم برای حیکلی شدن باید صبحانه غذای پختنی بخورم والگوی مصرفم را تغییر بدن که تا الان خوراکم را تنظیم نکردم.
12 این مورد خیلی مهمه: در ذهنم انسان های مخاطب اعمال وزندگی خود قرار میدهم با اینکه میدونم این مانع بزرگی برای عزتنفس هست وباید شدت مخاطبیت افراد را در ذهنم کم کنم وافراد را در ذهنم مخاطب قرار ندم اما… و به وضوع نتایج نامطلوب این سبک برام شروشن شده وتشخیص میدم اثار این فکر هارا؛ اما با اینکه از قبل خیلی بهتر شدم نتونستم این میل یا عادت را ترک کنم.
شاید دلیل عدم رسیدن به مقبولیت هست که ذهن داره در فضای کاملا ذهنی وغیر واقعی با این روش دنبال مقبولیت میگرده که در ان من کمالگرایانه دنبال نشان دادن اقتدار ورسیدن به رویا های خودم هستم که این رویا ها موجب شدن صلح بین دنیای درون و بیرون خچه دار بشه؛ البته این سبک می تونست خوبی هایی داشته باشه با توجه به اموزه های استاد برای توحیدی بودن تکامل همیشگی لازمه اما در ذهن باید همیشه بهترین حالت را از خود متصور شد تا خورد خورد وارام ارام در عمل به ان نقطه نزدیک کنیم،اما نمیدنم چرا ؟این تنظیم فکر و عمل اولاش خوب بود وبعدا کنترش از دستم خارج شد به طوری صلح بیرون و درون خشه دار شد و خیلی رویا پردازی، کلی نگری ، کمالگرایی واحمال کاری اومد سراغم؟! شاید به خواطر اینکه اون اوایط خیالات من ارامش محور بودن تا هیجان محور، و تجسم مانند بودن واینکه مخطبیت افراد در افکارم کم بود شاید و…
البته افکار وتجسمات وتصورات به من هم لذت وهم انگیزه میده(همچنین ازشون نکته هم ببیرون میکشم) وهمچنین من با هدفمندی این رویه را برای اصلاح عقایدم تکرار میکنم وصد البته که این افکار فقط هدف نیست میل هم هست اما مشکل اینجاست که از مدریت درست ذهن خارج شدم.
بنام خدای هدایتگر و مهربان
سلامی گرم به گرمی زیبای آفتاب که همین الان رو به آفتاب نشسته ام و لذت میبرم
خدایا شکر ات که دوباره فرصت نفس کشیدن به من دادی پروردگارم که اینجا بنویسم رشد کنم
خدایا شکر ات که این روزها خیلی بهتر از هر زمان دیگر باعشق روی خودم کار میکنم و خیلی خوشحالم از این بابت خدایا کمک کن هدایت کن به من توانایی بده که بتوانم باعشق روی خودم کار کنم
چه اشتباهاتی را شما زیاد تکرار میکنید؟ یعنی با اینکه فهمیدهاید این کار اشتباه است اما دوباره آن را انجام میدهید؟
– عقب انداختن کارها همیشه در انجام کارهای که میدانم باید انجام بدم تنبلی میکنم و کارها را در آخرین لحظات انجام میدم مثلا در خرید خرج و خوراک روزانه مادرم بنده خدا بارها باید بگوید فلان چیز را بیار ولی من مدام تنبلی میکنم خیلی مواقع عصبانی میشه من بعد عصبانیت اش خرید میکنم همین طور در کارهای مربوط به خودم هم خیلی تنبلی میکنم و دقیقه نودی باید همه کارها را انجام
– ادامه ندادن یک مسیر درست و یک روند که میدانم باید انجام بدم ولی بعد از مدتی نمیتوانم ادامه بدم اوایل آشنایی ام با استاد به طرز جادوی خوب عمل میکردم به قوانین و تمرین ها را خیلی خوب انجام میدادم اما بعد از چند ماه نتوانستم آن روند را ادامه بدم و همه چیز برگشت و خراب شد یا بارها یادگیری زبان را شروع کرده ام خیلی هم خوب پیش رفتم ولی بعد از مدتی نتوانستم ادامه بدم
– یکی از بدترین نشتی های انرژی ام که واقعا میدانم چقدر به من آسیب میرساند شبکه های اجتماعی فیس بوک و یوتیوب است ولی هرگز نتوانسته ام جلوی خودم را بگیرم بارها تصمیم گرفته ام که وارد شبکه های اجتماعی نشم و دیده ام که هر بار وارد اش میشم چقدر وقت ام حرام میشه چقدر روحیه ام را خراب میکند ولی باز هم اشتباه میکنم
– عدم تعهد در تصمیمات که میگیرم اغلب تصمیم که میمیرم نمیتانم به آن عمل کنم نهایتا دو سه روز یک هفته در عمل به تصمیم و تعهد که گرفته ام ناکام می مانم حالا متاسفانه یک جورایی بی باور شده ام نسبت به خودم که نمیتوانم یک تصمیم را تا آخر ادامه بدم
– عصبانیت شدید بعضی مواقع که خیلی شدید عصبانی میشم نمیتانم خودم را کنترول کنم که ضربه های بسیار بدی به من وارد کرده این عصبانیت باعث میشه کارهای بکنم که بعدا سخت از انجام اش پشیمان میشم
– از بوغ زدن ماشین خیلی بدم می آید و عصبانی میشم با وجود که بارها به خودم میگویم که من توانایی روی دیگران ندارم که جلوی آنها را بگیرم ولی باز هم نمیشه
– گیله و شکایت کردن منفی بافی این عادت خیلی بدی که من دارم مدام ذهنم روی نکات منفی آدم ها میره و در صحبت هایم با دیگران روی نکات منفی تمرکز میکنم بعدا هم پشیمان میشم که چرا این کار را کردی ولی بازهم این کار بارها و بارها تکرار میشه
با سلام بهمه عزیز ان
در مورد این سوال با این که می دونم من نمی تونم کسی رو درست کنم باز یادم میر میام با هاش صحبت میکنم خوش حال که تونستم باری از دوش فردی بردارم وخودمو تو فرکانس بد اون طرف قرار میدم یا در مورد کاری که هنوز انجام ندادم با خواهرام یا دوستان صحبت می کنم وانرژ اونا رو من تاثیر میزاره با سپاس