پیدا کردن الگوهای تکرار شونده | قسمت 9 - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

572 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1639 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش

    چرا به اهدافم نمیرسم؟

    چه الگویی دارم که بارها انجامش میدم ولی یا در میانه راه یا اول راه یا اخر راه هدف محقق نمیشود

    در مورد من نداشتن تمرکز هستش من کلا توانایی وتکامل رسیدن به هدف را خوب بلدم استارت خوبی هم میزنم نتایج خوبی هم به دست میارم اما چون صد رو هدف نمیمانم مقداری از هدف محقق میشه

    باید وقتی تصمیم میگیری یه کاری را به انجام برسانی تمام وجودت روبذاری وبارها با خودت مرور کنی چرا من باید به این هدف برسم وایمان داشته باشی که میرسی بعد فقط کار کنی کار کنی منظور از کار انجام کارهای کوچیک کوچیک متوالی هستش وتمرکز ذهنی تا رسیدن به هدف وبدانی خداوند هدایت میکند

    ونیز من متاسفانه خیلی پول برام مهمه وهر کاری رو به پول ربط میدم واگر نباشه یا کم باشه تا حدودی اهداف بعدی م را تحت تاثیر قرار میده

    به این خاطر هدف اولم رسیدن به ارامش مالی ورفاه مالی تا حدی که بیش از نیازهایم پول بسازم قرار دادم

    وقتی دارم کار میکنم میخوابم بیدارم هی به خودم میگم اگر پول بیشتری میداشتم این کار را میکنم و…

    وکلا این کمبود پول جلو رسیدن به لذت بیشتر رو از من گرفته

    خوب پول میسازم اما سطل سوراخ حالا یه کم بهتر شدم وباورهام هم بهتر شده ودارم رو خودم کار میکنم

    شاید بگم درک درستی از پول ندارم

    از خدا میخوام که حال دلم خوب باشه وپول خودش میاید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سام احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1391 روز

    به نام الله .سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز.

    چه چیزی ما رو از هدف دور میکند؟؟

    من وقتی اوایل با سایت آشنا شدم بدهکار بودم و تو ته دره .شکر الله با سایت اشنا شدم و سلول ب سلول بدنم دیگه تغییرو میخاست ینی میگفتم یا تغییر میکنم یا میمیرم ب قول استاد.تعهدی عالی دادم و نتایج شروع شدو من تویه مغازه ی که داشتم 90درصدجنسهاش بدهی بود بهمن 1401من اون تعهدو دادم 100 تومن بدهکار بودم و الان شکر خدا یه ذره ش مونده اونم میدم توکل ب الله با تعهد و ایمان وحس خوب کارهام عالی پیش میرفت چرخ دنده ی زندگیم روان شده بود از شغل مغازه هدایت شدم ب شغل گچ کاری که استاد کار بودم و بخاطر باورهای غلط و کمبودی ازش زده شده بودم ولی این بار انگیزه ی زیادی داشتم توکل داشتم و باور داشتم هدایت میشم من در هر لحظه .شروع کردم ب کار و میگفتم باید تکاملو طی کنم لذت میبردم خداشاهده ساختمون های زنگ میزدن واسم به قول قران از جایی که فکرشو نمیکنی بهت میرسه .من 80 درصد مردم بیکار بودن من کار داشتم با افراد خوب و نقد .و بدهی هامو صاف میکردم محصولات رو میخریدم وسایل کار رو خریدم وسایل برای منزلمون گرفتم بخدا پولم اینقدر برکت داشت ب قول استاد ظرفمم بزرگتر شده بود .تا یه کار گرفتم مثلا اون دوماه چقدر کار کرده بودم این کار خودش دست مزدم از اون دوماه بیشتر بود اون کار ابزار وگچ بری میخاست من طبق فرمایش استاد توانایی هامو بیشتر کردم با اموزش و عمل کردن و کار رو شروع کردم هدف من تموم کردن اون کار بوود تو دلم خیلی رو پولش حساب میکردم ینی روزی یه بار میگفتم این پول میدم به فلان وسیله یا اونو میخرم ولی نشونه ی میگفت از این کار دل بکن ما بهترشو میدیم ولی من بخاطر شرک کی که داشتم و عدم باور فراوانی اون کار اواسط تعطیل شد و صاحب خونه دیگه نمیتونست پول بده منم به قول استاد جهان گوشمو پیچوونود و ضربات ویرانگر شرک و احساس عدم لیاقت منو از اون هدف دور کرد و مسئولیت همش تقصیر خودم بود چون همه چیز خودمونیم با افکار ماست بخدا وقتی طرف پول نمیداد من نجواا ها بیشتر شد تو افکارم طرف دعوام میشه دقیقا هم اتفاق افتاد .و این تضاد و درس منو بیشتر به این اگاهیی ها سوق داد که بیشتر مواظب باشم به نظرم فقط این باورهاس که مارو از هدف دور میکنه .استاد جانم خیلی دوست دارم و از همه دوستان عزیز که کامنتهاشون درسه واسه من تشکر میکنم .الله یار و یاور همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1231 روز

    به نام الله

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    ………………

    سلااام عشقولیا خب خیلی هیجان دارم خیلی حس خفنی دارم چون میدونم خدا افسار زندگیمونو داده به خودمون و جاهای خیلی قشنگ تمیز زیبا داره و ازش میخام هدایتم کنه و کمکم کنه من اماده دریافت نتیجه های بزرگتر بشم

    خب

    من اهداف که نوشتمو بیشترشونو رسیدم ولی بعضیاشون نمیشه یا انگار تو زهن من خیلی سختن مثلا حقوق بیشتر من مدتیه با پکل کلی چیزای خفن گرفتم لذت بردم و اینکه الان میخاممم بیشتر بیشتربشه نمیدونم درستو علطشو ولی میخام کلی پول پس داشته باشم پوله قلبمه که اروم اروم روشم بیاد ارووم اروم خرجم بکنم و کلی لذت ببرم هر چی دلم خاس راحت تر جور میشه چون میبینم پولشو دارم میتونم داشته باشم قدرتشو دارم وقتی چقد پول تو حسابمه وقتی حسابم کیوته کلی پول توشه سرم بالاس احساس قدرتیه که تو بهم میدی عزتیه که تو بهم میدی احساس میکنم راحت چی میخای الان چی میخای راحت بهت بدم میدونم اینم از نعمتای خداس از گنجای خفنه خداس که کلی برکت داره کلی مقدسه و کلی احساس خوب میسازه کلی برکت برای خودمو بقیه میاد اووف خداجون عاشقتم پله پله بهم دادی و من بازم میخام و میدونم بازم میبخشی بازم عشق میدی بیشترو بیشتر

    ……………………..

    وقتی میگی خودش به وقتش میاد و دیگه کاری نمیکنی باید واقعا بخای واقعا تر مزاتو پیدا کنی

    باید بدونی خیلی راحته اینکار چون خدا پشته چون دستتو میگیره به نیروی بیهایت وصلی و انقد رفتی بالاتر بازم میری بالاتر چون تو باورهات درسته و اونی که خدا میخاد هستی و میبرتت بالا چوننن اونایی که قانونایی که خدا گزاشته داره اروم اروم یاد میگیری برا همین این کارا ارزشمندن و کلی برکت ثروت شادی برات میاره این کاره مهم و راحت و لذت بخشی که خالقت گزاشته جلوت میگه حل کن چون میدونه میتونی حل چون خودش هس و دستم تو دستشه عاشقتممممم

    ……………………

    حالا این از امروز ولی بقیه چی دیگه یادت میره و فایده نداره خیلی سخته خیلی یادت میره صب تا شب تو گوشی هستی دیگه وقتشو از کجا میاری همش همش بنویسی

    ،،،

    میشه حرکت کرد میشه راحت پول ساخت باورای خفن ساخت و بقیش خدا برات راحت و کلی میاره

    پول تو جیبی بیشتر من میخام بت هامو بشکنم فقط از توووووو بخام

    میدونم با این حرکتاجریانی از ثروت شادی سلاتی احساس خوب وارد زندگیم میشه شکرت خداجون بابت این زندگی خفن و خفنتررر شکرت بابت این حرکت

    ،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    الماس گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز ومریم خانم مهربان

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    وقتی به گذشته بر میگردم تا ببینم به چه هدفی بوده که خواستم ونرسیدم میبینم اتفاقا من به هر چی که از خدا خواستم رسیدم و به هر چی هم که الان می‌خوام وبهش نرسیدم دلیلش اینه که هنوز واضح و مشخص از خدا نخواستم

    چیزی که شاید یک سال بیشتره که خیلی دوست دارم بهش برسم افزایش درآمده

    ولی با اینکه همیشه بهش فکر کردم چطور میتونم درآمدم رو بیشتر کنم تا قدم‌های عملی بیشتری بردارم جواب معکوس گرفتم یا درآمدم کم شده یا بیکار شدم

    همیشه دلیل اینکه بعد پنج سال عضو سایت بودن نتایجم بزرگتر نشده نخریدن محصولات استاد میدونستم چون فکر میکنم اونها بیشتر کمکم میکنن تا باورهای اشتباهم رو پیدا کنم

    این روزها که یه سری چالشها برام به وجود اومده در واقع من وادار شدم بیشتر رویه خودم کار کنم مثل کنترل ذهن ،تمرکز بر نکات مثبت وتوکل و اعتماد به خداوند که به خاطر همه اینها از خداوند سپاسگزارم

    خدایا شکرت

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبایم

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینکه من اهدافم می نوشتم و اقداماتی هم میکردم ولی خیلی زود از اونها خسته شدم و شور و شوقی برای ادامه شون نداشتم و این سیکل تکراری باعث شد کلا اهداف بلند مدت نداشته باشم و هدفهام کوتاه مدت باشه …

    ولی امسال قبل از تحویل سال تصمیم گرفتم سال 1402 سال مهاجرتم باشه نه مهاجرت مکانی مهاجرت درونی ،هجرت از زندگی و سیکل تکراری اتفاقات ناخوشایند و پر از احساسات بد ،ناامیدی یأس، چون من به بزرگترین چالش زندگیم بر خوردم و به خودم گفتم تا کی میخوای تحقیر بشی تا کی میخوای در این وضعیت بمونی تو حتی با اعضای خانواده هم رابطه خوبی نداری چ برسه به بقیه وضعیت مالیتو ببین تا کی میخوای چشم به حقوقت بدوزی تو آرامش نداری متوجه شدی دیگه اون عزت نفس قبلی نداری و….

    همه این عوامل باعث شد من تصمیم خودم بگیرم و امسال سال مهاجرتم باشه از باورهای معیوب قبلی به باورهای مثبت و درست زندگیم از پی مجدد بسازم و خداروشکر در این مدت نتایج فوق‌العاده ای هم گرفتم مهمترین آن رابطه ام با خدا هست که خیلی عالی شده و آرامشی که دارم… در این مدت تونستم کنترل خوبی بر افکارم و رفتارم داشته باشم در طول روز هر کاری یا رفتاری یا صحبتی که انجام بدم بر اساس قانون می سنجم ببینم …خداروشکر رابطه ام با اعضای خانواده خیلی خوب شده اینو خودم متوجه شدم که چقدر آرام‌تر شدم و وقت بیشتری باهاشون میگذرونم قبل از صحبت باهاشون فکر میکنم که ناراحتی پیش نیاد…. استفاده از وقتم خیلی با ارزش شده … پول‌های خوبی برام واریز شده.. الان دیگه طبق تمرین جلسه اول دوره کشف قوانین زندگی هر چیزی که درخواست میدم همون روز یا فرداش برام برآورده میشه … قبلا خیلی از روزها احساسم بد بود ولی خداروشکر الان اکثر اوقات احساسم خیلی خوبه و اگر یکم ببینم حسم برگشته سریع آگاهانه کنترلش میکنم در صورتی که قبلا تا قعر نا امیدی میرفتم ..

    استاد خداروشکر تغییرات خیلی خوب احساس میکنم

    خوابهام خیلی آرام‌تر شده و مثل قبل که اکثرا کابوس بود الان بیشتر تو خوابم دارم رو باورهام کار میکنم و میگم خب الان باید چیکار کنم یا چی بگم :)

    با امید و توکل به خدا امسالم میخوام فقط رو این هدفم مهاجرت درونیم کار کنم و انشاءالله میام و از نتایج و معجزات زندگیم در این سال باعشق می نویسم .

    من با افکار و تمرکزم خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم.

    و امشب برای بقیه اهدافم برنامه ریزی میکنم چون در مسیری که قرار گرفتم و باورهای جدیدم بزودی دست به عمل خواهم زد. با تمام وجودم حسش میکنم

    ممنونم استاد به خاطر سوالهای بی نظیرتون از صبح ذهنم از جواب این سوال طفره می رفت میگفتم چی بنویسم ولی خدا گفت تو شروع کن خودش نوشته می‌شه و من شروع کردم

    خدایا ممنونتم

    …..

    بیا و مرا به روشنایی یک شب شیشه ای پیدا کن .

    در آن هنگام که دستانم امید زیستن را

    با تمام وجودش می فشارد. و چشمانت که از آغازِ این خواستن با من تلاقی می کند .

    من از رنج های بی واهمه می ترسم از اُمیدهای واهی از نگرشِ بین این دو

    که کدام یک را باید انتخاب کنم؟

    بیا و مرا دعوت کن به روشنایی چشم هایت .

    جایی میان بودن و ماندن جایی که تو را پیدا کنم

    و به لحظه ای که دوباره از تو آغاز شوم.

    قلبتون پر از نور الهی

    دوستون دارم(:*

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1566 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم مریم

      کامنت بی‌نظیر وعالی بود

      مخصوصا این جمله شما

      (مهاجرت درونی ،هجرت از زندگی ) امیدوارم در زندگی به چالش های بدی نخوری واینقدر روی خودت وباورهات کارکتی که دیوانه وار همه مجنونت باشند

      تبریک میگم بهت انقلاب درونی من رو بیدار کردی برای بهتر شدن

      دوستان خوب مثل شما برای این خانواده نعمتی است که خداوند عطا کرده

      خداوند همیشه در همه حال نگهدار وهدایت گر شما هر لحظه باشد

      به امید دیدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مریم شمسا گفته:
        مدت عضویت: 2251 روز

        سلام آقا محمدرضا برادر عزیزم

        متشکرم از نگاه پر مهرتون

        و دعای پر از آگاهی وخیر و برکتتون سپاسگزار خداوندم بابت دوستان توحیدی مثل شما

        خداروشکر میکنم با کامنتم تونستم آگاهی و نوری در قلبتون روشن کنم

        امید به اینکه در این مسیر الهی پایدار و مستمر بمانیم وبا عشق و لذت تمام ،هر لحظه بیدار و آگاه تر بشیم تا به مقصد نهایی قرب الهی برسیم.

        برای قلب بخشنده و پر مهرتون از خدا نور و هدایت خواستارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1247 روز

    به نام خداوندی که هرروز دارم بیشتر تو زندگیم احساسش میکنم. خداوندی که هر چه دارم از اوست

    سلام به استاد دوستداشتنی وبقیه دوستان. استاد چقد سوالاتون درست ودقیقا همون چیزیه که باید باشه چقد خوب وراحت انگار منتظر بودم یه نفراین سولاتو ازم بپرسه!!

    من به لطف شما استاد جانم فهمیدم اصلا هدف چیه و چرا اصلا باید هدف داشته باشم .چیزی که قبلا نمیدونستم

    برای امسال چنتا هدف انتخاب کردم که خداروشکر به دو ستاش رسیدم اما فک میکنم دلیل اینکه خیلی طول میکشه مسیر رسیدن به اهدافم اینکه اصلا زیاد کاری بهش ندارم اون تمرکزی که باید بذارم نمیذارم وفک میکنم حالا تاپایان سال خیلی موندهونیازی نیست عجله کنم. یکی از هدفایی که دارم واحساس میکنم تو ذهنم بزرگش کردم اینه..من همونجور که قبلا گفتم یه پسر بچه 5 ساله دارم که وقتی ِطلاق گرفتم حضانتش تا هفت سالگی به من سپرده شده وبعد قراره بره پیش پدرش اما تا اسم پدرشو میشنوه گریه می کنه ودوسنداره بره از اولی که میخواستم طلاق بگیرم خداشاهده انگار یکی بهم میگفت قصه نخور این بچه پیش خودت میمونه دوسدارم حضانتشو خودم بگیرم وتوکل به خدا میخوام برم دنبالش جزواهداف امسالمه با کمک الله.عاشقتونم در پناه الله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1970 روز

    سلام استاد عزیزم.

    خداروشکر میکنم بخاطر اینکه با شما در این سایت بی‌نظیر هم مسیر هستم.

    استاد خداروشکر میکنم که دیدگاهی بهم دادید که بتونم سریعا ذهنم را کنترل کنم.

    دو مورد امروز واسم رخ داد.

    یکی اینکه من یه کامنت بزرگی روی این فایل نوشته بودم که به دلیلی کامنتم پاک شد.

    خب اگر قبلا بود خیلی احساسات نازیبایی پیدا میکردم. اما اینبار به محض اینکه اینطور شد و من متوجه شدم که نمیشه اون نوشته ها را برگردوند، گفتم خداروشکر، حتما میخواد اتفاقات بهتری بیافته، یا شاید کامنت بهتری بنویسم روی این فایل بینظیر.

    دومین مورد این بود که من امروز طبق خواسته ای که برام پیش اومده بود رفتم کوه صفه و چقدر لذت بردم. تو راه برگشت خوردم زمین و خب درد زیادی داشت.

    من اگر قبلا بودم احساسم به این دلیل که شاید دست و پا چلفتی هستم احساساتم خیلی نازیبا میشد. اما اینبار گفتم اشکالی نداره، اتفاقی هست که افتاده، بارها به این کوه زیبا اومدم و اینبار فقط زمین خوردم. الخیر فی ما وقعَ.

    تازه گفتم ببین چقدر ذهنت قدرت داره و چقدر جهان سریع پاسخ میدهد، که درست 10 ثانیه بعد از فکر کردن به زمین خوردن، این اتفاق واسم افتاد.

    بعد گفتم ببین تو حدود 6000 قدم تو کوه راه رفتی، 1 قدم باعث شد این اتفاق واست بیافته، سپاسگزار اون 5999 قدم بودی که سالم راه رفتی؟

    خداروشکر.

    استاد این دیدگاه عالی را مدیون شما و سایت و دوستانم در این سایت و این آموزش های عالی شما هستم.

    خداروشکر میکنم که بعد از اینکه دیروز هدایت شدم به جلسه 4 دوره عالی راهنمای عملی دستیابی به رویاها، که حول محور تمرکز است، و تصمیماتی که دیروز گرفتم، یه سری سوالات توی ذهنم شکل گرفت.

    الان مهم‌ترین موضوعی که من باید روش تمرکز کنم چیست؟

    کجا را باید اصلاح کنم؟ چه کارهایی اهمیت بالا و چه کارهایی اهمیت پایینی دارند برای رسیدن من به هدفم.

    تمرکزم را الان باید 100 درصد بذارم روی چه موضوعی؟

    خلاصه ذهنم حول و حوش این سوالات بود که به وسیله دوستم یاسمن زمانی هدایت شدم به این فایل.

    دوباره گوش دادم و وقتی سوال جلسه را شما پرسیدید، راستش شگفت زده شدم. که دقیقا همون سوالی که باید بپرسم برای شناخت الگوها.

    و تازه جواب هایی که شما دادید هم تقریبا همون جواب هایی بود که در ابتدا به ذهن من خطور کرد.

    اینم هم یکی دیگه از دلایلی که من پیش بهترین استاد شاگردم.

    خب بریم سراغ پاسخ به سوالات.

    سوال:

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    رژیم گرفتن و مستقل شدن:

    دلیل اصلی میزان شرک بالایی هست که دارم. و خب دارم روش کار میکنم.

    با اینکه تا الان بارها استارت جدا شدن را زدم ولی ترس ها و بی ایمانی ها اجازه حرکت را نداده است.

    باور های نامناسبی که 32 سال همراه من بوده و الان تازه 1 سال و 8 ماه هست دارم روی خودم کار میکنم.

    اما موضوعی که هست من توی این یکی دو هفته به این نتیجه رسیدم سرعتم خیلی پایین هست، یعنی خیلی بهتر و سریعتر باید به خواسته هام برسم.

    وقتی دنبال دلیلش بودم، رسیدم به جلسه 4 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها.

    بنابراین الان میدونم دلیل اینکه هنوز از لحاظ مالی در شرایطی که میخواهم نیستم.

    دلیل اینکه از لحاظ جسمی در شرایطی که میخواهم نیستم و دلیل اینکه شرایط فعلی ام، بر می‌گردد به باورهام و پخش بودن کانون تمرکزم.

    بر می‌گردد به احساس عدم ارزشمندی ام.

    بنابراین تمرکز اصلی ام را می‌گذارم روی دوره احساس لیاقت.

    بعد از اون یادگیری یک نرم افزار در مسیر کارم هست.

    همانطوری که چند وقتی است دارم روی 3 جلسه ابتدایی فقط گوش میدهم و سعی میکنم تغییرات مورد نیاز برای رشد را با توجه به آموزش ها بدهم.

    عاشقتونم استادان عزیزم.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      ابوالفضل گفته:
      مدت عضویت: 1362 روز

      سلام علیرضا جان

      واقعا تحسینت میکنم ک این قدر خوب میتونی ذهنت رو کنترل کنی و بابت تغییرات در زندگیت ن تنها ناراحت نشی بلکه شکرگزار هم باشی این ایمان تو ب خداوند است کداره تو عمل خودش رو نشون میده

      واقعا اگر انسان مثل این حرکت تو در پاک شدن کامنت قبلی بتونه بابت چیزهایی ک ب ظاهر از دست رفته شکرگزار باشه و خیر بدونه و در تمام جنبه های زندگی مثل رابطه ،پول و … بتونه آیت اصل رو رعایت کنه زندگی رویایی خواهد داشت در تمام جنبه ها

      واقعا تحسینت میکنم چون خودم مشکل دارم و تو عالی عمل کردی برای مثال اگر فردی میاد در زندگی و رابطه ایحاد میشه و اگر روزی اون فرد از زندگی آدم بره هیچ موقع ناراحت نمیشه با لین باور ک خداوند ه ک داره اتفاقات رو رقم میزنه و برای منی ک در مسیر هستم این یک خیره کثیره چون خداوند همیشه برای من میخاد اون چیزهایی رو ک من میخام مثلا اگر اون فرد رابطه رو بررسی کنه میبینه ک کلی تضاد داشته با طرف مقابل و با این تضاد ها خواسته ب وجود اومده و خداوند ب طور اتوماتیک همیشه برای ما یک زندگی بدون تضاد و رویایی رو میخاد و این رو در عمل اجرا میکنه با ب هم خوردن اتوماتیک و طبیعیه رابطه پر از تضاد و ب وجوداومدن رابطه بعدی ک صد در صد اگر بررسی کنه میفهمه ک خیلی از تضادهای رابطه قبلی رو این شخص نداره و این ادامه داره تا جایی ک یک ثبات فرکانسی ایجاد بشه و کمترین تضاد باشه در دو طرف مثل رابطه استاد ک اصلا دعوا در اون نبوده جون تضادی نبوده دو فرد کاملا هماهنگ با هم

      یا مثلا در پول مشکل داشتم هر وقت چوبی رو اجبارا هزینه میکردم ب شدت ناراحتم می‌کرد و این پاشنه آشیل من بوده برای پول بیشتر و خیلی خیلی زیاد پولی ک خیلی زیاده و در یک سد عظیم گیر افتاد و من میتونم آزادش کنم با هدایت خدا

      پولی ک اجبارا خرج میکردم و ناراحتم می‌کرد نشونه این بود ک اون پول میخش ب دلم بوده ن ب گل

      اگر خداروشکر کنم بابت جیزی ک رفته بهترش و بیشترش میاد چون خداوند ک این اتفاق رو رقم زده بنابر در خواست من برای پول درآوردن زیادبوده ک اینطوری بهش میرسم با رفتن پول قبلی و اومدن پول بعدی ک خیلی بیشتر ب خواسته من نزدیکه

      اره آدم های بزرگ اینطورین مثل استاد ک میگه اگر ب فرض ک نمیشه تمام زندگیمو از دست بدم ناراحت نمیشم بلکه خوشحال میشم چون یک چالش جدید ایجاد شده

      اینطوری باید باشم

      علیرضاجان این هارو اول برا خودم نوشتم و ب خاطر کامنتت ب وجد اومدم و خواستم از حس و حال خوبی ک از شناسایی پاشنه اشیلم داشتم تورو سهیم کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
        مدت عضویت: 1970 روز

        ابوالفضل عزیزم سلام.

        خداروشکر میکنم بخاطر اینکه هدایت شدی به کامنت من. این یکی از دلایلی است که اون کامنت قبلی ام پاک شد و من دوباره نوشتم.

        خداروشکر.

        خداروشکر میکنم که هر وقت هر دوست عزیزی که تو این مسیر بهم پیام میدهد روی کامنت های من، انگار الان به چیزی که قبلا رسیده بودم بازهم باید عمل کنم.

        خلاصه فقط یه مورد نمیدونم درست متوجه نشدم.

        شما فرمودید که خدا برام میخواد یا نمیخواد. خدا چیزی برای کسی نمیخواد.

        شما آزاد باش، بخواب روی قایق، پاروها رو جمع کن، خودش می‌بردت آنجا که دلت خواست.

        منظور اینه شما باید عمل کنی ولی این عمل کردن باید مطابق با دریافت الهامات باشه.

        به راحتی عمل کن، خداوند هدایت میکنه همه را دریافت میکنی.

        رابطه اگر خوب باشه و شما با یک انسان همسو و هم مدار خودت باشی، این رابطه ادامه پیدا میکنه تا جایی که یا با یکدیگر رشد کنید، یا از یکدیگر به راحتی جدا می شوید.

        خدا اونی را می‌خواهد برای ما که ما می‌خواهیم. فقط وقتی در راستای مثبت باشه بهتر از اونی که بخواهی بهت میده، اگر در راستای بد باشه، چک و لگد میخوریم که برگردیم.

        در رابطه با پول هم من چندتا باور دارم.

        1. اینکه تا الان خدا داده، بعد از این هم خدا میده، بینهایت زیاد. فقط من باید همواره رو به رشد حرکت کنم.

        2. اینقدر فراوانی هست که به راحتی به هرچیزی میخواهم میرسم.

        بخدا که الان نشانه ها را میبینم و سپاسگزار هستم، هر بار داره شرایط بهتر میشه.

        امیدوارم من منظورت را درست فهمیده باشم و درست بهت منظورم را رسونده باشم.

        خیلی ممنونم برام کامنت گذاشتی. خیلی ممنونم که حس خوبت را با من به اشتراک گذاشتی داداشم.

        خداروشکر که از کامنت من درک کردی اون چیزی که باید درک میکردی را داداشم.

        استاد همیشه میگه قانون ساده است، فقط باید بهش عمل کنیم.

        عاشقتم ابوالفضل جان.

        ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ابوالفضل گفته:
      مدت عضویت: 1362 روز

      سلام علیرضا جان

      واقعا تحسینت میکنم ک این قدر خوب میتونی ذهنت رو کنترل کنی و بابت تغییرات در زندگیت ن تنها ناراحت نشی بلکه شکرگزار هم باشی این ایمان تو ب خداوند است کداره تو عمل خودش رو نشون میده

      واقعا اگر انسان مثل این حرکت تو در پاک شدن کامنت قبلی بتونه بابت چیزهایی ک ب ظاهر از دست رفته شکرگزار باشه و خیر بدونه و در تمام جنبه های زندگی مثل رابطه ،پول و … بتونه آیت اصل رو رعایت کنه زندگی رویایی خواهد داشت در تمام جنبه ها

      واقعا تحسینت میکنم چون خودم مشکل دارم و تو عالی عمل کردی برای مثال اگر فردی میاد در زندگی و رابطه ایحاد میشه و اگر روزی اون فرد از زندگی آدم بره هیچ موقع ناراحت نمیشه با لین باور ک خداوند ه ک داره اتفاقات رو رقم میزنه و برای منی ک در مسیر هستم این یک خیره کثیره چون خداوند همیشه برای من میخاد اون چیزهایی رو ک من میخام مثلا اگر اون فرد رابطه رو بررسی کنه میبینه ک کلی تضاد داشته با طرف مقابل و با این تضاد ها خواسته ب وجود اومده و خداوند ب طور اتوماتیک همیشه برای ما یک زندگی بدون تضاد و رویایی رو میخاد و این رو در عمل اجرا میکنه با ب هم خوردن اتوماتیک و طبیعیه رابطه پر از تضاد و ب وجوداومدن رابطه بعدی ک صد در صد اگر بررسی کنه میفهمه ک خیلی از تضادهای رابطه قبلی رو این شخص نداره و این ادامه داره تا جایی ک یک ثبات فرکانسی ایجاد بشه و کمترین تضاد باشه در دو طرف مثل رابطه استاد ک اصلا دعوا در اون نبوده جون تضادی نبوده دو فرد کاملا هماهنگ با هم

      یا مثلا در پول مشکل داشتم هر وقت چوبی رو اجبارا هزینه میکردم ب شدت ناراحتم می‌کرد و این پاشنه آشیل من بوده برای پول بیشتر و خیلی خیلی زیاد پولی ک خیلی زیاده و در یک سد عظیم گیر افتاد و من میتونم آزادش کنم با هدایت خدا

      پولی ک اجبارا خرج میکردم و ناراحتم می‌کرد نشونه این بود ک اون پول میخش ب دلم بوده ن ب گل

      اگر خداروشکر کنم بابت جیزی ک رفته بهترش و بیشترش میاد چون خداوند ک این اتفاق رو رقم زده بنابر در خواست من برای پول درآوردن زیادبوده ک اینطوری بهش میرسم با رفتن پول قبلی و اومدن پول بعدی ک خیلی بیشتر ب خواسته من نزدیکه

      اره آدم های بزرگ اینطورین مثل استاد ک میگه اگر ب فرض ک نمیشه تمام زندگیمو از دست بدم ناراحت نمیشم بلکه خوشحال میشم چون یک چالش جدید ایجاد شده

      اینطوری باید باشم

      علیرضاجان این هارو برا خودم نوشتم و ب خاطر کامنتت ب وجد اومدم و خواستم از حس و حال خوبی ک از شناسایی پاشنه اشیلم داشتم تورو سهیم کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    رضا بهزادی گفته:
    مدت عضویت: 3529 روز

    نا امیدی نا امیدی نا امیدی!

    درد من نا امیدیه! -_-

    همیشه خدا تا یاد دارم این حس مسخره و مزخرف باهام بوده و هست!!! ول کنمم نیست!

    یعنی تا یاد دارم از حتی سنین کم، نه از بچگی، چون به شدت پر انرژی و پر شور و شوق بودم تا نوجوانی و قبل از خدمت سربازیم، حتی خود الانم به وقتش کاملا شور و حرارت و عشق و انرژی ازم میباره با اینکه فکر میکنم واژه ای غریب شده واسم این چیزا، ولی اکثر اوقات میتونم بگم درگیر حس ناامیدی هستم، و شروعش تقریبا از دوران خدمتم شروع شد و پشت بندش بخاطر بلاهای مختلفی که سرم اومد و شکست ها و اشتباهات و بلاهای مختلف، مخصوصا یکیش کار نکردن و کار پیدا نکردن و سرزنش های هم خودم هم دیگران!

    کلا هم انگار کرم دارتم که باید همیشه به گذشته فکر بکنم! نمیدونمم باید باهاش چیکار بکنم، چجوری درستش کنم و بیخیال بشم این عارضه رو! کلا هم هر کاری میخوام بکنم که بلند شم و تکونی به خودم بدم و مسیری رو شروع کنم یا ادامه بدم، یه چیزی میشه که خراب میشه یا نتیجه نمیگیرم و با کوچکترین مانع یا نتیجه نگرفتن خیلی زود دلسرد و ناامید میشم! دلیلش رو خودم به نظرم شکست های مختلف و نتیجه نگرفتن های گاه و بی گاهی هست که توی مسیر زندگیم از سنین کم باهاشون مواجه شدم و دست و پنجه نرم کردم و دیگه اینو پذیرفتم انگار یه جورایی، کلا یه جور اعتیاد مزخرف دارم به احساس ناامیدی انگار یا به هرچیزی که هی کمک کنه به قوت گرفتن این تو وجودم! مثلا با اینکه همیشه به شدت به آهنگ های داریوش و ابی و فرهاد و این دست خواننده های محبوب قدیمی و یا یه سری آهنگ های خاص مخصوص خودم (متال گوش میدم چون دیوانه گیتار الکتریک هستم و شده حتی گاهی به خودم گفتم نکنه نباید گوش بدم! ولی باز به خودم گفتم بابا حرفای دیگرانو ول کن خزعبلاتی بیش نیستن! چه ربطی داره آخه! من با خود ساز گیتار الکتریک حال میکنم و سبک هارد راک و متال و راک کلا، همشم بیشتر آهنگای بی کلام گوش میدم چون واقعا عاشق گیتار الکتریک هستم و یه متال هِدِ واقعی! بارها به خودم گفتم به چرت و پرتای دیگران و جامعه مزخرف گوش نده آخه چه ربطی داره! کسی موزیکو درک نکرده و نفهمیده اونوقت میان راجبش نسخه میپیچن! اینهمه آدم موفق و هنرمند واقعی و عاشق هست توی موسیقی و سبکای مختلف مخصوصا متال و هارد راک، اونوقت جامعه ما درگیر چه خزعبلاتیه!) که دوست دارم و همیشه گوش دادم، اعتیاد دارم یه جورایی و به شدت دوسشون دارم و انگار توی وجودم حک شدند این آهنگ ها ازبس که باهاشون همزاد پنداری میکنم! و شاید جامعه امروزی مخصوصا نسلای جوان کلا با این چیزا و آهنگ ها میونه ای ندارن، من با اینکه بارها و بارها سعی کردم گوش ندم یا پاکشون کردم کلا از همه زندگیم، ولی باز بعد مدتی مثلا که کلی تغییر کرده بودم و یا مسیری رو خواستم پیش برم و ضربه خوردم یا ناامیدی اومده سراغم، دوباره برگشتم به اون آهنگا و همه رو دوباره گرفتم یا دانلود کردم! :) این یه مثالش بود، که به ذهنم پررنگ اومد و گفتم بگمش، ولی خیلی چیزای دیگه هم هست. بارها تغییر کردم و مسیرمو عوض کردم و کلی شور و شوق داشتم و خواستم کمک خودم بکنم اما با نتیجه نگرفتن و موانع، زود ناامید شدم، این در حالیه که من تو سنین کم مخصوصا کودکی و نوجوانی اصلا دیوانه وار عاشق چالش و حل مساله و روی مشکل و موانع رو کم کردن بودم و اصلا نشدی توی کارم نبود و نشدی وجود نداشت واسم! باید به چیزی که میخواستم میرسیدم! اما رفته رفته خیلی چیزا عوض شد.. دیگه اون آدم سابق نشدم.. :) :) لامصب انگاری هم میدان موانع هست واسه من کلا زندگی و قوانین این جهان!

    مثلا یه نمونش با کار کردن روی دوره حل مسائل خیلی شوق ورم داشته بود و امید درونم زنده شده بود و فکر میکردم دیگه این نقطه عطف زندگیم خواهد بود و کلی موفقیت و رسیدن به اهداف و شروع تحولات بزرگ توی زندگیم خواهد بود، و حتی کامل هم تمومش نکردم و تو قدم چهارم بخاطر مسائلی موندم و نشد قدم چهارم رو برم اصلا! بخاطر یه چیزای مزخرفی که پیش اومد واسم، اصلا حتی نمیخواستم بیام نظر بذارم دیگه چون مدتیه دیگه نظر هم نمیذارم مخصوصا روی این چند فایل مربوط به الگو، این در صورتیه که تو این یکی دو ماه اخیر مخصوصا با دوره حل مساله به شدت فعال و با روحیه شده بودم! و مدام پیگیر بودم و نظرم میذاشتم ولی با پیدا شدن موانعی و یه چیزای خیلی مزخرفی بدجور خورد تو برجکم و ناامیدی اومد سراغم باز و بیخیال شدم بازم همه چیزو!

    مدتهاست فکر میکنم ازبس دیگه من از تنهایی لذت بردم و تنها بودم و فسیل شدم تو این مبحث و خودم از عمد نخواستم هیچ رابطه ای رو داشته باشم حتی با قوم و خویش و نزدیکای خودم حتی خانواده خودم! واقعا به عشق نیاز دارم به عشق به عشق به عشق، این در صورتیه که توی این حس و این مقوله به خودم واقعا عالیم و واقعا عاشق خودم هستم و خودمو دوست دارم، همه رو دوست دارم، اما چی بگم..

    من ازبس با هیچکس حرف حتی نزدم و تو خودم بودم و به هیچکس اجازه ندادم وارد حریم خصوصیم بشه، خودم پزشک و روانشناس و روانکاو خودم بودم، به این نتیجه رسیدم که از بین میرم و دارم خودمو از بین میبرم، خیلی حرفه به این نتیجه برسیا! :) بعد از همه اینا احساس میکنم واقعا باید ارتباط برقرار کنم و یه آدم یه فرد کاملا هماهنگ و دوست داشتنی و آرامش بخش میتونه به شدت کمک کننده باشه و بخاطر اونم که شده من مجاب بشم حرکت کنم و احساس متفاوتی رو تجربه کنم و بلند شم خودمو زندگی رو اهدافمو خواسته هامو احساساتمو به چالش بکشم با کمک اون، حتی خود الان غروری دارم که به زور دارم این حرفو میزنم! چون میگم به شدت سرسختی میکنم و میکردم با این احساس و این حس که باید حتما کسی باشه و آدم باید رابطه داشته باشه و خودش تنها نباشه و فلان..! نه! من کاملا اوکی بودم با تنهاییه خودم تو زندگیم و همیشه هم رو این حرفم موندم حتی تمام هم سن و سالهای خودم و حتی کوچیک تر از من، نسلای جدید همه رابطه دارن و ازدواج کردن و بچه دارن حتی، ولی من از خود کوچیکی میگفتم اصلا و ابدا همچین چیزی نیست! و من هیچوقت ازدواج نمیکنم و اصلا …….. (سانسور میکنم :) ) فلان فلان رابطه و ازدواج و دختر.. :) الان که دیگه 38 سالمه.

    فقط من نمیدونم قراره جواب داده بشه به این سوالایی که پرسیده میشه تو این سلسله فایل ها؟ یا اصلا خود همینکه ما مثال هامون رو میزنیم و به توضیحات فکر میکنیم و کامنت میذاریم، خودش به جواب میرسوندمون؟ این شده واسم سوال که توی همه این قسمت ها که میایم به توضیحات گوش میدیم و مثال میزنیم طبق سوالاتی که ازمون پرسیده شده و کامنت میذاریم، آخرش جواب قراره بده استاد یا خودمون به جواب میرسیم ؟؟ یعنی قراره برسیم؟؟؟

    خلاصه.. بگذریم.. حرفای دل بود.. شما جدی نگیرید :)

    این زندگی پوشتش به ماست.. (به من یعنی که هست والا!)

    راستی سلام! :)

    در پناه رب و فلان و بیسار..

    … Dead man walkin

    -_-

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1647 روز

      سلام رضای عزیز

      پسر خوب و زبر و زرنگ،پسری که اهل حل مسئله ای و جسوری و شجاع

      تمام وقت نشستی نوشتی اما از نشدن ها و ……میدونی چرا؟بخاطر اینکه اینو تو ننوشتی بلکه اون قسمت ذهنی نوشته که دوست داره تو رو از بهشت بیرون کنه.بله رضا جان هر لحظه به موفقیت‌های گذشته ات نگاه کنی پر از محصوله و پر از نعمت و حرکت وشجاعت و تحسین.اما وقتی به گذشته با حال مقایسه و ….نگاه کنی چیزی بهت نمیده جز کوچیکت میکنه

      با توجه به اینکه منم این مشکل برگشت به گذشته و مقایسه رو داشتم و الان هم کمتر دارم اما اینم میدونم که این تیر شیطانه برای اینکه منو وارد وادی جهنم که همون افسردگی و حال بد کنه.رضای عزیز اینو محکم بهت میگم صلات کن و صدق بالحسنی کن یعنی یکسره از نعمتهای خدا که بهت داده صحبت کن و شکرگزاری کن ،ورودیهات رو کنترل کن و یکسره فایلهای استاد مخصوصا فایلهای توحیدی تو گوشت باشه و گوش کن و هر وقت نجوای شیطان که همون منفی های گذشته است به ذهنت رسید بگو که شیطان داره میاد و من شکرگزار خدا هستم که صداش رو از صدای تو میشناسم وشناختم و الان وقت شکرگزاریه،شروع کن به یاد آوری نعمتهای گذشته و حال وآینده ات.برادر بزرگوارم فعلا تا حالت برگرده به حال بهتر و بهتر و عالی فقط وفقط تمرکز کن به فایلهای امید بخش و توحیدی و فعلا فایلها و دوره های خودشناسی رو بزار کنار .انشالله وقتی احساستون بهتر شد و تثبیت شد بدنبال خودشناسی هم برو.آقا رضا تو بنده خوب خدایی و خدا دوستت داره و دائم در حال نگاه به تو هست تا بهش برگردی.توحید و باور توحیدیت را زیاد کار کن

      مراقب خودت باش و به امید خدا منتظر نوشته های مثبت قشنگت هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ابراهیم ربانی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام به استاد عزیز و مریم خانم عزیز

    خیلی خوشحالم که دوباره خداوند متعال فرصتی داد تا دوباره بیام و کامنت بزارم و خودم رو بهتر بشناسم.

    تو این بحث هدفی که واقعا خواستم بهش برسم و هنوز درگیری هستم بحث خود ارضایی هست که سالها درگیری بودم ولی به امید از خداوند خیلی تو این مسئله بهتر شدم ولی هنوز پاشنه آشیل دارم توش،وبهانه هایی آوردم که نگو از خداکمکم نمیکنه گرفته تا توانایی کنترلش رو ندارم.

    بخاطر شرایط بزرگ شدنم

    برای اینکه نیازم هست

    استاد گفته خود ارضایی مشکل نداره

    این کار اصلا گناه نیست

    خواب رو آروم میکنه

    جلوگیری از سرطان پروستات

    و کلی باور های دیگه که برای این کار داشتم الان که دارم می‌نویسم میفهمم که چقدر باور هایی داشتم که نمیزاشت کنترلش کنم.

    تو بحث اینکه دروغ نگویم که کمتر از یکسال دوباره به عنوان هدف انتخابش میکنم.

    انصافاً خیلی بهتر شدم ولی اونجوری که میخواهم هنوز نشده و باورهایش مثل

    دروغ مصلحتی مشکلی نداره

    دروغ جزء گناهان با عذاب نیست

    نمیتونی همه چیز زندگیت رو فاحش کنی بخاطر همین مجبوری دروغ بگی.

    تو خانواده ما هر کاری که انجام می‌دادیم حتی کار های ساده مثل مسافرت رفتن رو نباید به فامیل می‌گفتیم چون اونها بفهمن ما مسافرت خوبی نخواهیم داشت و بد میگذره و با ناراحتی برمیگردیم(باور مخرب دیگران رو زندگی تاثیر دارند)و این باعث می‌شد هر کی بپرسه کجا میری چیکار داری یک دروغی سرهم کنیم که مردم نفهمن ما داریم چیکار میکنیم.

    سپاسگزار خداوند یکتا و آمرزنده مهربان هستم که مرا هر روز به سمت خوشبختی ابدی هدایت میکند و دمش گرم که نعماتش را همین طور ریزان میکند و واقعا ممنونم از استاد که به هدایت های خداوند گوش داد و عمل کرد و تجربیات عمل به هدایت های خداوند رو به ما داره میگه و واقعا ممنونم خدانگهدار تون باشه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    فاطمه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    درود استاد عزیزم و دوستای عباسمنشی

    درباره هدف هایی که هر بار به عنوان هدف سالانه یا هدف کوتاه مدت انتخاب می کنید اما به آنها نمی رسید، فکر می کنید چه دلایلی باعث می شود که شما باز هم به آن اهداف تعیین شده، نرسید؟

    هدف گذاری منم مثل همه اول سال که میشه کلی هدف مینویسم چند بعضی هاش انجام میشه بعضی هاش نه اونهایی که انجام نشد پشت گوش انداختن هدفهامه هی میگم فردا انجام میدم فردا های زیادی میاد میره کن انجام نمیدم تنبلی از خودمه میدونم این کار باید انجام بشه انجام نمیدم

    هدفهایی که تیک خورد من اولش کارهای کوچیکتر تقسیم کردم تجسم کردم مهمتر از همه تمرین اهرم رنج لذت انجام دادم یادمه تو یکی از فایلهاتون گفتین پردایس میخواستین پاکسازی کنید از علفهای هرز هر دفعه یه قسمت کارو انجام میدادین اگه همه رو میخواستین یک روزه انجام بدید بدون شک اصلا حرکت نمیکردید نجوا ذهن میگفت 20 هکتار زمین کی حال داره تمیز کنه علنا حرکتی نبود

    من میدونم روش کارو باز انگیزه حرکت نمیاد باید بیشتر رو خودم کارکنم

    بازهم سپاسگزارم از شما و خانم شایسته از زحمتی که کشیدین و سپاسگزارماز خدا مهربونم منو تو مدار اگاهی این فایل فوق العاده قرار داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: