اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
شکر الله بابت اینکه دیشب این فایل نشانه ی روزانه رو پلی کردم!
شکر الله تونستم با این فایل دریابم که اگر ی موردی برام هر از چند باری تکرار میش ه اون موضوعی هست که من باید روش کار کنم!
به عنوان مثال اگر در اهدافی که دنبال میکنم زیاد اینطور میشه که در قدم 90 درصدی هدفم همه چیز تغییر میکنه باید به صورت تمرکزی روی این موضوع کار کنم و این موضوع رو به عنوان کیس استادی قرارش بدم و سعی کنم رو این مورد کار کنم و باورهای مناسبش رو ایجاد کنم تا این مورد برام اتفاق نیفته یا اینکه خیلی تعدادش برام انگشت شمار بشه!
باید حواسم به موارد تکراری زندگیم باشه که از اونها غافل نشم و روشون به صورت ویژه کار کنم و لذت ببرم!
من باید به صورت تخصصی روی ذهنم کار کنم طوری که بتونم به راحتی حس منفی رو از حس مثبت تمایز قرار دهم و همواره با کمک کلامم مسیر رو بر گردونم به سمت خواسته هام و نه ناخواسته ها
من باید در اجرای قانون به تخصص برسم! و از قانون استفاده کنم تا در مسیر درست هدایت بشم و لذت بخش کنم روند زندگی ام رو!
من ازنظررابطه بادیگران خیلی عالی عمل کردم وهرروزرابطه ام با دیگران بهتر میشه اما رابطه خوبی با همسرم ندارم،همیشه دوست داشتم که رابطه عاشقانه با همسرم داشته باشم اما هنوز موفق نشدم ،یه مدت خوبه دوباره خراب میشه،سعی میکنم توجه کنم به نکات مثبت همسرم وهمینکه سردبرخوردمیکنه یادم میره ،میدونم که هر چی بیرون من،برای من اتفاق میافتد در درون من هست و اتفاقات زندگی رو خودم دارم رقم میزنم ،ماتوانجمن یه شعارداریم که ،:همه گرفتاریها ساخته دست خودمان است ،سعی میکنم باهاش بحث نکنم سعی میکنم به نکات مثبت همسرم فکر کنم اما هنوز رابطه عاشقانه ای نداریم لطفاراهنمای کنید
استاد قشنگم، مشکل من که کارمند دولت هستم، ناتوانی در راه اندازی کسب و کار هست وهر سال هم براش فکر میکنم و قدم برمیدارم اما نمیشه
دلایلی که به ذهنم میرسه ایناست:
اولا ثروتمند شدن رو دور شدن از خدا میدونستم که به فضل الهی داره کم رنگ میشه، چون دارم درک میکنم زندگی ما حاصل تجربه ما از خداونده، و نمیشه خدا رو غنی دید و فقیر زندگی کرد…
دلیل دیگه که به ذهنم میرسه تدبیر خودمه..یعنی ثروت مند شدن رو به روش خاص گره زدم در حالی که خداوند در زمان مناسب هدایت میکنه و مهم اینه که من به اون مدار برسم. استاد ده ها بار دنبال یادگیری روش های خاص رفتم و هیچ کدوم به خروجی نرسید..و این به من این ایمان رو میده که روش خاص ضامن ساخت کسب و کار آینده من نیست
دلیل دیگری که به ذهنم میرسه احساس لیاقته..هم از این جهت که شاید محصولم رو ارزشمند نمیدونم یا این که خودم رو شایسته ثروت و داشتن کسب و کار نمیدونم
دلیل دیگه حسادته..این که به بعضی از نزدیکانم که به موفقیت مالی رسیدن حسادت دارم و این یعنی من از درون غنی نیستم که شایستگی کسب و کار رو داشته باشم..
دلیل دیگه باورهایی که از خانواده دریافت کردم .. پدرم بعد از کار آزاد و نتیجه نگرفتن و تحقیر شدن توسط پدربزرگم که ایشون هم مشکلات مالی شدیدی داشتن، به کار کارمندی پناه آوردن و این مثل سیمان به مغزم چسبیده که ما نمیتونیم از کار آزاد درآمد داشته باشیم…خدا کمکم کنه این باورهای نابودگر رو ریشه کن کنم..
استاد خیلی جا داره که روی خودم کار کنم..خیلی مشرکم..خدایا به تو پناه میبرم از این همه شرک..
من علت اصلی ناموفقیتم در هر حوزه حس منفی هست که نسبت به کلمه عمل کردن دارم
من از کلمه تغییر فکر حسم خوب میشه
از کلمه تغییر حس استقبال می کنم
اما به تغییر فعل که میرسم حسی به شدت منفی دارم
علتشم اینه به ما همیشه میگفتن رفتار خوب داشته باشید عمل کنید به عمل کار براید به سخنرانی نیست و عمل کردن همواره برای من کاری تحمیلی و خلاف نیازم بوده .
مثلا در مورد تناسب اندام عملکرد درست اینه که کمتر بخوری بیشتر فعالیت کنی تا لاغر بشی در حالیکه این عملکرد برای من واقعا تحمیلیه و من نمیتونم انجامش بدم . و از اونجایی که بدون استثنا تمام مربیان انگیزشی اول از تغییر فکر و حس شروع کردن اما بعد به تغییر عمل رسیدن
من در این قسمت گیر کردم چون باور دارم عمل هر کس براساس تفکرات و انگیزه ای که درش ایجاد میشه خلق میشه خود به خود خلق میشه تمایل به انجام رفتار اون رو خلق می کنه .
رفتار باید از درون زاییده بشه نه از بیرون
عملکردهای بیرونی که به ما القا شده که مثلا فلان کار خوبه کنترل رفتار خوبه نمیدونم فلان عمل رو انجام بدی در مسیر هستی یا مثلا در مورد تناسب اندام اگه خوردنتو کم کنی یعنی در مسیر درستی و سایر عملکردهای تحمیلی در هر حوزه ای منو از امتداد پیگیری هدفهام دور می کنه .
من 7 ساله پشت این ایستادم و به هر استادی هم مراجعه کردم میگن خب بدون عمل نمیشه . یا مثلا خود شما میگی ایمان بدون عمل حرف مفته . اما چه عملکردی عملکردی که خودم میخوام یا شما یا هر استادی معرفی می کنی ؟ در حالیکه ایمان اگه واقعا ایمان باشه عملکرد مخصوص به خودشو خلق می کنه و ممکنه این عملکرد کاملا مخالف عملکردی باشه که در ذهنها به عنوان عمل درست پذیرفته شده است .
میدونم که جواب منو نمیدی ولی من سالهاست پشت همین یه باور گیر کردم و از ادامه راه بازماندم .
مابقی باورها هم هست اما چیزی که منو ایست داده این باورمه بزرگترین باور مانع من
دقیقا به نکته جالبی اشاره کردین ادم برای چیزی حرکت میکنه که ذوقشو داشته باشه و با اشتیاق بره طرفش
مثل اینکه ما قبلا بهمون میگفتن اگه نماز نخونی میری جهنم اگه به یاد خدا نباشی فلان میشی
اما این حرکت ها از روی اجبار بود و ما بزور نماز میخوندیم برای همین بعد مدتی ولش میکردیم یا اصلا شروع نمیکردیم
برای انجام عمل در جهت خواسته هم باید اون هدف انقد برات جذاب باشه و انقد نرسیدن به اون هدف و از دادن اون موقعیت ونرسیدن به محاسن اون هدف برات زجر اور باشه که خودت با عشق حرکت کنی
و لازمه این مساله نوشتن اهرم رنج و لذته که البته اگه اصولی نوشته بشه با شدت و حدت زیاد اونوقت با رغبت قدم برمیداری
اینها رو براخودم نوشتم که الان همین چالش رو دارم و این سوال تو ذهن خودم بود و خواستم اثری از خودم بجا بذارم تا بیاد بیارم باید چطور دوباره شروع کنم
خداوند عاشق منه چرا ؟ چون به من نشون میده که باید هدف داشته باشم . وقتی هدف را گذاشتم حالا
چون عاشق منه برای من تضادهایی را بوجود میاره که باید حرکت کنم و حلشون کنم خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم.
من برای خودم هدف می گذاشتم و به خداوند میگفتم من نمیدونم راه و راه های رسیدن به این هدف و خواسته چیه . خودت می دونی و خودت هم باید برام حلشون کنی .
قبل از دوره روانشناسی ثروت یک در ناخودآگاه خودم خوردن و خوابیدن را خیلی میپرستیدم ولی باز هم هدایت خداوند که با این کار دارم از مسیر رسیدن به هدف دور و دورتر می شوم .
من به خیلی از هدف ها و خواسته های خودم رسیده ام خدا را شکر ولی به بعضی از هدف ها در کمال ناباوری هنوز نرسیدم و این هم برای حل کردن
چالش های زیاد در مسیر بوده است چون خداوند عاشق منه و من را خیلی دوست دارد می خواهد نه تنها من را به این هدف از بهترین روش ها برسونه بلکه من با داشتن هدف قانون را بیشتر درک کنم .
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
من خیلی از خواسته ها را بهش می رسم و بعد میگم که چی ؟؟!!! حالا این را دارم من دنبال خواسته های بیشتری بودم ووو
و همین صحبت های درونی باعث میشود که من
هدف ها را انتخاب کنم ولی تردیدها و شک ها نگذارند مسیر درست و هموار را درست بپیمایم.
من برای اینکه خودم فهمیدم که من دارم باورها را فقط گوش می کنم یعنی فقط در حد شنیدن بود تا
باور واقعی
هر چی حرکت می کردم دوباره سقوط می کردم
تا اینکه اومدم چند روز کمتر کردم گوش دادن به فایل ها را یعنی ذهنم دائم بهم می گفت دیگه درست شد دیگه خوب شدی
برو و اقدامات را انجام بده
می رفتم حرکت ها را می کردم و چون برای حرکت کردن ها فایل ها جوش دادنش کم میشد
دوباره همون کارها و رفتارهای قبلیم سر باز می زد .
الان داشتم سوالات بالا را جواب می دادم و فهمیدم دقیقاً همینه برای من
وقتی فرو می روم در مثلا یک بیزینس حرکت های عملی را انجام می دهم خدا را شکر ولی نباید از
گوش جان دادن به فایل ها دور شوم و من این کار را می کردم البته که خیلی از فایل ها و جملات در وجودم بهم می گفت ولی باز هم جای کار دارم و باید درستش کنم
خدایا شکرت
یعنی مثل کسانی که کار می کنند و یک موفقیت های بزرگی هم کسب می کنند بعد دیگه هیچ خبری ازشون نیست و هیچ کسی محل بهشون نمیده و بعد یا به یک بیماری ها علاج مبتلا می شوند یا بعد از مدتی می میرند
می خواهم بگم ساختن باور باید دائمی همیشگی و پیوسته باشد
البته خدایا شکرت استاد در فایل ها خیلی گفتند مخصوصاً یادمه در دوره دوازده قدم ولی باز هم به خودمون یادآوری کنیم چون پاشته آشیل همیشه هست و با کار کردن روی خودمون درست تر می شود ولی تموم نمی شود
خدایا شکرت.
.
الان من در دوره روانشناسی ثروت یک و بعد هم روانشناسی ثروت دو دارم کار می کنم خدا را شکر
و یک کمی از عزت نفس و فایل ها و تمرینات دوره عزت نفس دور شده ام
الآن که داشتم به سوالات جواب می دادم دائم صدا در درونم می گفت این را که تو نداری …. برای تو که نه … برای تو که نیست
ولی خداوند رحمان و رحیم دست بنده را هیچ وقت رها نمی کند
و بهم گفت بیا بنویس خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
بنام خداوند بخشنده مهربان که مرا هدایت کرده به همچون مسیری تا زندگیم رو اون طوری که دوست دارم بسازم رابطم ثروتی که دوست دارم آرامش،واحساحس خوشبختی،که دوست دارم از درون با توجه به این قانون درک کنم الگوهای تکرار شونده اول اینکه خدایا شکرت این باور رو شما به من انتقال دادی که عواملی بیرونی هیچ گونه تاثیر گزاری در زندگی من ندارن چیزی که دلیل تمام الگوهای تکرار شونده بود که در زندگی بوده چون هیچ گونه حواسی اصلن به خودم نداشتم اینقدر که حواسم بخ این بوده که نگنه عوامل بیرون باعث شود که زندگی خراب بشود الگو های مثل هر چند وقت یک بار شغلم رو از دست میدم هر چند یک بار با همسرم جر بحث میکنم هر چند وقت یک بار وسایل گوم میکنم هر چند ویک بار از لحاظ ذهنی بیمار می شوم هر چند وقت یک بار شرابط عاطفیم کلن بهم خوره هر چند وقت یک بار ارتباطم با دوستانم تنها دلیل اینه که هیچ وقت نیومدم اصلن به خودم فکر کنم هروقت خواستم به خودم فکر کنم ممترکز بشم روی خودم اتفاقات وشرایط گذشته ای که داشتم به من یک احساحس بی ارزشی بهم می داد مرا دوچار خشم می کرد که از خودم بیزاز می شدم وهمش،دنبال این بود چیزی رو از بیرون تعغیر بدهم تا حال خوب رو تجربه کنم وبعضی وقتا ذهنم بهم میگفت تو ادم بدبختی هستی به خاطر گذشته ای همیشه احساحس بدببختی وبیچارگی وبیهوده ای می کردم وهمین خاطر همیشه بیهوده زندگی می کردم وهمیشه هدفی رو مشخص،می کردم واز خداوند درخواست می کردم خدایا من می خوام زندگیم رو تعغیر دهم وخداوند واقعا شرایط،رو برای تعغیر برام فراهم میکرد یعنی از بابت شک ندارم خداوند بی نهایت دوست داره وهمیشه شرایط لازم برای تعغیر کردن رو برام فراهم میکنه ولی دلیل اینکه خیلی زود هدفم رو فراموشم میکنم تنها دلیلش،عدم اگاهی می بینم عدم شناخت از خداوند وعدم شناخت از خودم که از خداوند هدایت می خواهم واصلن نمی پذیرم تو این شرایط تکرار شونده ترس زندگی کنم واز خداوند طلب میکنم از طریق این سایت خدا بشنام خودم بشناسم نمی پذیرم همچون شرایط مالی،شرایط،احساحسی رو که الان دارم تو زندگی داشته باشم من باید بهترین شرایط،زندگی کنم در اوح ارامش،زندگی کنم با جای واکنش،دادن به شرایطوعومال بیروی وجگیدن از خداوند توان قدرت تعغیر نگاهم رو بهم بده ونگاه بدی،که به خودم داشتم رو تعغیر بدهم
امروز صبح ساعت 5 از خواب بیدار شدم بعد از مشاهده طلوع زیبای قرمز و صورتی خورشید
گفتم که الان موقع خوبی برای ورودی و جهت دهی توجه ام به نکات مثبت و شکرگزاری هست
سریع اومدم وارد سایت شدم و این سئوال بود برام که خدایا دلیل اینکه من هیچ پس انداز و از لحاظ مالی پیشرفتی نمیکنم چیه ،با اینکه همیشه سرکارم ،بعد دقیق هدات شدم به این فایل
و دقیقا همینجور که استاد عزیز میگن من میام هدف های مالی انتخاب میکنم هر سال و با کلی انگیزه و انرژی شروع میکنم ام روز دوم دیگه اون انرژی و انگیزه از من کاسته میشه و این الگو همینجور ادامه داره،الان که فکر کردم دلیلش از نظر خودم یکی اینکه من از خودم توقع بالایی دارم اینکه باید سریع بهش برسم و بعد این اتفاق نمیافته و زود نا امید میشم و یا اهدافم رو جوری انتخاب میکنم که با شرایط کنونی ام خیلی فاصله داره و زود دلسرد میشم میگم که نه فکر نکنم بهش برسم وضعیت الانم خوب نیست و زود دباره نا امید میشم،و بعدی هم اینه که خودم رو با بقیه مقایسه میکنم و دباره از انرژی و ادامه دادن ام کم میشه و هی همینجور ادامه داره و من به هیچ کدوم از اهداف مالی ام چه کوچیک و بزرگ نرسیدم
اما دیگه نمیخوام از این جنس اتفاقات و این نوع نرسیدن ها میخوام که تغییر کنم میخوام که همش رسیدن باشه
درود به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیز
دیشب که مرا به سوی نشانه ام هدایت کن رو کلیک کردم منو به این قسمت هدایت کرد و درست سوالی که داشتم و ذهنم رو درگیر کرده بود رو دیدم چرا هر سال هدفم را مینویسم ولی به آن نمیرسم
هدف من موفقیت مالی هست و هرسال مینویسم و چند روز اول سال خیلی خوب پیش میرم و هر روز کار دارم و میگم دیگه تمام امسال دیگه استارت خورد و دارم خوب پیش میرم و بعد از یمدت دوباره روز از نو روزی از نو (یمدت یعنی چند روز بعدش )
الان که خوب فکر میکنم شاید یکی از دلایل روزای اول سال خیلی خوب کار میاد انگیزه ای هست که برای پیشرفت در سال جدید دارم،ولی به محض اینکه یک روز کار نمیگیرم سریع سیستمم عوض میشه،و دوباره ناامیدی و نجواها میان سراغم
یعنی میشه که حال خوب من شرطی شده باشه،یعنی اگه کار باشه من حال خوبی دارم و انگیزه دارم اگه نباشه سریع ناامید میشم،یا وقتی کفگیرم ته دیگ میخوره دوباره کار میاد،
من میدونم که کار هست چون اگه کار نباشه زمانی که داره پولم تمام میشه هم باید کار نباشه،پس چرا اون موقع کار هست،
امسال با تعهد بیشتری میخواهم ادامه بدم فایلها رو هر روز انجام میدم و تمریناتم را مینویسم و تا جایی که بتوانم کامنت مینویسم و از خودم ردپا بجا میزارم
به نام خدا
شکر الله بابت اینکه دیشب این فایل نشانه ی روزانه رو پلی کردم!
شکر الله تونستم با این فایل دریابم که اگر ی موردی برام هر از چند باری تکرار میش ه اون موضوعی هست که من باید روش کار کنم!
به عنوان مثال اگر در اهدافی که دنبال میکنم زیاد اینطور میشه که در قدم 90 درصدی هدفم همه چیز تغییر میکنه باید به صورت تمرکزی روی این موضوع کار کنم و این موضوع رو به عنوان کیس استادی قرارش بدم و سعی کنم رو این مورد کار کنم و باورهای مناسبش رو ایجاد کنم تا این مورد برام اتفاق نیفته یا اینکه خیلی تعدادش برام انگشت شمار بشه!
باید حواسم به موارد تکراری زندگیم باشه که از اونها غافل نشم و روشون به صورت ویژه کار کنم و لذت ببرم!
من باید به صورت تخصصی روی ذهنم کار کنم طوری که بتونم به راحتی حس منفی رو از حس مثبت تمایز قرار دهم و همواره با کمک کلامم مسیر رو بر گردونم به سمت خواسته هام و نه ناخواسته ها
من باید در اجرای قانون به تخصص برسم! و از قانون استفاده کنم تا در مسیر درست هدایت بشم و لذت بخش کنم روند زندگی ام رو!
بنام خداوند تنها قدرت مطلق
درود بر استاد عزیز و گرامی دست طلایی خداوند و خانم شایسته مهربان
الان ساعت 1:23 بامداد است
28/7/1404
تفال به قرآن عظیم زدم
برای شروع دوره قانون سلامتی و درمان بیماریم
آیه 157 سوره اعراف
در مورد تغذیه و حلال و حرام خوراکی ها گفته
خدای من اگر این هدایت ها معجزه آن و نشانه های الهی نیست پس چیه
جام کردم استاد
خیلی دوست داشتم این لحاظ نابم را که حاصل یک روند در تکامل مسیر نعمتها ست
با شما به اشتراک بگذارم
الهی به من ایمانی محکم و باورهای قدرتمند کننده بی نظیر برای شروع دوره عطا بفرمایید
تا بعداز این رد پای جادویی و معجزهآسا
شفا پیدا کنم
و بیام بنویسم که معجزه به حقیقت پیوست
درود امیدوارم استاد جانم پیام مرا بخواند و حس زیبایش را برایم بنویسد
چقدر سپاسگزارم
از خداوند عظیم و بی نهایت
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
باسلام خدمت استادعزیز وهمراه باوفایش مریم خانم ،
من ازنظررابطه بادیگران خیلی عالی عمل کردم وهرروزرابطه ام با دیگران بهتر میشه اما رابطه خوبی با همسرم ندارم،همیشه دوست داشتم که رابطه عاشقانه با همسرم داشته باشم اما هنوز موفق نشدم ،یه مدت خوبه دوباره خراب میشه،سعی میکنم توجه کنم به نکات مثبت همسرم وهمینکه سردبرخوردمیکنه یادم میره ،میدونم که هر چی بیرون من،برای من اتفاق میافتد در درون من هست و اتفاقات زندگی رو خودم دارم رقم میزنم ،ماتوانجمن یه شعارداریم که ،:همه گرفتاریها ساخته دست خودمان است ،سعی میکنم باهاش بحث نکنم سعی میکنم به نکات مثبت همسرم فکر کنم اما هنوز رابطه عاشقانه ای نداریم لطفاراهنمای کنید
سلام استاد عزیزم
این فایل نشونه من بود
استاد قشنگم، مشکل من که کارمند دولت هستم، ناتوانی در راه اندازی کسب و کار هست وهر سال هم براش فکر میکنم و قدم برمیدارم اما نمیشه
دلایلی که به ذهنم میرسه ایناست:
اولا ثروتمند شدن رو دور شدن از خدا میدونستم که به فضل الهی داره کم رنگ میشه، چون دارم درک میکنم زندگی ما حاصل تجربه ما از خداونده، و نمیشه خدا رو غنی دید و فقیر زندگی کرد…
دلیل دیگه که به ذهنم میرسه تدبیر خودمه..یعنی ثروت مند شدن رو به روش خاص گره زدم در حالی که خداوند در زمان مناسب هدایت میکنه و مهم اینه که من به اون مدار برسم. استاد ده ها بار دنبال یادگیری روش های خاص رفتم و هیچ کدوم به خروجی نرسید..و این به من این ایمان رو میده که روش خاص ضامن ساخت کسب و کار آینده من نیست
دلیل دیگری که به ذهنم میرسه احساس لیاقته..هم از این جهت که شاید محصولم رو ارزشمند نمیدونم یا این که خودم رو شایسته ثروت و داشتن کسب و کار نمیدونم
دلیل دیگه حسادته..این که به بعضی از نزدیکانم که به موفقیت مالی رسیدن حسادت دارم و این یعنی من از درون غنی نیستم که شایستگی کسب و کار رو داشته باشم..
دلیل دیگه باورهایی که از خانواده دریافت کردم .. پدرم بعد از کار آزاد و نتیجه نگرفتن و تحقیر شدن توسط پدربزرگم که ایشون هم مشکلات مالی شدیدی داشتن، به کار کارمندی پناه آوردن و این مثل سیمان به مغزم چسبیده که ما نمیتونیم از کار آزاد درآمد داشته باشیم…خدا کمکم کنه این باورهای نابودگر رو ریشه کن کنم..
استاد خیلی جا داره که روی خودم کار کنم..خیلی مشرکم..خدایا به تو پناه میبرم از این همه شرک..
رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر
سلام و درود
من علت اصلی ناموفقیتم در هر حوزه حس منفی هست که نسبت به کلمه عمل کردن دارم
من از کلمه تغییر فکر حسم خوب میشه
از کلمه تغییر حس استقبال می کنم
اما به تغییر فعل که میرسم حسی به شدت منفی دارم
علتشم اینه به ما همیشه میگفتن رفتار خوب داشته باشید عمل کنید به عمل کار براید به سخنرانی نیست و عمل کردن همواره برای من کاری تحمیلی و خلاف نیازم بوده .
مثلا در مورد تناسب اندام عملکرد درست اینه که کمتر بخوری بیشتر فعالیت کنی تا لاغر بشی در حالیکه این عملکرد برای من واقعا تحمیلیه و من نمیتونم انجامش بدم . و از اونجایی که بدون استثنا تمام مربیان انگیزشی اول از تغییر فکر و حس شروع کردن اما بعد به تغییر عمل رسیدن
من در این قسمت گیر کردم چون باور دارم عمل هر کس براساس تفکرات و انگیزه ای که درش ایجاد میشه خلق میشه خود به خود خلق میشه تمایل به انجام رفتار اون رو خلق می کنه .
رفتار باید از درون زاییده بشه نه از بیرون
عملکردهای بیرونی که به ما القا شده که مثلا فلان کار خوبه کنترل رفتار خوبه نمیدونم فلان عمل رو انجام بدی در مسیر هستی یا مثلا در مورد تناسب اندام اگه خوردنتو کم کنی یعنی در مسیر درستی و سایر عملکردهای تحمیلی در هر حوزه ای منو از امتداد پیگیری هدفهام دور می کنه .
من 7 ساله پشت این ایستادم و به هر استادی هم مراجعه کردم میگن خب بدون عمل نمیشه . یا مثلا خود شما میگی ایمان بدون عمل حرف مفته . اما چه عملکردی عملکردی که خودم میخوام یا شما یا هر استادی معرفی می کنی ؟ در حالیکه ایمان اگه واقعا ایمان باشه عملکرد مخصوص به خودشو خلق می کنه و ممکنه این عملکرد کاملا مخالف عملکردی باشه که در ذهنها به عنوان عمل درست پذیرفته شده است .
میدونم که جواب منو نمیدی ولی من سالهاست پشت همین یه باور گیر کردم و از ادامه راه بازماندم .
مابقی باورها هم هست اما چیزی که منو ایست داده این باورمه بزرگترین باور مانع من
سلام دوست عزیز
دقیقا به نکته جالبی اشاره کردین ادم برای چیزی حرکت میکنه که ذوقشو داشته باشه و با اشتیاق بره طرفش
مثل اینکه ما قبلا بهمون میگفتن اگه نماز نخونی میری جهنم اگه به یاد خدا نباشی فلان میشی
اما این حرکت ها از روی اجبار بود و ما بزور نماز میخوندیم برای همین بعد مدتی ولش میکردیم یا اصلا شروع نمیکردیم
برای انجام عمل در جهت خواسته هم باید اون هدف انقد برات جذاب باشه و انقد نرسیدن به اون هدف و از دادن اون موقعیت ونرسیدن به محاسن اون هدف برات زجر اور باشه که خودت با عشق حرکت کنی
و لازمه این مساله نوشتن اهرم رنج و لذته که البته اگه اصولی نوشته بشه با شدت و حدت زیاد اونوقت با رغبت قدم برمیداری
اینها رو براخودم نوشتم که الان همین چالش رو دارم و این سوال تو ذهن خودم بود و خواستم اثری از خودم بجا بذارم تا بیاد بیارم باید چطور دوباره شروع کنم
موفق باشی عزیزم
به نام خدا
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
.
خداوند عاشق منه چرا ؟ چون به من نشون میده که باید هدف داشته باشم . وقتی هدف را گذاشتم حالا
چون عاشق منه برای من تضادهایی را بوجود میاره که باید حرکت کنم و حلشون کنم خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم.
من برای خودم هدف می گذاشتم و به خداوند میگفتم من نمیدونم راه و راه های رسیدن به این هدف و خواسته چیه . خودت می دونی و خودت هم باید برام حلشون کنی .
قبل از دوره روانشناسی ثروت یک در ناخودآگاه خودم خوردن و خوابیدن را خیلی میپرستیدم ولی باز هم هدایت خداوند که با این کار دارم از مسیر رسیدن به هدف دور و دورتر می شوم .
من به خیلی از هدف ها و خواسته های خودم رسیده ام خدا را شکر ولی به بعضی از هدف ها در کمال ناباوری هنوز نرسیدم و این هم برای حل کردن
چالش های زیاد در مسیر بوده است چون خداوند عاشق منه و من را خیلی دوست دارد می خواهد نه تنها من را به این هدف از بهترین روش ها برسونه بلکه من با داشتن هدف قانون را بیشتر درک کنم .
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
.
من خیلی از خواسته ها را بهش می رسم و بعد میگم که چی ؟؟!!! حالا این را دارم من دنبال خواسته های بیشتری بودم ووو
و همین صحبت های درونی باعث میشود که من
هدف ها را انتخاب کنم ولی تردیدها و شک ها نگذارند مسیر درست و هموار را درست بپیمایم.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
.
من برای اینکه خودم فهمیدم که من دارم باورها را فقط گوش می کنم یعنی فقط در حد شنیدن بود تا
باور واقعی
هر چی حرکت می کردم دوباره سقوط می کردم
تا اینکه اومدم چند روز کمتر کردم گوش دادن به فایل ها را یعنی ذهنم دائم بهم می گفت دیگه درست شد دیگه خوب شدی
برو و اقدامات را انجام بده
می رفتم حرکت ها را می کردم و چون برای حرکت کردن ها فایل ها جوش دادنش کم میشد
دوباره همون کارها و رفتارهای قبلیم سر باز می زد .
الان داشتم سوالات بالا را جواب می دادم و فهمیدم دقیقاً همینه برای من
وقتی فرو می روم در مثلا یک بیزینس حرکت های عملی را انجام می دهم خدا را شکر ولی نباید از
گوش جان دادن به فایل ها دور شوم و من این کار را می کردم البته که خیلی از فایل ها و جملات در وجودم بهم می گفت ولی باز هم جای کار دارم و باید درستش کنم
خدایا شکرت
یعنی مثل کسانی که کار می کنند و یک موفقیت های بزرگی هم کسب می کنند بعد دیگه هیچ خبری ازشون نیست و هیچ کسی محل بهشون نمیده و بعد یا به یک بیماری ها علاج مبتلا می شوند یا بعد از مدتی می میرند
می خواهم بگم ساختن باور باید دائمی همیشگی و پیوسته باشد
البته خدایا شکرت استاد در فایل ها خیلی گفتند مخصوصاً یادمه در دوره دوازده قدم ولی باز هم به خودمون یادآوری کنیم چون پاشته آشیل همیشه هست و با کار کردن روی خودمون درست تر می شود ولی تموم نمی شود
خدایا شکرت.
.
الان من در دوره روانشناسی ثروت یک و بعد هم روانشناسی ثروت دو دارم کار می کنم خدا را شکر
و یک کمی از عزت نفس و فایل ها و تمرینات دوره عزت نفس دور شده ام
الآن که داشتم به سوالات جواب می دادم دائم صدا در درونم می گفت این را که تو نداری …. برای تو که نه … برای تو که نیست
ولی خداوند رحمان و رحیم دست بنده را هیچ وقت رها نمی کند
و بهم گفت بیا بنویس خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
بنام خداوند بخشنده مهربان که مرا هدایت کرده به همچون مسیری تا زندگیم رو اون طوری که دوست دارم بسازم رابطم ثروتی که دوست دارم آرامش،واحساحس خوشبختی،که دوست دارم از درون با توجه به این قانون درک کنم الگوهای تکرار شونده اول اینکه خدایا شکرت این باور رو شما به من انتقال دادی که عواملی بیرونی هیچ گونه تاثیر گزاری در زندگی من ندارن چیزی که دلیل تمام الگوهای تکرار شونده بود که در زندگی بوده چون هیچ گونه حواسی اصلن به خودم نداشتم اینقدر که حواسم بخ این بوده که نگنه عوامل بیرون باعث شود که زندگی خراب بشود الگو های مثل هر چند وقت یک بار شغلم رو از دست میدم هر چند یک بار با همسرم جر بحث میکنم هر چند وقت یک بار وسایل گوم میکنم هر چند ویک بار از لحاظ ذهنی بیمار می شوم هر چند وقت یک بار شرابط عاطفیم کلن بهم خوره هر چند وقت یک بار ارتباطم با دوستانم تنها دلیل اینه که هیچ وقت نیومدم اصلن به خودم فکر کنم هروقت خواستم به خودم فکر کنم ممترکز بشم روی خودم اتفاقات وشرایط گذشته ای که داشتم به من یک احساحس بی ارزشی بهم می داد مرا دوچار خشم می کرد که از خودم بیزاز می شدم وهمش،دنبال این بود چیزی رو از بیرون تعغیر بدهم تا حال خوب رو تجربه کنم وبعضی وقتا ذهنم بهم میگفت تو ادم بدبختی هستی به خاطر گذشته ای همیشه احساحس بدببختی وبیچارگی وبیهوده ای می کردم وهمین خاطر همیشه بیهوده زندگی می کردم وهمیشه هدفی رو مشخص،می کردم واز خداوند درخواست می کردم خدایا من می خوام زندگیم رو تعغیر دهم وخداوند واقعا شرایط،رو برای تعغیر برام فراهم میکرد یعنی از بابت شک ندارم خداوند بی نهایت دوست داره وهمیشه شرایط لازم برای تعغیر کردن رو برام فراهم میکنه ولی دلیل اینکه خیلی زود هدفم رو فراموشم میکنم تنها دلیلش،عدم اگاهی می بینم عدم شناخت از خداوند وعدم شناخت از خودم که از خداوند هدایت می خواهم واصلن نمی پذیرم تو این شرایط تکرار شونده ترس زندگی کنم واز خداوند طلب میکنم از طریق این سایت خدا بشنام خودم بشناسم نمی پذیرم همچون شرایط مالی،شرایط،احساحسی رو که الان دارم تو زندگی داشته باشم من باید بهترین شرایط،زندگی کنم در اوح ارامش،زندگی کنم با جای واکنش،دادن به شرایطوعومال بیروی وجگیدن از خداوند توان قدرت تعغیر نگاهم رو بهم بده ونگاه بدی،که به خودم داشتم رو تعغیر بدهم
سلام درود خدمت استاد عزیزم
و تمام دوستان
امروز صبح ساعت 5 از خواب بیدار شدم بعد از مشاهده طلوع زیبای قرمز و صورتی خورشید
گفتم که الان موقع خوبی برای ورودی و جهت دهی توجه ام به نکات مثبت و شکرگزاری هست
سریع اومدم وارد سایت شدم و این سئوال بود برام که خدایا دلیل اینکه من هیچ پس انداز و از لحاظ مالی پیشرفتی نمیکنم چیه ،با اینکه همیشه سرکارم ،بعد دقیق هدات شدم به این فایل
و دقیقا همینجور که استاد عزیز میگن من میام هدف های مالی انتخاب میکنم هر سال و با کلی انگیزه و انرژی شروع میکنم ام روز دوم دیگه اون انرژی و انگیزه از من کاسته میشه و این الگو همینجور ادامه داره،الان که فکر کردم دلیلش از نظر خودم یکی اینکه من از خودم توقع بالایی دارم اینکه باید سریع بهش برسم و بعد این اتفاق نمیافته و زود نا امید میشم و یا اهدافم رو جوری انتخاب میکنم که با شرایط کنونی ام خیلی فاصله داره و زود دلسرد میشم میگم که نه فکر نکنم بهش برسم وضعیت الانم خوب نیست و زود دباره نا امید میشم،و بعدی هم اینه که خودم رو با بقیه مقایسه میکنم و دباره از انرژی و ادامه دادن ام کم میشه و هی همینجور ادامه داره و من به هیچ کدوم از اهداف مالی ام چه کوچیک و بزرگ نرسیدم
اما دیگه نمیخوام از این جنس اتفاقات و این نوع نرسیدن ها میخوام که تغییر کنم میخوام که همش رسیدن باشه
ممنون از استاد عزیزم
به نام خداوند یکتا
درود به استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان عزیز
دیشب که مرا به سوی نشانه ام هدایت کن رو کلیک کردم منو به این قسمت هدایت کرد و درست سوالی که داشتم و ذهنم رو درگیر کرده بود رو دیدم چرا هر سال هدفم را مینویسم ولی به آن نمیرسم
هدف من موفقیت مالی هست و هرسال مینویسم و چند روز اول سال خیلی خوب پیش میرم و هر روز کار دارم و میگم دیگه تمام امسال دیگه استارت خورد و دارم خوب پیش میرم و بعد از یمدت دوباره روز از نو روزی از نو (یمدت یعنی چند روز بعدش )
الان که خوب فکر میکنم شاید یکی از دلایل روزای اول سال خیلی خوب کار میاد انگیزه ای هست که برای پیشرفت در سال جدید دارم،ولی به محض اینکه یک روز کار نمیگیرم سریع سیستمم عوض میشه،و دوباره ناامیدی و نجواها میان سراغم
یعنی میشه که حال خوب من شرطی شده باشه،یعنی اگه کار باشه من حال خوبی دارم و انگیزه دارم اگه نباشه سریع ناامید میشم،یا وقتی کفگیرم ته دیگ میخوره دوباره کار میاد،
من میدونم که کار هست چون اگه کار نباشه زمانی که داره پولم تمام میشه هم باید کار نباشه،پس چرا اون موقع کار هست،
امسال با تعهد بیشتری میخواهم ادامه بدم فایلها رو هر روز انجام میدم و تمریناتم را مینویسم و تا جایی که بتوانم کامنت مینویسم و از خودم ردپا بجا میزارم
ممنونم که راهنمایی میکنید
در پناه حق
بدرود
ردپا
سلام دوست عزیز چقد این کامنت شما حرف دل من بود
دقیقا من هم تو کارم اینجوری ام و نمیدونم چکار باید بکنم که یک روز سر کار نیستم بی انگیزه نشم یک روز مشتری نیست ناامید و بی انگیزه نشم
چقد با این جمله حالم دگرگون شد دقیقا حال خوب من گره خورده با مشتری داشتن و ذهنم شرطی شده که اگه کار بود حالم خوبه اگه نبود حالم بده
دوست عزیزاگه راه حلی براش دارید یا پیدا کردید ممنون میشم بامن هم به اشتراک بذارید موفق وموید باشید