سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 6 - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

408 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سپیده دیالمه گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    سلام وقت بخیر من یک روز وارد سایت شما شدم و خدارا هزاران سپاس .

    این قسم ۶ ام هست .

    من از قسمت اول این موضوع میخوام شروع کنم به دیدن نمیدونم چطوری پیداش کنم.

    ممنون راهنمایی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    محمد خزاییلی گفته:
    مدت عضویت: 2209 روز

    سلام به استاد عزیزم خیلی وقته ک دنبال کنندتون هستم موفق نشدم ک ارتباط بگیرم از هر راهی ک بود سعی کردم اما موفق نشدم من اینجا خیلی مشکل دارم جایی هستم ک الان درگیری‌ها اجازه نمیدن تصمیم درست رو بگیرم یک طرف میترسم گناه کار بشم و از طرف دیگه اگه اینکارو انجام ندم سخت میبازم و نمیدونم ک چه باید بکنم استاد اگر امکان داره جوابمو بدین من از خداوند بخاطر استادی مثل شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 786 روز

    به نام خدای قادر

    سلام

    ششمین تعهد از سری فایلهای تمرکز بر نکات مثبت

    وقتی انسان هدفشو بتونه ببینه ببینه یعنی قابل دستیابی بدونه تجسم کنه لمسش کنه احساسش کنه نزدیک بودنش رو اونوقت تمام تلاششو میکنه برای رسیدن به هدف اما وقتی هدفش خیلی دور از دسترس باشه یه جایی باشه که مثلا نتونه ببینتش احساسش کنه نتونه تجسمش کنه الگویی رو نداشته باشه که فلانی به مین هدفی که تو میخوای رسیده قبلا الگویی نداشته باشه باورهای مناسب رو نداشته باشه اصلا سراغ هدف نمیره که بخواد بهش برسه اصلا تلاش و حرکتی نمیکنه در واقع ما وقتی به اهدافمون میرسیم که اهدافمون رو همیشه با ذهنمون ببینیم من هر چیزی رو که میخواستم مدتها قبلش میدیدمش تو ذهنم و احساسش میکردم که بهش رسیدم اصلا احساس نمیکردم که ندارمش توی زندگیم و اون چیزهایی که نتونستم احساس کنم باور کنم تو زندگیمه نتونستم احساس کنم بدست اوردنش حقمه یا قابل دستیابیه یاهرچیزه دیگه ای اونارو نتونستم بدست بیارم توی زندگیم

    شما باید راجب اهداف و خواسته هاتون جوری نگاه کنیدجوری باورهایی بسازید که این احساس رو به شما بده که هست وجود داره و قابل دستیابیه و میتونید بهش برسید یعنی انگیزه اینجوری شکل میگیره باور کنین هر انچه به ذهن شما میادو رویاش در ذهن شما شعله ور میشه باور کنین که میشه بهش رسید و براش حرکت کنین و بزارین جلوی چشمتون باشه همیشه حالا با دریم برد میتونید اینکارو بکنین با نوشتن میتونین با تجسم کردن میتونین وقتی هدف جلو چشمته و میبینیش خیلی انگیزه داری برای پیشرفت خیلی انگیزه داری برای اینکه بهش برسی باید کاری کنین خواسته های شما باور پذیربشه برای خودتون نه برای دیگران دیگران اصلا مهم نیستن

    اگه هدفتو بتونی ببینیش میتونی بهش برسی اگه نتونی ببینیش نمیتونی بهش برسی این قانونه جهانه

    خدایا ایمانمو بهت قوی کن و منو به راه درست هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1066 روز

    به نام خداوند بخشنده رحمتگر

    خدای عزیز و قشنگم بابت یک صبح زیبای دیگه و فرصت دوباره زندگی ازت سپاسگزارم

    شکرت که بهم جان دوباره بخشیدی و در این روز آفتابی و زیبا می تونم زندگی کنم رشد کنم لذت ببرم از هر لحظه زندگیم .

    خدایا من با آغوش باز پذیرای فضل و رحمتت هستم و می پذیرم هرآنچه خیر و رحمت درش هست مثل این قسمت عالی که رزقی پر برکت برای منه.

    الهی شکر الهی شکر

    سلامی بلند گرم و صمیمی به استاد عباس منش عزیزم استاد توحیدی و سخاوتمندم .

    خدایا شکرت برای این همه فراوانی زیبایی و نعمت :))

    آسمون پر از ابرهای پنبه ای زیباست

    خدایا شکرت

    یک جنگل سرسبز و انبوهی از درختان زیبا

    خدایا شکرت

    دریاچه ی آب شیرین که با جریان باد موج های ریز روش افتاده

    خدایا شکرت

    آهویی خوش رنگ و زیبا که برامون درس های زیادی داره

    خدایا شکرت

    نعمتِ بودنِ استادی آگاه و ارزشمند که سخاوتمندانه با آموزش ها و صحبت های ارزشمندش جهان رو جای بهتری برای زندگی کرده و ما رو رشد میده

    خدایا شکرت

    دنیا دنیای فراوانیه دنیا دنیای وفور ثروت و برکته دنیا پر از موقعیت های عالی و ثروت ساز و عالیه و من با آغوش باز به سوی

    رشد

    بهتر زندگی کردن

    و ثروت میرم چون لایقش هستم

    خدایا شکرت.

    وقتی که انسان هدفش رو بتونه ببینه یعنی تجسم کنه و قابل دست یابی بدونه نزدیک بودنش رو احساس کنه اونوقت تمام تلاشش رو میکنه برای رسیدن به هدف.

    اما اگر هدفش خیلی دور از دسترسش باشه که نتونه ببینش یعنی نتونه تجسمش کنه احساسش کنه الگوی مناسبی نداشته باشه باورهای درستی نداشته باشه اصلا تلاش و حرکتی برای رسیدن به هدفش نمیکنه !

    ما وقتی به اهداف مون می رسیم که اونا رو با ذهنمون ببینیم تجسمشون کنیم .

    من هر چی که تو زندگیم دارم مدت ها تجسمش می کردم و انقدر خوب این کارو انجام می دادم و باورش داشتم که حس می کردم تو زندگیم دارمش ، تمام آنچه که من دارم چیزهایی بوده که تو ذهنم ساختم و احساس می کردم وجود دارند و دارمشون

    هرآنچه به ذهن ما میاد هر آنچه رؤیاش در وجود ما شعله ور میشه قابل دست یابی و برای همین این رؤیا در ذهن ما شکل گرفته ،

    باور کنیم که میشه بهش رسید و براش حرکت کنیم تجسمش کنیم احساسش کنیم.

    وقتی هدفی داری و اونو می بینی خیلی انگیزه داری برای پیشرفت و آهویی به ما یاد میده که برای هدف مون تلاش کنیم باور پذیر بدونیمش قابل دسترس بدونیمش براش حرکت کنیم، اگر باورش داشته باشیم با انگیزه با عشق از مانع ها رد میشیم .

    اهدافمون رو برای خودمون باور پذیر میکنیم با دیدن الگوهایی که به اون اهداف رسیدند با تجسم سازی با باور کردن و احساس کردن شون ، با به یاد آوردن موفقیت های قبلی خودمون که اتفاق افتادند .

    اگر هدفت رو بتونی ببینیش می تونی بهش برسی

    هدف هایی که خودم بهش رسیدم و الان خاطره هست :

    مهاجرت در شهری که بارها تجسمش می کردم اونم در شرایطی که ظاهرا امکان پذیر نبود اما چند وقت بعد با مردی ازدواج کردم که قصدش مهاجرت به شهری بود که من می خواستم و زندگی مشترکم

    در همون شهر آغاز شد _

    هدفم پرداخت کامل اقساط بانکی به صورت یکجا بود پرداخت همه قسط و قرض ها و رها شدن از بدهکاری و با دیدن الگوهای مناسب و تجسم سازی اونم بارها و بارها .. و یک دفعه ارثیه ای از راه رسید که همه وام ها قسط ها کامل در یک روز پرداخت شدند و من به هدفم رسیدم_

    ازدواج با مردی شوخ طبع و خوش اخلاق که هر لحظه لبخند به لب داشته باشه اهل بگو بخند و پایه تفریح و مسافرت باشه و الان دارمش _

    هدفم داشتن شغلی بود که تو خونه کنار بچه هام انجامش بدم اونم راحت و با عشق هدفم پر بودن حساب هام بود اونم از درآمدی راحت و الان

    دارمش _

    داشتن خونه ای که از هر طرف پر از نور و روشنایی باشه هر روز بتونم طلوع و غروب آفتاب رو تماشا کنم همه چیز در نزدیکی خونم در دسترسم باشه و با تجسم و نوشتن و حرکت به سمتش دارمش _

    داشتن طلا و پس انداز که با دیدنه عکس و تجسم سازی شون الان دقیقا همونا رو دارم _

    یکی از هدف هام عوض شدن شغل همسرم و آقای کار خودش شدن بود راه انداختن کسب و کار خودش بود و بارها و بارها تصویر سازیش می کردم و بعد از چند ماه اتفاق افتاد _

    هدفم لاغر شدن و کم کردن 20 کیلو وزن بود برای هدفم قدم برداشتم و در راحت ترین حالت ممکن و با لذت در 4 ماه 20 کیلو کم کردم _

    هدفم دیدن زیبایی های طبیعته ایران بود اونم شهر به شهر با دیدن تصاویر زیبا و تجسم سازی شرایطی برام پیش اومد که شهر به شهر گشتم لذت بردم و 70 درصد ایران رو گشتم _

    برای داشتن ماشین وسایل ،مدرک گرفتن و کلی هدف دیگه هم همین طور …

    پس اگر تونستم به اونا برسم به هدف های بزرگتر هم می تونم برسم کافیه باورشون کنم احساس شون کنم کافیه برای هدف هام قدم بردارم مثل آهویی .

    استاد عزیزم ازتون ممنونم خدا شما رو برای من حفظ کنه و منو در مدار این آگاهی های ناب نگه داره دوستون دارم :))))

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    انسیه دماوندی گفته:
    مدت عضویت: 97 روز

    سلام استاد عزیز

    ممنونم که یاد آوری کردید که باید هدف هامون رو جلوی چشم بزاریم پررنگ تر کنیم و ببینیم

    من به امید خدا از شما یاد میگیرم که هدفهای دفن شده ی خودم که دیگه از دستیابی آن نامید شدم بردارم و در آغوش بکشم به فضل خدا

    با تجسم با الگو برداری

    با ازهمه مهم تر امید به اینکه منم هم با یاری خداوند میتوانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سمیه جریبیان گفته:
    مدت عضویت: 1126 روز

    سلام خدمت استاد مهربان و خانم شایسته عزیز و همه ی اعضای محترم سایت .

    خدا رو سپاسگزارم که در بهترین زمان ممکن منو به این فایل هدایت کرد و این دومین بار متوالیه که بعنوان نشانه روز من دو فایل مشابه از مجموعه فایل های تمرکز بر نکات مثبت به من نشون داده میشه که فوق العاده جذاب بود برام و بمن این نکته رو یادآور شد که خداوند همیشه خواهان رشد و پیشرفت من بوده و هست و این من بودم که با گوش دادن به نجواهای شیطان راه موفقیت رو بروی خودم بستم.داستان از این قراره که ان شاء ا… بزودی ی کار جدیدی رو میخوام شروع کنم و باید بعنوان همکار فروش یک مجموعه بزرگ فعالیت کنم و با اینکه بشددت مشتاقم تا بعنوان مشاور مجموعه برای رفع مشکلات کسانی که بهم مراجعه میکنن قدم کوچکی بردارم اما گاهی اوقات در صحت تصمیمی که گرفتم و راهی که انتخاب کردم انقدر دچار تردید میشم که دلم نمیخواد ادامه بدم و البته میدونم که این ترسها و تردیدها چیزی نیس جز نجوای شیطان که میخواد منو در محیط امن و کاذب خودم نگه داره و اجازه پیشرفت بهم نده صداهایی که مدام توی ذهنم میچرخه که اگر نتونی مشاوره درستی ارائه بدی چی؟ اگر مشتری هات از کیفیت محصولات راضی نبودن چی؟ اگر هزینه کردی و موفق نشدی چی و صداهایی از این دست ولی نشانه امروز باعث شد تا به نکات مثبت مجموعه و شرایطی که برام پیش اومد تا منم یکی از اعضای اون مجموعه بشم بیشتر فکر کنم و یادم اومد که صدها رضایت مشتری رو قبلا دیده بودم که جذبشون شدم و این خواسته در من شکل گرفت که از این راه بتونم موثر و مفید باشم و در کنارش به اهداف مالی خودم هم برسم.

    استاد بی نهایت ممنونم از داستان زیبایی که تعریف کردید و از برداشت زیباتری که داشتید واقعا طبیعت درسهای بزرگی برای ما انسانها داره و اگر به اندازه کافی به خودمون و خدای خودمون باور و ایمان قلبی داشته باشیم قطعا اتفاقات قشنگتری رو در زندگی خودمون رقم خواهیم زد .امیدوارم که بزودی بیام و از موفقیت هام براتون بنویسم

    درپناه ا… یکتا شاد و سلامت و خوش روزی باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    میلاد ذاکری گفته:
    مدت عضویت: 3117 روز

    سلام خدمت استاد گرامی. امیدوارم خودتون حتما این کامنت منو بخونین و جواب بدین.

    شما فرمودید اون بز زمانی که هدف شو دید تلاش کرد و بهش رسید من اینو کاملا قبول دارم. اخه تو زندگی هرموقع هدفی رو دیدم و خواستم بهش رسیدم و تو این زمینه هم قوی هستم اومدم تو این سایت تا با کمک شما خودمو قوی تر کنم. و هرروز هم سعی میکنم اون حس خوب رو داشته باشم. ولی خب واقعا زمانی که دور و برم هیچ چیز از اون چیزهای ایده آلم نمیبینم سرد میشم. مثلا ما تو پایین شهر زندگی میکنیم و هرروز از محل کار که میخوام بیام تا میرسم به محله مون اصن حالم بهم میخوره.از افراد بی هدفی که 60-70 سال عمرشونو به بدبختی زندگی کردن. و حاضر نیستن زندگی شونو تغییر بدن. به خونه هایی که توش زندگی میکنن. ببخشید اینو میگم. ولی از همشون حالم بهم میخوره.البته باز سعی میکنم با گوش دادن آهنگ های مورد علاقه م و بستن چشمام برم تو هدف های قشنگم که خداروشکر تو اکثر مواقع هم موفقم. ولی بازم بعضی مواقع همین مشکلات. همین بودن تو این شرایط و نبودن پول برا رسیدن به خواسته هام یکم اذیتم میکنه. چه کنم؟؟؟

    ممنون میشم دوستان هم نظراتشونو بگن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نعمت اله صادقی گفته:
      مدت عضویت: 2883 روز

      سلام دوست من، اینهایی که نوشتی نشانه خوبیست برای برانگیخته کردن قدرت درونی تان، من خودم هم در شرایط شما بودم و دقیقا همون شرایط قبلی موجب ایجاد انگیزه برای تغییر زندگی ام شده و الان که خودم را با چند سال پیش مقایسه می کنم می بینم که در یک محله بسیار تمیز با تمام امکانات و در آرامش کامل و بین انسانهایی کاملا خوب وعالی زندگی میکنم و باور دارم که هر روز این شرایط من در حال بهتر شدنه تا وقتی که تمرکزم روی نکات مثبت زندگی حال حاضرم باشد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4024 روز

    سلام به استاد عزیز،‌سلام به عزیزِ دلِ استاد،‌سلام به همه ی دوستان خانواده ی عباس منش

    کتابی خواندم که حس شکرگزاری عمیقی در دلم انداخت و حسم گفت در این قسمت باهاتون به اشتراک بذارم. متنی که براتون مینویسم خلاصه ی سخنرانی مردی سرخپوست به نام ” رئیس سیاتل” از فرماندهان صلح جو و مورد احترام شمال غرب امریکا است. هنگامی که دولت امریکا بعد از جنگی خونبار علیه سرخپوستان عزم کرد این سرزمین را از اقوامش بخرد:

    چگونه می توانید آسمان را بخرید؟

    چگونه می توانید باران را صاحب شوید و باد را؟

    مادرم با من گفت، هر پاره ی این زمین برای مردم ما مقدس است. هر برگِ سوزنی ِ کاج ، هر ساحل شنی. هر مه، درونِ جنگلِ تاریک. هر مرغزاری و هر حشره ی زمزمه گر. اینان همه مقدس اند، در خاطره ی مردمانِ ما.پدرم با من میگفت ، میشناسم من ،‌شیره ی گیاهی را که جریان می یابد در اندرونِ درختان، آن سان که آشنایم با خونی که در میان رگانِ من جاریست.ما پاره ای از خاکیم و او پاره ای از ماست. گُل های عطرآگین، خواهرانِ ما هستند. خرس، گوزن، عقابِ بزرگ،‌اینان برادرانِ ما هستند.ستیغ های سنگلاخ،‌ چمنزاران،‌اسب های کوتاه، همه در تعلق ِ یک خانواده اند.

    صدای نیاکانم با من گفت، آبِ تابناکی که در جوباره ها و رودخانه ها جاریست، تنها یک آب ساده نیست بلکه خونِ پدر بزرگِ پدر بزرگِ پدر بزرگ توست. هر پژواکِ شبح وار، در زلالی ِ آب ِ دریاچه ها از خاطرات ِ حیات ِ مردمان ما حکایت دارد. زمزمه ی آب ،‌آوای مادربزرگِ مادربزرگ ِ مادربزرگِ توست. رودها برادران ما هستند. آنان عطش ما را فرو می نشانند.آنان قایق هایِ ما را بر خود می بَرَند و فرزندان ما را خوراک میدهند. تو می باید مهرِ خود را نثارِ‌ رودخانه ها کنی، چنان که به هر برادری مهر می ورزی.صدای پدربزرگم با من گفت، هوا گرانبهاست. روح خود را شریک میشود با همه ی آن چیزها که به آنها حیات میبخشد. باد که نخستین نَفَسِ مرا به من بخشید، همچنان آخرین آهم را خواهد گرفت. تو می باید تا خاک و هوا را از هم جدا و مقدس نگاه داری، همچون مکانی که هر کس بتواند آنجا برود تا طعمِ باد را بچشد که نوشین از رایحه ی گُل هایِ مرغزاران است.

    آن هنگام که آخرین مرد و زنِ سرخ با بیابانِ خود ناپدید شده اند،‌و خاطره ی آنها تنها شبح پاره ابری است که بر فرازِ دشت می گذرد، آیا ساحل ها و جنگل ها ،‌هنوز در این جا خواهند بود؟ آیا روح ِ هیچ یک از مردمانِ‌ من باقی خواهد ماند؟

    نیاکان من به من گفتند: ما چنین می دانیم: زمین از آنِ ما نیست. ما از آنِ‌ زمینیم.

    صدای مادربزرگم با من گفت: به فرزندان خود بیاموز،‌آنچه را که خود آموخته ای. زمین مادر ماست. زمین را هرچه پیش آید،‌تمام پسران و دخترانِ زمین را همان پیش خواهد آمد…

    ما به این زمین عشق می ورزیم به سانِ‌ نوزادی که به ضربانِ قلب مادر عشق می ورزد.

    اگر ما سرزمین خود را به شما می فروشیم مراقبش باشید، چنان که ما مراقبش بودیم.

    در ذهن خود خاطره ی این سرزمین را به سان روزی که آن را تحویل می گیرید نگه دارید. این سرزمین و هوا و رودخانه را محافظت کنید. برای فرزندانِ فرزندانِ خویش، و عاشقش باشید چنان که ما عاشقش بوده ایم.

    نویسنده: سوزان جفرز

    نوشتن این متن همزمان شد با گذاشتن فایلهای سفر استاد به پارادایس ،‌ در این ماه بهشتی، بسیار ممنونم که زیبایی ها را باهامون به اشتراک میگذارید استاد نازنین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 2054 روز

    سلام استاد جان

    خداروشکر که امروز خداوند منو هدایت کرد به این بخش شگفت انگیز از سایت

    که در مورد تمرکز روی زیبایی ها و هدف بود

    و خداروشکر که فرصتی پیدا کردم تا بتونم استادم رو ببینم و صدای گیرا و پر مهرشو بشنوم ..

    برای من واقعا قابل باور نیست

    که یه بز بتونه از اون موانع رد بشه

    و یه کمد به اون سنگینی رو جابه جا کنم

    و گیره ظرفشو باز کنه تا بتونه غذاشو بخوره

    ولی اگر واقعی باشه این نشون میده که هدف چقدر میتونه به ما قدرت بده

    که از پس سخت ترین شرایطی که فکر نمیکردیم از پسش بر بیایم به راحتی ازش عبور کنیم ،

    هدف چنان قدرتی به ما میده که روی بزرگ ترین ترس هامون پا بذاریم و آروم آروم تکاملمونو طی کنیم و انگیزمون رو تو مسیر حفظ کنیم

    چون تمام فکر و تمرکزت رو هدفه …

    امروز همکارم ازم پرسید : اگر سه میلیارد کمیسیون بگیری چیکار میکنی …

    منم با اعتماد به نفس نظرمو گفتم

    ولی خب مورده قبول اون نبود ..

    اما اون پیشنهاد خوبی براش داشت اون میخواست این پولو تو ملک سرمایه گذاری کنه

    ولی به هر حال اون قراردادی رو نوشته که داره این مبلغ رو دریافت میکنه

    و ازش پرسیدم چند وقته داشتی بهش فکر میکردی ؟

    اونم گفت تقریبا شیش ماهه ،

    همکارم خیلی خوب داره قوانین رو اجرا میکنه ،

    خداروشکر که آدم هایی اطراف من هستند که با من هم فرکانس هستن ..

    چیزی که به ما قدرت میده و مارو بزرگ میکنه صرفاً چیزی که امروز تو زندگیمون داریم نیست بلکه اهداف بزرگیه که ما در سر داریم ..

    ممنون استاد که هر بار با تولید یک فایل بی نظیر مارو سوپرایز میکنی

    و قوانین بدون تغییر خداوند رو به ما یادآوری میکنی …

    خدایا شکرت

    ۲۸ / ۶ / ۱۴۰۰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1174 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که به من قدرت داده تا بتوانم بیاموزم و خلق کنم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    استاد بی نهایت ممنونم سپاسگزارم که هر زمان تو سایت میام یه چیزی یاد میگیرم و این هدایت خدای خوبم ست الهی شکرت

    دوباره دیدن این روز زیبا و توجه به نکات مثبت و آگاهانه بردن کانون توجه به سمته زیبایی و خوبی و فراوانی و چه از این بهتر

    امروز صبح تا کارهامو داشتم انجام میدادم فایل گوش دادم خونه ساکت و خلوت بود

    فایل کشف قوانین زندگی جلسه 11 بود در باره پیش فرضها صحبت میکردن

    و چقدر بهم چسبید و یاد آوری دوباره به من شد هر چند رعایت میکنم و خیلی بهتر شد برام

    چقدر این پیش فرضها به انسان در انجام روند کارها کمک می‌کند و همه چیز به نفعت می‌شود

    و نکات مهم این فایل هم این مثال زیبای استاد بود عالی بود ممنونم استاد عزیزم

    برای رسیدن به هر خواسته و هدف باید باور کنیم و ذهن بپذیره

    خواسته هامو تجسم کنم وبدست آوردن آن را امکان پذیر بدونم و براش هر روز قدمی بردارم نا امید و دلسرد نشم

    و باور کنم آن خدایی که این رویا رو تو سرم انداخته همون خدا محقق میکنه و هدایتم می‌کند

    و اگر بدست آوردنش رو آسان بدانم و الگو پیدا کنم غیر ممکن ها برایم ممکن میشود

    و میتونم خلق کنم با انجام دادن بعضی از کارهای آسان

    خدایا امروز هم میخواهم به لطف و هدایت تو بهترین اتفاقات رو بسازم برای خودم

    خدایا امروز به من آگاهی بده تا بتوانم از دیروزم بهتر شوم

    خدایا امروز به من رزق و روزی فراوان بده

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: